• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 3436)
سه شنبه 23/4/1388 - 19:12 -0 تشکر 132519
فلسفه بد بد یا خوب؟

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

 نظر شما در مورد فلسفه چیه؟

بعضی از افراد موافق هستندوبعضی مخالف 

بعضی ها می گن فلسفه یعنی استدلال واگه استدلال بلد نباشی  نمی تونی کاری بکنی

یکی از اولیاء الهی می فرمود:فلسفه تکیه بر عقل بشر داره اما حکمت از طرف خداست

فلسفه مساوی با استدلال نیست ،(ویرایش شد)

در یک کلام اگه فلسفه رو ما مطابق روایات وقرآن به کار کی بریم پس چرا می گیم فلسفه بگیم قرآن،بگیم روایات،واگه نه فلسفه جدای از اینهاست که دیگه چرا باید سراغش بریم وقتی قرآن رو داریم 

یک نفر می گفت ما سالها فلسفه خوندیم ،آخرش نفهمیدیم خدا هست یا نیست؟!!!!!!!!!!!!!

نظر بنده اینه فلسفه =خیر

 

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

جمعه 28/11/1384 - 0:2 - 0 تشکر 2320

بسم رب الشهداءوالصالحين فلسفه از نظر لغت و فلاسفه شناختن حقايق اشياء از نظر فكر و عقل دانشمندان بشري است كه هميشه آنها در راس علماء جهان بوده اند و هيچ ارتباطي با آنچه انبياء عليهم السلام گفته اند و در زمان خودشان با فكر بشري سازش داشته يا نداشته باشد نبوده است. به عبارت واضحتر فلسفه تنها متكي به افكار بشري است چه موافق با آنچه انبياء عليهم السلام آورده اند باشد يا نباشد. ولي حكمت همان شناختن حقايق اشياء است متكياً به وحي و آنچه از جانب پروردگار به انبياء عليهم السلام نازل شده است، زيرا در سراسر قرآن همه جا سخن از حكمت از طريق وحي به انبياءعليهم السلام به ميان آمده ولي از فلسفه سخني گفته نشده و به افكاربشري در مقابل وحي توجهي نگرديده و خداي تعالي به انبياء عليهم السلام فقط وحي فرموده است . لذا مي بينيم كه فلسفه قديم و فلسفه جديد مطالبش كلي با هم فرق كرده چون افكار بشري در تغيير است. ولي حكمت كه يك نمونه ثابت و بجا ماندنيش قرآن مجيد است به هيچ وجه تغيير نكرده ، چون از جانب پروردگار نازل شده است.حال خودتان قضاوت كنيد.

خدا را جدی بگیرید .          امام زمانتان را جدی بگیرید .         در امورتان جدی باشید .

*انجمن معارف به دنبال بهترین هاست*
*اگر یکی از بهترین هایید*
*همین الآن کلیک کنید*

پنج شنبه 18/8/1385 - 17:23 - 0 تشکر 7256

سلام

به نظر من فلسفه یک فن است برای تطبیق دادن محیتمان بر حقایق عالم مانند روانشناسی وفقه و فیزیک و....

اماحکمت پی بردن به حقایق هستی است واساسا از جنس دیگری است 

حکمت قواعد وقوانین عالم است وحکیم کسی است که به این قوانین پی برده مثال علوم وفنون به حکمت مانند مثال کسی است که فقط بلد جذر بگیرد(محاسبه جذر عدد)

 وکسی که میداند که رادیکال باعدد چه میکندودرمان چه دردی است

یا علی

سه شنبه 23/4/1388 - 23:30 - 0 تشکر 132577

بســــــم الله الرحمن الرحیم

اول اینکه ممنونم از شما که این بحث خیلی خوب را ایجاد کردید

به عقیده حکـــــــــمای الـــــــــهی فلسفه  بهترین علم است .

برای بیان این مطلب چند مقدمه ذکر می کنم و بعد هم چند ملاک برای معرفی برترین علم

مقدمه اول : اینکه کمال انسان به علم است و انسان هر قدر عالم تر باشد از سایر انسان ها کامل تر و به خداوند نزدیکتر است . تقریر این مقدمه بدین شرح است که کمال هر فردی از انواع به فصلی است که آن نوع را از سایر انواع جدا می کند . مثلاً فرق یک تکه آهن با یک شمشیر در برندگی و تیزی است ، یعنی این برندگی و تیزی است که موجب جدایی یک شمشیر با یک تکه آهن شده است ، پس در مورد شمشیر باید گفت در بین آنها هر شمشیری که تیز تر و برنده تر باشد یعنی در آن فصلی که موجب تمایز او شده است کامل تر باشد نسبت به سایر افراد آن نوع  (سایر شمشیر ها)کاملتر و شریف تر است .

در مورد انسان هم همینگونه است فصل انسان از سایر موجودات به تفکر و تعقل و نطق است و همه می دانند که انسان را حیوان متفکر یا ناطق می نامند. پس همانگونه که قبلاً اشاره شد انسانی که در تفکر و تعقل کامل تر باشد از سایر انسانها کامل تر و شریف تر است.

مقدمه دوم : اینکه علم که کمال انسان بستگی به آن دارد مقول به تشکیک است یعنی در بین علوم تفاوت وجود دارد و برخی بر دیگری شرف و برتری دارند.

پس تا اینجا معلوم شد که ارزش و کمال انسان به علم و علم آموزی است و خود علوم هم در بین خود دارای درجات و ارزش های متفاوت است .

حال صحبت این است که چه علمی از سایر علوم برتر است؟؟

برای پاخ گویی باید ملاک های عقلیی را بیان نمود که هرعقل سلیم و بدون عیب آن را بپذیرد.

مدعای ما برتری فلسفه الهی بر سایر علوم است .

بیان ملاک های عقلی برتری علوم:

روش : روش برهانی بر روش نقلی و تجربی برتری دارد . زیرا روش برهانی افاده یقین می کند اما دو روش دیگر حداکثر افاده ظن می کنند.

متعلق علم : متعلق فلسفه خداوند و  اسماء و صفات و کیفیت صدور افعال الهی و رجوع اشیاء به حق تعالی است و علم به معاد و نبوت و...و هیچ معلومی شریف تر از این موضوعات نیست.

هدف و نتیجه: در مقدمه اسفار اربعه (شرح کتاب اسفار ملاصدرا توسط آیت الله جوادی آملی) می خوانیم که هدف فلسفه تشبه به الله است . پس در این ملاک هم فلسفه از سایر علوم برتر است.

اصالت و آلیت : فلسفه علمی است که مطلوب بالذات است و از این نظر بر سایر علومی که ابزار برای علم دیگر هستند برتری دارد.

شدت نیاز: علومی که مورد نیاز شدید هستند بر علوم دیگر شرافت دارند ، و نیاز و حاجت انسان بر اساس کمال او ملاحظه می شود. باز هم فلسفه.

کلیت و جزئیت : علوم به کلی و جزئی تقسیم می شوند و علوم جزئی به دلیل دگرگونی  و تقید از  ارزش کمتری نسبت به علوم کلی برخورداند . فلسفه علم کلیات است.

دنیویت و اخرویت : فلسفه علمی است مربوط به نفس ناطقه انسان و کمال او و معیار برتری انسان ها درآخرت برتری و کمال نفس آنهاست ، پس فلسفه علم اخروی است که بر علوم دنیوی بر تری دارد .

حقیقی و اعتباری : علوم حقیقی بر علوم اعتباری برتری دارند و فلسفه علمی است که به دنبال حقیقت است.

پس همانگونه که ملاحظه شد شریف ترین علم  در بین علوم حصولی فلسفه الهی است .

اما رابطه فلسفه و حکمت عموم و خصوص مطلق است و فلسفه اخص از حکمت است . یعنی هر چه فلسفه است عین حکمت است .

اما اینکه از برخی سخنی آورده اید که حاضرند با فلاسفه بحث کنند و همه را شکست بدهند ظاهراً ایشان یا معنای فیلسوف و بحث با آن را نفهمیده اند و یا معنای شکست را.

یا اینکه گفتید که فردی بعد از سالها فلسفه خوندن نفهمیده که خدا هست یا نه ، باید در عقل ایشان شک کرد زیرا ادله اثبات خداوند که الحمد لله کم هم نیستند در کتب فلسفی به وفور یافت می شود که بسیاری از آنها به بیان دیگر در کلام معصومین هم آمده است ، مانند برهان صدیقین ملاصدرا که در دعای عرفه آمده است و یا نیازمندی معلول به علت که در کلام امام علی -علیه السلام- ذکر شده است . تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل.

چهارشنبه 24/4/1388 - 0:23 - 0 تشکر 132595

به نام خدا

سلام

تا فلسفه چی باشه در مورد وجود خدا یا چیزه دیگه اگه میشه کمی توضیح بدین

اما شهید مطهری در مورد فلسفه صحبتهای زیادی کردن که کافیه به اونها مراجعه کنید تا بیشتر به با فلسفه آشنا بشید

چهارشنبه 24/4/1388 - 7:52 - 0 تشکر 132619

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

ممنونم از آقا sadra2554 وبوفن

حکیم نیاز به فلسفه ندارد پس حکمای فلسفه درست نیست،مگر اینکه این را هم یاد گرفته باشد ،ویا.....

اما خدمت آقا صدرا عرض کنم که :مقدمه های شما را قبول دارم،(در مورد علم وعلم آموزی)اما چند سوال

1آیا منظور شما از فلسفه،فلسفه امثال سقراط،ارسطو و...است؟

1-آیا منظور شما این است که ما در فلسفه اسلامی(الهی)می آییم وبر طبق قرآن وروایات کار می کنیم؟

2-آیا در فلسفه اسلامی ما بر عقل خود فقط تکیه می کنیم یا اینکه مطابق با قرآن وروایات است؟

3-اگر می شود لطف کنید یک تعریف لغوی ،از فلسفه برای من بیاورید وهمچنین یک تعریف از حکمت؟(یعنی فرق حکمت وفلسفه را بفرمایید)

4-آیا کسی که فلسفه نمی داند ،نمی تواند خدا را ثابت کند؟

5-چند نمونه بیاورید که فلاسفه ما بدون یاری گرفتن از قرآن وروایات خدا را ثابت کرده باشند،(بدون یاری گرفتن از روایات وآیات،) ؟

6-چرا هیچ وقت به هیچ کدام از ائمه ما فیلسوف اطلاق نشده ؟

7-به نظر شما آیا ائمه می دانستند فلسفه بهترین علوم است ،اما حتی در یک حدیث آن را تایید نکرده اند؟(اگر این طور باشد ،این ظلم بزرگی در حق من ودیگران است)

8-آیا ائمه می دانستند فلسفه را با ترکیب با اسلام می شود خوب کرد وآنوقت به ما نگفتند؟دلیلش چیست؟

9-اگر فلسفه ما عین حکمت است ومطابق با قرآن وروایات،پس چرا می گوییم فلسفه؟چرا نمی گوییم قرآن گفته،چرا نمی گوییم روایات گفته؟

جالب است به یاری قرآن وروایات ،اما به اسم فلسفه،جالب نیست؟

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

چهارشنبه 24/4/1388 - 7:57 - 0 تشکر 132620

بسم الله الرحمن الرحیم

اوّلین راهى را كه افراد بشر براى خداشناسى و بلكه به طور كلّى شناخت حقائق اشیاء پیموده‏اند، راه فلسفه‏ى قدیم است.

بدون تردید پیمودن این راه نه تنها براى همه كس میسّر نیست، بلكه علم روز استدلالات آنان را باطل كرده و در بازار علم و دانش رونقى براى آنها باقى نگذاشته است. علاوه طریق فلاسفه براى خداشناسى به قدرى پر پیچ و خم است كه حتّى فلاسفه‏ى بزرگ، یا دچار اشتباهات زیادى

شده‏اند و یا در حال تردید باقى مانده و یا با یكدیگر اختلافات شدید داشته‏اند؛ بنابراین به تصدیق اكثر دانشمندان روز، از طریق فلسفه كسى نمى‏تواند خداشناس واقعى گردد.

مرحوم استاد «علاّمه‏ى طباطبائى» در جلسات خصوصى مكرّر مى‏فرمودند: فلسفه براى رسیدن به خدا و حقائق جهان هستى و كمالات روحى، حجاب است.

مرحوم علامه‏ى بزرگ، فیلسوف عالى مقام، آیه‏اللّه آقاى حاج «شیخ مجتبى قزوینى» مى‏نویسند: «اوّلین جنایتى كه براى از بین بردن راه خداشناسى در اسلام اتّفاق افتاده، ترجمه‏ى كتب فلاسفه‏ى یونان در زمان خلفاى عبّاسى بود؛ كه بخصوص «هارون» و «مأمون الرّشید» براى ترغیب و تأئید مردم پول زیادى خرج كردند تا در خانه‏ى علوم «انبیاء» (علیهم السّلام) را ببندند»

و دانشمندانى مانند «آیتى» در كتاب «تاریخ فلسفه» و «سیّد عبداللّه افندى» در «تاریخ فلسفه» و «چهاردهى و احمد فرید رفاعى» در كتاب «عصر مأمون» نام هیجده كتاب از كتب فلاسفه‏ى یونان را ذكر كرده‏اند كه بوسیله‏ى هشت نفر از دانشمندان در زمان «مأمون الرّشید» از یونانى به عربى ترجمه شده است.

نقل مى‏كنند: «وقتى «اسحق بن حنین» و «حنین بن اسحق» و «یحیى بن عدى» و جمعى از این مترجمین براى اجازه‏ى ترجمه‏ى كتب فلسفه به علماء فلاسفه‏ى یونان مراجعه كردند، آنها در جلسه‏ى مشورتى خود رأى مثبت دادند و منطقشان این بود كه این كتب و مطالب آن به هر مذهبى كه قدم گذاشته آن مذهب را از مسیر خود خارج نموده است».

دانشمندان بزرگ اسلامى حتّى معتقدند كه: «فلسفه‏ى جدید هم نمى‏تواند در راه اثبات وجود خدا براى همه كس اطمینان ایجاد كند، زیرا اثبات وجود خدا براى كسانى كه به اعماق و اصول مطالب فلسفه احاطه ندارند فوق‏العاده دشوار و بلكه محال است.

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

چهارشنبه 24/4/1388 - 9:1 - 0 تشکر 132626

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت آقا صدرا وهمه دوستان

«فلسفه یا حكمت»


«حكمت» و «فلسفه» باید از یكدیگر تفكیك شوند تا نزاعى به وجود نیاید و فلسفه را به عنوان یك علم و حكمت را به عنوان چیزى كه پشتوانه دینى دارد بپذیریم
زیرا «حكمت» طبق تصریح علماء و دانشمندان؛ علمى است كه در آن از حقایق اشیاء بحث مى‏شود. [ لغتنامه دهخدا....] و «فلسفه» نیز علم به حقایق اشیاء وموجودات به اندازه توان فكر بشرى است

پس بنابراین هر دو لفظ یك معنى دارد. ولى طبعا باید چند تفاوت با یكدیگر داشته باشند. كه این تفاوتها را هم دانشمندان باید اعتراف كنند و بلكه ناخودآگاه در ضمن كلماتشان اعتراف كرده‏اند
اوّل:
آنكه چون «فلسفه» كلمه یونانى است و طبعا یونانیان قدیم متوجّه مذهب و وحى نبوده و خواهى‏نخواهى شناختن حقایق اشیاء را تنها متّكى به افكار بشر مى‏دانسته و طبعا نمى‏توانسته‏اند كه آن را متّكى به وحى بدانند. زیرا هیچ كس نگفته فلاسفه بزرگ قبل از اسلام پیامبر بوده و یا مطالبشان متّكى به وحى الهى بوده است. بلكه همه گفته‏اند كه «فلسفه قدیم» یونان و فلسفه جدید همان افكار عالیه فلاسفه بشرى مى‏باشد و از افكار بشر تجاوز نمى‏كند. ولى حكمت در قرآن و احادیث همه جا به انبیاء و وحى انتساب داده شده و خداى تعالى انبیاء (علیهم السّلام) را واسطه تعلیم حكمت قرار داده است. [در سوره بقره آیه 129 مى‏فرماید: «رَبَّنا وَابْعَثْ فیهِمْ رَسُولاً مِنْهُمْ یَتْلُوا عَلَیْهِمْ ایاتِكَ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْكِتابَ وَالْحِكْم...] .

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

چهارشنبه 24/4/1388 - 9:8 - 0 تشکر 132629

بســــــم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت آقا صدرا وهمه دوستان 

دوّم:
آنكه فلسفه چون متّكى به افكار بشرى است فلاسفه قدیم با یكدیگر طبعا اختلاف داشته‏اند زیرا افكار بشر نمى‏تواند صددرصد با هم اتّفاق داشته باشند و فلسفه قدیم با فلسفه جدید اختلاف بیشترى پیدا كرده است.

لذا براى رفع این اختلافات «قانونى» به نام منطق كه باز خود آن ساخته و پرداخته افكار بشر است و در آن اختلاف است قرار داده‏اند كه فلسفه را از خطا محفوظ و مصون دارد ولى در عین حال اختلافات به حدّى است كه غیرقابل تصوّر است و این مطلب براى دانشمندان و اهل تحقیق غیرقابل انكار است.[  آنقدر این اختلاف فكرى در فلاسفه غیرقابل انكار است كه حتّى دانشمندان گفته‏اند: آب و هوا و محیط زندگى و فقر و ثروت در افكار فلاسفه قدیم و جدید مؤثّر بوده است از باب نمونه یكى از دانشمندان مى‏گوید: طالس ملطى چون در شهرهاى ساحلى زندگى مى‏كرده آب را اصل همه چیز مى‏دانسته است.]
ولى حكمت در تمام دورانهاى عمر بشر غیرقابل تغییر بوده لذا خداى تعالى در سوره نساء آیه 82 فرموده است:

«اَفَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْانَ وَلَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَیْرِاللّهِ لَوَجَدُوا فیهِ اخْتِلافًا كَثیرا».

یعنى: آیا تأمّل و تدبّر در قرآن نمى‏كنند اگر (این قرآن و حكمتى كه در آن نهفته شده) از جانب غیر خداى تعالى مى‏بود در آن اختلاف زیادى دیده مى‏شد

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

چهارشنبه 24/4/1388 - 9:8 - 0 تشکر 132630

بســــــم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت آقا صدرا وهمه دوستان 

سوّم:

فلسفه به هیچ وجه نمى‏تواند براى انسان مورد اعتماد باشد و همچنین نمى‏توان مطالب آن را به عنوان اعتقاد پذیرفت.

ولى حكمت پس از اعتقاد به خداى تعالى و دین و قرآن باید تمام مطالبش مورد اعتماد باشد و حتّى یك فرد مسلمان نمى‏تواند به آن اعتقاد نداشته باشد.

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

چهارشنبه 24/4/1388 - 9:9 - 0 تشکر 132632

بســــــم الله الرحمن الرحیم

سلام خدمت آقا صدرا وهمه دوستان 

چهارم:

فلسفه را افرادى تدوین كرده‏اند كه دلیلى بر عدم اشتباه آنها وجود ندارد و كسى نگفته كه آنها مصون از خطا و اشتباه هستند.

ولى حكمت چون وحى و یا الهام است و حتما از جانب خدا است پس مصون از خطا و اشتباه است.

حالا ممكن است شما سؤال كنید كه: چرا علماء و دانشمندان با این تفاوتهاى اساسى كه بین این دو مكتب هست غالبا این دو كلمه را با یكدیگر مترادف دانسته و هر یك را جاى دیگرى استعمال مى‏كنند.

در جواب مى‏گوئیم: بعضى از علماء اسلام كه مشرب فلسفه داشته‏اند و مى‏خواسته‏اند آن را وجه اسلامى بدهند كوشش نموده‏اند كه فلسفه را با

حكمت به هر وسیله‏اى كه شده ممزوج نمایند و نگذارند حتّى آنها نام مستقلّى داشته باشند.

بنابراین پیروان حكمت الهى صددرصد در «صراط مستقیم»اند ولى پیروان فلسفه بشرى تا جائى در صراط مستقیم‏اند كه مطالبشان با حكمت الهى تطبیق كند والاّ از صراط مستقیم منحرف‏اند.

طبق این اصل تنها و تنها راه رسیدن به حقیقت براى یك فرد مسلمان در شناخت حقایق اشیاء حكمتى است كه از طریق وحى به پیامبران داده شده و یا از طریق الهام به اولیاء خدا پس از رسیدن به مقام خلوص داده مى‏شود.

قال الله عزّوجلّ:
تندي نكن با كسي كه تو را بر او مسلط كردند تا با تو تندي نكنم.(كافي2/303)

 

 اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فی فرج مولانا صاحب الزمان

 

..............................................................

وبلاگ من:شهر ما(کلیک کن حالش رو ببر)

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.