• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن روانشناسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
روانشناسي (بازدید: 1694)
شنبه 16/8/1388 - 11:17 -0 تشکر 162448
MRI از مغز عاشقان!!

 

شور عشق، یعنی همان احساساتی كه اوایل آشنایی با یك نفر، ما را مشغول می‌كند و خواب و خوراكمان را می‌گیرد، مبنای درستی برای زندگی مشترك نیست؛ یعنی این قبیل عواطف مثل استارت ماشین عمل می‌كنند.

خداوند آنها را در وجود انسان قرار داده كه آدم را به حركت درآورد. ولی ما نمی‌توانیم فقط با استارت‌زدن و باك ِ بدون بنزین حركت كنیم. شواهد زیادی هم برای اثبات این نکته وجود دارد؛ مثلاً پژوهشگری به نام آرون تعداد زیادی از افرادی را كه دچار عشق حاد و آتشین بودند زیر دستگاه FMRI كه از كاركرد مغز عكس می‌گیرد گذاشت و از آنها خواست به معشوق خود فكر كنند، یا عكس آنها را نشانشان داد.

 كاركرد مغزی این افراد نشان داد كه هنگام فكر كردن به معشوق، فقط آن قسمت‌هایی از مغز فعال می‌شود كه مربوط به «پاداش فوری» است- همان قسمت‌هایی كه اگر گرسنه باشیم و غذا بخوریم فعال می‌شود؛ یا در افراد معتاد به كوكائین، همان قسمتی كه بعد از مصرف ماده‌ی مخدر به فعالیت می‌افتد. این قسمت‌های مغز، تشكر فوری را اعلام می‌كنند و یك چیز فوری طبعاً دوام زیادی هم ندارد. در حالی كه مغز، قسمت‌های دیگری هم دارد كه مربوط به پاداش‌های طولانی‌مدت‌است.
دو پژوهشگر دیگر به اسم‌های بارتل و زیكی هم آمدند همین  آزمایش  را روی كسانی پیاده کردند كه عشقشان تداوم پیدا كرده بود و به اصطلاح عشق رفیقانه داشتند؛ همان نوع عشقی كه شور و هیجانش از بین رفته اما صمیمیتش مانده و با مرور زمان، بیشتر هم شده است .عكس كاركرد مغز این افراد نشان داد كه فكركردن به عشقشان قسمت‌هایی از مغز آنها را فعال می‌كند كه مربوط به «پاداش‌های بلندمدت» است- همان قسمت‌هایی كه وقتی شما به شغل مورد علاقه‌تان فكر می‌كنید یا موسیقی مورد علاقه‌تان را گوش می‌كنید، یا در لحظات آرامش مذهبی، در ذهنتان فعال می شود.
نتیجه‌ی این پژوهش‌ها نشان می‌دهد چون پاداش فوری همیشه تاییدکننده‌ی چیزهایی است كه غیرقابل اتكا هستند، عشق رمانتیك هم كه گهگاه دستمایه‌ی شعر و غزل و رمان و فیلم‌ها می‌شود و چیز قشنگی هم هست، قابل اتكا نیست. در عوض، عشق رفیقانه، قابل اعتماد و ماندگار است.
   

 بعضی اقوام اصلاً نمی‌دانند عشق چیست!!

عشق رمانتیك نه تنها كوتاه‌مدت و غیرقابل اتكاست كه حتی اصیل هم نیست. یعنی این طور نیست كه جزو سرشت و ذات انسان باشد و ابتلا به آن، از ضروریات زندگی محسوب شود. به نظر شما آیا در بین همه‌ی اقوام و ملت‌ها شور عشق وجود دارد؟ یعنی مردم ِ همه‌ی جوامع و فرهنگ‌ها عشق رمانتیك را به این مفهومی كه ما می‌شناسیم، می‌شناسند؟

-----------------------------------------------------------------

"یاد خدا آرامبخش قلبهاست"

مدیریت انجمن روانشناسی

anjoman.ravanshenasi@tebyan.org

----------------------------------------------------------------

شنبه 16/8/1388 - 11:40 - 0 تشکر 162455

دو پژوهشگر به نام‌های یانكویچ و فیشر، 166 فرهنگ و قومیت مختلف را از نظر آداب و رسوم و شعر و ادبیات و هنرشان بررسی كرده‌اند و به این نتیجه رسیده‌اند كه در 147 فرهنگ، عشق رمانتیك وجود دارد؛ اما در 19 قومیت،هیچ شواهدی از این عشق در میان نیست؛ یعنی در فرهنگ، ادبیات ، شعر و هنرشان هیچ اشاره‌ای به این شور عاشقانه نشده است؛ اما در آن اقوام هم مردم تشكیل خانواده می‌دهند، به خانواده‌شان علاقه دارند و برای آنها فداكاری هم می‌كنند.

 یعنی آن رمانتیسیسم كه در ادبیات غربی و در ادبیات ایرانی خودمان هم می بینیم، در آن فرهنگ‌ها معنایی ندارد. پس عشق رمانتیك چیزی نیست كه بگوییم لازمه‌ی هر زندگی است؛ بلكه همان موتور محرك اولیه است. 19 قومیت از این موتور استفاده نمی‌كنند و ماشینشان بدون این استارت هم روشن می‌شوند.

در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیده‌اند كه «شما دوست دارید عشق رمانتیك مبنای ازدواجتان باشد یا‌نه؟»
90
درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. یعنی گفته‌اند «دوست داریم این احساسات را تجربه كنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیده‌اند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهایت با فردی ازدواج كرده‌اند كه عاشقشان نیستند و رابطه‌ی رمانتیكی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم
.

عشق نوعی بیمــــــــــــــاری است؟

برخی از پژوهشگرها روی این موضوع متمركز شده‌اند كه «آیا عشق آتشین صرف نظر از عشق نافرجام، یك بیماری است یا نه؟» و جالب است بدانید روان‌شناسان بیشترین شباهت را بین عشق و یک بیماری خاص روانی به نام وسواس اجباری مشاهده كرده‌اند.

در این بیماری، افكار خاصی به ذهن هجوم می‌آورد كه فرد گریزی از آنها ندارد؛ این افكار او را مجبور به ایجاد رفتارهای خاصی می‌كند كه اگر انجام ندهد دچار تنش و اضطراب زیادی می‌شود. مثلا کسی عادت دارد هر شب 70 بار ریشش را شانه بزند و اگر 69 بار این كار را انجام بدهد درونش منقلب می‌شود و نمی‌تواند آسوده بخوابد.
عشق نه فقط در ظاهر و علایم بالینی شبیه این بیماری است، كه از نظر آزمایشگاهی هم به آن شباهت دارد. در بیماری وسواس اجباری، یك ناقل خاص در سلول‌های پلاكت خون بیمار افزایش پیدا می‌كند. پژوهشگری به نام مارازیتی، افراد عاشق را به این طریق آزمایش كرده و به این نتیجه رسیده كه آنها هم درست همین حالت را دارند. یعنی انگار عشق یک حالتی شبیه به وسواس اجباری ایجاد می‌كند كه در آن فرد عاشق دچار افكار و عادت‌های خاصی می‌شود كه نمی‌تواند از دست آنها خلاص شود- مثل تماس گرفتن پی در پی با معشوق و فكر كردن مداوم به او كه عملكرد عادی ذهنش را مختل می‌كند
.

-----------------------------------------------------------------

"یاد خدا آرامبخش قلبهاست"

مدیریت انجمن روانشناسی

anjoman.ravanshenasi@tebyan.org

----------------------------------------------------------------

شنبه 16/8/1388 - 11:43 - 0 تشکر 162457

هوش عاطفی‌ات را بالا ببر

با تمام این حرف‌ها، امروز دانشمندان به این نقطه رسیده‌اند كه «اگر عشق و احساسات قابل اتكا نیستند پس چه چیز قابل اتكا است؟» یعنی چه چیزهایی باید وجود داشته باشد تا عشق افراد پایدار بماند.

 ابتدا نظریه‌ای شكل گرفت كه اگر برخی شباهت‌های اولیه بین افراد وجود داشته باشد صممیت و رفاقت بیشتری بین آنان به وجود می‌آید و می‌تواند ازدواج موفق را تضمین كند. اما تجربه نشان داد كه این اتفاق هم نمی‌افتد. آقای اشتنبرگ كه مثلث عشق را ارائه كرده بود به این نتیجه رسید كه خیلی از طلاق‌ها، بر خلاف انتظار، در مواردی اتفاق می‌افتد كه انتخاب اولیه اشتباه نبوده است. یعنی افراد در ابتدای ازدواج، شباهت‌هایی به هم داشته‌اند اما پس از ازدواج تغییر كرده‌اند. پس خیلی وقت‌ها مشكل اینجاست که آدم‌ها تغییر می‌كنند؛ اما با هم نه: در دو مسیر یا با سرعت‌های متفاوتی تغییر می‌كنند. پس حالا این سوال به وجود می‌آید که «اگر شباهت اولیه هم ضامن صمیمیت نیست پس چه چیز می‌تواند صمیمیت و رفاقت درازمدت بین زوج‌ها را تضمین كند؟»

پژوهشهای زیادی نشان داده‌اند كه «هوش عاطفی» یكی از مهمترین عوامل موفقیت ازدواج است. هوش عاطفی نوعی از هوش است كه به ما كمك می‌كند به احساساتمان آگاه باشیم، بتوانیم عواطفمان را خوب بیان كنیم، آنها را خوب كنترل و هدایت كنیم، ظرفیت های خودمان را بشناسیم و در مجموع یك حس مثبت كلی نسبت به خودمان داشته باشیم. از طرف دیگر بتوانیم عواطف فرد مقابلمان را درك كنیم و نسبت به آن واكنش اجتماعی یا بین فردی مناسب داشته باشیم.
هوش عاطفی به ما كمك می كند كه وقتی دچار تعارض در احساساتمان می‌شویم فرو نریزیم و بتوانیم به عنوان مساله‌ای معمولی حلش كنیم. این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شكل می‌گیرد و در میان تمام عوامل موثر در موفقیت در ازدواج، كلیدی‌ترین نقش را دارد؛ اگر دو طرف دارای هوش عاطفی بالایی باشند می‌توانند بفهمند كه چطور همراه و همگام با تغییر احساسات و عواطف یكدیگر تغییر كنند تا به زندگی‌شان به رشد و صمیمیت بیشتری منجر‌شود
.
شما چقدر عاشقید؟

پرسشنامه‌ای که در دانشگاه نورث ایسترن بوستون تهیه شده، چندان به جزییات عشق‌کاری ندارد و به طور کلی، می‌خواهد ببیند اصلا شما عاشق هستید یا نه؛ و اگر عاشق هستید، چه‌قدر عاشقید؟ اگر برای خودتان هم دانستن جواب این سوال‌ها جالب است، دست به کار شوید و پرسشنامه را پر کنید.

-----------------------------------------------------------------

"یاد خدا آرامبخش قلبهاست"

مدیریت انجمن روانشناسی

anjoman.ravanshenasi@tebyan.org

----------------------------------------------------------------

شنبه 16/8/1388 - 13:15 - 0 تشکر 162474

نگین جون سلام

بازم با یه بحث جالب دیگه منو یه وجد اوردی

دوست دارم زودتر جواب این پرسشنامه رو بدم

زود سوالا رو بده که الان از شدت کنجکاوی میمیرم

خدافظ


و من چه کودکانه
خاکستر سرد زمان را
به اميد سايه اي بر ديوارها
به پرواز مي خواندم 

شنبه 16/8/1388 - 16:51 - 0 تشکر 162506

به نام خدا

سلام

خیلی بحث خوبی ه نگین جان، و شدیداً کاریردی.

اتفاقاً دوست داشتن، حالا نه فقط عشقی که به ازدواج منجر بشه، کلاً دوست داشتن شدید چیزی ه که خیلی ذهن منو مشغول می کنه. دلبستگیم زیاد می شه به کسانی که دوستشون دارم. و گاهی به رابطه ی این رفتار با زندگی مشترکی که در آینده برام شکل می گیره فکر می کنم.

اما همیشه حسم این ه که دوست داشتنم گذرا و سطحی نیست. به خیلی دلایل که نمی دونم این جا جای گفتنش هست یا نه.

به هر حال خیلی دوست دارم اون تست رو انجام بدم.

ممنونم و منتظر. 

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

شنبه 16/8/1388 - 17:31 - 0 تشکر 162514

سلام سایه جان

خوشحالم که مورد علاقه و توجهت بوده

.نمیر سایه عزیزم من به همراه خوش ذوق و فعالی مثل تو احتیاج دارم

سلام گویای خاموش عزیزم

خوبه که اینجا میبینمت

هر مطلب ،ابهام یا توضیحی دوست داشته باشی میتونی اینجا در مورد اونی که توی ذهنت

هست مطرح کنی

منم اگه چیزی بدونم حتما همراهیت میکنم..

************************ 

طرز تکمیل پرسشنامه
عبارات صفحه50 را بخوانید، معشوقتان را تصور کنید و به جای کلمه‌ی «او» نام معشوقتان را بگذارید. حالا جلو هر عبارت، این‌طوری شماره بگذارید:
اگر با هر عبارت کاملا موافق بودید، عدد 7
اگر نسبتا موافق بودید، عدد 6
اگر کمی موافق بودید، عدد 5
اگر زیاد مطمئن نبودید، عدد 4
اگر با آن کمی مخالف بودید، عدد 3
اگر نسبتا مخالف بودید، عدد 2
و اگر کاملا مخالف بودید، عدد 1 را جلو عبارت بنویسید.
  حالا شروع کنید:

1. همیشه برای رسیدن به او خیلی عجله دارم.
2. او را خیلی جذاب می‌دانم.
3. او نسبت به بیشتر مردم، عیب‌های کمتری دارد.
4. برای او هر کاری که لازم باشد، انجام می‌دهم.
5. به نظر من او خیلی دلنشین است.
6. دوست دارم احساساتم را با او در میان بگذارم.
7. وقتی کاری را با هم انجام می‌دهیم، آن کار برایم خیلی خوشایند می‌شود.
8. دوست دارم که او حتما مال من باشد.
9. اگر اتفاقی برای او بیفتد، خیلی ناراحت می‌شوم.
10. خیلی وقت‌ها به او فکر می‌کنم.
11. این برایم خیلی مهم است که او به من علاقه داشته باشد.
12. وقتی با او هستم، کاملا خوشحالم.
13. برایم خیلی دشوار است که برای مدتی طولانی از او دور باشم.
14. واقعا خیلی به او علاقه دارم.

تفسیر آزمون

حالا عددهایی را که جلو هر عبارت گذاشته‌اید، با هم جمع بزنید. شمایی که بالای 89 نمره آورده‌اید، وضع‌تان خراب است: بدجوری عاشق شده‌اید و اگر صادقانه به سوالات پاسخ داده‌اید، در عشقتان هیچ شکی نمی‌توان کرد!
اگر نمره‌تان حول و حوش 78 تا 88 می‌چرخد، شما هم به احتمال خیلی زیاد، عاشق هستید و چیزی نمانده است که به بالای قله‌ی عشق برسید.
اما اگر نمره‌تان بین 68 تا 77 باشد، احتمال کمتری وجود دارد که عاشق باشید. کسانی هم که از 68 پایین‌تر آورده‌اند، بهتر است خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد، چندان عاشق نیستند. کسانی که از 58 پایین‌ترند هم که عمرا عاشق باشند! این گروه بهتر است پیشه‌ی دیگری برای 
خودشان دست‌وپا کنند و اسم احساسات رقیقشان را نگذارند عشق!

پ.ن:تفسیر آزمونم گذاشتم که نخوام گرو کشی کنم و به هوای دیدن تفسیر بکشونمتون اینجا.پس شمایی که داری این متنو میخونی خوشت اومده یا بدت اومده قبولش داری یا نداری خدا وکیلی اگه چیزی به ذهنت رسید از گفتنش دریغ نکن.همه اینجا دور هم جمع شدیم تا اطلاعاتمونو باهم درمیون بذاریم و تعامل بیشتری باهم داشته باشیم

-----------------------------------------------------------------

"یاد خدا آرامبخش قلبهاست"

مدیریت انجمن روانشناسی

anjoman.ravanshenasi@tebyan.org

----------------------------------------------------------------

شنبه 16/8/1388 - 19:25 - 0 تشکر 162530

به نام خدا

سلام

 قبل اینکه پ.ن رو بخونم داشتم از جاهای مبهم بحث نکته برداری می کردم.اما پرسشنامه رو قصد نداشتم بزنم. اینکه زدم یه دلیلش همین پ.ن بود و دلیل دیگه هم این بود که می خواستم پرشسنامه رو تست کنم ببینم درست ه یا نه؟ :D

در پژوهش دیگری از حدود شش هزار دختر و پسر قبل از ازدواج پرسیده‌اند كه «شما دوست دارید عشق رمانتیك مبنای ازدواجتان باشد یا‌نه؟»
90
درصد آنها جواب مثبت داده‌اند. یعنی گفته‌اند «دوست داریم این احساسات را تجربه كنیم.» اما بعد از چند سال، از همین افراد، بعد از ازدواجشان پرسیده‌اند «آیا آن رمانتیسیسم اولیه در ازدواجتان وجود داشته یا نه؟» 33 درصد مردان و 75 درصد زنان گفته‌اند در نهایت با فردی ازدواج كرده‌اند كه عاشقشان نیستند و رابطه‌ی رمانتیكی هم با او ندارند؛ یعنی حتی خود افراد هم قبول دارند كه «عشق» نه شرط كافی برای ازدواج است و نه حتی شرط لازم
.

کامل متوجه تحقیق نشدم.یعنی از جوونا پرسیدن دوست دارن زندگی رو با عشق اولیه شروع کنن که نود درصد گفتن آره. اما ازدواجشونو بدون عشق اولیه شروع کردن ؟ یا نه، با عشق شروع کردن ولی بعدش عشقشون از بین رفت؟

و نکته ی زیر که خیلی ذهنمو درگیر کرد:

این نوع هوش، یک چیز ذاتی نیست و در شرایط محیطی شكل می‌گیرد

-آیا اگر شخصی در محیطی عاطفی بزرگ شود، هوش عاطفی اش بیشتر رشد می کند؟

-آیا اگر شخصی در محیطی بزرگ شود که پدر و مادر با هم مشکل داشته باشند هوش عاطفی اش بهتر رشد می کند؟

-آیا اگر شخصی در خانواده ایی زندگی کند که با مشکلات عاطفی خیلی زیادی نظیر مشکلات پدر و مادر، از دست دادن عزیزان و یا دوری از آنان و ... روبه رو شود ؛ هوش عاطفی اش بهتر رشد می کند؟

اصلا محیط عاطفی مملو از عواطف گرم و مثبت باشه و همه در صلح و صفا زندگی کنن در رشد هوش عاطفی موثرترِ یا برعکسش.یعنی اگه فرد درجایی بزرگ بشه که به مراتب شاهد دعوا و نزاع اطرافیانش باشه (مثل مشکلات پدر و مادر).

این حرف درست ه که فرد دوم چون سختی ها رو زیاد دیده تو مواقع سختی هوش عاطفیش بهتر کار می کنه؟

برای سه تا سوال اول؛ سن فرد هم مهمه؟ مثلا اگه کودک باشه و اون شرایطو تجربه کنه نتیجه ش متفاوت از زمانی ه که در سن نوجوانی یا جوانی تجربه کنه.

و حالا پرسشنامه :

65امتیاز: کسانی هم که از 68 پایین‌تر آورده‌اند، بهتر است خودشان را گول نزنند. به احتمال زیاد، چندان عاشق نیستند.

ممنون.

 

  «همانا این دل ها همانند بدن ها افسرده می شوند، پس برای شادابی دل ها، سخنان زیبای حکمت آمیز را بجویید»

 

حکمت91.نهج البلاغه.امام علی (ع)

 

 

اگر در این روزگار مُردم، بگویید به او بگویند:

*مادرانه ها*

يکشنبه 17/8/1388 - 14:55 - 0 تشکر 162597

سلام

 بسم الله

1_ 6

2_ 4

3_ 3

4_ 5

5_7

6_ 7

 7_ 7

8_ 6

9_ 7

10_ 7

11_ 7

12_ 4

13_ 7

14_ 7

الهی به امید تو

 شد :84 .

 پس خداروشکر جای امیدواری هست ، هنوز خیلی از دست نرفتم .

خداوندا تو میدانی که انسان بودنو ماندن در این دنیا چه دشوار است .

چه زجری می کشد آن کس که انسان استو از احساس سرشار است ...

دوشنبه 18/8/1388 - 13:15 - 0 تشکر 162749

سلام به جناب آ و ب گرامی.

خوشحالم که مطلب رو با دقت و توجه خوندین

در مورد سوال اولتون باید بگم حدس اولتون درسته.این تحقیق بر اساس این مطلبه که عشق رمانتیک شرط لازم و ضروری برای تشکیل یه زندگی مشترک نیست.حتی در قسمت بالاتر هم اشاره کرده که درصد زیادی از اقوام و طبقات هستند که عشق رمانتیک توی فرهنگ و اداب و رسومشون وجود نداره اما زندگی مشترکشون رو شروع کردن و دارن ادامه میدن.

این تحقیق هم همینو میگه.عده ای از دختر ها و پسرها تمایل داشتن که زندگیشونو با عشق رمانتیک شروع کنن .بعد از مدتی که دوباره رفتن سراغشون دیدن که این عشق رو تجربه نکردن اما زندگی مشترکشون تشکیل شده و ادامه داره.

در مورد سوال بعدیتون هم باید بگم از دست دادن عزیزان یا مشکلات حاد ارتباطی به قوی شدن هوش عاطفی نداره.برام جالبه بدونم چی شد که همچین فکر و سوالی اومد تو ذهنتون؟تحقیقات نشون داده که افرادی که توی محیط های خانوادگی رشد میکنن که هم شاهد محبت و رابطه عاطفی پدر و مادرشون هستند و هم شاهد درگیری و اختلافات البته نه در حد حاد بودن زندگی مشترک موفق تری دارن.چون اگر همیشه فقط شاهد روابط خوب و اروم پدر و مادر باشن توقعشون از زندگی مشترک به صورت غیر واقعی شکل میگیره و نمیتونن موقع بروز مشکلات تصمیمات درست بگیرن و سریع میشکنن.از طرف دیگه اختلافات و مشاجره های سنگین پدر و مادر میتونه اسیبهای جدی به فرزند بزنه .و نه تنها باعث افزایش هوش عاطفیش نمیشه بلکه مشکلات روانی ریشه ای ایجاد میکنه که حل کردنش زمان میبره.

پس هوش عاطفی در یک محیط نرمال و استاندارد شکل میگیره و رشد میکنه که رابطه پدر و مادر با هم و با فرزندانشون نقش کلیدی توی این جریان داره.محیطی که پدر و مادر از نقش های خودشون اگاهی لازم رو داشته باشن و به اصول تربیتی واقف باشن و شیوه فرزند پروری رو نه طبق روش اجدادشون بلکه طبق اصول علمی و صحیح پیش ببرن.

-----------------------------------------------------------------

"یاد خدا آرامبخش قلبهاست"

مدیریت انجمن روانشناسی

anjoman.ravanshenasi@tebyan.org

----------------------------------------------------------------

دوشنبه 18/8/1388 - 18:17 - 0 تشکر 162794

سلام نگین جونم

ببخشید دیر جواب دادم نه که در حال مردن داشتم یخ میزدم تا یخم وابشه طول کشید

به دقت سوالات رو خوندم مرسی


و من چه کودکانه
خاکستر سرد زمان را
به اميد سايه اي بر ديوارها
به پرواز مي خواندم 

سه شنبه 19/8/1388 - 14:39 - 0 تشکر 162964

به نام خدا

سلام

ابتدا معذرت می خوام بابت تأخیرم.

نگین جان، از این جهت گفتم نمی دونم صحبتم این جا جاش هست یا نه، چون حس کردم در عین ارتباط با تاپیک، اما شاید کاملاً هم مرتبط نباشه.

ببین، من دلبستگی زیاد پیدا می کنم نسبت به کسانی که برام خیلی عزیز هستن. منظورم هر کسی نیست ها، اما اگر به کسی نزدیک بشم، معمولاً (و نه همیشه) واقعاً وابسته می شم بهش. البته منظورم فقط وابستگی روحی ه، نه رفع نیازهای دیگه.

گاهی فکر می کنم این خصلت باید ترک بشه، لااقل تعدیل بشه.

ببین، این چیزی ه که دوستان و نزدیکانم تحسینش می کنن و ازش با عنوان وفاداری و معرفت یاد می کنن. خودمم این حس صمیمیت رو دوست دارم. اما بدیش اینه که وقتی از اون عزیز دور باشم، این فاصله خیلی آزارم می ده.

می دونم این بحث خیلی به صحبت این تاپیک مرتبط نیست. اما صحبت از عشق و دوست داشتن، دوباره این حس رو درم به وجود اورد.

به خصوص که جدا از روابط عاطفی با افراد مختلف، احساس می کنم اون حس هرجا هم که خوب نباشه، اما توی زندگی مشترک لازم ه.

وقتی این جا صحبت از عشق های اولیه ی زندگی مشترک و بعد از اون علاقه های دائمی و پایدار اون رابطه به میون اومد، یاد این موضوع افتادم.

این که آیا اون وابستگی ها گذراست؟

یا نه، برعکس می تونه توی یه رابطه ی پایدار کمکم کنه.

در خصوص گذرا بودن، خب اگر خاطرت باشه گفتم که فکر می کنم این احساساتم گذرا نیست، لااقل در خیلی موارد. توضیحش برام سخته که چرا.

البته در خصوص زندگی مشترک، خوب فعلاً در مورد فردی خاص که نظری نمی تونم بدم!

ببخشید می دونم خیلی پراکنده گویی کردم انگار.

خیلی وقت بود توی این فکر بودم که تاپیکی بزنم در رابطه با میزان دلبستگی ای که کلاً توی روابط ( نه فقط زندگی مشترک) لازم ه. یعنی در واقع توی یکی از تاپیک های خانواده صحبت از این میزان دلبستگی به میون اومد و زدن تاپیکش.

نمی دونم.

خلاصه اینا برام سؤال ه.

تست رو هم اولاً الآن یه کم کار دارم، ثانیاً به دلیلی دیگه فعلاً نمی تونم بزنم، شرمنده.

ممنونم.

موفق باشید.

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.