• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن مهدویت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
مهدویت (بازدید: 1190)
پنج شنبه 29/11/1388 - 14:35 -0 تشکر 183488
"امام زمان عج وتربیت انسان "حتما بخونید

به نام خدا

سلام

 

 

میزگرد و مصاحبه با حسن صدیقین و محمود مطهری نیا

حجةالاسلام والمسلمین حسن صدیقین، عمده تحصیلاتشان در اصفهان و خاصه نزد پدرشان گذراندهاند و برخی علوم را هم نظیر تعبیر خواب و استخاره و تفسیر آیات از معظم له به ارث بردهاند.

نمازهای مغرب و عشاء پر سوز و گداز ایشان در مسجد درب کوشک (بیدآباد) واقع در خیابان طیب اصفهان میعادگاه آنهایی است که میخواهند با گلهای اشک آمیخته با خوف و رجاء، شوق و ترس، دشت گونههای خویش را به بوستان و گلزاری زیبا و چشمنواز بدل کنند و به خلوت و انس با حضرت حق، جلجلاله، بپردازند.

 

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

پنج شنبه 29/11/1388 - 14:41 - 0 تشکر 183492

به نام خدا

سلام

به عنوان اولین سؤال لطفا بفرمایید به نظر شما در حال حاضر کدامیک از ابعاد موضوع مهدویت نیاز به بحث و گفتگوی بیشتری دارد؟

در حال حاضر نیاز به چند موضوع را هم در خودم و هم در جامعه بیشتر احساس میکنم.

مهمترین مسأله، نوع بهرهبرداری از وجود مقدس امام زمان، علیهالسلام، است.

به این معنی که چطور میشود ما از حضرتشان بهرهبرداری کنیم، به عبارت دیگر چطور انسانها میتوانند در همین زمان از حضرتشان بهرهبرداری کنند؟ فرض کنید شما گنجی داشته باشید بهترین گنج الهی هم باشد اما اگر نشود بهرهبرداری کرد کنار گذاشته میشود. لذا اگر ما بتوانیم این مبحث را بگونهای مطرح کنیم که جا بیفتد و این تماس و ارتباط برقرار شود خیلی مسائل حل میشود. البته کار خیلی ظریف است.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

پنج شنبه 29/11/1388 - 14:41 - 0 تشکر 183495

به نام خدا

سلام

موضوع دوم نوع تربیتی است که حضرت دارند.

ما بچههای حضرتیم؛ انسانها رعیت آن حضرتند؛ لذا این سؤال مطرح است که وجود مقدس حضرتشان چطور ما را میسازند؟ آیا ما برای تربیت شدن باید برویم پیش اشخاص، یا خود حضرت نظر خاصی دارند، یا راه سومی در کار است؟ لذا بنده هفده، هجده سال پیش از این خودم مشغول شدم از قرآن و روایات ببینم حضرت الساعة و الان چه نوع تربیتی انجام میدهند؟

یک چیزهایی هم البته به اذن خداوند جمع و جور کردم، خداوند و وجود مقدس حضرتشان هم لطف کردند، ولی بنده احساس کردم آوردن آن در جامعه از بعضی جهات قابل تأمل و دقت است. این است که به هیچ وجه حاضر نشدم چاپش کنم. ولی این را به عنوان صحبت و سؤال خیلی جاها مطرح کردهام. واقعا حضرتشان چه نوع تربیتی برای ما دارند؟

چونکه ما اعتقادمان این است با دلایلی که شما بلدید، دیگران بلدند، که اهل بیت، علیهمالسلام، قرآن ناطق هستند از بای بسماللّه تا آخر قرآن یک نوع تجلیات نور ولیاللّه است؛ چون خداوند اسم شریفش را ظهور میدهد و ظهور اسم خداوند تجلی ولیاللّه است.

مرحوم مجلسی، رضواناللّهعلیه، نظرشان این است که فقط 60 تا 70 آیه قرآن درباره امام مهدی، علیهالسلام، است، اما من اعتقادم این نیست بلکه معتقدم چون ایشان قرآن ناطق هستند، همه قرآن یک عنایتی و تجلیاتی از حضرتشان دارند. اگر بشود اینها را پیدا کرد خیلی خوب است. آن چیزی که خدا و آقا خودشان به من عنایت کردهاند با استناد به آیات و روایات تربیت این است که تربیت شدن خیلی مهم است؛ یعنی اگر تمام علمهای الهی تمام قدرتهای الهی در اختیار من باشد ولیکن من انسانیت، شرافت، خلق و خویی که مرضی خداست نداشته باشم زیانآور است.

مثلاً بلعم باعورا علم اسم اعظم داشت و قدرتش را ولیکن عکس نتیجه گرفت. خیلی مهم است که این قلبها و دلها ساخته شود و ما تربیت بشویم، ادب شویم تا این وجود آمادگی و پذیرش این را داشته باشد که نظر حق، اراده حق، حرف حق که آمد بتوانیم بپذیریم. اما شرمندهام خود خداوند هم بلا تشبیه اگر تشریف بیاورند یک مطلبی را بگویند اگر من نخواهم حقجو باشم هیچ قبول نخواهم کرد و اثر گذار نخواهد بود.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

پنج شنبه 29/11/1388 - 14:42 - 0 تشکر 183496

به نام خدا

سلام

سومین مطلبی که در جامعههای مذهبی کم مطرح میشود و خیلی کم اهمیت است، اما در مناجاتهای حضرت سجاد، علیهالسلام، و در بین روایات خیلی داریم

بحث روحیه داشتن، شاد بودن، انبساط دل است.

تا صحبت از حسینیه و مسجد میشود ارتکاز ذهنی گریه است، اشک است، ناراحتی است، غم است، غصه است.

هر جا مثلاً توسل به امام زمان و اهل بیت، علیهمالسلام، انجام شود مربوط به گرفتاریهاست.

اما بحث اینکه ما برویم در خانه خدا و چهارده معصوم، علیهمالسلام، روحمان شاد بشود، انبساط درونی پیدا کنیم، اصلا بخندیم. آیه قرآن هم هست که «أنّه هو اضحک و ابکی.» آیا اصلا نظر خدا و اهل بیت هست که ما بخندیم یا نه؟

پناه بر خدا میبریم، در جامعههای مذهبی بحث خنده، شاد بودن، لذتهای حقیقی زندگی، تفریحات، اینها خیلی کم رویش کار میشود و سرمایهگذاری میشود. به قول امام سجاد، علیهالسلام، در مناجات مبارکشان اگر آدم آن روحیه و انبساط را نداشته باشد چطور میخواهد تقویت بشود و در خانه خدا برود عنایت بگیرد!؟ اصلاً چطور حال داشته باشد؟ من احساس کردم واقعا در اینگونه مسائل خیلی کم کار میشود و لذا یک حالت بسیار خشکی از این جهت دیده شده همه ماها چه پیرمرد باشیم چه پیرزن آخرش یک دل شادی را میخواهیم که این جان و دلمان به قول معروف مثل حبیب بن مظاهر خندان بیاید و وارد کربلا بشود. نمیدانیم باید این را از کجا پیدا بکنیم. اگر روی این هم کار بشود خیلی عالی است که ببینیم آقا ولی عصر، علیهالسلام، چطور خنده میآورند، شادی میآورند انبساط دل میآورند، روحیه میآورند که عنوان قرآنیاش بشارت است. ببینید در قرآن بحث بشارت داریم برای خوش کردن دل بشارت میدهند، مژده میدهند این هم اگر رویش کار بشود خیلی مفید است.

لطفا در صورت امکان در مورد این بحث شادی و نشاط که اشاره فرمودید، توضیح بیشتری بدهید.

ادامه دارد ..................

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

پنج شنبه 29/11/1388 - 15:1 - 0 تشکر 183506

با سلام/ سال‌هایی كه خوابگاه دانشجویی‌م نزدیك درب‌كوشك بود، خدمت ایشان می‌رسیدیم- یادش به خیر- دیدارهایی هم در خوابگاه با ایشان ترتیب داده بودند و پرسش و پاسخ می‌كردیم- عالی بود- كاش بازم توفیق بودن با علما رو داشته باشیم/ ممنون كه این صحبت‌ها رو برای ما می‌ذارید/ یا علی

 
سیب‌سرخ‌60- غریبی‌آشنا       وبلاگم: ماه تابان من 

پنج شنبه 29/11/1388 - 20:40 - 0 تشکر 183645

به نظر من اینکه خود امام زمان را بشناسیم خیلی مهم است. ما همه فکر میکنیم ایشان را میشناسیم ولی خیلی از مراحل شناخت ایشان را طی نکرده ایم.ما هنگامی که بدون شناخت از امام زمان از ایشان درخواستی کنیم درخواست معنوی و درستی نخواهیم داشت.هنگامی که ایشان را بشناسیم بسیاری از در های بسته به روی ما باز میشود.

شنبه 1/12/1388 - 23:22 - 0 تشکر 184480

به نام خدا

سلام

لطفا در صورت امکان در مورد این بحث شادی و نشاط که اشاره فرمودید، توضیح بیشتری بدهید.

حضرت کاظم، علیهالسلام، میفرمایند که ساعاتتان را جوری تنظیم کنید که تفکر در قدرت خدا، کسب و کار، عبادت و زندگی یک ساعت هم برای تفریح بخواهید. فرمول تفریح چیست؟ همینطور که شما بچههای مدرسهتان را که درس میخوانند ورزش میبرید، تفریح میبرید چه سالم چه ناسالم حالا من دنبال سالم و ناسالمش نیستم. تفریح فرمولش چیست؟ چطور میشود که یک دل شاد میشود؟ آقا هم یک همچنین کاری میکنند اول باید فرمولش را پیدا کرد تا ببینیم که وجود مقدسشان این کار را میکنند. ما اگر بتوانیم جامعه مذهبیمان را تقویت کنیم فعال کنیم، روحیهدهی کنیم، انبساطشان بدهیم خیلی خوب میتوانند بگریند. مقدمه هر گریهای انبساط دل است تا انسان بتواند آن اشک واقعی آن اشک شوق و ذوق را داشته باشد. اشک امام حسین، علیهالسلام، با اشکی که من برای پدر و مادرم، عزیزی که از دست میرود میریزم فرق دارد. ما اینها را باید خیلی از هم جدایش بکنیم. آن یک اشک معرفتی است آن اشکی است که رحمت خدا میآید، در آن انبساط وجود دارد شما میبینید بعد از اشک برای امام حسین، علیهالسلام، روحتان باز میشود اما وقتی مثلاً به قبرستان میروید برای عزیزتان که از دنیا رفته است تازه دلتان میگیرد خیلی فرق دارد. ما یک انبساط و تفریح میخواهیم شما چه تفریحات سالم چه ناسالم را که جمع بکنید دو سه چیز در همهاش هست:

1ـ نظم، تفریح نامنظم ما نداریم یک نظمی در آن هست باغی که همهاش به هم ریخته باشد نمیشود و آهنگ و موسیقی که نظم نداشته باشد نمیشود. هر کاری که تفریح باشد یک نظم خاصی دارد. علیالظاهر ماها وقتی خسته میشویم و روح و شادیمان را از دست میدهیم که یک بینظمی در کار بیاید.

2ـ در تمام تفریحات تنوع فکری وجود دارد، چه سالم چه ناسالم با یک وسیلهای فکر را تنوعش میدهند. طرف میگوید ها! شاد شدم، ما تنوعات فکری میخواهیم برای تفریح سالمی که آقا دارند.

3 ـ نو شدن، برخلاف آنکه خیلیها میگویند ما در تفریح و شادیها فکر را راکد میکنیم. اتفاقاً کاملاً برعکسش است یعنی تمام اینها یک نوع فکر جدید به انسان میدهد و این فکر جدید چون از آن حالت میآید بیرون انسان احساس شادی میکند. لذا به تعداد انسانهای عالم تفریحات هم وجود دارد. تفریحی که شما میتوانید داشته باشید، من جور دیگر میتوانم داشته باشم. اما فرمولش یکی است. ممکن است شما از کتاب خواندن عشق کنید، اصلاً تفریحتان است نظم دارد، فکرتان نو میشود، تنوع فکری پیدا میکنید نسبت به فکرهای قبلی زندگی، اما من مثلاً ممکن است تفریحم نماز باشد، یکی دیگر ممکن است تفریحش گلهای باغ باشد. حالا چطور سالم و ناسالمش را تعیین کنیم همین است، حجتاللّه آن تفریحات سالم را ایجاد میکنند: چطور؟ به انسان رشد میدهند. انسان را حقیقتبین میکنند. تنوع فکری و فکر جدیدی که به او میدهند خوابش نمیکند؛ بیدارش میکند و به او رحم میدهد. انصاف میدهد باز برمیگردد به صفات فطرتی. من اگر یک تفریحی بکنم که بیانصاف بشوم و حق شما را بخورم این تفریح ناسالم است، ولو قرآن خواندن باشد من باید قرآن بخوانم که شاد بشوم منصف بشوم. دوست داشته باشم که انسانی خوشحال است.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 1/12/1388 - 23:23 - 0 تشکر 184482

به نام خدا

سلام

در عصر غیبت چگونه میتوان از وجود آن حضرت بهرهبرداری کرد، آیا راه خاصی وجود دارد؟

این مطلب مهمی است که چگونه میتوانیم از نور حجتاللّه استفاده کنیم؟ در مبحث تشرفات، من نمیتوانم به قیل و قالها تکیه کنم؛ بگویم که مثلاً بزرگی گفته است که اگر این ختم را بردارید میتوانید، یا مثلاً بزرگی گفته است که اگر چهل شب چکار بکنید، چهل شب چهارشنبه فلان جا بروید... چون همه اینها را من امتحان کردم و دیدم جواب نمیدهد. چیزی که من به اذن خداوند دریافتهام، این است که اگر انسان به فکر برود حقیقت خودش را پیدا کند و واقعا تشنه بشود که «اللّهم عرّفنی نفسک فانک إن لم تعرّفنی نفسک لم أعرف رسولک اللّهم عرّفنی رسولک فانّک ان لم تعرّفنی رسولک لم اعرف حجتک». اگر انسان پی ببرد که واقعا تشنه است و درخواست کند از پروردگار، جلجلاله، برایش پیش میآورد، البته به چند شرط: نخواهد دکان باز کند، نخواهد ادعا کند، نخواهد مدعی باشد، نخواهد ریاست طلبی بکند، نخواهد خودش را مطرح کند و شهرت طلبی بکند. باید پاک پاک پاک باشد. یعنی اگر ذرهای مثلاً حرص و طمع آدم را بگیرد یا بخواهد یک عنوانی برای خودش در جامعه درست بکند به هیچ وجه منالوجوه ممکن نمیشود. اگر کسی تمام عمر این موانع را مخصوصا حب ریاست، حب شهرت، حب این چیزها را بگذارد کنار و واقعا بخواهد، چند امتحان سر راه هست: اول، باید امید انسان از همه قطع بشود. من اگر امید دارم که این و آن کمکم کنند، نمیشود «الهی هب لی کمال الانقطاع الیک.» دوم، خدا را باید از رگ حیات خودم به خودم نزدیکتر بدانم. سوم، جایی که خدا نیست نباید در ذهنم بیاید. همه جا محضر خداست. اگر انسان این چند امتحان را پس بدهد موفق میشود و کاری به گناه اصلا ندارد. چون من خودم اعتقادم این است که گناه خودش صرفا گناه نیست ولی ریشهها و علتهای درونی دارد؛ یعنی وقتی من مغرور شدم و غرّه شدم مبتلا میشوم به گناه چشم و دست و زبان و جوارح دیگر؛ وقتی که من حریص شدم مبتلا میشوم به خیانت در امانت و امثال آن؛ وقتی من حسود شدم مبتلا به گناهان سخنچینی و تهمت و غیبت و اینها میشوم. لذا اگر این درون از غیر پاک شد و واقعا «هب لی کمال الانقطاع» آمد و انسان همیشه خودش را در محضر خدا دید و مغرور نشد خود خداوند، جلجلاله، راه را روشن میکنند. من اینجا متمسک میشوم به قسمتی از زیارت امیناللّه؛ «اللّهم إنّ قلوب المخبتین الیک والهه و سبل الرّاغبین إلیک شارعة»؛ راه کسی که رغبت کند به سوی تو باز است. مسلم وقتی که راه خدا باز است مسلما راه حجتاللّه هم به این وضوح باز است «و اعلام القاصدین الیک واضحة». غیبت به این معنا اصلاً مفهوم ندارد که، نستعیذ باللّه، حضرت رحمت خدا را غیب کرده باشند. اصلاً نمیشود و خدا دستگاهش را تعطیل نمیکند این غیبت بخاطر این است که انسان از آن عالم چشم ظاهری به درون و تعقل و تفکر و دل وارد بشود و حقیقت را پیدا کند. لذا در اکثر روایات هم این وارد شده است که از چشمان ظاهری شما پنهان است نه از تعقل شما، قلب شما، معرفت شما، از آن جهت واضح است و لذا واقعا این هم مشکلی است برای انسانها که عقلشان به چشم ظاهری است باید واقعا حقیقت را پیدا کنند اگر پیدا کنند صاحب حقیقت که نور حجت الله باشد نمایان است.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 1/12/1388 - 23:23 - 0 تشکر 184483

به نام خدا

سلام

نظر شما راجع به تشرفات چیست؟ آیا امکان آن وجود دارد؟ راجع به توقیع مبارکه که «من ادّعی المشاهدة فهو کذّاب مفتر» توضیح بفرمائید.

امکانش که صددرصد هست روایت حضرتشان، هم بحثی دارند؛ یعنی هدف این است که انسانها از این مشاهده ظاهری درآیند. حال افرادی آمدهاند همین مشاهده را مطرح میکنند خوب این خلاف آن انگیزه و هدف غیبت است. لذا اصلا باید گذاشت. من هفت، هشت سال دنبال حضرت بودم که خدمت آقا برسم تا به یک صورتی به من فهماندند که خوب هدفت چیست؟ تو میخواهی با چشم ظاهری ببینی که چطور بشود؟ گفتم که خوب آقا بالاخره میخواهیم که مطمئن بشویم، یقین پیدا بکنیم، گفتند که مگر آیه قرآن را نخواندهای که خدا میفرماید اگر من تمام ملائکه را بیاورم، تمام در و دیوار با یک عده حرف بزنند اینها ایمان بیاور نیستند. در سوره انعام است لذا از این فکرها باید آمد بیرون. البته خود من هم خیلی دلم میخواهد ولیکن باید ببینم مرضی خدا چیست و خدا برای اصلاح من و هدایت من چه مطلبی دارند؟ آیه این است: «ولو أنّنا نزّلنا إلیهم الملائکة»، اگر ما نازل کنیم به سوی ایشان تمام ملائکه را «و کلّمهم الموتی» و تمام اموات هم با آنها حرف بزنند «و حشرنا علیهم کلّ شیء قُبُلاً ما کانوا لیؤمنوا»؛ یعنی اصلاً بحث اطمینان و ایمان را خداوند از این مباحث خارج کردهاند. ما باید سیستم الهی را ببینیم خداوند چطور به من مطمئن میشود. خدا میگوید «ألا بذکراللّه تطمئنّ القلوب» نمیگویند با دیدن خدا، جلجلاله، لذا اگر انسان از این وراءها خارج بشود آن بحث تشرفات ظاهری هم برایش مشکلی نیست. نیازی هم نیست که دیگر اصلاً مطرح کنند.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 1/12/1388 - 23:24 - 0 تشکر 184484

به نام خدا

سلام

کیفیت تربیت کردن حضرتشان چگونه است؟

ما دو سه نوع روش تربیتی داریم: یک وقت است که یک پدر و مادر میخواهند بچهشان را خوشاخلاق کنند بدون فهم و شعور؛ مثل ربات. میخواهند که او همینطور صاف بنشیند یکجا. یک وقت است که نه، روش تربیتی این است که این فهم و شعورش باز بشود و معرفت خودش را پیدا کند، معرفت حق را پیدا کند و برود جلو. من سؤالم این است که چه کسی شما را با خدا آشنا کرده است؟ ممکن است شما به من بگوئید پدر و مادر. سؤال میکنم خیلی فرزندها خیلی جوانها پدر و مادرشان گفتهاند، چرا قبول نکردهاند؟ چرا مهر خدا در دل بعضی انسانها آمده و در بعضی نیامده؟ اینها از کجا میآید؟ اگر انسان کمی فکر بکند ذرهای که باور دارد به خدا بدون امضای بقیةاللّه، علیهالسلام، و خدا نبوده است. مگر اینکه بگوئیم نه سیستم خدا چیز دیگری بوده است و ما خودمان پیدا کردهایم و من اینجا یک مشکلی پیدا میکنم که پس من یک کسی هستم و یک خیری دارم که خدا نداشته و من کردهام و این شرک است. «إن ذکرالخیر کنتم أوّله و فرعه و أصله و معدنه و مأویه و منتهاه» لذا میتوانید شما نگاه بکنید به کسی که مهر خدا در دلش آمده است، مهر خوبیها آمده است. اراده خدا که میخواهد در عالم جریان پیدا کند تحت نظر حجتاللّه است. ملائکه هم تحت نظر حجتاللّه است. پس کجاست که دست آقا نباشد؟ چرا آنجایی که من هنوز به فکر نرفتهام و نفهمیدهام که باید ساخته شوم یک حکمتی الهی در کار است یا این است که آنجا آوردهاند و میگویند بنشین بفهم تا بسازیم تو را. طرف میگوید نه نمیخواهم بفهمم. زیرش میزند. میگوید بابا ولش کن هی فکر و فکر میکنی لذا اولین قدم که حضرتش برای تربیت ما برمیدارند این است که ما را به فکر فرو میبرند. طبیعتش هم اینطور است که شما بچههای 4، 5 ساله را میبینید که همینطور ناگهان شروع میکنند به سؤال کردن. یک جایی انسان مهر خدا را احساس میکند. مهر و محبت چیزی نیست که پدر و مادرهای ظاهری بتوانند به من بدهند معلم بتواند بدهد، مرشد بتواند به من بدهد، این را باید خود خدا بدهد، خداوند هم از طریق حجتش میدهد. یداللّه شان حجتاللّه است.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 1/12/1388 - 23:24 - 0 تشکر 184486

به نام خدا

سلام

این مهر چطور میتواند دوام داشته باشد؟ با توجه به اینکه در هر نعمتی احتمال فزونی و کاستی وجود دارد و حتی ورشکستگی.

باید با آن کار کرد. مثل ازدواج است که خدا میفرمایند: «جعل بینکم مودة و رحمة» آن شبی که خداوند اراده کرده است این دو نامحرم حلال بشوند یک محبتی خود خدا ایجاد کرده است. صریح آیه است و صددرصد هم هست. چطور میشود که طلاق میآید چطور میشود این وسعت پیدا میکند؟ خیلی واضح است «لئن شکرتم لازیدنّکم» هرچه انسانها روحیه تشکر داشته باشند شکر به این معنا که امام صادق، علیهالسلام، میفرمایند که بشناسم نعمت را؛ اول، شناخت و معرفت و فهمی و شعوری میخواهد از آن نعمت؛ دوم، از نعمت در راه همان نعمت و در راه رضای خدا استفاده کنیم وگرنه اگر انسان از نعمت استفاده نکند از دست میدهد و سوم، بدانیم که نعمت از خداست. این سه روی هم میشود شکر، حالا محبتی از خدا آمده است میدانید و شناخت دارید که این یک نعمت است از آن هم استفاده میکنید یعنی با محبت زندگی میکنید، آب مینوشید، با مهر خدا، نان میخورید، کار میکنید با محبت خدا. محبت خدا را رهایش نمیکنید. میدانید هم او خداست. خوب این وسعت میگیرد.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.