• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 777)
يکشنبه 23/12/1388 - 20:53 -0 تشکر 189933
ای پسر عزیزم احمد/+عکس

 به نام خدا

به مناسبت رحلت سید احمد خمینی/در این نامه تواضع و خشوع امام(ره) در برابر خدا شگفت است(وقتی می خواندم یاد کتاب چهل حدیث ایشان افتادم):

15سال است که وقتی اسفند ماه رو به پایان می‌رود، بیت رهبر کبیر انقلاب (س) در سوگ"سید احمد" یادگار پدرش، رخت عزا بر تن می‌کند.  همانی که همواره و بویژه  بعد از فوت ”سید مصطفی“ چه در مبارزه و چه در اداره مبارزه و امور انقلاب و کشور یار امام و یاور مردم بود و لحظه‌ای پدر را ترک نکرد. بی شک نام سید احمد خمینی برای همیشه در کنار نام امام خمینی باقی خواهد ماند؛ چه اینکه رهبر انقلاب برای او فقط"پدر"نبود و"مراد" هم بود. همان او که هم "امین امام" بود هم امین "مردم ".بین این پدر و پسر نامه های زیادی رد و بدل شده است، اما یک نامه بیش از همه مشهور شده وآن وصیت نامه  عرفانی- اخلاقی امام به سید احمد خمینی است ... با احمد جان

بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین الذی لا رحمن و لا رحیم غیره ، و لا یعبد و لا یستعان الا منه ، و لایحمد سواه ، و لا رب و لا مربی الا ایاه ، و هو الهادی الی الصراط المستقیم و لا هادی و لامرشد الا هو و لا یعرف الا به ، هو الاول و الاخر و الظاهر و الباطن . و الصلاه و السلام علی سید الرسل و مرشد الکل الذی ظهر من غیب الوجود الی عالم الشهود و اتم الدائره وارجعها الی اولها، و علی آل بیته الطاهرین الذین هم مخازن سرالله و معادن حکمه الله وهداه ما سوی الله .
و بعد این وصیتی است از پیری درمانده که در تمام دوره عمر قریب به نودساله اش در غرقاب ضلالت و سکر طبیعت به سر برده و اکنون ارذل العمر را به سوی قعر جهنم می پیماید و امیدی به نجات خود ندارد ولی از روح الله و رحمته مایوس نیست و امیدی جز او ندارد و آن چنان در پیچ و خم علوم رسمی - که سر به سر قیل است وقال - خود را عاجز می داند که جز خدای تبارک و تعالی نتواند احصای معاصی او کند.
این وصیت به جوانی است که امید است به توفیق خدای بزرگ و هدایت هادیان سبل- علیهم سلام الله - راهی به سوی حق پیدا کند و خود از این منجلاب که پدرش را فراگرفته نجات یابد.
ای پسر عزیزم احمد - سلمک الله تعالی - در این اوراق نظر کن و انظر الی ما قال ولاتنظرالی من قال من خود آن چه به تو می گویم گرچه خودم عاری و بری هستم لکن امیدوارم که برای تو تنبهی باشد. بدان که هیچ موجودی از موجودات از غیب عوالم جبروت و بالاتر و پایین تر چیزی ندارد و قدرتی و علمی و فضیلتی را دارا نیست و هر چه هست از او جل و علا است ، او است که از ازل تا ابد زمام امور را به دست دارد و احد وصمد است . از این مخلوقات میان تهی پوچ و هیچ باکی نداشته باش و چشم امیدی هرگزبه آنها مبند که چشم داشتن به غیر او شرک است و باک از غیر او - جل و علا - کفر.
پسرم! تا نعمت جوانی را از دست ندادی فکر اصلاح خود باش که در پیری همه چیز را از دست می دهی ، یکی از مکاید شیطان که شاید بزرگ ترین آن باشد که پدرت بدان گرفتار بوده و هست - مگر رحمت حق تعالی دستگیر او باشد -استدراج است . در عهد نوجوانی شیطان باطن که بزرگ ترین دشمنان اوست او را ازفکر اصلاح خود باز می دارد و امید می دهد که وقت زیاد است ، اکنون فصل برخورداری از جوانی است و هر آن و هر ساعت و هر روز که بر انسان می گذرد درجه درجه او را باوعده های پوچ از این فکر باز می دارد تا ایام جوانی را از او بگیرد. و آنگاه که جوانی روبه اتمام است ، او را به امید اصلاح در پیری سرخوش می کند و در ایام پیری نیز این وسوسه شیطانی از او دست نکشد و وعده توبه در آخر عمر می دهد و در آخر عمر وشهود موت، حق تعالی را در نظر او مبغوض ترین موجود جلوه می دهد که محبوب او که دنیا است از دستش گرفته است . این حال اشخاصی است که نور فطرت در آنها بکلی خاموش نشده است و اشخاصی هستند که غرقاب دنیا آنها را از فکر اصلاح ، به دورنگهداشته و غرور دنیا سرتاپای آنان را فرا گرفته است . من خود چنین اشخاصی را در اهل علم اصطلاحی دیده ام و اکنون بعض آنها در قید حیاتند و ادیان را هیچ و پوچ می دانند.
پسرم! توجه کن که هیچ یک از ما نمی تواند مطمئن باشد که به این دام شیطانی نیفتد. عزیزم ! ادعیه ائمه معصومین را بخوان و ببین که حسنات خود را سیئات می دانندو خود را مستحق عذاب الهی می دانند و بجز رحمت حق به چیزی نمی اندیشند واهل دنیا و آخوندهای شکم پرور این ادعیه را تاویل می کنند؛ چون حق - جل و علا -را نشناخته اند. پسرم! مسئله بزرگتر از آن است که ما تصور می کنیم . آنان که درپیشگاه عظمت حق تعالی از خود فانی شده اند و جز او چیزی نمی بینند در آن حال ،کلام و ذکر و فکری نیست و خودی نیست ؛ این ادعیه کریمه در حال صحو قبل ازمحو یا بعد از محو که خود را در حضور حاضر می بینند صادر شده است و دست ماو همه کس غیر از اولیا خلص از آن کوتاه است .
پس سخن را از آن که در خور مثل منی نیست درهم پیچم و آنچه برای تو فرزندم ممکن است که امید است به فضل خدا و دستگیری اولیای او - علیهم السلام - بدان برسی آغاز کنم و آن چیزی است که در فطره الله التی فطر الناس علیها جمیعا حاصل است یعنی فطرت توحید که تمام انسانها بلکه تمام موجودات بر آن مفطورند و آنچه توجه به آن شود و دنبال آن هر کس رود چه در علوم و فضائل و فواضل و چه در معارف و امثال آنهاو چه در شهوات و هواهای نفسانی و چه در توجه به هر چیز و هر کس از قبیل بت‌های معابد و محبوبهای دنیوی و اخروی ظاهری و خیالی و معنوی و صوری ، چون حب به زن وفرزند و قبیله و سران دنیوی چون شاهان و امیران و سپهبدان یا اخروی چون علما و دانشمندان و عارفان و اولیا و انبیا - علیهم السلام - همه و همه عین توجه به واحد کامل مطلق است ؛ حرکتی واقع نشود جز برای او و وصول به او؛ و قدمی برداشته نشود جز به سوی آن کمال مطلق . و اکنون امثال ما در حجابهای ظلمانی - بعضها فوق بعض - واقعیم ،دردها و رنجها و عذابها از این احتجاب است . و اول قدم که مقدمه رفع حجب است آن است که گرایش پیدا کنیم که در حجابیم و از این خدر طبیعت که تمام وجود ما را ازسر و علن و باطن و ظاهر فرا گرفته به تدریج به هوش آییم و این "یقظه "ایست که بعض اهل سلوک ، منزل اول دانسته اند، و چنین نیست بلکه این به هوش آمدن و بیدار شدن مقدمه دخول در سیر است . و رفع همه حجب ظلمانی و پس از آن نورانی ، وصول به اول منزل توحید است . و اگر به قدم عقال عقل پیش رویم ، آن هم با همه عقال ، همین نغمه را دارد و گوید کمال مطلق همه کمالات است و الا مطلق نیست و هیچ کمالی و جمال وجمیلی ممکن نیست در غیر حق ظهور کند که این غیریت ، عین شرک است اگرنگویم الحاد است .
عزیزم ! اول باید با قدم علم ، لنگان لنگان پیش روی و این هر علمی باشدحجاب اکبر است که با ورود به این حجاب به رفع حجب آشنا می شوی ، بیا با هم به سوی وجدان رویم که ممکن است راهی بگشاید. هر انسانی بلکه هرموجودی بالفطره عاشق کمالات است و متنفر از نقص ؛ شما اگر علم می جوییدچون کمال است می جویید و از این جهت ممکن نیست که فطرت شما به هر علم که دست یابد به آن قانع شود و اگر توجه کند که مراتب بالاتری است در این علم بالفطره آن را می جوید و می خواهد و از این علم که دارد به واسطه محدودیت ونقصش متنفر است و آنچه بدان دل باخته حیث کمال آن است نه نقص . و اگرقادری توجه به قدرتش دارد این توجه به کمال قدرت است نه نقص آن ؛ ولهذا قدرتمندان دنبال قدرتهای بالاتر می گردند و خود نمی دانند. قدرت مطلق ،موجود مطلق است و تمام دار تحقق جلوه ای است از آن موجود مطلق و به هرچه رو آوری به او رو آوردی و خود محجوبی و نمی دانی ؛ و اگر بقدم وجدان همین مقدار را درک کنی و بیابی ممکن نیست که بجز موجود مطلق به چیزی توجه کنی و این گنجینه ای است که انسان را بی نیاز کند از غیر او و هر چه به او برسد از محبوب مطلق رسیده و هر چه از او سلب شود، محبوب مطلق از او سلب کرده است ؛ در این حال ازعیب جوییها و هرزه درایی های دشمنان لذت می بری ؛ چه که از محبوب است نه ازاینان و دل به هیچ مقامی نمی بندی جز به مقام کمال مطلق .
پسر عزیزم! حالا می خواهم با تو با زبان و قلم ناقصی که دارم صحبت کنم :
تو و همه می دانید که در نظامی واقع هستید که به یمن قدرت الهی و توفیق او - جل وعلا - و دعا و تایید حضرت بقیه الله - ارواحنا لتراب مقدمه الفدا - و ملت انقلابی ایران - که جانم فدای یک یک آنها - دست رد به سینه همه قدرتهای شیطانی زده است ،نظام بی نظام ستمشاهی را که هزاران سال جز ستم و ظلم و مردم آزاری و قتل و غارت کاری نکرده اند به خاک مذلت کشاند و در این راستا کسانی که به طفیل آنان دود ودمی داشتند و ظلم و ستمی و غارت و چپاولی می کردند و الان هم بسیاری از آنان یادر ممالک دیگر و یا در داخل هستند و شیفته آنانند؛ و با بلوک غرب سر پنجه نرم کرده و آنان را که با قدرتهای شیطانی و تبلیغات وسیع عالم که در تحت فرمان آنان است از اوج قدرت نمایی به پایین کشیده و در صحنه های بین المللی مشت آنان راباز کرده و رسوایی آنان را بر سر زبانها انداخته .
و اکنون همه خصوصا امریکای جهان خوار طرفدارانی در جهان و بین ملتهای دربند و غافل از قدرت اسلام و بین افراد بسیاری از ملت ما که دل باخته آنان یا قدرت آنانندموجود و شمشیرها را بر ضد این جمهوری و سران آن از نیام کشیده و در انتظار محو این جمهوری به سر می برند و چون منافع غرب در خطر است و اسلام قدرتمند تنها قدرتی است که این خطر را پیش آورده است و همین طور بلوک شرق ملحد که با هر صدایی که منافی قدرت آنان است مخالف و نصفی از جهان به دست آنان است و احساس خطر بزرگ از اسلام قدرتمند برای خود و دوستان خود می کنند و در داخل و خارج نیز دل باختگانی دارند که آنان نیز به تبع معبودشان با اسلام بزرگ و جمهوری اسلامی ودست اندرکاران آن در دشمنی بسر می برند و در فکر محو آثار آنند، با این اوضاع واحوال توقع این دارید که دست جمهوری اسلامی را بفشارند و "اهلا و سهلا" گویان به مداحی جمهوری اسلامی و گردانندگان آن برخیزند!
این طبیعی افکار فاسد بشر است که باید به هر وسیله خار راه را از سر راه برداشت ؛ ویک وسیله بزرگ علاوه بر وسائل نظامی و اقتصادی و قضایی همان بعد فرهنگی است .فرهنگ فاسد غرب و شرق اقتضا می کند که با وسائل عظیمی که در دست دارند در تمام ساعات روز به دروغ پردازی و تهمت و افترا بر فرهنگ الهی اسلام بتازند، و در هرفرصتی قوانین الهی جمهوری اسلامی و اصل اسلام را بکوبند و وابستگان به آن رامرتجع کهنه پرست فاقد شعور سیاسی بخوانند، و قوانین اسلام را کافی برای این زمان ندانند. به بهانه آنکه قوانینی که هزار و چهارصد سال بر آن گذشته قدرت اداره امور راندارد، که دنیا نوآوردهایی دارد که در آن اعصار نبوده و بعض اشخاص مدعی اسلام نیزاین مطلب را تکرار کرده و می کنند.
در این محیط باید به حسب فرهنگ الهی اسلامی ، در مقابل این توطئه های دامنه دار استقامت کرد و از این فرصت الهی که به دست آمده است نویسندگان متعهدو گویندگان و هنرمندان استفاده کرده و به مدد روحانیون آشنا به فقه اسلام و قرآن کریم ،احکام الهی را - که برای همه قرون است - با اجتهاد صحیح از قرآن کریم ، سنت نبی اکرم "ص " و اخبار سرشار از معارف الهی و فقه سنتی استخراج کرد و به عالم عرضه داشت . و از خرده گیری کج روشان و آخوندهای درباری و وعاظالسلاطین نهراسید و به آن روحانی نمایان یا روحانیان که از روی عمد یا کج فهمی ، یا حسد و دسیسه های شیطانی [مخالفت می کنند] با موعظه حسنه و طریقه نبی اکرم - صلی الله علیه و آله و سلم و امیرالمومنین و سایر ائمه معصومین - علیهم صلوات الله - فهماند که این کجروی ها اگرخدای نخواسته بجایی برسد و خللی در جمهوری اسلامی - که می خواهد اسلام مظلوم در طول تاریخ را تجدید کند - وارد شود، اسلام چنان سیلی از غرب و شرق و وابستگان به آنان می خورد که قرنها فسادی بالاتر از عصر ستمشاهی را شاهد خواهیم بود.
و اکنون وقت آن است که وصیت و نصیحت پدرانه به احمد فرزند خود بکنم . پسرم !تو با آنکه در هیچ شغلی از شغلهای سران اسلامی - ایدهم الله تعالی - وارد نیستی ، این سیلی های طاقت فرسا را که می خوری برای آن است که فرزند منی و به حسب فرهنگ غرب و شرق باید من و هر کس به من نزدیک و به ویژه تو که از هر کس نزدیکتری موردتهمت و آزار و افترا واقع شود. در حقیقت جرم تو این است که فرزند منی و این در نظر
آنان کم جرمی نیست ؛ البته بالاتر از اینها هم باید بگویند و خواهند گفت و باید منتظر ومهیا باشی ؛ اما اگر ایمان و اعتقاد به حق تعالی داشته باشی و اعتماد به حکمت و رحمت بی پایان او بکنی ، خواهی این تهمتها و افتراها و آزارهای بی پایان را تحفه ای از دوست برای سرکوب نفسانیت خود بدانی و ابتلایی و امتحانی است الهی برای خالص کردن بندگان خود. پس سیلی ها را بخور و شکر خداوند را به جا آور که چنین عنایتی فرموده وآرزوی بیشتر بکن .
پسر عزیزم! بارها به من گفتی که درباره تو صحبتی که دال بر تبرئه تو از این تهمتهااست نکنم و این را برای اسلام و مصلحت جمهوری اسلامی گفتی ؛ لکن من اگر در این ورقه بر خلاف آنچه گفتی درباره تو چیزی بگویم برای ادای تکلیف الهی است که یک نفر مسلمان یا بنده خدا برای من ، مورد این همه تهمت و آزار باشد و من آنچه می دانم درباره او نگویم .
من خدای قاهر حاضر منتقم را شاهد می گیرم که احمد از آن روزی که در کمک اینجانب در بیرونی مشغول اداره امور من بوده تا الان که این ورقه را می نویسم قدمی یاقلمی بر خلاف گفتار و نوشتار من بر نداشته و با وسواس عجیب در کلیه گفتارهای من یانوشته های من سعی نموده که حتی یک کلمه بلکه گاهی یک حرف را که به نظر او
محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نکند. من در نوشته و گفتارهایی که دارم به او و بعض اعضای دفتر - حفظهم الله - و به اشخاصی که متکفل رسانه ها بوده اند و هستنداجازه دادم که هر چه بر خلاف صلاح به نظر آنها است به من تذکر دهند و احمد فرزندمن در جریان این امور بوده و هست و تاکنون اتفاق نیفتاده که کلمه [ای ] را بدون رجوع به من اضافه یا کم کند "والله علی کل ذلک شهید".
خداوندا! من با آنکه نمی خواهم از بستگانم چیزی که بوی مدح و ثنا می آید بگویم یا بنویسم ، لکن تو می دانی که ساکت ماندن در مقابل تهمتها جرم و گناه است ؛ اینجانب ازدوستانی که در دفتر هستند خلافی که موجب نارضایتی من باشد سراغ ندارم ؛ اینان سابقه ممتد با من دارند و در بین آنها به آقای صانعی برای بستگی به من در طول زندگی من صدمات بسیار وارد شده است که از خدای متعال برای همه اجر جزیل و صبر جمیل خواهانم . و در آخر این را هم بگویم که احمد تاکنون برای مصارف خود دیناری ازبیت المال صرف نکرده و من از مال شخصی خودم زندگی او را اداره می کنم .
خداوندا! بر ما بندگان ناچیز سر تا پا گناه ببخشا و رحمت واسعه خود را از ما دریغ نفرما هر چند نالایق هستیم لکن مخلوق تو هستیم . خداوندا! این جمهوری اسلامی ودست اندرکاران آن را و رزمندگان عزیز ما را در پناه عنایت خود حفظ، و شهدا ومفقودین و شهدای عزیز را با خانواده آنها در رحمت خود غریق بفرما، و محبوسین ومفقودین ما را که به وطن خود بازگردان ، به حق محمد و آله الاطهار علیهم صلوات وسلام .
تاریخ 27 ربیع الثانی 1408
روح الله الموسوی الخمینی

منبع:سایت جماران http://www.jamaran.ir  

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

يکشنبه 23/12/1388 - 23:6 - 0 تشکر 189967

این نامه برای سید احمد خمینی است نه برای نوه ی آقای خمینی!!!!!دوستان خدای ناخواسته به اشتباه نكنند

چون پسر حضرت نوح(ع)هم نافرمانی كرد وبه عذاب گرفتار شد

نتیجه:
هركس پیرو حق باشد عاقبت به خیر می شود.هركس پرو حق باشد نه باطل!

شکر لله شیعه ای نامی شدیم
اهل جمهوری اسلامی شدیم
از خمینی درس عشق آموختیم
در تنور جنگ و جبهه سوختیم
بیعتـی کـردیم بـا سیـد علی
راه حـق در قول و فعلش منـجلی

 
دوشنبه 24/12/1388 - 11:34 - 0 تشکر 190036

خدا کند که بعد از ایشا ن مانیز در راه امام عزیزمان بمانیم و مثل خیلی ها نباشیم.
و من الله التوفیق

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد

دوشنبه 24/12/1388 - 16:25 - 0 تشکر 190097

ببخشید جناب سعید چه کسی نافرمانی کرده؟؟؟این ادعای خلاف واقع شخص شماست...انها که نوه ی امام را سالهاست میشناسند میدانند که چه شخصیت بزرگی یادگار امام عزیزمان است...اگر ایشان در برخی مسائل اظهار مخالفت نمی کردند باید شک میکردیم که راه امام را ادامه میدهند یا نه

سياوش بيدکاني

راوي بيداد و داد موسيقي و مردمان ايران زمين

خنياگر مرغ سحر ، باربد زمان

جناب استاد محمدرضا شجريان

دوشنبه 24/12/1388 - 18:48 - 0 تشکر 190134

دو نامه ی منتشر نشده از همسر امام به حاج احمد آقا:

پسر عزیز و مهربانم
کوکب بخت مرا هیچ منجم نشناخت 
یارب از مادر گیتی به چه طالع زادم
ده روز دیگر بیشتر نمانده که باز غربت تازه‌تری پیدا کنیم و نمی‌دانیم به کجای دنیا باید برویم. تکلیف هر کسی پیداست که می‌رود به وطن آبا و اجدادی خودش یا هر کجا را که بهتر بداند. ولی راجع به ما لازم به توضیح نیست که هیچ مملکتی ما را نمی‌پذیرد ولی هنوز امید به اینکه همین جا فعلا بمانیم داریم تا بعداً چه پیش آید. فعلا سبب شده است که من دست از سفری که زنده‌کننده روح و اعصاب بلکه ماده حیاتی دارد برای من، بردارم و به امیدش بنشینم. تاکنون موافقت نکرده‌اند اما از اظهار لطف و محبت شما که نسبت به آمدن من نموده بودید بسیار متشکر و سپاسگزارم زیرا جز پشتیبانی شما اولادها هیچ چیز دیگر نمی‌خواهم چون از صمیم قلب دوستتان دارم
بلکه تمام وجودم خلاصه شده در شماها. حال مزاجی همگی از پدر، برادر و
سایرین خوب و سلامت. طلبه ها اعم از افغانی و ایرانی به فکر رفتن افتاده‌‌اند،
منتظر روز موعود که اول هفتمین ماه خودشان است برای این که تموز که مطابق ژوئیه فرانسه و 21 جمادی‌الثانی می‌شود 9/4 شمسی. سرنوشت اجانب نجف معلوم خواهد شد.
هوای اینجا خیلی گرم شده، از اول صبح کولرها به کار است. آقاجانت مشغول وضو برای رفتن به درس هستند. خدمت فاطی‌خانم و همشیره‌ها سلام مرا ابلاغ دارید. نور چشم دلبندم حسن که همیشه با او حرف می‌زنم قربان می‌روم. من آرزویی ندارم جز دیدن روی ماه همگی خصوصا حسن. اقلیما عازم است خروجی هم گرفته، سلام می‌رساند، مشهدی حسین سلام می‌رساند به‌ سکینه‌سلطان سلام برسانید.
آقاجانت و داداش و بقیه سلام می‌رسانند راجع باصلاح امور خانه ننوشته بودید، کوتاهی نکنید مصلحت نیست حتما خوب درک می‌کنید. آن هم مهیای آمدن هستند، از حضورشان استفاده کنید. دو هفته قبل برای فاطی‌خانم جواب کاغذش را دادم لابد رسیده. خاله‌جانشان حالش خوب است. فردا عازم هستیم بروم منزلشان کوفه، جای ایشان خالی است. بیش از این مزاحمت نمیشوم سلامتی تو را خواهانم.
قربانت مادرت

====

یگانه فرزند دلبندم
چه جرم رفت که با من سخن نمی‌گویی
چه کرده‌ام که به هجران تو سزاوارم

نمی‌دانی دوریت دیگر تا چه اندازه کلافه‌ام کرده و تا چه حد سر به گریبان شده‌ام. امروز که یازدهم ماه بود تاکنون که چهار ساعت از شب گذشته آنی از نظرم محو نشده و دایماً با تو و خانمت به انواع متفرقه مشغول صحبت بوده‌ام تا این ساعت وقت به دست آورده‌ام و به مکالمه با تو پرداخته‌ام. آقاجانت رفته‌اند بیرونی و بعد حرم. اقلیما رفته حمام فعلا تنها نشسته‌ام. پارسال این موقع با شماها مشهد بودم. ای خوشا به حال پارسال! نمی‌دانم به دیدارت نایل می‌شوم یا عمرم کفاف نمی‌دهد. به جان عزیزت همیشه سلامتی و محفوظیت شماها را از بلیات ارضی و سمایی از ائمه خود خواستارم و به آنها شما را می‌سپارم. حال من و پدر و برادر و بقیه همگی خوب، سلامت. همه اهل دو منزل روزه هستند الا گاهی حسین و مریم و به کلی من روزه نیستم. البته من به جهت معلوم شرعاً و عرفاً معذورم نمی‌دانم، شماها با روزه چه می‌کنید. آقاجانت روزه می‌گیرند، حالشان تاکنون الحمدلله خیلی خوب بوده است. هوای اینجا خیلی خوب است شب، روز توی اطاق راحت هستیم.
کاغذی که توسط مسافر برای من و پدر نوشته بودی رسید. عزیزم می‌نویسی کاغذ نمی‌دهید به خدا هر چه نامه داده‏ای فورا جواب نوشته‌ایم ولی چون مسافر نیست زیادی نداده‌ایم. امید است که وجود عزیزت سلامت، با خوشی سرگرم زندگی بوده باشید. انشاءالله فاطی‌جان هم حالش خوب، با کمال صمیمیت و محبت مشغول زندگانی خود می‌باشد. خواهرها انشاءالله حالشان خوب است، از قول من به آنها سلام برسانید. جواب کاغذهای هر دو را داده‌ام. به فاطی‌خانم سلام برسانید، به سکینه ‌سلطان سلام برسانید، آقاجانت و داداش و بقیه سلامت، سلام می‌رسانند. اقلیما عرض سلام دارد. صغرا هنوز نیامده، خیلی منتظر صغرا هستند و صدای واعظ صحن می‌آید، شب‌ها خیلی تنها هستم. در ماه رمضان رفت و آمد نیست. مشکل است معصومه‌ خانم هم کم می‌آید لذا شب‌ها خیلی تنها هستم. دلم نمی‌آید کاغذ را تمام کنم لابد از یادت رفته نمک صدف بدهی صغرا بیاورد. مکرر نوشته‌ام چیز کوچک را انسان فراموش می‌کند. از خاله‌جان فاطی‌خانم خبر دارم حال خودش و بچه‌هایش خوب است. بیش از این مزاحمت نمی‌شم شاید وقت قرائت کم باشد. کاغذ زود به زود بده، متشکرم.
قربانت مادرت

----

چند نامه ی دیگر در سایت جماران:

http://jamaran.ir/fa/NewsContent-id_14144.aspx

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

دوشنبه 24/12/1388 - 19:7 - 0 تشکر 190137

خاطره ای زیبا و دلنشین ار حاج احمد آقا:

درسفرهای متعددی که به سیستان و بلوچستان و دهات اطراف آنجا داشتیم،از شهرهای مختلف اعم از ایرانشهر و سرباز و چابهار و کنارک تا طرف‏های بم و کرمان و همین محدوده مرزی جالق و میرجاوه بازدید کردند. و چون مناطق فقیرنشین و مستضعف بودند با مردم هم نشست‏هایی داشتند تا درد دل مردم را بشنوند. ایشان، هم زمان حیات حضرت امام و هم بعد از رحلت حضرت امام به نقاط جنوب کشور از آبادان و خرمشهر و تا جاهای مختلف مثل بندر لنگه و بندرعباس و مناطق شمال کشور رفتند و علی‏الاصول سفرهایشان به نحوی بود که کمتر بنا داشتند معرفی بشوند. خیلی به ندرت پیش می‏آمد که حاضر بشوند خودشان را معرفی کنند مگر جاهایی که احساس می‏کردند مردم اگر متوجه بشوند ایشان فرزند امامند خوشحال می‏شوند و انعکاس بیرونی زیاد هم ندارد، مثل دهات محدود و کوچک. در یک ده خیلی کوچکی شاید نزدیکی‏های بوئین‏زهرا که شب بود رفتیم و چند خانوار بیشتر نبودند. خیلی هم مستضعف بودند، دیدند ما چند نفر روحانی هستیم البته ایشان لباس شخصی پوشیده بودند ولی همه ما لباس روحانی داشتیم. مردم استقبال کردند به عنوان روحانی و شب در آن ده اطراق کردیم. بزم خوبی بود، با مردم صحبت می‏کردیم، از مردم سؤال شد خواسته شما با این وضعی که در این ده و این محدودیت‏هایی که دارید چیست؟ انتظار ما هم این بود که بگویند ما آب نداریم، وضع جاده‏هایمان خراب است. این سؤال‏ها را که می‏کردیم جواب آنها این بود که ما آرزویمان این است بتوانیم امام را ببینیم و ما هم به شوخی گفتیم که فرزند امام را چطور؟ گفتند: چرا! فرزند امام را هم دوست داریم ببینیم. هر چه صحبت می‏کردیم می‏گفتند خواسته ما دیدار حضرت امام است و با آن صفا و صمیمیت روستایی خودشان خواسته مادی نداشتند. گفتیم حالا اگر فرزند امام اینجا باشد، شما چه می‏کنید؟ ما دیدیم کم‏کم دارند به ما مشکوک می‏شوند. گفتیم که فرزند امام ایشان هستند. خلاصه برایشان سخت بود قبول کردن قضیه و مسأله به نحوی بود که حاج احمد آقا دیدند که اینها دارند به اصل روحانی بودن ماها شک می‏کنند. به پاسدارشان گفتند بروید از عقب ماشین لباس‏های من را بیاورید و ملبس به لباس روحانی شدند. یک وقت دیدیم همه زنان و مردان که نشسته بودند یک فریادی کشیدند. دیدند پسر امام است. به نحوی شد که ما دیگر نتوانستیم آنجا بمانیم. احساسات شدیدی به اهالی دست داد، ما آمدیم. منتها فردا حاج احمد آقا از جماران ماشین فرستادند و همه آن اهالی را برای دیدار امام آوردند، و امام با آنها صحبت کردند. از این نوع خاطرات زیاد است. .( امین مردم و امام،ص۹۹، خاطرات سید سراج الدین موسوی)

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

دوشنبه 24/12/1388 - 23:37 - 0 تشکر 190188

tanbure_hag گفته است :
[quote=tanbure_hag;429704;190097]ببخشید جناب سعید چه کسی نافرمانی کرده؟؟؟این ادعای خلاف واقع شخص شماست...انها که نوه ی امام را سالهاست میشناسند میدانند که چه شخصیت بزرگی یادگار امام عزیزمان است...اگر ایشان در برخی مسائل اظهار مخالفت نمی کردند باید شک میکردیم که راه امام را ادامه میدهند یا نه

بزرگی را از امام  خمینی(ره) یاد بگیریم ونه از دیگران من اعادی نكردم كه خلاف بودن یا نبودن آن اثابت شود .شما بهتر متن را بهتر مطلاعه كنید دوست عزیز

شکر لله شیعه ای نامی شدیم
اهل جمهوری اسلامی شدیم
از خمینی درس عشق آموختیم
در تنور جنگ و جبهه سوختیم
بیعتـی کـردیم بـا سیـد علی
راه حـق در قول و فعلش منـجلی

 
سه شنبه 25/12/1388 - 13:22 - 0 تشکر 190269

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

چهارشنبه 26/12/1388 - 16:59 - 0 تشکر 190492


به گزارش خبرآنلاین سید احمد خمینی در فروردین ماه سال ۶۰ در جمع خبرنگاران سخنانی پیرامون برخی شخصیت ها و منسوبین به امام و همچنین نحوه برخورد با مخالفین بیان کرد.

متن کامل این سخنان در تاریخ ۲۴فروردین ماه سال ۶۰ در روزنامه کیهان منتشر شده است.

مرحوم سید احمد خمینی در ابتدای این گفت و گو با خبرنگاران گفت:« ابتدا لازم می دانم یکی دو مسئله را تذکر دهم. اول اینکه ما منسوبین به حضرت امام باید توجه داشته باشیم که فقط به علت نزدیکی با ایشان است که با ما مصاحبه می شود و یا به ما احترام می شود و الا خود ما که چیزی نیستیم و ویژگی هایی نداریم. نه زندان رفته ایم و نه شکنجه شده ایم و نه در فلسفه غرب و شرق اهل نظریم و نه در فقه و اصول مجتهد نه ادیبیم و نه منطقی. فقط و فقط منسوب امامیم. پس باید دقیقا توجه کنیم که اگر امام نبودند هرگز کسی ما را بدان صورت نمی شناخت تا با ما مصاحبه کند. پس من من نکنیم که هیچیم. من چون فرزند امام هستم می آیند و با من مصاحبه می کنند چاپ می کنند و آن را تیتر می کنند و الا از قبیل من زیادند و از من بهتر بسیار بیشتر در حوزه های علمیه سراسر ایران از قبیل ما فراوان کسی با آنان مصاحبه نمی کند لذا باید توجه کنیم که از انتساب سو استفاده نکنیم که خلاف شرع مبین است.»

فرزند امام خمینی در ادامه از افزود: «مسئله دیگر اینکه اگر هم بگوییم که من کاری با امام ندارم و من خودم هستم و حرفهای من حرفهای من است و به امام مربوط نمی شود کما اینکه از روی عدم آگاهی قبلی گفته شده بود این خدعه و فریب است. زیرا تنها با عنوان فرزند امام است که می توانید لی لی به لالامون گذارند و الا کی هستید تا کسی تو را بشناسد چه رسد به اینکه با تو صحبت کند و تیتر کند و هر کس استفاده خودش را بکند. خودت را بکشی فرزند امامی و با این ژست که نخیر با امام کاری ندارم و فقط حرف های خودم را می زنم کار تمام نمی شود. پس باید مصاحبه نکنی یا اگر مصاحبه می کنی صددرصد باید امام راضی باشد والا سواستفاده چی هستی. چون چیزی نیستی. تو را به خدا به خودمان رجوع کنیم آیا غیر از این است؟ پس سعی کنیم خلاف نکنیم چون می دانیم از قبیل ما هزاران هزار هستند پس چرا سراغ آنها نمی روند با آنان مصاحبه نمی کنند. اگر فضل و علم و دید سیاسی بود که از ما بهتر زیادند پس چرا سراغ آنها نمی روند.؟»

سید احمد خمینی در ادامه سخنانش با اشاره به برادرزاده اش گفت:« من صریحا می گویم که موضع گیری اخیر برادرزاده ام حسین آقا را قبول ندارم و با حرفهای ایشان مخالفم صحبت های ایشان به خود ایشان مربوط می شود و نه تنها به امام مربوط نیست که به من هم مربوط نمی شود. ولی این نباید موجب شود تا ما بدون هیچ دلیلی بگوییم ایشان به فلان گروه و دسته وابسته است. نه ایشان به هیچ گروهی وابسته نیست. ایشان یا عصبانی شده است و این مسائل تند را بیان داشته و یا فکر کرده و به این نتیجه رسیده است.»

فرزند امام خمینی در ادامه تصریح کرده است: «خلاصه باید مراقب بود تا کسی مطلبی گفت که مطابق میل ما نبود او را منحرف و یا وابسته قلمداد نکنیم که این خطرناک است. مثلا من با موضع گیری های عموی عزیزم حضرت آیت الله پسندیده مخالفم در عین حالی که شدیدا به ایشان احترام می گذارم. ما نباید زحمات بسیار ایشان را فراموش کنیم. من با اینکه به ایشان شدیدا علاقه مندم با موضع گیری های ایشان مخالفم. این دو مسئله کاملا قابل تفکیک است و نباید با هم مخلوط گردد. ایشان واقعا مقاوم هستند و مورد احترام حضرت امام و نباید خدای ناکرده به ایشان توهین شود.»

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی