• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
ایران سرای من (بازدید: 4353)
سه شنبه 6/11/1388 - 15:25 -0 تشکر 178329
شعر در وصف وطنمان

 

بچه ها موافقید که در این تاپیک و در پست ها بیاییم اشعاری که در وصف وطن عزیزمان سروده شده بذاریم.

 

پس شروع می کنیم.

 

توی پست ها خودم یه سری اشعاری که در وصف وطن عزیزمان ایران سروده شده رو میذارم .

 

 

 

اي آقاي ما برس به داد ما

سه شنبه 6/11/1388 - 15:27 - 0 تشکر 178330

زبان فارسی

چون شکر:شیرین و،چون گوهر:زبان پارسی ست

فارسی،فرهنگی و آیین و نشان پارسی ست

آنچه از توفان و از باران نمی یابد گزند

کاخ فردوسی،خدای شاعران پارسی ست

بر سر یاران افغان و بلوچ آذری

شاخ پر بار زبان پرتوان پارسی ست

وحدت کرد و لر و تاجیک در ایران زمین

از زبان مشترک با دودمان پارسی ست

گرچه گوید همدلی از همزبانی خوشتر است

این زبان حبل المتین همدلان پارسی ست

این زبان مادری همچون نشانی از پدر

خار چشم ناتوان دشمنان پارسی ست

واژگانش در هجوم گویش بیگانگان

پاسدار گویش گویندگان پارسی ست

در بهارستان میهن،صد نگارستان بپاست

جای جای خاک پایش بوستان پارسی ست

چون سه رنگ پرچم سبز و سپید و سرخ ما

جایگاهش قلب مردان و زنان پارسی ست

خانه ی ایرانیان پاینده و جاوید باد

تا که جاویدان زبان جاودان پارسی ست

از دکتر شاهین سپنتا

اي آقاي ما برس به داد ما

سه شنبه 6/11/1388 - 15:36 - 0 تشکر 178337

آذربایجان قلب ایران است

روز جانبازیست ای بیچاره آذربایجان 

          سر تو باشی در میان هر جا که آمد پای جان

ای که دور از دامن مهر تو نالد جان من

       چون شکسته بال مرغی در هوای آشیان

تو همایون مهد زرتشتی و فرزندان تو

       پور ایرانند و پاک آیین نژاد آریان

اختلاف لهجه ملیت نزاید بهر کس

         ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان

گر بدین منطق تو را گفتند ایرانی نه ای

          صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان

بی کس است ایران به حرف ناکسان از ره مرو

         جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان

با خطی برجسته در تاریخ ایران نقش بست

         همت والای سردار مهین ستارخان

این همان تبریز کامثال خیابانی در او

              جان برافشاندند بر شمع وطن پروانه سان

این همان تبریز کز خون جوانانش هنوز

                                   لاله گون بینی همی رود ارس، دشت مغان

                                                                                 از استاد شهریار

اي آقاي ما برس به داد ما

سه شنبه 6/11/1388 - 15:47 - 0 تشکر 178342

سرزمین من

آفتابت، که فروغ رخ « زرتشت » در آن گل کردست
آسمانت، که زخمخانه « حافظ » قدحی آوردست
کوهسارانت، که بر آن همت « فردوسی » پر گستردست
بوستانت، کز نسیم نفس « سعدی » جان پروردست
هم زبانان من اند

مردم خوب تو این دل به تو پرداختگان
سر و جان باختگان، غیر تو نشناختگان
پیش شمشیر بلا، قد برافراختگان، سینه سپر ساختگان
مهربانان من اند

نفسم را پر پرواز از توست
به دماوند تو سوگند که گر بگشایند
بندم از بند، ببینند که آواز از توست
همه اجزایم با مهر تو آمیخته است
همه ذراتم با جان تو آمیخته باد

خون پاکم که در آن عشق تو می جوشد و بس
تا تو آزاد بمانی به زمین ریخته باد


فریدون مشیری

اي آقاي ما برس به داد ما

سه شنبه 6/11/1388 - 15:51 - 0 تشکر 178345

سخن هر چه گویم همه گفتهاند

بر باغ دانش همه رفتهاند

اگر بر درخت برومند جای

نیابم که از بر شدن نیست رای

کسی کو شود زیر نخل بلند

همان سایه زو بازدارد گزند

توانم مگر پایهای ساختن

بر شاخ آن سرو سایه فکن

کزین نامور نامهی شهریار

به گیتی بمانم یکی یادگار

تو این را دروغ و فسانه مدان

به رنگ فسون و بهانه مدان

ازو هر چه اندر خورد با خرد

دگر بر ره رمز و معنی برد

یکی نامه بود از گه باستان

فراوان بدو اندرون داستان

پراگنده در دست هر موبدی

ازو بهرهای نزد هر بخردی

یکی پهلوان بود دهقان نژاد

یر و بزرگ و خردمند و راد

پژوهندهی روزگار نخست

گذشته سخنها همه باز جست

ز هر کشوری موبدی سالخورد

بیاورد کاین نامه را یاد کرد

بپرسیدشان از کیان جهان

وزان نامداران فرخ مهان

که گیتی به آغاز چون داشتند

که ایدون به ما خوار بگذاشتند

چه گونه سرآمد به نیک اختری

برایشان همه روز کند آوری

بگفتند پیشش یکایک مهان

سخنهای شاهان و گشت جهان

چو بنشیند ازیشان سپهبد سخن

یکی نامور نافه افکند بن

چنین یادگاری شد اندر جهان

برو آفرین از کهان و مهان

از شاهنامه

اي آقاي ما برس به داد ما

سه شنبه 6/11/1388 - 16:0 - 0 تشکر 178349

مهد تمدن

هر زمان بیگانه ای آهنگ ایران کرده است

روبه آنه عزم رزم مهد شیران کرده است

خون ملت همچو اقیانوس سرتا سر نهنگ

خصم را از هر کران آماج طوفان کرده است

جهل با دانش، سفاهت با خرد ، خفاش و نور

اهرمن پیکار با نیروی یزدان کرده است

ای بسا سرها و سرور ها که افکنده به خاک

چون به ایران آمده سرها به میدان کرده است

پایداری و ثبات مردم این مرز و بوم

تا که بوده عالمی را مات و حیران کرده است

هر زمان بند اسارت ، رشته هر بیگانه خوی

تار تن با تار خود سر در گریبان کرده است

نیست بی موجب که هر دانا به هر بوم و دیار

جلوه ی آزادگی مان زیب دیوان کرده است

این سجایا در نهاد نسل ها و خون ماست

آنچه کوروش با پریشان دل اسیران کرده است

این روال جاودان ملت جاوید ماست

با خلیفه آنچه بابک مرد مردان کرده است

سال های سال گلگون پیرهن ، پرچم به دوش

این مسلمان جنگ با هر نا مسلمان کرده است

هر کجا افزون طلب قولی زده هل من مزید

تا دهان بگشوده ملت کار سوهان کرده است

این تجلی از فروغ مطلع انوار ماست

طفل بلخی عالمی را پر نور عرفان کرده است

صلح عالم گر شده امری محال و ممتنع

شیخ سعدی هر دو را مقرون امکان کرده است

درد جانکاه جهالت را که درد عالمی است

حافظ شیراز با یک نسخه درمان کرده است

راه ماه و کهکشان های فلک را سال قرن هاست

پیش از این عطار ما صاف و نمایان کرده است

کی چنین ملت تحمل بر عبودیت کند

تا که بر آزادگی جان را گروگان کرده است

پی بدین معنی نبرده است چند پست بی وطن

با اجانب جاهلانه سر به پیمان کرده است

خاک آذربایجان و سلطه ی بیگانگان!!!

آن که جان قربان آزادی ایران کرده است

ای درود ما نثار خاک آذربایجان

بار ها خصم وطن را دیده گریان کرده است

ای درود ما به خصم افکن یلان آذری

در منای عشق جان جانانه قربان کرده است

اره برران ، حضم عطشان ، مرگ در پی ، خون مباح

نعش فرزندان مقابل یاد یاران کرده است

این نه در آیینه ی پندار وصف حسن ماست

این حقیقت را قرن ها تاریخ اذعان کرده است

ما سپاه ایزدان و دشمن اهریمن ایم

این تفضل را به ما خود ذات یزدان کرده است

اي آقاي ما برس به داد ما

سه شنبه 6/11/1388 - 16:9 - 0 تشکر 178350

 کجا رفتند ایران باستان

خوش آن روزگار همایون ما

خوش آن بخت پیروز و میمون ما

کجا رفت هوشنگ و کو زرتشت؟

کجا رفت جمشید فرخ سرشت؟

کجا رفت آن کاویانی درفش؟

کجا رفت آن تیغهای بنفش؟

کجا رفت آن کاوه نامدار؟

کجا شد فریدون والا تبار؟

کجا شد هخامنی کجا شد مدی؟

کجا رفت آن فره ایزدی؟

کجا رفت آن کوروش دادگر؟

کجا رفت کمبوجی نامور؟

کجا رفت آن داریوش دلیر؟

کجا رفت دارای بن اردشیر؟

دلیران ایران کجا رفته اند؟

که آرایش ملک بنهفته اند

بزرگان که در زیر خاک اندر اند

بیایند و بر خاک ما بگذرند

بپرسند از ایندر که ایران کجاست؟

همان مرز و بوم دلیران کجاست؟

بینند که اینجای مانده تهی

ز اورنگ و دیهیم شاهنشاهی

ملک الشعرای بهار

اي آقاي ما برس به داد ما

برو به انجمن
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.