• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 923)
پنج شنبه 26/9/1388 - 1:6 -0 تشکر 170151
چه کارمون دارید؟! زندگی خودمونه!!

به نام خدای رحمن و رحیم

 

 

 

دخالت والدین در روابط همسران


به اعتقاد روانشناسان، خانواده اولین ومهم ترین پایه گذار شخصیتی و معیارهای فکری فرزندان است و نقش حیاتی در تعیین سرنوشت، سبک و خط مشی زندگی آتی آنان دارد. فرزندان نیز برای رشد و تعالی روانی خود نیازمند هدایت و راهنمایی والدین و مربیان هستند و در پدران و مادران نیز ظرفیت و قابلیتی نهفته است که موجب حرکت رو به جلوی فرزندان می شود.



چنانچه این قابلیت در تمام مراحل زندگی فرزندان حتی زمانی که آنها زندگی جدیدی را انتخاب می کنند به مرحله اجرا درآید و بی حد ومرز بوده و حریم زندگی جدید فرزند رعایت نشود ، مسلما موجبات دخالت و ناسازگاری را به وجود خواهد آورد.



برخی از والدین همچنان معتقدند از آنجایی که خود یک عمر سردی و گرمی روزگار را چشیده و صاحب تجربه هستند، فرزندانشان نیز باید از هر طریق ممکن و به هر نحوی که شده، از تجارب آنها بهره مند شوند. لذا این حق را برای خود کاملاً قائلند که در زندگی فرزندان خود دخالت کنند.البته ما منکر نیاز همیشگی فرزند به تجربه و راهنکایی والدین خود نیستیم اما این رفتار اگر از حد تعادل خارج شود دیگر مناسب و راهگشا نیست.



در حالی که این دخالت ها مانع رشد و شکوفایی آنها می شود ، والدین نمی دانند که زوج های جوان گاهی باید اشتباه کنند تا بر تجاربشان افزوده شود. در مقابل نیز زوج های جوان چه پسر و چه دختر باید بدانند که وقتی زندگی جدید را انتخاب می کنند، دیگر تنها نیستند و فرد دومی نیز در این میان وجود دارد که او را برای یک عمر زندگی انتخاب کرده اند. لذا گوش دادن و توجه کردن صرف به حرف ها و نظرلت والدین دیگر جایز نیست. البته این بدان معنا نیست که والدین کنار گذاشته شوند بلکه توجه به آنها و مشورت با آنها و انتخاب کردن نصایح و پندهایی که راهگشاست، ضروری است. ولی نه بدان حد که موجب دخالت در زندگی زناشویی فرزندان و به هم ریختن کانون گرم خانواده و از بین رفتن آرامش آنها شود. 

 

مـنـــــبـــع

-------------------------

 

 نقش و جایگاه خانواده ها، قبل و بعد از ازدواج یه زوج چه فرقی می کنه؟!

اصلاً فرقی می کنه؟؟!

 

رفتار زن و شوهر باید با خانواده هاشون (پدر و مادر و خواهر و برادر و...) چه طور باشه که خللی به زندگی خودشون هم وارد نشه؟! و در عین حال رنجش خاطری هم پیش نیاد؟!

 

می تونید در این رابطه مثال هایی از کسانی که می شناسید بزنید؟

این که مثلاً با دخالت خانواده ها، چه مشکلاتی براشون پیش اومده؟

یا برعکس، چه طور شده که برخورد صحیح متقابل (از سوی همسران و خانواده هاشون)، باعث شده زندگی شون از این جهت مشکلی نداشته باشه؟!

 

حالا یه سؤال خصوصی!   ;)

توی زندگی نزدیکانتون دخالت هم می کنید؟!  :دی

(این آخری شوخی بود!)

 

 

موفق باشید و خوشبخت الهی...

 


 

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

پنج شنبه 26/9/1388 - 16:57 - 0 تشکر 170215

به نام خدا

سلام

نقش و جایگاه خانواده ها، قبل و بعد از ازدواج یه زوج چه فرقی می کنه؟!

به نظر من قبل از ازدواج خانواده در کنار مشورت دادن، این اجازه رو هم داره که از اشتباهات فرزندان جلوگیری کنه. و با مخالفتهای خود نذاره اون فرزندان دست به انتخاب اشتباه بزنن.

اما اگر بعد از ازدواج احساس کنه که این زوج در زندگی درست عمل نمی‌کنن،  باید مشورت بده و تا جایی که ممکنه نظر خودش رو تحمیل نکنه.

رفتار زن و شوهر باید با خانواده هاشون (پدر و مادر و خواهر و برادر و...) چه طور باشه که خللی به زندگی خودشون هم وارد نشه؟! و در عین حال رنجش خاطری هم پیش نیاد؟!

من فکر می‌کنم اگر زندگی مستقلی برای خودشون ایجاد کنن و برای رفتن به خونه‌ی والدین برنامه‌ منظمی داشته باشن. یعنی طوری نباشه که به هر بهونه‌ای ه خونه‌ی والدین برن. والدینشون  دیگه احساس نمی‌کنن که هنوز بچه ای دارن و باید مواظبش باشن، مثل بقیه‌ی  بچه ها

این طوری زن و شوهر برای خودشون یک وقار و سنگینی بدست میارن. تو اصطلاح عامیانه میگن به خونواده‌هاشون رو نمیدن(البته نه در حد بی احترامی‌ها!!). باید کاری کرد در عین احترام گذاشتن به خانواده‌ها فهموند که این یه زندگی مستقل هست و دیگه مثل قبل نباید خواسته‌های گذشتشون رو بگن

این که مثلاً با دخالت خانواده ها، چه مشکلاتی براشون پیش اومده؟

در این مورد تنها نمونه‌ای الان به ذهنم میرسه، همین زوج جوانی هست که در ‌آئینه‌ی عبرت دارم داستانشون رو دنبال می‌کنم. شاید اگر اون وقتی که پسر این خونواده داشت به زنش ماهی 20 هزار تومان خرجی تو خونه رو میداد، مادرش نمی‌گفت:" عموت به زن عموت تنها 4 هزار تومان میداده و تو به زنت این قدر پول میدی؟". و خیلی دخالتهای دیگه. شاید کم کم عشقی در دل این پسر ایجاد میشد و الان زندگی عاشقانه‌ای داشتند. آخه مادر این پسر از ترس اینکه دختره از دستشون بپره، میان خواستگاری در حالیکه پسر اصلاً امادگی ازدواج نداشت

توی زندگی نزدیکانتون دخالت هم می کنید؟!  :دی

والا من که هنوز نزدیکانی ندارم که بخوام تو زندگیشون دخالت کنم، اما این آبجیم از الان داره رای همسر آینده خط و نشون میکشهف خدا رحم کنه    :دی

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
جمعه 27/9/1388 - 16:10 - 0 تشکر 170368

به نام خدا

سلام

ممنون ازتون جناب پارسا زاهد.

می گم دوستان عزیز!!!

حالا ما گفتیم دخالت نکنید، اما نگفتیم که توی این تاپیک هم دخالت نکنید که!!!

 گفتیم توی زندگی کسی دخالت نکنیم!

اما انگار شما زیادی جدی گرفتید و کلاً دیگه تو هیچی ِ این بحث داخل نمی شید!!  :دی

دخالت (داخل شدن) در این بحث آزاد است! خیالتون راحت!! :D

موفق باشید...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

جمعه 27/9/1388 - 19:6 - 0 تشکر 170394

                                        به نام خداااااا

هااااااااااای مادام گویا(چقدر این مادام بهت میاد :))

 نه که بگی یادم رفته بود یا جا انداخته بودم هاااا نههههههههههه فقط گفتم شاید بگی دخالت کرده تو بحثم نجوابیدم...میدونی که  :))

اوخ اوخ ...من ترس از زندگی ام(همون زندگی ه آینده)دارم که نگوووووو ...به همین موضوع هم مربوط می شود..!

به نظرم تا یه حدی خوبه...یعنی راهنمایی و مشاوره ولی بیشترش که بخوان نظرشون رو تحمیل کنند نه...

گرچه سخته...برای هر دو طرف..

فرزند از یه طرف تمام عمرش داشته عقاید پدر مادر رو اجرا می کرده و چه اجبار چه احترام یا هر دلی دیگه ای که داشته به هر حال حرف حرف ه پدر مادرش بوده ...حالا سخته یه دفعه اونها رو کنار بذاره...شاید احترامی که براشون قائل ه نذاره بهشون بگه که من زندگی ه مستقل دارم و همین هم مشکل ایجاد کنه.

پدر و مادر هم که بالاخره پاره ی تنشون ه دیگه ...یه عمر عادت کردن بهش بگن این کار و بکن اون کار و نکن...نگرانن نکنه کاری بکنه که به صلاحش نیست و مشکل براش ایجاد بشه ...شاید برای همین هم کم کم از مهر و محبت زیاد تبدیل میشه به دخالت....

ع ...یادم رفته بود سوال پرسیدی!!!

غروب پنج فصل سال را در خنده مي گريم خدا قوت دهد اين چشم هاي مهربانم را
سه شنبه 1/10/1388 - 19:47 - 0 تشکر 171437

سلام

بحث خوبیه ......

گویای خاموش عزیز با اجازتون من یه سوال دارم .....میخوام نظر شما و بقیه رو بدونم

فکر میکنین دخالت خانواده ها  در زندگی زوج های جوان به جدا زندگی کردن یا نکردن اونها بستگی داره ؟

عقیده خودم بر این هست که نه ....ربطی به تو یه خونه بودن نداره و این بر میگرده به شخصیت والدین ...که چقدر مایلن دخالت کنن

نظر شما چیه؟

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

دوشنبه 7/10/1388 - 1:23 - 0 تشکر 172429

به نام خدا

سلام

معذرت بابت تأخیر!

گرفتاری ه دیگه  :(

خب...

مجدداً ممنونم جناب پارسا زاهد

والا من که هنوز نزدیکانی ندارم که بخوام تو زندگیشون دخالت کنم، اما این آبجیم از الان داره رای همسر آینده خط و نشون میکشهف خدا رحم کنه    :دی

به به! عجب آبجی نازنینی! معلوم ه که خیلی داداششون رو دوست دارن هاااااا  :دی

ممنون ترانه جان

حالا که یادت اومد سؤال هم پرسیدم، خب برو جواب بده دیگه  : دی

خب حالا آقای میلادی گرامی

در رابطه با سؤالتون، بله خب، به نظر منم این دقیقاً برمیگرده به شخصیت والدین و کلاً خانواده ها، و همچینین شخصیت فرزندان اون ها (چون می دونید که دلیل این مشکل همیشه هم از سمت والدین نیست و بستگی به نوع رفتار فرزندان هم داره).

اما چیزی که هست، من فکر می کنم اگرچه با هم و توی یه خونه زندگی کردن رو نمی شه دلیل تعیین کننده ای برای این مشکل دونست، اما بی تأثیر هم نیست. چون به هر حال وقتی همه با هم زندگی کنند، این وسط ممکنه یه برخوردایی هم پیش بیاد که باعث اختلاف بشه (گفتم ممکنه ها!). یه جورایی حکایت همون دوری و دوستی ه...

اما باز هم می گم، در اصل بستگی به شخصیت و فرهنگ طرفین داره.

چه بسا خانواده هایی که حتی در دو شهر جداگانه زندگی می کنند اما از مشکلات ناشی از دخالت در امان نیستند!

موفق و خوشبخت باشید الهی...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

دوشنبه 7/10/1388 - 17:10 - 0 تشکر 172558

سلام

رفقا

من کلا با دوریو دوستی بیشتر موافقم تا بقله هم بودنو صحبتای دیگه و با هم زندگی کردن بجز اینکه بعلت نتونستن تامینه خونه یه چن سالی ادم  وره دله مامانش اینا باشه

تا بعد خونه دار بشه ایشاا... بگین ایشاا...

ایشاا... که همتون خونه داشته باشین !!

دخالت هم بد دردیه اره واا... زندگی رو اتیش میزنه دویست درجه اصلا نباید کسی اجازه دخالته غیره منطقی رو به خانواده و دوستو اشنا بده فقط باید صحبتای اونا رو گوش کنه و تصمیم گیرنده نهایی خودشو  همسرش باشه همین چون اونا بزرگترن و باید از تجربیات اونا استفاده کرد

زیاد بنویسم کسی نمیخونه حالا تا بعد

راستی بعد از ازدواج ادم وقتی میخواد محبتشو تقسیم کنه اون محبت نسبت به خانواده خودش کمتر نمیشه بنظرتون 

چون دیگه باید یه خردشو بده به همسرش و احیانا خانواده همسزش دیگه

اخه ادم چقدر باید محبت تو وجودش فوران کنه که با ازدواج از اون کم نشه بلکه زیاد هم بشه

من میگم ادم بعد از اردواج بطور ناخوداگاه یه خرده از عشق و علاقش نسبت به خاونداه خودش به طور طبیعی کاسته میشه!!

موفق

دوشنبه 7/10/1388 - 19:28 - 0 تشکر 172587

و خدا هست
سلام
 نقش و جایگاه خانواده ها، قبل و بعد از ازدواج یه زوج چه فرقی می کنه؟!

اصلاً فرقی می کنه؟؟!


ها؟!!
به نظر من خانواده تو هر مرحله ای نقش حمایتی داره
از همه لحاظ
و بااید دلسوزانه و بدون جانب داری راهنمایی و مشاوره بدن به دو طرف اگه مشکلی براشون پیش اومد
تو خانواده ما که اینطور بود
جوری نبود که اگه مثلا عمم با شوهرش حرفش شد
همه بیان طرف عمم رو بگیرن
و هی این وسط ....
بلکه همیشه خیلی جالب قضیه رو جمع و جور میکردن


رفتار زن و شوهر باید با خانواده هاشون (پدر و مادر و خواهر و برادر و...) چه طور باشه که خللی به زندگی خودشون هم وارد نشه؟! و در عین حال رنجش خاطری هم پیش نیاد؟!

همیشه به این قضیه فکر میکردم
مثلا روز مادر قراره اول بریم پیش مامان من یا پیش مامان آقا!
حالا این ربطی به دخالت نداره ها
ولی خب !
در کل من فکر میکنم رک باشیم همیشه بهتره
یعنی یه جوری همه با هم سنگاشونو وا بکنن که آقا دخالت ممنوع!


می تونید در این رابطه مثال هایی از کسانی که می شناسید بزنید؟

این که مثلاً با دخالت خانواده ها، چه مشکلاتی براشون پیش اومده؟


نمونش عزیز دل خودم و خانوادم
 خوش اخلاق ترین ، صادق ترین، با جنم ترین، مسئولیت پذیر ترین، و مهربونترین، پسری که تو عمرم دیدم یعنی دایی ام
که الان حدود 4-5 ساله داره تک و تنها اون سر دنیا زندگی میکنه
عزیز دلم عاشق میشه و حتی نمیذارن کار به ازدواج بکشه!
از همون روز معارفه خاله ها نقش خواهر شوهریشون رو خوب بازی میکنن
و هی نظراتی میدن که....
بابابزرگ و مادربزرگ هم که دیگه سنگ تموم میذارن!!!!
تنها کسانی که داییم رو حمایت کردن واقعا مامان و بابام بودن
و داییم اصلا قصد نداشت به بقیه چیزی بگه ولی بابا مامانم نمیذارن
خلاصه که داییم وقتی این جریانات رو میبینه میره پیش دختر خانومه و همه چیو تموم میکنه
 وقتی ازش سوال کردیم که دایی چرا آخه؟ چرا اینقدر ضعف نشون دادی و اینجوری کردی
جوابش این بود:
وقتی هنوز نیومده تو خانوادمون با حرفا و دخالت های بیجا اینجوری دارن میکنن چجوری اعتماد کنم و ورش دارم بیارم
تو این خانواده؟!

بعدشم قید خانواده رو زد و تنها زندگی کرد و گاهی فقط میومد خونه ی ما
که بعد وقتی دید خانوادش میخوان برش گردونن
مستقیم رفت خارج و الانم فقط به خونه ی ما زنگ میزنه
و هر وقت بحث ازدواج رو پیش میکشیم جوابش اشکمون رو در میاره
:(



یا برعکس، چه طور شده که برخورد صحیح متقابل (از سوی همسران و خانواده هاشون)، باعث شده زندگی شون از این جهت مشکلی نداشته باشه؟!

نمونه ی خوبشم همون عمم که گفتم
چند روز پیش که خیلی دلم گرفته بود رفتم خونه ی عمم بلکه یه کم بخندیم شاد شیم
اما عمه جان دلشون گرفته بود و نشست از اوایل ازدواجش گفت
اصلا باورم نمیشد .... شده بودم عین تو این داستان ها
یکی نشسته داستان زندگیشو میگه و من با دهن باز همینجور فقط نگاه میکردم و اشکام میریخت
باورم نمیشد اون زندگی شده باشه این
دقیقا دو قطب مخالف بودن
خانواده شوهر عمم هی سنگ مینداختن و اذیت میکردن و به معنای واقعی ظلم
و خانواده ی ما هی عمم رو دعوت به صبر! میکردن
نتیجش هم الان شده یه زندگی که همه حسرتشو میخورن
البته به قیمت پیر شدن عمم تو جوونیش
:(
البته امکان داره عمم زندگیشو بعد از ازدواج که حدود 20 و خورده ای سال هست رو بنویسه
که اگر شود چه شودددد


توی زندگی نزدیکانتون دخالت هم می کنید؟!  :دی

خیلی تو خانواده ی ما دخالت معنی نداره
که اونم بابام ممنوعش کرده
ولی خب در حد کوچیک هست
که اونم به خاطر حسی هست که نسبت به هم داریم
یا علی 

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
چهارشنبه 9/10/1388 - 20:37 - 0 تشکر 173100

سلام

سوال هات خیلی سختن!

نمی تونم بجوابم!! 

چراااا!

من هیچ کدوم رو نمی دونم بجز آخری...:)

توی زندگی نزدیکانتون دخالت هم می کنید؟! 

 هنوز اینکارو نکردم...کلا این مدلی نیستم،مگه این که بحث ه شوخی باشه یا خودشون نظر بخوان..

 ولی یه نکته ای رو تازه یاد گرفتم، فکر کنم زیاد هم بی ربط نباشه:

پدر و مادر دلسوز هستند..اما راه حل نمی توانند بدهند.

غروب پنج فصل سال را در خنده مي گريم خدا قوت دهد اين چشم هاي مهربانم را
جمعه 11/10/1388 - 16:27 - 0 تشکر 173449

باسلام

بالاخره ما به عنوان مسلمان باید حواسمون به زندگی بقیه باشه، البته منظورم اینه كه جویای احوالشون باشیم و از نزدیك به درد دلاشون گوش بدیم و منصفانه قضاوت كنیم و نظر بدیم
شاید دلیل اصلی مشكلی كه جوون‌ها با خانواده‌ها دارن، اینه كه این كمك، به صورت طعنه و یا منّت و ... درمیاد و اثر خوبشو از دست می‌ده و راه حل مشكلات با حالت دلسوزانه مطرح نمی‌شه
باید آموزش بیشتری در رسانه‌ها و فیلم‌هامون صورت بگیره

یا علی

 
سیب‌سرخ‌60- غریبی‌آشنا       وبلاگم: ماه تابان من 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.