• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 458)
سه شنبه 20/5/1388 - 16:48 -0 تشکر 141024
* سخنان همسر یک زندانی سیاسی *

« بسم ربّ المَهدی »

___________________________________

عبدالله مومنی، سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت)، 45 روز پیش در حالی در دفتر ستاد شهروند مهدی کروبی بازداشت شد که به گفته شاهدان عینی، ماموران امنیتی او را با خشونت هر چه تمام تر و ضرب و شتم شدید و بدون ارائه هیچ حکمی با خود بردند، اکنون اما با گذشت 45 روز زندان، وی نزدیک به 20 کیلو وزن کم کرده و تعادل روحی و جسمی اش را از دست داده است.

همسر وی که دیروز با وی ملاقات داشته از این وضعیت نگران کننده با روز سخن گفته است.

همسر، برادر و فرزندان عبدالله مومنی روز گذشته در زندان اوین با او در حالی دیدار کردند که این فعال دانشجویی نه قدرت تکلم داشت و نه قدرت راه رفتن.

فاطمه آدینه وند، همسر مومنی که به شدت نگران و ملتهب بود به روز گفت: بچه های من اصلا آقای مومنی را نشناختند و به شدت از دیدن او شوکه شدیم.

وی می افزاید: از زندان اوین او را با ماشین سبز رنگی آوردند؛ از ماشین که پیاده شد اگر من و برادرش او را نمی گرفتیم می افتاد. حتی نمی توانست یک قدم راه برود. کمک کردیم و وارد اتاق ملاقات شدیم.

همسر مومنی با بیان اینکه "آنچه که می دیدیم را باور نمی کردیم" توضیح میدهد: ریش و موهای عبدالله بلند شده و کاملا به هم ریخته و صورتش از فرط لاغری به شدت سیاه شده، زیر چشم ها گود رفته و کبود بود.

خانم ادینه وند می افزاید: صدای عبدالله به شدت لرزان بود و اصلا قدرت حرف زدن نداشت و بچه ها از دیدن وضعیت او به شدت ترسیده و فقط گریه می کردند و مدام می پرسیدند چه بلایی سر بابا اومده؟

به گفته او عبدالله مومنی تعادل روحی و روانی نداشت و فقط احوالپرسی می کرد و مدام می گفت "جای من خوب است".

خانم آدینه وند با بیان اینکه "اگر جای او خوب است پس چرا به این شکل درآمده" می افزاید: تنها چیزی که عبدالله گفت این بود که دو روزست روزه ام. ما دیگر هیچ چیزی از او نشنیدیم.

وی با بیان اینکه همسرش همچنان در انفرادی است و بازجویی او تمام نشده می گوید: همسرم شدیدا تحت فشار روحی و جسمی و شکنجه است و نزدیک 20 کیلو وزن کم کرده است.

خانم آدینه وند تاکید می کند: آن کسی که امروز دیدیم اصلا عبدالله مومنی نبود؛ فقط یک پوست و استخوانی بود که تعادل روحی و روانی و قدرت حرف زدن وایستادن و راه رفتن نداشت.هیچ چیزی از عبدالله نمانده است.

به گفته همسر مومنی این ملاقات فقط ده دقیقه و در حضور بازجوی این فعال دانشجویی صورت گرفته و بازجو با قرار دادن ضبط صوتی روی میز تمام مکالمات را ضبط کرده است.

همسر مومنی با بیان اینکه "بچه ها شوکه شده و ترسیده اند" می گوید: از وقتی برگشته ایم بچه ها فقط در حال گریه کردن هستند و نگران پدرشان که چه اتفاقی افتاده و نمی توانیم آنها را آرام کنیم.

وی با انتقاد شدید از وضعیت همسرش می افزاید: امروز که گریه بچه ها و وضعیت عبدالله را دیدم به بازجو گفتم عزیزانمان رفته اند تا ماآیا این حق ماست در زندگی که 5 شهید داده ایم و  در آرامش زندگی کنیم؟ اکنون با این آدم چه کرده اید؟ چه بلایی سر او آورده اید؟

بازجوی مومنی هیچ پاسخی نداده و زود ملاقات را به پایان رسانده و مجددا مومنی را با ماشین سبز برده اند.

خانم آدینه وند می گوید: یکبار صدّام زندگی مرا نابود کرد و شوهرم رفت و شهید شد که بچه های این مملکت و ما در آرامش زندگی کنیم. امروز با دیدن عبدالله در آن وضعیت، باز صدّام جلوی چشمان من زنده شد. چیزی از عبدالله من نمانده و من متاسفم که اینها مدام دم از عدالت میزنند و اینگونه رفتار می کنند.

خانم مومنی که به شدت نگران و ملتهب است، توان صحبت بیش از این راندارد. روز سه شنبه نیز عبدالله مومنی را مجبور کرده بودند با همسرش تماس گرفته و از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و اطلاع رسانی درباره او انجام ندهد. در این تماس تلفنی مومنی با لحنی به شدت عصبی و صدایی لرزان از همسرش خواسته بود: "به جای مصاحبه درباره پرونده و وضعیت من، به بچه داری بپرداز."

از سوی دیگر همسر مومنی روز دوشنبه خبر از تماس تلفنی این فعال سرشناس دانشجویی داده و گفته بود: صدای او به قدری ضعیف و بریده بود که در کلام اول او را نشناختم. او در جملات کوتاه و بریده بریده خود تصریح کرد که در زندان انفرادی و زیر فشار شدید بازجویی است.

فاطمه ادینه وند با بیان اینکه "این اولین بار نیست که عبدالله مومنی بازداشت و زندان انفرادی را تجربه می کند اما لحن صدای او و نحوه صحبتهایش نشان می داد که شدیدا تحت فشار قرار دارد"، نسبت به زیر فشار بودن فعالان سیاسی برای اعتراف ساختگی هشدار داده و گفته بود: "من در پایان تماس تلفنی به عبدالله تاکید کردم که مبادا از قرص هایی که به آقای ابطحی دادند و او را مجبور به اعتراف ساختگی کرده‌اند بخورد."

این مصاحبه چنان بازجو ها را به هراس انداخت که این زندانی را که بیش از 50 روز است در انفرادی و در شرایط ایزوله کامل و تحت شدیدترین فشارهای روحی و جسمی قرار دارد مجبور کردند با همسرش تماس بگیرد و با عصبانیت از او بخواهد هیچ گونه مصاحبه و پیگیری در باره پرونده و وضعیت او انجام ندهد!

 

(منبع:تالار سیاسی سایت هفت تیر)

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

سه شنبه 20/5/1388 - 17:22 - 0 تشکر 141039

با توجه به توصیه ی مدیر انجمن و ندادن بهانه به دست هیچ کس این موضوع را هم حذف کردم .

 

 


بني الاسلام علي الکلمتين,کلمة التوحيد و توحيد الکلمة

سه شنبه 20/5/1388 - 17:42 - 0 تشکر 141046

سلام

من قبلاً هم چندتاسئوال کرده بودم که متأسفانه جوابی نگرفتم.. اما تا اونجایی که من میدونم.. زندانی که هنوز بازجوییش تموم نشده و تو انفرادیه..حق ملاقات نداره.. یعنی ملاقات ممنوعه! چون انفرادی رفتن با ملاقاتی داشتن .. ذاتاً در تناقضه. مگه نه اینکه فرد رو میبرن انفرادی تا تحت فشار روحی قرار بگیره.. و به اصطلاح تنبیه بشه! پس این چه جور انفرادی و تنبیهیه که وسطش طرفو میبرن ملاقات خانواده اش؟امیدوارم دوستان نیان بگن اینم یه جور شکنجه س!

 اما در مورد مطالبی که هایلایت شدن.. انگار بیشتر این مطالب گفته شدن تا اعترافات آقای ابطحی تحت الشعاع قرار بگیره و صحتش زیر سئوال بره.. و وضعیت آقای مؤمنی چندان هم مد نظر نبوده.. بلکه بیشتر دوستان اصلاح طلب خواستن به این وسیله القاء کنن که بعله اعترافا ساختگی و تحت تأثیر قرصه!!!  اما خودمونیما! آخرشم هیچ کس به من نگفت که این چه جور قرص سحرآمیزی بوده که هم رو گفتار آقای ابطحی اثر گذاشته.. هم رو رفتار وگفتار وزیر خارجه آمریکا و انگلیس و فرانسه! هم بی بی سی فارسی رو دقیقاً قبل از انتخابات افتتاح کرده واسه همین روزا!! هم اینکه وی او ای برنامه های عادیشو قطع کرده و 24 ساعته به اوضاع ایران می پردازه؟

عجب قرصی بوده لامصب! چه تأثیری داشته ها! نه تنها ابطحی اعتراف کرده.. بلکه همه هم اسلام دوست و اسلامخواه شدن بی مروتا! از کوشنر گرفته تا اوباما.. همه مسلمون دوآتیشه شدن.. بقول عبید زاکانی.. گربه شد عابد و مسلمانا!

اما دوست گرامی.. اگه آقای موسوی مستند و قانونی حرفی واسه گفتن داشت.. پس این همه فیلم بازی کردنش تا حالا واسه چی بوده؟ چرا زمانی که 15 روز وقت داشت تا همین مستنداتشو به شورای نگهبان ارائه کنه ساکت موند؟ به شورای نگهبان اطمینان نداشت.. خب یه سی دی 90 سیاسی دو میساخت میداد بیرون.. ماشالا بودجه شونم که از برج میلاد بالا میره.. ولی ایشون به جای هر پاسخ منطقی.. فقط بیانیه دادن و مردمو به آشوب دعوت کردن.

آقای موسوی فقط شعار میده و ادای امام رو درمیاره.. به قولی ایشون فکر کردن با طرح یه کاریکاتور از انقلاب سال 57 ، میشه دوباره انقلابی به همون عظمت راه انداخت.

    

خنجر آب‌دیده را زنگ عوض نمی‌کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی‌کند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی‌کند

سه شنبه 20/5/1388 - 18:34 - 0 تشکر 141052

با سلام

*********************************

می دونم باورش برای دوستان سخته،امّا چه می شه کرد؟

اینها چیزهاییست که داره درهمسایگی ما اتّفاق میفته!

این که چنین نوشته هایی آدمو یاد رادیو فردا،یا bbc و voa میندازه،بهونه ایست برای کسانی که دوست دارند همچنان در بی خبری و غفلت از اوضاع مملکت خود باشند.

چنین افرادی باید بدانند این تغافل ها همچنان که هیچ کشوری رو به سمت خوب شدن و اصلاح پیش نبرده،کشور ما را هم به سمت اصلاحات نخواهد برد.شهید مطهّری فرمودند:"نباید پرچم اصلاحات به دست غربیان بیفته"ولی متأسّفانه امروزه ناظر این هستیم که با تغافل مسئولین امر و با ناراحتی برخی مدّعیان میهن دوستی از ذکر عیوب مملکت،پرچم اصلاحات به دست دیگران افتاده است و به جای این که خودمان در رفع ظلم و ستم ها بکوشیم دیگران مدال ظلم ستیزبودن را به گردن خود آویخته اند!

دوستان فکر نکنند دانستن حقایق تلخ،می تواند خللی به این مملکت وارد کند،از آن بترسند که روزی ضابطان امر در مقابل سکوتشان، خود را مجاز به انجام هرکاری بدانند،و هر ظلم خودشان را با تکیه به افرادی ساده دل توجیه کنند!آنوقت همین ظلم ها بنا به فرمایش امام علی(ع) پایه های حکومت را متزلزل کند!

دوست آن است که بگریاند،نه آنکه فقط بخنداند!

**********************************

با سپاس

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

سه شنبه 20/5/1388 - 19:22 - 0 تشکر 141064

به نام خدایی که همین نزدیکی هاست

سلام

من متن همه رو خوندم، ولی پاسخ به متن خانم تیردراپ چی شد؟

سربلند و پیروز باشین...

التماس دعا

كار ما نیست شناسائی "راز" گل سرخ
كار ما شاید این است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشیم...
چهارشنبه 21/5/1388 - 1:26 - 0 تشکر 141143

سلام

دوست گرامی ! اتفاقاً چون این اتفاقات همین بیخ گوش ما رخ میدهد، نمیتوانم به آنها استناد کنم و یا باورشان کنم! زیرا خیلی زود دروغ بودنشان معلوم میشود .. شما آخر هم جواب من را ندادید که چطور ممکن است برخلاف تمام قوانین نظامی و امنیتی.. زندانیی که هنوز در مراحل بازجویی است و در انفرادی به سر میبرد، باخانواده اش ملاقات داشته باشد؟ و دیگر اینکه یک زندانی باجرم سیاسی و امنیتی بدون محافظ و همراه در محوطه خارج از محل ملاقات رها می شود تا خانواده اش زیر بغلش را بگیرند و به اتاق ملاقات ببرند!!! و چقدر همه بی فکر و نادان هستند که زندانی را با آن حال زار و نزار نشان خانواده اش می دهند و بعد فردایش زنگ می زنند که لطفاً به رسانه ها از دیده هایتان چیزی نگویید!!  و بعد هم زندانی درحال بازجویی و در زندان انفرادی با خانواده اش تماس میگیرد و بدون هیچ محدودیتی در مکالمه.. خیلی راحت میگوید که من تحت فشار شدید هستم!!! بالاخره آن سنگدلی ها و بی رحمی ها را باور کنیم یا این رأفت و محبت را که دم به ساعت برای زندانی در حال بازجویی.. ملاقات باخانواده و تماس تلفنی میگذارند!!  راستش را بخواهید فکر کنم شما چون باورتان شده که هرچه از اینطرف شنیده می شود دروغ است.. فلذا هرچه را که از آنطرف می شنوید راست می پندارید! وگرنه چنین مسائل ساده ای باید خیلی سریع به ذهن هر شنونده ای خطور میکرد.

و اما مسئله دیگری که باعث میشود من هیچ کدام از این حرفها را باور نکنم.. پیش آمدن مسائلی مثل کشته شدن پسر بچه 12 ساله به نام علیرضاتوسلی در بهشت زهرا توسط ضربه باتوم و کشته شدن و سوزانده شدن یکی از دستگیرشدگان 18 تیر به نام ترانه موسوی است.

دیدم و دیدید که تمام ماجرای این دو کشته ی ساختگی از بیخ و بن دروغ بود و مرحوم اولی در سانحه تصادف و یکماه قبل از تاریخ ادعایی مدعیان فوت کرده بود و فرد دوم هم زنده و سرحال در ونکور کانادا مشغول زندگیش است. به همین علت است که من صحبتهای درج شده در بالا را باور نمیکنم.. زیرا می بینم که بعضی از این دوستان حتی از مرده و زنده مردم هم نمیگذرند و حاضرند به هرچیزی متوسل شوند تا به اصطلاح حقانیت خود را ثابت کنند. و بنظر من هم این ماجرای آقای مؤمنی داستانی است از زمره همان قصه هایی که درمورد علیرضاتوسلی و ترانه موسوی بافته و ساخته و پرداخته شد.

    

خنجر آب‌دیده را زنگ عوض نمی‌کند
چهره انقلاب را جنگ عوض نمی‌کند
بگوی با منافقین به کوری دو چشمتان
پیرو خط رهبری رنگ عوض نمی‌کند

چهارشنبه 21/5/1388 - 11:51 - 0 تشکر 141222

به نام خدایی که همین نزدیکی هاست

سلام

من همچنان منتظرم تا یکی پاسخ به سوال خانم تیردراپ که سوال منم نیز هست رو بده!

راستی این منبع این مطلب، در اینترنت نیست، و سایتی که اسمی شبیه این داره، فیلتره (!) که اگر منبع شما همون سایت باشه که، اعتبار مطلب شما کم لن یکن تلقی میشه و مطلب شما  فاقد ارزش اعتباری میشه!

سربلند و پیروز باشین...

التماس دعا

كار ما نیست شناسائی "راز" گل سرخ
كار ما شاید این است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشیم...
برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.