• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن خانواده > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
خانواده (بازدید: 2766)
يکشنبه 25/5/1388 - 23:56 -0 تشکر 142449
سلام ای غم لحظه های جدایی...

به نام خدا

 

سلام

 

---------------------

 

ــ نمی تونم... دیگه نمی تونم ادامه بدم... خسته شدم! خستهههههههه!

آخه مگه من چه گناهی کرده بودم که...

 

ــ اوهوه! انگار نوبرش رو اورده! منم از دستت خسته م! از کارات، غر زدنات، بهونه گیریات...

 

ــ آقارو! خودت که بدتری! اخلاق که نداری! بی حوصله ای! اراده که هیییییییچ! هر چی می شه باید اول ببینی مامانت اینا چی می گن!

 

ــ کی؟ من؟! هر چی باشه بهتر از تو ام که...

 

ــ ...

 

ــ ...

 

و گاه این مشاجرات ادامه دارد و ادامه دارد...

تا...

.

.

.

 

جدایی...

 

 

 

----------------------------

 

 

با تمام تلخی ای که بحث طلاق داره، شاید لازم باشه توی انجمن کمی هم به این موضوع بپردازیم...

 

درباره ش حرف بزنیم... دلایلش رو بررسی کنیم...

 

ببینیم چی می شه که زن و شوهری که با امید زندگی شون رو شروع کردن، مجبور می شن یه روزی همه ی امید و آرزوهاشون رو زیر پا بذارن و...

 

 

سخته، خیلی هم سخته...

 

 

بیایید با شناخت بیشتر از این اتفاق تلخ، یاد بگیریم چگونه باشیم و چگونه بمانیم تا در زندگی آینده مون هرگز، هرگز، هرگز حتی صحبت از این ناگوارترین و منفورترین امر حلال هم پیش نیاد...

 

 

 

خوشبخت باشید الهی...

 

 

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

دوشنبه 26/5/1388 - 0:20 - 0 تشکر 142452

به نام خدا

سلام مجدد

از اون جایی که قصد داریم از این بحث چیزی یاد بگیریم، شاید بد نباشه بحث رو علمی پیش ببریم و از مقالاتی هم استفاده کنیم.

اما

اما توی این بحث فکر می کنم بهتره ابتدا خودمون کمی در این باره حرف بزنیم.

از خدااااای نکرده تجربیات آشنایان و اطرافیانمون بگیم...

از اتفاقات مربوط به طلاقی که توی جامعه دیدیم..

این که چی شد که کارشون به این جا رسید...

چی شد که حاضر شدن مشکلات و سختی جدایی رو به جون بخرن؟!!!

مطمئناً از همین بررسی های موردی هم می تونیم کلی درس بگیریم...

ان شاء الله هر وقت به نتایج مطلوبی رسیدیم، کم کم مقالاتی رو هم وارد صحبت هامون می کنیم.

موافقید؟

عذر می خوام که این بحث این قدر تلخ ه، اما دونستن و یادگرفتن یه چیزایی لازمه؛ تا بتونیم پیشگیری کنیم.

خوشیخت باشید الهی...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

دوشنبه 26/5/1388 - 11:30 - 0 تشکر 142522

سلام من هم با شما موافقم.بحث تلخیه ولی در عین حال پرداختن بهش می تونه خیلی مفید باشه بنده با اجازه تون چند دلیلی که به نظرم میرسه را خدمتتون عرض می کنم زندگی مشترک گاهی منجر به جدایی میشه به دلیل اینکه:

  • گاهی همسران بعد از ازدواج سعی می کنند همدیگر رو عوض کنن تا طرف مقابل دقیقاً اونظوری باشه و اونظوری رفتار کنه که خودشون میخوان.و فکر میکنن ذدره ای اختلاف نظر یعنی مصیبتی بزرگ در زندگی
  •  لبجازی های بچگانه، پافشاری بر اشتباهات،عدم صبر و گذشت در رابطه،غرور بیجا و امتناع از عذرخواهی و ....تمام این موراد ریز در سرد شدن یک رابطه اثر زیادی داره.در یک کلام شاید اگر طرفین پخته تر رفتار کنند و وسعت روح داشته باشند خیلی از این ائل ایجاد نشه.
  •  عدم اعتماد به یکدیگر.این یکی از  از مهلک ترین سموم برای روابط خانوادگی است.وقتی طرفین به هم سوء ظن داشته باشند این رابطه مثل ظرف شیشه ای می مونه که کوچکترین مسئله ای حکم تلنگر زدن به این ظرف شیشه ای عمل میکنه.بهتره طرفین کاری نکنند که اعتماد همسرشون از دست بره چرا که اعتماد از دست رفته به سختی بر میگرده و گاهی شاید به دست اوردنش دوباره محال باشه. و البته همه می دونیم خوش بینی همیشه بهتر از پیش داوری و قضاوت اشتباه و شکاکی است
  •  دخالت خانواده های طرفین گهگاه منجر به بروز اختلافاتی میشه که اگر این دخالت ها ادامه پیدا کنه و استقلال زندگی دو نفر رو زیر سوال ببره ممکن است صدمات جبران ناپذیری به رابطه وارد کنه
  •  عدم مسئولیت همسران. یکی دیگه از مواردی که روابط خانوادگی رو دچار مشکل می کنه عدم مسئولیت همسران هست .چناچه زن و شوهری بعد از ازدواج همچنان در دوران مجردی خودشان سیر کنند و یا زندگی رو امری جدی ندونند و یا احساس مسئولیت کافی نداشته باشند باعث ایجاد دلسردی و نا امیدی در روابط می شود
اینها چند موردی بود که به ذهن بنده خطور کرد.علاقمندم نظر دوستان دیگر رو بخونم.اگر مورد دیگه ای به نظرم رسید عرض میکنم خدمتتون

دوشنبه 26/5/1388 - 11:42 - 0 تشکر 142524

بنام خدا

سلام

یكی از عواملی كه باعث طلاق میشه و من در اطراف خودم نمونش رو شاهد بودم، خیانته.

البته بیشتر خیانت زن در برابر مرد. نمونه ای هم كه شاهد بودم، تا اونجایی كه خبر دارم زن در حق مرد خیانت كرد.

البته دقیقاً نمیدونم كه این خیانت تا چه حدی بوده و ارتباط های خلاف عرف و شرع تا چه میزانی بوده، اما هر چه كه بوده، باعث شد تا پس از به دادگاه كشیده شدن، این مرد و زن از هم طلاق بگیرن.

شاید اگر در اون دادگاه زن اظهار ندامت كرده بود و دوست داشت به زندگی مشترك ادامه بده طلاقی اتفاق نمی افتاد. اما غرور بیجا و برتر دونستن خود كه زن دچار اون بود، باعث میشه كه به سرعت این زندگی اونم شاید در یك جلسه دادگاهی خاتمه پیدا كنه. حتی داشتن چندین بچه كه هنوز احتیاج به مهر مادری دارن هم باعث تداوم زندگی نشد.

چون اون مادر بلد بود جایگزین برای این نیاز به فرزند پیدا كنه.

اما زنی دیگه رو میشناسم كه همون شرایط بالا رو داشت، اما با اظهار ندامت و عشق به تداوم زندگی مشترك، تونست كه از طلاق جلوگیری كنه.

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
دوشنبه 26/5/1388 - 13:25 - 0 تشکر 142557

به نام خدا

*سلام قولا من رب الرحیم *

گویا جان درسته بحث تلخیه اما آموزنده هست بزار درد دل یک دختر 20 ساله رو برات تعریف کنم ......

18ساله بودم که یکی اومد خواستگاریم ...بعد از چند دیدار مختصر قرار عقد رو گذاشتیم ..البته مقداری تحقیق هم کردیم ....داماد عموم که میشد عموی داماد با این وصلت موافق نبود

بهم گفت جوان خوبی نیست من عموشم میشناسمش ....اما من خواب بودم...خواب غفلت ...حرفهای عموی داماد رو قبول نکردم ....تا اینکه عقد کردیم .....

بعد از یک مدت فهمیدم عموی بیچاره هر چی گفته بود راست بود .....منو بگو فکر میکردم عمو هه الکی میگه ...خلاصه به هر سختی بود ازش طلاق گرفتم

هنوز یک ماهی نگذشته بود یک خواستگار دیگه برام اومد .....خانواده ام خیلی اصرار داشتند قبول کنم ....این اقا هم از اشنایانمون بود

وقبلا یک بار ازدواج کرده بود .....با وجود اینکه این چیزها رو میدونستم ....قبول کردم به شرطیکه دیگه سراغ زن اولش نره

اونم قبول کرد ...ویک روز عقد کردیم روز بعدش ازدواج .......یک ازدواج ساده وبی خرج ...با اینکه یک بار شکست خورده بودم

اما بازم کوووور شدم .....هنوز یک ماهی از ازدواجمون نگذشته بود متوجه شدم روابطش با همسر اولش برقراره ...

سرتون رو درد نیارم حالا 10 ماهه نه طلاقم میده نه حاضر به ادامه زندگی هست ......

گویا جان ببین چه داستانییه این دختر با دوبار تجربه تلخ طلاق .....یک چیز دیگه این اقای داماد خیلی زرنگ بودهاااا حتی این ازدواج سند رسمی نداره ...

یعنی اسم این خانم تو شناسنامه اش ثبت نکرده ....واااااااااااااااای طلاق چه بده ...

یک پیشنهاد ::::این داستانهاییکه ثبت میکنیم بیاید به یشه یابی بپردازیم ...مثلا عیوب این ازدواج چی بوده؟؟؟؟وهمچنین همه داستانهاییکه دوستان میزارن

بعدش از بحث یک نتیجه گیری کلی کنیم ....

پس این کار برعهده مدیر بحث باشه ....موافقید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 وبلاگ من ....وبلاگ پيامبران رحمت

 

امام صادق(ع) فرمود:به دنبال مونسى بودم كه در پناه آن, آرامش پيدا كنم, آن را در قرائت قرآن يافتم.

دوشنبه 26/5/1388 - 15:37 - 0 تشکر 142627

سلام

بحث خیلی خوبیه......

همونطور كه فرمودین در روایات اسلامی ازش به عنوان بدترین حلال یاد شده !

جناب زاهد به یكی از مهمترین دلایل بروز طلاق یعنی خیانت اشاره كردن ولی ای كاش كه میشد كه بیشتردر این مورد توضیح داد .......

وقتی بحث طلاق بود یه استاد خیلی خوب در مورد خیانت كه از اصلی ترین دلایل طلاق هست توضیح میداد ........الان همه اون توضیحات تو ذهنمه .....آیا جز اینه كه فرد برای برآورده كردن نیازهای روحی وجسمی خودش ازدواج میكنه ؟......وقتی برآورده نمیشه از هردو لحاظ جسمی و روحی ...علاج رو در طلاق و جدایی میبینه ....همه میگن عدم تفاهم ...... این تفاهم یعنی چی ؟......تفاهم نداشتن سرگل بشقاب ؟....یا چیزهای مهم تر كه باید وارد جزئیات شد....بیشتر توضیح داد كه متاسفانه همیشه بحث عقیم میمونه و نمیشه........ یعنی نمی گذارن.....

 

 

يه سري به خدا بزنيم

خيلي زود

بي بهانه...

دوشنبه 26/5/1388 - 18:43 - 0 تشکر 142699

و خدا هست...

سلام

عذر من رو برای شرکت نکردن در این تاپیک بپذیرید. اما به هر حال سپاسگزارم گویای عزیز. امیدوارم بحث خوبی بشه.

با پیشنهاد goolha ی عزیز خیلی موافقم.

موید باشید

بگذار سرنوشت هر راهي که ميخواهد برود،راه ه من جداست
بگذار اين ابرها تا ميتوانند ببارند.... چتر من خداست
 

----------------------------------------------------------------
مسئول انجمن خانواده و صندلي داغ
 
سه شنبه 27/5/1388 - 8:33 - 0 تشکر 142894

به نام خدا

سلام

تشکر می کنم از حضورتون.

بله من هم با پیشنهاد گلهای عزییییزم موافقم.

در واقع منظور خودم هم از مطرح کردن اتفاق های اطرافمون همین بود.

ان شاء الله با کمک شما دوستان خوب این کار رو انجام خواهیم داد.

شرمنده الآن وقت زیادی ندارم، ان شاء الله امروز دوباره برمی گردم.

خوشبخت باشید الهی...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

سه شنبه 27/5/1388 - 14:50 - 0 تشکر 143016

بنام خدا

سلام

به نظرم علت دیگه ای كه منجر به طلاق میشه، نمك نشناسیه.

تو همین موردی كه دارم ماجراشونو تعریف میكنم(ناهید و سعید رو میگم).

درسته كه سعید معتاد بود، سعید شبها دیر میومد خونه، سعید دست بزن داشت، سعید از نظر اخلاقی مشكل داشت و...

اما هیچ كدوم از اینها باعث نشد كه ناهید درخواست مهریه بده و بخواد طلاق بگیره.

اون همیشه جلوی مادرش وای میستاد و به خاطر بچه ش میخواست زندگیش حفظ بشه.

اما وقتی كه سعید بهش واضح میگه من دوست ندارم چرا موندی؟ و .. و این حرفها رو در برابر اون همه مهربونی و تحمل ناهید انجام میده. اینجاست كه دیگه ناهید هم تحملش تموم میشه و تقاضای طلاق میكنه.

هر زنی دیگه ای هم باشه این كار رو میكنه.  و خیلی ها در همون سطح اعتیاد اقدام به طلاق میكنن و نمیذارن كار به اینجا بكشه.

اما دیگه اینجا آخر خطه. نمك نشناسی دیگه جایی رو برای ادامه زندگی نمیذاره

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
سه شنبه 27/5/1388 - 16:37 - 0 تشکر 143052

به نام خدا

سلام

مدت ها (شاید چند ماهی) بود که می خواستم تاپیکی درباره ی موضوع طلاق بزنم.

اما با وجودی که می دونستم موضوع آموزنده ای ه، اما نمی دونم چرا دوست نداشتم راجع به این مشکل چیزی بنویسم.

تا این که متأسفانه این اتفاق برای یکی از دوستان نزدیکم افتاد (احتمالاً صحبت هام توی آلاچیق رو خونده باشید)؛ و خلاصه دیگه تصمیم گرفتم تاپیکش رو ایجاد کنم؛ بلکه دوستان زیادی بخوننش و ازش استفاده کنن و ان شاء الله هییییییچ وقت مشکل دوستم برای اون ها پیش نیاد.

خوب، حالا:

دوست محترم، amukachal گرامی به نکات خیلی خوبی اشاره کردند. ان شاء الله بتونیم در آینده بیشتر بهشون بپردازیم، گرچه خودشون هر مورد رو توضیح دادن. اما اگر دوستان توضیح خاصی درباره ی هر کدوم از اون ها دارند و فکر می کنن نیاز به بررسی بیشتر داره هم بفرماین لطفاً. چون هر کدوم از اون موارد نیاز به کلی توضیح داره، کلی بررسی، این که چی می شه که مثلاً همسران نسبت به هم بی اعتماد می شن، یا این که به طور مثال در مقابل دخالت های خانواده ها باید چه کار کرد و...

فکر کنم باید درباره ی هر کدوم تحقیق کنیم.

بهتره دلایلی که ایشون برای طلاق گفتن رو این طور خلاصه کنم:

1. تحمیل عقاید طرفین به یکدیگر

2. لبجازی های بچگانه، غرور بیجا و امتناع از عذرخواهی، پافشاری بر اشتباهات و...

3. عدم صبر و گذشت

4. بی اعتمادی به یکدیگر

5. دخالت خانواده ها

6. عدم مسئولیت پذیری

خوب ببینید، فکر کنم بهتر باشه با بررسی این موارد شروع کنیم.

ان شاء الله در آینده به ترتیب صحبت ها و موارد طلاقی که دوستان ذکر کردند رو هم بررسی می کنیم.

با مورد اول شروع می کنیم، یعنی:

1. تحمیل عقاید طرفین به یکدیگر

می یایید در این باره صحبت کنیم؟

پس بسم الله...

خوشبخت باشید الهی...

 

بخشيدن يعني آزاد کردن يک زنداني...

و کشف اين که آن زنداني خودت هستي!

 

سه شنبه 27/5/1388 - 22:39 - 0 تشکر 143187

ممنون از دوست عزیز گویای خاموش

این بحث بسیار مهم و جای کار خیلی زیادی داره.

به نظر بنده یکی علل اصلی این گونه مشکلات عدم گذشت طرفین است.

یکی یه چیزی میگه اون یکی دوتا چیز دیگه میزاره روش تحویلش میده.

مردیکه از سر کار میاد خونه داغونه.سر کار با هزار نفر گفته و شنیده چه بسا ناسزا هم شنیده.که آقا چی بشه یه لقمه نون حلال بیاره خونه تا زندگی کنه.میاد خونه خانوم توی آشپز خونه  داره کار میکنه .نه میگه سلام شاید هم جواب سلام را هم نده.

یا سر سفره غذا خانوم غذا را میاره ،آقا هنوزلقمه اول را نخورده."این چی آوردی.اَه گنده شو در آوردی".این یعنی عدم درک طرف مقابل.

یا دو طرف قدرت تجزیه و تحلیل از زندگی را ندارند . وگوش به حرف پدر و مادر هستند.

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ

آيا خداوند براي بنده‏اش كفايت كننده نيست؟(زمر/36)

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.