• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 4688)
سه شنبه 6/5/1388 - 11:34 -0 تشکر 136328
خدا چرا انسان؟

با سلام

این بحث پیرامون خلقت انسان است

من نوعی به عنوان یک جوان در درون خود سوالاتی دارم که هیچگونه جوابی برای آنها پیدا نکردم

میخواهم این سوالات را در این انجمن بیان کنم تا شاید بتوانم جواب قابل قبولی بگیرم

یکی از این سوالات آفرینش انسان هست

خداوند متعال برای چه هدفی انسان را آفرید(هدف خلقت این موجود چه بوده؟)؟

 

 

   

  شهری به آتش می کشیم گر تو لبت را تر کنی

 ما چون گلی در دست تو ، کاش ما را پرپر کنی

 بر رشته های معجر زهرا (س) قسم سید علی

 خنجر به حنجر می زنیم گر تو هوای سر کنی..

سه شنبه 6/5/1388 - 15:28 - 0 تشکر 136436

« یا سُرور العارفین »

                                                                                     با سلام.

در حدیثی قدسی چنین آمده است:«کنتُ کنزاً مخفیّاً فأحببتُ أن یعرُف.فخلقتُ الخلق لِکَی اُعرف»یعنی:«من گنجی نهان بودم که دوست داشتم شناخته شوم.پس خلایق را آفریدم تا شناخته شوم»

نام این حدیث،حدیث «کنز مخفی»(گنج نهان)است که اغلب،عرفا در بیان «علّت آفرینش انسان» به آن استناد کرده و می کنند.شاعری عارف مسلک نیز در این باره سروده است:

"پری رو تابِ مستوری ندارد/ در ار بندی، ز روزن سربرآرد" 

این بود علّت آفرینش انسان در نگاه عرفای اسلامی.ولی در آیات قرآن مجید،سخنان پیامبران آسمانی(علیهم السّلام)،روایات ائمّه ی معصومین(علیهم صلوات الله)،کلام فلاسفه و..."عللی مختلف" برای "هدف آفرینش" بیان شده است!

 

ما هرگز بلندای قامت خود را نمی دانیم
مگر ما را فرا خوانند که برخیزیم و قد برافرازیم
و آنگاه ،اگر به طرح وجود خویش وفادار مانده باشیم
قامت ما از آسمان ها خواهد گذشت

        

سه شنبه 6/5/1388 - 19:35 - 0 تشکر 136554

بســـــم الله الرحمن الرحیم

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

با سلام و تشکر از بحث خوبتون ، واقعاً جای این بحثها تو انجمن معارف خیلی خالی شده. همچنین از جناب لاهوت هم متشکرم ، خیلی قشنگ جواب سوال رو دادید ، از اینکه شما در انجمن هستید خوشحالم.

اما جواب :

فلاسفه وقتی در مورد علت یک شی ء بحث می کنند پیرامون چهار علت روند کار خویش را پی می گیرند و در مورد علل چهارگانه ای بحث می کنند

1- علت فاعلی

2- علت غایی

3- علت مادی

4- علت صوری

 در مورد بحث شما دوست عزیز ( فیلسوف) به دو علت اول بسنده می کنیم ، یعنی به چه علت خداوند به عنوان خالق علی الاطلاق جهان را و بالخصوص انسان را آفرید و اینکه هدف یا همان علت غایی این خلقت چه بوده است

علت فاعلی:

در جهان هستی ما دو نوع موجود داریم یکی موجودی که وجودش واجب است و نیازمند به علت نیست و دیگری موجودی که ممکن الوجود است و نیازمند به علت و فاعل. در دار خلقت خداوند متعال از آن جهت که خالق است و فیاض مطلق باید فیض خود و خلقتش را نمایان کند و هر چیزی که این امکان ، یعنی امکان کسب فیض وجود را داشته باشد خداوند فیض خلقت را از آن دریغ نمی کند و آن را می آفریند.

پس نتیجه این شد که هر موجود که امکان خلقت داشته باشد(توجه داشته باشید ،امکان خلقت) خداوند آن را می آفریند و در این زمینه هیچ استثنایی وجود ندارد و انسان هم یکی مانند سایر موجودات از این قافله عقب نمانده.

علت غایی:

فکر می کنم جواب لاهوت عزیز کافی باشد فلذا همان را با مقداری اضافات درج می کنم. 

در حدیثی قدسی چنین آمده است:«کنتُ کنزاً مخفیّاً فأحببتُ أن یعرُف.فخلقتُ الخلق لِکَی اُعرف»یعنی:«من گنجی نهان بودم که دوست داشتم شناخته شوم.پس خلایق را آفریدم تا شناخته شوم»

نام این حدیث،حدیث «کنز مخفی»(گنج نهان)است که اغلب،عرفا در بیان «علّت آفرینش انسان» به آن استناد کرده و می کنند.شاعری عارف مسلک نیز در این باره سروده است:

"پری رو تابِ مستوری ندارد/ در ار بندی، ز روزن سربرآرد"

نکته اضافی البته در تکمیل سخن لاهوت است که خداوند که دارای اسماء و صفاتیست له اسماء الحسنی ، و این اسماء و صفات هر کدام مظهری در عالم امکان می خواهند تا به مقتضای قاعده فیض عمل شده باشد و از آن جهت که اسما به اسماء جلال و جمال تقسیم می شوند فلذا موجودات هم هر کدام مظهر یکی از این دو نوع سنخ از اسماء و صفات می شوند برابر با ظرفیتی که دارند. اما در این میان انسان کامل است که توانایی این را دارد که مظهر تمامی اسماء الهی شود هم جلالی و هم جمالی و به این لحاظ آینه تمام نمای خداوند شده است و علت خلقت انسان همین بود که خداوند خواست تا خود را در آیینه ای تمام قد مشاهده کند و له مثل اعلـــــــــی.

از این موجود که مستجمع تمامی اسماء و صفات الهی می باشد گاهی تعبیر به انسان کامل می کنند و گاهی وجود منبسط ، نفس رحمانی ، فیض اقدس و حقیقت محمدیه (صلی الله علیه و علی آله و سلم)  و... می کنند

باز هم از شما دوست عزیز تشکر می کنم و حضورتان را خیر مقدم عرض می کنم و برایتان آرزوی موفقیت دارم.

خداوندا به حق آیات نورانیت نظام مقدس اسلامی و رهبر فرزانه آن را از بلایای ارضی و سماوی در امان بدار

سه شنبه 6/5/1388 - 22:10 - 0 تشکر 136623

با سلام

جناب sadra2554 ممنون ازپاسختون

اما این پاسختون خیلی فلسفی بود

من به شخصه چیزی نفهمیدم

اگه میشه یه مقدار ساده تر بیان کنید

با تشکر از شما 

امام زمان (عج) : اگر شیعیان ما به عهد و پیمانی که با ما بسته اند وفادار بودند فرج من به تاخیر نمی افتاد.   

چهارشنبه 7/5/1388 - 10:52 - 0 تشکر 136676

با سالم خدمت دوستان عزیز که در بحث شرکت کردند

آقای لاهوت

طبق حدیث کنز مخفی

خوب خدا به چه کسی میخواد خودشو به کی یشناسه

مگه ما نمیگیم که خداوند قادرو مطلق و ...است

پس مخلوقات را برای چی آفریده (من گنجی نهان بودم که دوست داشتم شناخته شوم.پس خلایق را آفریدم تا شناخته شوم) خدا خودشو نیاز نداره به کسی نسان نشان بده

یا اینکه با خلق موجوداتی مانند انسان خودشو بشناسون

بعد نسبت به صحبت جناب صدرا

اینکه شما از بعد فاعلی صحبت میکنی این دلیل وجود خداست

نه اینکه چرا خدا انسان را آفرید

نسبت بعد غایی همان جوابی که برای آقای لاهوت دارم به شما هم می گوییم

سوال من این بود چرا خداوند متعال انسان را آفرید

قبل ار ما که فرشته ها بودن. جنیان بودند...

یعنی منظور شما انیکه مارا برای اینکه خدا خود را به آنها نشان دهد آفرید؟

ممنون میشم جوابتون روبدونم.

یا علی

   

  شهری به آتش می کشیم گر تو لبت را تر کنی

 ما چون گلی در دست تو ، کاش ما را پرپر کنی

 بر رشته های معجر زهرا (س) قسم سید علی

 خنجر به حنجر می زنیم گر تو هوای سر کنی..

چهارشنبه 7/5/1388 - 15:26 - 0 تشکر 136776

بســـــم الله الرحمن الرحیم

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

در مورد سوال جناب فیلسوف و توضیحی که لازم است برای جناب عبدالله بدهم نکاتی را ذکر می کنم:

اول باید دو مفهوم وجود و ماهیت را بشناسیم تا بعد معنای امکان را که گفته شد هر موجودی که ممکن الوجود است خداوند ایجادش می کند درک کنیم.

وجود و ماهیت:

ما هر وقت به یک شیء می نگریم دو حیثیت متفاوت از آن را درک می کنیم ، اول آنکه آن شیء موجود است و دوم اینکه آن شیء موجود چیست .

پس در خارج از ذهن ما موجودات یک هستی دارند که به آن وجود می گوییم و یک چیستی دارند که به آن ماهیت می گوییم.

حال ، نسبت این دو با هم چیست؟؟ گاهی ماهیت را وقتی به تنهایی نگاه می کنیم وجود برایش امتناع دارد ، یعنی محال است که چنین ماهیتی در خارج وجود پیدا کند، مانند ماهیت شریک باری تعالی که وجود برای ماهیتش محال است و یا ماهیت سیمرغ که باز هم وجود برایش محال است .حال این محال بودن یا به خاطر ذات آن ماهیت است و یا یک امر خارج از ذات ماهیت سبب محال شدن تحقق و موجود شدنش می شود.

در مثال بالا شریک خداوند محال بالذات است و سیمرغ محال بالغیر.

اما دسته دیگر از ماهیات هستند که وجود برای آنها ضروری است و حتماً باید در خارج موجود شوند مانند خداوند متعال و یا وجود معلول در صورت وجود علتش. و باز این وجوب یا ذاتی است مانند خداوند و یا غیری مانند معلول در هنگام وجود علت.

دسته دیگر آن ماهیت هایی هستند که نه وجود برایشان ضرورت دارد و نه عدم برایشان بلکه با توجه به ذاتشان همیشه حالت استواء بین وجود و عدم دارند. البته باید توجه داشت که این امر بر اساس ذات آن ماهیات است هر چند که آنها در خارج از دو حال خارج نیستند یا موجودند و یا معدوم ، و این موجود بودن و یا معدوم بودن غیری است نه ذاتی.

نکته دیگر در مورد بحث علیت است:

علت را در یک تقسیم به علت تامه و علت ناقصه تقسیم می کنند. علت تامه علتی است که تمامی شرایط پدیدار ساختن معلول را دارد ولی علت ناقصه چنین نیست .

مثلاً برای پدید آمدن یک درخت ما به چنین علت نیاز داریم : 1- بذر و یا دانه 2- خاک مناسب 3- آب مناسب و کافی 4- دما و شرایط مناسب 5- نور خورشید 6- باغبان 7- گذشت زمان و... هر کدام از این علت ها در بوجود آمد درخت نقش اساسی دارند , یعنی بدون حتی یکی از آنها درخت که همان معلول باشد بوجود نمی آید به عبارت دیگر مجموعه این علل باید جمع شوند تا ما شاهد بوجود آمدن یک درخت باشیم و اگر یکی از آنها از بین برود دیگر ما به نتیجه نمی رسیم. حال به مجموعه این علت ها علت تامه می گویند و به تک تک آنها علت ناقصه.

علت تامه ممکن است متشکل از چند علت ناقصه باشد و ممکن است خود به تنهایی یک علت بسیط و بدون جزء باشد.

در مورد خداوند هم همینگونه است . خداوند یک موجودی است که به تنهایی علت تامه است زیرا هیچ گونه نقص و کمبودی در او نیست و او در خلق محتاج به شیء و علت دیگری نیست. حال که او علت تامه است پس حتماً باید مخلوق و معلول داشته باشد ، زیرا محال است که علت تامه باشد ولی معلولش در کار نباشد. مانند اینکه ما یک لیوان را از بالا رها کنیم ، این لیوان حتماً در شرایطی که جاذبه زمین باشد خواهد افتاد زیرا وزن دارد و تمامی علل افتادنش فراهم شده است ، از قبیل رها کردن ما، جاذبه زمین ، فاصله لیوان ، وزن لیوان.

خداوند هم از آن جهت که علت تامه است و تمامی شرایط برایش آماده است پس حتماً معلول و مخلوق دارد.

پس اینکه چرا خداوند موجودات را آفریده است به این دلیل است که خداوند علت تامه است و حتماً باید بیافریند در غیر این صورت او علت تامه نیست و این یک نقص و کمبودی برای خداوند است و خداوند هم از این امور منزه است.

اما اینکه او باید بیافریند مشخص شد اما چرا انسان را آفرید ؟

در جواب باید گفت خداوند هر موجودی را که ماهیتش ممکن باشد و محال بالذات و بالغیر نباشد می آفریند و ماهیت انسان هم چون ممکن است و وجود برایش استحاله ندارد از این قضیه مستثنی نیست. پس خداوند انسان را آفرید و این البته مربوط به علت فاعلی است.

امیدوارم که جوابتون را گرفته باشید. مطالب کمی سخت هست ، اما اگر چند بار مرور کنید ان شاء الله متوجه می شوید.

اما در جواب فیلسوف ( philsoph ) باید بگویم تمامی این تعبیراتی که در روایات و احادیث در مورد انسان شد منظور انسان به معنای زید و عمرو و بکر نیست بلکه مراد انسان کامل است . انسان کامل یا حقیقت محمدیه (صلی الله علیه و علی آله و سلم) در صدر نظام آفرینش قرار دارد و قبل از تمامی مخلوقات خلق شده است و مخلوقات دیگر همه پرتوی از نور انسان کامل هستند و انسان کامل هم آیینه قد نمای خداوند در تمامی اسماء و صفات و تنها فرق او با خداوند در این است که او مخلوق است و خداوند خالق او.  همانگونه خداوند رحمان و رحیم است او نیز رحمان و رحیم است و همانگونه که خداوند خالق است او نیز خالق است و همانطور که خداوند اول و آخر است انسان کامل هم اول و آخر است البته نکته اساسی این است که خداوند به صورت استقلالی این اسماء و صفات را داراست ولی انسان کامل تبعی و ربطی. و این بحث هم مربوط به علت غایی بود ( توجه داشته باشید)

خداوندا به حق آیات نورانیت نظام مقدس اسلامی و رهبر فرزانه آن را از بلایای ارضی و سماوی در امان بدار

چهارشنبه 7/5/1388 - 15:40 - 0 تشکر 136785

با سلام خدمت دوست عزیز آقای صدرا

عزیز دل منظود من علت وجودی خلق انسان

نه اثبات خداوند متعال

باز هم من هنوز کامل متوجه علت خلق انسان نشدم چون

خدا نیازی به خلق انسان نداشته این سوال هنز برای من باقی است

فقط برای اینکه مارا به فرشتگان و... نشان دهد

و بفرماید بینید که پروردگارتان چه خاق کرده

   

  شهری به آتش می کشیم گر تو لبت را تر کنی

 ما چون گلی در دست تو ، کاش ما را پرپر کنی

 بر رشته های معجر زهرا (س) قسم سید علی

 خنجر به حنجر می زنیم گر تو هوای سر کنی..

پنج شنبه 8/5/1388 - 16:6 - 0 تشکر 137127

ما نبودیم و تقاضامان نبود             لطف حق ناگفته ما می‏شنود

با سلام.
مساله واقعا جالبی بود. پیرامون این مساله نظر بنده اینه که :
1. خداوند مالک علی الاطلاق تمام نظام هستیه . لذا هر‌گونه تصرف به هر شکل و صورت برای او و در ملک او جای چون و چرا نداره.
به علاوه اینکه  خداوند حکیم علی الاطلاق هم هست .یعنی کار او محکم و حساب شدست و جهل و عجز و مانع در کار او دخلی نداره و همه افعال خداوند از سر حکمت خالص و بی اشکال است .پس از این جهت نیز خدا مورد سؤال قرار نمی‌گیره.
چرا که جایگاهی برای  سؤال درباره افعال او باقی نمیماند.سؤال و ایراد از حکمت در جاییه که قصور و تقصیری در انجام یک عمل یا وظیفه صورت گرفته باشد و در مورد حق تعالی این احتمالات قطعاً منتفیه.
البته ممکن است حکمتی بر ما مخفی بماند که سؤال ما در جهت بدست آوردن آن حکمت باشد که این گونه سؤال کردن مانعی ندارد.
2.خداوند فیاض علی الاطلاق است.یعنی هیچ چیز مانع فیض بخشی او نمی شود.لذا اقتضای فیاضیت الهی ،خلقت جهان هستی و موجودات است.به عنوان نمونه بسیار حقیرتر اگر شخص شما عالم به یک علمی باشید و اسباب و علل برای شما در ایجاد ان شیء موجود باشد ونیز بخل در شما راه نداشته باشه اقتضای این حالات شما خلق(ایجاد) اون چیزه. مثل کلیه دانشمندان ومخترعین.البته این مثال برای تقریب به ذهنه والا قیاس اینچنینی واقعا بعیده.
لذا حال که شما خلق شدید جایی برای سوال شما نسبت به علت خلق خود وجود ندارد.
به علاوه اینکه قطعا وجود جایگاهی بس رفیع تر از عدم دارد و ازکمالات محسوب می شود.لذا از آنجا که خداوند رحمن ورحیم است اقتضای این صفت او بخشیدن کمال به هر شیی است.لذا اعطای وجود به معدوم خود اقتضای رحمانیت اوست.

وووه سرم سوت کشید.راستش نظر شخص بنده اینه که اینجور بحثای فلسفی فایده ای نداره. الان که ما دیگه خلق شدیمو همینه که هست.باید بریم ببینیم خداوندی که ما رو به هر دلیل خلق کرده ازما الان چی میخاد وبس.
یا علی مدد

خدا را جدی بگیرید .          امام زمانتان را جدی بگیرید .         در امورتان جدی باشید .

*انجمن معارف به دنبال بهترین هاست*
*اگر یکی از بهترین هایید*
*همین الآن کلیک کنید*

پنج شنبه 8/5/1388 - 18:50 - 0 تشکر 137179

سلام
بسم الله ارحمن الرحيم

وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ
و جنّ و انس را نیافریدم جز براى آنكه مرا بپرستند 56/ذاریات.
در این آیه خداوند هدف از خلقت انسان و جن را عبودیت عنوان کرده است.

سؤالی که در اینجا به ذهن می آید این است که منظور از عبودیت چیست؟

آ" عبد" از نظر لغت عرب به انسانى مى‏گویند كه سر تا پا تعلق به مولا و صاحب خود دارد، اراده ‏اش تابع اراده او، و خواستش تابع خواست او است. در برابر او مالك چیزى نیست، و در اطاعت او هرگز سستى به خود راه نمى‏دهد.

و به تعبیر دیگر " عبودیت" آن گونه كه در متون لغت آمده اظهار آخرین درجه خضوع در برابر معبود است، و به همین دلیل تنها كسى مى‏تواند معبود باشد كه نهایت انعام و اكرام را كرده است و او كسى جز خدا نیست.

بنا بر این عبودیت نهایت اوج تكامل یك انسان و قرب او به خدا است.

عبودیت نهایت تسلیم در برابر ذات پاك او است.

عبودیت اطاعت بى قید و شرط و فرمانبردارى در تمام زمینه ‏هاست.

و بالآخره عبودیت كامل آن است كه انسان جز به معبود واقعى یعنى كمال مطلق نیاندیشد، جز در راه او گام بر ندارد، و هر چه غیر او است فراموش كند، حتى خویشتن را!

و این است هدف نهایى آفرینش بشر كه خدا براى وصول به آن میدان آزمایشى فراهم ساخته و علم و آگاهى به انسان داده، و نتیجه نهائیش نیز غرق شدن در اقیانوس" رحمت" او است.

منبع:كانون گفتمان قرآنی

كجاست منتظر تو؟ چه انتظار غریبی
تو بین منتظران هم عزیز من چه غریبی
عجیب تر كه چه آسان‏‏‏‏‎‎‎‎,نبودنت شده عادت
چه كودكانه سپردیم دل به بازی قسمت
چه بیخیال نشستیم چه كوششی؟ چه وفایی؟
فقط نشستم و گفتم خدا كند كه بیایی؟!  
* اللهم عجل لولیک الفرج *
پنج شنبه 8/5/1388 - 20:22 - 0 تشکر 137208

بســـــم الله الرحمن الرحیم

اللّهم صلّ علی محمّد و آل محمّد و عجل فرجهم

با سلام

دوست گرامی جناب فیلسوف ، اگر دقیق مطالب اینجانب را مطالعه می فرمودید مشاهده می کردید که ما از اثبات خداوند حرفی به میان نیاورده ایم . بلکه برای پاسخ به پرسش شما بحث را در دو قلمرو مختلف پی گرفته ایم .

به این شکل که یک بار از علت فاعلی خلق انسان صحبت به میان آورده ایم که چرا انسان خلق شد؟ به این دلیل که خداوند هر چیزی را که امکان وجود داشتن را دارا باشد می آفریند ، و این خیلی فرق می کنه با اثبات خداوند ، لطفاً کمی بیشتر دقت کنید.

و بار دیگر از راه علت غایی ، یعنی غایت از خلق انسان چه بوده است ؟؟ و مثلاً جواب داده می شود به فلان دلیل خلق شد . که این جواب از راه غایت را همان حکمت خلق هم می گویند.

اما در مورد پاسخ ارسطو باید به عرض برسانم که این آیه بیانگر غایت کمال انسان است نه اینکه آنگونه که گفته اید غایت آفرینش  انسان که مرتبط با آفریدگار است.

یعنی انسان غایت کمالش عبادت حق تعالی است، حال این عبودیت چیست یک بحث اطرادی است که ربطی ندارد.

در مورد نکته آخر جناب منتظر عشق هم باید بگویم که اصولاً انسانیت ما به همین پرسش ها و پاسخ به آنهاست و الا چه فرقی با بهائم برای ما باقی می ماند؟

جمعه 16/5/1388 - 12:40 - 0 تشکر 139522

با سلام

ممنون از تمامی دوستان كه در این بحث شركت كردند

جناب ارسطو من با شما موافق نیستم یعنی ما فقط برای پرستش خداآفریده شدیم

بعد نسبت به جئاب منتظر عشق عزیز چرا ما نباید درباره این بحثا صحبت كنیم من دلیلی برای این حرف شما ندیم

   

  شهری به آتش می کشیم گر تو لبت را تر کنی

 ما چون گلی در دست تو ، کاش ما را پرپر کنی

 بر رشته های معجر زهرا (س) قسم سید علی

 خنجر به حنجر می زنیم گر تو هوای سر کنی..

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.