• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 699)
سه شنبه 17/9/1388 - 18:55 -0 تشکر 168450
جك

یه روز به یه مرد یه اسب می دن که برای اولین بار اسب سواری کنه اون هم بدون زین خلاصه مرد سوار اسب میشه و اسب همینطور که یورتمه می ره مرد به طرف عقب سر می خوره تا اینکه پس از مدتی به انتهای اسب (دم اسب) می رسه.
ناگهان داد می زنه: این اسب تموم شد یکی دیکه بیارین!!!
**************************************
یکی رفت انگلیس. صبح پاشد با زنش رفت بیرون توی خیابون.
یه مرده از کنارشون رد شد و گفت: «گود مورنینگ سر». اون جواب داد: «سر مورنینگ گود»!
زنش پرسید اوا آقا جعفر چی شد؟
گفت هیچی! این یارو انگلیسیه گفت: «سلام علیکم» و منم بهش گفتم: «علیکم سلام»
*************************************
یکی خیلی کار بد کرده بوده می برنش جهنم.
تو وسط راه میگن به تو یه آوانس میدیم ، میگه چی؟
میگن اینجا 2 نوع جهنم داریم یکی جهنم ایرانی ها و یکی جهنم خارجی ها.
میپرسه فرقش چیه؟
میگن تو جهنم خارجی ها هفته ای یک بار قیـر داغ میریزن تو دهنتون اما تو جهنم ایرانی ها هر روز.
خلاصه میگه من میرم تو جهنم خارجیا.
یه چند ماه بعد میبینه اینجا خیلی ناجوره میگه خوب شد تو جهنم ایرانی ها نرفتم که کارم زار بود اما بد نیست یه سری به اونها بزنم تا به اینجا راضی باشم خلاصه میره میبینه همه نشستن دارن حرف می زنند خبری هم از قیر داغ نیست ،می پرسه: جریان چیه؟
میگن: بابا اینجا یک روز قیر نیست ، یک روز قیف نیست ، یه روز قیر و قیف هست اما مامورش نیست!
**********************************
به یکی میگن: چرا همش داری دور میدوون با ماشینت میچرخی؟
می گه: راهنمام گیر کرده!!
******************************
یکی کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید.
***************************
دو نفر میرن تهران یک فولکس قورباغه ای میخرن، برمیگردن طرف شهرشون.
نزدیکای شهرشون یهو فولکسه خاموش میشه، هرکار میکنن دیگه روشن نمیشه. یکیشون برمیگرده به اون یکی میگه: برو نگاه کن ببین ماشین چه مرگش زده.
اون یکی درِ کاپوتو باز میکنه، یک نگاه میکنه با تعجب میگه: بیا که ماشین موتور نداره!
خلاصه اولی پیاده میشه میاد یک نگاه میندازه، میگه: برو از صندوق عقب ابزار بیار، خودم درستش میکنم!
اون یکی میره درِ صندوق عقب رو وا میکنه، یهو داد میزنه: بیا که از تهران تا اینجا دنده عقب اومدیم

سه شنبه 17/9/1388 - 22:32 - 0 تشکر 168508

یکی یک خوشه انگور را به خانه برد و به زن و فرزندانش هرکدام یک دانه داد. بچه ها گفتند: بابا جان چرا یک دانه؟ مرد جواب داد: عزیزانم ! بقیه اش هم همین مزه را می دهد!


یکی برای بچه اش اسمارتیز می خره، روش می نویسه هر ۸ ساعت یکی !


یه دکتری! زنش میمیره روی سنگ قبرش می نویسه
آرامگاه زری همسر دکتر رحیمی مختصص زنان و زایمان،
مطب: خیابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 ساعات پذیرایی: 16 الی 21


طرف میره از این ماشینا میخره که فرمونش سمت راسته . بهش میگن حالا ازش راضی هستی ؟ میگه : راضی که هستم ، فقط نمیدونم چرا هر وقت تف میکنم ، میخوره تو صورت زنم ؟ !


از یارو می پرسن نظرت درباره بند گردنیه موبایل چیه ؟ میگه خیلی خوبه . فقط موقع شارژ چند ساعتی آدمو علاف میکنه!


مرد به سرعت به خانه امد و فریاد زد عزیزم ساکتو ببند ..من همین الان ۱۰ میلیون دلار برنده شدم . زن : ساکها رو برای ساحل ببندم یا کوه . مرد : مهم نیست فقط ساکتو ببندو از جلو چشام دور شو!


یکی داشته یكی دیگه رو بدجور میزده و هی داد میزده كمك كمك! بهش میگن بابا تو كه داری اینو می زنی، تو چرا كمك می‌خوای؟ میگه آخه این گفته اگه بلند شم لهت می كنم!


سه تا دزد میرن دزدی، صابخونه بیدار میشه و دزدا میرن هر کدوم تو یه گونی قایم میشن!صابخونه میاد و به گونی اول لگد میزنه..صدای نون خشک در میاره! به دومی لگد میزنه .. صدای گردو در میاره! به گونی سوم لگد میزنه ... هیچ صدایی در نمیاد..دویاره محکمتر لگد میزنه... باز صدا نمیده!؟ دفعه سوم که لگد میزنه دزده با عصبانیت میاد بیرون میگه بابا ..آرده ، آرد ..آرد.. صدا نداره ! میفهمی؟ 

چهارشنبه 18/9/1388 - 8:43 - 0 تشکر 168546

به نام خدا

سلام

تشکررررررررررررر.ممنون .

سر صبحی روحم شاد شد :)

بازم از این جک های قشنگ بذارید

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

پنج شنبه 19/9/1388 - 19:10 - 0 تشکر 168819

یکی کولرش خراب میشه، به بچه هاش می گه: مگه نگفتم 4 نفری جلو کولر نشینید.

خیلی باحال بود 

من یک چند نفر رو میشناسم که از این عبارت در مفهوم جدی استفتده میگنه نه شوخی.شاید اینو از از روی رفتار همون ساختن 

پنج شنبه 26/9/1388 - 18:2 - 0 تشکر 170220

به یارو میگن زن ذلیل چرا تو شستن ظرف ها به زنت کمک می کنی؟

 میگه خب احمق اونم تو شستن لباس ها کمکم می کنه!!!

------------------

یارو رو برق می گیره مامانش می گه ننه جون ولش نکن همین بود که باباتو کشت

-----------------

یارو تو هواپیما تفنگشو میذاره رو مخ خلبان و میگه:از همینجا صاف میری بندرعباس

خلبانه میگه:حالا چرا بندرعباس؟
میگه :آخه دوستم قراره از اونجا قاچاقی ببردم دوبی.

------------------

یارو جلوی دبیرستان دخترانه میفته تو جوب ! واسه اینکه ضایع نشه میگه : هر کی منو در آورد مال خودش !

--------------------

یارو به رفیقش می گه من یه تمساح پیدا کردم چیکارش کنم؟ میگه ببرش باغ وحش.

فردا رفقیش می گه بردیش؟ ترکه می گه : آره . تازه امشب هم می خوام ببرمش سینما

--------------------

یارو تو انگلیس راننده تاکسی می شه بش میگن سختت نیست فرمون سمت راسته اینجا ؟

 میگه والا سخت که ‏نیست فقط یه مشکلی که دارم اینه که هر وقت تف می کنم می افته رو مسافر بغلی

--------------------

به یارو می گن جسم شفاف رو تعریف کن؟ می گه جسمی که از این ور بتونیم اونورشو ببینیم میگن آفرین حالا یه مثال بزن می گه ….. نردبون

    

خنجر آب‌دیده را زنگ عوض نمی‌کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی‌کند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی‌کند

شنبه 5/10/1388 - 21:7 - 0 تشکر 172255

  به نام خدایی كه همین نزدیكی هاست 


من هم میخوام یك جك بی مزه براتون تعریف كنم !

.................
.................

از شیخی دانا و توانا پرسیدند : ای شیخ ، تاپیك بی پاسخ به چه ماند ؟
شیخ از شنیدن این گفته ، آهی جگرسوز از اعماق وجود كشید و ساعتی بی وقفه گریست. پس از چندی آرام شد و فرمود : به زنبور بی عسل !
سپس نعره ای زد و جان داد !

اسب‏ها، اين اسب‏ها يالشان آشفته است
در نگاه سرخ شان پرسشي ناگفته است

بر زمين، سم مي‏زنند خشمگين، شيهه‏کشان
گويي آتش مي‏جهد از تن چالاکشان


اسب‏ها زنداني‏اند آه زير سقف‏ها
اسب‏ها کي مي‏شوند باز آزاد و رها ؟

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی