• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 735)
چهارشنبه 15/7/1388 - 19:24 -0 تشکر 156971
مبانی دینی فرهنگ ایثار و شهادت

خداوند انسان را به دمیدن روح خود مفتخر نمود و این راز شكوه و عظمت بعد معنوی و شخصیت ملكوتی انسان است و ارزش جسم خاكی تنها در حفاظت و مراقبت از آن روح خدایی است‌. از دیدگاه قرآن كریم‌، زندگی در ابدیت تجسم می‌یابد‌. ‌وَ ما هذِهِ الحَیاه‌ُ الدُّنیا اِلاَّ لَهو وَ لَعِب وَ اِنَّ الدَّارَ الآخِرَه‌َ لَهِیَ الحَیَوانُ لَو كانُوا یَعلَمُون‌ (عنكبوت/64) این زندگی دنیا چیزی جز سرگرمی و بازی نیست و زندگی واقعی سرای آخرت است، اگر می‌دانستند!

 

خداوند انسان‌های كوته بین و آخور نگر را از واقعیت زندگی‌، نا آگاه می‌شمرد و می‌فرماید‌: یَعلَمُونَ ظاهِراً مِنَ الحَیاه‌ِ الدُّنیا وَ هُم عَنِ الآخِرَه‌ِ هُم غافِلُون‌ (روم/7) آنها فقط ظاهری از زندگی دنیا را می‌دانند و از آخرت (و پایان كار) غافلند!‌. در بینش قرآن‌، اگر انسان‌ها از نسیم لطیف وحی محروم شوند و از موعظه خداوند‌، بهره نگیرند‌، مردگانی متحرك و مردارهایی بی‌ارزشند‌.

 

تنها موجودی كه دارای زندگی واقعی است‌، خداوند است كُلُّ مَن عَلَیها فانٍ وَ یَبقی‌ وَجهُ رَبِّكَ ذُو الجَلالِ وَ الاِكرامِ (الرحمن /2627) همه كسانی كه روی آن [زمین‌] هستند فانی می‌شوند، و تنها ذات ذو الجلال و گرامی پروردگارت باقی می‌ماند‌. و او به انسان كه گُل سر سبد آفرینش است‌، حیات جاودانه عنایت می‌كند تا در دوران زندگی مادی‌، زمینه‌های بروز استعداد جاودانه خود را محقق كند‌. انسان كامل‌، مشتاق ملاقات پروردگار خویش است به سوی او می‌شتابد‌. یا اَیُّهَا الاِنسانُ اِنَّكَ كادِح اِلی‌ رَبِّكَ كَدحاً فَمُلاقیهِ (انشقاق/6) ای انسان! تو با تلاش و رنج به سوی پروردگارت می‌روی و او را ملاقات خواهی كرد‌. این نگرش نسبت به نظام هستی و فلسفه آفرینش‌، مرگ را برای انسان لذت بخش و خوشایند می‌سازد تا از آن استقبال كند و جسم كم ارزش خویش را به كیمیای مرگِ سرخ‌، شرف و شكوه بخشد‌. ‌
آزمودم مرگ من در زندگی است
چون رهم زین زندگی پایندگی است

 

 

ادامه در پاسخ ها

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

چهارشنبه 15/7/1388 - 19:25 - 0 تشکر 156972

اقتلونی اقتلونی یا ثقات ان فی قتلی حیاتا فی حیات (سروش، 3/499) انسانی كه سرمست سبوی دیدار یار شود‌، از همه آنچه او را اسیر كند‌، آزاد می‌شود و به عوامل پایدار و ماندگار می‌اندیشد‌. و در خون خویش می‌غلتد و نعره مستانه می‌زند‌. همه عوامل زبونی‌، حقارت‌، سستی‌، خودباختگی از او می‌گریزند و به شكوهی پایدار و غروری ماندگار دست می‌یابد‌.

از این روی پیر فرزانه جماران فرمود‌: در قاموس شهادت واژه وحشت نیست‌. (خمینی، 15/2) ‌مبانی دینی فرهنگ ایثار و شهادت‌: فداكاری و از خود گذشتگی‌، یك ارزش جهانی و فرا مذهبی است‌. همه انسان‌ها نسبت به افرادی كه با شجاعت در مقابل ستم قد بر افراشته‌اند و تن به ذلّت و خواری نداده‌اند‌، ادای احترام كرده و آنان را ستایش می‌كنند‌. حتی افراد ناتوان و زبونی كه جرات اظهار وجود در برابر ستم و یارای مخالفت با ستمگری نیافته‌اند‌، نسبت به انسان‌های قهرمان و مقاوم ابراز احترام می‌كنند. پیامبر عزیز اسلام (ص)، قبل از بعثت در پیمان حلف الفصول كه فلسفه آن دفاع از مظلومان و ستمدیدگان بود شركت كرد‌.

چون به رسالت مبعوث شد‌، فرمود‌: در خانه عبدالله بن جدعان‌، شاهد پیمانی بودم كه اگر مالك همه شتران سرخ مو بودم‌، مرا چنین شادمان نمی‌كرد و اگر در اسلام نیز كسی بر این اساس از من یاری بطلبد آماده یاری او هستم (ابراهیمی/133) حملات انتحاری مجاهدان گمنام مسلمان‌، علیه صهیونیست غاصب و زورگو، بدون ملاحظه سن و جنسِ قهرمانان آن‌، مورد تقدیر و تحسین همه حق‌طلبانه جهان است‌. ایثار و شهادت‌، جایگاه فوق‌العاده ارزشمندی در فرهنگ دینی دارد‌. آنچه كرامت و عزّت انسان را تثبیت و تقویت می‌كند و روح متلاطم و پویای او را به نهایت كمال و اوج تعالی رهنمون می‌شود‌، در این حقیقت متجلی است‌.

ایثار و شهادت‌، منشأ تربیت انسان جاودانه و جاودانگی انسان است و حقیقت وجود او را تبیین و تفسیر می‌كند‌. برخی از مبانی‌، این حركت عمیق انسانی در فرهنگ دین‌، عبارتند از‌: الف) از اویی و به سوی اویی در نگرش الهی‌، انسان مورد عنایت خاص خداوند است‌. حضرت حق تعالی او را برای معرفت نسبت به خویش و عبودیت در برابر خود آفریده است‌. وَ ما خَلَقتُ الجِنَّ وَ الاِنسَ اِلاَّ لِیَعبُدُونِ (ذاریات /56) من جنّ و انس را نیافریدم جز برای اینكه عبادتم كنند (و از این راه تكامل یابند و به من نزدیك شوند).

عبودیت نهایت و اوج تكامل انسان و قرب او به خدا است‌. عبودیت كامل آن است كه انسان جز به معبود واقعی یعنی كمال مطلق نیندیشد‌، جز در راه او گام بر ندارد‌، و هر چه غیر او است‌، را فراموش كند، حتی خویشتن را (مكارم، 22/387) انسان پس از گذر از این گردنه‌های صعب العبور‌، به محضر حضرت حق بار می‌یابد و مشمول عنایت خاص او می‌شود‌.

خداوند عزیز‌، انسانی را كه به ارزش خویش پی نبرده و به انتخاب راه هدایت توفیق نیافته است‌، چنین توصیف می‌كند؛ ولی او از آن گردنه مهمّ نگذشت! و تو نمی‌دانی آن گردنه چیست. آزادكردن برده‌ای، یا غذا دادن در روز گرسنگی... یتیمی از خویشاوندان، یا مستمندی خاك‌نشین را‌، اینها روزنه‌های وصل است‌، زیرا انسانی كه به جسم خود وابسته است و از آنچه مایه تقویت و فربهی روح است‌، غفلت می‌كند‌، راز زندگی جاودانه را نیافته و گوهر وجود خویش به بهایی اندك فروخته است‌.

گذر موفقیت آمیز و استوار از آزمون‌های دشوار الهی و بردباری و استقامت در برابر ناملایمات و مشكلات‌، لذت ارتباط با خداوند را فراهم می‌آورد وَ لَنَبلُوَنَّكُم بِشَی‌ءٍ مِنَ الخَوفِ وَ الجُوعِ وَ نَقصٍ مِنَ الأَموالِ وَ الأَنفُسِ وَ الثَّمَراتِ وَ بَشِّرِ الصَّابِرینَ الَّذینَ اِذا اَصابَتهُم مُصیبَه‌ قالُوا اِنَّا لِلَّهِ وَ اِنَّا اِلَیهِ راجِعُون‌ (بقره / 155156) قطعاً همه شما را با چیزی از ترس، گرسنگی، و كاهش در مال‌ها و جان‌ها و میوه‌ها، آزمایش می‌كنیم و بشارت ده به استقامت‌كنندگان.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

چهارشنبه 15/7/1388 - 19:26 - 0 تشکر 156973

آنها كه هر گاه مصیبتی به ایشان می‌رسد، می‌گویند: <ما از آنِ خدائیم و به سوی او بازمی‌گردیم‌> پس بر مبنای فرهنگ <ازویی و به سوی اویی>‌، انسان پیوسته آماده حضور در آزمون‌های دشوار است و چون سنگی گرانبها از كوره آزمون‌های سخت می‌گذرد تا گوهر خالص و ناب وجودش آشكار گردد‌. آنان كه به ندای خیرخواهانه فَأَینَ تَذهَبوُنَ (تكویر/26) پس به كجا می‌روید؟ و دعوت آسمانی فَفِرّوا الی اللهِ (ذاریات/50) پس به سوی خدا بگریزید‌، اعتنا نمی‌كنند‌، در مواجهه با حوادث سهمگین قیامت به دنبال راه فرار می‌گردند یَقُولُ الاِنسانُ یَومَئِذٍ اَینَ المَفَرُّ (قیامت/10) آن روز انسان می‌گوید: "راه فرار كجاست؟!"

و پاسخ می‌شنوند‌: كَلاَّ لا وَزَرَ اِلی‌ رَبِّكَ یَومَئِذٍ المُستَقَر(قیامت /1112) هرگز چنین نیست، راه فرار و پناهگاهی وجود ندارد آن روز‌، قرارگاه نهایی تنها به سوی پروردگار تو است‌‌. شكوه به سویی اویی آنگاه به نهایت می‌رسد كه بانگ می‌زنند‌: لِمَنِ ال مُلكُ الیَومَ حكومت امروز برای كیست؟ و همه ناگزیر فریاد می‌زنند‌: لِلَّهِ الواحِدِ القَهَّار برای خداوند یكتای قهّار است (غافر /16) ب) كرامت و منزلت انسان‌: انسان‌ها دو گونه‌اند‌: عده‌ای زبون‌، ذلیل و خود باخته‌اند و با سستی و تن پروری به پروار كردن جسم خود می‌پردازند و با هر طعمه‌ای می‌سازند و در هر مزبله‌ای رحل اقامت می‌افكنند.

و هرگز خود را برای رویارویی با موانع تكامل مهیا نمی‌كنند و بر زمین چسبیده‌اند‌. قرآن كریم آنان را توبیخ می‌كند و می‌فرماید‌: یا اَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا ما لَكُم اِذا قیلَ لَكُمُ انفِرُوا فی‌ سَبیلِ اللَّهِ اثَّاقَلتُم اِلَی الأَرضِ اَ رَضیتُم بِالحَیاه‌ِ الدُّنیا مِنَ الآخِرَه‌ِ فَما مَتاعُ الحَیاه‌ِ الدُّنیا فِی الآخِرَه‌ِ اِلاَّ قَلیل‌ (توبه/38) ای كسانی كه ایمان آورده‌اید! چرا هنگامی كه به شما گفته می‌شود: <به سوی جهاد در راه خدا حركت كنید!> بر زمین سنگینی می‌كنید (و سستی به خرج می‌دهید) ؟! آیا به زندگی دنیا به جای آخرت راضی شده‌اید؟! با اینكه متاع زندگی دنیا، در برابر آخرت، جز اندكی نیست‌‌. اینان از اوج شكوه به كنج ذلت خزیده‌اند و هویت و شخصیت عظیم انسانی خویش را پاس نداشته و حرمت روح متعالی را نشناخته و خود را موجودی بیهوده و بی‌ارزش پنداشته‌اند‌.

و در امور زندگی به طفیلی‌گری تن داده‌اند اما گروه دوم‌، از لذّت معرفت بهره‌مند شده و با چشمان باز پا به عرصه آفرینش نهاده‌اند و در پرتو عظمتی كه خداوند به آنان ارزانی داشته و همه موجودات هستی را در برابر اراده آنان رام و مسخر كرده‌، به بهره‌گیری از لذائذ معنوی پرداخته و در كشتزار طبیعت در پی به دست آوردن مغز و ریشه نعمت‌های الهی كوشیده اند‌. سبك بار و چالاك پا در میدان فداكاری نهاده و رضایت خداوند را بر همه چیز ترجیح داده‌اند و در اوج ندای خوش آمد ملائك پا بر عرصه بهشت نهاده‌اند‌.

اینان به عظمتی دست یافته‌اند كه خداوندی كه كمال مطلق و مطلق كمال است و هرگز در وعده‌اش ناراستی و كژی وجود ندارد‌، خریدار جان آنان است‌. اِنَّ اللَّهَ اشتَری‌ مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّه‌َ ‌(توبه /111) خداوند از مؤمنان، جانها و اموالشان را خریداری كرده‌، كه (در برابرش) بهشت برای آنان باشد‌. علی(ع) انسان برتر و برترین انسان عالم آفرینش پس از پیامبر اعظم(ص)، تجسم عینی این آیه شریفه قرآن است‌.

او كه ارزش واقعی خویش را شناخته است‌، بدون هراس و فقط برای حفظ جان رسول خدا (ص) در بستر او می‌آرمد و این مدال افتخار را برای بشریت به ارمغان می‌آورد‌. پیامبر عزیر اسلام(ص) فرمود‌: اِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اَغنَی اُمَّتِی بِسَنَابِكِ خَیلِهَا وَ مَرَاكِزِ رِمَاحِهَا (كلینی، 5/2) خداوند امت مرا به وسیله سم اسب‌ها و فروگاه نیزه‌ها بی نیاز كرد‌. همچنین می‌فرماید‌: مَا مِن قَطرَه‌ٍ اَحَبَّ اِلَی اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مِن قَطرَه‌ِ دَمٍ فِی سَبِیلِ اللَّهِ (كلینی، 5/ 53) هیچ قطره‌ای نزد خداوند عزیز و بزرگ‌، محبوب‌تر از قطره خونی كه در راه خدا ریخته شود‌، نیست‌.

هیچ وقت خون شهید هدر نمی‌رود‌، خون شهید به زمین نمی‌ریزد‌، خون شهید هرقطره‌اش تبدیل به صدها قطره‌، و هزارها قطره‌، بلكه به دریایی از خون می‌گردد و در پیكر اجتماع وارد می‌شود‌. ج) پویایی و تكامل انسان‌: برخی از انسان‌ها‌، بسان عنكبوت خود را در تارهایی كه می‌بافند‌، زندانی می‌كنند و پیوسته كاخ‌های خیالی خود را برای صید موجودات ضعیف زینت می‌بخشند‌، غافل از آنكه سست‌ترین خانه‌ها‌، خانه عنكبوت است‌. اینان زندانی خویش‌اند‌. طبیعت‌، جامعه و تاریخ را در قالب ذهن ناتوان خویش تفسیر می‌كنند‌. اهل هجرت حركت‌، سازندگی‌، ارتباط با مردم و مشاهده حقایق عالم نیستند‌. اما گروهی از انسان‌ها‌، اهل حركت و هجرتند و لحظه‌ای آرام نمی‌گیرند و ایستایی و سكونت را موجب مرگ و خواری می‌دانند‌.

ما زنده از آنیم كه آرام نگیریم ‌
موجیم كه آرامش ما در عدم ماست ‌


پیوسته می‌كوشند تا گامی به پیش بردارند و با موانع راه بستیزند‌. هجرت اصل حیاتی و مهم زندگی آنان محسوب می‌شود‌. زیرا تاریخ پر شكوه اسلام با هجرت آغاز می‌شود‌. تلاش انسان‌، موتور محركی است كه پیوسته انرژی تولید می‌كند و زمینه رشد و تعالی جامعه را فراهم می‌آورد اگر این موتور بی حركت بماند و درجا بزند‌، پس از مدتی توان خود را از دست می‌دهد‌. لازمه رشد انسان‌، پویایی و تحول است‌. البته هر تلاشی موجب سعادت نیست‌، برخی از انسان‌های تلاشگر در بیراهه گام می‌زنند و در كویر بذر می‌پاشند و جز حنظل درو نمی‌كنند‌.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

چهارشنبه 15/7/1388 - 19:27 - 0 تشکر 156974

شهید با خون خود در كالبد جامعه روح حركت و حماسه می‌آفریند و جامعه را از سكون و ركود باز می‌دارد‌. مطهری می‌نویسد‌: بزرگ‌ترین خاصیت شهید حماسه آفرینی اوست‌.


در ملت‌هایی كه روح حماسه‌، مخصوصاً حماسه الهی می‌میرد‌، شهید آن حماسه مرده را از نو زنده می‌كند‌، لذا اسلام همیشه نیازمند به شهید است‌، حماسه‌های جدید و آفرینش‌های تازه‌. (ص104) د) نیكوكاری كامل و كمال نیكوكاری‌: قرآن كریم‌، بالاترین درجه نیكوكاری را انفاق و گذشت از آنچه كه مورد علاقه شدید انسان است‌، معرفی می‌كند و می‌فرماید‌: لَن تَنالُوا البِرَّ حَتَّی تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون‌ (آل عمران /92) هرگز به (حقیقت) نیكوكاری نمی‌رسید مگر اینكه از آنچه دوست می‌دارید، (در راه خدا) انفاق كنید‌. و در سوره هل اتی كه سند عظمت و شكوه ائمه اهل بیت(ع) است‌، رمز این عظمت را در انفاق آنچه كه مورد علاقه آنان بود معرفی می‌كند و می‌فرماید‌: وَ یُطعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‌ حُبِّهِ مِسكیناً وَ یَتیماً وَ اسیرا (انسان/31) و غذای (خود) را با اینكه به آن علاقه (و نیاز) دارند، به <مسكین> و <یتیم> و <اسیر> می‌دهند!

تفسیر نمونه در توضیح این آیه نوشته است‌: اطعام كردن آنها ساده نیست، بلكه توام با ایثار در هنگام نیاز شدید است، و از سوی دیگر اطعامی است گسترده كه انواع نیازمندان را از مسكین و یتیم و اسیر شامل می‌شود، و به این ترتیب رحمتشان عام و خدمتشان گسترده است... ضمیر در عَلی‌ حُبِّهِ به طعام باز می‌گردد، یعنی در عین اینكه علاقه به طعام‌ دارند آن را انفاق می‌كنند، و به این ترتیب شبیه چیزی است كه در آیه لَن تَنالُوا البِرَّ حَتَّی تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ: (آل عمران/92) است به نیكوكاری نمی‌رسید تا از آنچه دوست دارید انفاق كنید. (مكارم، 1374، ج25/353) بالاترین چیزی كه مورد علاقه انسان است‌، جان اوست‌. حب نفس یكی از مهم‌ترین عوامل حیات انسان و موجب رقابت‌، تلاش‌، خلاقیت است‌.

آنگاه كه انسان به اوج عظمت و فداكاری برسد‌، بهترین سرمایه زندگی كه جان اوست را در راه خدا ایثار می‌كند‌. كسانی كه به انگیزه دفاع از حقوق انسانی و پاسداری از حریم ارزشی جامعه بشری فداكاری می‌كنند‌، مورد تكریم و مایه افتخار همه انسان‌ها هستند‌. اعتقاد به خدا و قیامت علاوه بر تبیین انگیزه معنوی فداكاری‌، پاداش مضاعف الهی را نیز تأمین می‌كند‌.


مجاهده و فداكاری در مكتب اسلام‌، فروش جان ناقابل خویش به خالق جان‌ها و خداوند عزیز است و اوج اعتلای انسان است‌. شهید با خون خود یعنی تمام وجود و هستی خود ارزش‌، ابدیت و جاودانگی می‌یابد‌. خون شهید برای همیشه در رگ‌های اجتماع می‌جهد‌. پیامبر عزیز فرمود‌: فَوقَ كُلِّ ذِی بِرٍّ بِرّ حَتَّی یُقتَلَ الرَّجُلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَاِذَا قُتِلَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَلَیسَ فَوقَهُ بِر (كافی، 2/348) برتر و بالاتر از هر نیكوكاری‌، نیكوكار دیگری است‌، تا آنگاه كه در راه خدا شهید شود‌، وقتی كه در راه خدا شهید شد‌، دیگر بالاتر از او كسی نیست‌. و نیز فرمود‌: اِنَّ ابخَلَ النَّاسِ مَن بَخِلَ بِالسَّلَامِ وَ اجوَدَ النَّاسِ مَن جَادَ بِنَفسِهِ وَ مَالِهِ فِی سَبِیلِ اللَّهِ تَعَالَی (نوری، 11/8 مجلسی، 73/12) بخیل‌ترین انسان‌ها كسی است كه در سلام كردن‌، بخل بورزد و بخشنده‌ترین انسان‌ها‌، كسی است كه جان و مال خویش را در راه خدا‌، بذل و ایثار نماید‌. ه) مسابقه در نیكی‌ها: دنیا محل رقابت و مسابقه است‌.


انسان فطری و سلیم النفس می‌كوشد تا با كسب فضائل اخلاقی‌، علمی‌، هنری و... گوی سبقت را از همنوعان خود برباید‌. رمز پویایی زندگی آن است كه انسان در بروز استعدادها و كمالات خود بكوشد‌. این انگیزه به قدری قوی است كه گاه موجب می‌شود كه انسان برای خود فضائل دروغین ادعا كند‌، تا موقعیت و منزلتی برای خود فراهم آورد‌.


كفار مدعی هستند كه ما اهل كارهای نیك و پسندیده هستیم و اگر در پذیرش دین خیر و نیكی وجود می‌داشت‌، دیگران در قبول آن از ما سبقت نمی گرفتند‌. وَ قالَ الَّذینَ كَفَرُوا لِلَّذینَ آمَنُوا لَو- كانَ خَی-راً ما سَبَقُونا اِلَی-هِ وَ اِذ- لَم- یَه-تَدُوا بِهِ فَسَیَقُولُونَ هذا اِف-ك قَدیم‌ (احقاف/11) كافران درباره مؤمنان چنین گفتند: <اگر (اسلام) چیز خوبی بود، هرگز آنها (در پذیرش آن) بر ما پیشی نمی‌گرفتند!> و چون خودشان بوسیله آن هدایت نشدند می‌گویند: <این یك دروغ قدیمی است!>‌. این سخن كفّار‌، نشان دهنده آن است كه سبقت و رقابت امری فطری و لازمه زندگی انسان است‌. و به همین دلیل ریا كاری و تظاهر به فضائل اخلاقی‌، علم و... در زندگی انسان آشكار می‌شود‌. و اسلام به شیوه‌های مختلف می‌كوشد تا انگیزه‌های انسان را تعالی بخشد و او را از ریا باز دارد و ادعای فضائل دروغین را نفاق و گناه می‌شمارد‌.


البته مسابقه و رقابت سالم را ارج می‌نهند و می‌فرماید: وَ السَّابِقُونَ السَّابِقُونَ، اولئِكَ المُقَرَّبُون‌ (واقعه/1011) و (سومین گروه) پیشگامان پیشگامند، آنها مقرّبانند! حال كه انسان ناگزیر از رقابت است‌، توصیه قرآن آن است كه انسان‌ها در میدان نیكی‌ها باهم به رقابت بپردازند و آن را به امور غیر اخلاقی و ضد انسانی آلوده نكنند‌.


فَاستَبِقُوا الخَیرات‌ (مائده/48) پس در نیكی‌ها بر یكدیگر سبقت جویید! و یكی از ویژگی‌های برجسته انسان‌های مؤمن را حضور در عرصه رقابت سازنده و مفید معرفی می‌كند و می‌فرماید‌: اولئِكَ یُسارِعُونَ فِی الخَیراتِ وَ هُم لَها سابِقُون‌ (مؤمنون/61) (آری) چنین كسانی در خیرات سرعت می‌كنند و از دیگران پیشی می‌گیرند (و مشمول عنایات ما هستند). قرآن كریم یكی از جلوه‌های مهم این مسابقه را طلب مغفرت خداوند و جلب رضایت او معرفی كرده و فرموده است‌: سابِقُوا اِلی‌ مَغفِرَه‌ٍ مِن رَبِّكُم‌ (حدید/21) به پیش تازید برای رسیدن به مغفرت پروردگارتان‌‌. بدون تردید یكی از زمینه‌های مسابقه جهان‌، برداشتن موانع رشد و تكامل معنوی جامعه است و آن نیازمند فداكاری‌، از خود گذشتگی و ایثار جان و مال و آمادگی برای استقبال از جهاد و شهادت است‌. انسان در میدان مبارزه حق و باطل برای دفاع از آرمان‌های اصیل معنوی‌، كه بالاترین درجه خیر و نیكی است تلاش می‌كند و با درك شهادت در مغفرت و رحمت الهی غرق می‌شود‌.


پیامبر اسلام(ص) فرمود‌: اوَّلُ قَطرَه‌ٍ مِن دَمِ الشَّهِیدِ كَفَّارَه‌ لِذُنُوبِهِ اِلَّا الدَّینَ فَاِنَّ كَفَّارَتَهُ قَضَاوُِهُ (صدوق‌، 3/183) اولین قطره ای از خون شهید كه بر زمین می‌افتد، كفاره گناهان او (و موجب آمرزش او) می‌شود‌.
مگر بدهی به دیگران كه كفّاره آن ادای آن است‌.


نكته قابل تأمل در این روایت‌، عنایت ویژه اسلام به حق الناس است كه حتی خون شهید با آن همه قداست و عظمت نمی‌تواند‌، آن را تأمین كند. و) انتخاب مرگ (مرگ آگاهانه) امام علی(ع) می‌فرماید‌: اگر انسان را از مرگ گریزی نیست‌، بهتر است كه با شمشیر در راه خدا كشته شود و ان تكن الابدان للموت انشأت فقتل امری بالسیف فی الله افضل‌ (علی(ع) /315) اگر بدن (انسان‌ها) برای مرگ آفریده شده است‌، كشته شدن ‌انسان با شمشیر با ارزش‌تر است. و تأكید می‌كند كه تحمل هزاران ضربه شمشیر، آسان‌تر از پذیرش مرگ در بستر است. اِنَّ افضَلَ المَوتِ القَتلُ وَ الَّذِی نَفسِی بِیَدِهِ لَأَلفُ ضَربَه‌ٍ بِالسَّیفِ اهوَنُ عَلَیَّ مِن مِیتَه‌ٍ عَلَی فِرَاش‌ (كافی، 5/53) همانا بالاترین نوع مرگ، شهادت است. و سوگند به كسی كه جانم در دست اوست، تحمل هزار ضربه شمشیر، از مردن در بستر آسان‌تر است.


شهید با آگاهی از اینكه، میدان جهاد محل فداكاری، از خود گذشتگی و شهادت است، از كام جویی مادی دل می‌كند و به میدان ایثار پا می‌گذارد. او تسلیم مرگ نمی‌شود، بلكه مرگ را تسلیم خود می‌كند.


مرگ اگر مرد است آید پیش من تا كشم خوش در كنارش تنگ تنگ من از او جانی برم بی‌رنگ و بو او ز من دلقی ستاند رنگ رنگ (مولوی، دیوان شمس) كسانی كه آگاهانه پا درعرصه جهاد می‌گذارند، درب مخصوص بهشت را به روی خود می‌گشایند و خود را از آفات سستی و تن پروری رهایی می‌بخشند.


امام علی(ع) فرمودند: امَّا بَعدُ فَاِنَّ الجِهَادَ بَاب مِن ابوَابِ الجَنَّه‌ِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّه‌ِ اولِیَائِهِ وَ هُوَ لِبَاسُ التَّقوَی وَ دِرعُ اللَّهِ الحَصِینَه‌ُ وَ جُنَّتُهُ الوَثِیقَه‌ُ فَمَن تَرَكَهُ رَغبَه‌ً عَنهُ البَسَهُ اللَّهُ ثَوبَ الذُّل... (شهیدی، 27) اما بعد، جهاد، دری است از درهای بهشت كه خدا به روی گُزیده دوستان خود گشوده است و جامه تقوی‌ است كه بر تن پوشیده است.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

چهارشنبه 15/7/1388 - 19:29 - 0 تشکر 156975

زره استوار الهی است كه آسیب نبیند و سپر محكم اوست (كه تیر در آن ننشیند) هر كه جهاد را واگذارد و ناخوشایند داند، خدا جامه‌خواری بر تن او پوشاند و... آنان وارد میدان كارزار می‌شوند زیرا می‌دانند كه مجاهدان فی سبیل‌الله مورد علاقه و محبت خدا هستند و خداوند آنان را دوست دارد. اِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الَّذینَ یُقاتِلُونَ فی‌ سَبیلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنیان مَرصُوص‌ (صف/4) خداوند كسانی را دوست می‌دارد كه در راه او پیكار می‌كنند گویی بنایی آهنین‌اند. ز) اخلاص مطهری می‌نویسد: شهادت واژه‌ای است كه در اسلام قداست خاصی دارد، در عرف خاص اسلامی‌هاله‌ای از نور این كلمه را فرا گرفته است. این كلمه در همه عرف‌ها توام با قداست و عظمت است، چیزی كه هست معیارها و ملاك‌ها متفاوت است.

از نظر اسلام هر كس به مقام و درجه شهادت نائل آید، یعنی واقعا در راه هدف‌های عالی اسلامی، به انگیزه برقراری ارزش‌های واقعی بشری كشته بشود به یكی از عالی‌ترین و راقی‌ترین درجات و مراتبی كه یك انسان ممكن است در سیر صعودی خود نائل شود، رسیده است.
شهید كسی است كه با فداكاری و از خودگذشتگی خود و با سوختن و خاكستر شدن خود محیط را برای دیگران مساعد می‌كند. مثل شهید مثل شمع است كه خدمتش از نوع سوختن، فانی شدن و پرتو افكندن است، تا دیگران در این پرتو كه به بهای نیستی او تمام شده بنشینند و آسایش بیابند و كار خویش را انجام دهند.


آری شهدا شمع محفل بشریتند.


آنان كه هستی خویش را برای وصال دوست، مهیا كرده‌اند، از دام‌های منیّت رهیده و شیطان را در بند كشیده و او را به یأس كشانده‌اند. (مطهری، صص7284) شهید به تعریف و تمجید دیگران دل نبسته است، یعنی در جامعه حضور فیزیكی ندارد كه به ارتقای ظاهری در نظر مردم و كسب اعتبار و شئون فردی دل خوش كند.

او با نهایت اخلاص و به دور از هر گونه تعلّقی جان خویش را تقدیم دوست می‌كند تا به اعتلا و تداوم آرمان‌های معنوی، كمك كند و همین صفا موجب قداست، شهرت و جاودانگی اوست.

یكی از آفات مهم اعمال انسان كه موجب تباهی، حبط و زوال اعمال انسان می‌شود و خطرناك‌ترین دشمن انسان، ریا است، كه همانند موریانه، كارهای نیكوی انسان را از درون تهی می‌كند و همه چیز را به آتش می‌كشد. بدون تردید یكی از مصادیق زیانكارترین چهره‌های انسان قرآنی، ریاكاران هستند.
قُل هَل نُنَبِّئُكُم بِالأَخسَرینَ اعمالاً الَّذینَ ضَلَّ سَعیُهُم فِی الحَیاه‌ِ الدُّنیا وَ هُم یَحسَبُونَ انَّهُم یُحسِنُونَ صُنعا (كهف/103104) بگو: <آیا به شما خبر دهیم كه زیانكارترین (مردم) در كارها، چه كسانی هستند؟ آنها كه تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده با این حال، می‌پندارند كار نیك انجام می‌دهند!> اما شهدا به درجه خلوص رسیده و از دام شیطان گریخته‌اند.

قالَ فَبِعِزَّتِكَ لَأُغوِیَنَّهُم اجمَعینَ اِلاَّ عِبادَكَ مِنهُمُ المُخلَصین‌ (ص/8283) گفت: <به عزّتت سوگند، همه آنان را گمراه خواهم كرد، مگر بندگان خالص تو، از میان آنها!> برو این دام بر مرغی دگر نه كه عنقا را بلندست آشیانه (حافظ/268) ح) زندگی راستین در منطق شهید، مرگ انتقال از جهانی به جهان دیگراست و رابطه انسان با جهان و روح با بدن از نوع رابطه كشاورز و مزرعه است. پیامبر عزیز فرمود: الدُّنیا مَزرَعَهُ الآخِرَه‌ (مجلسی، 67/225) دنیا مزرعه آخرت است.

شهید از اولیای خداوند ست. او بر خلاف دیگران كه فقط ظاهر دنیا را دریافته‌اند و از آخرت (و پایان كار) غافلند! حقیقت همه امور را دریافته است و همه چیز را فانی در ذات اقدس الهی می‌داند.


شهید به درجه‌ای از شوق رسیده است كه روحش تاب ماندن در جسم ندارد و بی‌تاب اذن الهی است تا پر بكشد و به قرارگاه اصلی خود برود. وَ لَو لَا الأَجَلُ الَّذِی كَتَبَ اللَّهُ عَلَیهِم لَم تَستَقِرَّ اروَاحُهُم فِی اجسَادِهِم طَرفَه‌َ عَینٍ شَوقاً اِلَی الثَّوَابِ وَ خَوفاً مِنَ العِقَاب‌ (شهیدی، خ193/225) و اگر نه این است كه زندگی شان را مدتی است كه باید گذراند، جانهایشان یك چشم به هم زدن در كالبد نمی‌ماند، از شوق رسیدن به پاداش آن جهان یا از بیم ماندن و گناه كردن در این جهان. شهید با مرگ خود به جاودانگی می‌رسد و زندگی خویش را از سطح ظاهری بالا می‌برد.

خداوند كریم می‌فرماید: وَ لا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلُوا فی‌ سَبیلِ اللَّهِ امواتاً بَل احیاء عِندَ رَبِّهِم یُرزَقُون‌ (آل عمران /169) (ای پیامبر!) هرگز گمان مبر كسانی كه در راه خدا كشته شدند، مردگانند!


بلكه آنان زنده‌اند، و نزد پروردگارشان روزی داده می‌شوند. علی(ع) فرمود: به خدا كه با مردن، چیزی به سر وقت من نیامد كه آن را نپسندم و نه چیزی پدید گردد كه آن را نشناسم، بلكه چون جوینده آب به شب هنگام بودم كه ناگهان به آب رسد، یا خواهانی كه آنچه را خواهان است بیابد وآنچه نزد خداست، نیكوكاران را بهتر است (شهیدی، ن23/ 284) دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند‌اندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند بی‌خود از شعشه پرتو ذاتم كردند باده از جام تجلّی صفاتم دادند چه مبارك سحری بود و چه فرخنده شبی آن شبِ قدر كه این تازه براتم دادند (حافظ/114) در صحیفه نور می‌خوانیم: شهداء، شمع محفل دوستانند، شهداء در قهقهه مستانه شان و در شادی وصولشان عند ربهم یُرزقون‌اند و از نفوس مطمئنه‌ای هستند كه خطاب فَادخُلی‌ فی‌ عِبادی وَ ادخُلی‌ جَنَّتی‌ پروردگارند.

اینجا صحبت عشق است و عشق. قلم در ترسیمش بر خود می‌شكافد. (خمینی، 21/147) اهمیت شهید به قدری است كه آنگاه كه پیامبر(ص)، تسبیحات اربعه را به فاطمه زهرا(س) تعلیم داد. آن حضرت از تربت حمزه شهید، تسبیح ساخت و با این عمل خود به قداست شهید و جاودانگی او رسمیت بخشید. امام صادق(ع) فرمودند: اِنَّ السُّجُودَ عَلَی تُربَه‌ِ ابِی عَبدِ اللَّهِ(ع) یَخرِقُ الحُجُبَ السَّبعَ (آملی، 5/366) سجده بر تربت حسین(ع) حجاب‌های هفتگانه را پاره می‌كند.


اگر انسان ارزش شهید را درك كند، خاك تربت او به نمازش ارزش می‌دهد. راز بقای شهید آن است كه حركت او یك بعد عقلی دارد و از ناحیه منطق حمایت می‌شود و از طرف دیگر در عمق احساسات و عواطف راه یافته است. از این روی ائمه توصیه كرده‌اند تا بر شهادت امام حسین(ع) گریه كنیم، این گریه‌ها، نهضت امام حسین(ع) را در اعماق جان مردم فرو می‌برد. ط) تأسی به الگوهای جاودانه انسان موجودی قهرمان آفرین و الگو ساز است.

قرآن كریم پیامبر عزیز اسلام(ص) را به عنوان الگوی متعالی بشریت معرفی كرده و می‌فرماید: لَقَد- كانَ لَكُم- فی‌ رَسُولِ اللَّهِ اس-وَه‌ حَسَنَه‌ (احزاب/21) مسلّماً برای شما در زندگی رسول خدا سرمشق نیكویی بود. همچنین حضرت ابراهیم و پیروان واقعی او را الگوی مناسبی برای هدایت جامعه معرفی می‌كند: قَد- كانَت- لَكُم- اس-وَه‌ حَسَنَه‌ فی‌ اِب-راهیمَ وَ الَّذینَ مَعَه‌ (ممتحنه/4) برای شما سرمشق خوبی در زندگی ابراهیم و كسانی كه با او بودند وجود داشت‌. این الگوهای جاودانه برای دفاع از حق مردم و پیشبرد آرمان‌های والای الهی از همه چیز خود گذشتند.


آزمون‌های سخت الهی را پشت سر گذاشتند تا ارزش‌های والای انسانی را تحقق بخشند. در این میان امام حسین (ع) بنیان‌گذار الگوی كامل و بی‌بدیلی در تاریخ بشریت است.


قیام سرخ او و یارانش همه تبهكاران و طغیان گران را در طول تاریخ رسوا كرد و نمونه‌ای روشن از جهاد آرمانی را به منصه ظهور آورد.
او فریاد بر آورد كه: اِن كانَ دیِنُ مُحَمَّدٍ لا یَستَقِمُ اِلّا بِقَتلِی فَیا سُیوُفُ خُذِینی اگر دین محمد(ص) جز با قتل من استوار نمی‌گردد، ‌ای شمشیرها مرا دریابید. امام حسین(ع) قربانی هوس‌های جاه طلبانه دیگران نیست. او با ایستادگی آگاهانه و مقاومت هشیارانه در راه هدف مقدس به شهادت رسید. او با توجه به عواقب سختی كه در انتظار او و خانواده اش بود، زیر بار بیعت نرفت و سكوت را در آن شرایط گناهی عظیم تلقی می‌كرد.


ندای جهانی حسین (ع) دعوت به آزادگی و حرّیت است كه می‌فرماید: یَا شِیعَه‌َ آلِ ابِی سُفیَانَ اِن لَم یَكُن لَكُم دِین وَ كُنتُم لَا تَخَافُونَ المَعَادَ فَكُونُوا احرَاراً فِی دُنیَاكُم‌ (مجلسی، 45/51) ای پیروان آل ابوسفیان! اگر دین ندارید و از معاد نمی‌ترسید، [لااقل] در زندگی دنیوی خود از آزادگان باشید.


حسین(ع) الگوی همه كسانی است كه در پی سلطنت و قدرت دروغین دنیوی و رقابت برای جمع مال و ثروت‌اندوزی نیستند و دل در گرو برداشتن موانع تكامل دین و اجرای دستورات خداوند دارند. حسین(ع) نمونه والا و متعالی انسان‌هایی است كه شهادت در راه خدا را همانند گردن بندی بر گردن دختران جوان می‌بینند كه مایه زیبایی و جذابیت آنان است و شهادت مایه زیبایی و رونق دین. آنان كه نسبت به مرگ اشتیاقی همانند شوق یعقوب در دیدار یوسف دارند.

امام حسین(ع)، سید الشهداء و بالاترین اسوه و مقتدای كسانی است كه چون می‌بینند كه به حق عمل نمی‌شود و از باطل جلوگیری به عمل نمی‌آید، بی‌تاب روِیت حق و ملاقات خداوند می‌شوند و فریاد بر می‌آورند كه: وَ اِنِّی لَا ارَی المَوتَ اِلَّا سَعَادَه‌ً وَ الحَیَاه‌َ مَعَ الظَّالِمِینَ اِلَّا بَرَما (مجلسی، 44/192) من مرگ را جز سعادت و زندگی با ستمكاران را جز ملالت و خستگی و كسالت نمی‌بینم.


حسین(ع) در بستر پیامبر(ص) آرمیده و از پستان فاطمه شیر نوشیده و از قبیله نور و از خاندان طهارت و تقوی است، او فریاد بر می‌آورد: <هیهات منّا الذِّله> و تأكید می‌كند كه آگاه باشید كه این انسان پست و بی‌خاندان و بی‌اصالت مرا میان دو امر مخیر كرد؛ جنگیدن با شمشیر و نوشیدن شربت شهادت یا تن دادن به ذلّت و خواری و یقینا ذلّت از ما دور است. خداوند، رسول خدا، مؤمنین و دامن‌های پاك و مقدسی كه ما را در خود پرورش داده‌اند و انسان‌های بلند همت و استوار در راه حق، آن را بر ما نمی‌پسندند. هرگز سزاوار نیست كه ما به اطاعت انسان‌های فرو مایه و زشت سیرت تن دهیم و تسلیم هوس‌های حیوانی آنان شویم. امام(ع) نمونه‌ای كامل و متعالی است برای كسانی كه به افراد پست و زبون، دست بیعت نمی‌دهند و همانند بردگان در برابر ستم و ظلم سكوت نمی‌كنند.

خوشم از سوختن خویش از آنك سوختم بزم ت-و روشن كردم تا تو آسوده روی در ره خویش خ-وی ب-ا گیتی رهزن كردم (اعتصامی، 5) جمع بندی و نتیجه گیری: گرچه از نظر همه مردم جهان، فداكاری و ایثارگری دارای ارزش و اعتبار است، در مكتب اسلام و قرآن، والایی انسان در پرتو روح الهی، محقق می‌شود و شاخصه‌هایی چون از اویی و به سوی اوییم كرامت و منزلت انسان، پویایی انسان، كمال نیكویی، مسابقه در نیكی‌ها، مرگ آگاهانه، اخلاص زندگی راستین، ت-أسی به الگوهای جاودانه، بالاترین درجه تكامل انسان را تبیین می‌كند و خداوندخریدار جان او می‌شود، گناهان او بخشیده و درب مخصوص بهشت به روی او گشوده می‌شود.

امام حسین(ع) و یارانش، در حماسه كربلا، بالاترین الگوی مجاهدت و شهادت را در طول تاریخ بشریت، خلق كردند.

منابع و مآخذ:


1- ابراهیمی وركیانی، محمد، تاریخ اسلام، قم، دفتر نشر معارف، 1382 2 - آدمیت، منوچهر، گلچین غزلیات شمس، تهران، آتلیه هنر، 1375 3 - اعتصامی، پروین، گزیده قطعات، اصفهان، مشعل، 1343 4 - ابن ابی الحدید، ابو حامد، شرح نهج البلاغه، قم، كتابخانه مرعشی، 1404 5 - حافظ، شمس الدین محمد، دیوان حافظ، به اهتمام جهانگیر منصور، تهران، نشر دوران، 1380 6 - حر عاملی، محمد، وسائل الشیعه...، تهران، مكتبه الاسلامیه، 1391، 7 - حرانی، علی ابن شعبه، تحف العقول، قم، جامعه مدرسین، 1404 8 - خمینی، روح‌الله، صحیفه نور، تهران، مؤسسه نشر آثار امام، 1376، 9 - دیوان علی(ع)، قم، پیام اسلام، 1369، 10- سروش، سید عبدالكریم، مثنوی مولوی، تصحیح و پیشگفتار، تهران، علمی و فرهنگی، 1378، 11-‌شهیدی، سید جعفر، ترجمه نهج البلاغه، تهران، انتشارات علمی فرهنگی، 1377، 12 - صدوق، محمد، من لا یحضره الفقیه، تحقیق علی اكبر غفاری، قم، جامعه مدرسین، 1404، 13 - طوسی، محمد بن الحسن، الاستبصار فیما اختلف من الاخبار، تحقیق سید حسن خرسان، دارالكتب الاسلامیه، تهران، 1390، 14- كلینی، محمد بن یعقوب، كافی، بیروت، دارالضواء، 1371، 15 - مجلسی، محمد باقر، بحار الانوار الجامعه لعلوم الائمه الاطهار، بیروت، دار احیاء التراث العربی، 1403ق 16 - مطهری، مرتضی، قیام و انقلاب مهدی(عج) به ضمیمه شهید، قم، صدرا، 1367، 17- همو، هجرت و جهاد، تهران، دفترمركزی حزب جمهوری اسلامی، 1360 18 - مكارم شیرازی، ناصر، ترجمه قرآن، قم، مدرسه امام علی(ع)، 1384، 19- همو، تفسیر نمونه، تهران، دارالكتب الاسلامیه، 1374، 20 - همو، ترجمه گویا و شرح فشرده نهج البلاغه، با همكاری جعفر امامی و رضا آشتیانی، قم، هدف، بی‌تا 21 - النوری الطبرسی، حسین بن محمدتقی، مستدرك‌الوسائل و مستنبط المسائل، بیروت، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، 1408

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.