• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 578)
شنبه 21/6/1388 - 19:4 -0 تشکر 150711
* هدایتگران!فراری ندهید *

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

 

السّلام عَلی مَهدیِّ الاُمم و جامع الکَلِم

 

 

************************************

 

 

غیر از «تبشیر» و «إنذار»،یک عمل دیگر داریم که اسمش « تنفیر» است.

«تنفیر» یعنی:عملِ فرار دادن.

گاهی انسان می خواهد إنذار کند،إنذار را با تنفیر اشتباه می کند.

إنذار آن وقت إنذار است که عمل سائق را انجام بدهد،یعنی از پشت سر،شخص را به سوی جلو براند.ولی عمل تنفیر یعنی کاری کردن که او فرار کند.

...مثال می زنم:مثل این است که انسان حیوانی(شتری،اسبی)را می کِشد،بعد می خواهد او را بیشتر پشت سر خودش حرکت بدهد،نوعی «های و هو» می کند که یکمرتبه این حیوان سرش را به عقب می کشد،افسارش را پاره می کند و فرار می کند.

این را می گویند «تنفیر».

 

در روح انسان،گاهی بعضی از دعوت ها نه تنها سوق دادن و قائدیّت نیست بلکه تنفیر است!!!

یعنی نفرت ایجاد کردن و فرار دادن است.

و این اصلی است روانی؛روح و روان انسان اینطور است.

 

...مثال بچّه و مدرسه را عرض می کنیم:

بسیاری از اوقات،پدرها و مادرها یا بعضی از معلّم های بچّه ها به جای تبشیر و إنذار،تنفیر می کنند!یعنی کاری می کنند که در روح بچّه یک حالت تنفّر و گریز از مدرسه پیدا بشود و عکس العمل روح این بچّه گریز از مدرسه است.

 

تاریخ می نویسد(1):وقتی پیغمبراکرم، « مُعاذ بن جبل » را برای دعوت و تبلیغ مردم یمن(2) به یمن فرستاد-طبق نقل سیره ی إبن هشام-به او چنین توصیه می کند:

 

"  یا مُعاذ! بَشِّر وَ لا تُنَفِّر،یَسِّر وَ لا تُعَسِّر "

 

 

برای تبلیغ اسلام می روی،اساس کارت «تبشیر و مژده و ترغیب» باشد.کاری کن که مردم مزایای اسلام را درک کنند و از روی میل و رغبت به اسلام گرایش پیدا کنند.

نفرمود:"وَ لا تُنذِر" إنذار نکن،چون إنذار جزء برنامه ای است که قرآن دستور داده.نکته ای که پیغمبراکرم اشاره کرد این بود که:

 

" بَشِّر وَ لا تُنَفِّر "

 

 

کاری نکن که مردم را از اسلام فرار بدهی و متنفّر کنی.مطلب را طوری تقریر نکن که عکس العمل روحی مردم «فرار از اسلام» باشد.و این چه نکته ی بزرگی است...

 

 

منبع:سیری در سیره ی نبوی

بیانات استاد شهید مرتضی مطهّری(رحمة الله تعالی علیه)

بخش:روش تبلیغ

 

______________________________________

 

(1):ظاهراً این قضیّه مکرّر اتّفاق افتاده است.من آن موردی را که یادم هست عرض می کنم.

(2):یمن از آن جاهایی است که مردمش بدون آن که هیچ گونه لشکرکشی صورت گرفته باشد مسلمان شده اند.

 

 

 

 

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

شنبه 21/6/1388 - 19:29 - 0 تشکر 150717

نه تنها دیگران را،بلکه خودتان را هم فراری ندهید!

روح انسان،فوق العاده لطیف است و زود عکس العمل نشان می دهد.

اگر انسان در یک کاری بر روح خودش فشار بیاورد-تا چه رسد به روح دیگران-عکس العملی که روح انسان ایجاد می کند،«گریز و فرار»است.

مثلاً در عبادت،جزء توصیه های پیغمبراکرم این است که:

عبادت را آن قدر انجام دهید که روحتان نشاط عبادت دارد.یعنی عبادت را با میل و رغبت انجام می دهید.وقتی یک مقدار عبادت کردید،نماز خواندید،مستحبّات را بجا آوردید،نافله انجام دادید،قرآن خواندید و بیدار خوابی کشیدید،دیگر حس می کنید الآن این عبادت سخت و سنگین است یعنی به زور دارید بر خودتان تحمیل می کنید.فرمود:دیگر اینجاکافی است،عبادت را برخودت تحمیل نکن.

همینقدر که تحمیل کردی،روحت کم کم از عبادت گریزان می شود و گویی عبادت را مانند یک دوا به او داده ای!آنوقت یک خاطره ی بد از عبادت پیدا می کند.همیشه کوشش کن در عبادت،نشاط داشته باشی و روحت خاطره ی خوش از عبادت داشته باشد.

به «جابر» فرمود:

" یا جابر! إنّ هذا الدّین لَمتینٌ فأوغِل فیه برِفقٍ فَأنّ المُنبَتّ لا أرضاً قَطَعَ و لا ظهراً أبقی"

ای جابر!دین اسلام،دین با متانتی است،با خودت با مدارا رفتار کن.بعد می فرماید:-چه تشبیه عالیی!-جابر!آن آدمهایی که خیال می کنند بافشار آوردن برروی خود و سخت گیری برخود زودتر به مقصد می رسند اشتباه می کنند،اصلاً به مقصد نمی رسند.مَثل آنها مَثل آن آدمی است که مَرکبی به او داده اند که از شهری به شهری برود؛او خیال می کند هرچه به این مرکب بیشتر شلّاق بزند و فشار بیاورد زودتر می رسد.

چند منزل اوّل را با یک منزل به یک روز می رود ولی یک وقت متوجّه می شود که حیوان بیچاره را زخمی کرده و حیوان از راه مانده و جابجا ایستاد؛به مقصد نرسید،مرکبش را هم مجروح و ناقص کرد.

فرمود:آدمی که بر روی خود فشار می آورد و زائد بر استعداد خویش بر خودش تحمیل می کند،خیال می کند زودتر به مقصد می رسد،او اصلاً به مقصد نمی رسد؛روحش مثل مرکبی می شود که زخم برداشته باشد.از راه می ماند و دیگر قدم از قدم بر نمی دارد.نسبت به مردم هم همینطور است...

منبع:همان

ادامه دارد...

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

سه شنبه 28/2/1389 - 11:17 - 0 تشکر 200877

Laahoot گرامی با سلام و تشکر از مبحث مهمی که مطرح کردید حیف که ادامه ندادید (علی رغم اینکه ادامه دارد ... ثبت کردید )

گاهی عمل ما منجر به اسلام گریزی می شود این در حالی است که در سیره نبوی گاهی عمل پیامبر بدون آنکه دعوت لسانی باشد موجب ایمان آوردن می شد داستان عداس رو حتما شنیدید با این حساب ما خیلی از سیره پیامبر عقبیم

مثال دیگر قضیه آن مسیحی است که زره حضرت علی رو دزدید و وقتی دید که قاضی مسلمین بدون در نظر گرفتن اینکه یه طرف دعوا علی (ع) خلیفه مسلمانان و طرف دیگر یه مسیحیه قضاوت رو به نفع مسیحی و تنها براساس دلایل محکمه پسند انجام داد آن مسیحی مسلمان شد

حالا ما کجا هستیم؟ چقدر تا علی (ع) راه مانده؟

هنگامي که مقدمات نعمتها به شما مي رسد دنباله آن را به واسطه کمي شکر گزاري از خود دور نسازيد .
چهارشنبه 29/2/1389 - 17:9 - 0 تشکر 201123

با سلام و سپاس از توجّهتون
الحمدلله که از مطلب خوشتون اومد
این مبحث قدیمیه و خیلی وقته تو انجمنه،ولی چون کسی ابراز علاقه به ادامه ی بحث نکرد حس کردم دلیلی نداره که بخوام ادامش بدم
امّا اگر شما مایل باشید این کار رو خواهم کرد(لطفاًدرصورت تمایل بهم خبر بدین)

درضمن!از توضیحات تکمیلی خوب شماهم بسیار سپاسگزارم

خدا به هممون-بویژه به مسئولین که وظیفه ی سنگین تری دارن- توفیق بده مسلمونا رو فراری ندیم،نامسلمونارو هدایت کردن،پیشکش!!!

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

پنج شنبه 30/2/1389 - 6:36 - 0 تشکر 201216

به نام خدا
سلام
مبحث خیلی خوبی شروع کردید
واقعا خیلی از ما مسلمانهامعنی دقیق تبشیر وانزار رو نمیدونیم وبا کارهای غلط باعث ضربه زدن به اسلام میشیم
اقای مطهری داستانی تعریف میکردند
گفتند یک روزی ما برای پیمودن راهی سوار اتوبوس شدیم بین راه هی میدیدم اقای راننده بدجور بهم نگاه میکنه
باهمه خوش رو بود الا من خیلی ناراحت بودم دلیل این کارش چیه ؟
تا اینکه وقت نماز شد سر وقت اتوبوس رو نگه داشت ونماز خواند این بر تعجبم بیشتر افزدود
رفتم کنارش نشستم وشروع کردم باهاش حرف زدن
گفتم من از اول سفر شمارو زیر نظر داشتم شما باهمه خوب بودی الامن میشه بدونم دلیلش چیه؟
گفت من از اخوند جماعت بدم میاد
گفتم اخه چرا ؟دلیلش چیه؟
گفت همین اخوندها باعث بدبختی من شدند
شروع کرد به درد دل کردن
گفت :همه خواهر وبرادرای من درس خون شدن مهندس ودکتر شدند الا من شدم شوفر
زمانیکه من به مدرسه میرفتم وضع مدارس از نظر اسلامی اصلا خوب نبود
یک روحانی داشتیم تو مسجد محلمون تا فهمید بابام که یکی از افراد سرشناسه محله بود منو فرستاده مدرسه
همه شروع کردند به سرزنش بابام که چرا بچه ات رو به مدرسه فرستادی
جای بدیه خلاصه کاری کردند که من از درس ومدرسه افتادم واز اون به بعد عامل بدبختیم رو این روحانی واهالی محل دونستم
اره واقعا چنین افرادی هستند با سطح پایین فکری باعث بدبختی مردم میشن
یک روحانی ویک مبلغ دینی اول باید با مسایل خوب اشنا بشه طبق رای ونظر شخصی خودش در مسایلی که مربوط به اسلام میشه اینطوری نظر نده
خدا بهمهمون بصیرت وشناخت دقیق از اسلام را عنایت فرماید امین یا رب العالمین

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

شنبه 1/3/1389 - 18:18 - 0 تشکر 201635

مطلب قشنگی بود
ممنون ازتوضیحات خوب و دلنشین شما

بله!واقعاً همینطوره
در ادامه ی این مطلب،درکتاب سیره ی نبوی، استاد شهید مطهّری(ره)این داستان رو ذکرکردن که:
شخصی مسلمان همسایه اش را که مسیحی بود به اسلام دعوت کرد و اون شخص هم مسلمان شد.
این دو تصمیم گرفتن که هر روز نمازهاشون رو باهم بخونن
روز اوّل مسلمانی اون مسیحی بود،صبح با صدای کوبیدن در خونه از خواب بیدارشد دید پشت در همون همسایه ی مسلمونه.گفت این وقت صبح چکارم داری؟جواب داد:اومدم بریم نمازصبح بخونیم.
خلاصه مرد تازه مسلمان آماده شد و هردو به مسجدرفتن
مردمسلمان شروع کرد به خواندن نافله ی صبح و بعد نمازصبح رو باهم خوندن
نمازکه تمام شد تازه مسلمان گفت:خب برویم؟
مردمسلمان گفت:نه!کجابرویم؟بمانیم تا اذان ظهر
تازه مسلمان قبول کرد و نشستن تا نمازظهر
نماز ظهر را هم خوندن،باز مرد تازه مسلمان پرسید:برویم؟
گفت:نه!بمانیم تا نماز عصر و همینطور ادامه پیداکرد تا نماز عشا و نوافل و اذکار متعدّد تا اینکه مرد تازه مسلمان طاقتش طاق شد و گفت:"اگر اسلام و مسلمونی یعنی این بیکاری و فقط نشستن و عبادت کردن،من ازین دین خوشم نمیاد"
مرد رفت و دوباره طبق آئین مسیحیت زندگی کرد.

استادمطهّری پس از ذکر این داستان نتیجه گیری می کنن که:
چه بسا اعمال ما مسلمین که مسلمین دیگر رو از دین اسلام فراری میده و این مرد مسلمان با اینکه ثواب کرد کسی رو مسلمان کرد ولی خودش با دست خودش اون مرد رو از اسلام فراری داد!

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.