• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 5974)
چهارشنبه 28/5/1388 - 20:8 -0 تشکر 143479
قوانین چیست؟ عرف چیست؟ دین چیست؟

با سلام

تیتر خوندید تعجب نکنید اینبار میخوام از دوستان بپرسم و یاد بگیرم!
بله سوال من اینه که قوانین چیست؟ عرف چیست؟ دین چیست؟
خب شاید هممون با این نوع سوالات برخورد کنیم ولی الان میخوایم اینا رو از هم موشکافی کنیم ببینیم چه رابطه ای بین قوانین عرف و دین یک جامعه هست اصلا این مقوله ها به هم مرتبط هستند یا که نیاز نیست با هم باشند!
قوانین آیا بر روی عرف جامعه و دین تاثیر میزاره و بلعکس میخوایم همه اینا رو با هم میخوایم تحلیل کنیم که چه رابطه ای وجود داره بین این سه مقوله مهم!
همونطور که میدونید قوانین هر جامعه برای سعادت و پیشرفت اون جامعه هست و عرفم چیزی هست که در بین مردم رایج شده و عادی تلقی میشه و دین هم جزو اعتقادات انسانی هست که این خصوصیات در هر فردی وجود داره!
به هر حال الان میخوایم رابطه ها رو مشخص کنیم.
حالا یه سوال هست که همیشه ذهنم رو مثله خوره میخوره اونم اینه که آیا قوانینی که در یک جامعه اسلامی حاکم هست همش به خاطر دین هست یا نه؟مثلا اینکه تو مدرسه نمیزارن آستین کوتاه بپوشی و یا اداره و ... آیا این جزو عرف جامعه هست یا دین و یا اینکه قوانین محدود کننده؟
هر کی حاضره بگه بسم الله میخوام ازتون یاد بگیرم!

 با تشکر آنلاکر

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
پنج شنبه 29/5/1388 - 18:36 - 0 تشکر 143834

به نام خدا

سلام

آنلاکر جان میتونی یکم صبر کنی چون سوالت خیلی جواب داره

پس باز سر میزنم

پنج شنبه 29/5/1388 - 18:42 - 0 تشکر 143837

با سلام

بوفون جان من منتظرم چیزی نگفتم هنوز منتظرم یه نفر بیاد در این باره صحبت کنه و اینو هم میدونم که این سوالاتی که تو این تاپیک پرسیدم خیلی جواب داره و تا حدودی بعضی ها رو خودم میدونم و قصد من از ایجاد این تاپیک این بود که یه چیزی بفهمیم و الکی هر چیز و گردن دین نندازیم به هر حال منتظرم تا جواب دوستان در این باره رو بدونم و بیشتر صحبت کنم.

اما  قوانین بر دین اثر میزارند یا اینکه دین بر قوانین؟ اصلا تا زمانی که دین و قانون هست عرف این وسط چیکارست؟

با تشکر آنلاکر

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
چهارشنبه 4/6/1388 - 3:6 - 0 تشکر 146271

اولین موضوع قانون که شمرده شمرده پیش میریم.

مقدمه

زندگی همواره نیازمند نظم و انضباط است، اگر هدف رسیدن به مقاصد و اهداف و استفاده بهینه از فرصت ها و توانمندی ها باشد . جامعه بشری از آن زمان كه رو به رشد نهاد و زندگی شهری را آغاز كرد برای حل مشكلات فرا رو به قوه ای برای تشخیص و اهرمی برای اجرا نیاز پیدا كرد . این ابزار بعدها قانون نام گرفت و قدیمی ترین آن را می توان در " قانون حمورابی " كه در حدود 2500 سال قبل از میلاد مسیح در بابل باستان (ناحیه ای در جنوب شرقی عراق ) نگاشته و به اجرا در آمده است ، سراغ گرفت. قانون را می توان اخلاق جمعی نیز نامید ، اصول و ارزش های حسنه آنگاه كه در خدمت فرد انسان و تامین سعادت دنیا و آخرت او درآیند " اخلاق " نامیده می شوند و آنگاه كه در خدمت اجتماع و جامعه بشری به كار گرفته شوند " قانون " نام خواهند گرفت .

نظریات گوناگون در مورد قانون :

الف) قانون از دید اسلام :

از دیدگاه اسلام هم قانونگذارى باید به خداوند انتساب داشته باشد و هم متصدى اجراى قانون، یعنى، قانون را یا خداوند مستقیما و از طریق وحى بیان مى‏كند - كه آیات راجع به قوانین اجتماعى بیان كننده آنهاست - یا آن قوانین در بیانات پیامبر  و ائمه معصومین علیهم السلام در تبیین و تفسیر آیات بیان شده كه بخشى از سنت را تشكیل مى‏دهند.

خب این تعریفی بود که از دید اسلام داشت ولی ماده و تبصره ای هم داره که بهشون اشاره میکنیم :

بخشى از این قوانین همیشگى و ثابت و تغییر ناپذیرند و بخشى هم قوانین متغیر هستند كه تابع شرایط زمانى و مكانى مى‏باشند و در عصر غیبت اختیار تعیین آنها به كسانى داده شده كه هم از نظر آشنایى به مكتب و هم از نظر تقوا و عدالت و هم از نظر آگاهى به مصالح جامعه به امام معصوم نزدیكتر هستند.در بخش اجرایى خداوند خود متصدى اجرا نیست و این كار باید توسط فردى انجام گیرد كه مسؤول اجراى  قانون  باشد و آن شخص در درجه اول شخص پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم و سپس امام معصوم علیه السلام و در درجه سوم كسى است كه از طرف پیامبر و یا امام، به طور خاص و یا به طور عام، تعیین شده باشد.(1)

خب یه سری ماده و معاهده های دیگه ای هم داره که نیاز نیست به اونا بپردازیم چون این از نظر اسلام بود و اما در نظر دیگران!

ب ) قانون از دیدگاه اندیشمندان :

* جامعه شناسان :

1. «عده‏اى «قانونمندى» جامعه را یا صریحاً و یا تلویحاً نفى كرده‏اند و فقط تاریخ را قانونمند وعلمى مى‏دانند. اینان بر این عقیده‏اند كه بسیارى از شاخه‏هاى علوم‏اجتماعى از جمله «جامعه شناسى» وجود خارجى ندارد وفقط «فلسفه تاریخ» است كه مى‏تواند وجود داشته باشد. متفكران مكتب تاریخى در این دسته جا دارند نظیر: دیلتى (Dilthey)، ویكو (Vico) و ریكرت (Rickert).

2. جمعى به نحوى جامعه راقانونمند مى‏دانند، امّا به «فلسفه تاریخ» كارى ندارند. این گروه را عقیده بر این است كه «قوانین‏اجتماعى» مورد تحقیق جامعه‏شناس، از «قوانین تاریخى» مورد تحقیق فیلسوف تاریخ، متمایز است. ژرژگورویچ را مى‏توان دراین دسته ذكر كرد.

3. عده‏اى هردو را قانونمند مى‏دانند، امّا اصالت را به فلسفه تاریخ مى‏دهند، عمده افراد این دسته را ماركسیست‏ها تشكیل مى‏دهند كه معتقدند: جامعه همانند سایر واقعیت‏ها، محكوم قوانین حاكم بر كل هستى، یعنى همان اصول دیالكتیك است.

4. گروه دیگرى قائل به قانونمندى جامعه‏اند و در این مسأله در صدد جداساختن جامعه‏شناسى از فلسفه تاریخ نیستند.این افراد براساس این كه جامعه را چگونه مى‏بینند وچه تفسیرى درباره امر اجتماعى دارند به گروه‏هاى مختلفى تقسیم مى‏شوند:

الف) عده‏اى، «جامعه» را همانند یك ارگانیسم زنده مى‏دانند ولذا معتقدند جامعه، چه در چهره ثبات و چه در چهره حركت، از یك نوع قانونمندى از نوع قانونمندى موجودات زنده برخوردار ا ست. این افراد به «بیوارگانیست‏ها» موسومند.

ب) جمعى، قوانین اجتماعى را همانند قوانین فیزیك مى‏دانند، اینان به «انرژیست‏ها» معروفند، از این دسته مى‏توان كارى (cary) ورونوف (Voronoff) و وینى یارسكى (winiarsky) را نام برد.

5. عده‏اى قائل به نسبیّت قوانین اجتماعى وتاریخى هستند. به این صورت كه معتقدند هر جامعه قوانین مخصوص به خود دارد.در این گروه، متفكرانى قرار دارند كه همگى در این مسأله كه قوانین عام وكلى را براى جوامع انسانى نفى مىكنند مشتركند، ولى در نوع قانونى كه براى جامعه اثبات مى‏كنند از هم متفاوتند، از جمله این عده مى‏توان ازماكس وبر (Maxweber) وكارل پوپر(K.popper) نام برد.»(2)

به نظر ما قوانین اجتماعى را مى‏توان دو نوع دانست: یك نوع قوانینى كه جنبه عمومیت و كلّیت دارند وهمواره بر زندگى‏اجتماعى انسان‏ها حكمفرما هستند وآنها بستگى به شرایط و اوضاع اجتماعى و اقتصادى خاصى ندارند و در تمامى زمان‏ها ومكان‏ها صادقند، مثل قانون پیروزى حق بر باطل.

استاد مطهّرى در مورد قانون رودررویى حق با باطل چنین مى‏گوید: «همیشه در طول تاریخ، حق و باطل وجود داشته واین نزاع ناشى از طبیعت بشر است، چون بشر موجودى دو طبیعتى و دو سرشتى است. از نظر قرآن شرّ و باطل اصالتى ندارد، بلكه زائده‏اى است كه به طفیل حق پیدا مى‏شود وچون باطل اصالتى در جهان ندارد به همین دلیل اصالت و دوام ندارد. آنچه كه دوام دارد حق است، وباطل در عین این كه اصالت ندارد دوام واستمرار هم ندارد،یك گسترش ظاهرى چشمگیر دارد.»(3)

تعاریف و دیدگاه هایی بود از دین اسلام و چند تن از جامعه شناسان که منباع در پیوست ها ذکر شده به هر حال این اطلاعاتی بود که در مورد قانون بدست آوردم ولی هنوز ادامه داره و در ادامه قرار میدم اول در مورد قانون مطالب رو قرار میدم و در مرحله بعدی عرف جامعه و در آخر که جمع بندی باشه مقایسه و رابطه بین قانون و عرف و دین و نتیجه بحث و ختم کلام.


پیوست ها :

1- «نظریه سیاسى اسلام» ص 125 - نویسنده: آیت الله مصباح یزدى

2- غلامعباس توسلى، جامعه شناسى نابرابرى‏هاى اجتماعى، ص 41

3- مرتضى مطهّرى، بیست گفتار، ص 14 - 133

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
چهارشنبه 4/6/1388 - 23:54 - 0 تشکر 146681

قانون چیست و حاکمیت قانون به چه معناست؟

قانون، از واژۀ یونانی «کنون» مشتق شده است و به مفهوم خط کش یا قاعده است؛ اما قانون به معنای عام، وجه تفکیک زندگی مدنی از زندگی غیرمدنی انسانها است. تمدن، در یک مفهوم، نتیجۀ پدید آمدن قانون در زندگی انسانها است. انسانها، تا زمانی که چیزی را به نام قاعده و قانون نمی شناختند، اثری از تمدن هم در میان شان وجود نداشت. بعد از ورود قانون و نظم در زندگی انسانی، انسان وارد مرحلۀ تمدن شد؛ یعنی انسان آغاز به متمدن شدن کرد.

وقتی قانون، وجه تشخیص زندگی متمدن از غیرمتمدن هست، پس اهمیت قانون در زندگی انسان امروزی، که متمدن ترین انسان، در طول تأریخ انسانیت است، یک امر کاملاً واضح و بدیهی به شمار می رود. ارزشهای زندگی انسان، امروز بیشتر از هر وقت دیگر نیاز به قانون دارد. ارزش های امروزین همه مبتنی اند بر عدالت؛ و قانون بهترین نهادیست در زندگی انسانها که اگر به صورت درست اجرا شود، می تواند عدالت را به وجه احسن تأمین کرده و ضمانتی برای ارزشهای انسانی ایجاد کند.

در این جا وقتی از قانون یاد آور می شویم منظور عرف، عادات یا در کل تعاملات اجتماعی و مقرارت مذهبی نیست، منظور ما مقرراتیست که توسط مردم و یا نمایندگان منتخب شان در چارچوب دولتهای مدرن و دموکراتیک وضع شده و قابل اجرا می باشند.

قانون در معنای خاص «دستور کلی (و گاهی جزئی) که به وسیلۀ مرجع صالح انشا شده و به وسیلۀ مجالس قانونگذار تصویب و سپس به توشیح مرجع صلاحیتدار برسد.»* می باشد.

تا زمانی که جاکمیت قانون در یک جامعه شکل نگیرد، وجود قانون مُدوّن و یا غیر مُدوّن در آن جامعه نمی تواند کارکرد مثبت داشته باشد.

حاکمیت قانون را می توان چنین تعریف کرد:

«وجود زمینه های ذهنی و عینی برای تطبیق قانون و برتری قانون نسبت به تمام مراجع دیگر در جامعه

حاکمیت قانون دارای دو وجه است:

یکی این که، شهروندان جامعه در سطحی قرار بگیرند، که قانون پذیری به ویژگی فرهنگی شان تبدیل شود. یعنی قانون پذیری میان شهروندان جامعه به یک ویژگی عام تبدیل شده و ضمانتهای اخلاقی برای آن مهیا شود. این زمانی ممکن است، که از راه آموزش و پرورش در مکاتب، تبلیغ و گفتگو در رسانه های دیداری و شنیداری، چاپ کتب و سایر نشریات چاپی، سود فردی و اجتماعی قانون پذیری و زیانهای فردی و اجتماعی قانون گریزی، به شهروندان رسانیده شود؛ تا به مرور زمان آهسته ـ آهسته، فرهنگ قانون پذیری در جامعه شکل بگیرد.

دوم این که، مراجع و ارگانهای تطبیق و نظارت بر تطبیق قانون، به وجه احسن، در جامعه بنیانگذاری شوند تا تخلفات احتمالی از قانون را مهار ساخته و جنبۀ عینی حاکمیت قانون را در جامعه به نمایش بگذارند.

معمولاً در کشورهای دموکراتیک؛ پلیس، دادستانی کل (لوی حارنوالی) و قوۀ قضاییه، عمده ترین ارگانهای تطبیق و نظارت بر تطبیق قانون اند. این مراجع باید از فساد اداری و بوروکراسی گسترده در امان بوده و از تخصص و امتیازات لازم برخوردار باشند؛ تا قانون را تطبیق نموده و نظارت دقیق و مؤثر بر تطبیق قانون داشته باشند.

اصطلاح ترکیبی «حاکمیت قانون»، مفهوم دیگری را نیز در خود جا داده است و آن این که در جوامع دموکرابیک، حاکمیت قانون، به معنای برتری قانون بر همه کس و همه مراجع است. یعنی این که هیچ کس و هیچ مرجعی نمی تواند برتر از قانون بنشیند و خود را محق برای تخلف از قانون بداند. حتا واضعین قانون، خود، مکلف به پیروی از قانون اند.

حق تخلف از قانون برای هیچ کسی وجود ندارد.

منبع : * ترمنولوژی حقوق/ دکتر محمد جعفر «جعفری لنگرودی»، صفحه517

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
پنج شنبه 5/6/1388 - 0:7 - 0 تشکر 146702

عرف چیست؟
عرف اخلاق جمعی و اجتماعی است. بدین معنا که عرف، مجموعه ارزش‌هایی است که در جامعه مورد قبول همگان است. یعنی مجموعه‌ای از بایدها و نبایدها که در عرصه اجتماع مطرحند.
صد البته که تناقض عرف با اخلاق شخصی چیز عجیبی نیست. یعنی این که فرد خود چیزی را قبول دارد و جامعه چیز دیگر را. اما انجام آن عمل توسط فرد یا دیگری، موجب می‌شود که شخص احساس کند که کار غلطی انجام شده است. به طور مثال این که ممکن است کسی از منظر اخلاق (شخصی) به حجاب معتقد نباشد. اما اگر در جامعه کسی را بدون حجاب ببیند، احساس می‌کند که به ارزشی عمل نشده است.

منبع

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
پنج شنبه 5/6/1388 - 0:10 - 0 تشکر 146703

دین چیست؟
یکی از مسائل مطرح در ذهن بسیاری از انسانها، که در مطالب گذشته به بعضی از زوایای آن اشاره شده و به بعضی از سؤالات مطرح در این رابطه پاسخ داده شد، اینست که دین چیست؟ اگر دین درست تعریف شده و تصویری صحیح از آن ارائه شود، بسیاری از سؤالاتی که مطرح شده و یا ممکن است در آینده مطرح شود پاسخ مناسبی پیدا خواهند کرد.
گاهی دِین با کسر دال به معنای جزا، پاداش و مجازات به کار برده می‏شود که احتمالاً دین در آیۀ 4 سورۀ حمد «مَالِک یَوْمِ الدِّینِ» به همین معنا به کار رفته است و در برخی از آیات قرآن کریم دین برابر با اسلام معرفی شده است(1) در حالی که دَین، با فتح دال، به معنای قرض و وام است و شاید دِین و دَین و مشتقات دیگر آن به معنای نوعی تعهّد و التزام در برابر چیزی باشد که انسان به آن متعهّد می‏شود. اگرچه برای دین معانی دیگری از قبیل کیش، وجدان، داوری، آیین و راه و روش(2) ، نیز ذکر کرده‏اند. اما به اعتقاد ما هر یک از این معانی، یکی از مصادیق همان تعهّدی است که به آن اشاره شد و در واقع آنها از باب ذکر مصداق است، نه اینکه هر یک از آنها معنای خاص و جداگانه‏ای برای این لفظ به شمار آیند. در اینجا از دین، معنایی مصطلح اراده می‏شود و منظور از آن مجموعه‏ای از معارف و شناختنیهایی است که مربوط به مبدأ عالم و خود عالم، اوصاف و افعال خالق عالم، فرشتگان الهی، انبیاء و اولیاء و پایان عالم است و دیگر مسائل و موضوعاتی که در این حوزه قرار می‏گیرند، دستور‌العملها، مقرّرات و احکامی هستند که در آنها رابطۀ انسان با خدا و دیگر موجودات عالم در ابعاد زندگی فردی و اجتماعی تبیین می‏شود. به عبارت دیگر، دین در این قرائت، ترکیبی از معارف و واقعیتهایی است که انسان باید به آنها معرفت بیابد و درک درستی از آنها داشته باشد و پس از درک درست، آنها را بپذیرد و به دستورهای ایجابی و سلبی آنها عمل کند. در این تحلیل، دین از دو بخش «نظری» و «عملی» تشکیل می‏شود که انسان نسبت به بخش نظری باید علم و معرفت توأم با اعتقاد داشته باشد و پس از رسیدن به این باور، در بخش دوم (بخش عملی) به دستورها و احکام آن عمل کند. پس اگر گفته شود دین مجموعه‏ای است که نسبت به آن باید علم، معرفت و ایمان کسب کرد و بعد طبق آن عمل کرد، سخن گزافی نیست.

[1]. از جمله آیۀ 18 از سورۀ آل‌عمران.

[2]. فرهنگ فارسی معین.

منبع

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
پنج شنبه 5/6/1388 - 3:7 - 0 تشکر 146729

سلام انلاکرجان

من دراین نوشتن فقط نظرم را میگویم و از هیچ منبعی استفاده نمی کنم.در جامعه ما قوانین ما رنگ دینی دارد و کاملا مطابق دین نیست که اگر میشد حکومت جهانی تشکیل می دادیم و در دنیا الگویی برای همه میشدیم ما میخواهیم قوانینمان عین دینمان باشد ولی نمیشود ودین فقط یک ابزاری شده در دست سیاستمداران ونه کاملا دینی هستیم و نه کاملا قانونی،مشکل ما این است که نمیتوانیم دین را از سیاست جدا کنیم مثل کشورهای اروپایی و آمریکایی و از طرفی در پیاده کردن قوانین دینی مشکل داریم و به همین دلیل راهی میانه می رویم و سر در گم هستیم.

اما عرف ،عرف تفاوت کمی با دین و قانون دارد و اگر تفاوتی است به دلیل ثابت نبودن قانون است یا رعایت نکردن قانون ودرصد زیادی هم شایعه و حرف و حدیث و ...است. 

با تشکر

يکشنبه 8/6/1388 - 0:6 - 0 تشکر 147489

با سلام

ابتدا بگم خواستم یکم فکر بچه ها رو باز کنم واسه همین از خودم چیزی نگفتم و رفتم یه خورده تحقیق کردم و این چیزا رو بدست آوردم.

و اما نظر خودم.

من با دین و قانون فعلا کار ندارم حرف من عرفه!

خب عرف این وسط چیه و چی از جون ما میخواد؟ تو هر دوره ای بری میبینی یه چیزی مد بوده و روش تاکید میشده و عادی بوده بهش میگفتند عرف مثلا قدیما داشتن چند زن برای یک مرد زیاد شرم آورد و خجالت آور نبوده چون جا افتاده بود ولی اگه الان چند تا زن داشته باشی همه یه جور دیگه به آدم نگاه میکنند قدیما زود ازدواج میکردند ولی الان یکم سطح سنی بالا رفته.

به هر حال عرف عرف عرف همش عرف میگه نباید ازدواج موقت کنی! عرف میگه  موی بلند بده ولی اگه به دین نگاه کنی میبینی چیزی در مورد اینکه موی بلند بد باشه ازدواج موقت بد باشه داشتن چند زن بد باشه و ... نداره اینا عرف جامعه ماست که بعضی ها به قول شما از اون سو استفاده کردند.

و اما دین و قانون

دین یه وسیله ای هست که به انسان کمک میکنه تا به مقصد اصلی برسیم مثله یه ماشین یا هر وسیله نقلیه که میتونی به انسان کمک کنه راحت تر به مقصد برسه حکم دین همنیه فقط راه و چاه رو به آدم نشون میده و آدم رو از بعضی کارا بر حذر و به بعضی کار ها تشویق میکنه.

حالا قانون

قانون همونطور که تو چند تا مقاله بالا ذکر کردم از همون اوایل بوده اصلا وقتی که قانون و قانونمندی وجود نداشته باشه نظامی به وجود نمیاد و همه اینا زیر سیطره قانون هست که معنی میده بعضی از قوانین میتونه انسان ها رو به سمت سعادت و بعضی ها به بدبختی بکشونه اونم بستگی به کسایی داره که قانون رو وضع میکنند.

قانون همیشه هست و خواهد بود اگه تو طبیعت نگاه کنیم میفهمیم که طبیعتی که خدا خلق کرده هم قانونی داره حیوانات هم قانون خواست خودشون رو دارند یه سری حکم ران و یه سری قربانی هستند.

اما این برای حیواناته نه برای انسان ها انسان ها باید راه های مختلف رو کشف کنند تا به سعادت دنیوی و اخروی خودشون برسند.

حالا مسئله به اینجا میرسه که چه قانونی از همه بهتره!

خب اگه دین رو با قانون قاطی کنی یعنی دینی که از همه برتر باشه میتونه انسان رو به کمال و سعادت برسونه به شرطی که مبلغان اون دین دست به طمع نزنند! و برای به قدرت رسیدن خودشون کاری رو نکنند دین میتونه به انسان کمک کنه و در هم ادغام شدن دین و قانون میتونه راه خوشبختی رو برای انسان هموار کنه.

من با پدیده عرف واقعا مخالفم و اصلا درک نمیکنم چیزی به عنوان عرف وجود داشته باشه چون این عرف باعث میشه هر چیزی برای بهم بریزه و بعضی از این عرف سو استفاده ها رو ببرند اگه این راه های انحرافی و فرعی نباشند راه اصلی پدیدار میشه!

کلا من با عرف مخالفم البته این نظر منه شاید دوستان نظر دیگه داشته باشند.

منم صحبتام رو کردم حالا اگه دوست دیگه ای صحبتی داره بگه تا خوب بخونیم  و ازش یاد بگیریم.

با تشکر آنلاکر

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
يکشنبه 8/6/1388 - 17:43 - 0 تشکر 147682

من هم به منبع خاصی استدلال نمیکنم و نظر خودم رو میگم:

به نظر من اصلا نمیشه با عرف مخالف بود چون یه باید و نبایدیه که از ذهن اکثر مردم یه جامعه، به رفتارشون منتقل میشه و در تمامی جوامع کوچیک و بزرگ وجود داره و احتمالا متفاوته.

به عنوان مثال توی اکثر شهرهای کوچیک و بعضی شهرهای بزرگ ایران زنان مطلقه برای رفت و آمد توی ساعتهای مختلف شبانه روز محدودیت دارند، میدونیم که هیچ دستور شرعی و قانونی ای این محدودیت رو ایجاد نکرده، اما این توی عرف مردمه و مردم اینو نمیپسندند، مخالفت با عرف معمولا منجر به اصلاح اون نمیشه بلکه باعث رنج بردن خود شخص و افتادن از چشم مردم میشه.

 

 

دل به اوج سپار و فرصت پرواز را از پرنده جان دريغ مدار

                    که ذات انسان در فرا رفتن است که ظهور ميابد نه در فرو ماندن

                                        سيد شهيدان اهل قلم - آويني

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.