• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 7054)
جمعه 12/4/1388 - 11:25 -0 تشکر 128758
طلاق خاموش

طلاق خاموش

   

طلاق خاموش ، جدایی اعلام نشده میان زن و شوهری است که زیر یک سقف زندگی می‌ کنند ، خانواده‌اند ،‌ اما با هم اما بیگانه از هم‌اند و حتی وجود فرزندان هم این جدایی و بیگانگی را زایل نمی‌ کند چرا ؟ موضوع ، ساده است در شرایط بیگانگی زن و شوهر در زیر یک سقف خانه محیطی ناآرام است و در وضعیت خانه خاکستری بچه ‌ها به علت تنش حاکم بر مناسبات خانوادگی – جدایی خاموش پدر و مادر – نه آرام هستند و نه آرامش دارند بچه‌ های پدر و مادرانی که تن به بیگانگی در زیر یک سقف داده‌ اند بچه‌ های فردا نخواهند بود آنان فردایی مکدر متلاطم و دور از امید دارند .

چرا چنین می ‌شود چرا سکوت مانند مرگ در خانواده قدم می‌ زند آیا مردان مقصرند که با خودخواهی توجهی به نیاز ها و انتظارات مادر خانواده یعنی هسته اصلی خانواده ندارند ؟ آیا پدران اگر خودخواه می ‌نمایند در حقیقت خسته از کار بسیار و شرایط نامساعد اجتماعی و محیط کار خود هستند ؟ آیا زنان مقصرند که تصوری غیر واقعی از جایگاه مرد دارند و بر این باورند که گره همه مشکلات زندگی باید به دست مرد خانواده گشوده شود غافل از آن که عوامل بیرونی اجتماعی در روند جایگاه پدر نقش تعیین‌ کننده دارد ؟

آیا هر دو مقصرند زن و شوهر چون نمی‌ دانند و یا نمی‌ خواهند بدانند کنش متقابل آنها روندی دو جانبه است غفلت یکی مهر یکی خشم یکی بضاعت فکری و جسمی یکی بر دیگری هم تأثیر دارد . طلاق خاموش شرایط غم‌انگیز حاکم بر بخشی از مناسبات خانوادگی به ویژه در زوج ‌های تحصیل‌ کرده است آنان پس از چند سال زندگی زیر یک سقف و حتی با وجود داشتن فرزند و یا فرزندانی با هم بیگانه ‌‌اند به گونه ‌ای که حتی سکوت همدیگر را تاب نمی‌ آورند .

اتفاقی که این روز ها در گوشه و کنار شهر رخ می ‌دهد زنگ خطری است برای نهاد خانواده اگر چه جامعه شناسان طلاق را از عمده ‌ترین عواملی می‌ دانند که نهاد خانواده را برهم می ‌زند ولی گویا این روز ها حادثه ‌ای دیگر در حال وقوع است حادثه‌ ای که نام آن را جدایی خاموش گذشته‌اند .

طلاق خاموش همان جدایی زن و مرد است با این تفاوت که آنان در یک خانه زندگی می‌ کنند و از یک غذا می‌ خورند ولی هیچ گونه تعهدی نسبت به یکدیگر ندارند در این میان ممکن است فرزندانی هم در خانه باشند ولی آنان می‌ آموزند که مشکلاتشان را جداگانه برای پدر و مادر مطرح کنند . یکی از پیچیده ‌ترین سؤال‌ هایی که در باره طلاق خاموش مطرح می ‌شود این است که چرا بسیاری از افراد در آغاز زندگی تفاهم کامل دارند اما پس از چند سال در لاک خود می ‌روند و دیگر کاری به یکدیگر ندارند و یا چه عواملی باعث می ‌شود که کانون یک خانواده به سوی تنهایی و بی‌تفاوتی سوق داده شود و اثرات منفی این‌گونه رفتار ها بر فرزندان چیست ؟

کارشناسان و جامعه ‌شناسان برای چنین رفتار هایی در خانواده عوامل گوناگونی را بیان می کنند و معتقدند چند عامل مشترک با هم می‌ توانند میان یک رابطه سالم و مثبت جدایی افکند یک مشاوره خانواده دلایل خاصی را مطرح می‌ کند و می‌ گوید شاید بتوان گفت اولین جدا سری‌ ها از خود زن و شوهر شروع می ‌شود برای روشن شدن این موضوع می‌ توان گفت وقتی شما عاشقید همیشه به طرف مقابل انرژی می‌ دهد و او را سرشار از احساس خوب بودن می‌ کنید در نتیجه او هم مستعد انرژی دادن می ‌شود طرفین آماده بخشش تسلیم گذشت و فداکاری می ‌شوند ولی اگر پس از مدتی یکی در لاک خودخواهی و خودشیفتگی برود و مداوم از دیگری انرژی بگیرد طرف مقابل که پس از مدتی از انرژی تهی می ‌شود دیگر تن به فداکار نمی ‌دهد .

از دیگر عوامل جدایی عاطفی میان زن و مرد عدم مسؤولیت پذیری است بدین معنا که زن و شوهر هر کدام در حیطه وظایف خود مسؤولیتی دارند و وقتی به مسؤولیت ‌های محوله تن در ندهند . یقیناً پس از کشمش ‌ها و رودرروی هم ایستادن‌ ها به سکوتی کشنده می ‌رسند غیر از این وقتی زن و شوهر از هم رنجش پیدا می‌ کنند و درصدد رفع آن بر نمی‌ آیند باید انتظار داشته باشند که به زودی رابطه ناخوشایندی پیدا کنند . شاید از همان اول اشتباه کردم تردید در ازدواج توجه به مادیات و اصرار اطرافیان مرا به سوی ازدواج سوق داد و از همان ابتدا نتوانستم رابطه عاطفی عمیقی با همسرم ایجاد کنم و همین باعث شد همیشه زندگی پرتنشی داشته باشیم و حالا بعد از 12 سال زندگی نسبت به هم بی‌ تفاوت هستیم و هر کدام برای خودمان زندگی می‌ کنیم ولی در یک خانه ، ازدواج غلط ازدواجی است که زندگی را به سوی طلاق سوق می‌ دهد و با درنهایت اگر به طلاق منتهی نشود به جدایی خاموش می ‌رسد . بالا ترین دلیل ازدواج انگیزه است بدین معنا که اگر زن و مرد تمایلات خود را در نظر نگیرند و تن به ازدواج دهند . سرانجام جز سردی و بی‌ تفاوتی نخواهند دید ازدواج ‌هایی که انگیزه آنان سالم نیست عبارتند از :

1 - گریز از تنهایی بدین معنی که زن یا مرد فقط برای رفع تنهایی تن به ازدواج می‌ دهند .

2 - حرف مردم دیگران از آنان می‌ پرسند چرا ازدواج نمی‌ کنید .

3 - ازدواج ‌هایی که برای مادیات و نیاز مالی صورت می‌ گیرد .

4 - ازدواج‌ هایی که برای چشم و هم‌چشمی‌ با فامیل و دوستان صورت گرفته است .

5 - ازدواج‌هایی که برا غریزه مادیات یا به جای ماندن نسل صورت می ‌گیرد .

6 - ازدواج‌ های تحمیلی که زیر نفوذ پدر و مادر صورت می‌ گیرد و در آن خواستن نقشی ندارد .

ازدواجی موفق است که زن و مرد به روان‌ شناسی شخصیتی خود آگاه باشند ویژگی‌ های همسر خود را بدانند و بپذیرند و در آخر این که با شناخت و آگاهی ازدواج کنند .

 

نقش مهم اقتصاد

اقتصاد در خانواده‌ ها دو نقش متفاوت را بازی می‌ کند نقش متفاوت از آن نظر که گروهی به علت مسایل مادی تن به ازدواج می ‌دهند و گروه دیگر به علت شرایط اقتصادی نامناسب میانشان فاصله ایجاد می ‌شود جامعه شناسان معتقدند گروهی که برای مسایل مادی تن به ازدواج می‌ دهند کسانی هستند که با انگیزه ‌های ناسالم ازدواج می‌ کنند زیرا رفاه و آسایش برای آنان حکم همه چیز را دارد ازدواج بر پایه پول هر چند می ‌توان آنان را به خواسته ‌های مادی ‌شان برساند ولی پس از مدتی که خواسته ‌ها در چشمان عادی شد دیگر نمی ‌توان انتظار تحمل و صبر را از آنان داشت ، همیشه خواهان همسری پولدار بودم و آخر سر هم با یکی از همین افراد ازدواج کردم ولی پیش‌بینی نکرده بودم یک آدم پولدار می‌ تواند این قدر خسیس باشد که تعداد تخم‌مرغ‌ های توی یخچال را هم بداند بین ما هیچ چیز وجود ندارد .

گروه دوم افرادی هستند که شرایط سخت اقتصادی را پیش ‌رو دارند در این صورت زن به علت نداشتن شغل و یا حرفه‌ای به مرد وابسته است چنین زنی به علت نداشتن استقلال مالی مجبور می ‌شود برای ادامه زندگی شرایط سخت مالی و حتی نامطلوب خانوادگی را نیز تحمل کند و از سوی دیگر وقتی خواسته‌ ها و نیاز هایش را بدون پاسخ می‌ بیند تصور می‌ کند در حق او اجحاف شده است مرد نیز به علت شرایط سنگین مالی تصور می‌ کند بار سنگینی را به تنهایی بر دوش می‌ کشد و زن یا خانواده ‌اش نمی‌ توانند او را درک کنند و به همین علت ناسازگاری ‌ها شروع می ‌شود .

دو تا بچه داریم یکی از آنها مریض است همه ‌اش دوا و دکتر زنم هم نمی ‌خواهد درک کند با این شغل کارمندی توان بیشتر از این را ندارم عصر ها غیر از مسافر کشی راننده آژانس هستم ولی هیچ کدام از توقعات همسرم را نمی‌ توانم اجابت کنم اوایل دعوا و جر و بحث داشتیم ولی حالا سکوتی مرگبار بین ماست .

هر چند این روز ها ، آمار طلاق بالا رفته است و طبق آخرین آمار ارائه شده ازدواج دائم یک درصد و طلاق 17 % افزایش داشته است ،‌ اما طلاق همچنان در عرف و جامعه پذیرفته نشده باقی مانده است . در این میان زن که خود را در برابر پرسش‌ ها و چرا های زیاد می‌بیند و یا به علت وابستگی مالی و یا شرایط جامعه و فردی ، ترجیح می‌ دهد به زندگی ادامه دهد ، اما در برخی موارد جدایی برخی از این خانواده‌ ها نه تنها به نفع خود و فرزندانشان است بلکه بسیاری از مشکلاتشان را نیز رفع می‌ کند آسیب ‌شناسان اجتماعی ، 4 عامل عمده را علت‌ های اتفاق نیفتادن جدایی در این خانواده‌ ها می‌دانند دلایل جدا نشدن زن و شوهر بسیار زیاد است که به چند مورد آن اشاره می‌ کنیم :

1 - طلاق در جوامع سنتی مذموم است بنابر این اکثر خانواده‌ ها تلاش می‌ کنند این اتفاق نیفتدد ولی چون در فرآیند توسعه ، معمولاً سنت‌ ها شکسته می ‌شوند بنابراین هر چه جوامع به طرف پیشرفت برود ، قبح طلاق هم از میان می ‌رود .

2 - زن و مرد نیاز به پشتوانه عاطفی دارند به خصوص زنان از این نظر تمایل بیشتری دارند که حامی و پشتیبان عاطفی داشته باشند و چون زن برخلاف مرد انتخاب شونده است درون خود این ترس را دارد که مبادا پس از طلاق تنها بماند ،

3 - سومین عامل که متأسفانه به ضرر زنان تمام می ‌شود این است که زنان پس از جدایی از سوی جامعه و برخی افراد مورد بی‌ حرمتی قرار می گیرند و همین عوامل است که زن برای ترس از روبه‌رو شدن با چنین حوادثی سعی می‌ کند . به زندگی ادامه دهد و جدا نشود .

4 - و دلیل آخر نیز اهمیت دادن به حرف‌ها و سخنان اطرافیان است زن و مرد هرچه شناختشان نسبت به هم بیشتر باشد به نسخه ‌هایی که دیگران می‌ پیچند ، کمتر اهمیت می ‌دهند .

غیر از این هستند خانواده‌ هایی که از مهمترین عوامل جدا نشدنشان وجود فرزندان است چنین والدینی از اثرات منفی این شیوه زندگی بر فرزندانشان غافلند زیرا تغییر رفتار فرزندان در شکل‌ های متفاوتی بروز پیدا می‌ کند از اولین نشانه ‌های منفی در فرزندان طلاق خاموش ، بی‌ نشاطی ، افسردگی و بی‌ حرکتی است افت تحصیلی و بی ‌علاقگی به درس خواندن نیز از عوامل سکوت طولانی میان پدر و مادر است ، زیرا چنین فرزندانی به بی ‌آیندگی و ترس از فردا کشیده می ‌شوند باج‌گیری و رشوه‌خواری فرزندانی که پدر و مادرشان در سکوت رفتاری و گفتاری به سر می‌برند زیاد است زیرا آنان می ‌آموزند با این شیوه و یا ریاکاری کار خود را پیش برند .

چنین والدینی نمی‌ توانند تربیت یکسان ، منظم و دقیقی روی فرزندان داشته باشند و همین نا هماهنگی باعث کمبود مهر و محبت فرزندان و در نهایت لغزش آنان می ‌شود آسیب‌شناسان اجتماعی ، سردرگمی فرزندان را از عمده‌ترین مسایل می‌ دانند بدین‌ صورت که فرزند می ‌ماند حق را به پدر بدهد یا مادر ؟

 

تفاوت فرهنگی

شاید مهم‌ ترین اختلاف ‌ها به تفاوت فرهنگی ، بازگردد در باره ازدواج ‌ها به تفاوت‌ های اقتصادی وظیفه ‌ای اشاره شد اما توجه به مسایل فرهنگی از مهم‌ترین این ویژگی ‌هاست . زیرا فرهنگ می ‌توانند نقش تعیین‌ کننده‌ای در شکل ‌گیری شخصیت هرفرد ایفا کند و دلیل تفاوت فرهنگی غیر از این که کودک در چه خانواده ‌ای رشد کرده است در شهر بزرگ شده است یا روستا و … . می‌ تواند در فعالیت ‌های اجتماعی او نیز دخیل باشد و اگر مسایل ریزتری مانند اعتقادات مذهبی ، ایدئولوژیکی و سلیقه ‌ای را هم در آن دخیل بدانیم ،‌ این تفاوت‌ ها بسیار جلوه ‌گر می ‌شوند و این مسأله تا آنجا مهم است که اختلافات فرهنگی دو خانواده و تضاد هایی که بعد در اثر معاشرت به وجود می ‌آید می ‌تواند به این فاصله و جدایی ‌ها دامن بزند .

 

 

چاره راه

دوست داشتن و عشق آموختی است و هر عشق احتیاج به مراقبت و توجه دارد بنابراین می ‌توان به صراحت عنوان کرد قدم اول در بهبود وضعیت موجود اصلاح خویش است ، بدین‌ صورت که اول خود را به درستی بشناسد و بر رفع نقاط ضعفش سعی کند هرچند این کار احتیاج به شجاعت فراوان دارد قدم دوم شناخت روحیات و حالات طرف مقابل ( همسر ) است بدین معنی که ما با چه کسی زندگی می‌ کنیم و او چه خصوصیاتی دارد و چه نیاز هایی از سوی همسرش برآورده می ‌شود .

طرفین هیچ‌ گاه نباید تصور کنند قربانی شده ‌اند زیرا بیشتر انسان‌ ها فکر می‌ کنند دیگران نمی ‌گذارند ،‌ آنها خوشبخت باشند و هیچ تغییری را نمی ‌پذیرند و در عوض مدام به سرزنش طرف مقابل خود می ‌پردازند و می گویند اگر تو خوب بودی ما خوشبخت می ‌شدیم ، در آخر باید گفت زن و مرد برای پایان دادن به جدایی خاموش باید اعمال و رفتاری را که در گذشته داشته‌اند فراموش کنند و راه جدیدی را پیش‌ گیرند و با اندیشیدن به نیاز های عاطفی و جسمی یکدیگر زندگی ، شور نشاط را بازیابند

هر قدمی که از خداوند دور شوی،ده قدم از بشریت دور شده ای.

معاش خود را چنان تامین کن که باعث قطع معاش دیگری نشود.

 

چهارشنبه 1/2/1389 - 14:57 - 0 تشکر 196570

جامعه ما پرشده از این نوع طلاقها. متاسفانه چه زن و چه مرد هركدوم خودشون رو خوب و بی نقص می دونند. اگه ما گذشت و فداكاری رو تو زندگی یاد بگیریم خیلی از این اتفاقها نمی ا فته. الان همه حقوق زن و مرد و می دونن و كوتاه نمی یان قدیما پدربزرگ و مادربزرگهامون قانون و حق مرد بر زن و زن بر مرد و نمی دونستند زندگیشون بهتر بود !!!! فقط باید جشمهارو بست و جور دیگه ای دید همین !

عشق تنها سهم مرغ عشق نيست، مي توان عاشق شد و گنجشك زيست...
چهارشنبه 16/4/1389 - 13:18 - 0 تشکر 210070

مرد و زن هر دو در این امر مقصرند البته از ابتدا همیشه یکی شروع کننده است که شکی در این قضیه نیست ولی در اکثر مواقع این مشارکت 2 نفره که به این امر دامن می زنه تا طلاق خاموش اتفاق بیفته! ولی من زن ها رو در این امر بیشتر مقصر می دونم چون زن ها هستند که مظهر عشق و محبت و کانون ایجاد شور و نشاط تو زندگی هستند و این کمک می کنه تا زن کنترل بیشتری روی این قضیه داشته باشه!

با احترام

شنبه 22/8/1389 - 12:20 - 0 تشکر 250430

من خودم جزو كسانی هستم كه این امر اتفاق افتاده دلیلش هم این است از پس با همسرم صحبت كردم و یا پیش مشاوره رفتم و اهمیت نداد خسته شدم الان وقتی حرف نمی زنم راحت ترم ولی همسرم طلاق بده نیست مجبورم شرایط را تحل كنم

شنبه 22/8/1389 - 12:21 - 0 تشکر 250436

وقتی شخص طلاق نمی دهد طلاق خاموش باشد بهتراست

جمعه 12/9/1389 - 23:23 - 0 تشکر 257611

سلام؛من خیلی دوس دارم طو بحثا شرکت کنم،ولی نمیدونم چه جوری؟یکی کمکم کنه لطفا
ثـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــواب داره بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه خـــــــــــــــــــــــــــــــــــدا

سه شنبه 14/4/1390 - 17:34 - 0 تشکر 325375

سلام من حدود 2 ساله که با همسرم اینجوری شدیم هرچی هم پیش مشاور رفتم بی فایده بود اشتباه کردم مهر زنمو زیاد زدم و3 دانگ خونمو به اسمش کرد . رکی میخونه برام دعا کنه تا وضعیتم درست بشه خیلی سخت و بده

سه شنبه 14/4/1390 - 17:35 - 0 تشکر 325377

بعضی وقتها محکومیم به سوختن . چه باید کرد؟

يکشنبه 26/4/1390 - 21:59 - 0 تشکر 341025

طلاق عاطفی به نوعی از طلاق گفته می شود که زوجین با اینکه در یک مکان و فضا با هم زندگی می کنند اما از لحاظ ارتباط عاطفی و درک متقابل محروم می باشند.

طلاق عاطفی معمولا به صورت تدریجی ایجاد شده و به دنبال ناکامی های مکرر ، عدم ارضای خواسته های روانی و ... رخ می دهد.


به گزارش سرویس زنان جهان به نقل از ایرنا؛ کارشناسان امور خانواده از بروز و شدت یافتن طلاق عاطفی در جامعه خبر داده و از این معضل به عنوان تهدیدی جدی برای دوام خانواده ها یاد می کنند.

در این نوع طلاق که زمینه ایجاد طلاق قانونی نیز می باشد زوجین برای هم جذابیت نداشته و نمی توانند علاقه و عشق خود را به هم ابراز داشته و رضایت از زندگی را در یکدیگر ایجاد کنند.
عدم داشتن مهارت زوجین برای ایجاد جذابیت در زندگی ، برخی ناهماهنگی ها در حین ازدواج ، تغییر شیوه های زندگی و .. باعث شده این معضل بیش از پیش در خانواده ها بارز شده و مشکلات و عواقبی به دنبال داشته باشد. 

یک کارشناس مسائل اجتماعی با بیان اینکه عامل اصلی هر نوع طلاق برآورده نشدن انتظارات زوجین است گفت: در طلاق؛ علاوه بر عوامل آشکار معمولا عوامل پنهان و ناگفته ای نیز وجود دارد که زوجها به دلیل تابو بودن و فرهنگ حاکم بر جامعه از بیان آن خودداری کرده و در درون خود نگه می دارند .

میرناصر داوودزاده مسایل زناشویی را یکی از عوامل پنهان طلاق ذکر کرده و افزود: عوامل پنهان باعث می شوند زوجین کم کم از هم فاصله گرفته و طلاق عاطفی و در نهایت طلاق قانونی دربین آنها رخ دهد.
وی با اشاره به تغییرات ایجاد شده در اثر اجتماعی شدن زنان و دختران بیان کرد: نسبت به سال های گذشته زنان و دختران با کسب علم و دست یابی به موقعیت های اجتماعی و آشنایی با حق و حقوق خود کمتر حاضر به خانه نشینی در خانه بوده و این موضوع بویژه در خانواده های سنتی تضاد و تنش بین زوجین ایجاد کرده و فاصله بین همسران زیادتر می شود . 

این کارشناس اجتماعی با بیان دیگر دلایل افزایش طلاق عاطفی در بین زوجین خاطرنشان کرد: امروز خانواده ها ازشکل گسترده به هسته ای تغییر یافته و زنان با تنها ماندن در خانه از داشتن هم صحبت محروم مانده و مشغول بودن افراطی اغلب مردان به مسایل زندگی و عدم وقت گذاشتن کافی به تامین نیازهای عاطفی زنان و فرزندان زمینه طلاق عاطفی در خانواده ایجاد می شود. 

داوود زاده با بیان اینکه ناهماهنگی بین زوجین در هنگام ازدواج از جمله مهمترین دلایل بروز طلاق عاطفی در خانواده است افزود: این موضوع متاسفانه در هنگام ازدواج مد نظر قرار نگرفته و برخی از ازدواج ها بدون داشتن هماهنگی های لازم و از روی شرایط ظاهری انجام می شود. 

وی ادامه داد: عدم تناسب سنی ، طبقه اجتماعی ،دانش(اطلاعات عمومی) و بهره هوشی (۱۵ واحد تفاوت مناسب است) باعث ایجاد خلاء روانی در فرد شده و بروز ناهنجاری در زندگی زناشویی را در پی خواهد داشت. 

داوودزاده بیان کرد: شکل دیگری از ازدواج نامتناسب ازدواج بر اساس نیاز است که بسیار خطرناک بوده و با رفع نیاز بعد از ازدواج فرد شریک زندگی اش را ترک خواهد کرد. 

وی اضافه کرد: ممکن است این ترک کردن ظاهری و یا قانونی انجام شده و یا ممکن است طلاق عاطفی در بین زوجها به وقوع بپیوندد.
این کارشناس مسائل اجتماعی افزود: برخی از افراد نیز برای گریز از تنهایی ازدواج می کنند که این موضوع بیشتر در بین زنان رواج داشته که بعد از بچه دار شدن و رهایی از تنهایی به شوهر خود رسیدگی نکرده و زمینه بروز فاصله بین همسران ایجاد می شود. 

وی با بیان شرایط لازم برای یک ازدواج موفق اعلام کرد: فرد برای ازدواج کردن علاوه بر بلوغ جسمانی و فیزیولوژیکی باید به انواع بلوغ عاطفی ، روانی ، اجتماعی ، عقلانی ،اقتصادی و اخلاقی نیز برسد.
داوودزاده افزود: علت اینکه بیشتر طلاق های چه قانونی و چه عاطفی در سنین پایین رخ می دهد اینست که افراد قبل از رسیدن به این بلوغ ها ازدواج کرده و به دوره ثبات لازم در شخصیت فردی و اجتماعی خود نرسیده اند. 

وی بیان کرد: متاسفانه وجود برخی آداب و رسوم غلط در امر ازدواج نیز براین موضوع دامن می گسترد و زوجهای جوان را با طلاق عاطفی مواجه می سازد که یکی از این نمونه ها این است که متاسفانه برخی از والدین فرزندان خود را که دچار بیماریهای مختلف روحی و یا جسمی است مجبور به ازدواج کرده ومتذکرمی شوند که با ازدواج بیماری آنها بهبودی می یابد ، در حالی که این بیماری ها باید معالجه و سپس به ازدواج اقدام شود. 

وی با اشاره به آسیب های طلاق عاطفی در خانواده اعلام کرد: با بروز طلاق عاطفی در خانواده ها فضای خانه جذاب نبوده و اعضای خانواده دسته جمعی به مراسم های مختلف نرفته و حتی غذا خوردن جمعی خانواده عملی نخواهد شد. 

داوودزاده ادامه داد: در این نوع طلاق ارتباطات چهره به چهره کاهش یافته و فاصله بین زوجها از هم بیشتر می شود و با مشاهده چنین صحنه هایی در خانواده آینده خانوادگی کودکان نیز دچار خدشه می شود.
وی بیان کرد: طلاق عاطفی زمینه ای برای آغاز خیانت ها شده و یکی از زوجین و یا احتمالا هر دو به دنبال سرگرمی در خارج از محدوده خانواده خواهند رفت. 

یک روانشناس گفت: کمبود یا عدم مهارت ارتباطی باعث ایجاد حس غم و غصه ، اشکال در تمرکز ، عزت نفس پایین ، کناره گیری از فعالیت اجتماعی ، فقدان علاقه به تعاملات جنسی و نهایتا افسردگی یکی از زوجین می شود.
افسانه عزیزی در گفت وگو با خبرنگار ایرنا افزود: نبود شیوه تربیتی شبیه هم در تربیت فرزندان و تعارض حاصل از این شیوه های تربیتی بین والدین نیز از جمله دلایل دیگر طلاق عاطفی بین زوجین می باشد.
وی ادامه داد: وجود مشکل در ارتباط متقابل زوجین که شامل بحث های مکرر و در نتیجه پریشانی جدی می شود نیز در بروز طلاق عاطفی موثر است. 

عزیزی خاطرنشان کرد: تفاوت های شخصیتی بین زوجین مانند درون گرایی، برون گرایی ، فعال ، منفعل ، مستقل ، وابسته و... به جر و بحث میان زوجین منجر شده و باعث امتناع از گفت وگو و کاستن از ابراز عشق ، محبت و توجه بین زوجین می شود. 

وی گفت: اختلاف نظر درمورد فعالیت های تفریحی شامل تعارض در انتخاب نوع فعالیت تفریحی در اوقات فراغت ، تعارض درمورد مدت زمان اختصاص یافته به تفریح ، فعالیت تفریحی انفرادی ، احساس ناراحتی و نارضایتی از سرگرم شدن بیش از حد یکی از زوجها به فعالیت های تفریحی جداگانه نیز در بروز طلاقهای عاطفی زوج ها موثر است.
عزیزی با اشاره به بروزنگرانی در برخی از زوجها برای از دست دادن علاقه ، توجه و عشق همسر خاطرنشان کرد: برخی از زوجها به دلیل حس وجود یک رقیب ، خشم انفجاری به همسر پیدا می کنند که این ویژگی ناشی از حس حسادت در زوجها می باشد و باعث طلاق عاطفی می شود.
این روانشناس با اشاره به دیگر دلایل بروز طلاق عاطفی در زوج ها ناتوانی در کنترل خشم و پرخاشگری، تجاوز به حقوق همسر از راه زیرپاگذاشتن خواست های مشروع وی، انواع بدرفتاری از جمله جسمی ، جنسی و روانی و... را از دیگر عوامل بروز طلاق عاطفی در همسران ذکر کرد. 

عزیزی اعلام کرد: طلاق عاطفی معمولا به صورت تدریجی ایجاد شده و به دنبال ناکامی های مکرر ، عدم ارضای خواسته های روانی و ... رخ می دهد. 

وی با بیان پیامدهای طلاق روانی خاطرنشان کرد: طلاق روانی در صورت ادامه می تواند باعث طلاق قانونی شود . 

عزیزی ادامه داد: تداوم درگیری و بحث های مکرر ، انواع اختلالات روانی زوجین ، انواع تنش های و مشکلات اجتماعی و شغلی ، بروزآسیب های اجتماعی ، بروز انواع اختلالات روان تنی و... بین اعضای خانواده از جمله پیامدهای طلاق روانی می تواند باشد

http://www.jahannews.com/vdchmxnzz23nqxd.tft2.html

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
يکشنبه 26/4/1390 - 22:1 - 0 تشکر 341027

به نام خدا

طلاق عاطفی یعنی رکود و بی‌تفاوتی بین زن و شوهر و یک جور بن‌بست در رابطه است در حالت طبیعی زن و مرد جذابیتهای زیادی برای هم دارند و دائم با هم در حال مبادله هستند زن و شوهر باید همیشه آماده باشند خودشون رو برای رضایت بیشتر همسرشون تغییر بدن و اصلا نباید برای هم گارد بگیرند و هیچ مرزی بینشون نیست حتی اگه از هم انتقاد بکنند نشان از اینه که نسبت به هم بی‌تفاوت نیستن و این خیلی خوب، زن و مرد انعطاف پذیری زیادی میتونن نسبت به هم داشته باشند و کاملا طبق نظر هم خودشون رو بسازند تا همیشه برای هم جذاب باشن

یا علی

در پناه حق

همیشه دلیل شادی کسی باش نه قسمتی از شادی او
و همیشه قسمتی از غم کسی باش نه دلیل غم او
يکشنبه 9/5/1390 - 14:36 - 0 تشکر 346003

gahi ezdevaj bishtar sababe dori mishe ke in bahs mesdaghi az an ast

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.