• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن طنز و سرگرمی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
طنز و سرگرمی (بازدید: 5100)
شنبه 11/7/1388 - 16:2 -0 تشکر 156051
آموزش مجازی طنزنویسی-خلاصه درس ها

خلاصه درس نامه طنزنویسی جلسه‌ی یکم‌ـ شوخ‌طبعی و انواع آن

پژوهشگران گونه های مختلف شوخ‌طبعی را به چهار دسته تقسیم کرده اند:

1)هزل

 بی پرواترین گونه شوخ طبعی است که آن را در مقابل جد برشمرده اند.هزل واژه ای عربی  است.در ادبیات هزل نوشتاری است که کلمات رکیک و زشت داشته باشد و بی پرده از روابط جنسی سخن گوید.هزل بدون مقصود خاصی خنده را به لب خواننده می نگارد و بر همین اساس با هجو و طنز فرق دارد،چرا که طنز خنده را وسیله ای برای رسیدن به هدفی بزرگ می پندارد و هجو در حمله های خود جنبه های فردی یا سیاسی اجتماعی را در نظر دارد.

2)فکاهی

رایج ترین گونه شوخ طبعی فکاهه است. فکاهه هم واژه عربی است که معنی هایی برای آن ذکر کردند از قبیل :شوخ،مزاح، خوشمزگی و ... در میان گونه های سخن شوخ طبعی، مصادیقی هست که نه هزل هستند و نه هجو و نه طنز، یعنی نه دلالت به الفاظ حرام دارند (چنان که در هزل هست)، نه شکل تهاجمی و منفعت طلبانه دارند (چنان که در هجو هست) و نه در مفهوم انتقادی و اصلاح طلبانه (که در طنز هست) که به چنین مصادیق شوخ طبعی،فکاهی گفته می شود.

3)هجو

هجو و هجا به معنی بد گفتن؛ فحش دادن و استهزاء کردن در شعر است.

 تهاجم همراه تمسخر مهم ترین ویژگی هجو است که در آن قصد تحقیر و بیان کمبود های مقابل را دارد. اما «هجو» که در دانش و قدرت دست کمی از طنز ندارد، عصبانی، کم حوصله و انتقامجو است. مدارا و میانه روی و نصیحت سرش نمی شود، حتی بد دهن و هتاک و بی ادب است. اگرچه به نسبت تجربه اش این ناهنجاری و پرده دری در حرفهای او پوشیده تر و البته  هنرمندانه تر و شاید جان سوزتر از صراحت و آشکاری سخن جوانان خام و کم تجربۀ هم مسلکش باشد!

4)طنز

شوخ طبعی کنایه ایست که قصد بیان کمبودها،نارسانایی ها را دارد به مانند هجو اما بدون ناسزاگویی است.

طنز در اصطلاح ادبی نوعی از آثار ادبی که در بر شمردن زشتی ها و رذایل فردی یا جمعی و آگاهانیدن مردم از آن ها می کوشد و فرق آن با هجو یا هجاء در این است که طنز در حالی که غالباً بر استهزای بسیار و کنایه های بی شمار همراه است و اغلب از هجا مؤثرتراست، اما صراحت تعبیرات و مفاهیم هجو را ندارد؛ یعنی اغلب غیر مستقیم و به تعریض و تلویح، عیوب یا نقایص کسی یا جمعی را بازگویی می کند 

 

شنبه 11/7/1388 - 17:48 - 0 تشکر 156096

با تشكر فروان از لاو گرامی

همان طور كه می دانید انجمن طنز در پایان ماه مبارك رمضان اطلاعیه ای را مبنی بر آموزش طنزنویسی صادر كرد كه طی آن حدود 150 نفر در این طرح شركت كردند و این طرح از روز عید سعید فطر آغاز به كار كرد و هم اكنون هفته دوم آن در حال سپری شدن است به همین دلیل خلاصه ای از درس اول برای كاربرانی كه ثبت نام نكرده اند توسط كاربر فعال دوره لاو گرامی قرار داده شده است اگر شما نیز مایل به شركت در این دوره هستید فرصت را از دست ندهید و برای ثبت نام به اینجا رجوع كنید.

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

شنبه 11/7/1388 - 17:52 - 0 تشکر 156099

این هم تكلیف هفته اول بود كه انشاءالله در روزهای آتی تكالیفی كه دوستان ارسال كردن و قابلیت نمایش در انجمن را دارند در اینجا قرار می گیرد.

تكلیف شماره یك:

1- هزل، فكاهی و هجو را به زبان خودتان تعریف كنید( توجه كنید فقط به تعاریفی كه خودتون بیان فرمایید نمره داده می شود نه اینكه متن را كپی كنید ) 5 نمره

2- ضمن تعریف طنز به زبان خودتان یك مطلب طنز نیز بنویسید. 5 نمره

سایت گنجینه دانلودهای رویایی

فریاد بی صدا حرف دل همه کسانی که میگویند ولی شنیده نمی شوند ...هستند ولی دیده نمی شوند ..پس تو نیز بی صدا فریاد کن....

شنبه 11/7/1388 - 20:35 - 0 تشکر 156123


هجو:
به موضوعی که در نظر او نادرست است به شدت حمله می کند و رحمی ندارد و ملاحظه کسی یا چیزی را نمی کند و سعی می کند این تندی را با خنده قابل پذیرش کند و قصدش جدی است نه شوخی برای انتقام گیری!
ویژگی های هجو:
1-    منتقد
2-    منتقم
3-    نیش زن
4-    بی رحم
5-    عصبانی
6-    جدی
7-    تلخند

هزل:
تفریح و تعلیم است که البته تفریحش قالب است و ابایی از کاربرد الفاظ نامناسب به قصد خنده و شوخی ندارد یعنی اصولا قصد جدی ندارد، نقد و انتقام شخصی هم در کارش نیست، بیشتر خودش را ضایع میکند و خنده آن ناشی از پرده دری آن است.
ویژگی های هزل:
1-    شوخ(غیر جدی)
2-    بی ادب
3-    بی حیا
4-    بی طرف
5-    فضول
6-    نیشگون

فکاهی:
بی غرض و بی قصد است و هدفش تفریح و ایجاد نشاط در جمع است. خیلی اهل تامل و به کارگیری ظرافت در سخن نیست. کنایه های پیچیده ندارد و بسیار سطحی است.
ویژگی های فکاهی:
1-    ساده و سطحی
2-    خنده رو
3-    همه فهم
4-    زود فهم
5-    زودگذر
6-    بی آزار
7-    بی غرض


به طور کلی میتوان گفت که هجو و هزل دست مایه ی خواص(در ادبیات) است و فکاهی دست مایه ی عوام

سه شنبه 14/7/1388 - 11:3 - 0 تشکر 156558

سلام به همه

منتقدان فرنگی طنز را به دو نوع رسمی Formal  یا مستقیم Direct و غیر رسم تقسیم کرده اند. در طنز مستقیم ، سخنگو اول شخص است. این «من» ممکن است مستقیما با خواننده سخن بگوید یا با واسطه ی کس دیگری که در اثر مطرح است و اصطلاحاً حریف adversarius نامیده می شود. کار این «پامنبری خوان» شرح و بسط و توضیح و تفسیر طنز های سخنگو است

در طنز مستقیم دو نوع اثر در ادبیات غربی معروف است که عنوان آن ها از اسم طنزنویسان معروف رومی هوراس  Horace  و جوونال  Juvenal اخذ شده است. در طنز هوراسی  Horatian Satire سخنگو فردی مودب و زیرک است که با طنزهایش بیشتر باعث سرگرمی و تفریح است تا خش و رنجش. زبان او نرم و ملایم است و گاهی خودش را به سخره می گیرد و هدف انتقاد قرار می دهد (مثل طنزهای حافظ). ر طنز جووانی  Juvenalian Satire سخنگجو یک معلم جدی اخلاق است. سبک و زبانی موقر دارد، مفسده ها و خطاها را که به نظر او کاملا جدی هستند بدون گذشت مطرح می کند و باعث تحقیر و رنجش می شود. برخی از طنزهای دکتر جانسون از این قبیل است.اما طنز غیر مستقیم، طنزی است که در آن قهرمانان اثر، خود و عقاید خود را به سخره می گیرند، گاهی هم نویسنده با تفسیرهای خود و با سبکی روایی، جریانات را مسخره تر نشان می دهد. یکی از انواع آن، Menippen Satire است که از نام فیلسوف یونانی منیپووس  Menippus اخذ شده است. از انجا که وارو  Varro یونانی هم به این شیوه می نوشت ، نورتروپ فرای در کتاب تشریح نقد ادبی ، به این گون طنز  Varronian Satire  گفته است. به هر حال ، در این شیوه، گروهی از شخصیت های ورّاج پر حرف که فخر فروش و متفاضل اند و نمایندگان نِحله های مختلف فکری و فلسفی محسوب می شوند، در طی مکالمات و بحث های گسترده ی خود - که معمولا در یک مجلس صورت می گیرد - عقاید و آرا و نقطه نظرهای روشنفکرانه ی دیگران را به نفع خود به باد انتقاد و س خره می گیرند. کاندید ولتر از این قبیل است.در ادبیات فارسی طنز چه به صورت شعر و چه به صورت نثر، به صورت قطعات کوتاهی در دست است و فقط در سالیان اخیر و بعد از ر واج رمان نویسی است که داستان های بلند مبتنی بر طنز پدید آمده است، مانند آثار طنز نویس معروف ایرج پزشک زاد و برخی از آثار صادق هدایت. بزرگترین طنز نویس در ادبیات قدیم فارسی، عبید زاکانی است که از او آثاری به نظم و نثر در طنز به جا مانده است. طنز نویس بزرگ معاصر شادروان علی اکبر دهخدا صاحب چرند و پرند است. از آنچه که طنز و هجو معمولا به هم رد آمیخته است، برخی از قطعات ایرج میرزا را هم می توان طنز دانست.علاوه بر آثاری که کلا به قصد طنز و هزل نوشته شده اند، در هر اثر جدیی هم ممکن است طنز و شوخی و مطایبه دیده شود. گاهی اوقات حادثه آن قدر غیر منتظره است که ممکن است بی اختیار باعث خنده شود، به این حالت طنز موقعیت Irony Of Situation می گویند. مثلا در داستان ارمغان موبد The Gift Of Magi اثر او هنری وقتی قهرمان زن تناه دارایی خود یعنی گیسوان بلندش را در شب کریسمس می فروشد تا با آن زنجیری برای ساعت شوهرش بخر، متوجه می شود که شوهرش نیز تنها داراییش یعنی ساعتش را فروخته است تا به او شانه جواهر نشانی هدیه کند. در اینجا خنده، فی الواقع خنده ی درد است.شوخی و مطایبه عناصر و عوامی هستند که در ادبیات از آن ها برای ایجاد نشاط و خنده در خواننده استفاده می کنند. بذله گویی در قدیم نشانه ی خش و ذکاوت بود و در انگلیسی  Wit هم به معنی زیرکی و هم معنی بذله گویی است. نظامی در چهار مقاله در باب شاعر می نویسد: « و شاعر باید که در مجلس محاورت خوشگوی بود و در مجلس معاشرت خوشروی».شوخی و مطایبه به قول فروید ممکن است فقط برای خنده و تفریح باشد  Harmless Wit و یا هدف خاصی را در نظر داشته باشد و در آن طعنه و تعریضی باشد  Tendency Wit . فرنگیان شوخی و مطایبه Wit را فقط در زمینه های کلامی به کار می برند، اما اگر در نمایش و فیلم، سر و وضع و رفتار و کردار کسی خنده دار باشد به آن Humour می گویند. دیگر از اقسام طنز و مطایبه، حاضر جوابی  Repartee است. در ادبیات ما مجانین عقلا و بهلول ها و افراد خردمند در جواب شاهان و بزرگان نکته یی در کار می کردند و با حاضر جوابی خود، باعث تنبه می شدند و گاهی خود یا دیگران را از مرگ می رهاندند. برگرفته از سایت انجمن طنز .

یا حق

التماس دعا

شنبه 18/7/1388 - 21:47 - 0 تشکر 157571

هجو:
آن چه ظاهرا بر می آید این است که تعریف دقیق و تیزی(همان شارپ) برای این مصادیق ادبی وجود ندارد که البته طبیعی هم هست، زیرا اینها از محصولات زبان و ذهن است که قالب پذیر نیستند، اما می توان حدود خاکستری را تشخیص داد، در ضمن فهمیدن اینگونه موارد در مقایسه با هم بسیار  بهتر صورت می گیرد.
محدوده هجو:
هجو حمله ای است ادبی به کسی یا چیزی و قصد آن افشای نارسایی های گوناگون زندگی انسانی است یا شخصی است و در مخاطبان خود خنده ای گزنده و تلخ توأم با پالایش کمیک ایجاد می کند و در موردهایی با بی پروایی و گستاخی همراه است.
اگر سخنی با درون مایه خنده این ویژگی ها را داشته باشد احتمالا هجو است:
1-    منتقد
2-    منتقم
3-    نیش زن
4-    بی رحم
5-    عصبانی
6-    جدی
7-    تلخند
8-    جنبه شخصی دارد
که البته این ویژگی ها را هم نداشته باشد:
1-    بی حیا
2-    بی غرض
3-    بی طرف

که تفاوت هجو با هزل در همین ویژگی های آخر است و به قولی:
هجو از هزل با ادب تر است و هدفش بر خلاف هزل انتقاد از وضع موجود و یا انتقام گیری شخصی است.
از هجو تا هزل یک طیف است که در یک طرف اوج ادب به همراه ناریاضتی و غرض ورزی است و در طرف دیگر نهایت گستاخی و بی طرفی.

چهارشنبه 22/7/1388 - 17:13 - 0 تشکر 158378

1-هزل:نوعی سخن با مزه است که مخاطب آن عام است و استفاده از کلمات رکیک و زشت در آن امکان پذیراست و هدف آن خنداندن لحظه ای است و در میان انواع نوشته ها ی بامزه سطحی ترین هدف را دارد.

فکاهه:نوعی سخن است که می تواند مردم را در هر سطحی بخواند و درک آن ساده است و عناصر و مطالب ان برگرفته از چیزهایی است که می بینیم و اندیشه ی نهفته در آن عمیق نیست.و رایج ترین نوع با مزگی در میان مردم معمولی است

هجو:نوعی سخن است که کارشناسانه تر از هزل و فکاهه است و دقت بیشتر و استفاده ی بیشتری از کنایات و کلمات دارد ولی در عین حال انتقادی بوده و زبان آن تند و تیز می اشد و نفعی برای کسی در آن وجود دارد.استفاده از کلمات نامناسب در ان مجاز است ولی به صورتی مخفی تر و غیر مستقیم.

2-

طنز:نوعی سخن است دارای بیشترین عمق در میان این 4 نوع نوشته است و در ان از کلمه شناسی و کنایات به مقدار زیاد استفاده می شود.و هدف آن بر خلاف هجو فقط حمله نیست بلکه در آن حمله با راهکار و اصلاح وجود دارد به عبارتی دیگر اخلاقی تر از هجو است و به مشکلی عمومی تر و اجتماعی تری اشاره می کند.

يکشنبه 3/8/1388 - 12:22 - 0 تشکر 160558

فکاهی:


فکاهی مطالب خنده آور سطحی و زود فهم است که خالی از هرگونه ظرافت و معنای عمیق است و تفاوت آن با هزل در پاک بودن آن از الفاظ نامناسب و تفاوت آن با هجو در عدم انتقاد و انتقام شخصی و تفاوت آن با طنز سطحی و عامه فهم و خالی از ظرافت بودن آن است.

این گونه سخنان عموماً خارج از مفهوم خنده انگیزی، هدف  دیگری ندارند. درخنده و شوخی خلاصه می شوند و در همین محدوده هم به پایان می رسند. این گونه سخنان را می توان لطیفه، مطایبه یا فکاهه نامید.

يکشنبه 3/8/1388 - 15:30 - 0 تشکر 160582

درس چهارم، طنز:
طنز در لغت به معنی مسخره کردن و طعنه زدن، و در اصطلاح، شعر یا نثری است که در آن ضعف ها و تضادهای اخلاقی، بی رسمی های اجتماعی و دینی، یا اشتباهات بشری، با شیوه ای تمسخرآمیز و غیر مستقیم بازگو شود. شاعر یا نویسندۀ طنزپرداز برای اصلاح نابهنجاری های اخلاقی و نابسامانی های جامعه، یا به مسخره گرفتن اشخاص یا آداب و رسوم و مسائل موجود در جامعه، آنان را مورد انتقاد قرار داده و محکوم می سازد.

طنز که هدفی انتقادی، و زمینه ای اجتماعی دارد، هم می خنداند و هم می گریاند، و با هزل که هدف آن تفریحی، ساده و سطحی است، و با هجو که مقصود آن بدنام کردن شخص یا گروهی خاص است، تفاوت دارد. وجه اشتراک طنز و انواع دیگر، شیرینی و ملاحتی است که در همۀ این انواع وجود دارد و ممکن است خواننده را به خنده وادارد، ولی تلخی ای نهفته در طنز است که ظاهر شیرین طنز را از درون زهرآگین و تلخ می کند.

اسماعیل امینی می گوید:
«طنز» مثل پدربزرگهای فاضل و خوش سخن، کلی کنایه و اشاره و ضرب المثل و شواهد شعری در حافظه دارد و وقتی می خندد از چهره اش نمی شود شوخی و جدی را تشخیص داد؛ حتی ممکن است کمی هم اخمو به نظر برسد، یعنی برای پی بردن به ظرافت سخن او باید کمی تلاش کرد. طنز مثل استادان کم حرف می زند اما پر مغز و نافذ و معنادار؛ اگر تذکری می دهد یا سرزنش می کند قصد آزار ندارد حتی نمی خواهد برای انتقام گرفتن و مجازات کردن به کسی بخندد. طنز می خواهد کجرویها و لغزشها را بشناساند تا مقدمۀ اصلاح آنها فراهم آید؛ مانند این بیت از حافظ:
دی عزیزی گفت: «حافظ میخورد پنهان شراب»       ای عزیز من نه عیب آن به که پنهانی بود.

سه شنبه 5/8/1388 - 18:59 - 0 تشکر 160915

1-مفهوم اصلی هزل نوعی سخن است که تمام چارچوب های اخلاقی و اجتماعی موجود در جامعه را زیر پای گذارده ولی به صورت کلی نفع و سودی در آن نیست و با قصد و منظور نوشته نمی شود و فقط به خنداندن مردم به چیزی که در حالت معمول به دلیل نجابت نمی توانند حس کنند بسنده می کند.در عین حال می تواند به دلیل اینکه انسان می فهمد میتواند تا چه حد پست باشد و پست فکر کند و مقام خود را تنزل دهد می تواند تلنگری به انسان بزند و او را آگاه کند تا از خود بپرسد که هدف او در زندگی چیست.

2-هزل به طور کلی جدیت کمتری در آن دیده می شود و بی منظور تر از هجو است و به معنی دیگر کلاس و سطح مخاطبان آن پایین تر است .و به موضوعات دم دستی اشاره میکند نه موضوعات اجتماعی و سیاسی دوره و زمانه.

 3-هجو نوعی شوخ طبعی است که زبان آن تند و تیز است و به زبان عامیانه دهن فرد یا همان مخاطب را می بندد.و موضوع آن بیشتر در مورد یک شخص و یا یک صفت بد اخلاقی یک فرد است .می توان گفت که در عین طنز بودن جدیت و خصومتی در آن نهفته است که این موضوع ان را از انواع دیگر جدا می کند در عین حال سعی می شود برای حرف های گفته شده دلیلی نیز ارائه گردد و بی منطق نباشد.یعنی تا حدی مورد احترام مخاطب است .و هدف نگارنده به گفته ی خودش اصلاح جامعه به وسیله ی این انتقاد تند و تیز است ولی در بیشتر موارد این متن بیشتر جنبه ی شخصی پیدا می کند تا جنبه ی عمومی.و هجو مخاف مدح است یعنی به همان میزان که در مدح اغراق وجود دارد در هجو نیز بزرگنمایی و اغراق وجود دارد.

4-فرق هزل با هجو در آن است که هجو تخصصی تر بوده و بیشتر بر روی موضوعات و نقاط منفی موضوع تمرکز می کند تا از آن مطلبی خنده دار بیرون اید که در عین حال تا حدودی مورد قبول مخاطب متوسط و فهیم قرار گیرددر حالیکه در هزل از تمان نقاط مثبت و منفی کاراکتر یا موضوع استفاده می شود تا مطلبی طنز فراهم اید ودر ضمن خواننده پس از مدتی هیچ دید مثبتی نسبت به مطلبی که خوانده است ندارد و به طور کلی با نگارنده ی آن احساس همسویی و هم نگرشی نمی کند در حالیکه می توان گفت که در هجو رابطه ی بین نگارنده و مخاطب بیشتر از هزل است و بنا بر این تاثیر آن نیز بیشتر است.

ام.اس


شنبه 9/8/1388 - 11:44 - 0 تشکر 161455

ساختارهای رایج طنز:
1-    طنز عبارتی یا کلامی:
انگار قصد عمدی برای طنز در این مورد نیست و گاه نکته ای یا همان تیکه ای خنده آور پیش می آید و در لحظه اتفاق می افتد
2-    طنز مضمونی:
در این مدل قصد عمدی برای طنز وجود دارد و همان قواعد خاص طنز را رعایت می شود
3-    طنز موقعیت:
این نوع طنز بر بازی های قهقهه آمیز زبانی یا روایات و حکایات نیشدار متکی نیست، بلکه روح طنز در اعماق معماری اثر پنهان است، خواننده با تصور و تجسم فضایی که از متن بر می آید به نکات و ظرایف موجود پی می برد و از تناقضاتی که پیش می آید خنده اش می گیرد.

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.