• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 39364)
شنبه 4/7/1388 - 13:35 -0 تشکر 154300
انتخاب بهترین مطلب هفته دفاع مقدس

بسم رب شهداء و صدیقین

 

به راستی كه زنده نگه داشتن یاد شهدا كمتر از شهادت نیست.

 

 

به مناسبت هفته غرور آفرین دفاع مقدس بر آن شدیم تا همانطور كه قبلاً خدمت دوستان عرض كرده بودیم،از بهترین های مطالب و مباحثی كه در طول این هفته  ثبت می گرددتقدیر و به رسم یادبود هدیه ای تقدیم حضورشان نماییم.

 

 

پس منتظر مطالب و مباحث شما خوبان هستیم.

 

 

 

توجه



برای اطلاع از اسامی برندگان به صفحه آخر پاسخ های همین بحث مراجه نمایید. 

 

و من الله توفیق

یا علی(ع) مدد

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 6/7/1388 - 2:45 - 0 تشکر 154755

بسم رب الشهداء و الصدیقین

آنانكه رفتند

سرود خوان و سر افراز رفتند

در آتش ، چون آب

بی هیچ هراسی

آنانكه رفتند

ستاره هایی بی افول بودند

كه از نگاهشان

فواره نور قد می كشید

از نفسهایشان

گل و پروانه می ریخت

آینه های شفاف معنویت بودند

و گلهای معطر تقوا

آنانكه رفتند...

دوشنبه 6/7/1388 - 9:43 - 0 تشکر 154787

گلزار شهدای شهر هرچه آغوش داشت گسترده بود به روی تکه های آمده از بهشت و آسمان ٬ هر چه ابر داشت گریسته بود در فراق همه ی آن نور ها وسپیدی ها !

راستی ! مبادا که دیگر نوری نیاید میان این همه ظلمت !

مبادا که از یاد ببریم هرآنچه را که از یاد برده ایم !

مباد !

دوشنبه 6/7/1388 - 11:30 - 0 تشکر 154811

سال‏هاست که آسمان، کوچ غریبشان را بر شانه‏هایمان، پرنده می‏تکاند و آفتاب ، مسیر چشمانشان را با انگشت نشان می‏دهد و می‏گرید.سال‏هاست که رفته‏اند و بادها، بوی پیراهنشان را بر خاکریزهای بسیار، مویه می‏کنند. آنان انعکاس روشن خورشید در رودخانه‏های سرخ حماسه‏اند. دلشان، دریا می‏نوشت و نگاهشان، توفان می‏سرود. برخاستند؛ آن هنگام که نفس‏های سرما، پنجره‏ها را سیاه کرده بود و شهر، می‏رفت که در اضطراب ثانیه‏های تجاوز، کمر خم کند. برخاستند و با قدم‏های استوارشان در رگهای وطن، خون زندگی جاری شد. پلاک بر گردن و چفیه بر شانه، جاده‏های صلابت را پشت سر گذاشتند و خاک را لبخند كاشتند.پا در رکاب ستاره و باران ، آسمان عشق را تا دورترین‏ها درنوردیدند و اینک ، ما مانده‏ایم و این خاک مردابی. ما مانده‏ایم و تکثیر بی‏وقفه ابرهای خاکستري. رفته‏اند و باران‏ها را با خود برده‏اند و فصل‏هایمان ، بی‏جوانه و آفتاب مانده‏اند.کوچه‏های شهر را که ورق می‏زنم ، نامشان را بر پیشانی افتخار این سرزمین، درخشان می‏یابمتقویم‏ها جفا کرده‏اند، اگر تنها به چند روز برای شهیدان بسنده کنند. قلم‏های منظوم اگر کم بگذارند ، در حق خون ، کوتاهی کرده‏اند.پوتین‏ها فقط اندکی از رشادت بچه‏ها را پیش بردند.معبرها فقط مقداری باریک ، برای شناخت آنان گام برداشتند. کوله‏های همت آنان ، واکنش سبزی بود در برابر خزان‏زدگی و هجوم اتفاقِ پاییز. آنجا که آنان رفته بودند، چشم‏های ما، حرفی برای گفتن نداشت.همه حرف‏ها را با لبخند و گریه‏ها می‏زدند.خاکریزها، گواه خوبی هستند بر اشک‏های چکیده از دعای کمیل‏شان. شب‏های جمعه بعد از آنها، تاولی است بر گام‏های نرفته ما. اُنس با واژه‏های دنیایی، برای لب‏های ما ماند و شگفتا از آنان که در جبهه ، با لحن‏های متفاوت ، استقامت را به شعر درآوردند!آن‏گاه که مفاتیح یا اسلحه به دست می‏گرفتند، غزل‏هایی از ملکوت ، در چهار گوشه سنگر گُل می‏کردبرادر! خواهر! ما بدهکاريم! ما به آن روزها و شبها بدهکاريم. ما به آن مادر و پدر که با اشک و گريه، فرزندشان را روانه جبهه کردند، بدهکاريم. به آن خانمي که بغضش را در گلو خفه کرد تا سد راه شوهرش نشود، به آن نوزاد سه ماهه که حسرت گفتن کلمه «بابا» را تا هميشه بر دل خواهد داشت، بدهکاريم. به مظلوميت آن شهيدي که دلش براي تنها دخترش تنگ مي‌شد، اما فرصت بازگشت به خانه را نداشت، بدهکاريم. به بزرگي و غرور آن امير ارتش که به او گفتند دخترت روي تخت بيمارستان منتظر ديدن توست، برگرد، اما او بخاطر صدها جوان هم سن و سال دخترش حاضر به ترک جبهه نشد و تنها زماني به خانه برگشت، که جسد دخترش را دفن کرده بودند!... ما بدهکاريم. ما به اندازه قطرات اشک مادران و همسران ، به اندازه قطرات خون به ناحق ريخته ، بدهکاريم. به مظلوميت، معصوميت دختران و پسران بابا نديده ، به گريه‌هاي شبانگاه همسران شوهر از دست داده ، بدهکاريم. به بزرگي پيرمردي که کمر خم نکرد و بر جنازه تنها فرزندش نماز خواند، بدهکاريم. ما به نام هزاران هزار شهيد ، جانباز، اسير، به هزاران هزار خانواده ، هزاران هزار پدر و مادر، هزاران هزار کوچه که نام شهيد را بر آن گذاشته‌اند ، بدهکاريم. ما به امام (ره) ... ما به ايران، به اسلام بدهکاريم.....

دوشنبه 6/7/1388 - 11:33 - 0 تشکر 154812

بسم رب شهدا و الصدیقین

شهدا رفتند تا ما زنده بمانیم ولی اینگونه نیست ما فقط به اسم زنده ایم در حالیكه یك مرده متحرك بیش نیستیم و تنها آنها زنده اند و زندگی می كنند. اگر بتوانیم یاد و نام آنها را زنده نگه داریم و از آنها بخواهیم شفاعتمان كنند شاید روزی ما نیز مانند آنها بتوانیم زندگی كنیم . چون این دنیا سرای فانی است و اخرت سرای باقی است . به امید تحقق این رویا . 

دوشنبه 6/7/1388 - 11:44 - 0 تشکر 154815

با سلام

احتراما به طور مختصر یک عباارت کوتاه  (زبان دل رزمندگان دفاع مقدس ) تقدیم می گردد.

"جبهه آنچه از تو آموخته ام ،سبز ترین برگ زندگی من است ."

با تشکر -مسعود خبازی

دوشنبه 6/7/1388 - 12:58 - 0 تشکر 154835

بسم‌الله الرحمن‌الرحیم

سلام

آقای پدر سلام،

امیدوارم حال شما خوب باشد و از كارهای بد من ناراحت نباشید. (خودم می‌دانم كه مامان منصوره همیشه چُغلیم را می‌كند.) دیروز خانم معلممان گفت: علیرضا گریه نكن، بابایت بر می‌گردد. ولی آخر من كه برای شما گریه نمی‌كردم، همه‌اش تقصیر این سیدمحمد است. هسته ‌های آلبالوخشكه‌اش را فوت می‌كند به من، دفتر مشقم هم كثیف شد. از همه بدتر آلبالو خشكه‌ها بود كه لو رفتند، فردا قرار است خانوم ناظم بازرس بفرستد جهت تفحص، خدا كند بفرستندمان شورای امنیت. به هر حال انشاالله بیایید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام،

اگر خانم ناظم نفرین هم می‌كرد آلبالوها را پیدا نمی‌كرد. دیروز همه‌اش را با سید محمد خوردیم. حتی هسته‌هایش را...! شما نگران نباشید. مامان منصوره هم خوب است، سلام می‌رساند و می‌گوید كی مرخصی می‌گیرد بیایید، عملیات كه تمام شده، حداقل نامه بدهید. 20 تومان هم در پاكت می‌گذارم تا تمبر و پاكت بخرید، پول توجیبی‌هایم است كه جمع كرده‌ام، نگران نباشید، از كیف مامان بر نداشته‌ام...

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

امیدوارم حال شما خوب باشید، دیروز خانم معلممان گفت: علیرضا گریه نكن، باز سید محمد هسته‌ای شده؟ ولی من كاری به هسته‌های آلبالو خشكه نداشتم، من برای شما گریه می‌كردم، اگر شما می‌آمدید خانم ناظم و خانم مدیر از شما می‌ترسیدند و مرا به خاطر الكی دعوا نمی‌كردند. اصلاً مگر سعید كه پسر خانم ترابی كه ناظم است آلبالو خشكه نمی‌خورد، من دیدم كه آلبالو خشكه خورد آن هم چهار تا. تازه هسته‌هایش را هم انداخت توی جیبش تا هیچ كس نبیند. پس كی می‌آیید؟

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

حال شما كه خوب است خدا را شكر، فردا امتحان املا داریم، مامان نمی‌تواند برای من املا بگوید چون از آن قدر كه با چشمهایش خیاطی می‌كند نمی‌تواند نوشته‌ها را درست بخواند. دلم می‌خواست یك املا هم شما برای من بخوانید. ماجرای آلبالوها و هسته‌هایش را هم فراموش كنید. این صدام نمی‌خواهد برود تا شما بیایید؟! بابای همه بچه‌ها آمده‌اند فقط شما نیامده‌اید. پس كی می‌آیید؟

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

اگر نمی‌خواهید جواب نامه‌هایم را بدهید، اقلش 20 تومان پولم را پس بدهید!

پسرتان علیرضا



آقای پدر سلام؛

خانم معلممان هم دیروز با من گریه می‌كرد. او همیشه می‌گوید نگران نباش بابایت می‌آید. خیلی كیف داشت تا حالا گریه‌اش را ندیده بودم.

پسرتان علیرضا



آقای پدر سلام؛

از امروز دیگر برایم مهم نیست كه جواب نامه‌هایم را ندهید. 20 تومان را هم مال خودتان. از كیف مامان برداشتم. فقط كاشكی یادتان باشد علیرضایی هست كه پسرتان است. مامان می‌‌گوید دیگر بزرگ شده‌ای، تو هم باید بروی جنگ. ولی اگر من بیایم پیش شما مامان خیلی تنها می‌شود.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام،

شما در جنگ تلویزیون ندارید؟ خانم معلم گفته ندارید، خیلی حیف است كه كارتون پلنگ صورتی را نمی‌بینید، مقش‌هایم را هم نوشته‌ام و تلویزیون می‌بینم. نگران نباشید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خانم معلم این دفعه گریه نكرد، گفت گریه‌هایم الكی است. باید مقش‌هایم را می‌نوشتم نه اینكه پلنگ صورتی ببینم. مامان هم تلویزیون را خاموش كرده، خوش به حالتان كه تلویزیون ندارید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

دیگر حتما باید بیایید، تلویزیون نشان داد كه صدام را گرفته بودند تازه كلی ریش داشت اگر نیایید حتماً... اصلاً یادم نبود كه شما تلویزیون ندارید. به هر حال دیگر باید بیایید.

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

لابد مامان دارد كور می‌شود. املا كه برایم می‌خواند همین طور غلط غلوط می‌خواند، وسطش هم گریه می‌كرد. لابد برای چشمهایش، این درس شهید هم چقدر سخت است، كاش خودت برایم می‌خواندی...

پسرتان علیرضا

آقای پدر سلام؛

خیلی بدی، چرادیشب كه آمده بودی توی خواب مامان منصوره توی خواب من نیامدی؟ مگر من پسرت نبودم؟ مامان منصوره می‌گفت: گفته‌ای هر وقت «او» بیاید، تو هم می‌آیی. جنگ اصلی هنوز نیامده...

پسرتان علیرضا

بابا سلام؛

خانم معلم امروز هم گریه كرد. همه‌ی بچه‌ها هم گریه‌شان آمد، خانم معلم گفت: مطمئن باشید او می‌آید. كاش او بیاید...

پسرتان علیرضا

اللهم عجل لولیک الفرج

 

الهی به حق فاطمه ،عجل لفرج مولانا صاحب الزمان

دوشنبه 6/7/1388 - 13:57 - 0 تشکر 154849

دفاع مقدس بهترین الگو و نسخه‌ای بی‌نظیر است كه سال‌ها پس از دوران دفاع مقدس نیز می‌توانیم با استفاده از آن روی پای خودمان بایستیم

دوشنبه 6/7/1388 - 14:27 - 0 تشکر 154854

دفاع مقدس
31 شهریور 1359 با حمله هوایی عراق به چند فرودگاه ایران و تعرض زمینی همزمان ارتش بعث به شهرهای غرب و جنوب ایران، جنگ 8 ساله حكومت صدام حسین علیه ایران آغاز شد. این جنگ 19 ماه پس از پیروزی انقلاب اسلامی و چند روز پس از آن اتفاق افتاد كه صدام پیمان الجزایر را در برابر دوربین‌های تلویزیون بغداد پاره كرد. صدام در نطقی با تأكید بر مالكیت مطلق كشورش بر اروند رود (كه وی آن را شط‌العرب نامید) و ادعای تعلق جزایر ایران به «اعراب» جنگ را در زمین، هوا و دریا علیه ایران آغاز كرد.
این جنگ در حالی شروع شد كه مردم ایران دوران نقاهت پس از انقلاب را می‌گذراندند و طبعاً به بازسازی كشور و آرامش و سازندگی می‌اندیشیدند. نیروهای مسلح نیز به دلیل آن كه انتظار جنگ را نداشتند، از آمادگی چندانی برای رویارویی در یك نبرد بزرگ برخوردار نبودند. به همین دلایل، نظامیان عراق در ماههای اول پس از شروع حمله، موفق شدند چند شهر مرزی را در غرب و جنوب ایران تصرف كنند.
علل آغاز جنگ
گرچه صدام حسین در ساعات میانی 31 شهریور و پیش از صدور فرمان حمله به ایران، موضوع اختلافات مرزی را دلیل وقوع جنگ عنوان كرد، اما حتی خود او نیز می‌دانست این جنگ مرحله اجرایی نقشه برنامه‌ریزی شده، هدفمند و فرامنطقه‌ای است و دولت بغداد به دلیل اختلافات زمینی و دریایی خود با ایران، تنها داوطلب اجرای این نقشه شده است.
واقعیت این است كه انقلاب اسلامی تنها سبب از بین بردن «جزیره ثبات غرب» در منطقه نشده بود، بلكه تمامی الگوها و هنجارهای مورد نظر غرب در خاورمیانه و خلیج فارس را بر هم زده بود. انقلاب اسلامی در برابر نظامهای لائیكی مورد نظر غرب در منطقه، با صراحت، احیاء مذهب را صلا می‌داد. علاوه بر آن قدرتهای بزرگ از این نگران بودند كه ثبات مورد نظر آنان در خاورمیانه و همچنین جریان آرام و مطلوب نفت از خلیج فارس، با تثبیت انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران به خطر افتد. به همین دلیل امریكا و اتحاد جماهیر شوروی ـ علیرغم اختلافات برخاسته از فضای جنگ سرد ـ در نارضایی از انقلاب اسلامی ایران موضع یكسانی داشتند.
جمهوری اسلامی ایران در طول یك سال و چند ماه قبل از وقوع جنگ تحمیلی، با فشارهای برون مرزی متعددی روبرو شد:
جنگ تبلیغاتی، سیاسی روانی؛ محاصره اقتصادی؛ بلوكه كردن دارایی‌های ایران؛ تهدیدات نظامی (مداخله نظامی در طبس و ...)؛ تحریف ماهیت انقلاب اسلامی در عرصه بین‌المللی؛ دامن زدن به تروریسم و ناامنی داخلی و حمایت از آن.
هدف از این اعمال، بدبین ساختن افكار عمومی جهان نسبت به انقلاب اسلامی، جلوگیری از شناسایی سیاسی جمهوری اسلامی و فراهم ساختن زمینه های جنگ علیه ایران بود. هدف این بودكه هرگونه برخورد با ایران، در عرصه بین‌المللی، اقدامی در جهت بازگرداندن ثبات و آرامش به منطقه ومطابق خواست جامعه جهانی جلوه كرده و توجیه پذیر باشد. هدف این بود كه نگذارند نهضت امام خمینی (ره) به عامل تأثیرگذار در تعیین نظم استراتژیك جهان تبدیل شود.
این گونه اهداف و دیدگاهها نیز نمی‌توانست در چهارچوب اختلافات مرزی و جاه‌طلبی‌های صدام تعریف شود. صدام در حقیقت فریب توطئه خارجی را خورد و جاه‌طلبی‌اش محركی برای انتخاب عراق در اجرای این توطئه بود. البته در كنار این جاه‌طلبی، صدام انگیزه‌های جداگانه‌ای نیز برای جنگ داشت: صدام از تأثیر انقلاب اسلامی ایران بر جمعیت 60 درصدی شیعیان عراق نگران بود؛ صدام همانگونه كه خود و دولتمردانش به دفعات اعلام كردند از پیمان الجزیره ناراضی بوده و در پی فرصتی برای لغو آن و حل یكسره اختلافات مرزی دو كشور مطابق میل خود بود؛ صدام ـ بعدها از زبان سیاستمداران عراقی و غیر عراقی منتشر شد ـ مایل بود در برنامه نابودی انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی ایران و از بین بردن خطرتفكر اسلامی برای استعمارگران، در منطقه پیشقدم شود تا بتواند حمایت دولتهایی را كه با پیروزی انقلاب اسلامی منافعشان خطر افتاده، جلب كند و خود رهبری جهان عرب را به دست گیرد.
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران سیاسی، جنگ تحمیلی عراق علیه ایران را تهاجمی فرا منطقه‌ای و برخاسته از اراده برون مرزی می‌شمارند.
البته حوادث بعد نشان داد كه امریكا و یارانش در تبیین واقعیت‌ها، اشتباه كرده و دچار خوش‌بینی شده بودند كه ناشی از ماهیت رخدادهای سیاسی‌ـ اجتماعی و اطلاعات نادرست امریكا بود. امریكا به رغم نظام و سیستم اطلاعاتی‌اش، همچنین حضور طولانی مدت در جامعه ایران، فاقد اطلاعات واقعی بود و توان تبیین صحیح این اطلاعات را نیز نداشت.
مجموعه این مسایل، امریكا و هم پیمانانش را به چالشی با جامعه ایران كشاند كه هنوز بعد از گذشت نزدیك به سه دهه به پایان نرسیده است. گرچه در این مدت تحولات زیادی رخ داده، اما به طور قطع آن چه امریكایی‌ها از آن هراس داشتند اتفاق افتاد؛ انقلاب اسلامی ایران در برگرفتن غبار از چهره اسلام و خارج ساختن آن از كنج راكد عبادتگاهها به صحنه سیاسی جوامع بشری موفق بود.
تمهیدات صدام برای جنگ تحمیلی
صدام كه اساساً با نیت مبارزه با جمهوری اسلامی ایران در 25 تیر 1358 با كودتا در عراق به قدرت رسیده بود، از ابتدا از تمامی راههای ممكن برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی بهره گرفت.
اخراج هزاران ایرانی از عراق در نیمه دوم 1358ش.؛ توزیع اسلحه بین عوامل ضد انقلاب حمایت از بمب‌گذاران و طراحی انفجارهای مكرر در خطوط راه‌آهن و تأسیسات نفتی؛ پناه دادن به ژنرالهای فراری حكومت پهلوی؛ انتخاب اسامی مجعول برای شهرهای ایران در نقشه‌ها و كتابهای درسی (عراق اهواز را «الاحواز»، خرمشهر را «محمره»، آبادان را «عبادان»، سوسنگرد را «خفاجیه» و بالاخره خوزستان را «عربستان» نامید.1) و الحاق خیالی این شهر‌ها به قلمرو جغرافیائی عراق؛‌ تحریكات و تجاوزات مكرر مرزی (دهها مورد یادداشت رسمی اعتراض از سوی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی ایران به سفارت رژیم عراق در تهران ارسال شده است2)؛ انعقاد قراردادهای خرید هواپیماهای میراژ، میگ وتوپولف (این قراردادها پس از پیروزی انقلاب و قبل از جنگ منعقد شده است)؛ تقویت بدون دلیل نیروهای عراقی در مرز مشترك دو كشور و ایجاد موانع از قبیل سنگرهای بتونی، سیم‌های خاردار و ... صدها نمونه دیگر از اقدامات مقدماتی صدام برای فراهم آوردن زمینه یك تهاجم گسترده نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران است.
از این رو هجوم نظامیان عراق به ایران در 31 شهریور 1359، تعجب هیچ یك از محافل سیاسی مطلع جهان را برنیانگیخت، چرا كه از تمامی اقدامات یكساله صدام، بوی جنگ به مشام می‌رسید.
دولتمردان عراقی از همان ابتدای تجاوزشان تمامی توان سیاسی، نظامی و تبلیغی خود را برای به زانو درآوردن انقلاب اسلامی ایران به كار بستند. در جبهه سیاسی هیأتهای بسیاری را روانه كشورهای اروپایی، آفریقایی و آسیایی كردند و در این مأموریت‌ها تلاش داشتند تا اهداف و مقاصد خود در تحمیل جنگ به جمهوری اسلامی ایران را، نزد جهانیان توجیه نمایند. در نیمه اول دهه 1360 ش. روزنامه‌ها و رسانه‌های ارتباط جمعی امریكا و اروپا مملو از مقالات و گزارشهایی بود كه در آنها، به اهداف و نقشه‌های مقامات عراقی در به راه انداختن جنگ و علت حمایت كشورهای غرب و شرق از آنها اشاره شده بود. در این مقالات در توصیف اهداف جنگ به سركوب بنیادگرایی در منطقه، توقف صدور انقلاب اسلامی، كاستن از خطر بالقوه برای حكومت صهیونیستی، رفع نگرانی دولت‌های عرب خلیج فارس از قدرت ایران و ... اشاره شده بود.
عراقی‌ها در خلال جنگ، تمام قوانین ومقررات بین‌المللی را زیر پا گذاشتند: پیمان الجزایر، پیمان منع كاربرد سلاحهای شیمیایی، پیمان منع حمله به اماكن مسكونی، پیمان مربوط به ضرورت رفتار انسانی با اسیران جنگی، پیمان مربوط به ضرورت امنیت هوانوردی، پیمان مربوط به امنیت دریاها، و دهها و صدها نمونه دیگر از پیمانها، مقررات و قوانین معتبر بین‌المللی در خلال جنگ تحمیلی از سوی عراقی‌ها به زیر پا گذارده شد.
بغداد در خلال جنگ تحمیلی، از شبكه‌های بمب‌ گذار درداخل كشورو در رأس آنها از سازمان مجاهدین خلق (منافقین) حمایت كرد. منافقین كه در فرانسه و بعد در عراق مستقر شدند با سكوت یا حمایت دولت‌های میزبان، بسیاری از اقدامات تروریستی علیه مسئولان و افراد عادی كوچه و بازار ایران را در خلال جنگ تحمیلی هدایت ‌كردند. ترور مردم عامی و مسئولان نظام، در پاریس و بغداد طراحی و برنامه‌ریزی می‌شد و در شهرهای مختلف ایران به اجرا در می‌آمد. هفتم تیر و شهادت آیت‌الله بهشتی و 72 نفر از مسؤولان ایران، هشتم شهریور وشهادت رئیس جمهور رجایی و نخست‌وزیر باهنر، شهادت امامان جمعه، ترور مستمر مردم عادی از قبیل كاسب، دانش‌آموز، روحانی و غیره از جمله اقدامات تروریست‌های داخلی تحت الحمایه دولت عراق در خلال 8 سال جنگ تحمیلی بود.
علاوه بر این، ابعاد جنگ فقط در مرزها و یا در داخل شهرها به صورت ترورهای روزمره خلاصه نمی‌شد، بلكه خانه‌های مسكونی مردم و مدارس كودكان بی‌دفاع در بسیاری از شهرهای ایران آماج حملات موشكی عراقی‌ها بود و هزاران نفر از تلفات مردمی جنگ ناشی از همین گونه حملات بود. كشتی‌های باری و نفتی كه عازم بنادر ایران بودند، در بخش عمده این 8 سال هدف حملات هوایی عراق در خلیج فارس بودند و هواپیماهای جاسوسی ـ آواكس ـ كه در عربستان مستقر بودند، جنگنده‌های عراقی را در هدف‌گیری این كشتی‌ها یاری می‌دادند.
حمایتهای جهانی از صدام
در خلال جنگ تحمیلی، عراق از حمایت بی‌دریغ تسلیحاتی، مالی و سیاسی بین‌المللی برخوردار بود. فرانسه، شوروی، انگلستان و چین درصدر صادر كنندگان اسلحه مورد نیاز عراق قرار داشتند، آلمان تأمین كننده عمده جنگ افزارهای شیمیایی عراق بود و دولت‌های عرب حوزه خلیج فارس تأمین كننده عمده نیازهای نفتی، مالی و ترابری عراق بودند.
دولت عراق در 1358ش. حدود 12 میلیارد دلار صرف خرید تسلیحات كرد، امّا در 1361 توانست در خرید جنگ‌افزار از عربستان سعودی سبقت گیرد و در 1363 ش. بودجه نظامی بغداد از مجموع بودجه نظامی كشور‌های عضو شورای همكاری خلیج فارس بیشتر شد. در این سال عراق 40 درصد درآمدهای داخلی خود را صرف خرید جنگ‌افزار از امریكا، انگلیس، فرانسه و روسیه كرد. هزینه‌ای كه عراق در دهه 1360ش. صرف خرید سلاح از امریكا و اروپا كرد، از هزینه تسلیحاتی كشورهای صنعتی اروپای غربی در همین دهه بیشتر بود. در این دهه عراق، دو برابر آلمان غربی بودجه نظامی داشت.3
نه در امریكا، نه در اروپا، نه در روسیه و نه در سازمان ملل، هیچ منعی برای تسلیح مداوم عراق به انواع جنگ‌افزارهای كشتار جمعی در دهه 1360 ش. وجود نداشت. بسیاری از این سلاحها در شرایطی به عراق سرازیر می‌شد كه این كشور پولی برای خرید آنها نداشته و خود را همه ساله به فروشندگان خود مقروض می‌ساخت. بسیاری از واردات نظامی نیز با صادرات نفتی پاسخ داده می‌شد.
آمارهای رسمی نشان می‌دهد كه شوروی، فرانسه و چین ـ سه عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل ـ به ترتیب درصدر كشورهای صادركننده سلاح به عراق در دهه 1360 ش. بوده‌اند. در طول این دهه، 53 % واردات نظامی عراق به ارزش تقریبی 13 میلیارد و 400 میلیون دلار از شوروی تأمین می‌شد. فرانسوی‌ها نیز با فروش بیش از 5 میلیارد دلار سلاح به عراق در دهه 1360ش. مجموعاً 20 % واردات نظامی عراق را به خود اختصاص داده‌اند. این رقم در مورد چین نیز به 7% یعنی به بیش از یك میلیارد و ششصد میلیون دلار بالغ می‌شد. 4
در كنار فعالیت مستقیم كارخانجات جنگ افزار سازی وابسته به دولت‌ها، مؤسسات خصوصی مختلف نیز در این راستا صرفاً جهت كسب درآمد هرچه بیشتر وارد معركه شده و بدون توجه به قوانین داخلی هر كشور در مورد منع صدور ساز و برگ نظامی به كشورهای درگیر جنگ و حتی قوانین و كنوانسیون‌های بین‌المللی ناظر بر جلوگیری از تولید و فروش سلاحهای غیر متعارف، عراق را به صورت یك زراد خانه عظیم درآوردند.
این روند باعث شد كه حكومت بعث نه تنها به پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی در زمینه‌های جنگ هوایی و زمینی دست یابد، بلكه كارخانجات جنگ افزار سازی متعددی با همكاری كشورهای مختلف به صورت آشكار و نهان برپا ساخت، به طوری كه طبق گزارش مؤسسات بین‌المللی، در پایان جنگ، عراق پنجمین قدرت نظامی جهان شد.5
در این جنگ امریكایی‌ها نیز سهم خود را در یاری رساندن به ماشین جنگی صدام و دشمنی با جمهوری اسلامی ایران ایفا كردند: در اسفند 1360، نام عراق از فهرست كشورهایی كه واشنگتن از آنها به عنوان «طرفداران تروریسم» یاد می‌كرد خارج شد و در آذر 1363، امریكا به تحریم سیاسی عراق خاتمه داد و روابط سیاسی با این كشور را برقرار كرد. امریكایی‌ها در موارد متعددی هماهنگ با صدام و به طور مستقیم وارد جنگ علیه جمهوری اسلامی ایران شدند. حمله به پایانه‌ها و چاه‌های نفتی ایران در خلیج فارس و ساقط كردن هواپیمای مسافری ایرباس ایران بر فراز این منطقه و كشتار 300 مسافر و خدمه آن، دو نمونه از این حملات بود. این حوادث در حالی رخ می‌داد كه ایران مورد تحریم تسلیحاتی قرار داشت و این تحریم با شدت اعمال می‌شد. «كاسپارواین برگر» ـ وزیر دفاع وقت امریكا ـ راجع به تصویب قطعنامه تحریم تسلیحاتی ایران با صراحت گفته بود:
«... در صورتی كه قطعنامه تحریم تسلیحاتی اجرا شود، ریشه توانایی ایران برای ادامه جنگ به سرعت خشك می‌شود و در واقع ریشه موجودیت ایران نیز به صورت یك ملت به خشكی می‌گراید... 6»
شورای همكاری خلیج فارس كه در 1359 ش. به بهانه همكاری‌های اقتصادی، سیاسی و نظامی 6 كشور عضو ـ امارات متحده عربی، بحرین، قطر، كویت، عربستان سعودی و عمان ـ به وجود آمد، عملاً كانونی برای گردآوری دلارهای نفتی منطقه و انتقال آن به بغداد برای تقویت بنیه نظامی عراق شده بود. هنگامی كه جنگ به پایان رسید، تنها مطالبات نقدی 6 كشور عضو این شورا از عراق، از مرز 80 میلیارد دلار گذشته بود. این غیر از میلیاردها دلار نفتی بود كه دولتهای منطقه به ویژه كویت و عربستان از پالایشگاهها و پایانه‌های خود به حساب عراق به شركتها و كمپانی‌های نفتی غرب فروخته بودند.
شیخ نشینهای عرب منطقه به مدت یك دهه به مثابه دولتهای دست نشانده بغداد عمل می‌كردند. عراقیها دائماً از آنها متوقع بودند و برای جنگ و اقدامات نظامی خود بر سر آنان منت می‌گذاشتند و رژیمهای عرب نیز سپاسگزار بعثیها، دلارهای نفتی‌شان را برای حاكمان بغداد ارسال می‌كردند؛ همان حاكمانی كه دو سال بعد از پایان جنگ تحمیلی‌شان بر ایران، در حمله جدید خود به كویت و عربستان تلافی حمایتهایشان را كردند!. به همین دلیل، هنگامی كه در تابستان 1369 ش.، صدام، طرح حمله گسترده به كویت را آماده می‌كرد، كمترین بهایی برای واكنش احتمالی عربستان و سایر شیوخ شورای همكاری قائل نبود. دولتهای عرب حوزه خلیج فارس در آن سال، در حقیقت پاداش سیاست ده ساله خود را در دفاع یكجانبه از صدام دریافت كردند.
ناكامی صدام در دستیابی به اهدافش
ایمان و اعتقاد راسخ رزمندگان ایران به حقانیت انقلاب اسلامی و موج عظیم مردمی كه در قالب «بسیج» برای دفاع از كیان نظام جمهوری اسلامی ایران طی 8 سال دایماً حضور خود را در جبهه حفظ كردند، بزرگترین سرمایه انقلاب و نظام بود و مهمترین نقش را در توقف ماشین جنگی عراق بر عهده داشت.
در بررسی عوامل شكست عراق در دستیابی به اهداف اعلام شد‌ه‌اش، علاوه بر ایمان و اعتقاد رزمندگان ایرانی، عوامل دیگر از قبیل ناامیدی حامیان صدام از سقوط جمهوری اسلامی ، مردمی شدن جنگ و سرانجام پذیرش قطعنامه 598 از جانب ایران نیز بی تأثیر نبود. نتیجه آن شد كه عراقیها 8 سال پس از شروع جنگ در همان نقطه اولیه آغاز قرار داشتند.
«خاویر پرزدكوئه‌یار» ـ دبیر كل وقت سازمان ملل ـ نیز در خاتمه جنگ، با انتشار بیانیه‌ای رسماً از عراق به عنوان «شروع كننده جنگ» نام برد. این بیانیه نیز سندی از مجموعه اسناد حقانیت جمهوری اسلامی ایران درجنگ بود. در خلال این جنگ هیأتهای متعدد صلح از سوی سازمان ملل، سازمان كنفرانس اسلامی، اتحادیه عرب و جنبش عدم تعهد برای میانجی‌گیری به تهران و بغداد سفر كردند كه غالباً داوری آنها به دلیل آن كه فاقد اصل بیطرفی و گاهی عاری از عدالت و صداقت بود، به نتیجه‌ای نرسید. قطعنامه‌های منتشره از سوی شورای امنیت سازمان ملل نیز به استثنای قطعنامه هفتم ـ قطعنامه598ـ كه در تیر 1366 به تصویب رسید، غالباً جانب انصاف و عدالت را رعایت نكرده بود.
قطعنامه 598 نیز عاری از اشكال نبود اما نسبت به سایر قطعنامه‌های منتشره، مواضع بیطرفانه‌تری داشت و جمهوری اسلامی ایران علیرغم بی‌میلی اولیه سرانجام در تیر 1367 آن را رسماً پذیرفت. روز 29 مرداد 1367 از سوی سازمان ملل آتش بس اعلام شد و به تدریج آتش جنگ در جبهه‌ها خاموش گردید. با این همه هنوز اكثر بندهای قطعنامه 598 اجرا نشده است.
قسمتی از پیام امام خمینی(ره) راجع به قطعنامه 598 و شرایط سیاسی آن روز چنین است:
... من با توجه به نظر تمام كارشناسان سیاسی و نظامی سطح بالای كشور كه به تعهد و دلسوزی و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم و در مقطع كنونی آن را به مصلحت انقلاب و نظام می‌دانم و خدا می‌داند كه اگر نبود انگیزه‌ای كه همه‌ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانی شود، هرگز راضی به این عمل نمی‌بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود...
... خوشا به حال شما ملت، خوشا به حال شما زنان و مردان، خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‌های معظم شهدا و بدا به حال من كه هنوز مانده‌ام و جام زهر آلود قبول قطعنامه را سركشیده‌ام و در برابر عظمت و فداكاری این ملت بزرگ احساس شرمساری می‌كنم، و بدا به حال آنان كه در این قافله نبودند، بدا به حال آنهائی كه از كنار این معركه بزرگ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهی تا به حال ساكت، بی تفاوت و یا انتقاد كننده و پرخاشگر گذشتند.7
به این ترتیب جنگی كه در 31 شهریور 1359 توسط همة ظالمان جهان و به دست صدام بعثی به جمهوری اسلامی ایران تحمیل شد، بدون دستیابی آنان به اهدافشان، در تابستان 1367 ش. به پایان رسید
.

دوشنبه 6/7/1388 - 15:19 - 0 تشکر 154863

دفاع مقدس در نزد ایرانیان در مورد جنگ بین ایران و عراق به کار می‌رود. هشت سال دفاع مقدس اشاره به مجموعه فعالیت هایی شامل فعالیتهای نظامی - فرهنگی - اقتصادی و اجتماعی انجام شد . در ایران در طول هشت سال جنگ ایران و عراق می‌کند که موجب حفظ تمامیت ارضی ایران و دفع نیروهای متجاوز عراقی از سرزمینهای اشغال شده در قسمت غرب و جنوب ایران شد. دفاع مقدس در سالهای پس از جنگ نیز همواره مورد توجه بود که بویژه در زمینه های هنری ازجمله سینمای دفاع مقدس و در زمینه ادبیات شامل شعر دفاع مقدس باعث بوجود آمدن سبکهای خاص ادبی و هنری شده است.  

عبارت «دفاع مقدس» در مقابل جنگ تحمیلی تاکید بر دفاعی بودن نقش ایران و تحمیلی بودن جنگ مذکور دارد.

دوشنبه 6/7/1388 - 15:42 - 0 تشکر 154868

هشت سال دفاع مقدس؛ از آغاز تجاوز تا پذیرش قطعنامه

عراق از همان ابتدای پیروزی انقلاب،‌ سازماندهی و آموزش كلیه اقدامهای مقدماتی را برای شروع یك تهاجم، آغاز و تمهیدات لازم برای ورود به خاك ایران و اشغال قسمتهایی از آن را مهیا كرده بود. عراق نزدیك به دوسال، مشغول كار روی عشایر عرب خوزستان بود كه با ورودش به خاك كشورمان، بتواند به نفع خود و علیه ما آنان را وارد صحنه كرده و امتیاز سیاسی كسب كند. همزمان با انفجار لوله‌های نفت، قطارها و اماكن عمومی، ارتش عراق مشغول جاده‌سازی در مرزها، ساختن پاسگاهها و پایگاههای مورد لزوم و برپا كردن استحكامات و كار روی نیروهای مسلح برای آماده و تكمیل نجهیزات جنگی خود بود و در طرف مقابل،‌ وضعیت نیروهای خودی نیز قابل توضیح است.
درباره سازمان و توان رزمی ارتش جمهوری اسلامی ایران، می‌توان گفت كه پس از قطع وابستگیهایی كه تا عمق استخوان ارتش طاغوت نفوذ كرده بود و نیز تصفیه امرای خائن و سرسپرده آن، نوعی از هم گسیختگی در مجموعه این تشكیلات به وجود آمد. و از طرفی شرایط خاص ابتدای انقلاب سبب شده كه مرحله دگرگونی و عبور ارتش از دوران انتقال، از ارتش شاه به ارتش اسلام آن‌چنان كه باید،‌ نگرفته و كار بكندی پیش رود. بعدها با حذف بی‌صدر،‌ زمانی كه حاكمیت خط امام بر ارتش امكان‌پذیر شد،‌ دیدیم كه به چند نحو تحولات در ارتش آغاز گشت.
از طرفی دیگر، سپاه نیز به طور دائم درگیر با ضدانقلاب بود و فرصت نفس كشیدن برای برپایی یك تشكیلات سازمانی كه بتواند جلو تهاجمی نظیر حمله عراق را بگیرد، پیدا نكرده بود و همچنین برخی خطوط حاكم بر كشور (گروههای لیبرال) برخوردشان با سپاه طوری بود كه بیشتر به فكر تضعیف و مسخ هویت آن بودند.
وضع بسیج مبهم بود و با وجودی كه خود سپاه، تشكیلات اولیه بسیج را سازماندهی كرده بود، تا مدتها این كشمكش وجود داشت كه بسیج به سپاه وابسته باشد یا نه؟ در هر گوشه‌ای، نیرویی آموزش بسیج را بدون سازمان و تشكیلات مناسبی به عهده داشت. اما بعدها با تلاش فراوان سپاه و همت بعضی عناصر خط امام، بسیج زیر نظر سپاه قرار گرفت.
با این مقدمات، ارتش آماده و مجهز عراق، تهاجم خودش را به سراسر مرز ایران آغاز كرد و طبیعی بود كه در مراحل ابتدایی، موفق شود پیروزیهایی را كسب و مناطق وسیعی از خاك جمهوری اسلامی را به اشغال خود درآورد.
درگیریهایی عراق در تاریخ 14/6/1359 در غرب شروع شد،‌اما در 31 شهریورماه سال 1359 جنگ از سوی عراق رسماَ آغاز گردید.
عل‌رغم ضعف بسیار در تشكیلات نظامی كشور، مردم، با حضور گسترده و روحیه‌ای قوی و انقلابی خود، ماشین جنگی عراق را مجبور كرد تا پیشروی خود را متوقف كند و در همان اوایل جنگ، زمینگیر شود و حتی از بعضی مناطق هم عقب‌نشینی نماید. جنگ نیروی ایمان با تانك و زره‌پوش بود كه در واقع همچنین، عامل اصلی توقف عراق محسوب می‌شد. در این رابطه، حماسه مقاومت در خرمشهر كه حدود یك ماه به طول انجامید، قابل ذكر است. در ادامه جنگ شیوه برخورد با دشمن متجاوز متفاوت بود و در صحنه رزم، اشكال مختلفی آزمایش شد و سرانجام موقعیت جنگ چریكی و نامنظم كه متكی به نیروی مردمی و افراد مومن بود، نشان داد كه جنگ كلاسیك در برابر ارتش قوی و كلاسیك، كارایی ندارد. در نتیجه، مقطع اول، به این صورت و با انجام عملیاتهای محدود موفقیت‌آمیز كه ضمن كسب تجربه، زمینه پیشرفتهای بعدی را فراهم كرده بود، گذشت.

آزادسازی مناطق اشغالی

همان‌طور كه گفته شد، نیروی تعیین كننده در مقطع اول جنگ، نیروهای مردمی بسیج و سپاه بودند، مقابله نیروهای مردمی با تهاجم عراق و كسب تجربه از یك طرف و از طرف دیگر، به وجود آمدن تغییراتی اساسی در ارتش جمهوری اسلامی و محدود شدن دست عناصری چون «مدنی‌»ها و «بنی‌صدر»ها از جنگ، جبهه‌های جنگ را دستخوش تغییراتی اساسی نمود.
نزدیكی ارتش و سپاه و توجه بیشتر مسؤولان نظام، جنگ ابعاد وسیعتری یافت كه آغاز در لبیك به پیام رهبر كبیر انقلاب، در عملیات «ثامن‌الائمه» متجلی‌ گشت.
عملیات ثامن‌الائمه (در تاریخ 5/7/60) كه با هدف شكستن حصر آبادان همراه بود، آغازی بود برای وسعت بخشیدن به جنگ، در راستای بیرون راندن متجاوزین از خاك جمهوری اسلامی، پیروزی رزمندگان در عملیات ثامن‌الائمه، از یك طرف موجب تقویت روحیه نیروهای خودی بود و از طرفی برای ارتش، مانند شوكی بود كه تا آن زمان، انتظار چنین برخوردهایی را از مردم تازه انقلاب كرده نداشت. تا جایی كه ابهام پیرامون آینده جنگ، آنان را به تقاضای صلح و پایان جنگ ترغیب كرد. اما مسؤولان نظام جمهوری اسلامی، با موضعی قاطع در برابر هیاتهای صلح، اعلام كردند كه ما سرنوشت جنگ را در میدان جنگ تعیین می‌كنیم. عملیات ثامن‌الائمه نشان داد كه ما می‌توانیم عملیات گسترده و موفق انجام دهیم. بنابراین استراتژی مشخصی برای جنگ تعیین شد كه هدف آن، سقوط صدام یا پذیرش شرایط عادلانه، انسانی و اسلامی ما از طرف عراق و حامیانش بود.
بر این اساس، طراحیهای انجام شد و بر مبنای آنها عملیاتهای وسیع و موفقی چون «طریق‌القدس» (در تاریخ 10/2/61) انجام شد و در چندماه، علی‌رغم وسعت عملیاتها، رزمندگان اسلام موفق شدند مناطق وسیعی از سرزمینهای اشغالی، از جمله «بستان» و «خرمشهر» را باز پس گرفته و تلفات زیادی را بر ارتش عراق وارد سازند.

ورود به خاك عراق

پس از پایان عملیات بیت‌المقدس و انهدام وسیع نیروهای عراق، رژیم صدام در یك هماهنگی و همفكری نزدیك با امریكا، طرح جدیدی را در دستور كار قرار داد و آن، مظلوم‌نمایی به جای رجزخوانی در تبلیغات بود. عقب‌نشینی از برخی مناطق غرب و استقرار در خطوط پدافندی نزدیك مرز خویش، از جمله اقدامهای صدام برای جلوگیری از تلفات بیشتر بود. همزمان با این اقدامها و در تكمیل آن، امریكا توسط اسرائیل، درصدد سركوب مسلمانان جنوب لبنان و فلسطینان برآمد. البته ما هم تا مدتی در دام طرح هماهنگی امریكا به اسرائیل و رژیم بعثی عراق افتادیم. و از دامه جنگ غلفت ورزیدیم و به وقایع لبنان مشغول شدیم، ولی هشدار حضرت امام (ره)، جو كاذبی را كه باری خود ساخته بودیم، شكست.
ادامه جنگ،‌ مستلزم ورود خاك دشمن بود. گذشته از مرزهای بین‌المللی و ورود به خاك دشمن، پس از دفع تجاوز، امری بود كه از نظر اعتقادی برای رزمندگان اسلام، ابهامی در بر نداشت؛ زیرا كه عقب‌نشینی سراسری دشمن، در پی شكستهای سنگینی كه متحمل شده بودند به منظور معطل كردن ایران، ایجاد شرایط نه صلح و نه جنگ و حاكم ساختن وضعیت فرسایشی در جنگ صورت گرفت.
لازمه حفظ و گسترش ابتكار عمل و برخورداری از روحیه تهاجمی برای اعاده حقوق جمهوری اسلام، شرایطی بود كه اواسط جنگ و ورود به خاك عراق را امكانپذیر می‌كرد، لذا دلایل زیر برای ورود به خاك عراق مطرح بود:
1- كشورهای مرتجع منطقه، موقعیت را مغتنم شمرده، طی نامه‌هایی كه با مسؤولان جمهوری اسلامی رد و بدل كردند، در عمل حقه جمهوری اسلامی را نادیده گرفته، نسبت به موقعیت مرز ایران، از خود بی‌اعتنایی نشان می‌دادند. ورود به خاك عراق، كه در حقیقت با هدف پایان دادن به این گونه برخوردها بود.
2- تنبیه صدام به عنوان متجاوز
3- تبیین استراتژی «راه قدس از كربلا می‌گذرد» توسط حضرت امام خمینی (ره)، با اینكه سیر ادامه جنگ از طرف جمهوری اسلامی، با قدرت پیگیری و عملیات رمضان در شرق بصره آغازگر آن بود. در این فاصله، عراق كه پس از شكست خرمشهر، اقدام به عقب‌نشینی كرده بود، موفق شد با استقرار در مواضع مستحكم، موانع و استحكامات شدیدی را ایجاد و خود را برای دفاع در برابر حمله‌های رزمندگان اسلام آماده كند و در این راستا، وجود كارشناسان خارجی و امكانات ناشی از كمكهای كشورهای منطقه، و ...، تاثیر فراوانی در تقویت ارتش عراق داشت. نیروهای خودی در عملیات رمضان، علی‌رغم وارد ساختن تلفات سنگین به ارتش دشمن موفق نشدند كه زمین قابل توجهی را تصرف نمایند، چرا كه ارتش عراق با كاربرد شیوه‌های جدید، وضعیت متفاوتی را نسبت به قبل ایجاد كرده بود.
عملیات رمضان تجارب جدیدی را برای رزمندگان اسلام در پی داشت. از این پس به دلیل لزوم گسترش توان رزمی و كسب آمادگی‌های لازم به منظور ادامه جنگ تا كسب نتایج قطعی از سوی جمهوری اسلامی، زمان مناسب و فرصت كافی مورد نیاز بود. در عین حال، برای جلوگیری از ركود عملیاتهای محدودی پیش‌بینی شد؛ كه عبارت بودند از:
مسلم بن عقیل (9/8/61) در محور سومار،
محرم (10/11/61) در غرب عین خوش،
والفجر مقدماتی و 1 (11/11/61 و 22/1/62) در محور چزابه و فكه،
والفجر 2 ( 29/4/62) در محور حاج عمران
والفجر 3 (14/5/62) در محور مهران
والفجر 4 (28/7/62) در محور پنجوین،
والفجر 5 (27/11/62) در محور پنجوین،‌
والفجر 6 (2/12/62) در محور دهلران و مهران.
در پی این عملیات ها پیروزی های ارزشمندی، چه در تصرف مناطقی از خاك دشمن (والفجر 2و4)، چه در آزادسازی مناطقی از خاك جمهوری اسلامی (از جمله والفجر 3 كه منجر به آزادسازی مهران شد) و چه در وارد ساختن تلفات بر پیكر ارتش عراق، به دست آمد. پس از آن از سوی سپاه طرح انجام عملیات در هورالهویزه آماده شد و تحت عنوان عملیات «خیبر» انجام گردید. در نتیجه این عملیات، علاوه بر وارد آوردن تلفات زیاد بر عراق، جزایر «مجنون» كه از اهمیت سیاسی، نظامی، اقتصادی برخوردار بود، به تصرف رزمندگان اسلامی درآمد. اهمیت عملیات «خیبر»، با توجه به تاثیری كه در ابعاد خارجی داشت، بیش از پیش جلوه كرد.
پس از این عملیات، فشار اقتصادی و تحریم فروش سلاح به ایران آغاز شد. در مقطع یاد شده، تلاش جدید غرب، بعدی تازه به جنگ بخشید. بدین معنا كه پس از عیان شدن ناتوانی نظامی عراق در مقابل حركتهای غیرقابل پیش‌بینی و عمده تاكتیهای ویژه رزمندگان، استكبار جهانی به منظور ممانعت از به هم خوردن معامله نظامی حاكم بر جنگ، اقدام به تقویت عراق، با تكنولوژی پیشرفته، بویژه نیروی هوایی، نمود. در پی آن، عراق تلاش فزاینده‌ای را به منظور تحت‌الشعاع قرار دادن پیروزیهای نظامی ایران، با دست یازیدن به جنگ نفتكشها در خلیج‌فارس آغاز كرد. سال بعد، رزمندگان اسلام جنگ در هور را دوباره آزمایش و عملیات گسترده بدر را در تاریخ 20/12/63 آغاز كردند. در این عملیات، علی‌رغم ناكامی در به دست آوردن اهداف، به انهدام نیروی دشمن قناعت شد و در بعد خارجی، بازتاب فراوانی بر جای گذاشت.
ابعاد و ویژگیهای عملیات بدر، عراق را به عكس‌العملی غیر از آنچه تا آن زمان در جنگ مرسوم بود، واداشت. بدین‌معنا كه همزمان با عملیات، حمله‌های هوایی خود به تهران آغاز كرد. دشمن در واقع هدفی را كه از به راه‌اندازی جنگ نفتكشها در خلیج‌فارس (از نظر اقتصادی) داشت، با تهاجم به شهرهای غیرنظامی، دنبال كرد. در مقطع یاد شده، ضمن اینكه در جهه نیز بمبارانهای وسیع شیمیایی به را انداخت، انتقال جنگ را رزم زمینی به هوا و مناطق مسكونی، نمایانگر شكل جدید در جنگ بود كه طبعاً در رویارویی با دشمن در ابعاد جدید تدبیر مقابله به مثل پرتاب موشك به شهرهای عراق، انتخاب و انجام شد.
ترسیم دورنمای جنگ شهرها و سایر فشارهای وارده به جمهوری‌اسلامی، سبب شد حضرت امام (ره) موضعگیری «جنگ جنگ تا رفع فتنه» را اتخاذ نمایند و با بیان جنگ تا آخرین خانه و آخرین نفر، استراتژی ادامه نبرد را تبیین كردند.
نیروهای نظامی بر تدابیر جدید، مستلزم به طراحی و اجرای عملیاتهای نظامی شدند. در این رابطه، به دلیل شرایط و ویژگیهای خاص جنگ، لازم بود تغییراتی در روند جنگ، در بعد پشتیبانی سازمان رزم، ایجاد شود، تا به دست آمدن شرایط لازم امكان غلبه بر دشمن فراهم آید. به دست آوردن این شرایط، مستلزم زمان بود، لذا بار دیگر انجام عملیات محدود در دستور قرار گرفت. و ظرف چندماه از سال 1364 (پس از عملیات بدر) عملیاتهای متعددی انجام شد.
انجام عملیات محدود كه از یك طرف جذب نیروهای مردمی و افزایش تجارب یگانهای عمل كننده را در برداشت، این فرصت را به فرماندهان داد تا مقدمات عملیات مهم و اساسی خود را با این پوشش انجام و برای تصرف «فاو» آماده شوند. منطقه عملیاتی فاو، به دلیل موقعیت جغرافیایی آن، اهمیت ویژه‌ای‌ داشت. تسلط بر شمال خلیج‌فارس، هم مرزی با كشور كویت و وجود منابع و تاسیسات نفتی مهم، از جمله این موارد است.
انجام عملیات والفجر 8 (20/11/64) و پیروزی در تصرف فاو، در واقع نتیجه یك سری ابتكارها و تدابیری بود كه همواره با جایگزین كردن پارامترهایی چون انتخاب نوع زمین، استفاده از اصل غافلگیری و ... به مشكلات و كمبودها فایق آمده و سرانجام پیروزی عظیمی را با حداقل امكانات و در برابر ارتش بمراتب قویتر و مجهزتر به دست آورد و علی‌رغم تلاش دیوانه‌وار دشمن در بازپس‌گیری آن،‌ رزمندگان آن را حفظ نموده شدیدترین ضربات را به پیكر دشمن وارد ساختند، تا جایی كه در این زمینه تعبیری چون شكسته‌شدن كمر ارتش عراق شنیده می‌شد. اعتراف بعدی دشمن به بیش از 52 هزار كشته عراقی در این عملیات، مبین اهمیت این پیروزی است. عملیات والفجر 8 بار دیگر صحنه نبرد را به نفع جمهوری اسلامی تغییر داد و در واقع آغازی شد برای دور جدید برتری نسبی خودی در جنگ، كه طبعاً دشمنان دچار هراس شده، جمهوری اسلامی ایران را افزایش حمله‌ها به مراكز اقتصادی، بخصوص جزایر نفتی از جمله خارك، و توطئه‌های كاهش قیمت نفت، بیشتر در فشار قرار دارند. ارتش عراق كه قادر نبود فاو را باز پس گیرد، با اتخاذ استراتژیهای دفاع متحرك، دست به تعرضاتی هر چند ضعیف زد كه نقطه اوج این تحركات، تصرف شهر مهران بود.
رزمندگان اسلام با جدی گرفتن تحركات دشمن، به مقابله برخاستند. در این میان، عمق جلوگیری از این پیشروی، مناطق مذكور دوباره بازپس گرفته شد و عملیاتهایی چون كربلای 1 (9/4/65) – كه منجر به آزادسازی شهر مهران شد- و كربلای 2 (9/6/65)- در منطقه حاج‌‌ عمران- انجام گرفت بار دیگر امكان تركتازی از دشمن سلب شد و رزمندگان دوباره ابتكار عمل را در دست گرفتند.
در ادامه كاربرد ابتكارها و نوآوریها در جنگ، از جمله انهدام تاسیسات نفتی «الامیه» در مركز خلیج‌فارس طی عملیات كربلای 3، بار دیگر در سال 1365 جمهوری اسلامی عامل جدیدی را وارد صحنه نبرد كرد كه رژیم عراق را درگیر معضل تازه‌ای ساخت. جنگ نامنظم در عمق خاج عراق- در جبهه‌های غرب و شمال غرب- به عنوان یك حركت جدید، جنگ را وارد ابعادی فراتر از گذشته كرد و جمهوری اسلامی را به طور مستقیم در معادلات داخلی عراق دخیل كرد. اتحادیه میهنی كردستان عراق كه بخش وسیعی از منطقه كردنشین شمال عراق را تحت نفوذ و تسلط دارد، پس از ناامید شدن از مذاكره با صدام، دوباره سیاستی قهرآمیز علیه رژیم عراق اتخاذ كرد و تمایل زیادی برای نزدیكی بیشتر با جمهوری اسلامی ایران نشان داد. از طرفی، سپاه پاسداران، با تشكیل قرارگاه «رمضان» به برنامه‌ریزی حركت نامنظم در داخل عراق پرداخته بودند و همكاری این اتحادیه، می‌توانست در راستای حركت قرارگاه رمضان مفید و موثر باشد. كوهستانها و تاسیسات نفتی كركوك، میدان این آزمایش و آغاز این حركت بود كه در قالب عملیات فتح 1 شكل گرفت و نتیجه‌ای بسیار مثبت داشت. از یك سو، قابلیت، كارآیی و شجاعت نیروهای نامنظم سپاه از سوی دیگر، توانایی و میزان كارآیی اتحادیه، در این همكاری مشخص شد.
در عملیات فتح 1 كه با مقدماتی بس دشوار توام بود، رزمندگان موفق شدند ضمن انتقال سلاحهایی چون خمپاره و مینی كاتیوشا به عمق مواضع دشمن، تاسیسات و مراكز مهم كركوك را از نزدیك زیر گلوله گرفته و خسارتهای قابل توجهی به رژیم بعثی وارد كردند. دشمن تصور می‌كرد این حركت از سوی هواپیماهای جمهوری اسلامی انجام گرفته و حضور چنین نیرویی در عمیق خاك خود را تصور نمی‌كرد.
به هر حال عملیات فتح 1 و پیروزی آن، مقدمه‌ای بر عملیات دیگر والفجر در عمق خاك دشمن شد و سرانجام تهدید جدی دشمن از این ناحیه. در خلال حركتهای محدود، طراحی عملیات اصلی، بعد از والفجر 8 آغاز شده بود و این بار حركتی گسترده در منطقه «ابوالخصیب» و «شلمچه» در دستور كار قرار گرفت. پس از نزدیك به هشت‌ماه تلاش بی‌وقفه در كسب شرایط و آمادگی لازم، عملیات كربلای 4 (3/10/65) با عبور از اروندرود به اجرا درآمد. این عملیات در جنوب خرمشهر و با اهدافی چون ابوالخصیب انجام گرفت؛ اما به دلیل وجود مشكلات عدیده و همچنین هوشیاری دشمن، نیروهای اسلام موفق به حفظ مناطق متفرقه نشده، بناچار پس از انهدام دشمن، به مواضع اولیه بازگشتند.
انجام عملیات كربلای 5 در محور شلمچه كه در تاریخ (19/10/65) پانزده روز پس از عملیات كربلای 4، آغاز شد، تا اندازه‌ای زیادی انتظارات مردم را برآورده كرد؛ زیرا این عملیات با بیش از پانزده شبانه‌روز درگیری مداوم، مقاومت و جنگندگی نیروهای اسلام در شرایط بسیار مشكل منطقه و در هم پیچیده شدن دژهای مستحكم- و به رغم خودآنان غیر قابل نفوذ- دشمن، یكی از بزرگترین نبردهای تمام دوران جنگ تحمیلی محسوب می‌شود. اما بیشتر از انعكاس داخلی، اهمیت مطلب در نزد كارشناسان و تحلیلگران نظامی، بازگو كننده عظمت كاری است كه در كربلای 5 و منطقه شلمچه انجام گرفت. گذشته از نقش اساسی عملیات كربلای 5 در پیدایش یك امكان جدید، برای اجرای آتش حجیم و در پی‌درپی روی شهر بصره- همزمان با جنگ شهرها- تلاش و انهدام قسمت دیگری از ارتش عراق، حتی وسیعتر از عملیات فاو، از جمله دستاوردهای مهم نظامی كربلای 5 است. بازتاب عملیات كربلای 5 در ابعاد خارجی، بسیار گسترده بود.
عراق می‌دید كه در مهمترین جبهه، شكستهایی را متحمل شده و رزمندگان اسلام به بصره نزدیكتر می‌شوند، به جنگ شهرها و حمله‌های هوایی خود به مراكز اقتصادی در دریا شدت بخشید و از ی كطرف كشورهای منطقه و همین‌طور ابرقدرتهای شرق و غرب، در صدد برآمدند مقدمات آتش‌بس را به منظور جلوگیری از ادامه پیشروی نیروهای جمهوری اسلامی آماده كنند و از طرف دیگر، اقدام به حضور گسترده‌تر از پیش در خلیج‌فارس و درگیریهایی به بهانه حمایت از نفتكشها نمودند.
پس از عملیات والفجر 8، بخصوص عملیات اخیر در شلمچه (كربلای 5)، مساله جنگ در دریا، اهمیت خاصی پیدا كرد و به دلیل آنكه حمله‌ةای عراق افزایش چشمگیری پیدا كرد، به گونه‌ای كه سیاستمداران نظام را دچار اختلال می‌كرد، از این رو جمهوری اسلامی تصمیم گرفت كه با مساله دریا، فعالتر برخورد نماید، كه به دنبال آن ماموریت مقابله به مثل، به طور جدیتر، به نیروی دریای سپاه و ارتش واگذار شد. در این بین، نیروی دریای نوپای سپاه، نقش فعالتری را- به دلیل دارا بودن ویژگیهای خاص- برخوردار بود.
پس از این مقطع كوتاه، به دنبال تصمیم امریكا مبنی بر اسكورت نفتكشهای كویتی و اعلام حضور در خلیج‌فارس و نیز نصب پرچم شوروی سابق روی نفتكش كویتی، جنگ خلیج‌فارس شكل حادتری به خود گرفت و عملاً عملیاتهای زمینی تحت‌الشعاع درگیری های دریایی قرار گرفت.
مرحله دوم این مقطع، درگیری تا و تمام نظام با امریكا بود. تا اینكه در تاریخ 2/5/66 پس از ورود امریكا به خلیج‌فارس، كشتی‌ امریكایی «بریجتون» آسیب دید. پس از حادثه بریجتون، امریكا در صدد تلافی برآمد و نیروهای ایران درگیر شد. اما در ادامه عملیات زمینی، باید گفت كه پس از عملیات كربلای 5 و انجام حركتهایی در ادامه و تثبیت آن، فرماندهان نظامی دریافتند كه به طور موقت ادامه جنگ به جبهه‌های جنوب، نتیجه‌ای نخواهد داشت، لذا متوجه جبهه‌های غرب شدند و البته زمینه‌ةای آن با انجام عملیاتهایی چون فتح و همكاری با گروههای معارض عراقی، تا حدودی ایجاد شده بود. در نتیجه، یگانهای سپاه، به غرب منتقل و عملیات كربلای 10/ (4/2/66) به عنوان اولین حركت، با اهدافی مشخص در محور «مامووت» انجام گرفت.
در همین سال، نیروی بعثی با بهره‌گیری از عوامل مزدور مناطق، جبهه‌های جدیدی را در برابر سپاه اسلام، در نقاط مختلف مرزی گشودند. انجام چند حركت نظامی مشترك توسط عراق و منافقان در جنوب و مهران، همراه با جاسوسی گسترده منافقان و اقدامهای این گروهك خبیث به عنوان ستون پنجم دشمن، از ویژگیهای طرحهای استكبار در این دوره است.
عملیاتهای نصر 4 (2/4/66) نصر 8 (24/7/66) و بیت‌المدقس 2 (24/10/66) كه بعضاً در اوج سرما و یخبندان انجام می‌گرفت، منجر به تصرف شهر مامووت و تسلط بر مناطق مهم و استراتژیك گشت و چشم‌انداز مناسبی را برای ادامه جنگ در این محور ایجاد نمود كه البته در ادامه، به دلیل موانع طبیعی و بروز مشكلات عدیده این حركت كند شد.
در همین راستا و برای ایجاد گشایش در جبهه مامووت، منطقه حلبچه مورد توجه قرار گرفت، كه طرحی با نام والفجر 10 (22/12/66) به اجرا در آمد. نیروهای خودی در عملیات 10 علی‌رغم وجود سرما و یخبندان، با اتخاذ تدابیری مبتنی بر كسب تجارب جدید، موفق شدند ضمن تصرف منطقه‌ای وسیع از خاك عراق، شهرهای حلبچه «سیدصادق» و «خورمال» را آزاد و شمار زیادی از دشمن را نابود كرده یا به اسارت گرفتند. در این عملیات، یكی از فجیع‌ترین اقدامها از سوی دشمن بعث عراق انجام شد و آن بمباران وسیع شیمیایی شهر حلبچه و اطراف آن بود كه منجر به كشته شدن هزاران نفر از مردم بی‌گناه حلبچه گردید.

تعرض عراق- پذیرش قطعنامه

اساساً فرماندهان نظامی به دلیل دو هدف اساسی، دست به تغییر استراتژی نظامی و انتقال جنگ از جنوب به غرب زدند؛ یكی داشتن اهدافی مهم در جبهه‌های غرب كشور و امكان استفاده از ابتكارهای جدید و بخصوص به كارگیری نیروهای معارض عراقی و دیگری جاكن كردن دشمن از جبهه‌های جنوب. اقدامها و تحولات پایانی جنگ نشان داد كه ارتش عراق نیز تدابیری برای خود اندیشیده و در مواقعی در دام نیروهای جمهوری اسلامی نیفتاده است. در واقع عراق از جنوب جاكن نشد؛ بلكه ارتش عراق بنا بر تجارب به دست آمده، بخصوص پس از كسب تجربه‌‌ای در حركتهای موسوم به «استراتژی دفاع متحرك» برنامه‌ریزی دراز مدتی را كه پس از والفجر 8 آغاز كرده بود.
با انجام عملیات والفجر 10 از طرف جمهوری اسلامی و اشتغال یگانهای اصلی ما در آن منطقه، ارتش عراق علی‌رغم انتظار ما به جای صرف نیروی خود در حلبچه، مهیای انجام تعرضی در وافر شد كه در نهایت به دلیل زیادی، از جمله كمكهای خارجی و به كارگیری وسیع سلاح شیمیایی، منجر به باز پس گیری فاو شد (28/1/67). ارتش عراق با این حركت موفقیت‌آمیز و با كسب روحیه، برای بدست آوردن ابتكار عمل و به انفعال كشاندن نیروهای جمهوری اسلامی، به عملیاتهای خود ادامه داد كه از آن جمله در محور شلمچه (4/3/67) دست به پیشروی زد و در فواصل كوتاهی، به منطقه ماووت (21/3/67) و مهران (29/3/67) تعرضاتی كرد.
نیروهای خودی، به دلیل بروز مشكلات متعدد، فاقد حركات كافی در برخورد با دشمن بودند.، و برای كسب حداقل توان، بناچار عقب‌نشینی از ماووت و حلبچه را در دستور كار خود قرار دادند. تا از تعرضات دشمن و تصرف مجدد خاك جمهوری اسلامی جلوگیری شود. ارتش عراق نیز به تعرضات خود ادامه داد. جزیره مجنون را در تاریخ 4/4/67 گرفت و ارتفاعات شاخ‌شمیران و ... را نیز تصرف كرد. عراق به اینها اكتفا نكرد؛ بلكه تعرضات خود را وسعت داد و از این پس، در محورهای شمال خرمشهر و جنوب‌اهواز، همچنین در دشت‌عباس، اقدام به پیشروی گسترده‌ای نمود.
ایجاد روحیه‌ای تازه در بین مردم، بار دیگر سیل مردم را به جبهه در پی داشت بار دیگر. حضور گسترده مردم و مقاومت آنان، نه تنها مانع از ادامه پیشروی دشمن شد؛ كه او را وادار به عقب‌نشینی نیز نمود. در عین حال موضوع بمبارانهای وسیع شیمیایی جبهه خودی توسط دشمن بعثی استمرار داشت. امریكا در خلیج‌فارس (ساقط كردن هواپیمای مسافربری ایران و شهادت 290 انسان بی‌گناه) ابعاد وحشتناكی به خود گرفت. در كنار آن، اخبار دیگری كه جسته و گریخته به دست مسؤولان نظام می‌رسید، ضرورت بازنگری اساسی نسبت به استراتژی ادامه نبرد نظامی را مطرح ساخت. بر همین اساس بود كه سرانجام به دنبال جمع‌بندی نظرات مسؤولان جمهوری اسلامی ایران، حضرت امام (ره) پذیرش قطعنامه 598 را مبنی بر آغاز آتش‌بس بین ایران و عراق اعلام كرد.
توطئه هماهنگ عراق و ابرقدرتها در ادامه جنگ، علی‌رغم پذیرش قطعنامه 598 ادامه یافت و این‌بار با حركتهای نظامی منافقان در محور قصر شیرین و اسلام‌آباد متجلی شد، كه در نهایت برخورد قاطع نیروهای اسلام، سبب شد تا ضمن انهدام وسیعی از منافقان، نه تنها این توطئه بشدت سركوب شود؛ بلكه به نیروهای دشمن تفهیم گردد كه هرگونه ماجراجویی تازه، گرداب جدیدی همانند سالهای آغاز جنگ برای آنان ایجاد خواهد كرد.

برو به انجمن
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.