• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 770)
يکشنبه 22/9/1388 - 22:23 -0 تشکر 169480
بیانات رهبر معظم انقلاب در دیدار با جمعی از طلاب و روحانیون

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

خوشامد عرض میكنیم به همه‌ى برادران عزیز، خواهران عزیز كه در این جمع نورانى حضور دارید. بحمداللَّه علماى محترم، فضلاى گرامى، طلاب عزیز، اساتید و مدیران حوزه‌ى علمیه‌ى قم، همه در این جمع تشریف دارید و جمع ممتاز و كم‌نظیرى است.
 مناسبت هم مناسبت تبلیغ است؛ یعنى در واقع كار اصلى و جوهرى من و شما. ایام هم ایام كاملاً مناسبى است و ایام الهام‌بخشى است؛ دیروز، روز مبارك مباهله بود؛ چند روز دیگر ایام محرّم شروع خواهد شد؛ روز بیست و هفتم آذر - چند روز دیگر - روز پیوند یا وحدت حوزه و دانشگاه است. همه‌ى این مناسبتها براى ما كه كمربسته‌ى تبلیغ دین و ابلاغ حقیقت به دلها و ذهنها هستیم، مناسبتهاى مهم و درس‌آموزى است.

 روز مباهله، روزى است كه پیامبر مكرم اسلام، عزیزترین عناصر انسانى خود را به صحنه مى‌آورد. نكته‌ى مهم در باب مباهله این است: «و انفسنا و انفسكم» در آن هست؛ «و نساءنا و نساءكم»*** 1 آل عمران: 61 *** در آن هست؛ عزیزترین انسانها را پیغمبر اكرم انتخاب میكند و به صحنه مى‌آورد براى محاجه‌اى كه در آن باید مایز بین حق و باطل و شاخص روشنگر در معرض دید همه قرار بگیرد. هیچ سابقه نداشته است كه در راه تبلیغ دین و بیان حقیقت، پیغمبر دست عزیران خود، فرزندان خود و دختر خود و امیرالمؤمنین را - كه برادر و جانشین خود هست - بگیرد و بیاورد وسط میدان؛ استثنائى بودن روز مباهله به این شكل است. یعنى نشان دهنده‌ى این است كه بیان حقیقت، ابلاغ حقیقت، چقدر مهم است؛ مى‌آورد به میدان با این داعیه كه میگوید بیائیم مباهله كنیم؛ هر كدام بر حق بودیم، بماند، هر كدام بر خلاف حق بودیم، ریشه‌كن بشود با عذاب الهى

يکشنبه 22/9/1388 - 22:24 - 0 تشکر 169481

همین قضیه در محرّم اتفاق افتاده است به شكل عملى؛ یعنى امام حسین (علیه الصّلاة و السّلام) هم براى بیان حقیقت، روشنگرى در طول تاریخ، عزیزترین عزیزان خود را برمیدارد مى‌آورد وسط میدان. امام حسین (علیه‌السّلام) كه میدانست حادثه چه جور تمام خواهد شد؛ زینب را آورد، همسران خود را آورد، فرزندان خود را آورد، برادران عزیز خود را آورد. اینجا هم مسئله، مسئله‌ى تبلیغ دین است؛ تبلیغ به معناى حقیقى كلمه؛ رساندن پیام، روشن كردن فضا؛ ابعاد مسئله‌ى تبلیغ را این جورى میشود فهمید كه چقدر مهم است. در آن خطبه «من رأى سلطانا جائرا مستحلّا لحرم اللَّه ناكثا لعهداللَّه ... و لم‌یغیّر علیه بفعل و لا قول كان حقّا على اللَّه ان یدخله مدخله»؛*** 2 مقتل ابى‌مخنف، ص 85؛ «هر كس سلطان ستمكارى را ببیند كه حرام خدا را حلال میشمارد و پیمان خدا را میگسلد، ... اگر با رفتار و گفتار خود كارهاى او را تغییر ندهد، سزاست كه خداوند او را با وى محشور كند.» *** یعنى وقتى او دارد فضا را به این شكل آلوده میكند، خراب میكند، باید یا با فعل یا با قول آمد روشنگرى كرد. و امام حسین (علیه‌السّلام) این كار را انجام میدهد، آن هم با این هزینه‌ى سنگین؛ عیالات خود، همسران خود، عزیزان خود، فرزندان امیرالمؤمنین، زینب كبرى، اینها را برمیدارد مى‌آید وسط میدان.

يکشنبه 22/9/1388 - 22:25 - 0 تشکر 169482

یك بُعد امروزى قضیه هم آن مناسبت سوم است، كه پیوند حوزه و دانشگاه است. اینجا هم مسئله، مسئله‌ى ساختن و رساندن است. ارتباط مجموعه‌ى عظیم دانشجوئى كشور با علماى دین، با جوانان شاغل در راه معرفت دینى و تبلیغ دینى، چیزى است كه مطلوب در این مناسبت است؛ یعنى این مناسبت براى آن هست. وحدت حوزه و دانشگاه یعنى این. والّا مراد وحدت عینى و خارجى كه نبود. این كه معنا ندارد. حوزه، حوزه است، دانشگاه، دانشگاه است؛ یعنى این پیوند حقیقى بین دو مجموعه‌ى اثرگذار و مهمى كه تا آن روز كه از سوى امام عزیز بیان شد و ابراز شد، سیاستها بر این بود كه این دو را از هم دور نگه دارند و جدا نگه دارند: دانشگاه از اسلام دور بماند، حوزه از تحولات جهانى و پیشرفتهاى علمى فاصله بگیرد؛ اینها از هم دور بشوند؛ یعنى این دو بال با هم تلاش نكنند، هماهنگ نباشند. این، برمیگردد به مسئله‌ى تبلیغ. اهمیت تبلیغ، این است. درس هم كه میخوانیم، براى این است كه بتوانیم پیام الهى را ابلاغ كنیم، برسانیم؛ حالا چه در زمینه‌ى معارف دینى، چه در زمینه‌ى احكام دینى، چه در زمینه‌ى اخلاق الهى.

 پس این مناسبتها و این اصل مسئله‌ى تبلیغ، ناظر است به عمل، همراه با بصیرت و یقین. باید بصیرت باشد. یقین، یعنى همان ایمان قلبى متعهدانه، وجود داشته باشد و بر پایه‌ى این بصیرت و یقین، حركت انجام بگیرد. اگر بصیرت بود، یقین بود، اما كارى انجام نگرفت، این مطلوب نیست؛ تبلیغ نشده است. اگر چیزى تبلیغ شد، اما بدون بصیرت و بدون یقین - هر كدام از اینها كم باشد - یك پایه خراب است و مطلوب به دست نخواهد آمد. این یقین همان چیزى است كه «ءامن الرّسول بما انزل الیه من ربّه و المؤمنون كلّ ءامن باللَّه و ملائكته و كتبه و رسله»؛*** 1 بقره: 285؛ «پیامبر [خدا] بدانچه از جانب پروردگارش بر او نازل شده است، ایمان آورده است و مؤمنان همگى به خدا و فرشتگان و كتابها و فرستادگانش ایمان آورده‌اند ...» *** یعنى اولْ‌كسى كه به پیام، اعتقاد و ایمان عمیق پیدا میكند، خودِ پیام‌آور است. اگر این نبود، كار دنباله پیدا نخواهد كرد، نفوذ نخواهد كرد. آن ایمان هم باید با بصیرت همراه باشد؛ همچنانى كه حالا درباره‌ى بصیرت مطالبى گفته شده است و روشن است. این، میشود عمل صالح. یعنى «انّ الّذین ءامنوا و عملوا الصّالحات»،*** 2 بقره: 277؛ «كسانى كه ایمان آورده‌اند و كارهاى شایسته كرده‌اند...» *** واقعاً عمل صالح و مصداق اتمّ عمل صالح، همین تبلیغ است كه انجام باید بگیرد. پس در باب تبلیغ، باید فكر كرد، باید كار كرد. این نكته‌اى را كه جناب آقاى مقتدائى*** 3 رئیس حوزه‌ى علمیه‌ى قم *** اخیراً در بیانشان ذكر كردند، من نشنیده بودم و براى من نكته‌ى مهمى است كه گفتند مركزى براى طراحى در باب تبلیغ دین تشكیل شده است. خب، این همان چیزى است كه من خواستم مطالبه كنم كه این كار باید انجام بگیرد.

 ببینید امروز تبلیغ در دنیا خیلى نقش پیدا كرده است و همیشه همین جور بوده است. قبلاً این ابزارها نبود؛ این ارتباطهاى نزدیك نبود. ما معممین یك امتیاز داریم كه تبلیغ رویاروى و چهره‌به‌چهره میكنیم. این یك كار بى‌نظیرى است كه هیچ چیزى جاى این را نمیگیرد؛ منبر رفتن، با مردم حرف زدن. این، از سایر شیوه‌هاى تبلیغ، از جهاتى كارسازتر است - آن جهات هنرى و غیره، آنها هم در جاى خود لازم است - اما این یك تأثیرى دارد، یك خلأئى را پر میكند كه سایر دستگاه‌ها و شیوه‌هاى تبلیغى این اثر را ندارد. پس تبلیغ مهم است و امروز ابزار اساسى است. ما هم یكى از شیوه‌هاى مؤثر تبلیغ را در اختیار داریم.

 میخواهیم عرض بكنیم تبلیغ باید جریان ساز باشد، تبلیغ باید گفتمان ساز باشد، تبلیغ باید فضا ایجاد كند؛ گفتمان ایجاد كند. گفتمان یعنى یك مفهوم و یك معرفت همه‌گیر بشود در برهه‌اى از زمان در یك جامعه. آنوقت، این میشود گفتمان جامعه. این، با كارهاى جدا جداى برنامه‌ریزى نشده، حاصل نخواهد شد؛ این كار احتیاج دارد به برنامه‌ریزى و كارِ فعال و مثل دمیدن پیوسته‌ى در وسیله‌ى فشارى است كه میتواند آب یا مایه‌ى حیات یا هوا را به نقاط مختلفى كه مورد نظر است، برساند. باید دائم با این دم دمید، تا این اشتعال همیشه باقى بماند. این كار هیچ نباید متوقف بشود و به برنامه‌ریزى احتیاج دارد

يکشنبه 22/9/1388 - 22:26 - 0 تشکر 169486

ن گفتمان سازى براى چیست؟ براى این است كه اندیشه‌ى دینى، معرفت دینى در مخاطبان، در مردم، رشد پیدا كند. اندیشه‌ى دینى كه رشد پیدا كرد، وقتى همراه با احساس مسئولیت باشد و تعهد باشد، عمل به وجود مى‌آورد و همان چیزى میشود كه پیغمبران دنبال آن بودند. فرهنگ صحیح، معرفت صحیح، در مواردى بیدارباش، در مواردى هشدار؛ اینها كاركردهاى تبلیغ است؛ آثار و نتائجى است كه بر تبلیغ مترتب میشود.

 یك نمونه، همین تبلیغات ماه محرّم است كه به مناسبت عزادارى محرّم انجام میگیرد. این، بهترین فرصت براى تبلیغ كردن است. از این فرصت باید استفاده كرد براى همان مطلبى كه عرض شد؛ شاخص ایجاد بشود؛ مایز، شاخص سازى، معالم‌الطریق. اگر چنانچه سر دو راهى تابلوئى نباشد كه نشان بدهد راهِ فلان جا از كجاست، طرف راست است یا طرف چپ است، این سیر كننده و رونده، به خطا خواهد افتاد. اگر چند راهى باشد، گمراه خواهد شد. شاخص باید معیّن كرد، انگشت اشاره را بایستى واضح مقابل چشم همه قرار داد تا بتوانند گمراه نشوند. در دنیائى كه اساس كار دشمنان حقیقت بر فتنه‌سازى است، اساس كار طرفداران حقیقت بایست بر این باشد كه بصیرت را، راهنمائى را، هرچه میتوانند، برجسته‌تر كنند و این شاخصها را، این مایزها را، این معالم‌الطریق را بیشتر، واضح‌تر، روشن‌تر در مقابل چشم مردم قرار بدهند، كه مردم بفهمند، تشخیص بدهند و گمراه نشوند.

يکشنبه 22/9/1388 - 22:26 - 0 تشکر 169488

در تبلیغ یك مطلب این است - در آیه‌ى سوره‌ى مباركه احزاب است، كه تلاوت كردند - «الّذین یبلّغون رسالات‌اللَّه و یخشونه و لایخشون احدا الّااللَّه و كفى باللَّه حسیبا».*** 1 احزاب: 39؛ «همان كسانى كه پیامهاى خدا را ابلاغ میكنند و از او میترسند و از هیچ كس جز خدا بیم ندارند و خدا براى حسابرسى كفایت میكند.» *** تبلیغِ رسالات‌اللَّه، با این دو تا شرط عملى است: «یخشونه»، این یك. «و لا یخشون احدا الّا اللَّه». اولاً خشیت الهى لازم است؛ براى خدا باشد، در راه خدا باشد، ملهم از تعلیم الهى باشد. اگر برخلاف الهام الهى  و ملهمات از تعلیم الهى باشد، گمراهى است، ضلالت است. «فماذا بعد الحقّ الّا الضّلال».*** 2 یونس: 32؛ «... و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست؟...» *** فهمیدن حق با خشیت الهى حاصل میشود. بعد، در مرحله‌ى بیان حق: «و لایخشون احدا الّا اللَّه». چرا؟ چون حق و حقیقت، دشمن دارد؛ بیان حقیقت آسان نیست. دشمنان حقیقت دنیادارانند، قدرتمندانند، طواغیت عالمند؛ در طول تاریخ این جور بوده است، تا آخر هم، تا زمانى كه دولت حقه‌ى ولى‌عصر (ارواحنا فداه) ظهور بكند، همین جور خواهد بود. این قدرتمندان بیكار كه نمیمانند؛ ایجاد اشكال میكنند، ضربه میزنند، از همه‌ى ابزارهایشان استفاده میكنند. پس باید «و لایخشون احدا الّا اللَّه» وجود داشته باشد، والّا اگر از غیر خدا ترسى وجود داشت - به انواع و اقسامه. ترس هم یك جور نیست - راه دیگر منسد خواهد شد. یك وقت این است كه انسان ترس از جانش دارد، یك وقت ترس بر مال دارد، یك وقت ترس بر آبرو دارد، یك وقت ترس از حرف و گفتِ این و آن دارد؛ اینها همه ترس است. این ترسها را باید گذاشت كنار؛ «و لایخشون احدا الّا اللَّه». این، زحمت زیادى دارد. این رنج را، این زحمت را خیلى اوقات هم افراد نمیفهمند، مردم درك نمیكنند چه رنجى دارد كشیده میشود. دنباله‌اش میفرماید: «و كفى باللَّه حسیبا»؛ حساب و كتاب را بگذار به عهده‌ى خدا. اخلاص، اقدامِ همراه با یقین، همراه با شجاعت و شهامت، و حساب و كتاب را به عهده‌ى خدا گذاشتن. این میشود آن قواره‌ى كلى تبلیغ اسلامى.

 این را هم من در مورد تبلیغ در دوران محرّم - كه حالا در پیش هست - عرض بكنم كه بعضى حالا ممكن است بگویند شما میخواهید نهضت امام حسین را بیان بكنید، خیلى خب، بروید بیان كنید، دیگر روضه‌خوانى و گریه و زارى و اینها چیست؟ بروید بنشینید بیان كنید كه حضرت این كار را كردند، این كار را كردند، هدفشان هم این بود. این، خیلى فكر خطائى است، نگاه غلطى است. این عاطفه‌ى نسبت به اولیاء خدا، اولیاء دین، این پیوند عاطفى، پشتوانه‌ى بسیار ارزشمند پیوند فكرى و پیوند عملى است. بدون این پشتوانه، خیلى سخت میشود در این راه حركت كرد. این پیوند عاطفى، خیلى مهم است. اینى كه امام راحل (رضوان اللَّه علیه) فرمودند عزادارى به سبك سنتى، این یك حرف از روى عادت نبود؛ حرف بسیار عمیقى است؛ ژرف‌نگرانه است. ببینید در قرآن نسبت به اولیاء الهى سه تعبیر وجود دارد:

 یك تعبیر، تعبیر ولایت است؛ «انّما ولیّكم اللَّه و رسوله و الّذین امنوا الّذین یقیمون الصّلوة و یؤتون الزّكوة و هم راكعون»؛*** 1 مائده: 55؛ «ولىّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و كسانى كه ایمان آورده‌اند؛ همان كسانى كه نماز برپا میدارند و در حال ركوع زكات میدهند.» *** بحث ولایت. معلوم است كه پیوند، ارتباط، معرفت، اینها داخل در زیرمجموعه‌ى ولایت است.

 یك بحث، بحث اطاعت است؛ «اطیعوا اللَّه و اطیعوا الرّسول و اولى الامر منكم»؛*** 1 نساء: 59؛ «... خدا را اطاعت كنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت كنید ...» *** اطاعت رسول و اطاعت اولى‌الامر. این، در عمل است. در میدان عمل باید اطاعت كرد، پیروى كرد.

يکشنبه 22/9/1388 - 22:27 - 0 تشکر 169489

اما یك بحث سومى وجود دارد و آن، بحث مودت است. «قل لا اسئلكم  علیه اجرا الّا المودّة فى القربى».*** 2 شورى: 23؛ «... بگو به ازاى آن [رسالت‌] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى درباره‌ى خویشاوندان ...» *** این مودت چیست دیگر؟ ولایتِ اینها را داشته باشید، اطاعت هم از اینها بكنید؛ مودت براى چیست؟ این مودت، پشتوانه است. اگر این مودت نباشد، همان بلائى بر سر امت اسلامى خواهد آمد كه در دورانهاى اول بر سر یك عده‌اى آمد كه همین مودت را كنار گذاشتند، بتدریج اطاعت و ولایت هم كنار گذاشته شد. بحث مودت خیلى مهم است. این مودت، با این ارتباطات عاطفى حاصل میشود؛ ماجراى مصیبتهاى اینها را گفتن، یك جور ایجاد ارتباط عاطفى است؛ ماجراى مناقب اینها و فضائل اینها را گفتن، یك جور دیگر پیوند عاطفى است.

بنابراین، این عزادارى‌هائى كه انجام میگیرد، این گریه و زارى‌اى كه میشود، این تشریح حوادث عاشورا كه میشود، اینها چیزهاى لازمى است. یك عده از موضع روشنفكرى نیایند بگویند آقا، اینها دیگر لازم نیست. نه، اینها لازم است؛ اینها تا آخر لازم است؛ همین كارهائى كه مردم میكنند. البته یك شكل‌هاى بدى وجود دارد كه گفته‌ایم؛ مثل قمه زدن كه گفتیم این ممنوع است، نباید این كار انجام بگیرد؛ این، مایه‌ى دراز شدن زبان دشمنان علیه دوستان اهل‌بیت است. اما همین عزادارى متعارفى كه مردم میكنند؛ دسته‌جات سینه‌زنى راه مى‌اندازند، عَلَم بلند میكنند، اظهار محبت میكنند، شعار مینویسند، میخوانند، گریه میكنند؛ اینها ارتباط عاطفى را روزبه‌روز بیشتر میكند؛ اینها خیلى چیزهاى خوبى است. این، اهمیت تبلیغ.

بنابراین در حوزه‌ى علمیه - كه مركز هم از همه جهت قم است - باید براى این ترتیب دادن و جریان‌سازى و هماهنگ كردن و سیاستگذارى براى تبلیغ، حتماً یك كار خوبى انجام بگیرد - كه حالا مژده‌اش را دادند - ان‌شاءاللَّه كه این كار دنبال بشود. اى بسا در یك برهه‌اى برخى از مسائل بایست تبلیغ بشود كه مثلاً پنج سال، ده سال به آن نیاز است و ممكن است پنج سال بعد، آن موضوع اصلاً مورد نیاز نباشد. این كار را باید طراحى كرد. ما این را همیشه سفارش میكنیم به مبلغین، به طلاب، به فضلا كه نیازسنجى كنید و بر طبق نیاز مخاطب و استفهام مخاطب، حرف بزنید؛ اما این كارِ یك فرد نیست. افراد ممكن است در این شناخت و ارزیابى هم بعضاً اشتباه بكنند. این، كار یك جمع متمركز و یك برنامه‌ریزى است، كه ان‌شاءاللَّه باید انجام بگیرد.

مهمترین برهه‌اى و زمان و مكانى كه تبلیغ، آنجا معنا میدهد، جائى است كه فتنه وجود داشته باشد. بیشترین زحمت در صدر اسلام و در زمان پیغمبر، زحمات مربوط به منافقین بود. بعد از پیغمبر، در زمان امیرالمؤمنین زحماتى بود كه از درگیرى و چالش حكومت اسلامى با افرادى كه مدعى اسلام بودند، به وجود مى‌آمد. بعد هم همین جور؛ در دوران ائمه (علیهم‌السّلام) هم همین جور؛ دوران غبارآلودگى فضا. والّا آن وقتى كه جنگ بدر هست، كار، دشوار نیست؛ آن وقتى كه در میدانهاى نبرد حاضر میشوند، با دشمنانى كه مشخص است این دشمن چه میگوید، كار دشوار نیست. آن وقتى مسئله مشكل است كه امیرالمؤمنین در مقابل كسانى واقع میشود كه اینها مدعى اسلامند و معتقد به اسلام هم هستند؛ اینجور نبود كه معتقد به اسلام هم نباشند، از اسلام برگشته باشند؛ نه، معتقدند به اسلام، راه را غلط میروند، هواهاى نفسانى كار دستشان میدهد. این، مشكلترین وضع است كه افراد را به شبهه مى‌اندازد؛ به طورى كه اصحاب عبداللَّه‌بن‌مسعود مى‌آیند خدمت حضرت، میگویند «انّا قد شككنا فى هذا القتال»!*** 1 وقعة صفین، ص 115: «ما در این جنگ شك داریم.»  *** چرا باید شك كنند؟ این شك خواص، پایه‌ى حركت صحیح جامعه‌ى اسلامى را مثل موریانه میجود. اینى كه خواص در حقایق روشن تردید پیدا كنند و شك پیدا كنند، اساس كارها را مشكل میكند. مشكل كار امیرالمؤمنین، این است. امروز هم همین است. امروز در سطح دنیا كه نگاه كنید، همین جور است؛ در سطح داخل جامعه‌ى خودمان كه نگاه كنید، همین جور است. تبیین لازم است

يکشنبه 22/9/1388 - 22:29 - 0 تشکر 169492

در سطح بین‌المللى، امروز دشمنان از همه‌ى ابزارها دارند استفاده میكنند براى مشوب كردن اذهان عمومى آحاد بشر - ملتها - خواصشان و عوامشان؛ تا هر جا دستشان برسد. دارند براى این تلاش میكنند. ادعاى قانون‌گرائى میكنند، ادعاى حقوق بشر میكنند، ادعاى طرفدارى از مظلوم میكنند. خب، اینها حرفهاى قشنگى است، اینها حرفهاى جاذبه‌دارى است؛ اما حقیقت چیز دیگرى است. این رئیس جمهور آمریكا - همین چند روز قبل از این - میگوید: ما دنبال این هستیم كه دولتهاى قانون‌شكن پاسخگو باشند. خب، كدام دولت قانون‌شكن است؟ كدام دولت قانون‌شكن‌تر از دولت آمریكاست؟ دولت آمریكا با كدام قانون عراق را اشغال كرد و این همه خسارت و تلفات انسانى و مادى و معنوى بر ملت عراق وارد كرد؟ بر اساس یك شایعه‌ى دروغى كه خودشان به وجود آورده بودند، حمله كردند عراق را اشغال كردند كه صدها هزار مردم عراق در این چند سال كشته شدند و چند میلیون مردم عراق آواره شدند. چندى پیش در خبرها آمده بود پانصد و پنجاه دانشمند عراقى به وسیله‌ى اسرائیلى‌ها ترور شدند. این، چیز كمى است؟! جوخه‌هاى ترور بسیج شدند، رفتند دانشمندان عراقى را یكى یكى پیدا كردند، ترور كردند. این، بر اثر اشغال آمریكاست. با كدام قانون شما وارد عراق شدید؟ با كدام قانون تا حالا مانده‌اید؟ با كدام قانون دارید با مردم عراق اینجور اهانت‌آمیز رفتار میكنید؟ با كدام قانون افغانستان را اشغال كردید؟ با كدام قانون بین‌المللىِ عقل‌پسند دارید نیروهاتان را در افغانستان افزایش میدهید؟ چقدر اتفاق افتاد این حادثه كه هواپیماهاى آمریكائى، كاروانهاى عروسى را در افغانستان به خاك و خون كشیدند؟ در طول این چند سال بارها و بارها اتفاق افتاد؛ ده‌ها نفر در هر حادثه‌اى كشته شدند؛ مردمى كه در یك عروسى شركت كرده بودند. آن وقت افسر آمریكائى با وقاحت تمام میگوید: ما دنبال طالبان هستیم! هر جا طالبان را پیدا كنیم، میزنیم! به عروسى مردم چه كار دارید؟ به زندگى مردم چه كار دارید؟ همین چندى پیش در هرات، یكى از این حوادث را به وجود آوردند، بیش از صد نفر كشته شدند كه پنجاه‌تاشان كودكان بودند. مظهر بى‌قانونى شما هستید. قانون‌شكن‌ترین دولتها، امروز دولت آمریكاست.

 حقیقت قضیه این است؛ اما زبانى كه به كار میبرند، آن چیزى است كه گفتم: ما با قانون‌شكنى مخالفیم! دولتهاى قانون‌شكن باید پاسخگو باشند! ببینید، فتنه یعنى این. چه چیزى میتواند این توطئه‌ها را، این جریان گندابِ فاسد را از مجموعه‌ى افكار عمومى عالم جمع بكند جز روشنگرى؛ و این ظلمات را بشكند. چه میتواند بشكند، جز چراغ و مشعل بیان حقیقت؟ ببینید چقدر وظیفه، سنگین است.

 در زمینه‌هاى مسائل دینى هم همین جور است. یكى از كارهائى كه امروز دستهاى فتنه‌انگیز در دنیا بجد دنبالش هستند، اختلافات مذهبى در بین مسلمانهاست. چون منطقه‌اى كه مسلمانها در آن زندگى میكنند، منطقه‌ى حساسى است، منطقه‌ى پر فایده‌اى است، منطقه‌ى راهبردى است، منطقه‌ى نفت است و آنها به اینجا احتیاج دارند؛ اسلام هم مزاحم است. پس بایستى یك جورى مشكل اسلام را براى خودشان حل كنند. یكى از راه‌هاى خوبى كه پیدا كرده‌اند، ایجاد اختلاف بین مسلمانهاست؛ وسیله‌ى اختلاف هم تعصبات مذهبى. چه چیزى میتواند در مقابل این، ایستادگى بكند؟ بصیرت، روشنگرى، تبلیغ صحیح، در دام دشمن نیفتادن. این، عرصه‌ى بین‌المللى است

يکشنبه 22/9/1388 - 22:31 - 0 تشکر 169493

در عرصه‌ى داخلى هم همین جور. شما ملاحظه كنید یك عده‌اى قانون‌شكنى كردند، ایجاد اغتشاش كردند، مردم را به ایستادگى در مقابل نظام تا آنجائى كه میتوانستند، تشویق كردند - حالا تیغشان نبرید؛ آن كارى كه میخواستند نشد، او بحث دیگرى است؛ آنها تلاش خودشان را كردند - زبان دشمنان انقلاب را و دشمنان اسلام را دراز كردند، جرأت به آنها دادند؛ كارى كردند كه دشمنان امام - آن كسانى كه بغض امام را در دل داشتند - جرأت پیدا كنند بیایند توى دانشگاه، به عكس امام اهانت بكنند؛*** 1 شعار حضار (روح منى خمینى - بت شكنى خمینى) *** كارى كردند كه دشمنِ مأیوس و نومید، جان بگیرد، تشویق بشود بیاید در مقابل چشم انبوه دانشجویانى كه مطمئناً اینها علاقه‌مند به امامند، علاقه‌مند به انقلابند، عاشق كار براى كشور و میهنشان و جمهورى اسلامى هستند، یك چنین اهانتى، یك چنین كار بزرگى انجام بدهند. آن قانون‌شكنى‌شان، آن اغتشاش‌جوئى‌شان - تشویقشان به اغتشاش و كشاندن مردم به عرصه‌ى اغتشاشگرى - این هم نتائجش. این خطاها اتفاق مى‌افتد، عمل خلاف انجام میگیرد، كار غلط انجام میگیرد، بعد براى اینكه این كار غلط، غلط بودنش پنهان بشود، اطراف او فلسفه درست میشود! فلسفه میبافند؛ استدلال برایش درست میكنند! از ابتلائات بزرگ انسانها این است؛ همه‌مان در معرض خطریم، باید مراقب باشیم. كار خطا را میكنیم، بعد براى اینكه در مقابل وجدانمان، در مقابل سؤال مردم، در مقابل چشم پرسشگران بتوانیم از كار خودمان دفاع كنیم، یك فلسفه‌اى برایش درست میكنیم؛ یك استدلالى برایش میتراشیم

يکشنبه 22/9/1388 - 22:32 - 0 تشکر 169496

خب، اینها ایجاد فتنه میكند؛ یعنى فضا را فضاى غبارآلود میكند. شعار طرفدارى از قانون میدهند، عمل صریحاً بر خلاف قانون انجام میدهند. شعار طرفدارى از امام میدهند، بعد كارى میكنند كه در عرصه‌ى طرفداران آنها، یك چنین گناه بزرگى انجام بگیرد؛ به امام اهانت بشود، به عكس امام اهانت بشود. این، كار كمى نیست؛ كار كوچكى نیست. دشمنان از این كار خیلى خوشحال شدند. فقط خوشحالى نیست، تحلیل هم میكنند. بر اساس آن تحلیل، تصمیم میگیرند؛ بر اساس آن تصمیم، عمل میكنند؛ تشویق میشوند علیه مصالح ملى، علیه ملت ایران. اینجا آن چیزى كه مشكل را ایجاد میكند، همان فریب، همان غبارآلودگى فضا و همان چیزى است كه در بیان امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) هست: «و لكن یؤخذ من هذا ضغث و من هذا ضغث فیمزجان فهنالك یستولى الشّیطان على اولیائه»؛*** 1 نهج البلاغه، خطبه‌ى 50؛ «و همواره پاره‌اى از حق و پاره‌اى از باطل را در هم مى‌آمیزند و در چنین حالى شیطان بر یاران خود مسلط میشود.» *** یك كلمه‌ى حق را با یك كلمه‌ى باطل مخلوط میكنند، حق بر اولیاء حق مشتبه میشود. اینجاست كه روشنگرى، شاخص معیّن كردن، مایز معیّن كردن، معنا پیدا میكند.

 آن كسى كه براى انقلاب، براى امام، براى اسلام كار میكند، بمجردى كه ببیند حرف او، حركت او موجب شده است كه یك جهتگیرى‌اى علیه این اصول به وجود بیاید، فوراً متنبه میشود. چرا متنبه نمیشوند؟ وقتى شنفتند كه از اصلى‌ترین شعار جمهورى اسلامى - «استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى» - اسلامش حذف میشود، باید به خود بیایند؛ باید بفهمند كه دارند راه را غلط میروند، اشتباه میكنند؛ باید تبرى كنند. وقتى مى‌بینند در روز قدس كه براى دفاع از فلسطین و علیه رژیم غاصب صهیونیست است، به نفع رژیم غاصب صهیونیست و علیه فلسطین شعار داده میشود، باید متنبه بشوند، باید خودشان را بكشند كنار، بگویند نه نه، ما با این جریان نیستیم. وقتى مى‌بینند سران ظلم و استكبار عالم از اینها حمایت میكنند، رؤساى آمریكا و فرانسه و انگلیس و اینهائى كه مظهر ظلمند - هم در زمان كنونى، هم در دوره‌ى تاریخىِ صد سال و دویست ساله‌ى تا حالا - دارند از اینها حمایت میكنند، باید بفهمند یك جاى كارشان عیب دارد؛ باید متنبه بشوند. وقتى مى‌بینند همه‌ى آدمهاى فاسد، سلطنت‌طلب، از اینها حمایت میكند، توده‌اى از اینها حمایت میكند، رقاص و مطرب فرارى از كشور از اینها حمایت میكند، باید متنبه بشوند، باید چشمشان باز بشود، باید بفهمند؛ بفهمند كه كارشان یك عیبى دارد؛ بلافاصله برگردند بگویند نه، ما نمیخواهیم حمایت شما را. چرا رودربایستى میكنند؟ آیا میشود با بهانه‌ى عقلانیت، این حقایق روشن را ندیده گرفت، كه ما عقلانیت بخرج میدهیم! این عقلانیت است كه دشمنان این ملت و دشمنان این كشور و دشمنان اسلام و دشمنان انقلاب، شما را از خود بدانند و براى شما كف و سوت بزنند، شما هم همین طور خوشتان بیاید، دل خوش كنید؛ این عقلانیت است؟! این نقطه‌ى مقابل عقل است. عقل این است كه بمجردى كه دیدید برخلاف آن مبانى‌اى كه شما ادعایش را میكنید، چیزى ظاهر شد، فوراً خودتان را بكشید كنار، بگوئید نه نه نه، ما نیستیم؛ بمجردى كه دیدید به عكس امام اهانت شد، به جاى اینكه اصل قضیه را انكار كنید، كار را محكوم كنید؛ بالاتر از محكوم كردنِ كار، حقیقت كار را بفهمید، عمق كار را بفهمید؛ بفهمید كه دشمن چه جورى دارد برنامه‌ریزى میكند، چه میخواهد، دنبال چیست؛ این را باید این آقایان بفهمند. من تعجب میكنم! كسانى كه اسم و رسم خودشان را از انقلاب دارند - بعضى از این آقایان یك سیلى براى انقلاب نخوردند در دوران اختناق و طاغوت - و به بركت انقلاب اسم و رسمى پیدا كردند و همه چیزشان از انقلاب است، مى‌بینید كه دشمنان انقلاب چطور بُراق شدند، آماده شدند، صف كشیدند، خوشحالند، میخندند؛ اینها را كه مى‌بینید؟ به خود بیائید، متوجه بشوید

يکشنبه 22/9/1388 - 22:33 - 0 تشکر 169498

شما برادران سابق ما هستید. اینها كسانى هستند كه بعضى از اینها، یك وقتى به خاطر طرفدارى از امام مورد اهانت هم قرار میگرفتند. حالا ببینند كه كسانى كه به نام اینها شعار میدهند، عكس اینها را روى دستشان میگیرند، اسم اینها را با تجلیل مى‌آورند، درست نقطه‌ى مقابل، علیه امام و علیه انقلاب و علیه اسلام شعار میدهند و روزه‌خورى علنى در روز قدس، در ماه رمضان، میكنند؛ اینها را مى‌بینید، خب، بكشید كنار. انتخابات تمام شد. انتخاباتى بود، عمومى هم بود، درست هم بود، اشكالى هم نتوانستند بر انتخابات بگیرند و ثابت كنند؛ حالا هى ادعا كردند، فرصت هم داده شد؛ گفتیم بیائید، نشان بدهید، ثابت كنید؛ نتوانستند، نیامدند؛ تمام شد. پابندى به قانون اقتضاء میكند كه انسان ولو این رئیس جمهورى را كه انتخاب شده است قبول هم نداشته باشد، وقتى براى قانون احترام قائل بود، بایستى در مقابل قانون، خضوع كند. خب، معلوم است هیچ كسى نمیتواند بگوید این كسى كه انتخاب شده، صددرصد حُسن محض است، آن طرفى كه انتخاب نشده است، صددرصد قبح محض است؛ نه، همه حُسنى دارند، قبحى دارند؛ این طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد؛ آن طرف هم حُسنى دارد، قبحى دارد. قانون، ملاك است، معیار است. چرا اینجورى میشود؟ چرا؟ این، هواى نفس است.

 اینها مال امروز هم نیست. كسانى كه از اوائل انقلاب یادشان هست، میدانند؛ بعضى بودند از یاران امام، از نزدیكان امام در دهه‌ى اول انقلاب و در حال حیات امام، كه كارشان به مقابله‌ى با امام كشید؛ كارشان به معارضه‌ى با امام كشید؛ ایستادند پاى اینكه امام را به زانو در بیاورند و خطاى حركت امام (رضوان اللَّه تعالى علیه) را - آن مرد بزرگ را، آن مرد الهى را - اثبات كنند؛ اما بعد زاویه پیدا كردند. خب، انقلاب اینها را مطرود كرد. كسانى كه از نزدیكان امام بودند، از یاران امام بودند، كارشان كشید به یا پناه بردن به دشمن، یا مواجه شدن با انقلاب، یا ضربه زدن به انقلاب. اینها باید عبرت باشد براى همه‌ى ما؛ باید عبرت باشد؛ باید بفهمیم.

 من هیچ اعتقادى ندارم به دفع؛ من گفتم در نماز جمعه؛ اعتقاد من به جذب حداكثرى و دفع حداقلى است؛ اما بعضى كأنه خودشان اصرار دارند بر اینكه از نظام فاصله بگیرند. یك اختلاف درون خانوادگى را، درون نظام را - كه مبارزات انتخاباتى بود - یك عده‌اى تبدیل كردند به مبارزه‌ى با نظام - البته اینها اقلیتند، كوچكند؛ در مقابل عظمت ملت ایران صفرند، لكن به نام اینها شعار میدهند، اینها هم دل خوش میكنند به این - این باید مایه‌ى عبرت باشد. تبلیغ باید بتواند این حقایق را براى مردم و براى خود آنها روشن بكند كه بفهمند دارند خطا میكنند و اشتباه میكنند.

يکشنبه 22/9/1388 - 22:34 - 0 تشکر 169500

البته این نظام، نظام الهى است؛ این نظام، نظامى است كه خداى متعال لطف خود و حمایت خود را از این نظام به مرات و كرات نشان داده است؛ تجربه‌هاى ما از اول انقلاب همه‌اش همین را نشان میدهد. ما اگر با خدا باشیم، خدا با ماست.این كسانى كه و این جهانخواران كه امروز در سطح بین‌المللى با این منطقهاى مغلوط و با این منطقهاى مخدوش - كه اشاره كردم - میخواهند دنیا را اداره بكنند و بر دنیا سیطره پیدا بكنند، مطمئناً به وسیله‌ى این ملت و به وسیله‌ى ملتهاى مستقل، به حول و قوه‌ى الهى تودهنى خواهند خورد. اینها نه اسلام را شناختند، نه این ملت را شناختند، نه این انقلاب را شناختند، نه امام راحل عظیم‌الشأن ما را شناختند؛ نمیدانند با كى طرف شده‌اند. این ملت را هم نشناختند؛ این ملت، ملت مقاومى است. جوانهاى ما جوانهائى هستند كه به معناى حقیقى كلمه از عمق جانشان تلاش میكنند براى سعادت؛ سعادتى كه در اسلام هست. دانشجوهاى ما هم همین جورند؛ دانشجوهاى ما امروز جزو برترین دانشجوها هستند؛ نه فقط از لحاظ ذهن و علم، بلكه حتّى از لحاظ صفا، معنویت، ایمان؛ دانشجوهاى ما خیلى خوبند. توى همین قضایا هم بارها دیده شده؛ دانشگاه بسیار آزمایش خوبى داد. در همین قضایا نشان داد كه توى صحنه است، آگاه است، بیدار است. هرچه هم این ارتباط حوزه و دانشگاه، این پیوند حوزه و دانشگاه بیشتر بشود، این معنویت، این روحیات، بیشتر خواهد شد.

ما البته درخواستمان از مردم این است: در این قضایاى اهانت به امام راحل (رضوان اللَّه علیه)، مردم ما عصبانى شدند، خشمگین شدند؛ حق هم دارند. اعلام برائت كردند، جا هم داشت، خوب هم بود؛ لكن آرامش‌شان را حفظ كنند. از دانشجوها هم ما همین درخواست را داریم: آرامش را حفظ كنید. این كسانى كه در مقابل شما قرار دارند، اینها كسانى نیستند كه ریشه‌اى داشته باشند، بتوانند بمانند، بتوانند در مقابل عظمت این ملت و عظمت این انقلاب، مقاومت كنند؛ نه. با آرامش؛ همه كار با آرامش. اگر یك وقتى لازم بشود، خود مسئولین، خود قانون و حافظان قانون، آنچه كه وظیفه‌شان باشد، انجام میدهند. البته شناسائى كنند؛ خود دانشجوها موظفند در محیط دانشگاه، افرادى را كه منشأ فسادند، اینها را بشناسند و دیگران را آگاه كنند. این خودش یك تبلیغ درست و صحیحى است. آگاه كنند؛ بدانند ارتباطات اینها را، جهتگیرى اینها را؛ لكن همه كار با آرامش باید انجام بگیرد. در سطح جامعه، تشنج، اغتشاش، درگیرى مصلحت نیست؛ این چیزى است كه دشمن میخواهد. دشمن میخواهد جامعه آرام نباشد. امنیت، مهم است. دشمنان امنیتِ مردم دوست دارند كه مردم در ناامنى زندگى كنند، ناراحت بشوند، كلافه بشوند، عصبانى بشوند؛ ما این را نمیخواهیم. ما میخواهیم مردم زندگى‌شان، زندگى آرامى باشد؛ دانشجو بتواند درس بخواند؛ طلبه بتواند درس بخواند؛ دانشمند بتواند تحقیق خودش را بكند؛ صنعتگر، كشاورز، بازرگان، بتوانند همه كارشان را انجام بدهند. محیط دانشگاه هم باید محیط امنى باشد؛ جوانهاى مردم توى این مجموعه‌ى دانشگاه جمعند، مردم میخواهند جوانهاشان در محیط امنى باشند. این كسانى كه محیط دانشگاه را با این اغتشاشگرى ناامن میكنند، با مردم مواجه‌اند، با مردم طرفند. البته دستگاه‌هاى قانونى هم وظائفى دارند؛ باید به این وظائف عمل كنند.

بدانید جوانان عزیز! طلاب عزیز! فضلاى جوان! بدانید كه این آیه‌ى مباركه: «فامّا الزّبد فیذهب جفاء و امّا ما ینفع النّاس فیمكث فى الارض»،*** 1 رعد: 17؛ «... اما كف بیرون افتاده از میان میرود، ولى آنچه به مردم سود میرساند، در زمین [باقى‌] میماند...» *** امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و این را شما خواهید دید. به فضل الهى خواهید دید كه «و امّا ما ینفع النّاس فیمكث فى الارض»، این بناى استوار كه هندسه‌ى آن الهى است، بناى آن هم با دست یك مرد الهى است، بقاء آن هم با اراده‌ى این ملت عظیم و با ایمان این ملت عظیم است، استوار خواهد ماند و ان‌شاءاللَّه این درخت روزبه‌روز ریشه‌دارتر خواهد شد و خواهید دید كه این مخالفان، این كسانى كه با این بنا، با این حق و حقیقت مخالفت میكنند، «فیذهب جفاء»؛ اینها در مقابل چشم شما ان‌شاءاللَّه نابود خواهند بود.

امیدواریم خداوند متعال قلب مقدس ولى‌عصر را نسبت به همه‌ى ما مهربان بفرماید و دعاى آن حضرت را شامل حال ما بفرماید و ارواح طیبه‌ى شهدا و روح امام بزرگوار را ان‌شاءاللَّه از ما راضى كند.

والسّلام علیكم و رحمةاللَّه و بركاته‌
http://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=8513

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.