• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 1719)
شنبه 2/3/1388 - 10:57 -0 تشکر 115191
نقش زنان در آزاد سازی خرمشهر

به گزارش خبرگزاری فارس از قزوین، مژده ام‌باشی پنجشنبه شب در مراسم گردهمایی زنان مقاومت كه در حسینیه سپاه قزوین برگزار شد، اظهار داشت: 31 شهریور ماه جنگ در خرمشهر آغاز شد و باران گلوله بود كه بر سر مردم این منطقه می‌بارید.
وی افزود: در این وضعیت مردم بی‌دفاع نمی‌دانستند چه باید انجام دهند، به طوری كه در همان روزهای نخست 60 نفر از زنان و كودكان به شهادت رسیدند.
این مبارز جنگ 34 روزه خرمشهر اضافه كرد: ما در آن زمان در یكی از بیمارستان‌های بزرگ خرمشهر كار امداد و نجات را انجام می‌دادیم و به قدری وضعیت سخت بود كه تا درب بیمارستان نیز مجروح در بیمارستان وجود داشت.
ام‌باشی ادامه داد: البته از تمام نقاط ایران برای كمك آمده بودند ولی با توجه به اینكه نه سلاحی داشتیم و نه ارتشی بود همه در چنین شرایطی شوكه شده بودند و رئیس جمهور وقت بنی صدر نیز می‌خواست شهر را تقدیم دشمن كند.
وی عنوان داشت: در آن زمان نیز سپاه یك نهاد نوپایی بود بنابراین زمانی كه دید نمی‌تواند در برابر دشمن مقاومت كند از مردم كمك خواست و تمام مهمات را بین مردم تقسیم كرد.
این مبارز جنگ 34 روزه خرمشهر تصریح كرد: با توجه به وضعیت بحرانی و كمبود نیرو، زنان نیز وارد میدان شدند و از زنان به عنوان نگهداری كننده مهمات و اسلحه استفاده شد.
ام‌باشی یادآور شد: زنان برای كمك هر چه بیشتر به سه گروه امداد به مجروحان، مراقبت از اسلحه‌خانه و گروه غذارسانی تقسیم شدند.
وی توضیح داد: تمام شهر به یك جبهه جنگ تبدیل شده بود و دشمن نیرو، تجهیزات و سلاح فراوانی را به میدان آورده و در خاك ما پیشروی كرده بود و كوچه به كوچه شهر را می‌گرفت، البته نیروهای رزمنده و مردمی در كوچه‌ها و خیابان‌ها با دشمن می‌جنگیدند و دشمن مقداری عقب‌نشینی می‌كرد ولی به دلیل كمبود اسلحه و نیرو، بار دیگر شاهد پیشروی دشمن بودیم.
این مبارز جنگ 34 روزه خرمشهر بیان داشت: با وجود دشمنی تا به دندان مسلح، زنان و مردان ما كه رزمندگان این میدان نبرد بودند، به خوبی مقاومت كردند و با عنایت خداوند متعال دشمن را از خاك خرمشهر بیرون راندند.
ام‌باشی خاطرنشان كرد: زنان ما در كنار مردان صحنه‌های بزرگی را خلق كردند و در آزادی خرمشهر ایفای نقش كردند به طوری كه نقش زنان در آزادسازی خرمشهر فراموش نشدنی است و با دلاوری‌های مردان و زنان و عنایت خاص خداوند متعال، خرمشهر در ساعت 11 صبح روز سوم خرداد سال 1361 آزاد شد.
در ادامه امام جمعه شهر محمدیه با تسلیت ایام شهادت حضرت فاطمه (س) بیان داشت: زمانی كه پسران پیامبر (ص) از دنیا رفتند، كفار قریش از این موضوع خوشحال شده و بیان داشتند كه پیامبر (ص) ابتر شد.
حجت‌الاسلام سیدحسن موسوی موینی افزود: خداوند سوره‌ای به نام كوثر بر پیامبر (ص) نازل كرد كه به معنای خیركثیر است و خداوند دختری به پیامبر (ص) عطا كرد به طوری كه امام نهم (ع) می‌فرماید: "ما ائمه (ع) حجت مردم هستیم و فاطمه (س) حجت بر ماست. "
وی عنوان داشت: ما حضرت فاطمه (س) را نشناخته‌ایم و باید ابتدا او را بشناسیم و سپس دردها و گرفتاری‌های ایشان را یاد كنیم و برای ایشان بگرییم.
امام جمعه شهر محمدیه تأكید كرد: حضرت فاطمه (س) الگویی مناسب برای زنان ماست و این الگوبرداری نیز با شناخت ویژگی‌های شخصیتی حضرت فاطمه (س) صورت می‌گیرد.

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


شنبه 2/3/1388 - 11:3 - 0 تشکر 115192

گفتگو با زنان مدافع خرمشهر؛
كفن‌های سفید غرق به خون می‌شدند
جام جم آنلاین: گلزار شهدای خرمشهر، محشر كبری بود.موقع شستشوی بچه‌ها كمك می‌كردم . از شدت جراحات وارد شده كفن‌های سفید غرق به خون می‌شدند و در بیشتر موارد كفن كردن، آب هم در غسالخانه نبود.
خرمشهر، نامی است ماندگار و جاویدان در تاریخ و در قلب انسان‌های مبارز و عاشق به وطن، خرمشهر نشانه و یادگاری است از حماسه و فداكاری عشق و ایمان و از خود گذشتگی و به نام شهیدانی نام‌آور متبرك شده است و اسراری بسیاردارد از جمله مقاومت زنان در خرمشهر و پایداری آنها دوشادوش مردان. به این بهانه به سراغ زنان قهرمان و مبارزی كه در روزهای نخستین جنگ در خرمشهر حضور داشتند و خاطرات و یادگاری‌های آن می‌رویم.
خرمشهر، شهری مقاوم و پر رمز و راز، شهر حرف‌های نگفته و دردهای نهفته، شهری گویا در عشق و فداكاری، شهر نخل‌های سربریده، شهری كه به خاطر شهادت فرزندانش نام خونین‌شهر به خود گرفت. شهری كه باید با وضو در آن قدم گذاشت و امروز مظهر مقاومت و نادرستی تمامی پیش بینی های سپاهیان كفر است.
قرار بود در سالروز آغاز جنگ تحمیلی هم صحبت زنانی مقاوم و ایثارگر كه در روزهای نخستین جنگ نقش‌آفرین لحظه‌هایی ناب شده اند باشیم، اما جراحات باقی مانده بر جسم خسته و تكیده شان آنها را راهی بیمارستان كرده بود، قرار مان برهم خورد؛ تنها توانستیم دقایقی كوتاه هم صحبت ایشان باشیم

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


شنبه 2/3/1388 - 11:4 - 0 تشکر 115194

خانم زهره حسینی درباره آغاز جنگ توضیح می‌دهد.

"درگیری مرزی بین عراق و ایران از فروردین 59 بود، اما هرچند روز یكبار به اوج می‌رسید به عنوان نمونه در خرداد ماه 59 تعدادی از سپاهیان در درگیری‌ها به شهادت رسیدند در تیرماه هم درگیری بود، اما پراكنده ولی 31 شهریور در كمال ناباوری و اینكه مردم خرمشهر به خیال همان درگیری‌ها و صداهای چند ماهه بودند؛ فهمیدند نه این جنگی همه جانبه است نه درگیری البته بعد از اینكه حملات توپ‌خانه، خمپاره و موشك‌اندازی‌های عراق بر سر مردم باریدن گرفت و به جای اینكه اولین روز مدرسه دانش‌آموزان به مدرسه بروند با لباس‌‌های رنگارنگ و شهر از هیاهو و شادی آنان م‍دد كار و فعالیت و آغاز شكفتن اندیشه‌های نو را نوید دهد، تعدادی زیادی از دانش‌آموزان به همراه خانواده‌هایشان در خواب به شهادت رسیدند و لباس‌های رنگارنگ جای خود را به كفن‌های سفید و خونی داده بود . مهری متفاوت از هر سال به خرمشهر آمده بود."

خاطراتی كه از روزهای نخستین جنگ دارید برایمان توضیح دهید.

"رفت و آمدهای غریب، صداهای عجیب، عبور آمبولانس‌های متعدد به بیمارستان‌ها، تعداد زیاد مجروحان و اجساد شهدایی كه در گوشه و كنار شهر به چشم می‌خورد، ویرانی گوشه به گوشه شهر، و بسیاری مسایل دیگر از خاطرات روزهای نخستین جنگ هستند كه بعد از گذشت سالیان طولانی هنوز در ذهن من تداعی می‌شود.
اما من در آن روزها جوانی 17 ساله بودم، ناخودآگاه به طرف بیمارستان شهر رفتم؛ من آموزش ندیده بودم، اما شروع كردم به كار حمل و نقل مجروحان. راهروی بیمارستان مملو از مجروح بود و هیچ تخت خالی به چشم نمی‌خورد. چون مهارت كمك‌های اولیه را ندیده بودم برای كمك،كار تحویل مجروحانی كه به شهادت رسیده بودند را به عهده گرفتم با آنكه جثه كوچك و ضعیفی داشتم، مشغول شدم، گلزار شهدای خرمشهر، محشر كبری بود، غوغایی عجیب، صحنه‌هایی كه قلب انسان را جریحه‌دار می‌كرد، پیرمرد و پیرزن‌های 80 ساله غرق به خون، جنین‌های سقط شده‌ای كه موج انفجار باعث شده بود چهره‌های وحشتناكی پیدا كنند. موقع شستشوی بچه‌ها كمك می‌كردم . از شدت جراحات وارد شده كفن‌های سفید غرق به خون می‌شدند و در بیشتر موارد كفن كردن، آب هم در غسالخانه نبود."

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


شنبه 2/3/1388 - 11:7 - 0 تشکر 115196

سخت‌ترین روز مقاومت چه روزی بود؟

همه روزهای جنگ سخت بود، زیرا دشمن ما آماده و مسلح و ما بدون آمادگی بودیم؛ در شرایطی كه انقلاب اسلامی نوپا بود، جنگ به كشور تحمیل شده، اما 24 مهر به خاطر از دست دادن تنها پایگاه مردمی مسجدجامع خرمشهر و هجوم همه جانبه دشمن به شهر یكی از سخت‌ترین روزهای مقاومت و به تعبیری بهتر، سخت‌ترین روز از عمر من و بسیاری از افرادی بود كه با چنگ و دندان شهر خرا نگه داشته بودند، بود."
خانم حسینی از مجموعه خاطرات خود در روزهای ابتدایی جنگ و مقاومت در خرمشهر كتابی به عنوان "دا" را با همكاری انتشارات سوره منتشر كرده است. منظور از "دا" مادر است و در این كتاب به بیان آنچه در آن روزهای خون و حماسه دیده پرداخته است.

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


شنبه 2/3/1388 - 11:9 - 0 تشکر 115197

افسانه قاضی‌زاده یكی دیگر از این بانوان است كه در آن دوران در خرمشهر حضور داشته است.

خانم قاضی‌زاده، آغاز جنگ را چطور متوجه شدید برایمان توضیح دهید؟

"آغاز جنگ 31 شهریور 59 سروصداهای زیادی می‌آمد، صدای خمپاره، گلوله، تركش‌ها، ابتدا فكر می‌كردم درگیری داخلی است و اما بعد متوجه شدم نه درگیری در مرز صورت گرفته است و عراق حمله كرده است. در روزهای اول جنگ اوضاع شهر آشفته و مقاومت‌های پراكنده‌ای صورت می‌گرفت اما كم‌كم نیروهای مردمی با كمك یكدیگر به یك نظم و آمادگی رسیدند. این گروه ها هماهنگی برنامه‌های مختلف امنیتی، پزشكی و حتی امور غذایی و تأمین مایحتاج مردم و رزمندگان را به عهده گرفتند؛ تشكیل گروه امداد، تداركات، آشپزخانه، هماهنگی نیروها با یكدیگر. مكان تجمع اكثریت بانوانی كه در خرمشهر مقاومت می كردند مسجد جامع بود. من هم آموزش نظامی را در بسیج و كمك‌های اولیه را در جهاد سازندگی دیده بودم بنابراین در هر دو مسئولیت در مسجد جامع خرمشهر به ایفای نقش می‌كردم.
البته ناگفته نماند كه در آن روزها نه من كه جوانی 18 ساله بودم كه هركس كه در خرمشهر بود آنچه از دستش برمی‌آمد انجام می‌داد. آشپزی، نظافت شهر و مكان‌های عمومی، دفن و كفن شهدا، پاسداری از پیكرهای شهدا، نگهداری از بچه‌ها و سالخوردگان بی‌‌سرپرست و در حقیقت برایتان بگویم كه مسجد جامع خرمشهر درروزهای ابتدای جنگ انسان را به یاد عاشورا و تاسوعای امام حسین (ع) می‌انداخت و مردم صمیمانه و مهربان به تقسیم امكانات می‌پرداختند هر مغازه‌دار، هر خرمشهری آنچه كه از مواد غذایی و حیوانات همچون مرغ، گوسفند و هر چه كه داشتند را به مسجد جامع می‌آوردند تا برای رزمندگان و مردم شهر غذایی گرم تهیه شود و مایحتاج آنان تأمین شود. جنگ را ما با سروصدا، شیون، ویرانی، آوارگی، بی‌سرپرست شدن كودكان، زنان و سالخوردگان، بی‌رحمی، قساوت، غارت و بی‌منطق بودن دشمن و دشمنی او با اسلام و بشریت متوجه شدیم. مرتباً بیمارستان‌ها، مدارس، مناطق مسكونی و مردم بی‌دفاع خرمشهر همانند سایر شهرهای مرزی مورد اصابت خمپاره، شلیك گلوله توپ، تانك و موشك قرا می‌گرفتند اما من برایتان فضای دیگری را نیز ترسیم كردم: وحدت، یكدلی، انسجام، همكاری و مقاومت زنان، جوانان، كودكان و مردان ایرانی در خرمشهر . این حماسه است كه باید نقل شود و جاودانه بماند و الّا دشمن متجاوز را همه می‌شناسند."

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


شنبه 2/3/1388 - 11:11 - 0 تشکر 115198

نظر شما سخت‌ترین روز مقاومت چه روزی بود؟

"24 مهر 59، روزی كه به ما گفتند شهر را تخلیه كنید و خرمشهر در محاصره كامل عراق قرار گرفته است و ابتدا از ما بانوان خواستند تا شهر را ترك كنیم تا اسیر نشویم روز خداحافظی با مسجد جامع خرمشهر بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود."

خانم قاضی‌زاده، خاطراتی كه از روزهای نخستین جنگ دارید را بیان كنید؟

"آب، برق، راههای ارتباطی، امنیت، آسایش، زندگی در خرمشهر قطع شده بود، به مخاطره افتاده بود به جای وضو تیمم می‌كردیم، این فضای عمومی شهر خرمشهر بود، شهری كه گمرك ایران بود، مكانی زیبا، سرسبز و پر از نعمات الهی اما در آن روزها مردم و رزمندگان در سخت‌‌ترین شرایط مقاومت كردند. از كدام بخش خاطراتم بگویم؟ از سخت‌ترین‌ها یا تلخ‌ترین‌ها؟ این صحنه را هیچ‌گاه فراموش نمی‌كنم در همان روزهای ابتدایی شهید محمود فرخی با یك وانت مملو از شهدا از كمی جلوتر، از منطقه درگیری آمده بود و وقتی شهدا را به داخل بیمارستان آوردم به شمارش آنها پرداختم. 8 شهید بود، صحنه‌های دلخراشی از این دست در آن روزها بسیار دیدیم."
خرمشهر، یكی از شهرهای مرزی ایران كه در سال‌های جنگ به ویژه نخستین روزهای آغاز جنگ مورد اشغال و هجوم همه جانبه عراق قرار گرفت اما مبارزات مردمی و مقاومت مردم و به هم پیوستن همه نیروهای نظامی در شهر باعث حماسه‌ای تاریخی و جاویدان گردید. امام خمینی(ره) فرمود:"خرمشهر را خدا آزاد كرد." زیرا دشمن امكاناتی ایجاد كرده بود كه به راحتی امكان فتح و نفوذ در خرمشهر میسر نبود، اما با عزم آهنین مردان حق و مجاهدان در راه خدا این فتح با شهادت فرزندان این آب و خاك صورت گرفت و روز آزادی خرمشهر یكی از بهترین روزهای زندگی هر ایرانی و انسان آزاده است.


خانم زهره فرهادی 42 ساله و اهل خرمشهر از دوران آغاز جنگ چنین می‌گوید.

"از قبل از آغاز رسمی جنگ 31 شهریور ماه 59 درگیری و تحركات زیادی در مرز ایران و عراق دیده می‌شود از جمله در خرداد ماه نیز تحركات خلق عرب شدت گرفت اما هرگز فكر جنگ نبودیم، كه عملاً از ابتدای مهر 59 شهر خرمشهر و سایر شهرهای مرزی به خاطر جنگ و شرایط بحرانی و فوق‌العاده به شهرهایی جنگ‌زده تبدیل شدند و مدارس، مراكز دولتی كه با جنگ در ارتباط نبودند، تعطیل شدند تا امنیت جانی این قبیل افراد به مخاطره نیفتد. به خاطر تحركات مرزی و اتفاقاتی كه در گوشه و كنار شهر می‌افتاد چند ماه قبل از آغاز رسمی جنگ دوره امداد و آموزش های رزمی را به همراه جمعی از خواهران دیده بودم. بنابراین با شنیدن سروصداهای كه از طرف شلمچه و گمرك می آمد ناخودآگاه به طرف مسجد جامع رفتم آنجا اوضاع بحرانی بود.
جنگ فی‌نفسه بد است و تداعی گر ویرانی، آوارگی، اسارت، از دست دادن، فراق، جدایی، بی‌عدالتی و ظلم است، اما می‌خواهم بگویم در آن لحظات سخت و طاقت‌فرسا با امید به پروردگار و عنایت او و مقاومت مردم در برابر دشمن، با همدلی، ایثار و فداكاری، وحدت ایمان در كشور اسلامی ما تبلور یافته بود و این عامل باعث می‌‌شد اثرات مخرب جنگ تاحد قابل توجهی كاهش یابد و به جای آن امید، عزت، افتخار و امید به آینده را برای رزمندگان، مردم شهر و امدادگران به ارمغان آورد و دشمنان را از فتح سه روزه ناامید سازد."

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


شنبه 2/3/1388 - 11:12 - 0 تشکر 115200

خاطراتی كه از روزهای نخستین جنگ دارید را شرح دهید.

"هر لحظه جنگ در روزهای ابتدایی خاطره‌ عشق، ایثار بود، هرچه می‌دیدم زیبایی و خوبی مردمی بود كه در كمال مظلومیت زیر آتش با صبر قناعت و گذشت مقاومت می‌كردند، در حالیكه از هر نظر در مضیقه بودند. صدای توپ و خمپاره گلوله، آتش و مردمی كه از هر وسیله‌ و خدمتی برای بقای شهر و یاری یكدیگر دریغ نمی‌كردند. فرماندهی جنگ در سپاه خرمشهر و ... همه اینها خاطراتی است كه بیش از همه خودنمایی می‌كنند."

سخت‌ترین روز مقاومت به نظر شما چه روزی بود؟

"45 روز مقاومت مردمی در خرمشهر هر روزش سخت‌ترین بود اما زیبائی‌ها را نیز در پی داشت یكی اینكه شهادت دوستان، رزمندگان و مردم باعث تحرك و پویایی می‌شد و با شهادت یك نفر چند نفر مصمم‌تر از گذشته در صحنه حاضر می‌شدند، دیگر اینكه در آن زمان هر كس هر چه توان داشت انجام می‌داد و نگاه به موقعیت، شغل، و حتی جنسیت هم نبود به عنوان نمونه بانوان در مقاومت مردمی خرمشهر نگهبان انبار مهمات بودند. یادم می‌آید امیر سامری فرمانده به برادران رو كرد و گفت: چند نفر آرپی جی زن و خدمه می‌خواهم به محض اینكه این مطلب را گفت من گلولة آرپی جی را برداشتم و همین عامل باعث شد برادران رزمنده و گروهی از ارتشیان كه كمی دورتر از ما بودند به سرعت به ما پیوسته و همكاری خوبی صورت گرفت. نیروهای مردمی و ارتش با وحدت و در اختیار گرفتن امكانات یكدیگر توانستند مقاومت خوبی از خود نشان دهند. یكی دیگر از مسئولیت‌های بانوان پر كردن اسلحه رزمندگان و خشاب‌ها بود و... . بالاخره 24 مهر مجروح شدم و علی‌رغم میل باطنی‌ام با چشم گریان مرا از شهر بیرون بردند. هرچه از مظلومیت خرمشهر و مردمانش و مقاومت مردمانش گفته و نوشته شود، حتی فیلم آثار سینمایی ساخته شود كم است، در حقیقت باید با جمع‌‌آوری آثار شهدا خاطرات مبارزان و مردم سعی در حفظ آثار معنوی جنگ و دفاع مقدس 8 ساله داشته باشیم تا این میراث گرانبها برای مردم ما حفظ شود و نسل جوان با ارزش‌های دفاع مقدس و فرهنگی مردم خود آشنایی پیدا كنند تا بتوانند در برابر همه تهاجمات بیگانگان محكم و راسخ، با ایمان و صلابت ایستادگی كنند."

منبع-خبرگزاری فارس


یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.

 انجمن فرهنگ پایداری


شنبه 2/3/1388 - 19:50 - 0 تشکر 115370

سلام

این خانم هایی که فرمودید همه از دوستان خانم حسینی هستند و بارها ازشون در کتاب یاد شده و البته اونها هم در کتابهای مشابه از خانم حسینی یاد کردند.

یا علی

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.