• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 482)
چهارشنبه 19/12/1388 - 21:26 -0 تشکر 189315
دست خط همسر امام

به نام خدا

به مناسب سال گشت وفاتت همسر حضرت امام(ره) بانو خدیجه ثقفی

این مطلب دستخط صفحه دوم از دو دفترچه خاطرات خانم خدیجه ثقفی است که به قلم ایشان نوشته شده است. این مجموعه خاطرات ارزشمند، که ناگفته‌های فراوانی از دوران 50 ساله زندگی مشترک با امام خمینی را بازگو کرده است

 

منبع : سایت جماران

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

چهارشنبه 19/12/1388 - 21:49 - 0 تشکر 189318

 جماران:

نمی توان از حضرت امام خمینی (س) گفت و نوشت اما پای سخنان و خاطرات آیت‏ا... هاشمی رفسنجانی ننشست، و از او نپرسید که امام چگونه زیست؟ چه گفت و چه شنید؟ پیشینه پیوسته و طولانی آیت‏ا... هاشمی‌رفسنجانی در مناصب مهم اجرایی، شنیدن روایت انقلاب و امام از زبان او از هرجهت جذاب است و رابطه نزدیک او با امام، باعث شد تا پای خاطرات او بنشینیم. در گفت وگوی زیر که با حضور سرکار خانم لیلی بروجردی نوه حضرت امام (س) در ایام چهلم بانوی بزرگ ایران در اردیبهشت ماه سال 1388انجام شده است، گوشه‌ای از این خاطرات را بازگو می‌کند.

بخشی از گفتگو:

من در کل زندگیم خیلی زیاد همسایه خانم بودم. اول که آمدیم قم بعد از یکسالی همسایه بیت امام شدیم رو در رو، ما در خانه اخوان مرعشی بودیم، خانم هم یخچال قاضی بود، مقابل هم بودیم. درخانه ما مقابل در خانه ای که بعداً حاج آقا مصطفی طرح خانه را جدا کردند و خانه مستقل شد قرار داشت. در آن دوره یادم نیست خانم را دیده باشم در اندرون خانه امام، امثال ما دیگر راهی نداشتیم، سر و کارمان با امام، به عنوان شاگرد و مریدی بودیم، اما در دورانی که امام در زندان و تبعید بودند سر و کارمان مثلاً برای احوال پرسی یا پیغام بیشتر شده بود. به هر حال، یادم نیست قبل از انقلاب با خانم رو در رو شده باشیم...

مثل یک فرمانده!:

من تا وقتی امام بودند اینطور کاری که احتیاج باشد رو در رو با ایشان صحبت بکنیم، نبود، چون اگر کاری بود که حاج احمد آقا یا با آقای بروجردی یا با بستگانی که ارتباط داشتیم مطرح می‌شد وجواب می‌گرفتیم، اولین باری که رو در رو صحبت کردیم. درست لحظه فوت امام بود که ما در بیمارستان بودیم، امام وقتی فوت کردند خبر رسید به اندرون، زود خبر رفت یکدفعه صدای گریه خانم ها از اندرون بلند شد، ما سران قوا و شخصیت های مربوطه تصمیم گرفته بودیم آن شب فوت امام را اعلام نکنیم. برای آنکه آن موقع ما هنوز جنگ داشتیم و خطرناک بود، دنیا مطلع بود از کسالت امام، ما می‌خواستیم مجلس خبرگان را تشکیل بدهیم وضع رهبری را مشخص بکنیم بعد اعلام بکنیم که در این فاصله شیطنت و خبر بدی پیش نیاید. لذا صدای گریه که بلند می‌شود طبعاً این گریه می‌رسید، چون مردم دور کوچه جماران جمع شده بودند، جمعیت زیاد بود و سه راهی جماران به پایین مردم بودند، آنجا صحبت شد که یک کسی برود و به خانم ها اطلاع بدهد که امشب نباید چیزی معلوم بشود، حالا حاج احمد آقا اینها خودشان حالشان مساعد نبود کمتر از من آمادگی داشتند، من رفتم.
 دقیقاً یادم هست مطلبتان را گفتید که منافقان آمدند تا پشت مملکت، اگر بفهمند حمله می‌کنند، حالا شاید ما دو سه روز هم نخواهیم اعلام کنیم، حتی این جمله را هم گفتید.
من آنجا خانم امام را رو در رو دیدم و مخاطبم هم ایشان بود چون می‌دانستم ایشان نفوذ دارند و در خانم های دیگر، صبر ایشان هم بیشتر بود. من گفتم این تصمیم و این مصلحت است که خبر فوت امام بیرون نرود. برایم خیلی جالب بود. خانم مثل یک فرمانده به حضار دستور دادند که خیلی خوب آرام باشید و بگذارید ملاحظات نظام مورد توجه قرار گیرد. این اولین چیزی هست که من یادم است.

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

شنبه 22/12/1388 - 10:56 - 0 تشکر 189614

سلام دوستان. من تعجب می کنم در این بحث آقای سیامک هیچ نکته غیراخلاقی و بدی نیست که شما به آن نمره منفی داده اید. لطفا کمی منصف باشید.

شنبه 22/12/1388 - 12:40 - 0 تشکر 189637

سلام
سیامک خان لطفا منبع این مطلب رو بیان کنید چون این رو توی یه سایت دیگه هم خوندم.
ممنون

يا علي گفتيم و عشق آغاز شد

شنبه 22/12/1388 - 19:39 - 0 تشکر 189732

mnazari گفته است :
[quote=mnazari;516421;189637]سلام
سیامک خان لطفا منبع این مطلب رو بیان کنید چون این رو توی یه سایت دیگه هم خوندم.
ممنون

منبع را عرض کرده ام/سایت جماران

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

شنبه 22/12/1388 - 22:4 - 0 تشکر 189761

اول بگویم من نظری نسبت به این بحث نداشتم ولی گمان می کنم دلیل مخالفت سایرین این باشد که پاسخی که در ادامه آمده هیچ ربطی به سرفصل انتخابی ندارد ومی بایست در سرفصلی جدا می آمددر واقع خونند به بهانه دیدن دستخت همسرامام صفحه را باز میکند ودر کنار آن حرفهای دیگری راهم می خواند

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.