• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 381)
دوشنبه 26/5/1388 - 13:58 -0 تشکر 142567
آثار روانى اسارت بر اسیران

تعریف شكنجه:

وارد نمودن رنج و عذاب و اذیت به قصد تحت كنترل در آوردن فرد مورد شكنجه با استفاده از حربه هاى مختلف.
میزان عذاب شكنجه بستگى دارد به شكنجه گر (عامل شكنجه) و شرایط فرد مورد شكنجه كه با توجه به نوع شكنجه و حالات شكنجه گر و شكنجه شونده متغیر است.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 26/5/1388 - 13:58 - 0 تشکر 142569

تاریخچه شكنجه:

ابتداى تاریخ شكنجه بر مى گردد به آغاز خلقت آدمى و آغاز مخالفت هاى آدمیان با بعضى قوانین وگروه ها و دوستى ها و دشمنى ها و ... در حقیقت تاریخ شكنجه از داستان هابیل و قابیل و مشابه آن در جنگ ها و زندان ها و اسارتگاه ها و در هر جایى كه به نحوى افراد را تحت بندگى وبند خود مى گرفت، شروع شد. در صدر اسلام، تاریخ انبیا و معصومان، قبل از آن و پس از آن شكنجه امرى عجین شده با زندگى انسان ها بوده است و و ائمه معصومین (ع) همگان را از انجام دادن این عمل زشت برحذر مى داشتند. پیامبر اكبر (ص) مثله كردن را حرام دانسته است و حضرت على (ع) در تایید آن در وصیت هاى خود سخن گفته است.



حالات روانى شكنجه

شكنجه به تناسب فشارها و خطرات و عواقب نامطلوبى كه ایجاد مى كند، سبب بروز حالات روانى خاصى مى شود كه به برخى از آنها اشاره مى كنیم.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 26/5/1388 - 13:59 - 0 تشکر 142570

انواع حالات روانى شكنجه

الف - حالات روانى اسیر قبل از شكنجه.
ب - حالات روانى اسیر حین شكنجه.
ج - حالات روانى اسیر بعد از شكنجه.
هر یك از حالات روانى شكنجه در قبل، حین و بعد از آن، در این فصل مورد بحث و بررسى قرار مى گیرد و به تمامى بر اساس استدلال هاى علمى و روان شناسى و بر اساس واقعیات عینى و ملموس ارایه مى گردد.
بى شك حالات روانى اسرا وواكنش هاى آنان به شكنجه، با هم متفاوت است؛ اما در این فصل سعى شده است ویژگى هاى مشترك این واكنش ها بر اساس تجربیات شخصى مولف از شكنجه و نیز تبادل نظر با سایر اسرا بررسى و كاویده شود.



شكنجه و حضور دیگران

آیا حضور دیگران از شدت آثار شكنجه وعواقب آن مى كاهد؟ باید گفت حضور سایر اسرا به هنگام شكنجه باعث مى شود تا ابراز هیجان، كم و مقاومت در مقابل درد و شكنجه تسهیل گردد. وقتى افراد به طور دسته جمعى شكنجه مى شدند، درد كمترى را احساس مى كردند؛ ولى وقتى اسیرى را به تنهایى براى شكنجه مى بردند، عذاب شكنجه بسیار بیشتر بود. حضور دیگران چه قبل از شكنجه و چه در حین شكنجه و چه پس از آن باعث سهولت پذیرش و تحمل پذیر شدن درد بوده است. چه بسا نگاه كردن اسرا به یكدیگر به هنگام شكنجه شدن، موجب ایجاد حس همدلى و اعتماد به نفس در آنان مى شد و تحمل درد را آسان مى كرد. برعكس اگر شكنجه دراتاق شكنجه یا در هر محل دیگر به تنهایى انجام مى شد میزان فشار وارد شده را افزایش مى داد.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 26/5/1388 - 14:7 - 0 تشکر 142572

حالات روانى اسیر بعد ازشكنجه

مهمترین حالات روانى كه اسیران پس از شكنجه از خود بروز مى دادند عبارتند از:
۱- آرامش شدید:
پس از شكنجه، اسیر احساس راحتى و برداشته شدن بار و سنگینى از دوش خود را داشت و خلاصى از خطر را نوعى شانس دوباره زندگى مى دانست؛ احساسى جالب و آرامش بخش اسیر را در بر مى گرفت؛ مثل احساس سبك شدن وخلاصى از حالات سخت، البته اگر متوالیا حتى براى ساعتى یا چند ساعتى شكنجه متعاقب در پى نبود. حالت ریلاكس اسیر بیانگر فراغت از درد مستمر و مضاعف بوده است؛ البته ممكن بود كسى این حالات را نداشته باشد، ولى اندك بود. چه بسیار اسیران پس از تحمل شكنجه جملاتى از قبیل: «آخى راحت شدم، كتك چه مزه اى دارد، بدنم خارش داشت» و جملاتى از این قبیل - كه همه نشانه راحتى پس از شكنجه بود - بر زبان مى آوردند و این راحتى به دلیل انجام دادن تكلیف و رهایى ازدرد بر فرد عارض مى شد.


۲- ضربان قلب طبیعى:
در حالت آرامش، ضربان قلب آرام مى شد و نوعى راحتى و موزون بودن ضربان قلب عاید مى گشت؛ البته این امر طبیعى است و اسیر چون یك مشكل و سختى را پشت سر گذاشته است،احساس خلاصى مى كند و به تبع آن ضربان قلب او عادى مى شود.
۳- اشتهاى شدید به خوردن و نوشیدن:
پس از شكنجه اشتها به خوردن و آشامیدن به اوج مى رسید. اگر خوردنى یا نوشیدنى دردسترس بود و ممنوع هم نبود، اسیران به آن تمایل زیادى نشان مى دادند. خوردن و آشامیدن ارتباط تنگاتنگ دارد با حالات روانى آدمى وچون اسیر پس از شكنجه - با وجود درد جسمانى - احساس خلاصى مى كند، اشتهایش افزایش مى یابد.



۴- احساس شعف وراحتى:
خوشحالى درونى، یكى از حالات خوب بعد از شكنجه بود كه نشانه رها شدن از موقعیت دردناك بوده است و راحتى نسبى از درد، خنده، بشاش شدن، مهر و محبت كردن به دیگران، ایجاد نوعى امید دردل و احساس شانس بیشتر زنده ماندن را براى اسرا ایجاد مى كرد. ممكن بود اسیرى در این فكر باشد چرا كتك مى خورم؟ چه گناهى كردم؟ آخر چرا و چرا و چرا؟ ولى در مجموع حالات خوشحالى بعد از شكنجه بیشتر بوده است و این خوشحالى بیشتر به خاطر این بود كه اسیر توانسته است وظیفه اش را خوب انجام دهد وتسلیم حرف هاى زور عراقى ها نشده است؛ لذا پس از شكنجه - به رغم درد بسیار - به گفتن طنز، لطیفه و شوخى مى پرداختند.



۵- حركات طبیعى و موزون:
بعد از شكنجه، حركات و حالات اسیر موزون و طبیعى مى شد. موزون بودن حركات اسیر و برگشت به حالات اولیه یا طبیعى، نوعى راحتى روانى ایجاد مى كرد. در كلیت اسارت نوعى گسیختگى روانى و ناموزونى حاكم بود؛ اما وقتى شكنجه شدت مى گرفت و دوباره رفع مى شد، حالت آرامش شدت مى یافت.



۶- كوفتگى هاى شدید بدنى به همراه راحتى روانى:
بعد از شكنجه اسرا درد جسمانى را نوعى راحتى به حساب مى آوردند؛ به تعبیر دیگر در قیاس دو درد (درد جسمانى و درد روانى) دردى كه كمتر فشار وارد نماید در درد شدیدتر محو مى شود؛ مثلا كوبیدگى هاى بدن نوعى لذت پس از شكنجه محسوب مى شد. خستگى جسمانى بعد از شكنجه به جا مى ماند؛ اما مشاهده آثار شكنجه نه فقط دردناك نبود، بلكه به اسیر احساس لذت مى داد؛ البته بعضى از آثار آن غیر قابل تحمل بود كه خود فشارزا بودند.
میزان اعتقاد، اعتماد به نفس و هدفمند بودن رفتار اسیران در صبر و تحمل آنان دخیل بود.



۷- بذله گویى و شوخ طبعى:
بعد از شكنجه به خاطر این كه از خطر خارج مى شدیم، بچه ها شوخى مى كردند و لطیفه مى گفتند و مى خندیدند. یكى مى گفت: ما كه باكى نداریم هر چه مى خواهند بزنند یكى از عراقى ها مى گفت: من تعجب مى كنم، شما این همه كتك مى خورید ولى بعد از شكنجه و كتك دایم مى خندید و شوخى مى كنید؛ اصلا شما آدم هاى استثنایى هستید. عراقى هاى دیگر مشابه آن را مى گفتند. یكى از اسیران پاسدار وقتى كه به شدت مورد شكنجه قرار گرفته بود، در حالى كه ممنوع الكلام هم بودیم، وقتى از حالش پرسیدیم با علامت واشاره گفت: فلانى یك عصا و كلاه شاپو نیاز دارم، كه البته همه این كارها به خاطر تقویت روحیه اسیران بود. بسیارى از اسیران به شوخى مى گفتند: به كتك عادت كردیم اگر یك روز شكنجه نشویم بدنمان مى خارد و ...



۸- آثار شكنجه در مدت طولانى:
آثار برخى شكنجه ها - چه شكنجه هاى جسمانى و چه شكنجه هاى روانى - به سال هاى بعد مى رسید؛ یعنى بعضى از شكنجه ها آثار و عواقبش آنى نبود بلكه در آینده خطراتى را در پى داشت. یكى از دژبان هاى عراقى مى گفت: پس از شكنجه فعلا خوشحال باشید؛ آثار ضربات ما چند سال بعد وقتى آزاد شدید معلوم مى شود، دندان هایتان چطور
مى شود، درد كمر و استخوان و .. هر یك بروز مى كند و .. و البته به واقع او راست گفته بود، چه بسیار اسیرانى كه یك به یك انواع بیمارى ها و آثار شكنجه در بدنشان بروز مى نماید و بعضا به شهادت مى رسند.


شكنجه جزو لاینفك اسارت در عراق بود؛ به طورى كه هرگاه از اسارت حرف مى زنیم خود به خود شكنجه هاى ناجوانمردانه تداعى مى شود. در دوران اسارت شكنجه به اشكال مختلف وجود داشت، البته بیشتر شكنجه ها به صورت زدن با شلاق و باتوم و زدن و مضروب كردن با دست و پا (سیلى و مشت و لگد) بود و سایر موارد از این قبیل.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 26/5/1388 - 14:8 - 0 تشکر 142573

انواع شکنجه

الف - شكنجه هاى روانى:
تعریف: انواع عذاب و اذیت هاى كه روان آدمى را بیازارد و به آن لطمه بزند.
ب -شكنجه هاى جسمانى:
تعریف: عذابى كه جسم و جوارح آدمى را تهدید كند و به آن آسیب برساند.

شكنجه روانى

شكنجه هاى روانى - با توجه به مطالبى كه در مباحث قبل آمده - مصداق واقعى سخت ترین عذاب ها است. از آن جا كه مى دانیم همیشه و در طول تاریخ براى این كه عذاب شدیدتر باشد، یورش هاى روانى ووارد كردن استرس ها از شگردهاى حاكمان بوده، حتى در اعتقادات و ادعیه ما وارد شده است كه عذاب روانى روز قیامت سخت تر از عذاب جسمانى است.

شكنجه هاى روانى همیشه سخت تر از شكنجه هاى جسمانى است، وقتى فرد دچار یك عارضه روانى سخت مى شود، به جرات
مى توان گفت: ضربات جسمانى را كمتر احساس خواهد نمود. در اسارت این امر بسیار بدیهى به نظر مى رسید. تونل وحشت یا اتاق آرایش و نقاشى و ... از مصداق هاى شكنجه روانى در اسارت است.

تونل وحشت چنین بود كه وقتى یك یا چند اسیر در محاصره بسیار تنگ و سخت شلاق به دستان و باتوم به دستان عراقى قرار مى گرفت، با شلاق و باتوم و نبشى و یا چیز دیگرى كه به دستشان مى آمد آنها را مى زدند چه بسا اسیر بى هوش مى شد و آنان همچنان مى زدند. هرگز یادم نمى رود وقتى كه ما را به استخبارات و امنیت ناصریه عراق بردند، همین كه ما را از ماشین پیاده كردند گروهى ایستاده بودند و مى زدند. بعضى ها وحشیانه شاخه هاى درختان را سریع مى شكستند و بر بدن هاى اسیران مى كوبیدند، حال به كجاى بدن و سر و صورت اصابت كند معلوم نبود.

عراقى ها انواع دیگرى از شكنجه ها را نیز در اسارت انجام مى دادند كه در جاى خود بیان مى شود.

شكنجه جسمانى

شكنجه هاى جسمانى به مراتب راحت تر از شكنجه هاى روانى است؛ زیرا اگر هر عضوى از جوارح مورد شكنجه قرار گیرد روان آدمى در دردش شریك خواهد شد. شاعر جالب سروده است:
چو عضوى به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
توكز محنت دیگران بى غمى
نشاید كه نامت نهند آدمى
شكنجه هاى جسمانى ابعاد مختلفى دارد كه در صفحات بعد به آن اشاره خواهد شد.

ادغام شكنجه هاى جسمانى و روانى

بى شك شكنجه هاى جسمانى و روانى توامان اسير را آزار مى داد و اسير با وضعيت بحرانى و نگران كننده ادغام شكنجه هاى جسمانى و روانى، درد رابيشتر حس مى كرد. همان گونه كه قبلا هم اشاره شد ارتباط تعاملى و لاينفك جسم و روان باعث مى شود خوشحالى و بدحالى را توامان حس كنند و شدت و ضعف درد بر ميزان اثرگذارى آن نقش داشته است.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

دوشنبه 26/5/1388 - 14:39 - 0 تشکر 142588

نواع شكنجه هاى روانى
۱- انتظار شكنجه
۲- تحقیرها

انواع تحقیرهاى اسارت:

تحقیرهاى اسارت فهرست وار عبارتند از:
۱-۲: ممنوعیت هاى عاطفى، اجتماعى، سنتى و ...
۲-۲: رودررو قرار دادن اسیر از شكنجه هاى مختلف مثلا: گاهى دو اسیر را روبه رو مى كردند تا به هم سیلى بزنند و یا مجبور كردن اسرا براى تف كردن به روى همدیگر، حتى گاهى دو برادر، پدر و پسر یا دو رفیق و ...
۳-۲: مسخره و استهزاى اسیر. استفاده از عبارات و جملات ركیك براى تمسخر اسیران.
۴-۲: خوار و كوچك شمردن با بیان مطالب دروغ و تحقیرآمیز، مثل این كه شما مجوس و آتش پرست هستید و ما اسلام را به ایران آوردیم. شما آتش پرست بودید، عرب شما را مسلمان كرد و شما مجبور شدید بپذیرید، شما چه جور رزمنده اى بودید. شما چه هستید و چه جورید.
۳- شایعه پراكنى ها:
عوامل موثر در پخش شایعه عبارتند از:
۱- عوامل اجتماعى(ابهام در خبر، ترس هاى اجتماعى و خلاء خبرى)
۲- عوامل فردى (جلب توجه، تسلط بر شنونده و پركردن وقت)
۴- ترور شخصیت :
از شگردهاى بسیار ناجوانمردانه و شیادانه عراقى ها كه با مساعدت اسراى جاسوس خود فروخته و اجیر انجام مى گرفت، ترور شخصیت بود كه به طرق مختلف انجام مى گرفت. از جمله آن ها تهمت هاى جنسى با بدترین و زشت ترین شكل آن بود.
تهمت هاى شخصیتى، هرچه شخصیت افراد مهم تر و برتر بود میزان تهمت ها بیشتر بود و البته این امور مطلق نمى باشد.
هر یك از اشكال ترور شخصیت اسرا به نیات پلید عراقى ها بستگى داشت چون مى بایست اسرایى را كه از محبوبیت برخوردار بودند به طرقى به ظاهر موجه، بشكنند. ترور شخصیت بیشتر در مورد روحانیان، فرماندهان، پاسداران، معلمان، بسیجیان و افراد برجسته انجام مى پذیرفت.
۵- محدود كردن اسرا
۶- وعده و وعیدهاى طولانى شكنجه
۷- محدودیت هاى اعتقادى
۸- محدودیت هاى مربوط به ارسال نامه ها
۹- انواع ممنوعیت هاى غیرمعقول و خواسته هاى غیرقانونى
۱۰- انواع محدودیت هاى ناجوانمردانه
۱۱- انواع امر و نهى هاى نظامى و غیرنظامى
۱۲- ممنوعیت امور عادى در اسارت و زدن اسرا
۱۳- شكنجه هاى روانى در بیمارستان
۱۴- مصاحبه هاى اجبارى براى رادیو و تلویزیون عراق
۱۵- شهادت سایر اسرا
مثلا در اوایل اسارت بود. تازه از استخبارات و امنیت بغداد و ناصریه، ما را وارد كمپ كرده بودند. همه ایام قبل از ورود به اردوگاه را فشار روحى و شكنجه و عذاب بسیار دست و پا زده بودیم. روزگار خیلى سختى بود. اسیر بسیجى گیلانى به نام آقا مرتضى مجروحى هم همراهمان بود كه به این محل و آن محل منتقل مى شد، همواره با ما كتك مى خورد و شكنجه مى شد، از تشنگى و گرسنگى و همه چیز رنج مى برد تا این كه روز اول در اردوگاه اسرا و در آسایشگاه كه عراقى ها همه ما را مى زدند و ناجوانمردانه آماج شكنجه هاى وحشیانه آن ها بودیم، این عزیز بسیجى، چندین مرتبه مورد تهاجم و شكنجه آنان قرار گرفت، بر بدنش مى كوفتند و او فریاد مى كشید«مومنان جهاد بنمایید در راه خدا، الله اكبر، خمینى رهبر» و ... اما عراقى ها همچنان او را مى زدند. تشنج بسیار سختى عذابش مى داد. لحظاتى بعد دو نفر از بهیاران عراقى آمدند و به اجبار آمپولى را به او تزریق كردند. لحظاتى كوتاه پس از آن «آقا مرتضى» سكوتى كرد و به جنت الماوى پر كشید. اسرا در بهت و ماتم سكوتش، یاراى گریستن هم نداشتند. به راستى همه ما چنان مرگى را آرزو مى كردیم؛ لكن تحمل فشار روانى و عذاب و شكنجه روانى این حادثه براى اسرا سخت و جانكاه بود.
۱۶- به بازى گرفتن احساسات پاك اسرا
۱۷- شكنجه روانى با استفاده از رسانه هاى گروهى
۱۸- تفتیش
۱۹- بازجویى
۲۰- سركوب نمودن هرعملى كه اسیران براى آرامش روانى خود اختراع و ابداع مى كردند
۲۱- پخش صداهاى آزار دهنده براى آزار دادن اسرا صداهاى حیوانات و سایر صداها از بلندگوهاى اردوگاه پخش مى شد.
۲۲- درج اكاذیب در نامه هاى اسرا
۲۳- مجبور كردن اسرا به احترام گذاشتن به همه عراقى ها
۲۴- شكنجه دادن افرادى كه از محبوبیت بیشترى بین اسیران برخوردار بودند
۲۵- مجبور كردن اسرا به توهین كردن به مقدسات و شعار دادن علیه بزرگان نظام جمهورى اسلامى
۲۶- برگرداندن اسیر به اردوگاه اسرا پس از اعلام آزادى
۲۷- تنگناهاى مختلف مثل آب آشامیدنى، دستشویى، حمام و ...
۲۸- استفاده از رنگ هاى تند و آزار دهنده
۲۹- حبس هاى انفرادى
۳۰- راه رفتن بر روى محل زندگى و غذاخورى و پتوى اسیران در آسایشگاه با كفش هاى كثیف و گلى
۳۱- لخت كردن اسیران و اجبار براى حضور دسته جمعى در حمام
۳۲- اعلام برخى بیمارى ها در اسیران كه بعضا مسرى هم بودند
۳۳- شرطى كردن اسیر
۳۴- كتك زدن اسیران به بهانه هاى واهى و غیرمنطقى
۳۵- نشاندن اسیر در صف نظام
۳۶- بنشین و بر پاهاى بسیار زیاد و طولانى
۳۷- سوءتغذیه به واسطه كمبود غذا و آب و ...
۳۸- پاره كردن نامه هاى اسیران
۳۹- تبلیغ و تضعیف روحیه اسیران با كمك گرفتن از منافقان
این ها همه قطره اى از بیدادى بود كه بر آزادگان ما در سال هاى اسارت رفت.

نویسنده: آزاده ابوالقاسم عیسى مراد

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.