• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن قرآن و عترت > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
قرآن و عترت (بازدید: 2232)
شنبه 14/6/1388 - 18:8 -0 تشکر 148946
کلاس 3.مراحل اخلاق و خوب شدن

در نیمه ماه رمضان، حق کریم/ اوج کرمش را به جهان ثابت کرد

 سالروز ولادت باسعادت کریم آل طاها، امام حسن مجتبی(ع) ،بر عاشقان وپیروان مکتب اهل بیت(ع) مبارک باد

سلام

ماه رمضون امسالمون هم از نیمه گذشت...اما کی میشه که ما هم مسیر پیمودن کمالمون حداقل به نیمه برسه؟

یه نکته بگم....این هفته ی سوم ماه مبارک اونچنان ارزشمنده که اونهایی که واقعا از ته قلبشون بخوان و حرکت کنند حتما به اندازه هزار ماه این مسیر رو طی خواهند کرد

لذا اگه اینجا ما تاپیک اخلاق میزنیم...از خدا انتظار نداریم که به اندازه یه هفته ما رو جلو ببره....بلکه از اونی هم که خودش وعده داده بیشتر میخواهیم....چون اعتقاد داریم از خدا هیچی کم نمیشه....چون اعتقاد داریم خدا دوست داره که به بنده هاش کمک کنه....چون اعتقاد داریم که ممکن نیست مثل بعضی از ما آدمها در دادن اون چیزی که یکی ازش میخواد بخل بورزه

ما تو این کلاس در محضر دانشمند و فقید ارجمند آیت الله جوادی آملی خواهیم بود

پس حتما با ماه همراه باشید تا ببینیم که این راه کمالات اخلاقیه چه جوریه؟....اصلن چند مرحله هست؟؟....آیا اخلاق فقط مهربونی هست؟

آیا اخلاق فقط عصبانی نشدن هست؟

یا اینکه اخلاق یعنی اینکه سلسله مراحلی که انسان را جهت رسیدن به کمال پرورش میده؟

صد در صد اخلاق بحث گسترده تری از این چیزهاست

اگه اینطور نبود بزرگانمون کل عمرشون رو در این موضوع نمیگذاشتند

اصلن مگه حدیث نداریم که اخلاق نیک نیمی از ایمان هست...پس این نشون میده که بحث اخلاق خیلی گسترده تر هست

و ما هم نخواهیم توانست همین یه جلسه همه چیزو بگیم

اما به خداوند امیدواریم

یا علی

 

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

يکشنبه 15/6/1388 - 0:16 - 0 تشکر 149023

سلام

میکرو

فقط یه جوری بنویس که بفهمم چیه جریان

اره 

اخه ایشون تو صحبت کردناشون سنگین صحبت میکنن

موفق

دوشنبه 16/6/1388 - 15:47 - 0 تشکر 149293


سلام

من دوست دارم هر یک از عزیزان فسمتی از کتاب ایشون رو خلاصه کنند و بیاند خودمونی برامون بگند...اصلن دوست ندارم صد تا پاسخ زده بشه و کسی نخونه

پس با یه سرچ میتونید کتاب مراحل اخلاق در قرآن آیت الله جوادی آملی رو پیدا کنید و در این مراحل خوب شدن همراه هم باشیم.

من از اول کتاب شروع میکنم:

ظرفی که کثیف باشه هر چی توش چیز خوب هم بریزی،باعث میشه اونم کثیف بشه
علم اخلاق میگه اول باید رذایل اخلاقی و نفسانی رو شناسایی کنیم و آنها را از خودمون برطرف کنیم و یا اگه دچار این کثیفی ها نشدیم
حواسمون رو جمع کنیم که در این مورد ظرف وجودیمون رو حفظ کنیم

خوب پس رذایل حکم سم داره و آشنایی با این سموم برای طبیب که میخواد خودش رو درمان کنه امری اجتناب نا پذیر هست
لذا در علم اخلاق میگند تخلیه از رذایل بر تحلیه یعنی آراستن نفس به زیورآلات اخلاقی مقدم هست
یه نکته هم اینجا وجود داره...اینکه فضایل در نهاد آدمی ریشه دار هست اما رذایل امری عارضی هست
یعنی اینکه ما اگه این کثیفی ها رو از روحمون پاک کنیم و یا دچار کثیفی ها نشیم ...خود به خود میل و فطرتمون ما رو به سمت خوبی ها خواهد کشوند...یعنی کسی که گناه نکنه صدر در صد از نماز لذت خواهد برد
کسی که گناه نکنه صد رد صد مزه نگاه نکردن به نامحرم رو خواهد فهمید

وقتی این لذت ها در کاممون قرار بگیره خود به خود به سمت کسب لذت بیشتر و کار خوب انجام دادن کشیده خواهیم شد
از خداوند در این شب های عزیز بخواهیم که به کام ما هم عسل بذاره.

از خداوند میخواهیم که این روحمون رو پاک کنه تا انوار نورانیش در قلب هامون تلالو پیدا کنه

الهی آمین
یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

چهارشنبه 18/6/1388 - 6:27 - 0 تشکر 149600

سلام

خوب برای اینکه یکمی سریع تر پیش بریم....مجبورم براتون یکمی هم فقط کپی پیست کنم....تا شما باشید یکمی همکاری کنید تا منم حال خلاصه کردن براتون پیدا کنم

فصل یكم: غفلت

در فن اخلاق، غفلت‏به عنوان «مانع‏»، و بیدارى به عنوان «شرط لازم‏» تهذیب نفس و سیر و سلوك شمرده شده است. مقدمه واجب سیر و سلوك آن است كه انسان توجه كند كه «ناقص‏» است و باید «كامل‏» شود و «مسافر» است و به زاد و راحله و راهنمانیاز دارد و بدیهى است كه اگر كسى غافل باشد و نداند مسافر است، در جاى خود مى‏ماند، چنانكه جناب مصلح‏الدین سعدى گفته است: «حرم در پیش است وحرامى در پس; اگر رفتى، بردى و اگر خفتى، مردى‏» (4) .

كسى كه عازم سفر است اگر نداند كه مسافر است و حرامى و راهزن در كمین اوست، اگر بخوابد، یقینا گرفتار غارت راهزنان خواهد شد و اگر نخوابد و حركت كند، به مقصد مى‏رسد. شیطان صریحا گفت من در كمینم:

«لاقعدن لهم صراطك المستقیم‏» (5)

كسى كه بداند مسافر است، قهرا به فكر حركت است و اگر مسافر به فكر حركت‏باشد، به فكر تحصیل زاد و توشه مطابق با مسیر و مقصد خواهد بود.

در تعبیرات دینى از كسانى كه اهل سیر و سلوك نیستند به عنوان «خوابیده‏» یا «مست‏» یاد مى‏شود. مست كسى است كه «مى‏» عقلش را پوشانده است و بنابراین، جوانى و یا مقام و غرور و مال هم از آن جهت كه چهره عقل را مى‏پوشاند و نمى‏گذارد انسان بیدار شود و حركت كند مست كننده است.

به هر تقدیر، كسى كه نداند «ناقص‏» است و كاملى باید او را تكمیل كند و یا نداند «نیازمند» است و بى نیازى باید نیازش را رفع كند و یا نداند «مسافر» است و باید حركت كند، او در خواب است و سهمى از اخلاق ندارد و در حالت‏خواب هم مى‏میرد و در همان حال او را به جایى كه نمى‏خواهد، مى‏برند; چون حركت ضرورى و یقینى است:

«و ما جعلنا لبشر من قبلك الخلد افائن مت فهم الخالدون‏» (6)

هیچ كس در نشئه طبیعت، آرام نیست و نمى‏آرمد; زیرا دنیا آرامگاه نیست; چنانكه برزخ و قبر نیز آرامگاه نیست. این كه در چهره سنگ قبر، نوشته مى‏شود: «آرامگاه‏» بر اساس نسبت‏برزخ به دنیاست و گرنه قبر یا برزخ نیز نسبت‏به قیامت، آرامگاه نیست، اگر چه برزخیان تلاش اهل طبیعت و دنیا را پشت‏سر گذاشته‏اند; ولى در جوش و خروشند تا به «دار القرار» امن و مطلق كه بهشت است‏برسند. در حقیقت‏بهشت آرامگاه است.

در مناجات شعبانیه نیز در باره بیدارى از خواب غفلت آمده است:

«الهى لم یكن لی حول فانتقل به عن معصیتك الا فی وقت ایقظتنی لمحبتك‏» (7)

خدایا! من غافل بودم و هیچ توفیق حركت نداشتم مگر آنگاه كه تو مرا بیدار كردى; اما براى این بیدارى، تلاش و كوشش لازم است. صداى انبیا وقتى به گوش كسى برسد، او را بیدار مى‏كند; حتى اگر خوابیده باشد و انبیا هم آمده‏اند تا مردم خوابیده را بیدار كنند، ولى اگر خواب كسى، سنگین باشد، صداى انبیا هم چنین انسان خوابیده را بیدار نمى‏كند. از این رو ذات اقدس خداوند به رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى‏فرماید:

«و ما انت‏بمسمع من فى القبور» (8)

كسى كه مرده یا خوابیده است‏سخن تو را نمى‏شنود تا زنده یا بیدار شود.

اما اگر كسى بیدار شود، مى‏فهمد باید حركت كند و اگر حركت نكند و دو لحظه در یك حال بماند، مغبون است. پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

«من استوى یوماه فهو مغبون‏» (9)

اگر كسى دو روزش یكسان باشد، گرفتار غبن و زیان است; منظور از «روز» هم شبانه روز یا روز در مقابل شب نیست. بنابراین، اگر كسى دو ساعت و حتى دو لحظه‏اش یكسان باشد، ضرر كرده است; زیرا عمر خود را داده و چیزى در مقابل آن نگرفته است، ولى اگر دائما به یاد حق باشد، چنانكه قرآن كریم مى‏فرماید:

«و اذكر ربك فى نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال ولا تكن من الغافلین‏» (10)

حتى دو دقیقه یا دو لحظه‏اش نیز، همسان نیست و او هر لحظه به ذات اقدس اله نزدیكتر مى‏شود و مى‏فهمد كه هر مرتبه‏اى نسبت‏به مرتبه آینده، نقص و هر مرتبه آینده نسبت‏به گذشته كمال است. از این رو گفته‏اند: «حسنات الابرار سیئات المقربین‏» (11) بنابراین، اولین شرط براى سیر و سلوك، بیدارى است. پس از بیدارى و عزم بر حركت انسان سالك در مى‏یابد كه براى حركت، زاد و توشه، مركب، راهنما و شناخت لازم است.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

چهارشنبه 18/6/1388 - 6:29 - 0 تشکر 149601

سلام

غفلت، چرك جان

غفلت كه یكى از موانع سیر انسان به سوى خداست، از نظر فرهنگ دین، رجس و چرك است. امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:

«الغفلة ضلال النفوس‏» (12)

غفلت، گمراهى جان است. از «مناجات شعبانیه‏» نیز استفاده مى‏شود كه غفلت، چرك جان آدمى است. امامان معصوم (علیهم‏السلام) در مناجات مزبور به خدا عرض مى‏كردند: خدایا! ما از تو شاكریم كه دلهایمان را از چرك غفلت پاك كردى:

«فشكرتك بادخالی فی كرمك و لتطهیر قلبی من اوساخ الغفلة عنك‏» (13)

و البته این تعبیرها «كنایه‏» نیست. بعضى مى‏پندارند كه تعبیر از فضیلت و رذیلت اخلاقى به «طهارت‏» و «وسخ‏»، كنایه و مجاز است; اما این پندارى باطل است; زیرا انسان، گذشته از این كه ظاهرى دارد، باطنى هم دارد، و باطنها در قیامت ظهور مى‏كند. در قیامت، برخى نورانى، سفید رو و روسفید و برخى دیگر، سیه رو، روسیاه و چركینند و غسلین (چركابه) كه طعام تبهكاران است:

«فلیس له الیوم ههنا حمیم و لا طعام الا من غسلین لا یاكله الا الخاطئون‏» (14)

از غفلتها نشئت مى‏گیرد.

منشا هر آفتى كه از بیرون دامنگیر ما مى‏شود، غفلت درون ماست و اگر در درون ما قلعه اعتقاد و التفات وجود داشته باشد آسیبى به ما نمى‏رسد; چون: «هر آن غافل زید غافل خورد تیر». در روایات آمده است: هیچ پرنده‏اى در حال ذكر تیر نمى‏خورد و هر تیرى به هر پرنده یا حیوان دیگر در میدان شكار اصابت كند در حال غفلت اوست. امام صادق (علیه السلام) مى‏فرماید: «ما من طیر یصاد فی بر ولا بحر ولا یصاد شی‏ء من الوحوش الا بتضییعه التسبیح‏» (15) . همچنین آن حضرت مى‏فرماید: صاعقه به ذاكر خداوند اصابت نمى‏كند: «ان الصاعقة لا تصیب ذاكرا لله عزوجل‏» (16) . این گونه معارف، گذشته از جنبه علمى و اعتقادى براى ما اثرى تربیتى دارد تا از خدا و آیات او غافل نباشیم.

غفلت از خدا و آیات او با تهذیب روح، سازگار نیست; زیرا روح انسان هر لحظه در برابر خاطرات تلخ و شیرین، حالت تازه‏اى دارد و در برابر هر حالت تازه، حكم جدیدى طلب مى‏كند و حكم جدید را فن اخلاق بر عهده مى‏گیرد. كسى كه از پدیده‏هاى درون خود غافل باشد، از درك موضوعات اخلاقى عاجز است و آنگاه از تشخیص احكام اخلاقى آنها هم ناتوان است و در این صورت ناخواسته به دام گناه مى‏افتد. به همین جهت دستور پرهیز از غفلت‏به ما داده‏اند.

امام صادق (علیه‏السلام) فرمودند:

«ایاكم و الغفلة فانه من غفل فانما یغفل عن نفسه‏» (17)

از غفلت‏بپرهیزید; زیرا به زیان جان شماست. پرهیز از غفلت‏براى پرهیز از زیانهاى جان آدمى است و انسان باید در سود و زیان خود، موضوعات و احكام را یكى پس از دیگرى خوب تشخیص بدهد.

این حدیث نورانى به منزله آیه

«و من یبخل فانما یبخل عن نفسه‏» (18)

است; اگر كسى بخل ورزد، به زیان خود بخل مى‏ورزد و چیزى را كه باید براى آینده خود صرف كند صرف نمى‏كند.

خداى سبحان در قرآن كریم مى‏فرماید:

«و ما تقدموا لانفسكم من خیر تجدوه عند الله‏» (19)

هر كار خیرى كه براى خدا انجام دهید وقتى به مهمانى خدا برسید، مى‏بینید در كنار سفره همان كار خیر نشسته‏اید. هرگز خدا به عهد خود خیانت نمى‏كند:

«اوفوا بعهدى اوف بعهدكم‏» (20)

و هیچ كس باوفاتر از خدا نیست:

«من اوفى بعهده من الله‏» (21) .

غفلتهایى كه در مورد حفظ مال و مانند آن است، ضرر دنیایى دارد; ولى غفلت از تزكیه و نزاهت روح،غفلت از جان است و خسارت بزرگى در پى دارد; چون سرمایه از دست مى‏رود. این كه خدا عده‏اى را «خاسر» معرفى مى‏كند:

«و العصر ان الانسان لفى خسر» (22)

براى همین است كه عده‏اى بر اثر غفلت، از خویشتن خویش جدا مى‏شوند. شیطان هم با مال و جاه و منصب انسانها كارى ندارد و تنها با ایمان آنها كار دارد. اگر شیطان جان ما را شكار كند و به دام بیندازد، آنگاه دست و پاى ما در گرفتن مال حرام و رفتن به جاى آلوده باز، ولى در انجام كارهاى خیر، بسته مى‏شود.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

چهارشنبه 18/6/1388 - 6:33 - 0 تشکر 149602

سلام

فضول و عقول

یكى از موانع مهم تهذیب نفس و سیر و سلوك الى الله آن است كه ما همواره به بیرون از خود مى‏نگریم و از خود غافلیم و در حقیقت «فضول‏» هستیم نه «عقول‏»; فرق «فضول‏» و «عقول‏» این است كه انسان عقول، ابتدا به درون و آنگاه به بیرون، ولى انسان فضول، همواره به بیرون از خود مى‏نگرد و این، مشكل ماست كه شرحش در یكى از خطبه‏هاى مبسوط على (علیه السلام) كه هنگام قرائت آیه مباركه:

«یا ایها الانسان ما غرك بربك الكریم‏» (23)

ایراد فرمودند، آمده است.

آن حضرت مى‏فرمایند: اى انسان چه چیز تو را بر گناه جرئت داده و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و كدامین عامل تو را بر هلاكت‏خویشتن علاقه‏مند كرده است؟ مگر این بیمارى تو بهبود نمى‏یابد و یا این خوابت‏بیدارى ندارد؟ چرا همان گونه كه به دیگران رحم مى‏كنى، به خود رحم نمى‏كنى؟

تو كه هر گاه كسى را در آفتاب سوزان بیابى، بر او سایه مى‏افكنى و هر گاه بیمارى را ببینى كه سخت ناتوان گشته، از سر رحم بر او مى‏گریى، پس چه چیز تو را بر این بیماریت‏شكیبایى بخشیده و بر این مصائبت صبور ساخته و چه چیز تو را از گریه بر خویشتن تسلى داده؟ در حالى كه هیچ چیز براى تو عزیزتر از خودت نیست... این خواب غفلتى كه چشمت را فرا گرفته، با بیدارى برطرف ساز....

كسى كه با داشتن چندین لباس، برهنه باشد و آنگاه برهنه‏اى را در رهگذر ببیند و به حال او اشك بریزد عاقل نیست. امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) در این خطبه پس از تبیین «مثل‏» به «ممثل‏» پرداخته، مى‏فرماید: اگر نقصى را در دیگران یا غفلتى را از دیگران مشاهده كنیم، متاثر شده رنج مى‏بریم، اما هرگز به درون خود سر نمى‏زنیم كه آیا ما هم گرفتار این غفلت و گناه هستیم یا نه:

«یا ایها الانسان ما جراك على ذنبك و ما غرك بربك و ما انسك بهلكة نفسك؟ اما من دائك بلول، ام لیس من نومتك یقظة؟ اما ترحم من نفسك ما ترحم من غیرك...؟» (24) .

«فضول‏» كسى است كه كار زاید مى‏كند; ولى اگر عقل حاكم باشد و انسان خود را اصلاح كند، اصلاح دیگران، جزو حسن خلق مى‏شود.

ما وقتى موظفیم دیگران را اصلاح كنیم كه خود را اصلاح كرده باشیم; اما این، مقدمه‏اى «تحصیلى‏» است نه «حصولى‏» و بهانه به دست تاركان امر به معروف و نهى از منكر نمى‏دهد; هیچ كس حق ندارد بگوید: چون خود را اصلاح نكرده‏ام نباید جامعه را اصلاح كنم; زیرا انسان، موظف است هر چه سریعتر خود را اصلاح كند.

گاهى مى‏گوییم: ما كه پزشك نیستیم، حق طبابت نداریم، این سخن، حق است و كسى هم نباید تحصیل پزشكى را بر ما تحمیل كند; چون تحصیل آن، سن، امكانات و استعداد خاصى مى‏خواهد و مقدور هر كسى نیست. پس اگر نتوانستیم بیمارى را درمان كنیم، عذر ما موجه است، چون مقدور ما نیست; اما اگر كسى مشكل اخلاقى داشته باشد، ما نمى‏توانیم بگوییم چون خود را اصلاح نكرده‏ایم نمى‏توانیم به اصلاح او اقدام كنیم; چون انسان همواره موظف است‏خود را اصلاح كند. اصلاح نفس، مقدور همه ماست وگرنه خداوند آن را بر ما واجب نمى‏كرد. البته در آغاز، دشوار است، ولى سختى آن كاذب است و در درون هر كاذبى، صادقى نهفته است. چیزى كه سختى آن دروغ است، آسانى آن راست است.

بنابراین، اصلاح نفس، آسان است و انسان مى‏پندارد دشواراست.

از این رو وجود مبارك امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:

«آیا دیده‏اید هیچ عاقلى به حال دیگران گریه كند و به حال خود ننالد؟»

عقل آن است كه انسان از طعامى كه در سفره دارد هم خود سیر شود و هم گرسنه را سیر كند. درباره تغذیه روح و تهذیب اخلاق نیز چنین است. انسان موظف است جان گرسنه و تشنه خود را با فضایل و كرایم اخلاقى، سیر و سیراب كند و آنگاه مقدارى هم به غیر خود بچشاند; یعنى پس از تهذیب خود به فكر تهذیب دیگران باشد.

اگر خود را اصلاح نكرده‏ایم در حقیقت معروف را دوست نداشته و از منكر منزجر نبوده‏ایم و گرنه به معروف عمل مى‏كردیم و از منكر باز مى‏ماندیم. بنابراین، با این تحلیل علوى (صلوات الله و سلامه علیه) معلوم مى‏شود كه فضول و عقول كیست.

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) خود نیز مى‏فرماید:

پروردگارم به من قلبى عقول و لسانى سئول بخشیده است:

«ان ربی وهب لی قلبا عقولا و لسانا سؤولا» (25)

قلب عقول قلبى است كه عاقلانه بیندیشد و لسان سئول لسان پر سؤال است كه هرچه را نداند مى‏پرسد.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

پنج شنبه 19/6/1388 - 17:37 - 0 تشکر 150028

سلام

با اجازه استاد

اهم درس :

غفلت

غفلت‏به عنوان «مانع‏»، و بیدارى به عنوان «شرط لازم‏» تهذیب نفس و سیر و سلوك شمرده شده است.

اگر كسى غافل باشد و نداند مسافر است، در جاى خود مى‏ماند

كسى كه بداند مسافر است، قهرا به فكر حركت است و اگر مسافر به فكر حركت‏باشد، به فكر تحصیل زاد و توشه مطابق با مسیر و مقصد خواهد بود.

در تعبیرات دینى از كسانى كه اهل سیر و سلوك نیستند به عنوان «خوابیده‏» یا «مست‏» یاد مى‏شود.

چون حركت ضرورى و یقینى است

هیچ كس در نشئه طبیعت، آرام نیست و نمى‏آرمد; زیرا دنیا آرامگاه نیست

پیغمبر اكرم صلى الله علیه و آله و سلم فرمودند:

اگر كسى دو روزش یكسان باشد، گرفتار غبن و زیان است; منظور از «روز» هم شبانه روز یا روز در مقابل شب نیست.

بنابراین، اگر كسى دو ساعت و حتى دو لحظه‏اش یكسان باشد، ضرر كرده است; زیرا عمر خود را داده و چیزى در مقابل آن نگرفته است، ولى اگر دائما به یاد حق باشد، چنانكه قرآن كریم مى‏فرماید:

«و اذكر ربك فى نفسك تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الاصال ولا تكن من الغافلین‏»

بنابراین،

 اولین شرط براى سیر و سلوك، بیدارى است.

 پس از بیدارى و عزم بر حركت انسان سالك در مى‏یابد كه براى حركت، زاد و توشه، مركب، راهنما و شناخت لازم است.

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
پنج شنبه 19/6/1388 - 17:49 - 0 تشکر 150035

سلامی دوباره

غفلت، چرك جان

امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:

«الغفلة ضلال النفوس‏»

غفلت، گمراهى جان است.

در مناجات به خدا عرض مى‏كردند: خدایا! ما از تو شاكریم كه دلهایمان را از چرك غفلت پاك كردى

بعضى مى‏پندارند كه تعبیر از فضیلت و رذیلت اخلاقى به «طهارت‏» و «وسخ‏»، كنایه و مجاز است البته این تعبیرها «كنایه‏» نیست

در قیامت، برخى نورانى، سفید رو و روسفید و برخى دیگر، سیه رو، روسیاه و چركینند

منشا هر آفتى كه از بیرون دامنگیر ما مى‏شود، غفلت درون ماست

در روایات آمده است: هیچ پرنده‏اى در حال ذكر تیر نمى‏خورد و هر تیرى به هر پرنده یا حیوان دیگر در میدان شكار اصابت كند در حال غفلت اوست.

غفلت از خدا و آیات او با تهذیب روح، سازگار نیست

كسى كه از پدیده‏هاى درون خود غافل باشد، از درك موضوعات اخلاقى عاجز است

امام صادق (علیه‏السلام) فرمودند:

«ایاكم و الغفلة فانه من غفل فانما یغفل عن نفسه‏» از غفلت‏بپرهیزید; زیرا به زیان جان شماست.

اگر كسى بخل ورزد، به زیان خود بخل مى‏ورزد و چیزى را كه باید براى آینده خود صرف كند صرف نمى‏كند

هر كار خیرى كه براى خدا انجام دهید وقتى به مهمانى خدا برسید، مى‏بینید در كنار سفره همان كار خیر نشسته‏اید.

هرگز خدا به عهد خود خیانت نمى‏كند و هیچ كس باوفاتر از خدا نیست

 غفلتهایى كه در مورد حفظ مال و مانند آن است، ضرر دنیایى دارد; ولى غفلت از تزكیه و نزاهت روح،غفلت از جان است و خسارت بزرگى در پى دارد

شیطان هم با مال و جاه و منصب انسانها كارى ندارد و تنها با ایمان آنها كار دارد.

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
پنج شنبه 19/6/1388 - 18:1 - 0 تشکر 150042

سلام

فضول و عقول

یكى از موانع مهم تهذیب نفس و سیر و سلوك الى الله آن است كه ما همواره به بیرون از خود مى‏نگریم و از خود غافلیم و در حقیقت «فضول‏» هستیم نه «عقول‏»

فرق «فضول‏» و «عقول‏» این است كه انسان عقول، ابتدا به درون و آنگاه به بیرون، ولى انسان فضول، همواره به بیرون از خود مى‏نگرد

على (علیه السلام) كه هنگام قرائت آیه مباركه:

«یا ایها الانسان ما غرك بربك الكریم‏»

اى انسان چه چیز تو را بر گناه جرئت داده و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته و كدامین عامل تو را بر هلاكت‏خویشتن علاقه‏مند كرده است؟ مگر این بیمارى تو بهبود نمى‏یابد و یا این خوابت‏بیدارى ندارد؟ چرا همان گونه كه به دیگران رحم مى‏كنى، به خود رحم نمى‏كنى؟

امیرالمؤمنین (علیه‏السلام) در این خطبه پس از تبیین «مثل‏» به «ممثل‏» پرداخته، مى‏فرماید:

اگر نقصى را در دیگران یا غفلتى را از دیگران مشاهده كنیم، متاثر شده رنج مى‏بریم، اما هرگز به درون خود سر نمى‏زنیم كه آیا ما هم گرفتار این غفلت و گناه هستیم یا نه

«فضول‏» كسى است كه كار زاید مى‏كند; ولى اگر عقل حاكم باشد و انسان خود را اصلاح كند، اصلاح دیگران، جزو حسن خلق مى‏شود.

ما وقتى موظفیم دیگران را اصلاح كنیم كه خود را اصلاح كرده باشیم; اما این، مقدمه‏اى «تحصیلى‏» است نه «حصولى‏» و بهانه به دست تاركان امر به معروف و نهى از منكر نمى‏دهد; هیچ كس حق ندارد بگوید: چون خود را اصلاح نكرده‏ام نباید جامعه را اصلاح كنم; زیرا انسان، موظف است هر چه سریعتر خود را اصلاح كند.

اصلاح نفس، آسان است و انسان مى‏پندارد دشواراست.

امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:

«آیا دیده‏اید هیچ عاقلى به حال دیگران گریه كند و به حال خود ننالد؟»

*اگر خود را اصلاح نكرده‏ایم در حقیقت معروف را دوست نداشته

 و از منكر منزجر نبوده‏ایم و گرنه به معروف عمل مى‏كردیم و از منكر باز مى‏ماندیم.

امام امیرالمؤمنین (علیه السلام) خود نیز مى‏فرماید:

پروردگارم به من قلبى عقول و لسانى سئول بخشیده است:

«ان ربی وهب لی قلبا عقولا و لسانا سؤولا»

قلب عقول قلبى است كه عاقلانه بیندیشد

و لسان سئول لسان پر سؤال است كه هرچه را نداند مى‏پرسد.

------------------------------------------------------------------------------------

امیدوارم ادامه داشته باشد

خیلی زیبا و دلنشین بود خصوصا قسمت اخر و سخنان حضرت علی (ع)

خدا به شما خیر دهد

متشكرم

التماس دعا

وَأُفَوِّضُ أَمْرِي إِلَى اللَّهِ

 
شنبه 21/6/1388 - 0:26 - 0 تشکر 150328

به نام خدا

سلام

با تشکر از استاد گرامی

فکر کنم این کلاس هنوز ادامه داشته باشه .....درسته؟؟؟

چون ما هنوز نتونستیم بطور کامل با مراحل اخلاق آشنا بشیم ......

پس این کلاس همچنان ادامه دارد.......

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

يکشنبه 22/6/1388 - 15:22 - 0 تشکر 150828

سلام jtayebe عزیز

خوب بلاخره یکی تو کلاس حاضر شد.....جای بسی امیدواریه

خلاصه تون خوشگل بود

زمینه ساز غفلت

غفلت عوامل گوناگونى دارد و یكى از مهمترین عوامل آن خاطرات ناخوانده است. براى تشریح این مطلب، مقدمه كوتاهى لازم است:

هرگاه ما بخواهیم كارى را انجام بدهیم، در آغاز كار، بر آن مسلط و در آن مجتهد و متخصص نیستیم و به اصطلاح آن كار براى ما «ملكه‏» نیست. از این رو در آغاز، آن را به دشوارى انجام مى‏دهیم تا در آن رشته مجتهد و متخصص بشویم و یا به تعبیر دیگر، ملكه پیدا كنیم; انبیا و اولیاى الهى به سرعت و سهولت، فضایل دینى را انجام مى‏دادند، چنانكه نوح (علیه‏السلام) یا رسول خدا صلى الله علیه و آله و سلم به عنوان بنده شكور معرفى شدند; زیرا شكر خدا به آسانى و وفور از آنان صادر مى‏شد.

خداوند در باره شخص رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم مى‏فرماید:

«و نیسرك للیسرى‏» (26)

ما ترا براى انجام كارهاى خیر به خصلت «یسرى‏» «میسر» مى‏كنیم; به این معنا كه، تو براى كارهاى خیر آسان شده‏اى، نه این كه كارهاى خیر براى تو آسان شده باشد. درباره موساى كلیم نیز مى‏فرماید:

«و یسر لى امرى‏» (27)

و امتیاز وافرى است‏بین این كه گوهر ذات انسان به گونه‏اى باشد كه كارهاى خیر به آسانى از او صادر شود و بین این كه كارهاى خیر براى وى آسان گردد; اولى درباره رسول اكرم صلى الله علیه و آله و سلم است و دومى درباره موساى كلیم (علیه‏السلام).

به هر تقدیر، معناى آیه این است: تو جوهر شفافى هستى كه به آسانى، كار و خصلت‏خیر از تو نشئت مى‏گیرد. بزرگان در نثار و ایثار موفقند و به آسانى كارهاى خیر انجام مى‏دهند. اهل بیت (علیهم‏السلام) نیز این گونه بودند; براى دیگران بسیار دشوار است كه بتوانند ایثار كنند و لقمه خاص خود را به مسكین بدهند، اما اهل بیت (علیهم السلام) به آسانى این كار را كردند:

«و یطعمون الطعام على حبه مسكینا و یتیما و اسیرا» (28)

و سیر تحول انسان نیز به این نحو است كه ابتدا، كار خیر به صورت عادى انجام مى‏گیرد، پس از آن به تدریج اجتهاد و تخصص و ملكه در آن پدید مى‏آید و آنگاه كار خیر به آسانى صورت مى‏گیرد.

خاطرات نیز چنین است. نخست، با یك سلسله گفتن، شنیدن، شركت در مجالس، خواندن برخى نشریات و... به تدریج‏خاطراتى در ذهن ترسیم مى‏شود و هنگامى كه متراكم و فراوان شد، زمینه شوق را فراهم مى‏كند و در نتیجه، «ملكه نفسانى‏» پدید مى‏آید كه بعد به آسانى خاطره‏ها را در ذهن، زنده نگه مى‏دارد و انسان را از یاد خدا و معاد غافل مى‏كند. از این رو انسان طبیعى دائما به فكر مسائل لذت بخش مادى است. تا هنگامى كه مشغول كار است، نه تنها بدن، كه فكر او نیز مشغول كار است. آن جا ظاهر و باطن، هماهنگ است، یعنى وقتى سرگرم لذت است قلبش متوجه جاى دیگر نیست; بلكه قلب و قالب، هر دو متوجه كار لذیذ است. كسى كه به مال دل بسته است در حال لذت بردن از مال بدن و دلش، هر دو متوجه مال و لذت از آن است، لیكن هنگام نماز بدنش به ركوع و سجود مى‏پردازد، ولى روحش متوجه مال است.

یا علی

پروردگارا آنگونه زنده ام بدار که نشکند دلی از زنده بودنم و آنگونه بمیران که به وجد نیاید کسی از نبودنم

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.