• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 7308)
شنبه 8/12/1388 - 9:37 -0 تشکر 186450
*جوانیکه از خدا نا امیدی حتما بخون ونظر بده*

 

به نام خدا

سلام

 

امروز یک داستان خیلی زیبا خوندم حیفم اومد برای شما ثبت نکنم خیلی زیباست مفاهیم خیلی خوبی در بر داره طولانی هست اما شیرینه

راستی یک نکته خیلی جالب اینکه این داستان اخرش نتیجه گیری هم داره حتما شما هم نظرتون رو راجع به این داستان بگید

وبیان کنید از این داستان چه درسی گرفتید

خوشحالم میشم نظرات خوب شما رو بدونم ....

راستی این داستان برگرفته از کتاب سرگذشت های عبرت انگیز ...مولف:محمد محمدی اشتهاردی

موفق باشید

یاعلی مدد

 

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:39 - 0 تشکر 186452

به نام خدا

سلام

ملاقات حضرت ابراهیم علیه السلام با ماریا، عابد

پیر

حدود 22 قرن پیش ، شخصى بود به نام (ماریا) كنار

دریا زندگى مى كرد، او منظره هاى زیبا و قشنگ

دریا و دشت سرسبز، گیاهان ، شكوفه ها، گلهاى

قشنگ و شاداب ، دلربا، و مرغان و پرندگان

رنگارنگ ، گوناگون رفت و آمد آنها و صدا و ترانه و

چه چه دلنواز آنها، آن هم در هواى بسیار مطبوع و

گواراى بهارى كنار دریا را مى دید و مى شنید.

غروب كنار دریا و شب مهتابى و ستارگان چشمك

زن و هوا و فضاى معطر و با صفاى صبحگاهان و

خیلى چیزهاى دیگر را نیز مى دید كه همه با نظم ،

زیبایى و قشنگى مخصوصى ، هر كدام در جاى خود

به زندگى ادامه مى دهند.

با خود مى گفت : اینها همه نشانه وجود خداى بزرگ

است ، او است كه چنین منظره هاى شاد و باصفا را

پدید آورده ، او است كه این نظم و هماهنگى را

آفریده ، اوست كه ماه و خورشید و كوه و دشت و

دریا و پرندگان و آهوهاى قشنگ را خلق كرده است

... آرى این همه نقشه هاى عجیب كه در در و دیوار

جهان موجود است ، همه نشانه هاى اوست ، بنابراین

هركس درباره خداى آنها نیندیشد، همچون نقش

دیوار خواهد بود.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:39 - 0 تشکر 186454

به نام خدا

سلام

ماریا دور از اجتماع ، با فكر آزاد و باز خود به زودى

پى برد كه خداوند بزرگ ، این جهان را آفریده و باید

به سوى او رفت و بندگى او كرد.

از آن پس (ماریا) دل از دنیا كنده و لباس مویین مى

پوشید، و همواره در یاد خدا بود، و ستایش و سپاس

او مى كرد، و چون عاشق دلداده ، با همه وجود به

عبادت خدا مشغول بود صداى دلنواز بلبلان ، كنار

غنچه هاى رنگارنگ ، و صوت امواج ملایم دریا، و

ناله مناجات گونه پرندگان دیگر در نیمه هاى شب و

سحرگاهان باعث مى شد كه ماریا بیشتر عبادت خدا

كند، و سجده هایش را طولانى تر نماید و هماهنگ

با سایر موجودات به راز و نیاز با خدا بپردازد.

او دیگر از آن پس (عابد) خوانده مى شد، زیرا چنان

شیفته خدا شده بود كه همواره در یاد خدا بود و

عاشقانه خدا را پرستش مى كرد، و زندگى را سالها به

این ترتیب گذراند، گرچه بسیار سالخورده شده بود

اما دلى شاد و جوان داشت .

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:40 - 0 تشکر 186455

به نام خدا

سلام

ماریا گاهى در دشت خرم و آزاد و سبز كنار دریا

گردش مى كرد، روزى در حال گردش ، چند گاو و

گوسفند بسیار زیبا، چشم او را خیره كرد، به

نزدیك رفت ، جوان بسیار زیبایى را دید كه چند

گاو و گوسفند را در بیابان مى چراند، چهره

گوسفندان به قدرى زیبا بود كه آدم مى خواست شب

و روز به آنها نگاه كند، و پوست گاوها و بچه

هایشان به قدرى شفاف و براق بود كه گویا روغن

صاف بر بدن آنها مالیده اند، خلاصه منظره بسیار

دلربا و قشنگ بود، به ویژه اینكه جوانى با قد و

قامتى همچون سرو، و با سیمایى همچون ماه

درخشنده در كنار آن گوسفندها و گاوها به چوب

دستیش تكیه داده بود و آنها را مى چراند. (ماریا) كه

از این منظره ، شگفت زده شده بود، خود را به

نزدیك جوان رساند؟ و پرسید: تو كیستى و این گاو

و گوسفندان از كیست ؟

جوان گفت : من (اسحاق ) فرزند ابراهیم خلیل علیه

السلام كه از پیامبران بزرگ الهى است هستم .

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:41 - 0 تشکر 186458

به نام خدا

سلام

ماریا تا این سخن را شنید، عشق و شور سرشارى به

دیدار ابراهیم علیه السلام پیدا كرد، از آنجا رد شد و

از آن پس همواره از خدا مى خواست كه زیارت

ابراهیم خلیل علیه السلام را نصیبش گرداند.

ابراهیم خلیل روزى از خانه بیرون آمد و تصمیم

گرفت كه به سیر و سیاحت و گردش در دشت

سرسبز و خرم فلسطین بپردازد، او همچنان كه به

گردش خود ادامه مى داد كوه هاى سر به فلك كشیده

و گیاهان رنگارنگ و شكوفه ها و گلها و هواى آزاد

و گوارا را مى دید و نشانه هاى خدا را مشاهده مى

كرد و لذت مى برد به گونه اى كه مى خواست دل از

كوه ، دشت و صحرا نكند و به خانه بر نگردد، در این

سیر خود به نزدیك دریاى مدیترانه آمد، و مدتى

نیز به دیدن منظره هاى دریا و كرانه دریا پرداخت و

آثار خداوند بزرگ را از نزدیك مى دید و روح

پاكش به عشق خدا نزدیك بود از بدن كوچكش به

سوى ملكوت پرواز كند... قلبش به یاد خدا مى تپید،

و همه وجودش همراه گلها، غنچه ها، بلبلها و

پرندگان دیگر صحرایى ، با خدا سخن مى گفت و

محور نور و عظمت خدا شده بود.

ابراهیم علیه السلام همچنان به دیدار از دریا و

اطراف دریا ادامه مى داد ناگهان دید پیرمردى در

گوشه اى از همه چیز دست كشیده و مشغول نماز و

عبادت است ، ركوع ها و سجده هاى مكرر، و حالت

روحانى آن پیرمرد، ابراهیم علیه السلام را به خود

جلب كرد، ابراهیم علیه السلام از همه چیز برید و

به سوى او متوجه شد، و با عجله خود را به نزد آن

پیر مرد عابد (كه همان ماریا) بود رسانید، دید او

لباس مویین پوشیده و صدایش به نام خدا بلند است .

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:41 - 0 تشکر 186459

به نام خدا

سلام

ابراهیم كه دوستان و یادكنندگان خدا را بسیار

دوست داشت ، در حدى كه حاضر بود جانش را فداى

آنها كند، نزد او نشست تا نمازش تمام شود، پس از

نماز او پرسید:

تو كیستى ، براى چه كسى نماز مى خوانى ؟

عابد گفت : من بنده خدا هستم و براى خدا نماز مى

خوانم .

ابراهیم در فكر فرو رفت كه آیا آن عابد، خداى

حقیقى را مى پرستد و یا چیزهاى دیگرى را به نام

خدا پرستش مى كند، از این رو پرسید: منظور تو از

این خدا كیست ؟

عابد گفت : خدا كسى است كه تو و مرا آفریده است .

ابراهیم علیه السلام دریافت كه عابد، خداى حقیقى

را پرستش مى كند، بسیار خوشحال شد از اینكه در

این سیر و گردش ، دوست عزیز و همكیشى را پیدا

كرده است ، از این جهت با چهره اى باز و پر محبت

به عابد رو كرد و گفت :

عقیده ، روش و شیوه تو مرا مجذوب كرد، محبت تو

در جاى جاى دلم قرار گرفت ، اگر مایل باشى دوست

دارم با تو ماءنوس باشم و همچون یك برادر مدتى

در كنارت بسر برم .

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:43 - 0 تشکر 186461

به نام خدا

سلام

عابد گفت : من نیز مقدم شما را گرامى مى دارم و از

دیدارت خوشوقتم (با توجه به اینكه عابد هنوز نمى

دانست كه او ابراهیم خلیل علیه السلام است ).

ابراهیم علیه السلام پرسید: منزل تو كجا است كه

هرگاه خواستم به زیارت و دیدارت بیایم .

عابد گفت : منزل من آن طرف دریا است . ولى چون

در جلو، آب است و وسیله اى هم در اینجا نیست ، تو

نمى توانى با من بیایى .

ابراهیم گفت : پس تو چگونه از روى آب به منزل

خود مى روى ؟ عابد گفت : من چون بنده خدا هستم و

همواره عبادت او را مى كنم ، خداوند به من لطف

كرده ، به آب فرمان داده كه مرا غرق نكند از این رو

به اذن خدا روى آب راه مى روم تا به منزل خود مى

رسم .

ابراهیم گفت : همان خدایى كه به تو چنین لطفى كرده

، شاید به من نیز چنین لطفى كند و آب دریا را تحت

تسخیر من نیز قرار دهد، نباید ناامید بود، بنابراین

برخیز با هم به منزل تو برویم و امشب را در منزل

تو باشیم .

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:43 - 0 تشکر 186463

به نام خدا

سلام

عابد برخاست و همراه ابراهیم علیه السلام به سوى

دریا روانه شدند، وقتى به دریا رسیدند، عابد به خدا

توكل كرد و با یاد خدا پا روى آب گذاشت و روى

دریا حركت كرد، ابراهیم نیز بسم اللّه گفت و به

دنبال عابد حركت كرد، بى آنكه غرق شود، یا ترس و

وحشت كند.

عابد تعجب كرد، جاى تعجب هم بود، زیرا او در تمام

عمر طولانیش جز خود كسى را سراغ نداشت كه

روى آب راه برود، ولى اینك مى بیند این تازه مهمان

ناشناس خیلى آرامتر و مطمئن تر از خود با سرعت

از روى آب راه مى رود، فهمید كه در دنیا بندگانى هم

هستند كه در بندگى از او بالاترند، چنانكه گفته اند:

(دست بالاى دست بسیار است ). این دو به راه خود

ادامه دادند تا به ساحل دریا رسیدند و از آنجا به

منزل عابد رفتند.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:44 - 0 تشکر 186465

به نام خدا

سلام

عابد كه لحظه به لحظه به شخصیت معنوى و بزرگ

ابراهیم علیه السلام پى مى برد، كم كم احساس

كوچكى نزد ابراهیم مى كرد، از این رو بیشتر به

ابراهیم احترام مى گذاشت و از پیدا كردن چنین

دوست ، بسیار خوشحال بود.

ابراهیم علیه السلام كه دوست خوبى پیدا كرده بود و

(ماریا) نیز به مهمان بزرگوار و عزیزى رسیده بود، با

هم به گفتگو پرداختند و از وضع روزگار صحبت مى

كردند، تا اینكه ابراهیم علیه السلام از او پرسید،

غذاى تو از كجا به دست مى آید؟

عابد اشاره به چند درخت بزرگى كه در چند قدمى

منزلش بودند كرد و گفت : این درخت ها هر سال

میوه بسیار مى دهند، وقت رسیدن محصول میوه هاى

این درخت ها را جمع مى كنم و در تمام روزهاى سال

از آن مى خورم و همین مقدار براى من كافى است .

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:45 - 0 تشکر 186467

به نام خدا

سلام

سپس سخن از مرگ و روز قیامت و فانى بودن دنیا

یه میان آمد، ابراهیم پرسید: كدام یك از روزها از

همه روزها بزرگتر است ؟

عابد گفت : آن روزى كه خداوند، انسانها را به پاى

حساب مى كشد و آنچه در دنیا انجام داده اند، مو به

مو رسیدگى مى كند و نیكان را به بهشت و بدان را به

جهنم مى فرستد كه روز قیامت نام دارد.

ابراهیم از جواب جالب و كامل عابد خوشحال شد و

به او گفت : بیا با هم براى خود مؤ منان گنهكار دعا

كنیم تا خداوند آنها را در آن روز بزرگ ، نجات دهد

و از خطرهاى آن روز حفظ كند.

عابد با ناراحتى گفت : من دعا نمى كنم .

ابراهیم پرسید: چرا؟

عابد گفت : مدت سه سال است یك خواسته اى دارم

هر چه دعا مى كنم و از خدا مى خواهم كه خواسته ام

را برآورد، دعایم به استجابت نمى رسد و خواسته ام

برآورده نمى شود، از این رو دیگر از خدا شرم دارم

تا دعاى دیگر كنم ، لابد بنده خوبى نیستم كه دعایم

مستجاب نمى شود.

ابراهیم علیه السلام گفت : دوست عزیز. هیچگاه

چنین سخن نگو، اگر خداوند دعا را مستجاب مى كند

یا مستجاب نمى كند علت دارد؟ عابد گفت : چه علتى

دارد؟

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 8/12/1388 - 9:46 - 0 تشکر 186469

به نام خدا

سلام

ابراهیم گفت : هرگاه خداوند بنده اى را دوست داشته

باشد، نفس و مناجات و راز و نیاز او را نیز دوست

مى دارد، مدتى دعاى او را مستجاب نمى كند تا آن

بنده ، بیشتر در درگاه خدا راز و نیاز و مناجات كند،

ولى به عكس اگر نسبت به بنده اى خشمگین باشد،

گاهى دعاى او را زود مستجاب مى كند یا ناامیدش مى

كند كه او دیگر دعا نكند، زیرا خدا از نفس و

مناجات او بدش مى آید، مناجات و راز و نیازى كه

از دل پاك و با صفا برخیزد، ارزش دارد، نه مناجات

و راز و نیاز دروغین كه از دل ناپاك برمى خیزد.

خوب ، حال بگو بدانم دعاى تو چیست كه در این سه

سال مستجاب نشده است ؟

عابد گفت : روزى در محلى مشغول نماز و عبادت

بودم ، و سپس گردشى كردم ناگاه جوانى بسیار زیبا

را دیدم كه چند گوسفند و گاو را مى چراند كه آنها

نیز آنچنان قشنگ و خوش رنگ و جالب بودند كه

در تمام عمرم چنین زیبایى را ندیده بودم ، به

خصوص آن جوان به قدرى نورانى بود كه گویا نور از

پیشانیش مى بارید، رفتم جلو و از او پرسیدم تو

كیستى ؟ در جواب گفت : من فرزند ابراهیم خلیل

علیه السلام هستم و این گوسفندها و گاوها نیز از آن

ابراهیم علیه السلام است كه من آنها را مى چرانم .

محبت ابراهیم خلیل در دلم جاى گرفت ، از آن روز

تا حال قلبم براى دیدار ابراهیم خلیل علیه السلام مى

تپد كه نزدیك است به سوى او پرواز كند، از این رو

از آن روز تا حال دعا مى كنم كه خداوند افتخار

زیارت ابراهیم علیه السلام را به من بدهد ولى هنوز

دعایم مستجاب نشده است .

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.