• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 515)
سه شنبه 24/6/1388 - 11:18 -0 تشکر 151346
دینتان را چطور انتخاب کردید؟


من یک مسیحی هستم. آدمها چطور به دینی اعتقاد پیدا می کنند که در اکثر موارد خودشان آنرا انتخاب نکرده اند؟ چند نفر از شمایی که الان این مقاله را میخوانید همان دین پدر و مادرتان را دارید و چند نفر از والدین شما هم به دین اجداد خود معتقد هستند؟

آیا این مسئله ارتباطی با تکرار دارد؟ اگر والدینتان در طول زندگی با آن کنار آمده اند، شما هم می توانید همینطور باشید یا اگر آنها به کلیسا میروند شما هم باید همینکار را بکنید. اگر آنها همه پولشان را برای دوران بازنشستگیشان پس انداز کرده اند و 40 ساعت در هفته کار می کردند، با همه سختی هایی که شما هم منتقل می شده است، پس شما می توانید دقیقاً همان کار را انجام دهید.

من اطلاعات زیادی درمورد سایر دین ها و مذاهب ندارم اما درمورد مسیحیت خوب می دانم. من بعنوان یک مسیحی، غسل تعمید داده شده بودم و هر یکشنبه به کلیسا می رفتم. مهمترین مسئله برای من درمورد رفتن به کلیسا، آن تنقلاتی بود که بعنوان پاداش در مدرسه دریافت می کردم. واقعاً نمی توانم بگویم از آن کلاسهایی که در کلیسا شرکت می کردم چی یادم هست یا واقعاً چی یاد گرفتم.

اما یادم می آید والدینم اعتقادی درمورد یک خدا در من ایجاد کرده بودند و اینکه خدا مالک همه چیز است. اگر من بد می شدم خدا اصلاً دوست نداشت ولی اگر خوب می شدم خدا دوستم می داشت و اگر خوب تر می شدم حتی ممکن بود روزی به بهشت بروم و بهشت جای بسیار خوب و زیبایی است.

شما هم همینطور به دینتان اعتقاد پیدا کردید؟ یعنی دقیقاً همان راه پدر و مادرتان، خانواده و دوستانتان را دنبال کردید بدون اینکه کوچکترین فکری درمورد آن بکنید و چون مشکلی با آن نداشتید پس برایتان خوب بوده است؟ یا جزء آندسته از آدم ها هستید که شدیداً مذهبی هستید و به هیچ وجه ممن نیست که مذهبتان اشتباه بوده باشد. بدون شک می دانید که موظفید پیام دینتان را به همه جای دنیا برسانید.

شاید هم جزء آن گروه اندک از آدم ها هستید که درمورد دین دوران کودکی خود مطالعه کرده اند و الان راه دیگری را برای خود پیدا کرده اند. شاید هم کسی متقاعدتان کرده است که دین آنها بهتر از دین شماست و الان دین خود را کنار گذاشته و به دین آنها پیوسته اید و می بینید که چقدر شادتر و خوشبخت تر زندگی می کنید.

اینکه دینم انتخاب خودم نبوده باعث شد که درمورد دین های دیگر مطالعه کنم تا ببینم کدام یک کاملتر و بهتر است. تا حدودی متوجه شده ام که اسلام بهترین و کاملترین دین است. الان خیلی سردرگم تر از قبل هستم اما دیگر هیچوقت به دین دوران کودکیم برنگشتم. گاهی اوقات فکر می کنم که دنیا بدون دین تحریف شده و چیزی مثل دولت که ما را کنترل کند، چگونه خواهد شد. هر دو اینها خیلی خوب توانسته اند این باور را در ما ایجاد کنند که دنبال خیر و صلاح ما هستند.

يکشنبه 29/6/1388 - 18:44 - 0 تشکر 152957

بسم الله الرّحمن الرّحیم

السّلام عَلی مَهدیِّ الاُمم و جامع الکَلِم

************************************************

با سلام

اون چیزی که قابل قبول تمامی انسانهاست اینه که «دین،یک امر فطری است» یعنی همه ی آدما دیندار به دنیا میان و اون اطرافیان،شرایط زندگی،تعالیم و...و...و... است که ممکنه دین اون شخصو تحت تأثیر قرار بده،بهش شدّت و ضعف ببخشه،و...

به نظر من واژه ی « ادیان» واژه ی خوبی نبوده و نیست.چراکه این واژه سؤالی که شما مطرح کردید رو به اذهان متبادر می کنه و همه به این فکرمیفتن که کدوم دین خوبه؟کدوم دین تعلیمات قشنگ تری داره؟و...

گویی -پناه بر خدا- صدها خدا وجود داره که هرکدومشون یه دینی رو برای بندگانشون برگزیدن و ما آدما مجبوریم از میان این صدها خدا و دین و مذهب یکی رو انتخاب کنیم،بهش ببالیم و باهاش بهشتی بشیم!!!

ولی واقعیّت اینه که چیزی به نام «ادیان»وجود نداره و آنچه که هست و باید باور بشه «دینه» نه «ادیان»

خداوند در کتاب آسمانی ما مسلمین می فرماید:*به راستی دین نزد خدا فقط اسلام است*این انحصاردینی به معنای این نیست که یهودیت نه،مسیحیت نه،فقط اسلام.بلکه یعنی دین،از زمان آدم(ع)تا خاتم(ص)تنها یکی بوده و آن اسلام.و خدا دعوت کننده به هیچ دینی نبوده مگر اسلام.

اشتباه ما آدما اینه که فکر می کنیم:حضرت موسی (ع)تبلیغ یهودیت می کرده،در صورتی که چنین نیست و آن حضرت تبلیغ اسلام می کرده است!

یا گمان می کنیم حضرت مسیح(ع)مبلّغ دین مسیحیّت بوده،در صورتی که ایشان هم تبلیغ اسلام می کرده است!

امّا چون این دین مراحل مختلفی رو گذرونده و در هر مقطع قوانین و آئین های مخصوص به خودشو داشته،اسامی گوناونی به خود گرفته است.گاهی مسیحیت نام گرفته،زمانی یهودیت نامیده شده،و سال هایی طولانی محمّدیسم(اسلام)خوانده شده است.

دنیای امروز ما پیام واحد و یکسان أنبیای إلهی رو هنوز درک نکرده و فکر می کنه هر دینی خدای مخصوص خود و تعالیم خاصّ خودش رو داره!!!

در حالی که چنین نیست و همه ی رسولان إلهی تبلیغ آئین واحدی رو کردند که عدّه ای از مردم در سطح همان تعالیم ماندند(مانند یهودیان و مسیحیان امروزی) و عدّه ای دیگر قانع نبوده و تشنه ی تعالیم کامل تر و بیشتری بودند(مانند مسلمانان معتقد و واقعی)

این مسلمانان واقعی(که ایمان در قلبشان نفوذ کرده نه بر سر زبانشان)تعالیم پیامبران دیگه رو زیر سؤال نبردن،اونها رو -خدایی ناکرده-انکار نکردن،بلکه معتقدند خدای یکتا تمامی این معلّمان رو فرستاد تا به دانش آموزان این دنیا درس دهند و اونها رو پایه به پایه و ذرّه ذرّه به دین مورد قبول خدا معتقد سازند.

از زبان خدای مهربان در قرآن می خوانیم:

*پیامبر(ص)به آنچه از جانب پروردگارش نازل شد ایمان آورد و همه ی  ایمان داران،به خدا؛فرشتگان؛ کتاب ها؛و فرستادگانش ایمان آوردند و {گفتند:}میان هیچ یک از فرستادگانت فرقی نمی گذاریم...*(قرآن مجید/آیات پایانی سوره ی مبارکه ی بقره)

***

 بنده خودم در خانواده ای مسلمان ولی غیر مذهبی به دنیا اومدم و بزرگ شدم،و اگر نبود هدایت إلهی و قرار گرفتن در مسیر وزش نفحاتی که رسول الله(ص) فرمود:"آگاه باشید که در روزهای زندگی شما نسیم هایی می وزد.پس خود را در معرض آنها قرار دهید و از آنها روی مگردانید"،هرچند از لحاظ مادّی و خانوادگی وضع بهتری داشتم و مشکلاتی که برام پیش اومد،الآن تو زندگی آزارم نمی داد،امّا خدارو شکر می کنم ایمانی بهم داد که چیزی جز «هدایت شدن» برام اهمیّت نداشت و تونستم با کمک خودش و با خوندن کتاب ها،شنیدن سخنرانی ها،رفتن به حوزه ی علمیّه،و... به چیزهایی برسم که مطمئنّم اگر هر دین و آئین دیگری هم داشتم صد در صد با تحقیق و مطالعه دین اسلام رو قبول می کردم و مسلمان می شدم.

دوست گرامی!

جنگ هفتاد و دو ملّت همه را عذر بنه

چون ندیدند حقیقت،ره افسانه زدند

***

با سپاس

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

پنج شنبه 23/7/1388 - 16:32 - 0 تشکر 158538

دبیرستان که بودیم  یکی از بچه ها از معلم دینی پرسید اگر یک مسیحی با یک مسلمون ازدواج کنه بچشون چه دینی می شه؟؟؟!!!

فکر کنم سوال جالبی بود و واقعا یکی از دلایل انتخاب یا شاید هم انتساب دین رو نشون می ده

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

پنج شنبه 23/7/1388 - 22:18 - 0 تشکر 158606

سلام علیکم

دوست عزیز جناب fox40m

اگر واقعا می خوای به جواب سوالت برسی فکر کن ببین اصل کدام دین که همون خداشناسی اون دینه به بهترین شکل خدا رو معرفی می کنه که با عقل انسان می خونه .

من یه مسلمونم و تو اسلام به ما گفتن باید اصل اسلام یعنی خداشناسی ما بدون تقلید باشه و من خدایی رو که از اسلام شناختم خیلی بهتر از خدایی بود که در مسحیت یا یهودیت یا شینتو یا بودائیسم یا هندوئیسم یا بقیه ادیان دیدم .

اتفاقا دیشب داشتم اوایل انجیل لوقا و انجیل یوحنا رو می خوندم  و با این دقت می خوندم که ببینم نظر این اناجیل اینه که حضرت عیسی خداست یا پسر خدا ولی باز هم درست متوجه نشدم چی بود چون هر جایی یه حرفی زده بود .

همینکه شما دارید تحقیق می کنید خوبه .

ان شاءالله که به جوابای خوبی برسید. 

اگر لازم شد باز خدمت میرسیم 

و بخاطر اینکه به آنها رحمت کند آفریدشان 

سه شنبه 28/7/1388 - 19:9 - 0 تشکر 159584

بسم ایزد یکتا...
سلام به رفیق گرامی جناب fox40m
دینتان را چطور انتخاب کردید؟ 
من یک مسیحی هستم. آدمها چطور به دینی اعتقاد پیدا می کنند که در اکثر موارد خودشان آنرا انتخاب نکرده اند؟ چند نفر از شمایی که الان این مقاله را میخوانید همان دین پدر و مادرتان را دارید و چند نفر از والدین شما هم به دین اجداد خود معتقد هستند؟
ببین رفیق....انسان همواره دارای عقله.برخیا هستند که دنبال دین و مذهب و این حرفا نیستند،پس براشون فرق نمی کنه که چه دینی داشته باشند.برخیا دین و ایمان پدر و مادرشون رو بی هیچ قید و بندی قبول می کنند چون معتقدند این بهترین راهه و همه ی احکام و تعالیم دین خود رو به طور پیش فرض قبول می کنند،بدون اینکه حتی هیچ نقضی رو در دین خود بپذیرند...این گونه افراد معمولا انسانهای تعصبی هستند.
برخی دیگر از افراد نه تنها دین و کتاب مقدس خود رو قبول دارند،بلکه بقیه ی ادیان و کتابها رو نقض می کنند.یعنی میگن تنها راه هدایت همین راهی هست که دین من میگه.این گونه افراد بسیار خشک هستند در مذهب و به هیچ وجه نقضی رو در دین و کتاب خود نمی پذیرند و اگر بهشون این نقض ها رو هم ثابت کنیم باز هم به گونه ای (عقلانی یا غیر عقلانی) این تناقض رو توجیح می کنند.که عقل سالم بدون دلیل نمی تونه این توجیحات رو بپذیره.
من اطلاعات زیادی درمورد سایر دین ها و مذاهب ندارم اما درمورد مسیحیت خوب می دانم. من بعنوان یک مسیحی، غسل تعمید داده شده بودم و هر یکشنبه به کلیسا می رفتم. مهمترین مسئله برای من درمورد رفتن به کلیسا، آن تنقلاتی بود که بعنوان پاداش در مدرسه دریافت می کردم. واقعاً نمی توانم بگویم از آن کلاسهایی که در کلیسا شرکت می کردم چی یادم هست یا واقعاً چی یاد گرفتم. 
خب این هم یه نمونشه...شما در طول زندگی خود به کلیسا می رفتید.رشد عقلانی هر انسان با بزرگ شدنش رابطه ی مستقیمی داره.شما باید با بالا رفتن سن،اهداف مشخص تر و معقولتری رو پیش می گرفتید.یعنی اون تنقلات ابتدای راه بود.چیزی برای ترغیب شما برای یادگیری تعالیم دین شما بود.(که البته این رو در زندگی روزمره و همه ی ادیان میشه یافت)
.....
ممکنه بحث شما در رابطه با انتصاب یا اکتساب یا انتخاب باشه...اما منظور من اینه که وقتی انسان با دید بازتری به کارهایی که انجام میده و حتی کارهایی که برای اون در نظر گرفتند،نگاه کنه و بتونه تجزیه و تحلیل مناسبی داشته باشه،بی شک به جای انتصاب،به یک انتخاب مطمئن خواهد رسید.
از اینکه دینم انتخاب خودم نبوده باعث شد که درمورد دین های دیگر مطالعه کنم تا ببینم کدام یک کاملتر و بهتر است. تا حدودی متوجه شده ام که اسلام بهترین و کاملترین دین است. الان خیلی سردرگم تر از قبل هستم اما دیگر هیچوقت به دین دوران کودکیم برنگشتم. گاهی اوقات فکر می کنم که دنیا بدون دین تحریف شده و چیزی مثل دولت که ما را کنترل کند، چگونه خواهد شد. هر دو اینها خیلی خوب توانسته اند این باور را در ما ایجاد کنند که دنبال خیر و صلاح ما هستند.
نگاه انسان به دین باید جوری باشه که انسان رو به کمال برسونه و راه رسیدن به خدا رو برای اون مهیا کنه.نه اینکه وسیله ای باشه برای رسیدن به اهداف دنیوی.
اگر هر انسانی بتونه این جمله رو به طور کامل به روح و ذهنش تزریق کنه و بر اساس اون عمل کنه،شکی نیست که به رستگاری خواهد رسید.
سر درگمی اصلا خوب نیست.زیرا ایمان شما رو هر لحظه ضعیف تر از قبل می کنه...
به نظر من اگه تحقیقات خود رو تداوم و تسریع ببخشید و زودتر به هدف برسید،کار بزرگی رو در رسیدن به رستگاری در زندگی دنیوی و حیات اخروی انجام داده اید.
در پناه ایز یکتا


Into the sorrow of the night
Through the valley of dark dispair
Across the black sea of iniquity
Where the wind is the cry of the
suffering
There came a glorious saving light
The light of eternal peace
Jesus Christ, the King of Kings
.

 

       ...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...

سه شنبه 28/7/1388 - 19:12 - 0 تشکر 159585

سلام به شما جناب laahoot عزیز
اون چیزی که قابل قبول تمامی انسانهاست اینه که «دین،یک امر فطری است» یعنی همه ی آدما دیندار به دنیا میان و اون اطرافیان،شرایط زندگی،تعالیم و...و...و... است که ممکنه دین اون شخصو تحت تأثیر قرار بده،بهش شدّت و ضعف ببخشه،و...
از بدو تولد انسان دارای دین و ایمان هست.یعنی منتصب به دین و اعتقادات خاصیست.
در این گونه مواقع تصمیم گرفتن برای جدایی از دین برای افراد سخته(منظورم سن کودکی و نوجوانیست)
زیرا رفتارهای اطرافیان به او نشون میده که کاری که ما داریم انجام میدیم درسته.(یعنی نماز میخونیم،به کلیسا یا مسجد میریم و.......)
پس میشه گفت این فرد هنوز به سنی نرسیده که بتونه مسائل ادیان مختلف رو تجزیه و تحلی کنه.پس مجبوره با اون چیزی که هست کنار بیاد و اون رفتار رو به عنوان الگوی زندگی خود قرار بده.
به نظر من واژه ی « ادیان» واژه ی خوبی نبوده و نیست.چراکه این واژه سؤالی که شما مطرح کردید رو به اذهان متبادر می کنه و همه به این فکرمیفتن که کدوم دین خوبه؟کدوم دین تعلیمات قشنگ تری داره؟و...
گویی -پناه بر خدا- صدها خدا وجود داره که هرکدومشون یه دینی رو برای بندگانشون برگزیدن و ما آدما مجبوریم از میان این صدها خدا و دین و مذهب یکی رو انتخاب کنیم،بهش ببالیم و باهاش بهشتی بشیم!!! 
ولی واقعیّت اینه که چیزی به نام «ادیان»وجود نداره و آنچه که هست و باید باور بشه «دینه» نه «ادیان» 

به نظر من واژه ی ادیان کلمه ی درستیه.زیرا ما الان یک دین مشترک نداریم.پس میشه گفت ادیان درست تر از دین هست.
......
در مورد بهشتی شدن،به نظر من انسان حتی با بی دینی هم می تونه بهشتی بشه.البته در صورتی که خدا رو یکتا بدونه و هرگز شرکی بر خدا وارد نکنه.
اشتباه ما آدما اینه که فکر می کنیم:حضرت موسی (ع)تبلیغ یهودیت می کرده،در صورتی که چنین نیست و آن حضرت تبلیغ اسلام می کرده است! 
یا گمان می کنیم حضرت مسیح(ع)مبلّغ دین مسیحیّت بوده،در صورتی که ایشان هم تبلیغ اسلام می کرده است!
امّا چون این دین مراحل مختلفی رو گذرونده و در هر مقطع قوانین و آئین های مخصوص به خودشو داشته،اسامی گوناونی به خود گرفته است.گاهی مسیحیت نام گرفته،زمانی یهودیت نامیده شده،و سال هایی طولانی محمّدیسم(اسلام)خوانده شده است. 

و این جملات،جملاتیست که اسلام به هر مسلمانی یاد میده تا اون را از پذیرفتن دین دیگه منع کنه.یعنی اجباری که برخی از آدمیان هرگز به محتوای اصلی آن پی نمی برند.کما اینکه ادیان مختلف بوده و پیامبران الهی مردم رو به پذیرفتن خدای واحد دعوت می کردند.
.................
خداوند در برخی از آیات قران می فرماید:اسلام کامل ترین و بهتین دینهاست.
پس خود این گفته نشون میده که ادیان دیگری نیز وجود داشته...
کما اینکه اعتقادات بنده هیچ گاه با این جمله سازگار نیست.( اسلام کامل ترین و بهتین دینهاست.)
دنیای امروز ما پیام واحد و یکسان أنبیای إلهی رو هنوز درک نکرده و فکر می کنه هر دینی خدای مخصوص خود و تعالیم خاصّ خودش رو داره!!! 
خدای مخصوص خود رو هیچ دینی قبول نداره...اما پیامبر مخصوص خود رو همه قبول دارند و سخن درستیست.
بنده خودم در خانواده ای مسلمان ولی غیر مذهبی به دنیا اومدم و بزرگ شدم،و اگر نبود هدایت إلهی و قرار گرفتن در مسیر وزش نفحاتی که رسول الله(ص) فرمود:"آگاه باشید که در روزهای زندگی شما نسیم هایی می وزد.پس خود را در معرض آنها قرار دهید و از آنها روی مگردانید"،هرچند از لحاظ مادّی و خانوادگی وضع بهتری داشتم و مشکلاتی که برام پیش اومد،الآن تو زندگی آزارم نمی داد،امّا خدارو شکر می کنم ایمانی بهم داد که چیزی جز «هدایت شدن» برام اهمیّت نداشت و تونستم با کمک خودش و با خوندن کتاب ها،شنیدن سخنرانی ها،رفتن به حوزه ی علمیّه،و... به چیزهایی برسم که مطمئنّم اگر هر دین و آئین دیگری هم داشتم صد در صد با تحقیق و مطالعه دین اسلام رو قبول می کردم و مسلمان می شدم.
باز هم به نگرش انسان باید توجه کنیم.ممکنه برخی از افراد مثل شما دنبال تحقیق بروند و با استدلالهای خاص بتونند یک دین واحد رو قبول کنند.البته نظر شما اینه که اگه مسلمان هم نبودید با تحقیق اسلام رو می پذیرفتید.
اما من به شما میگم چندان به این گفته مطمئن نباشید زیرا اگه شما یک یهودی یا مسیحی بودید نوع نگرشتون به زندگی و دین فرق می کرد.
یعنی اگه مسلمان نبودید به این راحتی نمی تونستید اسلام رو قبول کنید و تحقیقاتتون باید بیشتر از اینا طول می کشید.و البته ممکن بود با توجه به ایمانی که به دینتون داشتید(فرض می کنیم دینتون اسلام نبوده) پذیرش اسلام براتون سخت میشد....کما اینکه شما از اول در یک خانواده ی اسلامی بزرگ شده اید....
.........
یه نکته رو هم بگم که برای پذیرش اسلام باید به تناقضات،تحاریف در معانی و اصولهای غیر عقلانی کنار اومد که به نظرم کار بسیار مشکلیه
مناظره با شما لذت بخشه...ممنون


Into the sorrow of the night
Through the valley of dark dispair
Across the black sea of iniquity
Where the wind is the cry of the
suffering
There came a glorious saving light
The light of eternal peace
Jesus Christ, the King of Kings
.

 

       ...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...

سه شنبه 28/7/1388 - 19:13 - 0 تشکر 159586

با عرض خسته نباشید به شما 4siamak گرامی
دبیرستان که بودیم یکی از بچه ها از معلم دینی پرسید اگر یک مسیحی با یک مسلمون ازدواج کنه بچشون چه دینی می شه؟؟؟!!! 
فکر کنم سوال جالبی بود و واقعا یکی از دلایل انتخاب یا شاید هم انتساب دین رو نشون می ده.....
انتصاب دین همیشه وجود داشته و وجود خواهد داشت.
ولی فکر کنم نمیشه یه مسلمان با یه مسیحی ازدواج کنه.که اون هم به دلیل انتصاب دین هست.
خوشبختانه این روزها افراد با عقلی بازتر به دین نگاه می کنند و هرگز انتصاب را نمی پذیرند.
کما اینکه در گذشته دین پدری مرسوم بود.


Into the sorrow of the night
Through the valley of dark dispair
Across the black sea of iniquity
Where the wind is the cry of the
suffering
There came a glorious saving light
The light of eternal peace
Jesus Christ, the King of Kings
.

 

       ...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...

سه شنبه 28/7/1388 - 19:15 - 0 تشکر 159587

با سلام به شما tasnim_IE گرامی
اگر واقعا می خوای به جواب سوالت برسی فکر کن ببین اصل کدام دین که همون خداشناسی اون دینه به بهترین شکل خدا رو معرفی می کنه که با عقل انسان می خونه . 
بلاخره دین یا ادیان؟
به نظر من خدا در همه ی آیین ها به یک شکل معرفی شده است.خدای یگانه.
پس با این روش به هیچ جا نخواهیم رسید.زیرا اعتقاد داریم که خدا یکیست.
من یه مسلمونم و تو اسلام به ما گفتن باید اصل اسلام یعنی خداشناسی ما بدون تقلید باشه و من خدایی رو که از اسلام شناختم خیلی بهتر از خدایی بود که در مسحیت یا یهودیت یا شینتو یا بودائیسم یا هندوئیسم یا بقیه ادیان دیدم .
نگاه پایه ی هر انسان به اون چیزی که قرار هست در موردش فکر کند بسیار موثره....یعنی اگه به شما گفته اند بهترین دین،دین اسلام هست،پس شما به ادیان دیگه به چشم دیگری نگاه می کنید.یعنی اگر کوچکترین اشتباهی در کتابهای دیگر ادیان وجود داشته باشد،به نظر شما بسیار بزرگ میاد.کما اینکه همین اشتباه(که ممکنه اصلا اشتباهی نبوده باشد)...در کتاب مورد قبول شما هم وجود داشتبه باشد اما با اینکه شما اون رو قبول دارید و از پیش برای شما اینچنین تعبیر شده که این اشتباه نیست.پس به راحتی کتابی رو که در حال تحقیق در مورد آن هستید رو رد می کنید.
اتفاقا دیشب داشتم اوایل انجیل لوقا و انجیل یوحنا رو می خوندم و با این دقت می خوندم که ببینم نظر این اناجیل اینه که حضرت عیسی خداست یا پسر خدا ولی باز هم درست متوجه نشدم چی بود چون هر جایی یه حرفی زده بود . 
عیسی(ع) در اناجیل همان نقش و جایگاهی را دارد كه در قرآن دارد؛ یعنی پیامبر خدا، كلمه الله و واسطه در فیض است
اعتقاد به الوهیت مسیح(ع) در میان برخی مسیحیان و اکثریت مسلمانان ناشی از تفسیر نادرست از آیات اناجیل است. براساس ظاهر متن ‌انجیل لوقا، مرقس و متی ازخداوندی جسمی عیسی خبری نیست، 
نویسندگان این اناجیل مطابق زبان معاصر خود از عیسی(ع) تعبیر به «پروردگار ما» و یا دیگر صفات می‌كنند، ولی به نظر می‌رسد برخی مسیحیان امروزی و جمع قریب به اتفاق مسلمانان در تفسیر این آیات دچار اشتباه شده‌ اند. لذا در انجیل‌ها خبری از خدا بودن مسیح نیست و البته خبری هم از تثلیث نیست.
اگر به اناجیل رجوع كنیم، نكته‌ای شرك‌آلود پیدا نمی‌شود
در این مورد اناجیل دقیقا با قرآن منطبق هستند
مطمئنن اگه کاتبان شیوه ی فرزند خدا بودن عیسی مسیح رو معنوی نمی دانستند،هرگز خدا را خدای یگانه نمی خواندند....کما اینکه در اناجیل به وفور به این نکته که خدا یکیست اشاره شده است.
..............
یه نکته ی دیگه رو هم بگم...
در اناجیل بخصوص انجیل یوحنا گفته شده که "من(عیسی مسیح) و پدر یکی هستیم" و "پدر در من و من را در پدر خواهید یافت"
این جملات نشاند دهنده ی وجود خدا در پیامیران است نه اینکه عیسی مسیح خداست.


Into the sorrow of the night
Through the valley of dark dispair
Across the black sea of iniquity
Where the wind is the cry of the
suffering
There came a glorious saving light
The light of eternal peace
Jesus Christ, the King of Kings
.

 

       ...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...

سه شنبه 28/7/1388 - 19:24 - 0 تشکر 159590

اینجا جا داره اشاره کنم به نحوه ی تولد عیسی مسیح در سوره ی مریم(قران) و انجیل متی...
*****
وَاذْكُرْ فِی الْكِتَابِ مَرْیَمَ إِذِ انتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِیًّا ﴿16﴾ 
و در این كتاب از مریم یاد كن آنگاه كه از كسان خود در مكانى شرقى به كنارى شتافت (16) 
فَاتَّخَذَتْ مِن دُونِهِمْ حِجَابًا فَأَرْسَلْنَا إِلَیْهَا رُوحَنَا فَتَمَثَّلَ لَهَا بَشَرًا سَوِیًّا ﴿17﴾ (سوره ی مریم)
و در برابر آنان پرده‏اى بر خود گرفت پس روح خود را به سوى او فرستادیم تا به [شكل] بشرى خوش‏اندام بر او نمایان شد (17) 
قَالَتْ إِنِّی أَعُوذُ بِالرَّحْمَن مِنكَ إِن كُنتَ تَقِیًّا ﴿18﴾(سوره ی مریم)
[مریم] گفت اگر پرهیزگارى من از تو به خداى رحمان پناه مى‏برم (18) 
قَالَ إِنَّمَا أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلَامًا زَكِیًّا ﴿19﴾(سوره ی مریم)
گفت من فقط فرستاده پروردگار توام براى اینكه به تو پسرى پاكیزه ببخشم (19) 
قَالَتْ أَنَّى یَكُونُ لِی غُلَامٌ وَلَمْ یَمْسَسْنِی بَشَرٌ وَلَمْ أَكُ بَغِیًّا ﴿20﴾(سوره ی مریم)
گفت چگونه مرا پسرى باشد با آنكه دست بشرى به من نرسیده و بدكار نبوده‏ام (20) 
قَالَ كَذَلِكِ قَالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَیَّ هَیِّنٌ وَلِنَجْعَلَهُ آیَةً لِلنَّاسِ وَرَحْمَةً مِّنَّا وَكَانَ أَمْرًا مَّقْضِیًّا ﴿21﴾ (سوره ی مریم)
گفت [فرمان] چنین است پروردگار تو گفته كه آن بر من آسان است و تا او را نشانه‏اى براى مردم و رحمتى از جانب خویش قرار دهیم و [این] دستورى قطعى بود (21) 
فَحَمَلَتْهُ فَانتَبَذَتْ بِهِ مَكَانًا قَصِیًّا ﴿22﴾ (سوره ی مریم)
پس [مریم] به او [=عیسى] آبستن شد و با او به مكان دورافتاده‏اى پناه جست (22) 
***********
فَكُلِی وَاشْرَبِی وَقَرِّی عَیْنًا فَإِمَّا تَرَیِنَّ مِنَ الْبَشَرِ أَحَدًا فَقُولِی إِنِّی نَذَرْتُ لِلرَّحْمَنِ صَوْمًا فَلَنْ أُكَلِّمَ الْیَوْمَ إِنسِیًّا ﴿26﴾ (سوره ی مریم)
و بخور و بنوش و دیده روشن دار پس اگر كسى از آدمیان را دیدى بگوى من براى [خداى] رحمان روزه نذر كرده‏ام و امروز مطلقا با انسانى سخن نخواهم گفت (26) 
فَأَتَتْ بِهِ قَوْمَهَا تَحْمِلُهُ قَالُوا یَا مَرْیَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَیْئًا فَرِیًّا ﴿27﴾ (سوره ی مریم)
پس [مریم] در حالى كه او را در آغوش گرفته بود به نزد قومش آورد گفتند اى مریم به راستى كار بسیار ناپسندى مرتكب شده‏اى (27) 
یَا أُخْتَ هَارُونَ مَا كَانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَمَا كَانَتْ أُمُّكِ بَغِیًّا ﴿28﴾ (سوره ی مریم)
اى خواهر هارون پدرت مرد بدى نبود و مادرت [نیز] بدكاره نبود (28) 
فَأَشَارَتْ إِلَیْهِ قَالُوا كَیْفَ نُكَلِّمُ مَن كَانَ فِی الْمَهْدِ صَبِیًّا ﴿29﴾(سوره ی مریم)
[مریم] به سوى [عیسى] اشاره كرد گفتند چگونه با كسى كه در گهواره [و] كودك است‏سخن بگوییم (29) 
قَالَ إِنِّی عَبْدُ اللَّهِ آتَانِیَ الْكِتَابَ وَجَعَلَنِی نَبِیًّا ﴿30﴾ (سوره ی مریم)
[كودك] گفت منم بنده خدا به من كتاب داده و مرا پیامبر قرار داده است (30) 
...........
در انجیل متی می خوانیم : 
اما ولادت عیسی مسیح چنین بود که چون مادرش مریم به یوسف نامزد شده بود ، قبل از آنکه با هم آیند ، او را از روح القدس حامله یافتند . و شوهرش یوسف چونکه مردی صالح بود ، نخواست او را عبرت نماید ، پس اراده نمود او را به پنهانی رها کند . اما چون او در این چیزها تفکر می کرد ناگاه فرشته خداوند در خواب بر وی ظاهر شده ، گفت : « ای یوسف پسر داود ! از گرفتن زن خویش مریم مترس ، زیرا آنچه در وی قرار گرفته است از روح القدس است و او پسری خواهد زائید و نام او را عیسی خواهی نهاد . زیرا که او امت خویش را از گناهان خواهد رهانید . » و این همه برای آن واقع شد تا کلامی که خداوند به زبان نبی گفته بود تمام گردد که اینک باکره آبستن شده ، پسری خواهد زائید و نام او را عمانوئیل خواهند خواند که تفسیرش این است : « خدا با من » پس چون یوسف از خواب بیدار شد چنان که فرشته خداوند به او امر کرده بود ، به عمل آورد و زن خویش را گرفت . و تا پسر نخستین خود را نزایید او را نشناخت . 


Into the sorrow of the night
Through the valley of dark dispair
Across the black sea of iniquity
Where the wind is the cry of the
suffering
There came a glorious saving light
The light of eternal peace
Jesus Christ, the King of Kings
.

 

       ...*.*.*.*.*.,وبلاگ من در تبیان.*.*.*.*.*...

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.