• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 10994)
سه شنبه 21/7/1388 - 21:2 -0 تشکر 158216
جایگاه مولانا در نزد اهل بیت(ع) (نقد مولوی)

بسم الله الرحمن الرحیم
 آیا آنانکه به صورت سطحی به « مثنوی » علاقه می ورزند،باور می کنند؟
آیا باور می کنند؟
چه را؟
در نظرات بعدی خدمتتان عرض خواهم کرد 
منتظر باشید 
---------------------------------
چرا ما اهل بیت پیامبر را رها ساخته ایم،قرآن وسخنان 14معصوم را رها کرده ایم وبه امثال مولوی چسبیده ایم.
آیا مولوی صوفی بوده؟
آیا تفکرات و اشعار مولوی مورد تایید اهل بیت(ع) بوده است؟

چهارشنبه 22/7/1388 - 17:20 - 0 تشکر 158380

سلام این بحث دقیقا یکی از مشکلات بزرگی بود که من در دوره پیش دانشگاهی در گیرش بودم یادمه این ریاضت کشیدن ها در کتاب ادبیات به گونه ای بیان میشد که انگار واقعا افرادی که لباس پشمی میپوشیدن تا با عذاب کشیدن به خدا نزدیک بشن خیلی ادم های بزرگی بودن اما در درس دین و زندگی به شدت محکوم میشدند امیدوارم مشکلم توی این بحث حل بشه.

موفق باشید

خب چيزي به ذهنم نميرسه..!
چهارشنبه 22/7/1388 - 21:4 - 0 تشکر 158408

با سلام

میخوام یه روایت بگم خوب گوش کنید .

روزی مولانا و معشوقش شمس تبریزی میخواستند از محل سکونتشون برند به صحرا وقتی که داشتند از شهر خارج میشدند ؛ رودخونه ای دیده بودند که پل اونجا بر اثر سیل خراب شده بود و پلی نبود برای همین موندند چیکار کنند ، اگه صبر میکردند که پل درست بشه خیلی طول میشکید و همینطور که کارشون واجب بود ، واسه همین شمس به مولانا گفت من میخوام از روی این آب عبور کنم تو هم دستت رو بده به من و با من بیا و فقط بگو یا شمس ، یا شمس و اسم کس دیگه ای رو صدا نزن ، با همین ترفند حرکت کردند یواش پاشو گذاشت رو آب و در حال عبور بودند مولانا حواسش به شمس بود و دید اون داره زیر لب یه ذکری میگه خوب بهش گوش داد و دید استادش نام امام علی ( ع ) را زمزه میکنه و میگه یا علی یا علی ، واسه همین تصمیم میگیره بگه یا علی تا بدون کمک استاد عبور کنه همین که میگه یا علی به زیر آب میره و از استاد کمک میخوا و استاد اونو از آب در میاره و بعدش که از رودخونه عبور کردند از استاد علت رو جویا میشه ، شمس بهش میگه هر کسی که نمیتونه اسم بزرگان رو بگه و ازشون کمک بخواد ، برای گفتن هر اسمی باید لیاقتش رو کسب کنی و عظمت و بزرگی اون فرد رو بدونی و هنوز تو به اون حد نرسیدی که اسم امام علی ( ع ) رو بر زبان بیاری و ازش طلب کمک خواستن کنی !

اما در مورد بحث

خب جناب مولوی یکی از شاعران و عارفان خوب ایران زمین هست و خوب نیست در موردش اینطوری صحبت کرد ، مولوی اگر بد بود اسمش رو زبون تمام انسان ها نمیرفت ، همونطوریه که کسایی که اصلا نمیدونند ایشون کی بودند میان و میرن سر مزارش تا بلکه دعاشون مستجاب بشه !

اگه اینطوریه که شما میگید پس باید ایشون یک چهره منفور در میون مردم دنیا بود و شهرتی کسب نمیکرد ، احادیث و آیات روایتی در اینباره هست و فقط کسانی اسمشون بر زبون مردم جاری میشه که خدا بخواد ! حالا به نظرتون درسته در مورد این عارف اینطوری صحبت کرد؟

اصلا اشعار مولوی رو خوندید تا ببینید چی میگه ؟ چند نفر شما میتونه قرآن رو درست تفسیر کنه ؟ چند نفر شما میتونه معنی درست احادیث رو بفهمه؟ شاعران بزرگ شعر گفتند تا معنی دقیق و درست این آیات و احادیث رو بدند !

درست نیست که اینطوری قضاوت کرد !

با تشکر آنلاکر

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
چهارشنبه 22/7/1388 - 23:3 - 0 تشکر 158428

سلام

هر کسی از ظن خود شد یار من                 وز درون من نجست اسرار من

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

چهارشنبه 22/7/1388 - 23:34 - 0 تشکر 158432

با سلام

دوست عزیز مولانا شاعری عارف و بزرگ است .چطوز می توانید همچین چیزی در مورد این مرد بزرگ  بگویید.ازunlokerهم برای رواِیت زیبایی که نوشتند ممنونم.فکر می کنم کاملا گویا بود و مشخص می کرد که مولانا انسان کافری نیست.

با سرانگشت عشق هرکسي شاعرمي شود(افلاطون)
پنج شنبه 23/7/1388 - 12:40 - 0 تشکر 158505

بسم الله الرحمن الرحیم

مولانا را بیشتر بشناسیم

آیا آنانکه به صورت سطحی به « مثنوی » علاقه می ورزند، باور می کنند :

1) آیا باور می کنند مولوی حدیث افتراق را جعل و تحریف کرده ؛ مبنی بر اینکه پیامبر اکرم (ص) تنها گروه اهل نجات در بین امت های مسلمان را امت صحابه دانسته است. که این مطلب وی از یک روایت جعلی سرچشمه می گیرد.

وی می گوید : بهر این فرمود پیغمبر که من همچو کشتی ام زطوفان زمن

ما و اصحابیم چون کشتی نوح هرک دست اندر زند یا بد فتوح

(مثنوی معنوی/دفتر دوم/ص652/چاپ امیر کبیر)

درصورتیکه این روایت جعل و تحریف شده است و صحیح آن اینست که :

قال رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم):

سیأتی علی امّتی ما أتی علی بنی إسرائیل مثل بمثل و إنّهم تفرّقوا علی اثنتین و سبعین ملّة،و ستفرّق امّتی علی ثلاث و سبعین ملّة،تزید علیهم واحدة کلّها فی النّار غیر واحدة ،قیل:یا رسول الله، و ما تلک الواحدة ؟ قال: هو ما نحن علیه الیوم أنا و أهل بیتی.

(مناهل الابرار فی تلخیص بحار الانوار/ج6/ص228) و (معانی الاخبار/ص323)

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند:

روزگاری بر امّت من می رسد که همانند قوم بنی اسرئیل که به 73 فرقه و ملّت تبدیل شدند امّت من هم به 73 ملّت و فرقه تبدیل می شوند که به این 73 فرقه یک فرقه هم اضافه نمی شود و همه آنها وارد جهنّم می شوند مگر یک فرقه.

سوال شد آن فرقه نجات یافته کدام است؟فرمودند: همان گروهی که ما بر آن هستیم یعنی من و اهل بیتم.

2) آیا باور می کنند مولوی از شیطان دفاع کرده و سجده نکردن شیطان به پیشگاه خداوند را در مورد انسان به خاطر عشق به خداوند تلقی کرده؟ »

ترک سجده از حسد گیرم که بود آن حسد از عشق خیزد نه از حجود

هر حسد از دوستی خیزد یقین کِی شود با دوست غیری همنشین

(مثنوی معنوی/دفتر دوم/ص324 )

که این مطلب مخالفت صریح با فرآن کریم است که درقرآن آمده :

« واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس ابی واستکبر و کان من الکافرین » (بقره34) و ما در بحث اعتذار ابلیس یا حب شیطان به آن پرداختیم. و در آینده به مدافعین شیطان و شیطان پرستان متصوفه خواهیم پرداخت.

3) آیا باور می کنند مولوی افراط در رقص و سماع و موسیقی داشته است :

مولوی پس از برخورد با شمس تبریزی، موسیقی و سماع را، تا بدان حدّ گسترش می دهد که حتی به طور هفتگی، مجلسی ویژه سماع بانوان همراه با گل افشانی و رقص و پای کوبی زنان، در قونیه برپا می دارد. اینها همه از مردی مشاهده می شود که تا سن 38 سالگی ،خود مجتهدی بزرگ و یک « مفتی حنبلی » (سنی مذهب) بشمار می رفته است تا جایی که حتی در مواردی چون سرگرم رَباب و موسیقی می شده است نمازش قضا می شده است و با وجود تذکار به وی، موسیقی را رها نمی کرده است، بلکه نماز را ترک می گفته است که سماع آرام جان زندگان است!!...

شمس سماع را « فریضه اهل حال » می خواند و چون پنج نماز و روزه ماه رمضانش برای اهل دل واجب می شمارد!

(نشریه مذهبی نور به نقل از خط سوم/سخنان شمس/ص74 آ /75 آ )

منبع:سایت محاکمه

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

پنج شنبه 23/7/1388 - 12:44 - 0 تشکر 158506

بسم الله الرحمن الرحیم

قسمت دوم

4) وی مجالس رقص وسماع را وسیله تقرب به پیشگاه خداوند می داند و حتی سماع را برتر از نماز می داند : (عرفان حقیقی/ص160) و (شرح زندگی مولوی-ناصر نجمی/ص17)

افلاکی شاگرد مولوی در مناقب العارفین می نویسد :

روزی در حضور مولانا رباب می زدند و مولانا ذوق ها می کرد. از ناگاه عزیزی (یکی از مریدان) درآمد که نماز دیگر (اذان) می گویند. (مولوی) لحظه ای تن زد (صبر کرد) و فرمود : نی نی آن (اذان) نماز دیگر و این سماع نماز دیگر.هر دو داعیان حقّند. یکی (اذان و نماز) ظاهر را به خدمت می خواهد و این دیگر (سماع) باطن را به محبّت حق می خواند.

(احیاءعلوم الدین/ص406— مولاناجلال الدین/ص342)

در جایی دیگر ، در مقابل حدیث پیامبر اکرم (ص) که می فرمایند : « حبب الی من الدنیا النسا و الطیب و قره عینی الصلوه » ، مولوی می گوید : ما از این عالم سه چیز را اختیار کردیم : یکی سماع و یکی فقاع (آبجو) و یکی حمام.

(مناقب العارفین/ص406 و مولانا جلال الدین ص342)

فرزند خلف مولوی نیز می گوید : انبیا توجه و رویکرد به خدا را در قالب نماز به مردم می رساندند؛ اما اولیا (صوفیه) آن نماز حقیقی را به صورت سماع به عالمیان رساندند.

(ولدنامه/ص112 و مناقب العارفین/ص394)

مولوی می گوید :

پس غذای عاشقان باشد سماع که در او باشد خیال اجتماع

5) آیا باور می کنند مولوی غلو در شخصیت شمس تبریزی کرده و اورا خدای خود میداند و در بعضی تعبیراتش اورا مصداق « کن فیکون » و یا شمس را « سمیع وعلیم » میخواند.

وی می گوید : شمس من و خدای من نور من و هدای من

فاش بگویم این سخن شمس من و خدای من

(مثنوی معنوی/ص623)

6) آیا باور می کنند مولوی خود را هم عقیده همه فرقه ها دانسته. (یعنی یه چیزی شبیه به پلورالیسم دینی)

(کتاب عرفان حقیقی/ص159)

7) آیا باور می کنند مولوی قائل به جبر است یعنی تمام افعال ما از سوی خداوند صادر می شود. که این مخالف صریح با مبانی اسلام است.

(مثنوی معنوی/دفتراول/ص190)

منبع :سایت محاکمه

(درج این مطالب به معنای تایید کل آن نیست(به این دلیل تحقیق کاملی نکرده ام)

در ضمن جناب آنلاکر ،آن موضوع چه ربطی به خوبی مولانا دارد،صوفیان ائمه را قبول دارند(اگر اشتباه نکنم)اما..........

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

پنج شنبه 23/7/1388 - 12:45 - 0 تشکر 158507

آیا آنانکه به صورت سطحی به « مثنوی » علاقه می ورزند، باور می کنند :
8) آیا باور می کنند ستایش های اغراق آمیز و بی حدّ و حصر برخی مریدان، مثنوی را تا مرتبه سروش آسمانی و الهام ربانی و قرآ« پارسی بالا می برند و در برابر لغزش های اصولی آن، روش مسامحه و کوچک جلوه دادن را پیش می گیرند یا همرنگی نشان داده و تأیید می کنند؟

بویژه اینکه خود این اغراق گویی و بزرگ نمایی، توسط خود مولوی پایه گذاری شده و سپس توسط فرزندان و خلفا و مریدان وی دامن زده شده است؟

تعریف عصمت آمیز مولوی درباره مثنوی (در دیباچه مثنوی) به خوبی، نشان دهنده دیدگاه او نسبت به کتاب خود است. وی مثنوی را « اصول اصول اصول الدین و فقه الاکبر و شرع الله الازهر برهان الله الاظهر » یعنی « پایه پایه پایه دین، فقه برتر خدا، شریعت درخشان تر خدا و برهان روشن تر خدا » می خواند. البته اگر همین مقدار اکتفا شده بود شاید قابل توجیه بود ولی مولوی قدم را بالاتر می نهد و مدعی می شود که مثنوی « حق محض » است و هیچ سوی باطل در آن راه ندارد و آیه « لایاتیه الباطل من بین یدیه و لا من خلفه » و آیه « لایمسه إلاّ المطهرون » در وصف آن است.

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

پنج شنبه 23/7/1388 - 12:49 - 0 تشکر 158508

بدین ترتیب مولوی کتاب خود را در کنار کتابهای آسمانی می نشاند و آن را « قرآن وار » از خطا و لغزش منزه می داند...

مولوی در حالی ادعای همسانی با قرآن و مثنوی می کند که کتاب او مشتمل بر ده ها حدیث جعلی و تحریف شده، ستایش و تقدیس صحابه معلوم الحال و اخبار و تاریخ دروغ و مناقب و فضائل سران صوفیه و افکار آنان است. (نشریه مذهبی نور/سیر و سلوک4/به نقل از کتاب نقدی بر مثنوی مرحوم مصلایی و مدرسی/ص27 تا 29 و ص 15 تا 17)

مولوی حتی در جایی به توصیف عمربن خطاب ومعصوم خواندن او می پردازد.(مثنوی/دفتر اول/ص104به بعد)

مولوی حتی عمربن خطاب را امیرالمومنین دانسته(مثنوی معنوی/نسخه میرخوانی ص74 و همچنین نسخه وصال همان صفحه)

) آیا باور می کنند که مولوی حرکت امام حسین (علیه السلام) به کوفه را کورکورانه قلمداد کرده؟

وی می گوید :

کورکورانه مرو در کربلا تا نیافتی حسین اندر بلا

(مثنوی معنوی/دفترسوم/ص232)

10) آیا باور می کنند که مولوی، عزاداری بر سید الشهداء را رد کرده است و آن را سرزنش کرده؟ وی عزاداری بر سیدالشهدا راسرزنش کرده واز آن به عنوان غفلت و کم معرفتی یاد میکند و این ناشی از عدم تطابق مبانی مکتبی عرفانی وی با عزاداری سید الشهدا است. (نشریه مذهبی نور به نقل از مثنوی مطابق با نسخه تصحیح شده/رینولد نیکلسون/ص810-811)

این عقیده وی مخالف صریح با روایات حضرات معصومین علیهم السلام است چرا که ما روایات زیادی از اهل بیت عصمت وطهارت داریم مبنی بر امر به سوگواری بر مصائب سید الشهدا وهمچنین عزاداریها و عزاداری خود آنها بر امام حسین (ع).

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

پنج شنبه 23/7/1388 - 12:50 - 0 تشکر 158509

11) آیا باور می کنند « مولوی » به اندازه یک صدم ستایش و تعریفی که از شمس تبریزی کرده است درباره چهره های درخشان اهل بیت (ع) و وسائط فیض الهی چون : امام سجاد و امام باقر و امام صادق (علیهم السلام) به زبان نیاورده اند؟

12) آیا باور می کنند در میان آن همه اشعار (حدود بیست و شش هزار بیت) که از همه چیز و هر کس نام برده و از داستانهای کلیله و دمنه تا قصه های عامیانه در آن یافت می شود جایی برای معارف و احادیث اهل بیت وجود ندارد؟

13) آیا باور می کنند « مولوی » حتی برای فرد شناخته شده و رسوایی چون (معاویه) کرامت می سازد و برخی ضعف های خلفا که اهل سنت نیز نقل کرده اند، رندانه به صورت یک کرامت جلوه می دهد؟

14) آیا باور می کنند که مولوی شریعت را نفی کرده؟

مولوی در مقدمه دفتر 5 مثنوی می گوید :

شریعت همچو شمع است ره می نماید و بی آنکه شمع بدست آوری راه رفته نشود چون در ره آمدی آن رفتن تو طریقت است و چون رسیدی به مقصود آن حقیقت است وجهت این است که گفته اند (که گفته ؟ معلوم نیست )

لو ظهرت الحقایق بطلت الشرایع (یعنی وقتی حقایق ظاهر شد احکام (شریعت )باطل می شود )

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

پنج شنبه 23/7/1388 - 12:55 - 0 تشکر 158510

ادامه حرفهای مولوی :

حاصل آنکه شریعت هم چون علم کیمیا آموختن است از استاد یا کتاب و طریقت استعمال کردن داروها و مس را در کیمیامالیدن است وحقیقت، زر شدن مس، کیمیا دانان به علم کیمیا شادند که ما این علم را می دانیم (علماء را می گوید) و عمل کنندگان به علم کیمیا شادند که ما چنین کارهایی می کنیم و حقیقت یافتگان به حقیقت شادند که ما زر شدیم و از علم و عمل کیمیا آزاد شدیم یا مثلا شریعت همچون علم طبی آموختن است و طریقت پرهیز کردن به موجب طب و داروهاخوردن و حقیقت صحبت ابدی یافتن و از ان دو فارغ شدن چون آدمی از این حیات می برد شریعت و طریقت از او منقطع شود و حقیقت ماند .

معلوم می شود که ایشان هیچ درکی از دین ندارد. علت علنی مطرح نکردن این بحث ها توسط صوفی ها در طول تاریخ حمله علمای اهل تسنن و تشیع به آنها بود .

15) آیا باور می کنند مولوی معتقد است که امامت، نوعی است برخلاف عقیده شیعه که به امامت شخصی معتقد است زیرا که امامان معصوم به فرمایش پیغمبر اکرم بنابر روایات متواتر 12 تا هستند با نامهای مشخص و معین. یکی از انحرافات صوفیان هم همین است که به مهدویت نوعی قائلند.

مولوی می گوید: پس به هر دوری ولی قائم است تا قیامت آزمایش دائم است

                      پس امام حی قائم آن ولی است خواه از نسل عمر خواه از علی است

(مثنوی/ج2/ص239/چاپ نشر طلوع/شعر825)

16) آیا باور می کنند مولوی ابن ملجم را در قضیه شهادت امام علی (علیه السلام)، آلت حق و دست خدا پنداشته؟

وی از زبان امام علی (علیه السلام) خطاب به ابن ملجم می گوید :

هیچ بغضی نیست در جانم زتو زانک این را من نمی دانم زتو

آلت حقی تو فاعل، دست حق چون زنم بر آلت حق طعن و دق

(مثنوی معنوی/ دفتر اول/ص190)

منبع:سایت محاکمه 

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.