• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 3313)
دوشنبه 16/9/1388 - 13:15 -0 تشکر 168240
ماجرای دختر وپسر عاشق

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

در یکی از سایتها

مقاله ای دیدم که به نظرم اومد اینجا بزارمش ،خیلی جالب وخواندنی است

برای اینکه حوصله تان سر نرود در چند بخش قرارش می دم


یک نفر که از شهوت زیاد وفکر به جنس مخالف رنج می برد(البته بدون انجام هیچ گناهی)

رفت پیش یکی از اولیاء خدا وازایشان در این رابطه سوال کرد واز این حالت به ایشان شکایت برد

اون ولی خدا پس از ذکر مواردی(از قبیل اینکه چیزهایی که شهوت رو زیاد می کنه مثل تخم مرغ و.. کمتر بخوره و...) یک چیز دیگه ای هم فرموده بود که به نظر بنده مهمترین  مورد،همین است(چون خودم عملا نتیجه اش را دیده ام)

وآن این بود که آن ولی خدا گفته بود:به این مسائل فکر نکن تا می توانی وقت خود را پر کن واجازه نده که شیطان بر تو مسلط شود واین افکار را به ذهنت بیاورد

باور کنید حتی اگر کارهایی مثل ورزش انجام دهید وخوردن غذاهایی مثل تخم مرغ هم هر روزه در وعده های غذایی تان باشد ،شاید به اندازه کنترل فکر تاثیر نداشته باشد

یکی از دوستان بنده با من در مورد شهوتی که دارد وافکار مختلف که در مورد جنس مخالف به ذهنش می آید ،حرف زد وگلایه می کرد

من به ایشان گفتم :فکرت را کنترل کن،(او زیاد در مورد حور العین و... حرف می زد) گفتم به هیج وجه از جنس مخالف وحور العین و...نه حرف می زنی ونه فکرشان را می کنی ،سرت به درست باشد

باور کنید بعد از مدت کمی از او پرسیدم که چطوری؟ گفت خوبم ،وقتی فکر نمی کنی خیلی راحتی و...

پس برادران عزیزم وخواهران گرامیم

حتما اگر این مشکل را دارید ،سعی کنید فکرتان را کنترل کنید،فکر تان را کنترل کنی وباز فکرتان را کنترل کنید

چون متاسفانه همین فکر کردن ها گاهی عواقب بدی(مثل استمناء و... دارد)که از شدید ترین وعظیم ترین گناهان کبیره است (الحمد الله)

در ضمن یک چیزی هم بگم واون اینکه اگه شهوت دارید سعی نکنید ،سرکوبش کنید ،شهوت را باید کنترل کرد ونه سرکوب

اتفاقا یکی از بزرگترین مزیت ها همین شهوت جنسی است

ویک نفر می گفت هر کس شهوتش بیشتر است از لحاظ ایمانی هم قویتر است

 

 

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:18 - 0 تشکر 168242

عنوان: ماجرای دختران و پسران عاشق

روزی جوانی از من پرسید که چرا دخترها این قدر ساده اند؟ گفتم چطور مگر؟ گفت آخر ما پول موادمان را هم از آنها می گیریم...

حضور چندین ساله در میان جوانان، اداره جلسات پرسش و پاسخ و ارائه مشاوره به این قشر ارزشمند از جامعه، خاطرات تلخ و شیرینی را برای من به همراه داشته است. از میان موضوعات بسیار گوناگونی که در این چند ساله با آن مواجه بودم بیشترین فراوانی مربوط به سوالات پیرامون ارتباط با جنس مخالف بوده است و اینک بنا بر خواست دوستان این تجربیات و مشاهدات خو را بدون به کار بردن اصطلاحات پیچیده ی علمی به رشته تحریر در می آورم، باشد که مفید واقع شود.

دوستی ها اغلب با وعده ازدواج آغاز می شود

بیشتر دخترانی که ماجرای ارتباط خود با جنس مخالف را با من در میان گذاشته اند می گویند: «او به من گفت که ما با هم ازدواج خواهیم کرد.» به اعتقاد برخی صاحب نظران، انسان قبل از اینکه هر گناهی را مرتکب شود حتما آن را توجیه می کند و الا فشار وجدان مانع انجام آن کار خواهد شد. این توجیه می تواند به صورت های گوناگون و متنوعی پدید آید. برخی از اساس منکر خداوند می شوند. برخی با گفتن «دنیا دو روزه» و جملات عوامانه ای از این قبیل، خود را به غفلت می زنند و برخی نیز به صورت موردی دست به توجیه مطالبات نفس خود می زنند. وعده ازدواج نیز نوعاً از این گونه توجیهات است.

تجربه نشان داده است که قریب به اتفاق این نوع دوستی ها به ازدواج ختم نمی شود چرا که همه مردم به صورت فطری ارزش پاک بودن را می دانند بنابراین همان جوانی که قبل از ازدواج ممکن است با چندین دختر ارتباط داشته باشد در هنگام ازدواج، از مادرش می خواهد که برای او یک دختر پاک و مؤمن انتخاب کند. وقتی من از آنها سوال می کردم چرا با همان دختری که با او دوست بودی ازدواج نمی کنی؟ می گفتند: «او به درد دوستی می خورد ولی به درد ازدواج نه. ازدواج شوخی بردار نیست، یا من به او اعتماد ندارم!»

ادامه دارد.....

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:18 - 0 تشکر 168243

بسم الله الرحمن الرحیم

بازم سلام

قسمت دوم مقاله

آنها که به وعده ازدواج خود عمل می کنند

البته من منکر این نیستم که درصدی از این دوستی ها به ازدواج ختم می شود و حداقل دوره ای را در کنار هم احساس خوشبختی می کنند. ولی متأسفانه این خوشبختی ها چندان پایدار نمی ماند. بلکه تردید و بدبینی به مرور زمان عرصه را بر این زندگی مشترک تنگ می کند. به عبارت دیگر بعد از اینکه یک سالی از زندگی مشترک گذشت و همه چیز به صورت عادی در آمد، این افکار به ذهن آن جوان یورش می برد که چرا همسرش زمانی که مجرد بود به راحتی با او ارتباط برقرار کرد؟ آیا او قبلاً با کسی ارتباط داشته است؟ یا وقتی که من در خانه نیستم، او به من وفادار می ماند؟

یادم می آید که در یکی از شبهای ماه مبارک رمضان، مادری به همراه دختر جوانش به من مراجعه کردند. مادر می گفت: «شوهر دخترم بسیار آدم بدبینی است. وقتی از خانه بیرون می رود، تلفن را قطع و درب را قفل می کند و ...» سؤال کردم آیا او قبل از ازدواج، با آن جوان دوست بوده است؟ گفت: بله. گفتم مشکل همین جاست که داماد شما اعتمادش را به همسرش از دست داده است. بنده شاهد برخی از این تنش ها که به خاطر بدبینی ها صورت گرفته است، بوده ام که متأسفانه سرانجام خوشی نداشته اند. البته این بدبینی مختص آقایان نیست بلکه برخی از خانم ها نیز چون سابقه شوهرشان را می دانند هر لحظه احساس می کنند که ممکن است شوهرشان با کس دیگری ارتباط داشته باشد. از این رو هم کلام شدن شوهرشان با هر زنی را به چشم شک و تردید می نگرند.

ادامه دارد.....

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:19 - 0 تشکر 168244

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدای مهربون بر همه جوانان ایران زمین (سلام معنای خیلی عظیمی داره هااا)

قسمت سوم(کم کم داره تموم میشه تحمل کنید)

دوستی به خاطر شناخت جنس مخالف

برخی اظهار می کنند که دوستی من با او به این خاطر بوده که می خواستم جنس مخالف را بشناسم و تجربه کسب کنم. تعداد این نوع دوستی ها که به خاطر ارضای حس کنجکاوی و لذت ناشی از هیجانات عاطفی صورت می گیرد، کم نیست. من همیشه از این خانم های جوان سوال می کردم که آیا می خواهی او را بشناسی یا اینکه جنس مذکر را؟ اگر می خواهی او را بشناسی، این شیوه ساده لوحانه است یا وقتی می توانی به شناخت درستی از او برسی که بابت این شناخت غرامت سنگینی پرداخته باشی. چرا که هرگز کسی که برای ایجاد چنین ارتباطی تلاش کرده، حاضر نمی شود تا لیستی از معایب و نقایص خود را در اختیار شما قرار دهد بلکه او در اولین برخورد سعی می کند علایق و سلایق شما را بشناسد و آن چنان باشد که شما می خواهید نه آن چنان که در واقع هست. بنابراین، او خود را همچون ویترینی مطابق سلیقه ی شما تزئین می کند. حتی سعی می کند اسم مستعاری برای خود انتخاب کند که هم وزن اسم شما باشد. اما اگر می خواهید با شناخت آن جوان، جنس مذکر را بشناسید، این کار خیلی منطقی به نظر نمی رسد. چرا که جنس مذکر یا مؤنث همچون محصولات مشترک یک شرکت نیستند که با شناخت یکی از آنها بتوانی بقیه را نیز شناسایی کنی. بلکه هر انسانی در عین داشتن سرشت مشترک دارای ویژگی های شخصی فراوانی است و این ویژگی ها است که انسان ها را از هم متمایز کرده است. نتیجه آن که این دلیل نیز یک دلیل قانع کننده برای موجه جلوه دادن دوستی باجنس مخالف نمی باشد. علاوه بر اینكه برای شناخت جنس مخالف می توان از دقت در رفتار خواهر و برادر خود و یا رفتار پدر و مادر خود استفاده كرد.

بازم ادامه دارد .....

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:19 - 0 تشکر 168245

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدای مهربون بر همه جوانان ایران زمین (سلام معنای خیلی عظیمی داره هااا)

قسمت سوم(کم کم داره تموم میشه تحمل کنید)

قسمت چهارم

پیامدهای روانی و اجتماعی دوستی های خیابانی به ظاهر بی خطر

هر چند امروزه کمتر سریال یا فیلم ایرانی می توان یافت که به نوعی به موضوع ازدواج اشاره نکند و یا روزی نیست که مطبوعات مقاله یا اخباری پیرامون ازدواج منتشر نکنند. ولی متأسفانه هنوز در معرفی معیارهای واقعی ازدواج و شیوه های ارزشیابی این معیارها، فرهنگ سازی درستی صورت نگرفته است. از این رو یکی از آفاتی که دامن گیر کسانی می شود که با جنس مخالف ارتباط داشته اند، تصوری است که از همسر ایده آل آینده پیدا می کنند. مکرر دیده شده است که این افراد، به ویژه هنگامی که با چندین نفر ارتباط داشته اند، ویژگی های مثبت دوست پسرها یا دوست دخترهای خود را می گیرند و تصوری که از همسر آینده خود در ذهن می پرورانند، دارنده ی همه این ویژگی های مثبت است. مثلاً از یکی از دوستان خود زیبایی، از دیگری وضعیت اقتصادی و از سومی زبان نرم و لفاظی را در ذهن خود ترکیب می کند و یک شخص خیالی در ذهن خود خلق می کند و از میان خواستگاران به دنبال کسی است که بتواند با آن تصویر ذهنی برابری کند. با این تصور کاذب، یا ازدواج خویش را دائماً به تأخیر می اندازد و یا به هر حال تحت فشار روانی و ترس از نیافتن همسر مناسب با یکی از خواستگاران ازدواج می کند، ولی چون برابر آن تصویر رؤیایی، انتظار بسیار بالایی از همسر خود دارند، معمولاً بعد از ازدواج با مشکل عدم تفاهم روبرو می شوند. البته این تصویرسازی ذهنی غالباً به صورت ناخودآگاه انجام می شود و خود شخص نیز ممکن است نداد که دلیل تنش های مکرر با همسرش همین تصویرسازی و رؤیا و توقعات حاصل از آن است.

مشکل دیگر زمانی پیش می آید که یکی از همسایگان یا آشنایان دختر از ارتباط او با یک جوان غریبه خبردار می شوند. این خبر فوراً میان دیگران پخش می شود. در نتیجه، وقتی که خواستگاری برای تحقیق اقدام می کند، یا از سر خیر خواهی یا حسادت، به هر حال آنچه دیده یا شنیده اند را با اندکی شرح و بسط، تحویل خانواده خواستگار می دهند. اگر آن خواستگار انسان متعهدی باشد، هیچ گاه حاضر به ازدواج با چنین دختری نمی شود.

خلاصه اگر قرار بود برای آن خانم مثلاً ده خواستگار بیاید، تعداد آنها به دو یا سه نفر کاهش می یابد که آنها نیز معلوم نیست همانی باشند که او می خواست. و متأسفانه کم نیستند دخترانی که فقط به خاطر یک بار اشتباه کردن برای همیشه از فهرست دختران انتخابی حذف می شوند

ادامه دارد ....

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:20 - 0 تشکر 168246

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

قسمت پنجم

پیامدهای وخیم تر دوستی های خیابانی

دسته دیگری از پیامدهای این دوستی ها، زمانی بروز می کند که دختری مورد سوء استفاده قرار می گیرد. در این صورت فشار وجدان، ترس از رسوایی، باج خواهی مکرر و تنفر همیشگی از جنس مخالف به خاطر خیانتی که مرتکب شده است، به مرور زمان همچون کابوسی، نشاط و تحرک دختران را مورد تهدید قرار می دهد. چه بسا این تهدیدها بعد از ازدواج آن خانم نیز دیده می شود. یکی از موارد تلخی که بنده از آن مطلع شدم در مورد دختر نگون بختی بود که از روی سادگی نامه ها و عکس هایی را به دوست پسر خود داده بود. آن پسر حاضر به ازدواج با این دختر خانم نبود و اجازه ی ازدواج با کس دیگری را نیز به او نمی داد. در نهایت دختر به خواستگار دیگری جواب مثبت داد. ولی آن به ظاهر دوست خیانت پیشه، نامه ها و عکس های آن خانم را سر سفره عقد تحویل داماد داد و شد آنچه نباید می شد.

مورد دیگر ماجرایی بود که دبیر پرورشی یکی از دبیرستان های دخترانه کرج در اختیارم گذاشت. او که با شاگردان خود ارتباط بسیار صمیمانه ای داشت، از من در مورد یکی ازشاگردان قبلی اش مشورت خواست و گفت دوست پسر سابق آن خانم گفته است که هر وقت شوهرت در منزل نبود باید با من تماس بگیری که به خانه شما بیایم و الا همه چیز را تلفنی به شوهرت خواهم گفت! راستی اگر شما خواننده محترم به جای من بودید چه پاسخی می دادید؟

در هنگام نوشتن این سطور تعداد زیادی از این نوع خاطرات به ذهنم هجوم آورده اند که اگر بخواهم همه آنها را به رشته تحریر در آورم بی شک کتاب قطوری خواهد شد. فراموش نمی کنم که روزی تعدادی از این خاطرات را در یکی از دبیرستان های دخترانه بیان می کردم. بعد از سخنرانی، یکی از دختران با قاطعیت گفت: «ولی دوست پسر من این گونه که شما می گویید نیست.» گفتم: «این بار که او را دیدی با یک قیافه مصمم بگو که دیگر نمی خواهی به دوستی با او ادامه بدهی. البته او فکر خواهد کرد شوخی می کنی ولی چند روزی این رفتارت را ادامه بده. اگر بعد از چند روز او دست به تهدید و توهین به شما نزد و نگفت که همه چیز را به پدرت می گویم، آن وقت من حرف های خود را پس می گیرم» و ماجرا همان گونه شد که بنده پیش بینی کرده بودم.

هر چند موارد فوق بیشتر در مورد خانم ها صادق بود ولی آقایان نیز از این نوع آسیب ها بی نصیب نمی مانند. افت های تحصیلی، بدبینی ها به جنس مخالف، انتقام های غیر انسانی، آلوده شدن به انحرافات جنسی، اعتیاد و لکه دار شدن کرامت انسانی از پیامدهای روانی و اجتماعی شکست در این نوع دوستی ها است. ولی از آنجا که بنای ما بر اختصار است از توضیح آنها صرف نظر می کنیم.

ادامه دارد.....

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:21 - 0 تشکر 168247

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدای مهربون بر همه جوانان ایران زمین

قسمت ششم

دوستی های درآمد زا

پیامد دیگر این دوستی ها که متأسفانه چند سالی است رو به افزایش است، اغفال و فروش دختران جوان است. امروز قاچاق دختران سومین قاچاق پر درآمد جهان محسوب می شود. و در رتبه بندی بعد از قاچاق مواد مخدر و اسلحه است. هر چند که قاچاق دختران عوامل فراوانی دارد، ولی یکی از عوامل این پدیده زشت، اغفال دختران با وعده های ازدواج و زندگی رؤیایی در خارج از کشور است. درکشور ما نیز گاهی با بروز یک حادثه تلخ، مدتی نشریات به آن می پردازند و مسئولان را به تکاپو وا می دارند ولی بعد از مدتی دوباره به دست فراموشی سپرده می شوند.

از سوی دیگر سوء استفاده های مالی از دختران جوان هر روز ابعاد تازه تری می یابد. حال چه به بهانه ی استخدام منشی و تایپیست و چه به بهانه های دیگر. بد نیست در اینجا به موردی که بنده به طور مستقیم از آن اطلاع پیدا کردم اشاره کنم.

روزی پسر جوانی از من پرسید که چرا اینقدر دخترها ساده اند؟ گفتم چطور مگر؟ گفت: «باور کنید ما پول موادمان را هم از آنها می گیریم.» گفتم چطوری؟ گفت: «چند روزی که با هم دوست شدیم و حرف های عاشقانه زدیم روزی با او تماس می گیرم و برایش یک فیلم هندی بازی می کنم که دست مادرم شکسته و الآن در بیمارستان است و برای عمل باید تا یک ساعت دیگر مثلاٌ صد هزار تومان پول به بیمارستان بدهم. آن دختر ساده دل هم هر چه از طلا و پس انداز دارد در اولین فرصت به دست من می رساند. آن شب با آن پول سور و ساتی برپا می کنیم و برای هم تعریف می کنیم که امروز چند تا دختر را سرکیسه کرده ایم.» حالا تصور کنید آن دختر ایثارگری که شب هنگام در رختخواب خود دراز کشیده و فکر می کند که با این کار رمانتیکی که انجام داده حتماً آن پسر را برای همیشه اسیر عشق خود کرده است. زهی خیال باطل.

ادامه دارد...

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:21 - 0 تشکر 168248

قسمت پایانی

دو نکته پایانی

1- ممکن است برخی از خوانندگان محترم این تصور را داشته باشند که با همه این توصیفات، از کجا معلوم که این آفات در دوستی ما نیز به وجود بیاید؟ به عبارت دیگر هر قاعده ای استثنایی دارد. از کجا معلوم که ما استثنای این قاعده نباشیم؟ جواب این است که اولاً یک انسان عاقل هیچ گاه احتمال قریب به یقین را به خاطر چند درصد امید به موفقیت نادیده نمی گیرد. از سوی دیگر در یک احتمال فقط میزان احتمال شرط نیست، بلکه ارزش محتمل نیز اهمیت دارد. اگر شخصی کاردان به شما بگوید به احتمال 50% این خانه تا یک ساعت دیگر فرو می ریزد، هر چند 50% احتمال دارد که سقف فرو نریزد ولی شما هیچگاه حاضر نمی شوید زیر آن سقف بخوابید. بلکه چه بسا به احتمالات کمتر از این نیز اهمیت دهیم. به راستی چگونه می توان به مردی که به راحتی ارزش های دینی را نادیده گرفته و به ناموس دیگران دست اندازی می کند اعتماد کرد؟ و چه تضمینی وجود دارد که بعد از ازدواج، به زندگی مشترک و تعهد خود پایبند باشد و از سوی دیگر چگونه می توان مطمئن شد که آن خانم که به راحتی از نجابت خود صرف نظر کرده، در آینده نیز مرتکب چنین خطایی نشود و بتواند فرزندانی پاک و مؤمن در دامان خویش بپروراند؟

2- مخاطب ما در این نوشته کسانی هستند که برای انسانیت و کرامت نفس خویش ارزش قائل هستند و الا گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله من، آنچه البته به جایی نرسد فریاد است.

نویسنده : علی ارجمند عین الدین
arjmand@porseman.org

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:22 - 0 تشکر 168249

در آخر دو نظر از نظراتی که در آن سایت برای این مقاله داده شده وجواب برایش داده اند می آورم ،شاید مفید باشد

1-مریم : به جای نصیحت كردن لطفا مشكلات جوانها رو حل كنید موانع رو بردارید...من 23 سالمه تا22سالگی طاقت آوردم با كسی دوست نشدم ..ولی طاقتم طاق شد ... به خاطره قباحت این كاربا یه نفر توی چت دوست شدم و تلفنی....خیلی ضربه خوردم منظورم اینه وقتی یه نفر آب می خواد میشه بهش بگید آب نخور ...نون بخور..........اون آب می خواد و فقط فقط با آب آروم میشه...خالا شما هی بشینیدو فلسفه برای جوونا ببافید چه فایده!!!!!!!ل همه جوونا پاكند پاك پاك ...........اونا فقط نیاز دارند ....كسی میفهمه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطفا نامه من رو بذترید همه بخونند
پرسمانما نیزسخن شما را قبول داریم كه نمی توان با صرف نصیحت به غریزه جنسی پاسخ داد و آن را كنترل یا ارضاء كرد.زیراغریزه جنسى یكى از خواص طبیعى انسان است و انسانى كه از نظر جسمى و روحى سالم باشد داراى چنین كششى مى‏باشد و این خود یكى از نعمت‏هاى خدادادى به بشر است. در نتیجه آن چه تا حدى مقدور است كنترل آن و استفاده صحیح و معقول از این میل است و این كه انتظار داشته باشیم با رعایت نكات اخلاقى و عرفانى به كلى نسبت به این مسأله بى‏احساس شویم، انتظارى واقع‏بینانه نیست. طبیعت اشخاص هم در سردى و گرمى مزاج و شدت غریزه جنسى متفاوت است بدون تردید غریزه جنسی و غریزه خوردن و آشامیدن در انسان از قدرت فوق العاده ای برخوردارند و تأثیر فراوان آن ها در چرخه زندگی و نقش بنیادی و بسیاری قوی آنها در رفتار و افکار و فعالیت های فردی و اجتماعی آدمی، امری غیر قابل انکار است و شاید مبنای دو مکتب «فرویدیسم» و «مارکسیسم» حاصل نگرش افراطی این دو رویکرد به این غرایز باشد. مکتب فرویدیسم با مهم جلوه دادن بیش از حد غریزه جنسی و اصالت دادن به آن و مارکسیسم با اصالت دادن به نیازهای طبیعی و مادی مانند غذا و مسکن، بیش از یک قرن در عرصه حیات فکری بشر جولان دادند و در بیشتر عرصه های علمی تأثیرگذار بودند. این دو مکتب سایر نیازهای بشر را متفرع و شعاعی از این دو دسته نیاز می دانند البته هر دو تفکر بدلیل رویکرد افراط گونه خود به غرایز در حال حاضر منسوخ شدند و فاقد اعتبار علمی هستند اما واقعیت این است که قطع نظر از افراط و تفریط هایی که در زمینه غرایز جنسی و غیر جنسی شده است؛ باید اذعان کرد که نیازهای جنسی نقش فوق العاده ای در فعالیت های فردی و اجتماعی بویژه در زندگی مشترک و دوام آن دارد. اما این غریزه اگر رها شود، همچون موریانه كه بی‏رحمانه بر درختان تناور هجوم می‏آورد و از درون آن ها را پوك و تهی می‏سازد، جسم و جان آدمی را به تحلیل برده و رفته رفته به ویرانی و سقوط می‏كشاند.
میل به لقاح كه در اصل آفرینش به جهت تأمین بقاى موجودات زنده، در نهاد آنها به ودیعت سپرده شد، آن گاه كه در اختیار بشر قرار گرفت، با سوء استفاده از آن، در جهت هلاكت و تباهى او نیز به كار رفت. این غریزه، اگر رها شود، همچون موریانه كه بى‏رحمانه بر درختان تناور هجوم مى‏آورد و از درون آن را پوك و تهى مى‏سازد، جسم و جان آدمى را به تحلیل برده و رفته رفته به ویرانى و سقوط مى‏كشاند. این غریزه چنانچه در اختیار هوا و هوس بشر قرار گیرد، بلایى كه بر مغز و اعصاب و قواى جسمى و روانى او وارد مى‏كند به گفته یكى از عالمان سترگ اخلاق و تربیت همچون كارگزار ستمگرى است كه رییس حكومت او را، مطلق‏العنان بر جان و مال مردم مسلط كند و او به تدریج تمامى اموال آنان را به زور از صاحبانش گرفته و به مصرف خود رساند وآنها را در بدبختى و دریوزگى رها سازد. ولى اگر تحت فرمان عقل و خرد باشد و مطیع آن گردد، بسان كارگزار عادلى است كه مالیات را عادلانه از مردم مى‏گیرد و سایر اموال آنان را براى خود آنها باقى مى‏گذارد و در نتیجه هم دستگاه حكومت اداره مى‏گردد و خدمات آن متوقف نمى‏شود و هم مردم به زندگى عادى خود ادامه مى‏دهند و بدین‏سان نه تنها غریزه جنسى با وجود سلطه عقل بر آن، اشباع خواهد شد بلكه سایر قواى بدن نیز سالم مانده و با نشاط به وظایف مربوط به خود خواهند پرداخت(جامع‏العسادات، ج 2، ص 10).
شهوت جنسى، غریزه‏اى بسیار مقتدر و بى‏رحم است كه اگر با بى‏بند و بارى پیروى شود، تمام قواى انسانى را مقهور خویش مى‏سازد. نیروى جسمانى و مغز و اعصاب را به سرعت رو به تضعیف می برد، ذهن را مسموم، اندیشه را مغشوش و قدرت تصمیم‏گیرى و اراده بشرى را تباه مى‏كند.
پیروى بى‏بند و بار از این غریزه، همت آدمى را پست، فكر را نزدیك‏نگر و محدود و شخص را در مواجهه با مشكلات حیات و فراز و نشیب‏هاى آن ناتوان و علیل مى‏كند و قلب را كه مى‏تواند حرم خداوند و جایگاه او گردد، به لانه‏ى شیطان و جولانگاه ابلیس تبدیل مى‏سازد.
سخن گران‏بهایى از رسول اكرم(ص) نقل شده است كه آن حضرت فرمودند: «پس از خود از سه چیز بر امت خود نگرانم: گمراهى و انحراف پس از معرفت و هدایت؛ حوادث و وقایع گمراه‏كننده و شكمبارگى و شهوترانى»(همان، ص 4).
خطر تهاجم فرهنگى و تجاوز به مرزهاى اعتقادى و معنوى ما كمتر از حمله به مرزها و حدود جغرافیایى نیست، كه به مراتب از آن حساس‏تر و مصیبت‏بارتر است. مقابله با متولیان و لشكریان تهاجم فكرى، همچون مبارزه با متجاوزان ارضى، ضرورت قاطع دارد، استقامت و صبر مى‏خواهد، قربانى و شهادت لازم دارد، سلاح و مهمات و نقشه و تدبیر مى‏طلبد.
سلاح این میدان، اسلحه گرم و سرد نیست، حربه آن، دانش و بصیرت و تقواست كه مسلح شدن به آن، جز با روى‏گردانى از شهوت‏پرستى و بى‏بند و بارى میسر نیست.
توانمندی جوان در حفظ پاكدامنی:
بدون تردید اگر خداوند غریزه جنسی را در انسان قرار داده قدرت و توان مقابله با گناه را نیز در وجود وی قرار داده است بنابراین هر انسانی باید با عزم و همتی سترگ به مبارزه با گناه برخیزد و همواره کوشش کند که برای اولین بار که میل به گناه آمد با جدیت تمام در برابر آن مقاومت کند آن گاه به تدریج مبارزه آسان خواهد شد.
حال چه باید كرد آن را رها كنیم یا كنترل كنیم ازدواج تنها راه حل است یا راه حل های دیكری وجود دارد آیا خود فرد فقط مسئول است یا از دیگران نیز اننظار است این ها سؤال هایی است كه در این جا مطرح می شود آنچه مربوط به خود فرد می شود آن است كه یا ازدواج كند و پای بند اخلاق و ... باشد یا بدون هرگونه توجه به ارزشهای اخلاقی دست به هر اقدامی بزند. به عرضتان می رسانم كه:
گاهی اوقات ممكن است برای بعضی از افراد واقعا امكان ازدواج به هیچ وجه فراهم نشود، در این صورت، قرآن كریم دستور به پاكدامنی و عفاف می دهد و می‏فرماید: «ولیستعفف الذین لایجدون نكاحا حتی یغنهم‏الله من فضله» ، خداوند در این آیه، صریحاً دستور به عفاف و خودنگهداری می‏دهد و این بهترین شیوه و روشی است كه با به كار بستن آن روح ایمان و تقوا در انسان پرورش می‏یابد و سبب تقویت اراده و تسلط بر نفس می‏شود و روحیه عفت در انسان زنده می‏گردد.پس اگر توصیه اخلاقی می شود سخن قرآن است.اما چگونگی آن رابه كمك همین دستور العمل هاست.
به همین جهت است كه می گویندازدواج گاهی بر انسان واجب می شود، در این صورت اقدام به ازدواج به صورت یك وظیفه شرعی در می آید كه تخطی از آن گناه محسوب می شود. در مورد ازدواج تمامی مراجع عظام تاكید می كنند كه اگر چه اصل ازدواج در اسلام واجب نیست و از مستحبّاتی است كه به آن بسیار سفارش شده است؛ ولی اگر كسی به واسطه نداشتن همسر، به حرام و گناه بیفتد، ازدواج بر او واجب می‏گردد و حق ندارد مجرد بماند.
ممكن است بگویید: به لحاظ اقتصادی و شرایط تحصیلی و یا خانوادگی فعلا امكان این كار نیست، این ممكن است ناشی از نوعی ترس از فقر منفی باشد. توجه داشته باشید كه مؤمن؛ یعنی كسی كه به خدا و توانایی او اعتماد دارد و در مشكلات زندگی به او توكل می كند، هرگز نسبت به انجام وظایف شرعی خود به خاطر ترس از فقر و اینكه شاید شغلی گیرم نیاید و یا هزینه آن را چگونه تهیه كنم، كوتاهی نمی كند. شما به وظیفه خود به خاطر خدا اقدام می كنید، خدای متعال هم وظیفه خود را كه روزی رسانی به بندگان است می داند و هرگز بنده مؤمن خود را رها نمی كند. كسانی كه ازدواج می كنند اكثرا امكانات كاملی برای زندگی نداشته اند، ولی به تجربه دریافته اند كه مشكلات حل می شود و حتی به صورتی كه شاید قابل محاسبه و پیش بینی هم نبوده، امكانات ازدواج و ادامه زندگی برایشان فراهم شده است.
قرآن كریم در سوره نور پس از اینكه به مؤمنان دستور ازدواج می دهد، می فرماید: اگر فقیر باشند خدای متعال از فضل و كرم خویش ایشان را بی نیاز می كند و خداوند وسعت دهنده و بسیار دانا است. «ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله و الله واسع علیم» چند نكته و دستور مهم در این آیه شریفه وجود دارد:
1.
زنان و مردان مجرد باید ازدواج كنند.
2.
در راه ازدواج از فقر نترسند؛ زیرا خداوند آنها را از فضل خودش غنی و بی‏نیاز خواهد ساخت.
بدون شك كسی كه برای حفظ ایمان و پاكی نفس خود اقدام به ازدواج نماید امدادهای الهی به كمك او می آیند و خداوند گره از مشكلات او خواهد گشود «من یتق الله یجعل له مخرجا». و باز تجربه نشان داده تا زمانی که شخص مجرد است احساس مسؤولیت نمی‏كند و ابتكار و نیروی خود را به اندازه كافی برای كسب درآمد مشروع به كار نمی‏گیرد و همچنین اگر درآمدی پیدا كرد در راه حفظ و بارور ساختن آن و مصرف صحیح نمی‏كوشد اما بعد از ازدواج شخصیت انسان تبدیل به یك شخصیت اجتماعی می‏شود و خود را شدیدا مسؤول حفظ همسر و آبروی خانواده و تأمین وسایل زندگی می‏بیند و بدین سبب است كه پیامبر اكرم(ص) فرمودند: «رزق همراه زنان است زن بگیرید تا روزی شما فراوان گردد.» و ازدواج بر خلاف تصوراتی كه در ذهن وجود دارد كار چندان مشكلی نیست مشروط به اینكه از آداب و رسوم دست و پاگیر و هزینه‏های تشریفاتی پرهیز شود و برای این منظور می‏توان همسر خود را از خانواده‏های مؤمن و عفیف و متوسط اجتماع و كم توقع انتخاب کرد و به طور قطع انتخاب همسر شایسته و با ایمان و عفیف هیچ گاه پشیمانی به دنبال نخواهد داشت پشیمانی وقتی پیش می‏آید كه ازدواج از روی هوا و هوس و با معیارهای غیرمنطقی انجام گیرد. و چنان چه ازدواج الآن و در شرایط کنونی مقدور نباشد می توان با اجرای عقد امر عروسی و ازدواج را تا فراهم شدن شرایط مساعد به تأخیر انداخت و از مزایای دوران شیرین نامزدی بهره مند شد و راه حل دوم در آیه شریفه این است که اگر به هر دلیلی قدرت بر ازدواج فراهم نشد باید عفاف را پیشه خود ساخت و خود را از آلوده شدن به گناه حفظ کرد تا خداوند گشایشی در کارها حاصل نماید.
راه حل مشکلات:
ما همه می دانیم که جوان برای ازدواج با مشکلات عدیده ای مانند شغل, مسکن, تحصیل, آداب و رسوم و مهریه های سنگین روبرو است. بدون تردید برای حل اساسی مشکلات ازدواج جوانان، باید موانع ازدواج که به برخی از آنها اشاره شد از سر راه جوانان برداشته شود و انجام چنین کاری نیاز به یک عزم ملی و برنامه ریزی صحیح از ناحیه همه مسئولین نظام اسلامی بویژه قوه مجریه دارد. البته این بدان معنا نیست که خود جوانان، خانواده ها و سایر نهادهای فرهنگی- مذهبی مسئولیتی نسبت به ازدواج جوانان ندارند بلکه خود جوانان مهمترین نقش را می توانند در حل این بحران داشته باشند در این جا به برخی از راه کارها اشاره می شود:
1.
پرهیز از تشریفات غیر ضروری و کنار گذاشتن برخی از رسم و رسومات دست و پاگیر.
2.
کاهش سطح توقعات و انتظارات.
3.
تقویت فرهنگ ازدواج های ساده و کم خرج.
4.
تقویت ایمان و اعتقاد جوانان به آموزه های دینی درباره ازدواج. به عنوان مثال: خداوند در قرآن کریم می فرماید: «کسانی که تنگ دست اند دلهره فقر و مشکلات مادی نداشته باشند زیرا خداوند وعده داده است که از فضل و رحمتش جوانان نیازمند را در امر ازدواج کمک کند
5.
کاهش مهریه ها.
6.
تشکیل صندوق های قرض الحسنه فامیلی برای کمک به ازدواج جوانان.
7.
تقویت باورهای دینی، روحیه امید و توکل در جوانان.
بدون شك برای كنترل غریزه جنسی، فرد باید از اراده ای محكم و قوی برخوردار باشد، اما این كه چگونه می توان به تقویت اراده پرداخت می توان از راهكارهای زیر بهره جست:
1.
هر كاری كه می خواهید انجام دهید با دقت آن را ارزیابی كنید و سپس برای انجام آن تصمیم بگیرید.
2.
از تقلید و پیروی كوركورانه از دیگران در هر كاری جداً اجتناب كنید.
3.
از بیان جمله «نمی توانم» خودداری و بجای آن به خود تلقین كنید كه «من به خوبی از عهده این كار بر می آیم».
4.
برای شروع كار و تقویت اراده خود از كارهای كوچك شروع كنید مثلا تصمیم بگیرید صبح ها در یك ساعت معینی از خواب بیدار شوید.
5.
بعد از بیدار شدن از خواب و خواندن نماز صبح تصمیم بگیرید 10 دقیقه قرآن بخوانید.
6.
اگر در انجام كارها موفق شدید حتما به خودتان جایزه بدهید و آن را در دفتر كارهای روزانه خود به عنوان یك موفقیت ثبت كنید.
7.
بعد از هر موفقیتی خدا را شكر كنید و با خود عهد ببندید كه به شكرانه موفقیتی كه نصیب شما شده آن كار را ادامه دهید.
8.
بعد از موفقیت در كارهای فوق تصمیم جدیدی اتخاذ كنید مثلا با خود شرط كنید كه هر روز 20 دقیقه باید ورزش كنم.
9.
ر صورت موفقیت در تصمیم جدید یك علامت مثبت دیگر در كارنامه خود ثبت كنید.
10.
اگر در تصمیم جدید ناكام شدید علل آن را بررسی كنید در صورت تنبیلی و كاهلی خود را جریمه كنید مثلا یك روز روزه بگیرید.
11.
به همین ترتیب هر روز چند كار ارادی برای خود در نظر بگیرید و انجام دهید البته مراقب باشید انتخاب كارها از روی واقع بینی باشد و از تصمیم گیری های بلند پروازانه خودداری كنید و سعی نمائید درجه مشكلی كارها را بتدریج افزایش دهید تا با تحمل نفس شما همخوانی داشته باشد.
12.
بعد از این كه خود را در انجام برخی از كارهای ایجابی مثل صبح زود بیدار شدن، نماز سر وقت، تلاوت قرآن و ورزش صبحگاهی، موفق شدید برای انجام كارهای سلبی تصمیم بگیرید یعنی تصمیم بگیرید كارهایی كه نباید انجام دهید را بتدریج ترك كنید مثلا به عنوان نمونه می خواهید غرایز جنسی خود را مهار كنید. در اینجا باید رفتارهایی كه باعث شعله ور شدن شهوات می شود را ترك كنید.
أ‌.ابتدا نگاه خود را كنترل كنید و تصمیم بگیرید در برخورد با جنس مخالف نگاه خود را فرو بیندازید.
ب‌.از گفتگو با جنس مخالف مگر در مواقع ضروری و در حد ضرورت اجتناب كنید.
ت‌.از پوشیدن لباس های تنگ كه موجب تحریك شهوت جنسی می شود خودداری كنید.
ث‌.از دست ورزی با خود پرهیز كنید.
ج‌.از پرخوری بویژه غذاهای مهیج شهوت مثل سیر، پیاز، فلفل، تخم مرغ و ... اجتناب كنید.
ح‌.افكار خود را بتدریج كنترل كنید زیرا افكار منشاء رفتارند.
خ‌.هر شب، اعمال خود را محاسبه كنید. رفتارهای ارادی كه باید انجام می دادید را در صورت انجام یادداشت كنید و رفتارهایی كه باید ترك می كردید را نیز در صورت موفقیت یادداشت كنید.
د‌.در انجام همه مراحل تقویت اراده جهت كنترل شهوات از خداوند استعانت جویید زیرا همه نیروهای ما از خداست. پس باید در برابر موانع از خداوند كمك بگیرید. نیروی اراده ما نیز از خداست سعی كنید اراده خود را در جهت اراده الهی قرار دهید یعنی چیزی را اراده كنید كه مورد رضایت حق تعالی است.
ذ‌.با كسانی همنشینی و معاشرت كنید كه دارای اراده قوی و نظم در انجام مسئولیت ها و تكالیف خود هستند و از معاشرت با افراد سست اراده و ضعیف الایمان كه اهل معصیت اند جدا خودداری كنید. ر‌.روزه نقش عجیبی در كنترل شهوات و تقویت اراده دارد سعی كنید هر هفته حداقل یك روز روزه بگیرید.
ز‌.معرفت و ایمان به خدا و مبدأ و معاد، نقش مهمی در شكل گیری شخصیت، هویت یابی و تقویت اراده دارد. با تفكر در آثار و آیات الهی ایمان خود را تقویت كنید.
س‌.از تماشای مناظر شهوت برانگیز مثل فیلم های مبتذل و قرار گرفتن در محیط هایی كه آلوده به گناه است اجتناب كنید.
ش‌.همواره برای خود كرامت قائل شوید و پیروی از غرایز شهوانی را در غیر موارد حلال اهانت به خود و سقوط از مقام و منزلت انسانی تلقی كنید.
ص‌. زشتی گناه را همواره مانند آبی آلوده و كثیف فرض كنید همانطور كه حاضر نیستنید آب آلوده را بنوشید به خود تلقین كنید كه من نفس و جان خود را با گناه آلوده نمی كنم.
ض‌. هرگاه در كنترل شهوات با شكست مواجه شدید اولا خود را جریمه كنید سپس بدون یأس و ناامیدی از درگاه خداوند توبه نمائید و آنگاه تصمیم بر جبران آن بگیرید.
ط‌.همواره با یك مشاوره اخلاقی در ارتباط باشید و در انجام مراحل فوق با او مشورت كنید.
ظ‌.مراقب باشید در تقویت اراده برای كنترل غرایز موازین شرعی را رعایت كنید و از هر گونه افراط و تفریط و انجام كارهایی كه دین آن را تجویز نكرده است خودداری كنید.
راهکار تقویت معنویت در کنترل غرایز:
در منابع دینی، راه های نجات انسان از بند هوا پرستی و شهوت و رسیدن به معنویت و تحول درونی و روحی و معنوی به خوبی و روشنی برای ما ترسیم شده است. هر کدام از احکام دینی و دستورات شرعی و اخلاقیات و معارف اسلام، راهی برای نیل به معنویت و صفای روح است. اگر در آموزه های دینی برای نیل به معنویت هیچ سفارش و دستوری جز نماز وجود نداشت، همین کافی بود که انسان با قرار گرفتن بر سکوی پرش نماز که معراج مؤمن و نزدیک کننده هر فرد متقی به خداوند است به اوج قله کمال و معنویت برسد. نماز معجون عجیب و نیروبخشی است که بال پرواز به آسمان معنا و حقیقت را به انسان هدیه می کند و راه وصول به اوج کمال و معنویت را برای او هموار می سازد. وضو گرفتن، غسل کردن، لباس نظیف پوشیدن و عطر زدن در وقت نماز همگی زمینه ساز این پرواز و صعود معنوی می باشند. مشکل ما نبودن راهکار نیست، بلکه مشکل ما عدم استقامت و استواری در عمل به دستورات روح بخش اسلام و تداوم نبخشیدن به این اعمال است. هر عملی اگر شرعا مطلوب و مورد رضایت و خشنودی حق باشد و از آفات و امراض در امان باشد و به طور مستمر و مداوم بجا آورده شود دارای نورانیت و معنویتی است که گاهی به طور محسوس و گاهی به صورت غیرمحسوس در روح و جان انسان تأثیر می گذارد و حال و وضع انسان را دگرگون می سازند.
شركت در مراسم مذهبی مانند دعا، نماز جماعت، مجالس سخنرانی و موعظه و یا ذكر زندگی، سیره، مدح و مصائب اهل بیت(ع)، زیارت اهل بیت(ع) و قرائت قرآن به صورت مداوم در هر روز و مانند آن نورانیتی را در انسان پدید می آورد، كه باعث می شود آدمی از تاریكی گناه بگریزد و به آسانی به سمت آن نرود. همه دستورات و احکام الهی دارای این خاصیت و ویژگی می باشند و اخلاقیات و احکام و معارف و مجموعه معارف دین، همگی همین هدف یعنی رسیدن انسان به اوج بندگی و کمال و معنویت و صفا و تلطیف روح و جان را دنبال می کنند. ولی البته اراده قوی و همت عالی و استقامت در راه هدف و نهراسیدن از مشکلات و پافشاری و ادامه عمل خیر و عبادت و توجه به خداوند و احساس حضور او شرط بهره بردن از این دستورات نورانی و رسیدن به نتایج خوب و شیرین خود سازی و نجات از فشار غریزه و گمراهی است زیرا معنویت برخواسته از معارف دین نورانیتی را در دل انسان پدید می آورد که موجب می شود انسان زشتی گناه و پیروی از غرایز حیوانی را ببیند و دنبال گناه و ارضا غرایز از طریق غیر مشروع نرود.

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

دوشنبه 16/9/1388 - 13:22 - 0 تشکر 168250

-رهگذر : با تشکر از مطلبتون من خودم از یک خانواده مذهبی ام فکرش رو هم نمی کردم ولی تو محیط دانشگاه مدتی است به این موضوع دچار شدم. واقعا با گفته دوستمون که گفتند دخترا باید بسوزن خیلی موافقم ولی یک پسر ... علت ایجاد شدن این علاقه خودشون بودند چون ایشان متفاوت با دیگران بودند و خیلی تو کار فرهنگی که می کردیم به ما کمک کردند. و پسر مذهبی خوبی بودند ولی این علاقه من رو تا حد زیادی از خدا دور کرده من را که به هیچ پسری محل نمی دادم به جایی رسوند که با ایشون صحبت کنم و فکر می کنم که غیر مستقیم منظورم رو رسوندم ولی نتیجه ای جز پشیمانی برام نداشت از شما دخترها خواهش می کنم که این اشتباه را مرتکب نشوید. چون فقط حیثیت و شخصیت خود را زیر سؤال قرار می دهید و من اشتباهی کردم که نباید می کردم و الان دچار عذاب وجدانی شدم که نمی دونم چه جور ازش رهایی پیدا کنم. و از همه بدتر من در دانشگاه با ایشان برخورد خواهم داشت برای رهایی از این مخمصه چکار کنم؟
پرسماننیازهاى عاطفى و غرایز در ایام جوانى، آدمى را به سوى «دوست داشتن و عشق ورزیدن» سوق مى‏دهد كه البته این یك امر طبیعى و غریزى است و كمتر مى‏توان راهى براى گریز از آن پیدا كرد. آنچه در این مقوله اهمیت دارد، كنترل عقلایى بر احساسات و پرهیز از مخاطراتى است كه ممكن است فرد را به گرفتارى‏هاى مختلف روحى و جسمى دچار سازد. شما خوب مى‏دانید جاذبه بین دو جنس مخالف (زن و مرد) بسیار شدید است؛ مخصوصا در سنین جوانى، كه این جاذبه و حساسیت در اوج خود مى‏باشد، در نتیجه هر چند جوان بخواهد رعایت مسایل شرعى و عرفى را در دوستى با جنس مخالف بنماید، اما تمایلات نفسانى و وسوسه‏هاى شیطانى قوى‏تر از آنند كه انسان گرفتار خطرهاى بزرگ نشود. به همین جهت عقل اقتضا مى‏كند انسان خود را در معرض خطرى كه بسیارى از خوش باوران را گرفتار كرده قرار ندهد. البته منظور ما این نیست كه هیچ گونه ارتباطى نباشد، بلكه در حد عرف و شرع و سلام و احوال‏پرسى همکلاسی ها, همكاران و فامیل‏ها و همسایگان اشكال ندارد؛ گرچه در همین موارد هر چه رعایت اختصار و احتیاط گردد، براى سلامت روحیه طرفین مناسب‏تر است. نیاز به ازدواج و برقرار کردن روابط عاشقانه با جنس مخالف با رسیدن به سن بلوغ و جوانی به طور طبیعی در آدمی به وجود می آید. هدف از این احساس پاک و مقدس که خداوند در انسان قرار داده، تشکیل زندگی سالم و تربیت فرزندان صالح و بقای نسل بشر و رسیدن به آرامش و تکمیل انسان است. بسیاری از جوانان، خصوصا دختران، به دلیل نداشتن اطلاع کافی از این احساس انسانی، هنگامی که به این مرحله از زندگی می رسند، دچار سردرگمی می شوند و نمی توانند احساساتشان را کنترل کنند. البته شرایط نامناسب جامعه هم این مشکل را تشدید می کند. جوان در این مرحله از زندگی معمولا دچار تضاد می شود، زیرا از یک طرف فرهنگ جامعه و خانواده و اعتقادات درونی اش او را از ابراز و آشکار کردن این احساسات منع می کند و از طرف دیگر نیاز به ازدواج و تشکیل زندگی او را به کشیده شدن به طرف جنس مخالف سوق می دهد. اسلام به عنوان یک دین کامل که منطبق با فطرت انسان است با این مسأله طوری برخورد کرده است که فرد دچار افراط و تفریط نشود و بلکه راه وسط را انتخاب کرده که هم نیازهای درونی فرد ارضا شود و هم اخلاق و ایمان و عزت نفس او خدشه دار نشود. اسلام به پیروانش دستور می دهد اگر امکان ازدواج با فرد مورد علاقه شان را داشتند فورا ازدواج کنند و اگر ندارند به هیچ وجه با او ارتباط برقرار نکنند و حتی در خیال خود هم به او فکر نکنند. ما اگر بخواهیم راهی غیر از آنچه اسلام گفته در پیش بگیریم و به جای کنترل احساسات درونی، جلوی آن را باز بگذاریم، دچار مشکلات روحی و روانی زیادی می شویم. ارتباط با جنس مخالف مانند هم صحبت شدن، شوخی و خنده، نگاه کردن، حتی اگر به بهانه های درسی و کاری باشد، مناسبترین موقعیت برای افتادن در دام شیطان است. حتی دختری مانند شما که از خانواده مذهبی است و در گذشته هیچگونه رابطه ای با جنس مخالف نداشته، وقتی به سن بلوغ می رسد که از یک طرف از درون احساسات خاصی پیدا می کند، تعجبی ندارد که گرفتار عشقی ناخواسته شود که تمام فکر و زندگی او را مختل کند. اما اگر انسان از اول خود را بشناسد و بداند که در درونش چنین احساساتی نهفته است، آسانتر می تواند خود را کنترل کند که نه تسلیم احساساتش شود و نه این که آنها را نادیده بگیرد و سرکوب کند بلکه همان راه وسطی که اسلام گفته یعنی در صورت امکان ازدواج کند و در صورت عدم تمکن، عفت پیشه کند و از کار و موقعیت هایی که این احساسات را تشدید می کند دوری کند تا خداوند به فضل و کرمش برای او موقعیت مناسبی برای ازدواج فراهم آورد. حال با توجه به مطالب فوق لازم است چند نکته را خدمتتان عرض کنیم: در مورد علاقه به نامحرم دو صورت قابل تفسیر است. احتمال اول این كه شما دوستی از جنس مخالف دارید و همیشه به فكر او هستید احتمال دیگر آن كه فرد نامحرمی را قلبا دوست دارید و همیشه در فكر این هستید كه چگونه با او دوست شوید. بقیه سؤال شما نیز مؤید این احتمال است زیرا غالب عشق های مجازی با وصال پایان می یابد و برعكس هر چه حیا و مناعت طبع با فكرهای عاشقانه بیشتر باشد، آتش عشق شعله ورتر می شود. اگر بخواهیم این موضوع را در غالب یك مثال محسوستر بیان كنیم، فرض كنید ظرفی را پر از آب كرده و روی آتش می گذارند در این صورت هر چه زمان می گذرد آب به نقطه جوش نزدیكتر می شود زیرا بین آب و آتش فاصله است و اگر ظرف از این میان برداشته شود آب بر روی آتش می ریزد و آن را خاموش می كند، لذا گفته شده است كه وصال مدفن عشق است. خواب ها نیز در واقع تجلی آن حالات و علایق درونی شماست بنابراین ما جواب خود را براساس فرض دوم از سؤال شما بیان می كنیم اگر چنانچه در این مورد سؤال جزئی تری دارید در صورت تمایل در نامه بعدی به صورت مفصل تر به تبیین این موضوع بپردازید تا ما نیز به صورت جزئی تر به بیان راهكارهای عملی بپردازیم. توجه به نكات چندی در این راستا لازم است: الف ) این علاقه و گرایش باید عادی باشد و اجازه ندهید شدت پیدا كند. ب ) از ناحیه شما نباید چیزی ابراز شود كه عواقب ناخوشایندی به همراه خواهد داشت. ج ) دعا و نیایش در این راستا مؤثر است ; یعنی , اگر مورد شایسته ای بود, می توان با نیایش , از ایزد منان درخواست كرد كه علاقه طرف مقابل نیز جلب شود و خداوند نیز مقلب القلوب است و به نیایش و حوایج بندگانش توجه دارد و به هر حال نیایش مؤثر است ; ولی اگر علاقه در راستای ازدواج نباشد, در این راستا نیز به چند نكته نیك بیندیشید: 1- علاقه اگر در حد انسان دوستی و احترام متقابل باشد, بی اشكال است و اصولا در محیط كار و تحصیل شایسته است انسان به طور معقول دیگران را مورد توجه قرار داده و به آنها احترام بگذارد. 2- بسیار مراقب باشید كه علاقه و گرایش از این حد فراتر نرود; زیرا اگر گرایش شدت یافت به تدریج در سخن و رفتار انسان بروز كرده و آثار بدی را به همراه خواهد آورد. حال برای این كه این گرایش شدت پیدا نكند, نكات ذیل را مراعات فرمایید: - به نامشروع بودن این علاقه ها و گرایش ها, توجه كافی داشته باشید. - نتایج سوء و دردناك این علاقه ها را با دقت مورد ارزیابی قرار دهید. - در این راستا آینده نگر باشید و فرجام نیك بی اعتنایی را مورد مطالعه قرار دهید. - در این زمینه خودسازی كنید و تصمیم بگیرید كه به این چیزها دل نسپارید و بی اعتنا از كنار خواسته های نفسانی عبور كنید. - در برخورد با وی , خیلی گرم نگیرید و بیش از حد ضرورت صحبت نكنید. به این نكته مهم نیز توجه داشته باشید كه اگر احساسات خود را نسبت به او مهار نكنید دو ضرر بزرگ برای شما دارد. 1. این سخن معروف است كه ((حب الشی یعمی و یصم ; علاقه به چیزی یا كسی باعث می شود كور و كر شود)) یعنی آنقدر احساسات غلبه پیدا می كند كه انسان نمی تواند واقعیت و حقیقت آن فرد یا آن شیء را بشناسد. به عبارت دیگر حب افراطی موجب بسته شدن دریچه های شناخت به روی انسان می شود و در اینجا شما اگر صرفا بر اساس احساسات بخواهد برای امر بزرگی مانند ازدواج تصمیم بگیرید خطر بزرگی را ممكن است در پیش داشته باشد زیرا بعد از رسیدن به آن فرد این شعله های كاذب احساسات و علایق فرو می نشیند و حقیقت آن فرد آشكار می شود و چه بسا بسیاری از آنچه فكر می كردید حقیقت دارد سرابی بیشن نبوده است و آن وقت پشیمانی دیگر سودی ندارد. 2. فرض كنید این فردی كه شما آن قدر به فكر او هستی و قطعا دوست دارید ای كاش به خواستگاری شما می آمد و با یكدیگر ازدواج می كردید به هیچ وجه فكر ازدواج با شما در ذهنش نباشد در این صورت این علاقه ی شدید شما نه تنها شما را به هیچ نتیجه ی مطلوبی (مانند ازدواج) نمی رساند بلكه اگر خواستگار دیگری نیز بخواهد برای شما بیاید به هیچ وجه برای شما مطلوب نیست زیرا در یك دل نمی شود علاقه ی به دو نفر را یا چند نفر را جا داد زیرا, موضوع علاقه ها واحد است و علاقه های متضاد نسبت به یك موضوع واحد با هم جمع نمی شود پس قهرا تا علاقه ی شما معطوف به این فرد است نمی توانید به دیگران فكر كنید و حتی اگر افرادی باشند كه به مراتب از این فرد برای شما بهتر باشند اما شما این حقیقت را نمی توانید درك كنید و خسارت بزرگی به شما وارد خواهد شد بنابراین برای كاهش این علاقه ها به خسارت های جبران ناپذیری كه در پی دارد فكر كنید و هر وقت فكر او به ذهن شما آمد بلافاصله خطرات و ضررهای آنرا در ذهن خود مرور كنید و با خود بگوید نه این كار درستی نیست كه من همه ی زندگی خود و آینده ام را فدای این احساساتی كنم كه هیچ اعتمادی به آنها نمی شود كرد و در نهایت سعی كنید با مشغول كردن خود به كارهایی مانند مطالعه، ورزش، كارهای هنری و... ذهن خود را از فكر كردن به از منصرف سازید، سوره نور را هر روز و ذكر استغفار را هفتاد بار در هر روز،ذكر «اللهم اغننی بحلالك عن حرامك و بفضلك عمن سواك» را 114 مرتبه بخوانید انشاءالله

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

سه شنبه 17/9/1388 - 11:31 - 0 تشکر 168359

تشکر از مطلب مفیدتون.

استفاده کردیم

موفق باشید

اللَّهُــــــــمّے صَــــــلٌے  و سَلّـــــمّے علَےَ مُحمَّــــــــدْ وَ آلِےَ مُحمَّـــــــــدْ و عجِّـــــــلْ فرَجَهُــــــمّے
 
 
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی