• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن صندلی داغ > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
صندلی داغ (بازدید: 1773)
يکشنبه 17/8/1388 - 13:5 -0 تشکر 162584
نقد داغ گویای خاموش...

و خدا هست

سلام

 

در راستای تکمیل اهداف صندلی داغ و خود شناسی بیشتر قسمت دوم صندلی داغ که همانا! نقد داغ میباشد رو شروع میکنیم.

دوستان با توجه به پرسش و پاسخ های صندلی داغ گویای خاموش نقد داغشون رو شروع کنند...

 

یادتون باشه این نقد داغ برای گویای خاموش عزیز خیلی مهمه... :)

 به معنای واقعی نقد کنیم...

بسم الله

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
يکشنبه 17/8/1388 - 14:20 - 0 تشکر 162588

سلام

میشه بیشتر توضیح بدین؟؟؟

يکشنبه 17/8/1388 - 23:10 - 0 تشکر 162672

سلام

من عاشق این قسمتم! البته برای خودم نه بقیه

کاش میشد از گویای عزیز میخواستیم سوالات ما رو هم نقد کنن!

با اینکه به خاطر کم لطفی که داشتم( خداییش نشد دیگه!) نتونستم همه ی صندلی رو بخونم. ولی با سوال هایی که در چند محور!!! پرسیدم خیلی چیزا دستم اومد. یعنی گویا شناخته شد برام، امیدوارم برای خودشون هم کمک کننده بوده باشه.

به هرحال

اجازه بدید برم جوابای سوالام رو یه بار دیگه بخونم و هر چی دستگیرم شد رو بگم.انشاءالله.

فعلا!

 

خدايا در برابر هر آنچه انسان ماندن را به تباهي مي کشاند مرا با نداشتن و نخواستن رويين تن کن. (علي شريعتي)

.

.

"مدير انجمن زن ريحانه ي آفرينش"

"جانشين انجمن زبان انگليسي"

چهارشنبه 20/8/1388 - 10:19 - 0 تشکر 163075

به نام خدا

سلام

با عرض خسته نباشید و خدا قوت به شما خانوم گویای خاموش گرامی.

امیدوارم صندلی خوبی براتون بوده باشه.

مواردی که از این صندلی به ذهنم میرسه رو میگم.همه ش انتقاد نیست .

این صندلی از هم از نظر کمی و هم از نظری کیفیتی تو سطح خیلی خوبی بود. کاملا از نوع جواب ها مشخص بود که براشون وقت گذاشته شده و خستگی شما دلیلی نشد که تو جواب دادن کم بذارید .

فکر نکنم از جواب دادن به سوالی اجتناب کرده باشید - هر چند نگفتید اون کی بود که نیومد - اگرم خواستید جواب ندید رو راست گفتید.

نکته ی خیلی خیلی مهم صداقت و پرباری تو پاسخ ها بود. که من لذت بردم.

از اولین کسایی بودم که سوال پرسیدم، و برام جالب بود،  که تا پایان وقت اداری  سوال پرسیدن آخرین نفری بودم که پرسیدم.. البته تو وقت تعیین شده ش.. به هر حال الان فخر می فروشم.

اینو که گفتم یاد یه جمله ایی که توصندلی ها مد شده افتادم. " الان آتیش بچه ها زیاده میرم اون آخرا که انرژی بقیه تموم شد میام "

هم تو این صندلی و هم صندلی قبلی و قبلیا هم اینو شنیده بودم.یه جورایی بی احترامی به اونایی ه که دارن می پرسن - شایدم نباشه - نگید اینو، تو صندلی (ِ من) کسی زور نیست به حضور - الان نرید تو حدس داااغ بگید.. -

تو غول آخر از نظر شما من منطقی ترین ، شاد ترین (سرخوش!) ، با جنبه ترین  ، از خود گذشته ترین  ، و طناز ترین ( !!! ) شدم.

هیچکدوم ازاین پنج تا - بازم فخر .. - رو قبول ندارم و شما بهم لطف داشتید. فکر کنم تو اون لیست فقط زود رنج ترین بهم می خورد که اگه اسممو میذاشتید رنجیده خاطر نمی شدم.

تو غول اول بهم 85 دادید...خیلی کم بود بیشترش کنید (شوخی می کنم) زیرشم یه چیزی اضافه کردین که بازم نظر لطف شما بود.

هدیه هاتون کار خیلی خوبی بود که امیدوارم تو صندلی های بعدی هم ادامه پیدا کنه.

ممنون

پس از ثبت: نقد داغم سرد بود

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

چهارشنبه 20/8/1388 - 20:36 - 0 تشکر 163194

به نام خدا

سلام

اما نوبتی هم باشه، نوبته نقد کردن هست و جزغاله کردن.

خب طبق اون تعریفی که من از نقد و شنیدم. نقد یعنی: بررسی کردن رفتار، محصول و.... هر چیزی دیگری در مورد یک نفر و نظر دادن بعد از این بررسی.

پس حتماً توش رد کردن نیست، بلکه میتونه تایید کردن هم توش باشه.

خب طبق اون جوابهایی که به من و سایر دوستان دادید، نقد رو شروع میکنم.

شما در جواب سوال من از ریشه شناسی و چند مثالی که زدم، نشون دادید که حاضر نیستید مطلبی غیر علمی رو بیان کنید. به قول استادمون جناب آقای گمینی، شما جوابهاتون بر مبنای اون علمی (علم به معنی ساینس) بود که مورد تائید قرار گرفته و در مورد منابع موثق وجود داره.

البته اون نظرات من و هم رد نکردید، و گفتید که باید بیشتر تحقیق کنید. شما توانایی گفتن نمیدونم و نمیتونم و ... رو دارید، که این خیلی خوبه. خیلی ها به خاطر این که کم نیارن، حاضر نیستند بگن نمیدونم، اما شما این طور نیستید.

برخی دوستان با سوالاتی که در تخصص شما نبود، دوست داشتن کمی سر به سر شما بذارن و شوخی کنن. شما هم در جواب واقعاً نشون دادید تحمل شوخی رو دارید. از دست این سوالات خسته نشدید و تا حد معقول جواب هاشون رو دادید. ایدر جواب ن نشون میده که برای شما تداوم دوستی های ایجاد شده، خیلی مهم هست.

اون حدیثهای آخر هر جوابتون، کار ابتکاری جالبی بود که باعث شد ارتباطهای سست شده با اهل بیت دوباره محکم بشن. من فکر میکنم شخصیت خود شما در این که مخاطب این حدیثها اونها رو هم بخونه خیلی تاثیر داشته، چون شما از روی صداقت و نه از روی ریا اینکار رو کردید، پس مخاطبین این احادیث بیشتر به اونها دقت کردند و سعی کردند بتونن از این هدایا سود ببرند

در جواب به سوالات سیاسی، شما بهترین سیاست رو به خرج دادین و متعادل ترین جوابها رو دادین. این نشون میده شما تا مطمئن به شناخت طرف حق نشین، هرگز حاضر نیستید از روی حدس گمان نظر سیاسی خودتون رو بگین. این هم نکته مثبت خوب دیگه ای هست که در شما دیدم.

حتماً الان بقیه میگن اینا که همش شد تعریف، پس کو ایراد گرفتن ها؟

که باید بگم اول اینکه من همه ی جوانب جوابهای ایشون رو بررسی نکردم

و دوم اینکه ایرادی داره، اگه ایرادی وارد نباشه؟

فعلاً تا اینجا بررسی کردم... بعداً میام ادامه نقد رو انجام میدم

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
شنبه 23/8/1388 - 16:36 - 0 تشکر 163698

به نام خدا... سلام... ممنون ازتون... می خواستم بیام و پاسخی به صحبت هاتون بدم (حالا کوتاه و طولانیشو نمی دونم :دی )، اما با این وضع ثبت پاسخم... هههییی! ای تبیان لج درآر! ... ان شاءالله که زودی این مسئله حل بشه تا بتونم بیام و دو کلوم حرف یزنم. این طوری که نمی شه... موفق باشید...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

دوشنبه 25/8/1388 - 18:42 - 0 تشکر 164049

به نام تک نوازنده ی گیتار عشق

دوستای مهربونم سلااااااااام

خب گویااااااا جان آماده باش که اومدم نقدت کنم

نظرت راجع به رز صورتی قبل و بعد از صندلی؟

نظرم قبل از صندلی: یه دختر خیلی خوب و احساساتی و مهربون...

و نظرم بعد از صندلی: یه دختر خیییییییییییییلی خوب و احساساتی و مهربون و دلسوز و مورد اعتماد...

راجع به جواب به این سوال بگم که تو که قبل از صندلی اصلا درست منو نمیشناختی

بعد اونوقت این خوب بودنو احساساتی و مهربون بودن زیادی اغراق نیست؟

تو واقعا منو اونموقع نمیشناختی اونوقت چطور با بعد از صندلی چندان تفاوتی نداره؟

و اما راجع به اییییییین:

توی دانشگاه روحیاتم خیلی عوض شد و اگرچه هنوز هم آدم آرومی محسوب می شم، اما توی اون دوران کمی شیطون تر و اجتماعی تر شدم.

تو یعنی واقعا الان آدم آرومی هستی؟ای شیطوووون؟ای گویا؟

چرا خودتو آروووووووم جلوه میدی همیشه؟ها؟؟؟البته بهت میاد این قیافه ولی به نظرم زیادیم آروم نیستی دیگه؟نه؟

میگم بهتر نیست این خاموش رو از گویای خاموش بحذفونی؟!

خب اینا فعلا باشه بازم میام

فهلا...

هميشه بايد رفتني باشه ، تا بودني احساس بشه .  

همراه ما باشيد در :انجمن د انشجويي

    http://img1.tebyan.net/Big/1388/11/1341061741261678981114214248198168411517821.jpg

 

 

 

 

دوشنبه 25/8/1388 - 23:24 - 0 تشکر 164092

به نام خدا

سلام

می خواستم خیلی زودتر بیام این جا، اما نشد؛ شرمنده ی دوستانی شدم که زحمت کشیدن و خیلی هم مورد لطف قرارم دادن.

اول از همه، جناب ostooreh گرامی سؤالی پرسیدن که نمی دونم من این جا باید جواب بدم یا نه، اما حالا جواب می دم.

رسم بر اینه که بعد از هر صندلی داغی که برگزار می شه، دوستان لطف می کنن و بر مبنای شناختی که از طریق صندلی داغ از فردی که روی صندلی نشسته پیدا کردن، به نقد شخصیت اون فرد می پردازن.

آخرین صندلی داغی که برگزار شده مربوط به بنده بود، که این تاپیک محلی ه برای همین انتقادی که عرض کردم از شخصیت من.

موفق باشید

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

سه شنبه 26/8/1388 - 2:44 - 0 تشکر 164104

به نام خدا

botanist عزیز

خوشحالم از این که این طور که می گی تا حد زیادی برات شناخته شدم، و خوشحال تر هم می شدم اگر نتایج این شناخت بیشتر رو می نوشتی (اونم در چند محور!)

در هر حال شما خیلی به من لطف داری.

ممنونم.

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

سه شنبه 26/8/1388 - 3:11 - 0 تشکر 164106

به نام خدا

سلام

جناب A_V_B_2066 گرامی

این صندلی از هم از نظر کمی و هم از نظری کیفیتی تو سطح خیلی خوبی بود. کاملا از نوع جواب ها مشخص بود که براشون وقت گذاشته شده و خستگی شما دلیلی نشد که تو جواب دادن کم بذارید .

خیلی ممنونم از لطفتون. واقعاً سعیم هم بر این بود...

فکر نکنم از جواب دادن به سوالی اجتناب کرده باشید - هر چند نگفتید اون کی بود که نیومد - اگرم خواستید جواب ندید رو راست گفتید.

:دی

نکته ی خیلی خیلی مهم صداقت و پرباری تو پاسخ ها بود. که من لذت بردم.

خوشحالم که از این بابت هم راضی بودید.

از اولین کسایی بودم که سوال پرسیدم، و برام جالب بود،  که تا پایان وقت اداری  سوال پرسیدن آخرین نفری بودم که پرسیدم.. البته تو وقت تعیین شده ش.. به هر حال الان فخر می فروشم.

ممنونم به خاطر همراهی صمیمانه تون. لطفتون همیشه شامل حال من بوده.

:)

اینو که گفتم یاد یه جمله ایی که توصندلی ها مد شده افتادم. " الان آتیش بچه ها زیاده میرم اون آخرا که انرژی بقیه تموم شد میام "

هم تو این صندلی و هم صندلی قبلی و قبلیا هم اینو شنیده بودم.یه جورایی بی احترامی به اونایی ه که دارن می پرسن - شایدم نباشه

من توی صندلی های قبلی رو نمی دونم. اما توی صندلی من یکی دو بار به این نحو گفته می شد که: می رم وقتی انرژیت تموم شد برمی گردم! یعنی خطاب به شخصی که روی صندلی نشسته این حرف زده می شد نه خطاب به کسانی که سؤال می پرسن!

یعنی توهینی به بقیه نبود، بلکه یه جور کری خوندن برای من بود!

اما در مورد صندلی های دیگه، نمی دونم.

به هر حال شما که از اول تا همون پایان وقت اداری و قانونی ( :دی) خیلی پر انرژی در حقم لطف داشتید. ممنونم. 

تو غول آخر از نظر شما من منطقی ترین  ، شاد ترین (سرخوش!) ، با جنبه ترین  ، از خود گذشته ترین  ، و طناز ترین ( !!! ) شدم.

هیچکدوم ازاین پنج تا - بازم فخر .. - رو قبول ندارم و شما بهم لطف داشتید. فکر کنم تو اون لیست فقط زود رنج ترین بهم می خورد که اگه اسممو میذاشتید رنجیده خاطر نمی شدم.

خب چون این تاپیک محلی ه برای نقد شخصیت من و نه نقد شما ، به همین خاطر حالا این جا دیگه نمی گم چرا اون چهار تا خصلت رو بهتون نسبت دادم. اما اگر خواستید، بهم بگید تا بعداً جای دیگه براتون توضیح بدم.  :)

ضمناً زودرنج هم که اصلاً نیستید!

تو غول اول بهم 85 دادید...خیلی کم بود بیشترش کنید (شوخی می کنم) زیرشم یه چیزی اضافه کردین که بازم نظر لطف شما بود.

بله خب، واقعاً کم ه!   :(

منتها فکر کنم چون فعالیتتون یه مدت کم شده بود اون نمره رو دادم.  :)

(البته احتمالاً نصف شب پاسخ دادن اون غول و خستگی هم باعث شده که نتونم خیلی در نمره دهی دقت کنم!)

اون زیرش هم چیزی خلاف واقع نبود.

:)

هدیه هاتون کار خیلی خوبی بود که امیدوارم تو صندلی های بعدی هم ادامه پیدا کنه.

ممنونم..

جناب 2066، خیلی ممنونم از این که این جا هم همراهی کردید. خیلی برام ارزشمند بود. نقدتون هم سرد نبود، اما خداییش همش تعریف کردید ها! واقعاً هیچ ایرادی از من ِ پر ایراد به ذهنتون نرسید؟! جالبه! :دی

می گم کاش توی اون دنیا هم این طوری نقدم کنن! خوبه ها! راست می رم توی بهشت!! :دی

باز هم ممنونم از لطف همیشگی تون.

موفق باشید...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

سه شنبه 26/8/1388 - 3:35 - 0 تشکر 164108

به نام خدا

سلام

جناب پارسا زاهد گرامی

خب طبق اون تعریفی که من از نقد و شنیدم. نقد یعنی: بررسی کردن رفتار، محصول و.... هر چیزی دیگری در مورد یک نفر و نظر دادن بعد از این بررسی.

پس حتماً توش رد کردن نیست، بلکه میتونه تایید کردن هم توش باشه.

بله خب، تعریف جالبی ه.

شما در جواب سوال من از ریشه شناسی و چند مثالی که زدم، نشون دادید که حاضر نیستید مطلبی غیر علمی رو بیان کنید. به قول استادمون جناب آقای گمینی، شما جوابهاتون بر مبنای اون علمی (علم به معنی ساینس) بود که مورد تائید قرار گرفته و در مورد منابع موثق وجود داره.

البته اون نظرات من و هم رد نکردید، و گفتید که باید بیشتر تحقیق کنید. شما توانایی گفتن نمیدونم و نمیتونم و ... رو دارید، که این خیلی خوبه. خیلی ها به خاطر این که کم نیارن، حاضر نیستند بگن نمیدونم، اما شما این طور نیستید.

خوب، طبیعتاً بحث علمی رو باید با منبع موثق پیگیری و اثبات کرد. اصلاً این خاصیت علم ه، و به هر حال باید با صحبت های عامیانه تفاوتی داشته باشه. خوشحالم که رعایت این اصل به نظرتون خوب و صحیح اومده.

اما در عین استناد به منابع علمی و در عین نپذیرفتن هر مطلب غیر موثق، تحقیق و بررسی به شیوه ی علمی  رو هم نباید فراموش کرد. چون اصلاً منابع فعلی (در هر علمی) هم نتیجه ی تحقیقاتی هستند که روزی انجام شده. و چه بسا که تحقیقات ما در زمینه ی تخصصمون، در گسترده کردن و تکمیل این منابع تأثیر مثبت داشته باشه.

در خصوص «نمی دونم» و «نمی تونم» گفتن هم، خوب سعی دارم که بتونم از این مفاهیم استفاده کنم، و البته سعی کنم یاد هم بگیرم.

اما به هر حال هنوز در این زمینه ضعف هایی هم دارم.  :)

در جواب واقعاً نشون دادید تحمل شوخی رو دارید

برای شما تداوم دوستی های ایجاد شده، خیلی مهم هست.

خوشحالم از این نتیجه گیری ها. مورد اول رو همیشه سعی کردم در خودم پرورش بدم؛ و مورد دوم هم همیشه یکی از اصول رفتاریم بوده.

اون حدیثهای آخر هر جوابتون، کار ابتکاری جالبی بود که باعث شد ارتباطهای سست شده با اهل بیت دوباره محکم بشن. من فکر میکنم شخصیت خود شما در این که مخاطب این حدیثها اونها رو هم بخونه خیلی تاثیر داشته، چون شما از روی صداقت و نه از روی ریا اینکار رو کردید، پس مخاطبین این احادیث بیشتر به اونها دقت کردند و سعی کردند بتونن از این هدایا سود ببرند

این نهایت لطف شما به من رو می رسونه...

و اگر دوستان از هدیه ای که تقدیمشون کردم استفاده ی لازم رو برده باشند، جا داره هزاران بار خدا رو شکر کنم...

در جواب به سوالات سیاسی، شما بهترین سیاست رو به خرج دادین و متعادل ترین جوابها رو دادین. این نشون میده شما تا مطمئن به شناخت طرف حق نشین، هرگز حاضر نیستید از روی حدس گمان نظر سیاسی خودتون رو بگین.

نتیجه گیری خوبی کردید، ممنونم.

به علاوه، به خاطر این که از بحث های سیاسی اصلاً دل خوشی ندارم، سعی کردم صندلی خیلی درگیر این بحث ها نشه. چون عواقب ای بحث ها (حالا در هر جایی) معلوم ه...

حتماً الان بقیه میگن اینا که همش شد تعریف، پس کو ایراد گرفتن ها؟

چرا بقیه؟! خودم می پرسم: پس کو ایراد گرفتن ها؟!

اول اینکه من همه ی جوانب جوابهای ایشون رو بررسی نکردم

و دوم اینکه ایرادی داره، اگه ایرادی وارد نباشه؟

فعلاً تا اینجا بررسی کردم... بعداً میام ادامه نقد رو انجام میدم

لطف دارید.

پس منتظر ادامه ی نقد می مونم...

متشکرم از شما جناب پارسا زاهد، خیلی لطف کردید.

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.