• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 1838)
شنبه 10/11/1388 - 14:27 -0 تشکر 179118
*با بچه شاخدار چیکار کنیم (خدایا چه امتحان سختی!!*

به نام خدا

سلام

 

 

و قطعا شما را به چیزى از [قبیل] ترس و گرسنگى و كاهشى در اموال و جانها و محصولات مىآزماییم و مژده ده شكیبایان را (155)

 

وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَیْءٍ مِّنَ الْخَوفْ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الأَمَوَالِ وَالأنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ ﴿155﴾

 

 

[همان] كسانى كه چون مصیبتى به آنان برسد مىگویند ما از آن خدا هستیم و به سوى او باز مىگردیم (156)

الَّذِینَ إِذَا أَصَابَتْهُم مُّصِیبَةٌ قَالُواْ إِنَّا لِلّهِ وَإِنَّا إِلَیْهِ رَاجِعونَ ﴿156﴾

 

 

بر ایشان درودها و رحمتى از پروردگارشان [باد] و راهیافتگان [هم] خود ایشانند (157)

أُولَئِكَ عَلَیْهِمْ صَلَوَاتٌ مِّن رَّبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ ﴿157﴾

 

 

O خداوند متعال ، همه ى انسان ها را آزمایش ‍ مى كند، امّا آزمایش و امتحان همه یكسان نیست . تمام جهان ، صحنه آزمایش و تمام مردم حتّى پیامبران نیز مورد امتحان قرار مى گیرند. باید بدانیم كه آزمایش هاى خداوند براى رفع ابهام نیست ، بلكه براى شكوفایى استعدادها و پرورش ‍ انسان ها است . وسایل آزمایش الهى نیز تمام حوادث تلخ و شیرین و از جمله ترس و گرسنگى ، زیان مالى و جانى و كمبود محصولات است . ترس از دشمن ، محاصره ى اقتصادى ، جنگ و جهاد و اعزام فرزندان و عزیزان به میدان هاى نبرد، از جمله امتحانات است .

O براى پیروزى در آزمایشِ خوف از دشمن ، نیاز به توكّل و یاد خداست و براى مبارزه با كمبودها، نیاز به صبر است

 

 

در این مبحث سعی میکنیم با امتحانات الهی آشنا بشیم ....

حتما همراه ماباشید

 

 

 

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 10/11/1388 - 14:32 - 0 تشکر 179120

به نام خدا

سلام

یکی از وظایف ما مسلمانان اینه که قرآن رو بخونیم ودر زندگی روزمره بکارببریم یک داستان رو زیبا رو میخوام براتون تعریف کنم ....واقعا همه ما مورد امتحان الهی قرار میگیریم وکسی در این امتحانات پیروز میشه که ایمان قوی داشته باشه ....

داستان از این قراره

یک زن وشوهر بعد از 8 سال ...بعد از کلی نذر ونیاز ودعا درحالیکه از همه پزشکها نا امید شده بودند خدا بهشون فرزند میده ،این زن وشوهر خیلی خوشحال بودند تا اینکه یک روز خانم با ناراحتی از مطلب دکتر بیرون میاد با چشمانی اشک بار شوهرش علت رو جویا میشه خانم میگه دکتر گفته بچتون شاخ داره وباید سقط کنید بچه ناقص میخواید چیکار ......

شوهرش میگه چی شده خانم مگه این حرف رو خدا بهت زده که این همه داغون شدی به خودت بیا خدا بعد از 8 سال بهمون این هدیه رو داده من شاخدارش رو هم قبول دارم اگر خدا داده به همینشم راضی ام

هر چه خانم واطرافیان اصرار میکنن بچه ناقص نمیخوای این مرد زیر بار نمیره ومحکم پاش وایستاده که این هدیه خدایی من نمیخوام سقط بشه

روزها با تلخی سپری میشد خیلی سخته بعد از 8 سال بچه دار بشی وبعدش باخبر بشی شاخداره

خدایا این چه امتحان سختیه !!!!!

خب روز موعود فرا میرسه زن وشوهر خیلی نگرانند اما توکل کردند به خدا ....

تا اینکه صدای بچه بلند میشه ...دوستان توجه کنید بچه شاخدار میخواد متولد بشه ...وای یعنی چه شکلیه ؟؟؟!!!!

خانم پرستار میاد به طرف پدر میگه تبریک تبریک تبریک

قدم نو رسیده هات مباااااارک

پدر که انتظار بچه شاخدار رو داشت الان این پرستار چه میگه؟؟!!!حالش خوبه !!!

سه تا شیرینی افتادی اقای پدر ....سه تا شیرینی برای چه ؟؟؟

پرستار میگه مگه نمیدونی خدا بهت سه تا فرزند داده

یک دختر ودو تا پسر ناززززززززز

خدایا !چه خبر خوبی دارم

اینه توکل به خدا

ببینید این چه امتحان بزرگی بود ..ممکن بود هر دوتاشون از شاخدار بودن بچه ناامید بشن وراضی بشن بچه سقط بشه وخون سه تا بنده خدا به نا حق ریخته بشه ....اما دل سپردن به خدا وخدا هم به پاداش این صبر زیباشون بهترین هدیه داد ..

این داستان واقعی بود

دوست دارم در این مبحث شما دوستان هم از امتحاناتتون بگید تا درس عبرتی باشه برای همه مون وبیشتر با ایات قران اشنا بشیم ودر زندگیمون بکار بندیم ....

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

يکشنبه 11/11/1388 - 7:28 - 0 تشکر 179282

با سلام خیلی خیلی قشنگ بود ممنون یا علی

 
سیب‌سرخ‌60- غریبی‌آشنا       وبلاگم: ماه تابان من 

يکشنبه 11/11/1388 - 11:37 - 0 تشکر 179309

من نفهمیدم چه ربطی به شاخ داشت!/ یعنی اون دکتره چیو شاخ دیده بود؟/البته ما ت فامیلمون فردی را داریم که دو تا بچه آهسته گام ( به تعبیر نادرست عقب مانده ذهنی) دارد هم خودش و هم همسرش و هم خود بچه ها خیلی سختی می کشند شاید اگر این دو بچه نبودند این ها زندگی هتری داشنتد البته شاید هم نداشتند و حتما این براشون یک امتحان است/

يکشنبه 11/11/1388 - 12:31 - 0 تشکر 179316

mohagh گفته است :
[quote=mohagh;397731;179309]من نفهمیدم چه ربطی به شاخ داشت!/ یعنی اون دکتره چیو شاخ دیده بود؟/البته ما ت فامیلمون فردی را داریم که دو تا بچه آهسته گام ( به تعبیر نادرست عقب مانده ذهنی) دارد هم خودش و هم همسرش و هم خود بچه ها خیلی سختی می کشند شاید اگر این دو بچه نبودند این ها زندگی هتری داشنتد البته شاید هم نداشتند و حتما این براشون یک امتحان است/

به نام خدا

سلام

اصلا جنین شاخدار نبوده

تشخیص پزشک غلط بوده این سه قلو طوری در رحم مادر قرار گرفته بودند که دکتر تشخیص داده این بچه شاخ داره فکر کنم دست یکیشون روی سری دیگری بوده ..

موفق باشید

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

يکشنبه 11/11/1388 - 15:2 - 0 تشکر 179335

ممنون .خوب بود. منتظر داستانهای بعدی هم هستیم.....

 

يکشنبه 11/11/1388 - 15:7 - 0 تشکر 179339

توکل!!! خوب بود.ممنون.منتظر داستان های بعدی هم هستیم.شاید کمی به خودمون بیایم.

 

دوشنبه 3/12/1388 - 23:35 - 0 تشکر 185333

همه امتحانها به این خیر و خوشی ختم نمی شوند از آنها هم نقل کنید

سه شنبه 4/12/1388 - 8:45 - 0 تشکر 185356

به نام خدا

سلام

قرار شد در این مبحث از امتحانات الهی سخن بگیم .....طبق اییکه قرار دادم معلوم میشه امتحانات الهی با هم فرق داره هر کسی به نوع استعدادها ونعمتهاییکه خدا در اختیارش قرار داده امتحان میشه ....یکی با علمش یکی با مال ویکی با اولاد ..خلاصه هر کسی به یک طریق امتحان میشه کسی نیست که مورد این امتحانات قرار نگیره وهمیشه هم نمره امتحانات 20 نیست خدانکنه نمره امتحاناتمون کمتر از 10 بشه اخه مردود میشیم

امروز میخوام درباره یک دانشمند بگم دانشمندییکه راه حق بود وکسی باور نمیکرد از مسیر حق منصرف بشه ...

بلعم باعورا

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

سه شنبه 4/12/1388 - 8:46 - 0 تشکر 185357

به نام خدا

سلام

ماجراى بَلْعم باعورا

بلعم باعورا از علماى بنىاسرائیل بود، و كارش به قدرى بالا گرفت كه اسم اعظم مىدانست و دعایش به استجابت مىرسید.

روایت شده: موسى - علیه السلام - با جمعیتى از بنىاسرائیل به فرماندهى یوشع بن نون و كالب بن یوفنا از بیابان تیه بیرون آمده و به سوى شهر (بیتالمقدس و شام) حركت كردند، تا آن را فتح كنند و از زیر یوغ حاكمان ستمگر عمالقه خارج سازند.

وقتى كه به نزدیك شهر رسیدند، حاكمان ظالم نزد بلعم باعورا (عالم معروف بنىاسرائیل) رفته و گفتند از موقعیت خود استفاده كن و چون اسم اعظم الهى را مىدانى، در مورد موسى و بنىاسرائیل نفرین كن. بَلْعَم باعورا گفت: «من چگونه در مورد مؤمنانى كه پیامبر خدا و فرشتگان، همراهشان هستند، نفرین كنم؟ چنین كارى نخواهم كرد.»

آنها بار دیگر نزد بَلْعم باعورا آمدند و تقاضا كردند نفرین كند، او نپذیرفت، سرانجام همسر بلعم باعورا را واسطه قرار دادند، همسر او با نیرنگ و ترفند آنقدر شوهرش را وسوسه كرد، كه سرانجام بَلْعم حاضر شد بالاى كوهى كه مشرف بر بنىاسرائیل است برود و آنها را نفرین كند.

بَلْعم سوار بر الاغ خود شد تا بالاى كوه رود، الاغ پس از اندكى حركت سینهاش را بر زمین مىنهاد و برنمىخاست و حركت نمىكرد، بَلْعم پیاده مىشد و آنقدر به الاغ مىزد تا اندكى حركت مىنمود. بار سوم همان الاغ به اذن الهى به سخن آمد و به بَلْعم گفت: «واى بر تو اى بَلْعم كجا مىروى؟ آیا نمىدانى فرشتگان از حركت من جلوگیرى مىكنند.» بَلْعم در عین حال از تصمیم خود منصرف نشد، الاغ را رها كرد و پیاده به بالاى كوه رفت، و در آنجا همین كه خواست اسم اعظم را به زبان بیاورد و بنىاسرائیل را نفرین كند اسم اعظم را فراموش كرد و زبانش وارونه مىشد به طورى كه قوم خود را نفرین مىكرد و براى بنىاسرائیل دعا مىنمود.

به او گفتند: چرا چنین مىكنى؟ گفت: «خداوند بر اراده من غالب شده است و زبانم را زیر و رو مىكند.»

در این هنگام بَلْعم باعورا به حاكمان ظالم گفت: اكنون دنیا و آخرت من از من گرفته شد، و جز حیله و نیرنگ باقى نمانده است. آنگاه چنین دستور داد: «زنان را آراسته و آرایش كنید و كالاهاى مختلف به دست آنها بدهید تا به میان بنىاسرائیل براى خرید و فروش ببرند، و به زنان سفارش كنید كه اگر افراد لشكر موسى - علیه السلام - خواستند از آنها كامجویى كنند و عمل منافى عفّت انجام دهند، خود را در اختیار آنها بگذارند، اگر یك نفر از لشكر موسى - علیه السلام - زنا كند، ما بر آنها پیروز خواهیم شد.»

آنها دستور بلعم باعورا را اجرا نمودند، زنان آرایش كرده به عنوان خرید و فروش وارد لشكر بنىاسرائیل شدند، كار به جایى رسید كه «زمرى بن شلوم» رئیس قبیله شمعون دست یكى از آن زنان را گرفت و نزد موسى - علیه السلام - آورد و گفت: «گمان مىكنم كه مىگویى این زن بر من حرام است، سوگند به خدا از دستو تو اطاعت نمىكنم.»

آنگاه آن زن را به خیمه خود برد و با او زنا كرد، و این چنین بود كه بیمارى واگیر طاعون به سراغ بنىاسرائیل آمد و همه آنها در خطر مرگ قرار گرفتند.

در این هنگام «فنحاص بن عیزار» نوه برادر موسى - علیه السلام - كه رادمردى قوى پنجه از امراى لشكر موسى - علیه السلام - بود از سفر سررسید، به میان قوم آمد و از ماجراى طاعون و علّت آن باخبر شد، به سراغ زمرى بن شلوم رفت. هنگامى كه او را با زن ناپاك دید، به آنها حمله نموده هر دو را كشت، در این هنگام بیمارى طاعون برطرف گردید.

در عین حال همین بیمارى طاعون بیست هزار نفر از لشكر موسى - علیه السلام - را كشت. موسى - علیه السلام - بقیه لشكر را به فرماندهى یوشع بازسازى كرد و به جبهه فرستاد و سرانجام شهرها را یكى پس از دیگرى فتح كردند.

بحارالانوار، ج 13، ص 373 و 374.

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

سه شنبه 4/12/1388 - 8:46 - 0 تشکر 185358

به نام خدا

سلام

خداوند ماجراى انحراف بلعم باعورا را به طور اشاره و سربسته در آیه 175 و 176 سوره اعراف ذكر كرده، در آیه 176 مىفرماید:

«وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیهِ یلْهَثْ أَوْ تَتْرُكْهُ یلْهَثْ ذلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِینَ كَذَّبُوا بِآیاتِنا فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ یتَفَكَّرُونَ؛ و اگر مىخواستیم مقام او (بلعم باعورا) را با این آیات و علوم و دانشها بالا مىبردیم، امّا اجبار برخلاف سنّت ما است، او را به حال خود رها كردیم، و او به پستى گرایید و از هواى نفس پیروى كرد، مثل او همچون سگ (هار) است، اگر به او حمله كنى دهانش را باز و زبانش را بیرون مىآورد، و اگر او را به حال خود واگذارى باز همین كار را مىكند (گویى چنان تشنه دنیاپرستى است كه هرگز سیراب نمىشود) این مَثَل گروهى است كه آیات ما را تكذیب كردند، این داستانها را (براى آنها) بازگو كن شاید بیندیشند و بیدار شوند.»[2]

آرى این است نتیجه فرهنگ بىعفّتى و انحراف جنسى، كه وقتى نیرنگبازان از راههاى دیگر شكست خوردن با رواج دادن فرهنگ غلط، دین و دنیاى مردم را تباه مىسازند، كه به گفته بعضى طاعون موجب هلاكت 90 هزار نفر از لشكر موسى - علیه السلام - گردید.

بحارالانوار، ج 13، ص 375

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی