• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادب و هنر > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادب و هنر (بازدید: 3971)
پنج شنبه 15/6/1386 - 1:3 -0 تشکر 13732
نقد آلبوم قلندروار

  

با یاد دوست

 

 این روزها در بازار داغ موسیقی هر روز شاهد ظهور آلبوم ها و قطعاتی در قالب های نو و یا سبک های تلفیقی هستیم که نوازندگان و خوانندگان به مدد آن سعی در آفرینش آثاری را دارند مطابق با ضرب آهنگ زندگی امروز ایران و ایرانی و البته با رویکردی جدید نسبت به سبک های سنتی و مدرن موسیقی.

لذا در انجمن موسیقی سعی ما بر آن است که همگام با ورود آلبوم هایی از این دست به بازار موسیقی ایران، به نقد و بررسی این آثار پرداخته و نقاط ضعف و قوت آن را در نگاه مخاطبین این آثار بررسی کنیم.

البته نقد آثار موسیقی تنها مختص این دست قطعات نیست، بلکه تمامی آثار جدید موسیقایی منتشر شده در کشور، بسته به علاقه و توجه کاربران می تواند مورد نقد و بررسی قرار گیرد.

 

یکی از جدیدترین آثار منتشر شده در ماه های اخیر آلبوم قلندروار به آهنگسازی عماد توحیدی و خوانندگی علیرضا افتخاری است. در نخستین مبحث از سری مباحث نقد آثار موسیقی کشور، به بررسی و نقد این اثر می پردازیم.

نظر شما در خصوص این آلبوم، سبک آهنگسازی و نوع خوانندگی آن چیست؟

 

این آلبوم را می توانید از آدرس زیر دانلود کنید:

[http://barsa.tebyan.net/mavara-download_file.php?fileId=380|قلندروار]
 [
http://barsa.tebyan.net/mavara-download_file.php?fileId=381|آینه دل]
 [
http://barsa.tebyan.net/mavara-download_file.php?fileId=382|پای پیاده]
 [
http://barsa.tebyan.net/mavara-download_file.php?fileId=383|سلسله مو]
 [
http://barsa.tebyan.net/mavara-download_file.php?fileId=384|بوی زنجیر]
 [
http://barsa.tebyan.net/mavara-download_file.php?fileId=385|مشرق مطلق]
 [
http://barsa.tebyan.net/mavara-download_file.php?fileId=386|انعکاس سبز]
 [
http://barsa.tebyan.net/mavara-download_file.php?fileId=387|تب و جون]
 


Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

پنج شنبه 15/6/1386 - 1:23 - 0 تشکر 13733

توضیحاتی در مورد آلبوم قلندروار

آلبوم موسیقی «قلندروار» به آهنگسازی «عماد توحیدی» و خوانندگی «علیرضا افتخاری» :
«علیرضا افتخاری» خواننده این اثر گفت: فضای موجود در این آلبوم که بر اثر تنوع سازهای کوبه‌ای و تنوع ریتم ساخته‌شده دارای حالتی معنوی و روحانی ویژه است که هنگام خواندن قطعات در استودیو و حتی بیرون از آنجا همراه من بود.
وی افزود: به‌نظر من این مجموعه از نظر سازبندی و خلق فضای نو به‌وسیله ریتم، در تاریخ موسیقی ایران بی‌سابقه است و من به‌عنوان خواننده اثر از انجام چنین کاری که در راستای اعتلای موسیقی معنوی تلاش‌دارد، بسیار خشنودم.
این آلبوم که تکمیل کننده سه‌گانه «کولی کوبی» و «ذوالجناح» از این آهنگساز است، شامل 8 تصنیف به تنظیم«بابک شهرکی» و به نام‌های «انعکاس سبز»، «رسوای رسوا»، «آینه دل»، «سلسله مو»، «پای پیاده»، «صبور شب‌ها»، «بوی زنجیر» و «مشرق مطلق» و براساس اشعاری از «ارفع کرمانی»، «فؤاد توحیدی»، «هادی سعیدی کیاسری»، «جلوه کرمانی» و «حامد حسین‌خانی» است که «عماد توحیدی» با بهره‌گیری از 70 ساز کوبه‌ای، زمینه‌‌های کرال و همکاری با استاد«شریف غزل» خواننده شبه قاره هند و استاد«بکتاش علوی» خواننده بوسنیایی ‌‌این ‌اثر را تولید کرده‌است.
همچنین در«قلندوار»، «افتخاری» خواننده برجسته کشورمان چهره جدیدی از آواز خودش را به نمایش گذاشته است که «آساره آستارکی»نیز به عنوان هم‌خوان با این مجموعه همکاری کرده‌است.
«عماد توحیدی» دانش آموخته رشته دکترای فیلولوژی در خارج از کشور و نویسنده کتاب شیوه دف نوازی (اولین دستور آموزشی علمی دف نوازی) و ده‌ها مقاله پژوهشی در موسیقی است که در «قلندروار»به خلق فضاهای بدیع و متنوع با بهره‌گیری از عناصرموسیقایی ‌مشرق‌زمین ‌دست‌زده‌است.

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

شنبه 24/9/1386 - 11:7 - 0 تشکر 19322

به نام  حضرت دوست

استاد افتخاری طی یک مدت کوتاهی 3 آلبوم منتشر کردن که انتقاد های زیادی را هم به همراه داشت که مثلا به کمیت اهمیت داده نه کیفیت

در حالی که باز کارها هر کدام در نوع خود بدیع و زیبا و قوی بود هم به لحاظ شعر هم نوع ملودی

وفضای جدیدی که در آلبوم قلندر وار ایجاد کردن فضای جدیدی بود با ساز های کوبه ای و تلفیقی

 فقط بخش هایی از این آلبوم مقداری شلوغ به نظر میرسه که بازم عرض میکنم چون تغریبا فضای جدیدی هست شاید به گوش من نوعی این گونه رسیده وگرنه این آلبوم هم زیباست و هم قوی.

با آرزوی موفقیت استاد

یا علی

دوشنبه 3/10/1386 - 2:18 - 0 تشکر 20411

                                           با یاد دوست

                         « روايت موسيقايي قلندر سرگشته »


بقلم "سعيد اسلام زاده"

معتقدم قلندروار يک حکايت است. از لحظه ي ورود قلندر مست آغاز مي شود و با آنکه اشعار متنوع اند و از چند نفر ، اما تا پايان سيري يکسان را ارائه مي دهد.


قلندروار نمونه اي شاخص از موسيقي اي تصويري و راوي اي است که امکان تازه اي از صداي عليرضا افتخاري و مجموعه اي از سازهاي کوبه اي ايران را به نمايش ميگذارد. موسيقي در جايجاي قطعات تدوين شده و شکلي روايتي و سينمايي به خود گرفته است. در سراسر اين موسيقي ناچار از شعف و سرخوشي و شادماني دروني هستيم، چرا که با اين همه ساز کوبه اي نمي توان بي طرب بر جاي نشست.


موسيقي عماد توحيدي در کوبشي بي خودانه ، از نقطه ي آغازين طلب به جولان در مي آيد و در انتها به وصل مي رسد و در اين ميانه حکايت دل براي ما باز مي گويد.


قلندروار موسيقي روايت است. راوي اين ماجرا مست قلندري است که جماعتي او را هلا مي دهند و صدايش مي زنند.


مست قلندر به کوي يار مي آيد. لحظه ي ورودش را با رپ رپه ي ساز هاي کوبه اي و شادي بي وصفي با شکوه و عظمت جشن مي گيرند. او تنها نيست. مردماني با اويند. هم نوا. هم نوايي شان ، نشاني از آمدن هاي هميشگي و هماره به کوي يار است که در تمامي جهان صدا به صدا در ميان مردمان جاري است.


موسيقي ، با کوبش کوبه اي ها و نواهاي انساني آغاز مي شود. همه در انتظار کلام اند تا قلندر درآيد. او انگاري با خدم و حشم بسيار آمده است. غرور و اطميناني رشک برانگيز دارد: امشب بکويت آمدم دانم که در وا مي کني... اما چيزي نمي گذرد که مي فهميم اين قلندر ، خونين دل رسواي رسواست...


اطمينان قلندر با چرخش و گردش نواها و سازها از دستگاهي به دستگاهي ديگر ، به ناله اي حزين مبدل مي شود. در کلام هم چرخه هست: اين چرخه مي چرخد بسي بهر حساب هر کسي... حزن و اندوه صدا را درينجا بيشتر مي شنويم که : يک روز جبران مي کند جوري که با ما مي کني... از اينجا ديگر اطمينان بدل به التماس مي شود. وقتي که قرار است کلام: دانم که در وا مي کني... ادا شود ، اين التماس آشکار است.


ادامه در پست بعد ...

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

دوشنبه 3/10/1386 - 2:23 - 0 تشکر 20413

در پاره ي دوم از اين روايت - آينه ي دل - قلندر داستان در کوي يار است. حديث نفس مي‌گويد. در اينجا همراهي بي نظير سازهاي کوبه اي و صداي انسان، از هم دريدن پرده ي تزوير را تصوير مي کند. درک کلام و بيان آن در کوبه ها و نواها، روايتي شگفت است. در پارهي نخست ، قلندر مست يار است ، حال فرياد بر مي دارد و سررشته ي تقدير را مي خواهد که بهم بپيچد. روايت اين قطعه ، زنجير بر گردن نهادن است و شکستن آينه ي دل تا هنگامي که ديدار و وصل رخ دهد. اين زنجير ، نمادي از رياضت قلندرانه است. همانند زجر و سختي اي که اهل مهر در مهرابه ها مي کردند و خود را به زنجير مي بستند. اين زنجير ، انگار که در جبين قلندر چين انداخته که در تغيير نواي سازها ندا مي رسد:در مذهب آيينه ها جايي ندارد کينه ها / برخيز و برچين از جبين اين ظلمت شبگير را... همانند مولانا که فرمان مي دهد: رو سينه را چون سينه ها هفت آب شو از کينه ها / وانگه شراب عشق را پيمانه شو پيمانه شو.

در اين روايت شاه بيتي است که همراهي نواها و سازها با صداي در اوج خواننده ، ترکيبي شگفت انگيز مي سازد و قلندر فرياد مي دارد: اي ريسمان حلاج را از دار بالاتر بکش / بر سردر خورشيد زن تنديسه ي تکبير را...

اما پاره ي سوم روايت قلندر، سفري شگفت انگيز است. اما با پاي پياده. با شروع قطعه ، صداي نفس زدن و دويدن همراهان –همخوانان- را مي شنويم. انگار که صحنه اي از تئاتر است که همه ي ياران و بازيگران نفس زنان وارد مي شوند. همه در حال دويدن اند. با پاي پياده و هروله کنان سعي ميان صفا و مروه را تمرين مي کنند. صداي دف فضا را آکنده است. همه آماده ي سفري شگفت اند. سفري در دل. بي طي مسيري در عالم واقع. سفري در زمان لايزال. سفر در نگاه صورت مي بندد. و عجبا با پاي پياده. قافله اي از نگاه مي رود تا به چشمي برسد که تنها پناه قلندر است. بيتي دل انگيز در قطعه خودنمايي مي کند: وقت سفر عزيز من ساز بدست من نده / اسير مويه مي شود مخالف سه گاه من... مويه و مخالف گوشه هايي از دستگاه سه گاه اند. صداي مويه ي خواننده و همراهان و کوبه اي ها تصوير دلنشين اين قطعه را دو چندان مي کند.

اما پاره ي چهارم. اين قطعه اعتراف نامه ي قلندر است. او از همان اول کار مشتش وا شده است. اشاره هاي ظريف در اين بخش به داستانها و روايت هاي عاشقانه ي مشهور مانند فرهاد و تيشه اش و يوسف و زليخا تصوير سازي زيبايي را با رنگ آميري دقيق سازهاي کوبه اي و نواي انساني بدست داده است. تشنگي ، جنون و مستي ، ويژگي هاي اين قطعه است که آثارش در تمام موسيقي ديده مي شود. تشنگي در تصويري زيبا بيان مي شود. هارموني اين کار در اين بيت و تصوير ساحلي که همه در کنار آن تشنه مي رقصند چرا که روح مرموز عطش به شکل دريا در آمده است ، موسيقي نابي را بگوش مي رساند. دريايي در کار نيست، همه غوغاست.

حرکت سازها و همراهي نواي همسرايان در بيت: گرچه اي دف زن مست شيشه ي باده شکست / يک بغل مستي و نور قسمت ما شده بود... دف زني و مستي را القا مي کند و اگر حتي کلام نبود مي شد قلندر مست دف زن را ديد. ساخت موسيقي در اين بخش به شکل يک دکوپاژ سينمايي جلوه مي کند و پلان هاي صوتي سازهاي کوبه اي در کنار هم تدوين شده است.

دو بيت انتهايي اين پاره ، روايت دگرگوني و سمبليک را نشان مي دهد. اهريمن شب در شب قتل خود در نهايت مستي اهورا مي شود و مستي قلندرانه را مي آزمايد و در ديگري ديداري وجد آور از يوسف است که از فرط جنون ، چون زليخا شده است. مستي و جنون و تشنگي در اينجا ناظر بر تمام روايت است. در پايان اين بخش صداي يوسف مجنون را مي شنويم که از ما دور است.


در پاره ي بعدي اثر با آن يار آشنا مي شويم. او مشرق مطلق است که مغربي اي با خط مي ، بر در و ديوار از حادثه اي حکايت مي کند. حادثه اي از چشم او که در سفري اهورايي مي خواسته به آن برسد.


اما نقطه ي اوج داستان روايت تب و جنون است. هم نوايان ، مبارک مبارک گويان آمده اند. انگاري که عروسي قلندر است و يا زايشي دوباره از پس رنجي و رياضتي سخت جانفرسا. موسيقي روايت شادي و سرور و وصل است. هيـــــــچ غمي و ناله اي در اين بخش نيست. صبوري شبها به صبح تابان رسيده و آن تن پراکندگي ها به مطلق جان. صداها در اينجا ديگر آرام است. آرامشي ژرف بر فضا حاکم است. وصل رخ داده است. نواهاي کوبه اي نيز به آرامش مطلق مي رسند تا در ضربه ي نهايي ، سکوت بر همه جا حاکم شود.


تو خواب سرسبز ريشه بودي بهار فرداي بيشه بودي 

در ابتداي هميشه بودي ولي به پايان رسيدي آخر


برگرفته از وبلاگ خورشید شبستان

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.