• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 616)
شنبه 27/4/1388 - 17:21 -0 تشکر 133569
وقتی پدرم گریه کرد

وقتی پدرم گریه کرد پیرمرد کیف سیاه رنگش را در دست گرفته بود وبا همان حال وارد خانه شد رنگش پریده بود انگار رنجیده از چیزی بود ویا بیماری داشت رو به من کرد و با همان حالت خستگی گفت :چطوری بابا خوبی با کار وبارا چه می کنی اوضاع روبه راه هست؟ من هم به او گفتم :ها بابا خوب شما چطوری ؟مادر حالش چطور است؟ پدرم گفت: ننتم خوبه سلام میرسونه پیرمرد رو به من کرد وگفت داریم برای خانه یک انباری جدید میسازیم آخه می دونی میگم مهمانا میان منزل ما ولی ما جا نداریم باید بفرستیمشان خانه عمو گفتم: آخه بابا تو این بی پولی وبدبختی با اون چندرغاز بازنشستگی می خوای خونه چیکار؟ پدرم روبه من کرد وگفت ببین پسرم آدم همیشه که زنده نیست ما هم یه روز رفتنی هستیم.این خانه میمانه برای بچه های نازم که شماها باشین باباجون گفتم: بابا زبونتو گاز بگیر آقا جان شما تاج سر مایی حرف رفتنو نزن که دلم خون میشه پیرمرد بغضش گرفته بود گفت وقتی با عموت کار میکردیم تو معدن که وضع اینجوری نبود که هر کارگر بیست هزارتومن اونهم باناز وکرشمه میگیره ما اون موقع هر ده ماه پانصد یک تومانی میگرفتیم خوشحال وخندون بودیم حالا!! خواهرم لیوان چای را پیش پدرم گذاشت وگفت: بابا تو ومادر تاج سر ما بچه هایین مابچه ها هم غلام شماییم پدرم گفت: میگم اگه ما مردیم شما سعی کنید نان رندگیتان حلال باشه چون ما با نان حلال شما روبزرگ کردیم گفتم آقا جان شما امروز به یه ساز دیگه داری می رقصی اتفاقی افتاده چیزی شده؟ چرا همش حرف از مردن میزنی؟ پیرمرد اشکش سرازیر شدو بغضش ترکید وگفت: ببین بابا این دنیا خیلی خرابه خیلی حواستانه جمع کنین دنبال زر سیم دنیا نرین که بدتر از نیش ماره فقط نون بازوتانه بخورین من فقط از خدا می خوام که منه تو همین لباس کارگری بمیرم چون لباس مقدسیه من هر چی از خدا میخواستم داده اولاد خوب میخواستم داده زندگی خوب میخواستم داده الانم خوشحالم که یک روستاییم ونون بازویم آن هم از کشاورزی به دست می آورم بخشی از داستان وقتی پدرم گریه کرد به قلم سید محمد علی اسحاقی (مالک قایناتی)

که خدا خودش مي دونه حال و روز عاشقا رو       بين عاشقا ميبينه غربت دلاي مارو 

                       با سکوت هر ترانه بال و پر ميده چشا رو

 

سه شنبه 30/4/1388 - 14:5 - 0 تشکر 134241

برش زیبایی بود

و تاثیر گذار و ملموس

فقط یکم یکنواختی عبارات کم بود

مثلا نوشته شده " اقا جان" و کمی بعدتر به صورت شکسته نوشته شده" یه " به جای یک

فکر میکنم اگر قراره نقل قول ها شکسته و  محاوره باشه ...

یکدست باشه بهتره..

مثلا در گفتار روزمره میگیم:

آقا جان شما امروز به یه ساز دیگه داری می رقصی اتفاقی افتاده چیزی شده؟

اقا جون شما امروز به یه... 

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

سه شنبه 30/4/1388 - 16:52 - 0 تشکر 134271

ممنونم از حس غریب که اینگونه مشتاقانه دنبال مسائل ادبی  هستند  البته من در زمینه داستان نویسی علاقه زیادی به زبان محاوره ومحلی دارم ولی در این داستان من از گویشهای محلی کمتر استفاده کرده ام به این خاطر بعضا جملات شکسته و در جمله بد جلوه می کند از این انتقاد منصفانه وبجای شما کمال تشکر را دارم  در زمینه داستان نویسی ان شا الله به طور کامل توضیحاتی خواهم نوشت.

که خدا خودش مي دونه حال و روز عاشقا رو       بين عاشقا ميبينه غربت دلاي مارو 

                       با سکوت هر ترانه بال و پر ميده چشا رو

 

سه شنبه 30/4/1388 - 21:38 - 0 تشکر 134334

 ممنونم

 از توضیحاتتون

البته منظور من بد بودن استفاده از عبارات شکسته نیست!

بلکه فقط به نظرم باید یکسان سازی بشه!

یعنی یکدست در همهی نقل قول ها شکسته باشه و در عبارات وصفی  زبان ادبی داشته باشه

خب این روند مرسوم هست

شاید هم شکستن این  رسم ه  خودش فضایی دیگه به داستان ببخشه

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.