• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 1747)
جمعه 16/5/1388 - 20:44 -0 تشکر 139700
سه گل پرپر....دوست من،صبورباش

http://va3ki2akonam.persiangig.com/Image3/tasliyat.gif
سلام
تاحالاازاین تاپیكانزدم واسه همین نمیدونستم كجا بایدثبتش كنم
بذاریدازدیروزعصرشروع كنم...
 
داشتیم میرفتیم بیرون تا فضای شهرروبا چراغونی های نیمه شعبانش ببینیم
دیدم توكوچه ای كه خونه ی دوستمه،خیلی شلوغه..
گفتم حتمامهمونی گرفتن اخه تازه یكی ازفامیلاشون عقدكرده بود
توشهریه گشتی زدیم وبرگشتیم خونه..
توی خونه كه رسیدم،چهره ی غمگین بابام تموم غم عالم رو ریخت توی دلم
خودش شروع كردبه حرف زدن:
3تا داداشای زهرا.....
ودیگه هیچی نشنیدم....بین حرفاشون فهمیدم كه داداش آخریش هم...
ولی اون كه 24 سالش بودتازه...اون كه قراربودتازه بره خواستگاری..
واااااااااااااااای...دیگه حال خودم رو نفهمیدم
بدوبدوخودم رو رسوندم خونه ی دوستم..
چشم دوستم كه به من افتادیاد دردودلاش افتاد
هی گفت وباهم دیگه گریه كردیم
اومدم خونه...تا صبح خواب به چشمام نیومد
نشسته بودم وبه صدای جیغ وگریه هایی كه ازخونشون میومدگوش میدادم واشك میریختم
 
 امروزظهررفتم واسه خاكسپاری..
خدای من،من دارم خواب میبینم؟؟
میترسیدم نگام بیفته به دوستم ولی بازهم افتاد
وداغ دلش تازه ترمیشد وقتی منومیدید..
تنهاكاری كه ازم برمیومد،خوندن نماز میت بود
خدای خوبم،3 تا تابوت؟؟
3تا جوون؟؟
3 بارنمازمیت؟؟
هرطورشده بودخودم رو رسوندم اونجایی كه داشتن خاكشون میكردن..
میدونستم الان زهرای من،بدترین وضعیت رو داره
رفتم وبازهم زهرا رو دیدم..
از حال رفته بود...رفتم كنارش
اسمم رو صدا میزدومیگفت حالا باید چیكاركنم؟؟؟
میگفت داداشم گفته بودواسش زن پیداكنم...
میگفت من همین یك كار رو هم نتونستم بكنم
میگفت چرا 3تا؟؟؟میگفت من یه دونه دخترچطورتحمل كنم؟؟
دورمون كه خلوت شد....
حرفایی زدكه آتیش گرفتم...گفت دعاكردن كه برادرم بمیره
دیدی دعاشون مستجاب شد؟؟
.................
خیلی پرحرفی كردم اما دارم آتیش میگیرم
زهرای من،خیلی مصیبت كشیدتوی زندگیش...ولی داغ 3تا برادرخیلی سخته
خدای من،امتحان خیلی سختیه
خودت مواظب زهرام باش
خودت نذاركمرمامان وبابای زهرا خم بشه..
خودت هوای اون 3تا بچه ای كه یتیم شدن رو داشته باش
خودت ..........
قربون خودت برم
***************************
دوستای گلم،شرمنده ام...سكوت داشت دیوونه ام میكرد
ازتون میخوام...كه
بیایید با هم برای شادی روح 3 تا برادری كه برای نجات همدیگه از پیشمون رفتن
وهمینطور برای شفای پسرعموی این سه تا برادركه الان توی بیمارستان بستریه..
قرآن رو ختم كنیم..
ودعا كنیدكه زهرام تاب بیاره..
ومادروپدرش طاقت ازدست دادن 3تا پسرروخدابهشون بده..
 
جزء14،15،16،24،30 خونده میشه
شما دوست گلم،اگه میتونی غیرازاین جزءهایی كه نوشتم
جزءانتخابی خودت رو برامون بنویس 
وما رو توی این ختم قرآن كمك كن..
.
.
اگه نتونستیدقرآن بخونید،محتاجیم به دعاتون
پس دعاكنید
یا حق
 

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

جمعه 16/5/1388 - 20:58 - 0 تشکر 139704


جمعه 16/5/1388 - 21:14 - 0 تشکر 139708

بنام خدا

سلام

واقعاً متاثر شدم .

از دست دادن سه برادر خیلی سخته . شاید از اون سخت تر برای مادر پدرشون باشه كه سه تا فرزند رو اونم همزمان از دست دادن

براشون دعا میكنم

و جز 1 قرآن رو هم میخونم

خدا بهشون صبر بده

انشا الله

برا قفل هایی كه بستست یه كلید مونده تو مشتمبه جنون رسیده كارم بس كه فرصت ها رو كشتم
بازی نور و صدا نیست زندگی یه سرنوشته           یكی پیدا یكی پنهون مثل آدم و فرشته
جانشین  انجمن خانواده‌ی تبیان
جمعه 16/5/1388 - 21:30 - 0 تشکر 139716

با سلام

حالم گرفته بود گرفته تر شد!

یادتان باشد اگر مُردم عزاداری کنید
بر سر و صورت بکوبید و خودآزاری کنید


آبروها برده اید از من در ایّامِ حیات
لااقل حالا که مُردم آبروداری کنید

با تشکر آنلاکر

گر مرد رهی ، غم مخور از دوری و دیری / دانی که رسیدن هنر گام زمانست
جمعه 16/5/1388 - 21:33 - 0 تشکر 139719

به نام خدا

سلام

وای خدای من چقدر ناراحت کننده است

این اتفاق تلخ اون هم در این عید

تسلیت بنده را به دوستتان وخانواده شان برسانید(هرچند ناقابل است)

برای شادی روحشان صلوات

جمعه 16/5/1388 - 21:56 - 0 تشکر 139725

سلام

http://boushehrvet.ir/ImagesUU/ertahal.jpg
دوستای خوبم
اگه تمایل داشتیدوتصمیم گرفتیدكه جزء بخونید
حتما اینجا شماره ی جزءرو بنویسیدتا مطمئن بشیم كه یه ختم قرآن صورت میگیره
میخوام بعدازگذشت یه مدتی،این تاپیك رو به زهرا نشون بدم
وبا لطف شما دوستای گلم دلش رو شاد كنم
مراقب خودتون باشید
یا حق

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

جمعه 16/5/1388 - 22:8 - 0 تشکر 139730

من قبل از اینکه این تایپیک رو بخونم خیلی خیلی خوشحال بودم تا این که اومدم این تایپیک خوندم باورکن دنیا جلوی  چشمام سیاه شد خیلی سختم شد اصلا احساسمو نمیتونم بگم حال بد جوری گرفته شد در این جمعه ی زیبای شیعیان دست به دعا برای دوستان خوبمان که متاسفانه در گذشت انها خبری ناگوار برای همه ی ما هست

از دوستان خوب تبیانی درخواست کوچکی به عنوان برادر کوچک دارم.  برای شادی روح دوستان فاتح ختم شود.

بازگشت همه به سوی اوست.

 

                             /کجايند ان مردان بي ادعا/

جمعه 16/5/1388 - 23:42 - 0 تشکر 139772

سلام

خیلی غم انگیز بود........

این چند روزه خیلی خودمو نگه داشتم گریه نکنم....همش به خودم میگفتم اونی که مصیبتو میده صبرشم میده....ولی با این تاپیک دیگه نتونستم.......

ولی اینو به دوستتون هم بگید.......حتما خدا این صبرو در وجودش دیده که این مصیبتو بهش داده........

یه امتحان که باید سربلند بیرون بیاد........

می دونی چیه این تاپیک منو گریه انداخت.....زهرا.......خالم.....

که این چند روز نمی  دونستم چه جور توی چشمای دختر خالم نگاه کنم و گریه نکنم..........

همین چهارشنبه عقدش بود  ولی مامانش نبود..........همه موقع خوندن خطبه ی عقد سعی کردن یا نزدیکش نباشن یا نگاش نکنن که گریه نکنه......

اما خودش شروع کرد........بعد از خوندن خطبه همه به جای کل زدن اشک می ریختن.....

ببخشششششششششیییییییید دلم خیلی پره اصلا نمی تونم جلوی اشکامو بگیرم.......

منم جزء28 رو می خونم........

اگر به آن چیزی که می خواستی نرسیدی از آن چیزی که هستی نگران مباش!

 

 

شنبه 17/5/1388 - 0:59 - 0 تشکر 139793

سلام

گویای خاموش عزیز به نت دسترسی ندارن

تاپیک رو خونده بودن با موبایل

به من گفتن از طرف ایشون بگم که ایشون هم چزء 18 رو می خونن

اگر به آن چیزی که می خواستی نرسیدی از آن چیزی که هستی نگران مباش!

 

 

شنبه 17/5/1388 - 3:17 - 0 تشکر 139808

سلام!

خدا صبرشون بده!

تصادف كردن؟

جز1و2و3 با من!

هر چند فك كنم تا این پاسخ بخواد ثبت بشه 1روز طول میكشه و شاید كاربرای دیگه این جز ها رو انتخاب كنن!

شنبه 17/5/1388 - 7:32 - 0 تشکر 139824

به نام خدا سلام

انا لله و انا الیه راجعون

هممون مسافریم .. مسافر این دنیا .. خونه اصلی ما اون دنیاست .. سفر ما هم یه روزی تموم میشه و میریم پیش اونا

زهرای عزیز تسلیت میگم

من جزء 21 رو می خونم

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.