• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن عمومی > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
عمومی (بازدید: 658)
سه شنبه 19/3/1388 - 8:10 -0 تشکر 120668
نگاهی نو به نظریه داروین

نگاهی نو به نظریه داروین
به نام خداوند جان و خردمنت خدای را عزوجل كه طاعتش موجب قربت است و به شكر اندرش مزید نعمت . هر نفسی كه فرو می رود ، ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات ، پس در هر نفس دو نعمت است و بر هر نعمت شكری واجب .    از دست و زبان كه برآید        كز عهده شكرش بدر آیدیكی از معماهای حل نشده آفرینش اثبات علمی خلقت حضرت آدم (ع) و حضرت حوا (ع) به عنوان مبدأ و منشاء خلقت انسان می باشد . خلق آدم (ع) در چند هزار سال پیش به صورت انسانی كامل و دارای دانائی و علم لدنی و آموخته های كامل از تمام علوم و به صورت جهش یافته مغایرت اساسی با وجود انسانهای اولیه ، با سابقه چند میلیون ساله دارد . انسانهایی كه برای رسیدن به مرحله حداقل آگاهی آدم طبق كشفیات و مستندات علمی و آثار به جامانده كه حكایت از یك سیر تكاملی دارد میلیونها سال وقت نیاز داشته اند تا به تمدن ، خداشناسی ، اجتماع و قانون دست پیدا كنند . در حالی كه آدم (ع) بنا بر خاص بودن و حكم و حكمت خداوند ، عالم به حقیقت تمامی اسماء بوده و این میراث را برای فرزندان خود بجا گذاشته است . انسان اولیه كه از یك تك سلولی جهش یافته به یك موجود چند سلولی و موجودی دارای اعضاء و جوارح مبدّل گردیده و برای ادامه حیات قدم به خشكی نهاده و توانسته روی دست و پا راه برود و كامل و كاملتر شده تا به شكل یك موجود دو پای دارای قدرت تفكر و تكلم گردد ، با آدمی كه در نهایت كمال توسط خداوند آفریده شده فرق دارد و همین تفاوت ما را به تفكر وامی دارد كه كدامیك منشاء آفرینش انسان است و ما از نسل كدامین هستیم . برای رسیدن به حقیقت لازم است ، نگاهی دوباره به دور از تعصب و غرورِ نژادی به سابقه خود داشته باشیم ؛ تعصب      تیره ترین پرده در مقابل تلألو نور حقیقت و آشكار شدن واقعیت می باشد ، چشم آدمی را نابینا و گوش او را ناشنوا و جز توهمات و خیالات در ذهن وی نمی پروراند . بدترین و خبیث ترین ابزار شیطان برای سلطه بر آدم و گمراه ساختن بنی بشر تعصب و غرور است كه هر یك به تنهایی می تواند از انسان كامل ، نادانترین و خطرناكترین مخلوق خدا را به وجود آورد تا چه رسد كه هر دو در وجود این مخلوق هوشمند آمیزش پیدا كند . هرگاه آدمی بر تعصب تكیه كرده خواسته یا ناخواسته رفته رفته از نور حقیقت دور افتاده و در دام توهمات و بافته های ذهنی به باورهای غلط ایمان آورده و هر چه غیر آن را منكر و زشت تلقی نموده است . هرگاه شیطان در گمراه كردن انسان عاجز و زبون گردیده او را به هر مكر و   حیله ای كه توانسته ، سوار بر مركب غرور كرده ، تا به نیستی و دیار تاریكی و جهل هدایت نماید و زمانی كه پیوند تعصب و غرور را در درون كسی به حد كمال برساند با فراق بال به سقوط او در در ورطه سیاهی و تباهی توجه می دارد . وقتی فردی به این مرحله برسد به دست خود رشته های گمراهی و هلاكت را چنان محكم و منسجم در اطراف خود می تند كه دیگر هیچ نوری از حقیقت نتواند بر قلب و وجود او راه یابد . پس باید همیشه از این دو عفریت گمراهی برحذر و بر اعجاز معجون آن دو آگاه باشیم ، تا حقیقت را گم نكنیم . شاید بتوان سخت ترین قسمت نبوت حضرت محمد (ص) را شكستن و از میان بردن تعصب كوركورانه اعراب نسبت به باور و اعتقادات بی پایه و اساسشان دانست . تعصبی كه جز رسول خدا كسی را یارای از میان برداشتنش نبود ، همانا بزرگترین جنگ امام علی (ع) از میان برداشتن گروه خوارج بود ، ایشان می فرمایند ؛ من چشم فتنه را در آوردم و جز من كسی جرأت این كار را نداشت ، چرا كه خوارج از متعصب ترین افراد نسبت به اجراء احكام الهی بودند و سوار بر مركب غرور خود را تنها هدایت یافتگان مكتب اسلامی می دانستند و باقی مسلمین را كافر و مرتد بر می شمردند . و امّا بعد :حلقه گمشده خلقت ؛ خداوند بر آن شد كه آدم (ع) را خلق نماید ، فرشتگان سئوال كردند ؛ آیا اراده الهی بر آن قرار گرفته است تا موجودی كه بر روی زمین فساد و خونریزی كند خلق نمائید ؟حال آنكه ما به تسبیح و ستایش خداوند مشغولیم و خداوند فرمود من چیزی می دانم كه شما نمی دانید ! اراده الهی انجام پذیرفت و بر كالبد خاكی روح الهی دمیده شد و خداوند بر خلقت خود آفرین گفت و جمله فرشتگان سجده به جا آوردند ، مگر ابلیس كه غرور ورزید و رانده درگاه خداوند و دشمن آدمیان گشت . آدم و حوا (ع) ساكن بهشت گردیدند ، اما دیری نپائید كه با وسوسه و فریب شیطان نافرمانی كرده زشتیهایشان بر آنان پدیدار گشت و به امر خداوند به زمین خاكی هبوط كردند . از پس گناه ، نادم و پشیمان شده ، گریان و سرگردان رو به درگاه الهی توبه بجا آورده و تقاضای عفو و بخشش كردند . خداوند توبه آنان را پذیرفت و آدم را بر زمینیان به پیامبری مبعوث گردانید . خداوند از پس نعمات فراوان هابیل و قابیل را به آنان عطا كرد . فرزندان آدم به جوانی رسیدند و ازدواج آنان لازم گردید . فرزندان آدم برای تداوم نسل آدمی و بنابر نیاز ذاتی باید ازدواج می كردند و اینجاست كه جای خالی حلقه گمشده همسران و ادامه نسل بشر پدیدار می شود . آدم (ع) برای فرزندان چگونه و از كجا همسر بیابد ؟ این سئوال قرنهاست كه بدون جواب مانده است . این حلقه گمشده نوعی گمگشتگی و آشفتگی در ذهن آدمی ایجاد می كند كه من از چه ریشه ای پدید آمدم . بنابر روایتی هابیل و قابیل با خواهران دوقلوی مخالف هم ازدواج كردند ، اما بنابر سنّت الهی ثابت گردیده این امر محال و غیرممكن است كه خداوند و پیامبر او اجازه ازدواج خواهر و برادر را صادر فرمایند و در هیچ یك از ادیان الهی در این مورد جز تقبیح و زشتی چیز دیگری وجود ندارد و همیشه از آن به عنوان یك گناه بزرگ نابخشودنی یاد شده ، جز در موارد غیر انسانی و در زمانی كه آدمیان همچون حیوانات رفتار می كنند ، هیچ خواهر و برادری جز احساس كراهت و پلیدی از این موضوع درك نخواهند كرد . پس این فرض كه خواهر و برادر با هم ازدواج كرده باشند مردود  و مسدود می باشد . فرض دیگر این است كه برای هابیل و قابیل از بهشت دو فرشته یا پری یا جن فرستاده شده كه این فرض نیز قابل استناد پذیرفتنی نیست ، چرا كه اولاً دیگر فرزندان آدم (ع) چگونه همسر پیدا كردند ، ثانیاً تعامل و تجانس جنیان یا فرشتگان بر روی كره خاكی با آدمیان امری بعید و غیر ممكن است تا چه رسد به تولید نسل ، ثالثاً نژاد آدم خاكی در زمین با موجودی غیر زمینی حكمت الهی را مبنی بر خلقت انسان زیر سئوال می برد و قطعاً چنین فرضیه ای كه دهها جن به عنوان همسر برای زمینیان از سوی خداوند مقرر گردند امری نامعقول و غیرمنطقی می باشد و اگر چنین بود ما نیمی از آتش و نیمی از خاك می شدیم . فرضیة دیگر آن است كه خداوند برای هابیل و قابیل از باقیمانده گِل خلقت همسرانی خلق نمود . اوّلاً با این فرضیه اهمیت و حكمت یگانگی آفرینش آدم ابوالبشر زیر سئوال می رود و بشریت دارای چندین پدر و مادر می گردند ، كه خداوند همه را از گِل خلقت خلق كرده ، ثانیاً اگر خداوند می خواست دوباره اقدام به خلق آدمیان دیگر نماید چرا از همان اوّل دو آدم و حوا نیافرید تا مجبور نباشد چندین زن و مرد برای فرزندان آدم (ع) بیافریند ؟ نتیجه اینكه این سه فرضیه از مهمترین فرضیه های موجود در این خصوص بوده كه هر سه قطعاً مردود و باعث ایجاد اشتباه می شوند . و اما فرضیه چهارم ؛ نكته مهم در خلقت آدمیان ، دقت و توجه بیشتر به تئوری تكامل داروین می باشد . این تئوری كامل نیست ، اما صحیح می باشد . قطعاً حیواناتی دوپا ، هوشمند و به تمدن رسیده ناشی از تكامل قبل و در زمان خلقت آدم (ع) وجود داشته اند كه فرشتگان از شباهت آدم (ع) با آنان متوجه طغیان و سركشی و خونریز بودن نسل بشر شده اند و دلایل علمی و زیست شناسی كافی در این زمینه بسیار است و نمی توان قبول كرد كه این حیوانات باهوش و متكلم به ناگهان منقرض شده اند و دیگر اثر و نسلی از آنان بجا نمانده است ، پس باید از خود بپرسیم چه به سر آنان آمد و این موجودات چگونه از گردونه هستی و تاریخ محو گردیدند . اولاً ارادة خلقت حضرت آدم نمی تواند ناقص وجود موجودات هوشمند و یا حیوانات انسان نما ناشی از تكامل طبیعی باشد ، كما اینكه دانشمندان سالهاست در جستجوی پیدا كردن موجودات دارای عقل و هوش در سراسر گیتی تلاش و بررسی می كنند و حتی گاهی اعتقاد بر این است كه آنان از انسانها باهوشتر و متمدنتر هستند . ثانیاً وجود موجودات انسان نما از ریشة حیوانی نیز مانع اراده خداوندی مبنی بر خلقت آدم از عدم نیست .  فی المثل در دو هزار سال پیش در حالیكه میلیونها انسان بر روی كره خاكی زندگی می كردند اراده خداوند بر آن شد تا دست به خلقتی بسیار مشابه با خلقت حضرت آدم (ع) بزند و ثابت نماید كه هر آنچه حكمتش باشد انجام خواهد شد و حضرت مسیح را خلق فرمود . با مقایسه خلقت حضرت آدم (ع) و حضرت عیسی (ع) می توان به این نتیجه رسید كه هر آنچه ارادة خداوند باشد همان خواهد شد . همچنین در خلقت حضرت عیسی (ع) به سادگی ثابت گردید كه حضرت آدم (ع) نیز در زمان و مكانی هبوط كرده كه    انسان نماها وجود داشته اند و این حیوانات هوشمند نیز از مخلوقات خداوند بوده و همه اینها ، نشانة قدرت و علم و حكمت یگانه هستی می باشد . ثالثاً اگر در خلق و خوی ، و ذات و عمق وجود نسل بشر دقیق شویم به یقین می رسیم كه آدمیان ، هم دارای مقام انسانیت ، روح الهی و بلند پروازانه در جستجوی تعالی ، و هم خلق و خوی و غریزه حیوانی و گاهاً وحشیگری و درندگی و نیز تعصب شدید به تكامل هستند و همین ذات دوگانه انگیزش شر و خیر ، هدایت و گمراهی گذشت و انتقام و تكامل و تعالی را در سرنوشت و سرانجام هر آدمی رقم می زند و در یك جمله وجود انسان از تركیب تكامل طبیعی و تعالی روح الهی دمیده شده در كالبد خاكی حضرت آدم (ع) با هم آمیخته و سرشته شده و این تركیب ناشی از آمیزش فرزندان آدم (ع) با موجودات انسان نمای هوشمند كه رفته رفته تكامل یافته بودند به وجود آمده . پس نتیجه اینكه فرزندان آدم (ع) برای ازدواج و تكثیر نسل بنا بر ارادة ازلی به همزیستی و آمیزش با نوع دیگری از خلقت خداوند كه در طول زمان بسیار به تكامل رسیده و دارای هوش و توان تكلم بودند رجوع آوردند تا ارادة الهی انجام پذیرد و حكمت خدائی جاری گردد . تلاش و تكاپو و غریزه آدمیان و گاهاً كارهای عجیب و غریب آنها در طول تاریخ بنا بر مستندات و ادله بسیار محكم و انكارپذیر برای رسیدن به منتهای سیر كمال نشان از تكاملی بودن وجود آنان دارد ، حركتی كه از میلیونها سال پیش آغاز شده و تا پایان این تكامل ادامه دارد و از سوی دیگر حس خداجوئی و خداشناسی و دست یافتن به بالاترین درجات تعالی نشان از الهی بودن روح آدمی دارد ، روح بلندی كه می تواند تمام موانع را برای اوج گرفتن به سوی آسمان از سر راه بردارد و شگفتی های تحسین برانگیزی به وجود آورد ، تا آنچه تقدیر و خواست خداوند است مبنی بر اوج تعالی بشریت به وقوع پیوسته و حكمت الهی ثابت گردد . در آخر به یك نكته مهم نیز می توان اشاره كرد كه آدمی برای ادامه حیات بر چهار ارگانیسم تكیه دارد و بدون وجود هر یك از آنها تداوم حیات به مخاطره خواهد افتاد و این چهار عنصر نیز دلیلی بر صحت تئوری تكامل و تعالی می باشد . شعور ـ هوش ـ غریزه ـ وسوسه ، انسانها برای بقاء بطور مطلق نیازمند بهره گیری از این چهار عنصر اصلی هستند . جایگاه عنصر شعور در قلب ، عنصر هوش در سر ، عنصر غریزه در خون و عنصر وسوسه در حواس پنجگانه می باشد كه اگر هر كدام از آنها را حذف كنیم ادامه زندگی را قطع نموده ایم ، اما نقش این چهار عنصر دائماً نسبت به یكدیگر كمرنگ و پررنگ می شود و هر كدام در مقطعی نسبت به دیگری حاكم می شوند . اگر آدمی بتواند در مجموعِ عمر خود شعور را برهوش مسلط نماید ، غریزه را كنترل كرده و افسار بر وسوسه های شیطانی خواهد زد و به تعالی و تكامل توأم خواهد رسید ، اگر هوش حاكم بر شعور شود آنرا مهجور كرده ، حسابگرانه غریزه را تطمیع می نماید و از آن لذت می برد و سوار بر مركب وسوسه به جمع آوری بازیچه ها و لهو لهب دنیا میپردازد و اگر غریزه بر هوش و شعور تسلط داشته باشد آدمی حیوانی هوشمند می شود كه بر اثر وسوسه های شیطانی جز به توحش و شكم پرستی و شهوترانی نمی پردازد . در پایان اگر وسوسه در مجموع زندگی انسان مسلط بر شعور و هوش و غریزه گردد شعور را به زنجیر اسارت كشیده و هوش را پرورش داده و غریزه را سیراب نموده ، موجودی مخوف و نابود گر از آدمی به وجود می آورد . و اما اگر هوش را در وجود آدمی بی رنگ كنیم كار انسان به جنون و دیوانگی و زندگی در دنیای خیالی ختم می شود و اگر شعور را كنار بگذاریم حتی علی رغم هوش بالا در نهایت حماقت بر او قالب می شود و اگر غریزه را حذف نمائیم ، علاقه به تداوم حیات و بقاء را در آدمی نابود كرده ایم و اگر وسوسه را محو نمائیم ، رسیدن به اهداف بزرگ و هدفمندی انسان را از او سلب كرده ایم . پس مایه حیات و بقاء انسان برای رسیدن به تعالی و تكامل ، زنجیره به هم پیوسته چهار عنصر شعور ، هوش ، غریزه و وسوسه می باشد كه هوش و غریزه آن نتیجه تكامل و شعور و وسوسه آن حكمت تعالی می باشد كه هركدام در زمان خود باعث حركت و پیشرفت در آدمی می گردند و آنچه كه سرنوشت و سرانجام انسانهارارقم می زند ، برتری و سبقت وقوی بودن این عناصر نسبت به یکدیگر است که جای بحث بسیار دارد . والسلام ./م     ستایش   کنم  ایزد پاک  را       که بیناو دانا کند خاک را         به  موری دهد مالش  نره شیر       کند پشه بر پیل جنگی دلیر 
                                                                                               بهکامیان                     

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.