• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن سياسي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
سياسي (بازدید: 1591)
شنبه 13/4/1388 - 13:40 -0 تشکر 129064
درمورد صهیونیزم بدانیم و بیندیشیم

 درمورد صهیونیزم بدانیم و بیندیشیم(1)

در این مبحث ابتدا به تاریخچه یهود می پردزیم باشد كه بتوانیم رسالت خود را در اطلاع رسانی به شما عزیزان به انجام برسانیم تاریخچه یهود

یعقوب فرزند إسحاق، كه او را اسرائیل (بنده خدا) مى‏گویند دوازده فرزند داشت كه چهارمین فرزند او (یهوذا) بود.

یهوذا و برادرانش با پدر خود یعقوب، در كنعان (فلسطین) سكونت داشتند و پس از واقعه مشهور حضرت یوسف كه یهوذا هم در آن شركت داشت، در سال1740 قبل از میلاد، كنعان را به عزم مصر ترك گفتند.

آن روزها مصر مملكت پر جمعیّت و با ثروتى بود و هركس بر آن حكومت مى‏كرد، چنان بود كه بر جهان حكومت مى‏كند.

هنگامى كه برادران یوسف وارد این سرزمین شدند حضرت یوسف پادشاه آن بود، از این جهت آنها زندگى بسیار با شكوهى بهم زدند. و كم‏كم تعدادشان از هزار تجاوز كرده و قبائل متعددى را تشكیل دادند.

این قبیله‏ها سالهاى درازى را در أمن و أمان بسر بردند، تا آنكه زمان (فرعون) فرا رسید و چون میان او و قبیله‏هاى بنى اسرائیل دشمنى هائى از گذشته بود، آنها را ذلیل كرده و به گفته قرآن (مردهایشان را كشته و زنانشان را به اسیرى برد)(1).

پیش از آنكه حضرت موسى(ع) به پیامبرى مبعوث گردد، بنى اسرائیل سخت‏ترین روزهاى خود را زیر شكنجه‏هاى طاقت فرسا و فشارهاى گوناگون فرعون بسر مى‏بردند.

ولى چون موسى(ع) در حوالى سال1213 قبل از میلاد مبعوث شد، روحهاى پژمرده آنها را جوان كرده و به جانهاى دربند شده آزادى بخشید.

امّا این پیامبر بزرگ، در برابر این خدمات از آن‏ها چه دید و آنها چه پاداشى باو دادند؟

براى مثال یكى از آن پاداشهاى ننگین را تاریخ چنین مى‏نویسد: شبانگاه حضرت موسى(ع) باتفاق بنى اسرائیل، مصر را مخفیانه ترك گفتند و به رود نیل رسیدند، موسى(ع) با عصاى خود آب‏ها را فرمان داد تا اینكه در میان رود راهى نمایان شد.

موسى(ع) أمر كرد تا همگى آن راه را در پیش گرفته و از نیل عبور كنند ولى آنها یك صدا گفتند: ما از دوازده قبیله‏ایم و هر قبیله‏اى عادات و رسوم خاص خود را دارد، بایداین راه به دوازده قسمت تقسیم شود یعنى براى هریك از قبائل یك راه و یك مسیر خصوصى باشد، تا فرمانت را اجرا كنیم.

موسى(ع) به دریا ندا داد: تا دوازده مسیر باز كند و به فرمان خداوند چنین شد.

ولى آنها یك قدم بجلو نرفتند و عذرشان این بود:

ممكن است كه در میان راه ما را با یكدیگر احتیاجى افتد، پس دریا را بگو تا چون پنجره‏ها سوراخ‏هائى در میان دیوارهاى آب باز كند، تا هر قبیله‏اى بتواند قبائل دیگر را ببیند و با آنها گفتگو كند، و چنین شد.

ولى باز هم برجاى خود ایستاده حركت نكرده و فریاد زدند:

پاهاى ما برهنه است و زمین دریا رطوبت دارد و تا امر نكنى زمین خشك شود ما از آنجا عبور نخواهیم كرد.

خداوند امر كرد... زمین خشک شد ولى باز هم برجاى خود ایستادند و این بار بى‏ادبى و وقاحت را به منتهى درجه رساندند و با یكدیگر چنین گفتند:

موسى ما را از شهر آواره كرده و اینك مى‏خواهد كه در دریا نابودمان كند تا ثروت و اندوخته‏هاى ما را بتصرّف خویش در آورد.

موسى(ع) با یك دنیا دهشت، در حالیكه لبخند تلخى بر لبانش نقش بسته بود پا به رود نهاده و پیشاپیش آنها به راه افتاد.

این نخستین تجربه و آزمایش تلخى بود كه بنى اسرائیل به موسى(ع) نشان دادند.

باز تاریخ مى‏نویسد: چون بنى اسرائیل، از رود نیل خارج شده و به صحراى سینا رسیدند، به موسى(ع) گفتند: ما را از آشیانه خود بیرون آورده و در صحرائى شن زار، سكونت دادى؟ این چه رفتارى است كه با ما مى‏كنى؟ مگر ما سنگ هستیم، مگر ما احتیاج به آب و غذا نداریم؟

خدا امر كرد تا از آسمان براى آنها طعام فرستاده و ابرى بر آنها سایه افكند و سنگى را امر فرمود تا به آنها آب دهد.

زمانى به همین منوال گذشت تا آنكه روزى به موسى(ع) گفتند: ما طعامهاى آسمانى نمى‏خواهیم به خدایت بگو، همان پیاز و عدس را براى ما بفرستد زیرا ما آنها را بهتر دوست مى‏داریم.

موسى(ع) گفت: به نزدیكترین قریه‏ها كه رسیدید: آنچه مى‏خواهید، خود بكارید و خداوند دیگر براى شما طعامى نخواهد فرستاد.

نافرمانى آنها آنقدر زیاد شد، كه خدا عذابى بر آنها نازل كرد و آن این بود كه مدّت چهل سال در صحراها و بیابانها سرگردان بودند و آنها كه با موسى(ع) از مصر بیرون آمدند، آرزوى شهر را بگور بردند و نوه‏ها و نواده‏هایشان با یوشع بن نون سال1500 قبل از میلاد وارد شهر كنعان شدند(2).

نخستین دولت یهودى هنگامى تشكیل شد كه (طالوت) یا (شأوول) در بین سالهاى 1095 ـ 1055 قبل از میلاد پادشاه گشت، و پایتخت را در سال1049 قبل از میلاد به یبوس (بیت‏المقدّس) تغییر داد.

سلیمان فرزند داود، كه پس از پدرش به مقام پادشاهى و نبوّت رسید، از بزرگترین پادشاهان آنها شناخته شد، در زمان او همه از آرامش و سعادت برخوردار بودند، مى‏گویند كه بناى هیكل سلیمان را او ساخت و مدّت هفت سال مهندسین مصر، الجزیره و فینیقیا در آن ساختمان كار مى‏كردند(3).

پس از مرگ سلیمان (بین سال932 قبل از میلاد) دولت آنها به دو قسمت تقسیم شد، یكى در شمال كه پایتختش سامره (نابلس) بود و دیگرى در جنوب كه پایتختش اورشلیم (بیت‏المقدّس) بوده است(4).

این دو دولت مدّت200 سال باهم جنگیدند تا آنكه (سرجون) امپراطور آشوریها 722( قبل از میلاد) بر آنها پیروز گشت و فرمان داد تا همه یهود را از آن منطقه خارج سازند(5).

پس از آنكه نینوى بدست كلدانیها سقوط كرد (614 قبل از میلاد) یهود براى بهم زدن میان آنها و مصریها كه بر كنعان حكومت داشتند سخت مشغول فعالیّت شدند، در اثر آن جنگ دامنه‏دارى میان آنها واقع شد بالاخره (نبوخذ نصر) پادشاه بابل در سال (562 قبل از میلاد) پیروز شد و براى انتقام از یهود اورشلیم را خراب كرد و هیكل‏ها را نابود نمود و همه را دست بسته به بابل حركت داد (586 قبل از میلاد).

مدّت زیادى را در اسیرى گذراندند، تا آنكه (كورش) پادشاه ایران، آنها را كه به (اُسراى بابل) مشهور بودند، نجات داده و دوباره هیكل را بنا كرد (516 قبل از میلاد)(6).

در ایّام (هیلین) یهود مورد حمله‏هاى بسیارى قرار گرفتند و آخرین آنها وقتى بود كه رهبر معروف رومانى (قیطس) اورشلیم را خراب كرده، هرچه یهودى بود اسیر كرد و به (رم) فرستاد، این حادثه در سال70 میلادى واقع شد.

و در سال125م (ادریانوس) امپراطور رومانى بر آنها حمله كرد اورشلیم را خراب نمود و تعداد پانصد هزار یهودى را كشته و پنجاه هزار نفر از آنها را اسیر كرد(7).

در عهد (تراجان ـ 106م) تعداد زیادى از یهود مخفیانه وارد اورشلیم شده و بناى خرابكارى را گذاردند و چون (ادریانوس) پادشاه روم شد. (117 ـ 138م) اورشلیم را به تصرف در آورد و انجام دادن مراسم مذهبى را بر یهود آزاد كرد.

یهود به رهبرى باركوخیا (135م) شورش كردند، ولى پیروز نشدند، در این واقعه بیش از580 هزار یهودى بقتل رسید و آنها كه جان سالم بدر بردند، شهر را ترك كرده ادریانوس مجددا اورشلیم را خراب كرده و به جاى آن شهر (ایلیا) بنا كرد(8).

پس از این تاریخ، یهود خرابكارى‏هاى زیادى كردند و بدنبال آن چندین بار قتل عام شدند كه خود مسبب همه آنها بودند(9).



1 ـ سوره بقره، آیه49.

2 ـ (موقف علماء الاسلام من‏الیهود)، چاپ كربلا، صفحه10.

3 ـ مجله العربى چاپ كویت7، شماره 109، سال1967.

4 ـ فلسطین والضمیر الانسانى، صفحه54.

5 ـ مجله العربى شماره109 صفحه54.

6 ـ تاریخ الاسرائیلین ـ تألیف شاهین مقاریوس، چاپ المقتطف1904.

7 ـ مجله العربى109، صفحه55.

8 ـ تاریخ القدس، تألیف عارف المعارف، چاپ دارالمعارف1951.

9 ـ براى توضیح بیشتر به كتاب (خطرالیهودیة العالمیة)، تألیف عبدالله التل مراجعه شود.

يارب دل دوستان پر ازغم نكني

با تير بلا قامت ما خم نكني

اي چرخ تو را به قرآن قسم

يك مو از عزيز ما كم نكني

يکشنبه 14/4/1388 - 11:27 - 0 تشکر 129286

درمورد صهيونيزم بدانيم و بينديشيم(2)

اینك به ادامه مبحث قبل میپردازیم

صفات یهود و فشار دولتها

گوستاولوبون فرانسوى مى‏گوید: اگر ما بخواهیم صفات یهود را در چند كلمه خلاصه كنیم، باید بگوئیم: یهود مانند انسانهائى هستند كه تازه از جنگل وارد شهر شده‏اند و همیشه از صفات انسانى بى‏بهره بودند، چرا كه همچون پست‏ترین مردم روى زمین زندگى مى‏كنند(1).

بنى اسرائیل همیشه مردمى وحشى، سفاك و بى‏غیرت بوده، حتّى در زمانى كه خود آنها بر كشورهاى خود حكومت مى‏كردند، باز هم از سفاكى خود دست بر نداشته‏اند، بى‏پروا وارد جنگ شده و چون از پاى در مى‏آمدند، به یك مشت خیالات غیر انسانى و بى‏اساس پناه مى‏بردند. خلاصه آنكه هیچ فرقى میان یهود و حیوانات نمى‏توان گذاشت(2).

برجسته‏ترین صفات یهود، چنانچه قرآن بیان مى‏كند از قرار ذیل است.

1 ـ قساوت و توحش:

چنانچه خداوند متعال مى‏فرماید: (ثُمَّ قَسَتْ قُلُوبُكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلكْ فَهِىَ كَالْحِجَارَةِ اَوْ أشَدُّ قَسْوَةً وَ إنَّ مِنَ‏الحِجَارةِ لَما یَتَفَجَّرُ مِنْهُ الأنْهارُ وَ اِنَّ مِنْها لَما یَشَّقَّقُ فَیَخْرُجُ مِنْهُ الْماءُ وَ اِنَّ مِنْها لَما یَهْبِطُ مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ مَا اللَّهُ بِغافِلٍ عَمَّا تَعْمَلُونَ)(3) پس با این معجزه بزرگ باز چنان سخت دل شدند كه دلهایشان چون سنگ یا سخت‏تر از آن شد چه آنكه از پاره سنگها نهرها بجوشد و برخى دیگر سنگ‏ها بشكافد و باز آبى از آن بیرون آید و پاره‏اى از ترس خدا فرود آیند (اى سنگدلان بترسید كه) خدا از كردار شما غافل نیست. و در جاى دیگر مى‏فرماید:

(فَبِما نَقْضِهِمْ میثاقَهُمْ لَعَنّاهُمْ وَ جَعَلْنَا قُلُوبَهُم قَاسِیَةً یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ نَسُوا حَظّا مِمّا ذُكِّرُوا بِهِ وَلا تَزالُ تَطّلِعُ عَلى خائِنَةٍ مِنْهُمْ اِلاّ قَلیلاً مِنْهُم)(4) پس چون بنى اسرائیل پیمان شكستند آنان را لعنت كردیم ودلهایشان را سخت گردانیدیم (كه موعظه در آنها اثر نكرد) كلمات خدا را از جاى خود تغییر مى‏دادند و از بهره آن كلمات كه به آنها داده شد در (تورات) نصیب بزرگى را از دست دادند و دائم بر خیانتكارى و نادرستى آن قوم مطّلع مى‏شوى جز قلیلى از آنها كه با ایمان و نیكوكارند.

قساوت قلب و سنگدلى آنها را تاریخ در تمام اعصار و قرون خود روشن كرده است.

(كاسیوس) در كتاب78 خود در فصل32 در حوادث سال117 م، مى‏نویسد:... مطابق همین تاریخ یهود در غرب دریاى طرابلس به رهبرى (آندریا) براى كشتن رومیها و یونانیها خروج كرده همه را از دم تیغ گذراندند، سپس خونهایشان را آشامیده، گوشتهایشان را خوردند، سرها و استخوانها را قطعه قطعه كرده و به سگها دادند.

خیلى از ما را هم مجبور كردند كه یكدیگر را مثل حیوانات بكشیم. تعداد آن كسانى كه در این كشتار به قتل رسیدند به220000 نفر رسید.

و همانند این كشتار را در مصر و قبرس به رهبرى (آرتمیون) تكرار كردند و در این كشتار هم240000 نفر به قتل رسیدند.

در (سافیل) واقع در اسپانیا،138 مسیحى را به یكى از مقابر دور از شهر برده و آنها را با گلوله مجروح و سپس زنده به گور كردند، بطوریكه دستهایشان از قبر بیرون مانده و برخى از اجساد بطور كامل زیر خاك پنهان نشده بود.

البته این قساوت قلب براى یهود، تازگى ندارد و حتّى در همین جنگ اخیر (1967م) مسلمانان و اسرائیل هنگامى كه آنها بر بیت‏المقدّس پیروز شدند، به یكى از قریه‏هاى نزدیك شهر حمله برده و مردم بى‏دفاع و بى‏گناه از ترس به مسجد پناه بردند. ولى یهود مگر مسجد مى‏فهمد؟ وقتى همه مردم وارد مسجد شدند هلى‏كوپترها بر فراز مسجد به پرواز در آمده و دهها نفر از مردم بى‏گناه و بى‏دفاع را با مواد منفجره به خون خود آغشته نموده و آتش زدند(5).

2 ـ كشتن انبیاءالله:

قرآن مجید در این باره مى‏فرماید: (وَلَقَدْ اتَیْنا مُوسَى الْكِتابَ وَقَقَّیْنا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَ اتَیْنا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَأیَّدْناهُ بِرُوح الْقُدُسِ أفَكُلَّما جائَكُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسَكُمُ اسْتَكْبَرْتُمْ فَفَریقا كَذَّبْتُمْ وَ فَریقا تَقْتُلُونَ)(6).

و ما به موسى كتاب تورات را عطا كردیم و از پى او پیغمبران را فرستادیم و عیسى(ع) پسر مریم را به ادلّه روشن، حجّتها دادیم و او را به واسطه روح‏القدس اقتدار و توانائى بخشیدیم، آیا هر پیامبرى كه بر خلاف هواى نفس شما اوامرى از جانب خدا آورد از امرش سرپیچى كرده از راه حسد گروهى را تكذیب مى‏كنید و گروهى را مى‏كشید؟

همچنین مى‏فرماید: (وَاِذا قیلَ لَهُم امِنُوا بِما أَنْزَلَ اللَّهُ قالوُا نُؤْمِنُ بِما اُنْزِلَ عَلَیْنا وَ یَكْفُرُونَ بِما وَرآءَهُ وَ هُوَ الحَقُّ مُصَدِّقا لِما مَعَهُمْ قُلْ فَلِمَ تَقْتُلُونَ اَنْبیاءَ اللَّهِ مِنْ قَبْلُ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنینَ)(7).

و چون به یهود گفته شد ایمان بیاورید به قرآنى كه خدا براى (هدایت بشر) فرستاده، پاسخ دادند كه تنها به تورات، چون به ما نازل شده ایمان مى‏آوریم و به غیر تورات كافر مى‏شوند در صورتى كه قرآن حقّ است و كتاب آنها را تصدیق مى‏كند، بگو اى پیغمبر اگر شما در دعوى ایمان به تورات راستگو بودید به كدام حكم تورات قبل از این پیغمبران را كشتید؟

و باز قرآن مى‏فرماید: (لَقَدْ اَخَذْنا میثاقَ بَنى اسْرائیلَ وَاَرْسَلْنا اِلَیهِمْ رُسُلا كُلَّما جآئَهُمْ رَسُولٌ بِما لا تَهْوى اَنْفُسُهُمْ فَریقاً كَذَّبُوا وَ فَریقاً یقتُلوُنَ)(8).

از بنى اسرائیل پیمان گرفتیم (كه خدا را اطاعت كنند) و پیامبرانى بر آنها فرستادیم (كه احكام خدا بیاموزند) هر رسولى آمد چون بر خلاف هواى نفس آنها گفت، گروهى را تكذیب كرده و گروهى را كشتند.

عجیب آنكه كشتن پیامبران آنقدر در بین آنها معمول شده بود كه صورت طبیعى به خود گرفته بود، چنانچه در روایات است كه یهود مابین طلوع فجر تا طلوع آفتاب70 پیامبر را سر بریدند و سپس دكانهاى خود را باز مى‏كردند مثل اینكه هیچ كارى نكرده‏اند(9).

از جمله پیامبرانى كه بدست آنها به قتل رسیدند، یحیى و زكریّا(علیهماالسلام) بودند كه فقط بخاطر آنكه آنها را از فحشاء و منكرات منع مى‏كردند مستحق قتل شدند.

چنانچه مى‏خواستند (هارون) جانشین حضرت موسى(ع) را به قتل برسانند. و براى عیسى(ع) چوبه‏هاى دار نصب كردند.

و از همه بزرگتر آنكه پیامبر اسلام(ص) را شهید كردند چنانچه در تواریخ مى‏نویسند: پس از فتح خیبر همسر (سلام بن مشكم) یهودى كه ظاهرا اسلام آورده بود طعامى از گوشت ران گوسفند مهیّا كرده، و به خدمت رسول اكرم(ص) فرستاد، پیامبر خدا(ص) كه هیچ وقت عادت نداشت غذا را تنها میل كند، (بِشر بن براء) را دعوت كرد بِشر هم دست برده و قطعه‏اى از آن گوشت را خورد و مقدارى از آن را جوید، یك مرتبه لقمه را از دهان انداخته، فریاد زد (به خدا قسم كه این گوشت به من خبر مى‏دهد كه مسموم است) ولى آن زهر آنقدر قوى بود، كه بِشر را در همان جا به قتل رسانیده و پیامبر اكرم (ص) را پس از چند هفته شهید كرد(10).

3 ـ دروغ، افتراء، تحریف:

قرآن مى‏فرماید: (وَدَّتْ طائِفَةٌ مِنْ اَهْلِ الْكِتابِ لَوْ یُضِلُّونَكُمْ وَ ما یُضِلّوُنَ اِلاّ اَنْفُسَهُمْ وَ ما یَشْعُرونَ)(11).

گروهى از اهل كتاب انتظار و آرزوى آن دارند كه شما را گمراه كنند، به آرزو نخواهند رسید و این را نمى‏فهمند.

و مى‏فرماید: (یا اَهْلَ الْكِتابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَ اَنْتُمْ تَعْلَمُونَ)(12).

اى اهل كتاب چرا حقّ را به باطل مشبه مى‏سازید تا چراغ حقّ را به باد شبهات خاموش كنید در صورتى كه به حقّانیّت آن آگاهید.

(مِنَ الَّذینَ هادُوا یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَواضِعِهِ وَ یَقُولُونَ سَمِعْنا وَ عَصَیْنا وَاسْمَعْ غَیْرَ مُسْمَعٍ وَ راعِنا لَیّا بِاَلْسِنَتِهِمْ وَ طَعْناً فِى‏الدّینِ وَلَوْ اَنَّهُمْ قالُوا سَمِعْنا وَ اَطَعنا وَاسْمَعْ وَانْظُرْنا لَكانَ خَیْرا لَهُمْ وَ اَقْوَمَ وَلكِنْ لَعَنَهُمُ‏اللَّهُ بَكُفْرِهِمْ فَلایُؤْمِنُونَ اِلاّ قَلیلاً)(13).

گروهى از یهود كلمات خدا را از جاى خود تغییر داده و مى‏گویند: فرمان خدا را شنیده و از آن سر مى‏پیچیم و (به زبان جسارت با تو خطاب مى‏كنند) مى‏گویند بشنو كه كاش شنوا باشى و گویند ما را رعایت كن و گفتار شان زبان بازى و تمسخر به دین است و اگر به احترام مى‏گفتند كه ما فرمان حقّ را شنیده و تو را اطاعت كنیم و تو سخن ما بشنو و به حال ما بنگر، آنان را نیكوتر بود و به صواب نزدیكتر. خدا آنها را چون كافر شدند لعنت كرد كه به جز اندكى از آنها (لایق رحمت خدا نیستند) ایمان نمى‏آورند.

(... مِنَ‏الَّذینَ هادُوا سَمّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرینَ لَمْ یَأتُوكَ یُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَواضِعِهِ...)(14).

و نیز اندوهگین مباش از یهودانى كه جاسوسى كنند، سخنان فتنه خیز به جاى كلمات حق تو به آن قومى كه از كبر نزد تو نیامدند، مى‏رسانند (مانند یهودان خیبر) (آنها از دشمنى و عناد به اسلام كلمات حقّ را بعد از آنكه به جاى خود مقرّر گشت) به میل خویش تغییر دهند.

4 ـ مكر و خدعه:

این دو صفت دو عصاى ضخیمى است كه همیشه یهود در كارهاى خود بر آنها تكیه مى‏كنند. مكر و خدعه در ذات هر یهودى است، در هركجا و در هركارى كه انجام مى‏دهد با او همراه مى‏باشد.

قرآن مى‏فرماید: (وَ مَكَرُوا وَ مَكَرَاللَّهُ وَاللَّهُ خَیْرُالْمكِرینَ)(15).

یهود با خدا مكر كردند، خدا هم در مقابل با آنها مكر كرد و از همه كس خدا بهتر مكر تواند كرد.

(یا اَیُّهاالرَّسُول لایَحْزُنْكَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِى‏الْكُفْرِ مِنَ‏الَّذینَ قالُوا آمَنّا بِاَفْواهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ...)(16).

اى پیغمبر غمگین از آن مباش كه گروهى از آنان كه به زبان اظهار ایمان كنند و به دل ایمان نیاورند به راه كفر مى‏شتابند.

5 ـ مال اندوزى و ثروت پرستى:

وقتى كه موسى(ع) براى آوردن الواح به كوه طور رفت و سامرى گوساله‏اى از طلا و نقره براى آنها ساخت، از آن روز تا به امروز ثروت بزرگترین معبود یهود است.

هر یهودى سعى مى‏كند مالهاى جهان را تحت اختیار خود در آورد و ازاین راه اختیار دار مردم باشد.

خداوند متعال مى‏فرماید: (وَلَقَدْ جائَكُمْ مُوسى بِالبَیِّناتِ ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ اَنْتُمْ ظالِمُونَ)(17).

و با آن همه آیات و دلایل روشن كه موسى براى شما آشكار نمود باز گوساله‏پرستى اختیار كردید در غیاب او، كه مردمى سخت ستمكار بودید.

(وَ تَرى كَثیرا مِنْهُمْ یُسارِعُونَ فِى‏الاِثْمِ وَالْعُدْوانِ وَ اَكْلِهِمُ السُّحْتَ لَبِئْسَ ماكانُوا یَعْمَلُونَ)(18).

بسیارى از آنها را بنگرى كه در گناه و ستمكارى و خوردن حرام مى‏شتابند، بسیار كار بدى را پیشه خود ساخته‏اند.

6 ـ پیمان شكنى و نقض عهد:

اگر امكان داشت تا پیمان شكنى را مجسّم كنیم... مى‏بایستى به یهود نگاه كرد. چه پیمانها و عهدهائى را كه زیر پا نهادند و شرافت انسانیّت را لگدمال نمودند؟

هنگامى كه پیامبر اسلام(ص) خندق را حفر كرد و مانع عبور سپاه كفار شد، یهود (بنى قریظه) كه هم پیمان رسول الله(ص) بودند یك جلسه اضطرارى تشكیل داده و با خود قرار گذاشتند، كه آنها از پشت بر لشكر اسلام حمله كنند و هم از طرف دیگر كفار بر آنها حمله‏ور شوند تا بدین وسیله اسلام را از ریشه نابود سازند، ولى سرانجام لشكر أحزاب شكست خورد و این بار نوبت این قبیله خائن رسید.

پیامبر اكرم(ص) مدّت25 روز آنها را محاصره كرد، تا بالاخره تسلیم شدند.

بعد از آن700 مرد سلحشور را دربند كرده خدمت پیامبر اسلام(ص) آوردند، پیامبر اكرم فرمود: هركس را كه مى‏خواهید انتخاب كنید تا در باره شما قضاوت كند. آنها (سعد بن معاذ) را كه قبلا از همان قبیله خیانت كار بود انتخاب كردند، سعد كه طبیعت آنها را مى‏دانست أمر كرد، تا تمام مردها را گردن زده و زنهایشان را اسیر كنند. هنگامى كه پیامبر خدا(ص) قضاوت سعد را شنید، فرمود: بخدا قسم حكم تو مطابق حكم خدا بود(19).

7 ـ فساد اخلاق:

فساد اخلاق، یكى از وسائل شرافتمندانه پیشرفت یهود است و به قول هیتلر هر دُملى را كه انسان بشكافد خواهد دید كه میلیونها یهودى داخل آن مشغول فسادند(20).

قرآن مجید مى‏فرماید: (لُعِنَ الَّذینَ كَفَرُوا مِنْ بَنى اِسْرائیلَ على لِسانِ داوُدَ وَ عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ ذلِكَ بِما عَصَوْا وَ كانُوا یَعْتَدُونَ كانُوا لا یَتَناهَوْنَ عَنْ مُنْكَرٍ فَعَلُوهُ لَبِئْسَ ما كانُوا یَفْعَلوُنَ)(21).

كافران بنى اسرائیل به زبان داود و عیسى بن مریم مورد لعن و نفرین واقع شدند كه نافرمانى حكم خدا كرده و از حكم حقّ سركشى كردند، آنها هیچگاه از كار زشت خود (با آن همه پند و اندرز رسولان) دست بر نداشتند و آنچه مى‏كنند چقدر زشت و ناشایسته است.

8 ـ ربا خوارى:

قرآن مجید در این باره مى‏فرماید:

(فَبِظُلْمٍ مِنَ‏الَّذینَ هادُوا حَرَّمْنا عَلَیْهِمْ طَیِّباتٍ اُحِلَّتْ لَهُمْ وَ بِصَدّهِمْ عَنْ سَبیلِ اللَّهِ كَثیرا وَاَخْذِهِمُ الرِّبوا وَقَدْ نُهُوا عَنْهُ وَاَكْلِهِمْ اَمْوالَ النّاسِ بِالْباطِلِ وَ اَعْتَدْنا لِلْكافِرینَ مِنْهُمْ عَذابا اَلیما)(22).

پس به جهت ظلمى كه یهود (در باره پیامبران و عیسى(ع) و در حقّ خود) كردند و هم بدین جهت كه بسیارى از مردم را از راه خدا منع نمودند، ما نعمتهاى پاكیزه خود را كه بر آنان حلال بود، حرام كردیم و از این جهت كه ربا مى‏گرفتند، در حالى كه از آن نهى شده بودند، نیز از این رو كه اموال مردم را به باطل (مانند رشوه و خیانت و سرقت) مى‏خوردند. و ما براى كافران آنها عذابى دردناك مهیّا ساختیم.

این شمه‏اى از صفات رذیله و برجسته یهود است و شاید همین عادات و روشهاى ناپسند بوده كه همیشه آنها را تحت فشار دولتها قرار مى‏داد و همین سبب شد كه یهود را از بیشترین كشورهاى جهان اخراج كنند.

در سال1290 میلادى یهود، مردم (انگلستان) را بستوه در آورد، در نتیجه (ادوارد) فرمان داد كه همه آنها را از كشور انگلستان بیرون كنند و در اعلامیه‏اى كه از طرف او منتشر شد آمده بود كه: یهود باید قبل از عید قدسین از كشور انگلستان خارج شوند و چنانچه كسى از این تاریخ خارج نشود او را اعدام كرده و به دار آویزان كنند و جسدش را چهار قسمت بنمایند.

در اثر این فرمان، تعداد16000 یهودى كه ساكن انگلستان بودند آنجا را ترك كرده و تمام اموال آنها مصادره شد.

پس از این تاریخ مدّت400 سال ورود یهود به انگلستان ممنوع بود، تا آنكه (كرمویل) در سال1657 میلادى تحت شرائطى اجازه داد كه وارد كشور انگلستان شوند(23).

در همین سال براى نخستین بار به یهود اجازه داده شد كه اوّلین كنیسه خود را در لندن بنا كنند.

و فقط در سال1674 به یهود (آمریكا) كه در آن وقت یكى از مستعمرات بریتانیا بود اجازه دادند كه علنا عبادت كنند. و در سال1841 اولین روزنامه یهودى در انگلستان منتشر شد.

در كشور فرانسه (لویس اغسطس) یهود را از آن كشور بیرون كرد و تا مدّت20 سال از ورود آنها جلوگیرى نمود. و در عهد (فیلیپ زیبا) براى دومین بار آنها را از فرانسه بیرون كرده و تمام دارائیهاى آنها را مصادره نمود. و در سال1341 میلادى، مردم بر علیه یهود شورش كرده و هزاران یهودى را سر بریدند، این شورش چندین سال ادامه داشت، بطوریكه در سال1394 یك یهودى در كشور فرانسه وجود نداشت.

در سال1492 به آنها اجازه داده شد كه وارد فرانسه شوند، ولى تا اواسط قرن شانزدهم به آنها اجازه سكونت در شهر را ندادند(24).

یهود چندین بار در كشور (آلمان) طرد شدند كه آخرین مرتبه بدست هیتلر انجام گرفت و مدّت12 سال وحشت‏ناكترین شكنجه‏ها را از طرف نازیها تحمّل كردند.

ما نمى‏دانیم هیتلر روى چه اساسى آنها را نابود كرد، ولى همین قدر مى‏دانیم كه یهود ملتى پست و بى‏شرافت است و انسانیّت از دست او زخمهاى زیادى بر تن دارد و آنچه بر سرش آمده كیفر خونریزیهاى او نخواهد بود.

در كشور (اسپانیا) در تاریخ31 مارس سال 1492 (فردیناند) اعلامیه‏اى صادر كرده و در آن از یهود خواست كه تا آخر ماه یولیو این كشور را براى همیشه ترك گویند، در اثر این فرمان تعداد500000 یهودى از اسپانیا خارج شدند.

همچنین از كشورهاى (شوروى سابق، لهستان، ایتالیا، روم، بلغارستان، سویس و مجارستان) یهود چندین بار طرد و اخراج شدند.



1 ـ (الیهود فى ‏تاریخ الحضارات الاولى)، ترجمه عادل، قاهره1950.

2 ـ همان مدرك، صفحه58.

3 ـ سوره بقره، آیه74.

4 ـ سوره مائده، آیه13.

5 ـ این خبر در تمام رادیوها و روزنامه‏ها و جرائد آن زمان منتشر شد.

6 ـ سوره بقره، آیه87.

7 ـ سوره بقره، آیه91.

8 ـ سوره مائده، آیه70.

9 ـ قصص الانبیاء.

10 ـ موقف علماءالاسلام من‏الیهود، صفحه29، مكتب اسلام شماره 3، سال9، صفحه162، معروف این است كه پیامبر در موقع بیمارى خود چنین مى‏فرماید: این بیمارى از آثار غذاى مسمومى است كه آن زن یهودى پس از فتح خیبر براى من آورد. زیرا اگرچه پیامبر اولین لقمه را بیرون انداخت، ولى آن زهر با آب دهان پیامبر كمى مخلوط شد و روى دستگاههاى بدن آن حضرت اثر خود را گذارد.

11 ـ سوره آل عمران، آیه69.

12 ـ سوره آل عمران، آیه71.

13 ـ سوره نساء، آیه46.

14 ـ سوره مائده، آیه41.

15 ـ سوره آل عمران، آیه54.

16 ـ سوره مائده، آیه41.

17 ـ سوره بقره، آیه92.

18 ـ سوره مائده، آیه62.

19 ـ قصص الانبیاء.

20 ـ (تاریخ آلمانیا الهتلریه)، جلد1.

21 ـ سوره مائده، آیه78 و79.

22 ـ سوره نساء، آیه160 و161.

23 ـ مجله (الآداب)، 11/1957، صفحه43.

24 ـ (خَطَر الیهودیة العالمیة على الإسلام والمسیحیة)، صفحه114.

يارب دل دوستان پر ازغم نكني

با تير بلا قامت ما خم نكني

اي چرخ تو را به قرآن قسم

يك مو از عزيز ما كم نكني

يکشنبه 14/4/1388 - 11:34 - 0 تشکر 129288

درمورد صهیونیزم بدانیم و بیندیشیم (3)

این عقده‏ها تركیده مى‏شود

همیشه عقده‏هاى حقارت واكنشهاى زیان‏آورى داشته است، ولى تاریخ واكنشى بسان واكنشهاى عقده یهود ندیده است، واكنشى كه دهها جنگ را بپا كرده است و صدها میلیون انسان را بكشتن داده است.

یهودیها براى جبران آن همه زجرها، محفلها و حزبهاى گوناگونى تشكیل دادند، تا بوسیله آن بتوانند انتقام آن همه فشار و سختگیریهاى مردم را از ملّتهاى ضعیف و ناتوان بگیرند.

الف: اولین محفل آنها كه در قرن هفدهم تأسیس شد، محفل (ماسونى) بود كه پیروزى‏هاى زیادى را نصیب یهود كرد(1). بطوریكه در اعلامیه‏هاى خود بیان نمودند، سه هدف اساسى را در محافل خود دنبال مى‏كنند.

1 ـ محافظت از یهودیسم در كلّ جهان.

2 ـ نابود كردن سایر ادیان جهان.

3 ـ دمیدن روح كُفر و الحاد، در ملّتها(2).

سرچشمه محفل از بریتانیا بود و در تمام جهان از آنجا شروع شد و به سرپرستى آن:

اولین محفل آنها در پاریس در سال1732 میلادى تأسیس گردید.

و اولین محفل ماسونى در جبل الطارق در سال1727م و در آلمان در سال1733م، در پرتغال در سال1735م، در هلند در سال1745م در سویس در سال1740م، در دانمارك در سال1745م، در ایتالیا در سال1763م، در بلژیك در سال1765م، در شوروى در سال1771م آغاز بكار كرده و تا سال1907م پنجاه محفل علنى تشكیل شد(3).

ب: دومین واكنش آنها تأسیس سازمان (بناى برث) در تاریخ 13/10/1842م بود. این سازمان كه در شعله‏ور كردن آتش جنگهاى جهانى اوّل و دوّم سهیم بود(4) از طرف مهاجرین یهود بوجود آمد.

در عهد آیزن هاور رئیس جمهور اسبق آمریكا كه خودش رئیس این سازمان بود، آقاى (فلیپ كلولزنیك) را بعنوان رئیس نمایندگان آمریكا در سازمان ملل متحد تعیین كرد.

در حال حاضر این سازمان در آمریكا و كشورهاى اروپائى بطور علنى مشغول فعالیّت است(5).

ج: سومین واكنش آنها، جنبش (صهیونیسم) بود.

هدف این جنبش ارتجاعى و نژادى آن بود كه حكومت موهوم و خیالى بنى اسرائیل را باز گرداند و بر خرابه‏هاى مسجدالاقصى (هیكل حضرت سلیمان) را بنا كند(6).

ابتداى این حركت را مى‏توان سال1816م دانست، گرچه هرتسل (1860 ـ 1904م) براى اولین بار آن را علنى كرده و خیلى‏ها آن را از ابتكارات هرتسل دانسته‏اند.

به عقیده صهیونیستها هر یهودى صهیونى است، ولى لازم نیست كه هر صهیونى یهودى باشد، زیرا اسامى اعضاء این حركت افراد زیادى را نام مى‏برد كه هیچ یك آنها یهودى نبوده است، مانند: (چرچیل، ایدن، ترومان، آیزن هاور، كندى و جانسون).

چرچیل در اواخر حیات خود مى‏گفت: من یك صهیونى واقعى هستم و افتخار مى‏كنم(7).

(پُرُتُكلهاى(8) حكماى یهود) از آنِ همین حركت است. این كتاب خطرناكترین برنامه‏هاى صهیونیها را براى سیطره بر جهان فاش مى‏كند(9).

د: چهارمین واكنش یهود را جمله (ضدّ سامى)(10) تشكیل مى‏دهد، كه این دروغ بزرگ سلاح بُرّنده یهود شده است.

یهودیان چگونه از آن استفاده مى‏كنند؟!

دست‏هاى خرابكار یهود بر همه جنگها و كشمكشهاى جهان اثر گذاشته، ولى مگر كسى مى‏تواند آن را فاش كند؟

1 ـ هنگامى كه خاندان سلطنتى (ساسون) در سال 1832( إلى) 1864 تجارت مواد مخدر را بدست گرفتند و مردم در این عمل اظهار نارضایتى كردند، یهودیان فریاد زدند (ضدّ سامى).

2 ـ هنگامى كه یهود دو جنگ جهانى اوّل و دوّم را برپا كردند، مردم خواستند آنها را مفتضح كنند، فریاد زدند: (ضدّ سامى).

3 ـ هنگامى كه دكترهاى یهودى در آمریكا میكروب سرطان را براى آزمایش به چند جوان مسیحى تزریق كردند و مردم خواستند از آن جلوگیرى كنند، فریاد زدند: (ضدّ سامى)(11).

4 ـ هنگامى كه میلیونر مشهور آقاى (هنرى فورد) كتاب (یهود، یگانه مشكله جهان) را انتشار داد، آنقدر یهود با سلاح (ضدّ سامى) با او جنگ كردند كه بالاخره مجبور شد نامه‏اى كه خود یهود نوشته بودند بعنوان معذرت خواهى، او امضاء كند و از آنها پوزش بطلبد(12). (حاییم وایزمن) مىگوید: ما هر كجا برویم سلاح (ضدّ سامى) را با خود حمل خواهیم كرد(13). و یهود این سلاح را در آمریكا، انگلستان و فرانسه بكار برده و نتائج بسیار مفیدى را از آن بدست آورده است.



1 ـ براى توضیح بیشتر بهمین كتاب مراجعه شود.

2 ـ (الماسونیة منشئة ملك اسرائیل)، تألیف محمّد على زعبى، بیروت1956 م.

3 ـ به دائرةالمعارف بریتانیا ماده (فرماسورى) مراجعه شود.

4 ـ (خطرالیهودیة العالمیة على‏الاسلام والمسیحیة)، صفحه154.

5 ـ (الخطر المحیط بالاسلام)، صفحه203.

6 ـ (تاریخ الحركة الصهیونیة)، تألیف دكتر آلن تایلر.

7 ـ (خطرالیهودیة العالمیة)، صفحه172.

8 ـ قراردادها.

9 ـ (خطرالیهودیة العالمیة)، صفحه150.

10 ـ سام یكى از فرزندان حضرت نوح علیه‏السلام است واز اقوامى كه به او منتسب هستند، مانند: اعراب و عبریها را سامى گویند.

11 ـ (خطر الیهودیة العالمیة)، صفحه 174.

12 ـ مقدمه كتاب (خطر الیهودیة العالمیة)، صفحه12.

13 ـ (خطر الیهودیة العالمیة)، صفحه 178.

يارب دل دوستان پر ازغم نكني

با تير بلا قامت ما خم نكني

اي چرخ تو را به قرآن قسم

يك مو از عزيز ما كم نكني

يکشنبه 14/4/1388 - 11:53 - 0 تشکر 129294

درمورد صهیونیزم بدانیم و بیندیشیم (4)

آرمانهاى غیر انسانى

یگانه آرمان یهود كه صراحتا اعلام مى‏شود آن است كه یك دولت یهودى جهانى بپا كنند، یعنى همه دنیا را تحت تصرّف خویش در آورند.

این حكومت بنا به گفته خود آنها از اسرائیل سرچشمه خواهد گرفت و پس از غلبه بر (نیل تا فرات) در راه آن گامهاى بزرگترى خواهند برداشت.

به عقیده آنها، اگر از (نیل تا فرات) را بدست بیاورند بقیه مناطق، خواهى نخواهى تسلیم خواهند شد، زیرا این منطقه كه با منابع سرشار خود ثروتمندترین مناطق جهان را تشكیل مى‏دهد، گلوى دنیا محسوب مى‏شود و كسى كه بتواند بر آن حكومت كند چنان است كه بر جهان حكومت داشته است.

تورات مى‏گوید: در آن روز به ابرام (ابراهیم) گفت: این زمین را به نسل تو خواهم داد، از نهر مصر تا نهر بزرگ فرات(1).

تا آنكه خداوند تو و نسل تو باشم... همه زمین‏هاى غربت تو را به تو و نسل تو بر مى‏گردانم... زمین‏هاى كنعان را به ملك ابدى تو خواهم در آورد(2). یهود پروردگار ما در (حوریب) با ما سخن گفت: بس است آنچه در این كوه توقف نمودید، بروید بالاى كوه اموریین جنوب و سواحل دریا و زمین‏هاى كنعان و لبنان تا نهر بزرگ فرات را به تصرّف درآورید. داخل شوید و زمینهائى را كه خداوند به آنها قسم یاد كرده كه آنها را به ابراهیم و اسحاق و یعقوب و فرزندان آنها بدهد تملّك كنید(3).

یهود براى تحقّق بخشیدن به این نویدها و مژده‏هاى دیگرى كه در (تلمود) وارد شده است در مرحله اوّل یك حكومت مخفیانه مركب از300 یهودى را تشكیل داد و یك نفر را (وارث سلیمان و داود) بعنوان پادشاه آن انتخاب نمود.

این حكومت مخفى در حقیقت صاحب مال، نفوذ و همه كاره اروپا بود(4).

آقاى (ولترراتنو) یهودى در روزنامه خود در تاریخ 25/12/1909 مى‏نویسد: سرنوشت اروپا فقط بدست300 نفر كه هریكى رفقاى دیگر خود را بخوبى مى‏شناسد تعیین مى‏گردد. این300 نفر كه همه یهودى مى‏باشند، داراى وسائل كافى براى سرنگون ساختن رژیمهاى مخالف هستند.

یهود این حكومت جهانى خود را به یك افعى بسیار بزرگى تشبیه مى‏كنند كه از سال70م، براى نابود كردن جهان در حركت است. دُم این افعى در فلسطین باقى خواهد ماند و سر آن به حركت خواهد آمد، تا آنكه تمام دنیا خراب شود و در این وقت سر او از این جهانگردى ننگین خود باز گشته و در شهر بیت‏المقدّس زیر پرچم یهود آرام خواهد گرفت.

ولى چون این آرمان كاملاً غیر انسانى، با وجود ادیان و اخلاق، امكان‏پذیر نبوده است، آنها سخت مى‏كوشند تا از اخلاق و دین مفهومى باقى نماند.

خاخام (ریچران) در یكى از سخنرانى‏هاى خود كه بر سر قبر (سیمون بن یهوذا) در شهر براغ سال1869م، ایراد كرده و در مجله (كانت مپران) كه در تاریخ 1/7/1880م، چاپ شده است، مى‏گوید: پدران گذشته ما هر ساله كنفرانسى بر سر این قبر تشكیل مى‏دادند و این وظیفه ما است كه اوّل هر قرن این كنفرانس را تشكیل داده و براى سیطره بر جهان طرح و برنامه‏ریزى بنمائیم.

اكنون هیجده قرن از جنگ یهوذا تا این زمان مى‏گذرد، براى این كه خداوند وعده داده است ابراهام قدرت پیدا مى‏كند بر جهان و در این مدّت یهود، اهانتها و جسارتهاى زیادى بخود دیده و چندین بار قتل عام شده، ولى آنها تسلیم نشده و اگر در دنیا پراكنده مى‏باشند علّتش این است كه دنیا ملك آنها است.

و اضافه مى‏كند: اینك ملّت ما گامهاى بزرگى را بسوى قله جهان برداشته و هر روز كه مى‏گذرد بر قوّت و قدرت و نفوذ ما افزوده مى‏شود. ما خداوند این زمان را كه عبارت از طلا است مالك هستیم، همان خداوندى كه هارون آن را بصورت گوساله‏اى در آورد و ما آن را پرستش كردیم و اینك بصورت خداوند تمام مردم جهان در آمده است. در آن لحظه كه طلاهاى جهان بدست ما در آید وعده‏هاى أبراهام (ابراهیم(ع)) را عملى خواهیم كرد و بر جهان سیطره كاملى خواهیم یافت.



1 ـ سفر پیدایش اصحاح، صفحه15.

2 ـ همان مدرك، صفحه17.

3 ـ تثنیه اصحاح اوّل.

4 ـ (الیهودیة العالمیة)، صفحه135.

یهود و آمریكا



آیا آمریكا در دست یهود است؟(1) این سؤال پس ازجنگ  1967م مسلمانان و اسرائیل و پس از آنكه آمریكا جانب یهود را گرفت، زیاد بر سر زبانها آمده است.

ولى قبل از هر چیز خوب است خلاصه‏اى از كتاب (یهود یگانه مشكله جهان) را نقل كنیم.

در حدود400 سال است یعنى از همان اوائل ورود (كلمبس) كه یهود وارد آمریكا شده‏اند و از همان روز تا بحال زحمات زیادى كشیده تا بالاخره توانستند این كشورى را كه امروز بزرگترین و ثروتمندترین كشورهاى جهان محسوب مى‏شود تحت نفوذ خود درآورند. و با آنكه (سویفیسات) حاكم آن روز به نیویورك كه یكى از مستعمرات هلند بود، اعلامیه‏اى صادر كرد و در آن از یهود درخواست نمود از نیویورك خارج شوند، ولى در اثر سهام‏هاى زیادى كه یهود در شركتهاى هلندى داشتند، مدیران آنها از (ستویفیسات) خواهش كردند كه از این امر صرف نظر كند.

آنچه را كه این حاكم توانست انجام دهد این بود كه به آنها اجازه نداد دكانهاى خود را بر سر چهار راهها و محلهاى عمومى و پرجمعیّت قرار دهند. ولى همان نیویورك، امروز بصورت محله‏اى از محلّه‏هاى یهود در آمده است. و بطور كلّى نیویورك بزرگترین مركز یهود بشمار مى‏رود، زیرا همه تجارتخانه‏ها، كارخانه‏ها، صنایع و زمینها، ملك یهود است، هرگز به كسى اجازه نخواهند داد تجارت كند و یا ثروتى بهم رساند. بنا براین آمریكائیها نباید تعجب كنند هنگامى كه خاخامهاى یهودى ادعا مى‏كنند كه آمریكا همان میعاد گاهى است كه پیامبران آنها وعده داده‏اند و نیویـورك، اورشلیم آنها و سلـسله جبـال راكى كوههاى (صهیون) است(2).

در ایّام (جورج واشنگتن) تعداد یهود بیش از چهار هزار نفر نبوده آنها در زمان جنگ استقلال، جانب آمریكا را گرفتند و حتّى به اهالى مستعمرات، كمكهاى زیادى كردند.

ولى پنجاه سال از این تاریخ نمى‏گذشت، كه تعداد آنها از3300000 نفر بیشتر شده، امّا امروز تعداد آنها براى هیچكس معلوم نیست و این خود یكى از سیاستهاى یهود است زیرا سرشمارى آمریكا بدست آنهاست.

شما اگر تعداد فرانسوى‏ها، آفریقائى‏هاى ساكن آمریكا را از دولت بپرسید، فورا به شما اطلاع خواهند داد، تعداد آسیائى‏ها هم همه معلوم است، ولى آنچه معلوم نیست و همچنان در مخفى بودن آن كوشش بسیارى مى‏شود تعداد یهود است و شاید خود دولت هم آن را نداند زیرا پرونده‏هاى راجع به این موضوع همیشه مفقود و مجهول است(3).

معمولاً سینماها، تآترها، تجارت شكر، تجارت گندم، تنباكو، فولاد و پنجاه درصد از تجارت گوشت و بیش از 60٪ از تجارت كفش و اغلب صنایع، ادوات موسیقى و جواهرات و تمام مشروبات الكلى و صندوقهاى وام جهانى در دست یهود است(4).

بطور قطع مى‏توانیم بگوئیم كه ملّت آمریكا راضى نبوده و نخواهد بود كه یهود بازارهاى تجارتى خود را در این كشور متمركز سازند، زیرا تاریخ چنین نشان داده كه هركشورى كه یهود در آن تمركز داشته باشد عوامل فساد در آن زیاد شده و در نتیجه كشورهاى دیگر نسبت به آن بدبین خواهند شد، چنانچه این امر نسبت به اسپانیا، آلمان و بریتانیا اتفاق افتاده است.

بسیار مى‏شنویم كه بریتانیا چنین كرده است و آلمان چنان نموده است، ولى در واقع یهود آن را انجام داده و هیچ ارتباطى به دولت بریتانیا و آلمان ندارد.

امروز آمریكا بهمین درد مبتلاست و هر كارى را كه یهود انجام مى‏دهند به نام ملّت آمریكا تمام مى‏شود، در صورتى كه ملّت آمریكا از آن مبرّا مى‏باشد(5).

امروز ملّت آمریكا فقط با عینكهائى كه یهود بر چشم آنها نهاده‏اند به دنیا مى‏نگرد و این بدبختى دیگرى است كه نصیب ما مى‏شود.

یهود در هرگوشه و كنارى نفوذ كرده‏اند و حتّى كلیساهاى مسیحى در آمریكا تحت نفوذ آنهاست و در حقیقت منبرهاى كلیساها وسیله‏اى از وسائل تبلیغات یهودى مى‏باشد.

به عقیده من اگر كشیشها و كاردینال‏ها به حرفهاى خود رسیدگى كنند، خواهند دید كه 70٪ از حرفهاى آنها از افكار یهودى سرچشمه گرفته است(6).

برنامه‏هاى اقتصادى آمریكا فقط بدست یهود اجرا مى‏شود.

شاید افكار عمومى مردم و سرمقاله‏هاى روزنامه‏هاى آمریكا، از افكار خود یهود، یهودى‏تر است.

اگر در دنیا مكانى وجود داشته باشد كه افكار یهودى را به مردم تزریق كند، همان كنیسه‏هاى آمریكا است(7).

اگر یهود در اعماق كلیساها دست یافته‏اند، آیا ممكن است در دانشگاهها دست نداشته باشند؟

تمام دانشگاههاى آمریكا از نفوذ یهود و افكار و عقائد آنها رنج مى‏برند(8).

در آمریكا دو سازمان یهودى وجود دارد یكى به نام (كهیلا نیویورك) و دیگرى به نام (كابینه یهودى آمریكا).

(كهیلا) امروز به صورت یك حكومت مستقلى در آمده است، تمام قراردادهاى او قانون حساب مى‏شود و شاید این سازمان قویترین اتّحادیّه‏هاى یهودى را تشكیل مى‏دهد.

علّت هجرت كردن روزافزون یهود به نیویورك، وجود همین سازمان است. (كهیلا) نسبت به یهود حكم رُم نسبت به نصارى و مكّه نسبت به مسلمانان را دارد(9).

وجود كهیلا دلیل بسیار محكمى است بر علیه كسانى كه مى‏گویند: (یهود یك عنصر منقسم برخود و متنافرى را تشكیل مى‏دهد)، زیرا در این سازمان امپریالیستها و توده‏ئیها و خاخامهاى یهودى چون برادر بر سر یك میز نشسته و زیر پرچم (یهوذا) براى مقاصد خود نقشه ریزى مى‏كنند(10).

هر فرد یهودى در آمریكا دست كم در یك سازمان مخفى اسم نویسى كرده است(11).

كهیلا نام خود را تغییر داده و نام (كنفرانس یهودى جهانى) را براى خود نهاده است و تقریبا تمام آرمانهاى خود را به تحقّق رسانده است(12).

هزاران سازمان مخفى تابع كهیلا وجود دارد.

خوب است از این آقایان یهود كه همیشه سعى كرده‏اند خود را وطن پرست قلم داد كنند، سؤال كنیم: این سازمانها براى چیست؟ و بر علیه كیست؟ و آنها چرا اینقدر تلاش مى‏كنند تا نیویورك را از هر عنصر مخالفى جدا سازند؟ و اگر فرض كنیم آنها وطن پرست هستند هیچ احتیاجى به سازمان نخواهند داشت(13).

كهیلا درس عبرتى است كه دنیا باید آن را به خوبى فرا گیرد تا از سرعت نفوذ یهود باخبر بوده و صورت جهانى كه به فرمان یهود حكم مى‏كند در نظر بیاورد(14).

حزب جمهورى آمریكا دامن گرمى براى یهود بوده است و لذا همیشه این حزب در انتخابات پیروز مى‏شود و در حقیقت این حزب را همان سازمان كهیلا مى‏چرخاند.

تعیین رئیس جمهورى آمریكا جز به دستور یهود، بدستور و فرمان كس دیگرى نیست، ولى بیچاره ملّت آمریكا گمان مى‏كند كه خود آنها رئیس جمهورى را تعیین مى‏كنند، چنانچه رئیس جمهور پس از انتخابات با آنها كج رفتارى كند، آنقدر در باره او دزدى كشف خواهد شد! كه بالاخره یا تسلیم مى‏شود و یا از صحنه بیرون مى‏رود.

هنوز یهود همان سیاست قدیمى خود را در پیش گرفته است مبنى بر این كه نباید یهودى را جلو انداخت، بلكه باید بیگانگان را صورت قرار داده و یهود در پشت صحنه باشند. فایده این كار این است كه آنها با سركاربودن بیگانگان بیش از ظاهر بودن یهود مى‏توانند اغراض خود را اعمال كنند، زیرا اگر یهودى رئیس باشد و علنا به اهداف یهود كمك كند، مردم او را متهم كرده و شاید از یهود متنفر شوند، در صورتى كه اگر آنها همچنان زیر پرده باشند هیچگاه مورد اتهام قرار نخواهند گرفت و در این صورت هم از انتقاد، سالم مى‏مانند و هم خواسته‏هاى خود را جامه عمل مى‏پوشانند(15).

در آمریكا سازمان دیگرى وجود دارد به نام (سازمان تامانى). گرچه این سازمان در ظاهر از صحنه‏هاى سیاسى خارج شده ولى در واقع اگر قوى‏تر و با نفوذتر نشده باشد ضعیف‏تر نشده است. سرمایه این سازمان را از تجارت جنس ظریف (زنان و دختران) و مواد مخدر تأمین مى‏كنند!.

چندى پیش دولت آمریكا تحقیقاتى در این باره بعمل آورده و مردم بدترین نوع جنایت (یعنى تجارت جنس ظریف) را به چشمهاى خود مشاهده كردند و آنقدر رسوائى این عمل زشت، بالا بود كه بسیارى از این بازرگانان بشردوست یهودى، مجبور شدند كه نام و فامیلى خود را عوض كنند! و اینك بهترین و معروفترین فامیلهاى یهودى در نیویورك اسمهاى مستعار دارند(16).

تآتر... و سینما

دیرزمانى است كه یهود مى‏كوشد تا هرچه وسائل تبلیغاتى است مانند تآتر و سینما را منحصرا تحت تصرف خود در آورد. و معمولاً چون تآتر تأثیر شگرفى در مغز و تفكّر افراد جامعه مى‏گذارد، یهود كارى كرده است كه برنامه تآتر دست آنها باشد تا هیچ نمایشى بر علیه آنها اجرا نشود(17).

سیطره یهود، منحصر به تآتر نیست بلكه از یك طرف تمام سینماها از مال یهود است و از طرف دیگر صاحب امتیاز آنها مى‏باشند و همچنین است شركتهاى فیلم بردارى كه همه یهودى مى‏باشند.

مشكل اینجاست كه هرجا یهودى باشد مشكلات و انحرافات فراوان است، هر یهودى به سهم خود مى‏كوشد تا اخلاق ملّتها را فاسد كند و از این راه بر مغز و روح مردم پیروز شود.

این مشكل بصورت رسوائى بزرگى در تآترها و سینماهاى آمریكا به وضوح دیده مى‏شود(18).

موسیقى... و یهود

مردم از آنكه خانه‏هایشان محل رقص و غنا و موسیقى شده است بستوه آمده‏اند ولى آنها نمى‏دانند كه موسیقى و غنا جزو احتكارات یهود است، این یهود هستند كه جوانهاى ما را یك مشت افراد نادان و كم‏اطلاع به بار آورده‏اند.

و همین موسیقى (جاز) كه امروز درهر محفلى صورت وحشتناك خود را ظاهر مى‏كند یكى از اختراعات خطرناك یهود است كه آن را براى فساد اخلاق جوانان ساخته‏اند(19).

معمولاً اگر كسى در فساد هائیكه جامعه امروز را تهدید مى‏كند تحقیقى بعمل آورد بدون شك خواهد یافت كه دست یهود در تمام آنها دخالت دارد و حتّى جنگهاى خونینى كه تا به حال هزاران انسان را به كشتن داده است بدست مرموز یهود برپا شده است(20).

شراب... و یهود

جون فوستر فریزر در كتاب (یهودى فاتح) كه در سال1916 چاپ شده است مى‏نویسد: تجارت ویسكى در آمریكا، منحصر به یهود است. و 80٪ از اعضاى كابینه بازرگانان شراب، یـهودى هستند چنانچه تجارت انـواع سیگار هم منحصر به یهود است(21).

یگانه كسیكه از شراب تبلیغ مى‏كند یهود هستند زیرا شما هیچ نمایش، كتاب قصّه، فیلم و غیره را خالى از اسم شراب نخواهید یافت. مى‏دانید چرا؟ براى این كه این تجارت آنها است و آن هم تبلیغات آنها(22)! آیا پس از همه این تبلیغات نمى‏توان گفت كه یهود به قسمتى از آرمانهاى خود رسیده‏اند؟



1 ـ تألیف هنرى فورد میلیونر مشهور، در این كتاب بحثهائى پیرامون تاریخ یهود در آمریكا، گوشه‏هائى از نفوذ یهود، قربانیان یا جبّاران، آیا یهود امّتى را تشكیل مى‏دهند؟ برنامه‏هاى سیاسى یهود، مقدمه‏اى بر كتاب پروتكلها، چگونه یهود از سلطه خود استفاده مى‏كنند، نفوذ یهود در سیاست آمریكا، بُلشفیكها و صهیونیستها، سیطره یهود بر تآتر و سینما، شراب، قمار، فساد، مشكله بزرگ جهان، مد و جزر در سلطان مالى یهود، سیطره بر روزنامه‏ها، دولت جامعه (یهوذا) و غیره مى‏باشد. یكى از كتابهاى سودمندى است كه اخیرا در كشورهاى عربى انتشار یافته است. و این كتاب در سال1921 از طرف شركت ماشین سازى مشهور (فورد) منتشر گردید و بلافاصله یهود نسخه‏هاى آن را جمع كرده و آتش زدند. فورد پس از تألیف این كتاب آنقدر مورد انتقاد محافل آمریكائى قرار گرفت كه بالاخره مجبور شد معذرت نامه‏اى را كه روزنامه‏ها از طرف او چاپ كرده بودند امضاء كند، هر نسخه‏اى از این كتاب در آمریكا800 دلار بفروش رسید!

2 ـ (یهود یگانه مشكله جهان)، صفحه19.

3 ـ (یهود یگانه مشكله جهان)، صفحه58.

4 ـ همان مدرك، صفحه22.

5 ـ همان مدرك، صفحه23.

6 ـ همان مدرك، صفحه31.

7 ـ همان مدرك، صفحه33.

8 ـ همان مدرك، صفحه34.

9 ـ (یهود یگانه مشكله جهان)، صفحه109.

10 ـ همان مدرك، صفحه109.

11 ـ همان مدرك صفحه110.

12 ـ همان مدرك، صفحه113.

13 ـ همان مدرك، صفحه116.

14 ـ همان مدرك، صفحه112.

15 ـ همان مدرك، صفحه132.

16 ـ همان مدرك، صفحه136.

17 ـ همان مدرك، صفحه162.

18 ـ همان مدرك، صفحه163.

19 ـ همان مدرك، صفحه184.

20 ـ همان مدرك، صفحه184.

21 ـ همان مدرك، صفحه199.

22 ـ همان مدرك، صفحه203.

يارب دل دوستان پر ازغم نكني

با تير بلا قامت ما خم نكني

اي چرخ تو را به قرآن قسم

يك مو از عزيز ما كم نكني

يکشنبه 14/4/1388 - 12:8 - 0 تشکر 129299

درمورد صهیونیزم بدانیم و بیندیشیم (5)

وبالاخره اسراییل اینگونه به وجود آمد!!!

اسرائیل چگونه به وجود آمد؟

در اوائل این قرن، (بریتانیا) بزرگترین دولت استعمارگر را تشكیل مى‏داد، براى جلوگیرى از نفوذ روزافزون (آلمان) كه با سرعتى چون برق سراسر دنیا را فرا مى‏گرفت سعى كرد تا سدّى از انسانها در برابر آلمان بسازد، در این زمینه ارتباط هائى با هریك از كشورهاى جهان مانند: هلند، بلژیك، اسپانیا، پرتقال و ایتالیا به عمل آورد و در سال1907 كنفرانسى از بزرگترین سیاستمداران این كشورها تشكیل داد.

در پایان این كنفرانس كه بیش از یك هفته طول كشید چنین اعلام شد: بزرگترین خطرى كه ممكن است متوجه غرب شود بیرون رفتن سواحل دریاى مدیترانه از دست بریتانیا مى‏باشد.

چون این دریا كه حلقه اتصال بین شرق و غرب را تشكیل مى‏دهد در دست مسلمانان است و مسلمانان یك ملّت واحدى هستند و داراى زمینهاى وسیع و منابع سرشارى مى‏باشند و احتمال مى‏رود كه این ملّت بزرگ یك باره بپا خواسته و از قید اسارت، خویش را آزاد كرده، لذا به كشورهاى بزرگ توصیه مى‏شود كه این ملّت واحد را متلاشى كرده و از اتّحاد و بیدارى آنها جلوگیرى كنند و در مرحله اوّل بایـد آفریـقا را از آسیا جـدا و منفصل كرد و هرگونـه اتحادى را بین این دو قاره از بین برد(1).

این نخستین عاملى بود كه دولتهاى استعمارى را به فكر ایجاد یك دولت كاملاً اختلافى، آن هم در كنار دریاى مدیترانه انداخت، ولى تنها این را نمى‏توان دلیل وجود اسرائیل دانست، زیرا یك عامل دیگرى هم در این امر سهیم بود و آن عامل دین بود.

ریشه‏هاى این عامل را در سه هزار سال پیش باید جستجو كرد، یهود سالى كه از فلسطین خارج شدند یعنى درست، سه هزار سال پیش بر فراق فلسطین گریه و زارى كردند، (حائط مبكى) یا دیوارِ نُدبه و گریه شاهد زنده براین گفتار است، این دیوار كه در شهر بیت‏المقدّس است، ناظر گریه و زارى‏هاى زیادى بوده، كه آخرین آنها، گریه‏هاى شوقى بود كه از نخست وزیر، علما و سران یهود پس از شكست مسلمانان، پاى آن شنیده شد(2).

البته به قول بزرگترین تاریخ دادن عربى آقاى (فلیب حتى) در تاریخ نامى از دولت اسرائیل برده نشده است(3).

ولى (بن گوریون)(4) مى‏گوید: لازم نیست كه نام اسرائیل در تاریخ درج شده باشد، همین قدر كافى است كه ما این دولت را از هزارها سال پیش در قلبهاى خود بنا كرده‏ایم ما نام اسرائیل را از عصر یسوعا براین شهر نهادیم و در تاریخ هم اسم آن موجود است و آن بلاد (یهوذا) است.

هنگامى كه ما ازاین شهر بسیار كوچك خارج شدیم، آن را در اعماق قلبهایمان حمل كردیم و تا به حال نام هریك از كوه‏ها، درّه‏ها و شهرهاى آن را در ذهن داریم(5).

در سال 117 (باركوخیا) بنى اسرائیل را جمع كرد و آنها را براى تأسیس دولتى در فلسطین دعوت كرده ولى شكست خورد و این آرزو را به گور برد.

پس از این، حركات مسلحانه براى تأسیس دولتى در این منطقه بسیار واقع شده ولى هیچ یك پیروز نگشته، تا آن كه در سال1897 در شهر بال واقع در سوئیس كنفرانسى به ریاست (تیو دور هرتسل) تشكیل شده تا اولین گامها را براى ایجاد آن دولت بردارند.

هرتسل در سال1895 كتابى به نام (دولت یهود) به رشتهٴ تحریر در آورد و در آن از یهود خواسته بود كه دولتى در فلسطین یا آرژانتین تأسیس كنند(6).

این كتاب كه سر و صداى زیادى در جهان آن روز بپا كرد، به هرتسل فهماند كه این پیشنهاد موافقان زیادى دارد و لذا فورا به تركیه مسافرت كرده و از سلطان عبدالحمید درخواست كرد كه در مقابل دریافت مبالغ زیادى، به یهود اجازه بدهد تا وارد فلسطین شوند(7). ولى چون سلطان عبدالحمید، این پیشنهاد را رد نمود، هرتسل به بریتانیا متوسل شد و بالاخره بریتانیا را راضى كرد كه صحراى سینا را بدهد، چند مهندس یهودى با همكارى مهندسین انگلیسى براى كاوش به صحراى سینا رهسپار مصر شدند ولى چون زمینهاى صحراى سینا شن زار بود از آن صرف نظر كرده و براى استعمار فلسطین، نقشه‏هاى جدیدى ریختند.

درست در همین روزها بود كه جنگ جهانى اوّل شروع شد (1914م) و نگرانى عجیبى، جهان و به خصوص یهود را فرا گرفته بود.

این جنگ كه نسبت به بریتانیا بسیار وحشتناك به نظر مى‏رسید، یك نوید بسیار درخشنده‏اى براى یهود بود و در همان وقت كه رهبران انگلیسى از ترس، خواب نمى‏رفتند، یهود، در كمال آرامش و خوشحالى بسر مى‏بردند، زیرا بریتانیا سعى مى‏كرد آمریكا را داخل جنگ كند و از این راه جبهه خود را تقویت نماید ولى چون سیاست آمریكا بدست یهود بود، احتیاج شدیدى به آنها پیدا كرد.

یهود كه براى یك چنین روزى دقیقه شمارى مىكردند، فرصت را غنیمت شمرده و متعهد شدند كه در مقابل آن كه بریتانیا دولتى براى یهود در فلسطین تشكیل دهد، آمریكا را به هر طورى كه شده داخل جنگ كنند.

(جیرالدكى اسمیت) مى‏گوید: بدون شك یگانه كسى كه توانست آمریكا را وارد جنگ كند، صهیونیست بود، نقشه این دسیسه بزرگ را در یك خانه بسیار كوچك واقع در حومه شهر لندن بدست آقاى (جیمس مالكولم) كشیده شد و سرانجام به پیروزى رسید(8).

و با این عمل بزرگترین پیروزى را در درجه اوّل نصیب یهود و در درجه دوّم نصیب بریتانا كرد.

(جیمس مالكولم) در خاطرات خود مى‏نویسد: در موضوع وارد شدن آمریكا در جنگ اوّل، من نقش مهمّى را دارا بودم و با سفرهاى متعدد خود به آمریكا، فرانسه و بقیه شهرهاى اروپائى و نشر مقالات مفصلى در مجله تایمز لندن و روزنامه‏هاى آمریكا توانستم نظر رهبران این كشورها را به یهود جلب كنم.

و از طرف دیگر مذاكرات بسیار وسیعى با رؤساى یهود در آمریكا و رهبران سیاسى آن كشور به عمل آورده و سرانجام در بهار سال1917م آمریكا را وارد جنگ كردم(9)در این وقت آقاى (حاییم وایزمن) رهبر صهیونیستها با آقایان (روتشیلدبر، لوید جورج، وینستون چرچیل و بلفور) فشار آوردند كه فورا تصویب نامه‏اى براى حكومت یهود در فلسطین، صادر كنند. بریتانیا هم كه قبلا یك چنین وعده‏اى به آنها داده بود، وزارت جنگ را موظف كرد كه صورت این عهدنامه را طورى بنویسد كه یهود را راضى كرده و عواطف و احساسات عرب را تحریك نكند.

باز مالكولم مى‏نویسد: قبل از آن كه پیش نویسى نوشته و عهدنامه‏اى مطرح شود من با مارشال (حداد پاشا) نماینده (شریف حسین) امیر حجاز ملاقات كرده و موضوع را چنین شرح دادم: مى‏دانید كه اگر آمریكا وارد جنگ نشود براى شما و ما بسیار زیان‏آور تمام خواهد شد و چون رؤساى یهود و صهیونیستها حاضر شده‏اند در مقابل آنكه بریتانیا تصویب‏نامه‏اى مبنى بر آن كه یهود بر جزئى از فلسطین حكومت داشته باشند، آمریكا را به حومه جنگ بكشند....

بنا بر این از شما خواهش مى‏شود كه در این باره از هرگونه تحریك عواطف و احساسات مردم جلوگیرى كنید.

البته من چندین بار هم با (لورنس) ملاقات كردم، او نیز موافقت خود را با این نقشه اعلام نمود. در این وقت بریتانیا از دكتر (وایزمن) كه سمت رهبرى صهیونیستها را داشت خواهش كرد كه تصویب نامه‏اى را او بنویسد.

(وایزمن) تصویب نامه را از زبان بلفور وزیر امور خارجه خطاب به روچیلد یهودى چنین نوشت:

عزیزم آقاى روچیلد:

حكومت بریتانیا به نظر عطف به ایجاد میهن براى یهود در فلسطین مى‏نگرد و براى تسهیل آن منتهاى كوشش خود را مبذول خواهدداشت ولى نباید حقوق مدنى، سیاسى و دینى طوائف غیر یهودى مهدور شود، چنانچه حقوق سیاسى و پستهاى برجسته‏اى كه یهود در بقیه بلاد در دست دارند نباید از دست آنها گرفته شود.

سپس آن را به قاضى (براندیس) در واشنگتن تلگراف كرده تا موافقت (ویلسن) را بگیرد. و پس از آن كه ویلسن بر آن موافقت كرد (آرثر جیمس بلفور) كه وزیر خارجه بریتانیا بود، آن را به امضاء رسانده و بدست روچیلد یهودى ثروتمندترین مرد آن روز جهان داد.

این عهدنامه در روز2 نوامبر1917 م، یعنى درست یكسال پیش از سقوط خلافت اسلامى و احتلال فلسطین از طرف انگلیس، به امضاء رسید. ولى مسلمانان پس از احتلال در سال1918م از آن با خبر شدند(10).

در سال1920 دولت بریتانیا اعلام كرد از این به بعد حكومت نظامى فلسطین به حكومت مدنى مبدّل خواهد شد.

یهود كه منتظر یك چنین روزى بودند، فورا تصویب نامه‏اى را به امضاء سران كنفرانس حلفاء (متفقین) كه در (سان ریمو) به تاریخ25 نوامبر1920 م، منعقد شده بود در آورده كه در آن چنین آمده بود: باید فلسطین را در یك موقعیّت ادارى و سیاسى قرار داد كه یهود براى تأسیس میهن ناسیونالیسم خود تمام آزادى را داشته باشد و حكومت انتداب، هجرت به فلسطین را تقویت بنماید و براى این موضوع توصیه مى‏شود كه كابینه‏اى براى رسیدگى به امور یهود مهاجر تأسیس شود تا هم ناظر عملیات هجرت باشد و هم مهاجرین را مسكن و كار بدهد و امتیازات شركتها را اولاً به یهود بدهند تا براى تأسیس چنین میهنى بتوانند به نحو احسن كوشش كنند.

این تصویب نامه را سازمان ملل متحد كه خود دست نشانده یهود بود(11)، در سال1922 تصویبب كرد و فورا بریتانیا آقاى (هربرت صموئیل) یهودى را بعنوان نماینده سامى بریتانیا به فلسطین اعزام داشت.

صموئیل كه مدّت پنجاه سال در فلسطین بود تعداد ششصد هزار یهودى مهاجر را در این منطقه سكونت داد و پستهاى مهم را به آنها واگذار كرد و هرچه زمین بود، با سرنیزه از عربها خریدارى كرده بدست یهود داد و امتیاز تجارت خارجى را منحصرا به یهود داد حمل سلاح را بر عربها ممنوع كرد، در صورتى كه تسهیلات فراوانى براى خـریدارى اسلـحه نسبت به یـهود مبذول داشت(12).

فورد مى‏گوید: اگر جهان مى‏دانست، یا به او اجازه مى‏دادند كه مردم دنیا بدانند چگونه یهودیان زمینهاى فلسطین را از دست عربها بیرون آوردند، چنان نفرت و بى‏زارى نسبت به یهود در دل آنها ایجاد مى‏شد كه هرگز از یاد نمى‏رفت و بدون شبهه تمام كارها با معرفى (صموئیل) نماینده بریتانیا انجام مى‏گرفت، ولى مگر ممكن بود كسى از این واقعه‏ها و دزدیها و آدم‏كشیها صحبتى به زبان آورد؟

حتّى یكى ازكارمندان دولت بریتانیا وقتى خواست به دولت خود گزارشى راجع به زمین دزدى یهود بدهد، فورا از وظیفه خود بركنار شد(13).

از شروع جنگ جهانى اوّل همه فهمیدند كه چه كاسه‏اى زیر نیم‏كاسه مخفى است و لذا (شریف حسین) امیر مكّه نامه‏اى در14/ژوئیه/1915 به رهبران بریتانیا نوشته و از آنها درخواست كرد كه مرزهاى كشورهاى عربى را تعیین كنند، در این زمینه نامه‏هائى رد و بدل شده و سرانجام بریتانیا به شریف حسین اطمینان داد كه فلسطین جزو كشورهاى عربى و مرزهاى آن محفوظ خواهد بود(14).

ولى آیا بریتانیا به وعده خود وفا كرد؟

آقاى عبدالله التل مى‏نویسد: قوانین بریتانیا در زمان انتداب، تمام درها را به روى مهاجرت یهود به فلسطین گشوده بود، بطورى كه آقایان یهودى پیش از آن كه از شهرهاى خود در آلمان و پولندا و آمریكا خارج شوند به آنها گذرنامه فلسطینى داده مى‏شد! در صورتى كه عربهائى كه از شرق اردن و سوریه به فلسطین آمده بودند و سالهاى درازى در آنجا سكونت داشتند اجنبى محسوب مى‏شدند!

و از طرف دیگر تمام قواى بریتانیا براى حمایت از یهود در تحت اختیار آنها بود! و براى سركوب و جلوگیرى از هرگونه شورشى از طرف عربها پایگاه نظامى و قدرتى در شرق اردن به وجود آورد تا آن كه دولت اسرائیل بدون هیچ دغدغه و دردسرى تشكیل شود(15)!

تا اینجا بریتانیا نقش خود را خوب بازى كرد و از این به بعد مى‏بایستى آمریكا وارد كار بشود و سرانجام اسرائیل بدست او تأسیس گردید و این افتخار بزرگ نصیب او گشت.

نویسنده معروف انگلیسى (دوجلاس رید) مى‏نویسد: در اواخر جنگ جهانى دوّم (ترومان) رئیس جمهورى اسبق آمریكا در خواست كرد كه تعداد100000 یهودى به فلسطین مهاجرت نمایند، فلسطین را بین یهود و مسلمانان تقسیم كنند، با آن كه همین آقاى ترومان در سال1947 در پارلمان آمریكا اعلام كرده بود كه آمریكا هرگز راضى نیست كه سرنوشت ملّتى بدون رضایت آن تعیین گردد. به هر جهت هر آنچه آقاى مارشال وكیل وزارت امور خارجه خواست خطرهاى تقسیم شده را به آقاى ترومان گوشزد كند و او را از این كار منصرف سازد فایده نبخشید و پیش از آن كه قواى نظامى بریتانیا از فلسطین خارج شوند یعنى در14/ مى/1948 دولت آمریكا به اسرائیل اعتراف كرد.

این اعتراف حتّى نسبت به نماینده آمریكا در سازمان ملل متحد غیر منتظره و ناگهانى بود.

در اثر این اعتراف ناگهانى جنگ خونینى میان عربها واسرائیل شروع شده و مارشال استعفا داد.

در همین زمان سازمان ملل متحد تشكیل جلسه داد و براى رفع اختلافات اعراب و اسرائیل و پایان دادن به جنگ در آن منطقه قطع نامهٴ تقسیم را صادر كرد. به موجب این قطع‏نامه، مقرّر شد، صحراى (نقب) در اختیار یهود و (جلیل) دست عربها باشد. سازمان ملل براى اجراى این قطع‏نامه، آقاى (كونت برنادوت) را به فلسطین اعزام كرد و چون عربها حاضر نشدند صحراى نقب را به یهود واگذار كنند برنادوت پیشنهاد كرد، كه اگر عربها راضى نیستند، نقب را به یهود بدهند، بر یهود لازم است كه (جلیل) را گرفته و از نقب صرف نظر كنند، در اثر این پیشنهاد یهود آقاى برنادوت را بدون هیچ‏گونه مقدمه‏اى كشتند و با آن كه برنادوت نماینده سازمان ملل بود قاتل او آزاد شد و در عوض نیویورك از رئیس عصابهٴ (اشترن) (قاتل برنادوت) استقبال شایانى بعمل آورد. و عجیب آن كه هركس از شخصیّتهاى آمریكا با قرارداد تقسیم مخالفت مى‏كرد، فورا كشته مى‏شد و یا از منصبش بركنار مى‏شد، مثلاً (جیمس فرستال) كه یكى از مخالفان قرارداد تقسیم بود وكیل وزارت جنگ بود اوّل او را از منصبش بركنار نمود، در اثر فشارهاى گوناگون یهود خودكشى كرد(16).
این را هم به تاریخ باید اضافه كرد كه سران لشكرهاى عربى در آن جنگ خیانت كردند و در عوض آن كه زمینهاى فلسطین را از یهود بگیرند، زمینهاى زیادى را هم به آنها دادند و در نتیجه، جنگ به نفع یهود تمام شد. مثلاً اگر جنگ نمى‏شد یهود فقط بر3/5 میلیون دونم سیطره داشتند و حال آن كه پس از جنگ، زمینهاى اسرائیل به (27.027.023) دونم رسید(17).

و آوارگان این جنگ1000000 انسان بودند!

و تمام اموال و دارائى كه از مسلمانان گرفتند بیش از 95.000.000.000 ریال در سال منافع او بوده است(18)!

اسرائیل پس از جنگ تعداد202 قریه را تغییر داد و بیش از200 مسجد را خراب كرد و اكثر مقابر را نبش نمود و حتّى سنگهاى روى آنها را دزدیده و به یهود فروخت(19).

ناگفته نماند كه پس از قیام اسرائیل نخستین كشورهائى كه آن را به رسمیّت شناختند، آمریكا و انگلیس، سپس شوروى سابق و رفقاى آن بودند!

و به گفته علوبه: شوروى سابق و آمریكا در هیچ موضوعى اتفاق نكردند جز در به رسمیّت شناختن اسرائیل(20)!

بنا بر این اگر سؤال شود: (اسرائیل چگونه به وجود آمد)؟

در جواب باید گفت: (با نیرنگ آمریكا و بریتانیا و غفلت مسلمانان و تلاش یهود)!



1 ـ (قضایانا فى‏الامم المتّحدة)، تألیف خیرى حماد، صفحه126.

2 ـ (الأیام الحاسمة قبل معركة المصیر)، تألیف محمود شیت خطاب، چاپ بغداد1387 هجرى قمرى.

3 ـ (تذكرة عودة)، تألیف ناصرالدین نشاشیبى، صفحه15.

4 ـ نخست وزیر اسبق اسرائیل.

5 ـ همان مدرك، صفحه16.

6 ـ (تاریخ الحركة الصهیونیة)، تألیف دكتر آلن تایلر.

7 ـ همان مدرك.

8 ـ (قضایانا فى‏الامم المتحدة)، صفحه128.

9 ـ (دراستان فى‏الفضیلة)، صادره لندن1953.

10 ـ (خطرالیهودیة العالمیة)، صفحه239.

11 ـ براى توضیح بیشتر به كتاب (When Prophets Speak)، تألیف لیتمان روزنتال یهودى مراجعه شود.

12 ـ (خطر الیهودیة العالمیة)، صفحه242.

13 ـ (الیهودى العالمى)، تألیف هنرى فورد، صفحه154.

14 ـ تفاصیل این نامه‏ها در كتاب (فلسطین والضمیر الانسانى) صفحه101 درج شده است.

15 ـ (خطرالیهودیة العالمیة على‏الاسلام والمسیحیة)، صفحه243.

16 ـ به كتاب (فى جهة ما جنوب السویس)، تألیف دوجلاس رید مراجعه شود.

17 ـ (خطرالیهودیة العالمیة)، صفحه307.

18 ـ تذكرة عودة، صفحه29.

19 ـ اضطهاد العرب، جامعة الدول العربیة، چاپ قاهره1955 م.

20 ـ (فلسطین والضمیر الانسانى) تألیف علوبه.

منتظر مقالات بعدی در این زمینه باشید
برای دسترسی به منبع روی این عكس كلیك كنید

يارب دل دوستان پر ازغم نكني

با تير بلا قامت ما خم نكني

اي چرخ تو را به قرآن قسم

يك مو از عزيز ما كم نكني

دوشنبه 22/4/1388 - 12:41 - 0 تشکر 132110

با سلام

قابل توجه همه دوستانی كه مطالب این تاپیك رو دنبال میكنند با نظرات و پیشنهادات و بعضا مقالات خود  ما را در ادامه این بحث یاری فرمایید

محراب

يارب دل دوستان پر ازغم نكني

با تير بلا قامت ما خم نكني

اي چرخ تو را به قرآن قسم

يك مو از عزيز ما كم نكني

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.