• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
فرهنگ پایداری (بازدید: 401)
جمعه 1/3/1388 - 1:51 -0 تشکر 114907
هنر و مقاومت

1_هنر و ادبیات اگر چه توسط هنرمند و شاعر ایجادمى شود، اما به هر حال تحت تاثیر جامعه و حوادث آن قرار دارد. هر چه واقعه اى بزرگ تر باشد و تاثیر آن بر اجزاى جامعه بیشتر، آثار آن بر هنر و ادبیات هم گسترده تر خواهد بود.

حال اگر حادثه اى عظیم در یك كشور به وقوع بپیوندد كه در مدت زمانى طولانى مجموعه روابط سیاسى، اقتصادى و نظامى جهان را تحت تاثیر قرار دهد و سبب نگرشى جدید در محاسبات تاریخ نگرى و جامعه شناختى جهانى شود، روشن است كه چه مایه بر هنر و هنرمندان همان جامعه تاثیر گذاشته است. جامعه شناسى هنر و ادبیات به تاثیراتى این گونه بر آثار هنر و هنرمندى مى پردازند. شاید این تاثیر در ادبیات مقاومت به سادگى و روشنى قابل بررسى باشد.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

جمعه 1/3/1388 - 1:52 - 0 تشکر 114908

۲- معمولاً در تعریف هنر و ادبیات مقاومت مى گویند: آثارى كه در بردارنده و بیانگر حوادثى از متن زندگى مردم است كه در میدان هاى مقابله و ستیزه هاى اجتماعى به وجود آمده است، اما این جا مقصود ما از هنر و ادبیات مقاومت یا پایدارى فقط آثارى مى تواند باشد كه به نوعى با هشت سال دفاع مقدس ملت ایران به طور مستقیم و یا غیرمستقیم پیوند دارد.
۳- جنگ دشوار است و ظاهرى خشن دارد، اما گاهى باید جنگید. البته این ایستادگى درشتناكى جنگ را برطرف نمى كند. لیكن چیز دیگرى است كه خشونت سنگرها را به یك زندگى بدل مى كند كه شایسته مكاشفه مى شود. همان آواهایى كه لطیف ترین احساسات انسانى را بازگو مى كند و همان روابطى كه بوى عشق و دلدادگى مى داد، مى تواند براى هنرمند بهانه كشف هستى باشد.
۴- و این سنگرنشینان غریب گاهى مى خواندند، گاهى مى گفتند و گاهى آنچه را كه مى دیدند مى نوشتند. اولین آثار دفاع و پایدارى از همین خاطره نگاشته ها است. این خاطره ها كم كم به همراه نامه هاى رزمندگان هدایایى بود كه به مردم پشت جبهه مى رسید و این ها همان هاست كه اول بار در مجله هاى امید انقلاب و پیام انقلاب چاپ مى شده است و اكنون مجموعه این خاطره ها یك مثنوى بزرگ است. در كنار این خاطره ها گزارش هاى تصویرى سیما دومین دفتر ثبت حوادث جنگ بود البته به طور زنده، اما هنر و ادبیات پایدارى حرف دیگرى دارد.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

جمعه 1/3/1388 - 1:52 - 0 تشکر 114909

۵- حفظ آثار دفاع هشت ساله ما وظیفه همگان است. به طور اعم و بر دوش هنرمندان و ادیبان است به طور اخص. بهترین راه حفظ آثار ایثار و انتقال آن به نسل هاى بعدى بهره گیرى از استعدادهاى هنرى است كه به قول مقام معظم رهبرى هیچ تفكرى نمى تواند در تاریخ جاودانه بماند مگر آن كه در قالب هنر درآید و تحقیقاً كسانى مى توانند درباره جنگ آثارى موفق را خلق كنند كه خود در میدان جهاد بوده باشند و خاك رزم بر رویشان نشسته باشد و هنوز صداى مهیب جنگ درونش را پرصدا نگه مى دارد، اما آنانى كه در جنگ نبوده اند مى توانند با دیدن عكس ها و تصاویر زنده جنگى، مطالعه خاطره نگاشته ها و بازدید از مناطق جنگى به خلق آثار موفق دست یابند.
۶- فراموش نكنیم كه زبان هنر و ادبیات فراتر از زبان عادى و روزمره است و واژگان هنرى و ادبى بسیار بلند پروازتر از دایره مفاهیمى است كه در قاموس ها و فرهنگ ها واژگانى براى آن ها ترسیم شده است. پس انتقال اندیشه ها، احساس ها و ارزش هاى سال هاى ۵۹ تا ۶۷ به نسل جوان امروز و نسل هاى بعد با زبان هنرى وظیفه اى سنگین و دشوار است كه اندام هنرمند را مى فرساید. چرا كه هنرمند دفاع مقدس باید از دو كانال و خاكریز بزرگ بگذرد تا بتواند با نسل جوان امروز دست دهد. اولین مشكل او همان اختلاف زبان هنرى با زبان عادى و روزمره مردم است كه در قالب فیلم سینمایى، مجموعه هاى تلویزیونى، نمایش، داستان، موسیقى، شعر، عكس، نقاشى، طراحى و دیگر رشته هاى هنرى كه به جامعه عرضه مى شود كه این مشكل همه كسانى است كه مى خواهند از پنجره هنر با مردم كوچه و دبستان گفت وگو كنند، اما مشكل دوم خاص كسانى است كه مى خواهند از دفاع مقدس حكایت كنند، با نسلى صحبت كنند كه او زمان جنگ را درك نكرده است. حتى سخن گفتن با آنانى كه خود در قلب دفاع بوده اند، اما گذر زمان خاك فراموشى بر پرده ذهنشان افكنده است، نیز كارى شگرف است. فتح این میدان و برقرارى ارتباط با این دو نسل، یعنى بیدار كردن نسل همراه و همراه كردن نسل تازه برخاسته، البته توفیقى است كه نصیب هر كس نخواهد شد و شعله اى است منور كه در دل سوختگان ساخته خواهد شد.
نكته دیگر آن كه دو گروه در میدان هنر و ادبیات مقاومت پیروز نبوده اند و هر كس با اینان همراه شود به جایى نخواهد رسید. نخست آنان كه به ادبیات جنگ با نگاه تاجرانه نگریسته اند. آن كسى كه هنر و ادبیات جنگ را ابزارى براى گذراندن روز و رسیدن به روزى مى پندارد، البته ممكن است روز خود را بگذراند و به روزى خویش هم برسد، اما به جاودان سازى ارزش هاى دفاع مقدس خدمتى نكرده است. دوم كسانى كه در عالم هنرى به جنگ و آثار آن منحصراً و تنها از برج تقدس دیده بانى كرده اند و این سخن بدان معنا نیست كه بخواهیم از هشت سال دفاع مقدس خویش، نفى قداست كنیم. بلكه سخن این است كه آثار هنرى و ادبى باید با كامل ترین و موثرترین زبان و درخشان ترین تصاویر دفاع جانانه ملت را به آیندگان بنمایاند. حرف این است كه در شعر نباید شعار داد چرا كه ممكن است آن وقت شور و شعور یك ملت عظیم در نبردى پاك در زیر این شعارها پنهان بماند و فراموش شود. بلكه باید با كلامى عمیق و متین، عشق، ایثار شگفت انگیز جوانان، غرش سلاح هاى سبك و سنگین، ناامنى شب ها و همه جنگ را با رنگى از تقدس مذهبى بیان كرد و بگذاریم تاریخ جنگ را تاریخ نویسان بنگارند و هنرمند جنگ را در هنر و یا هنر را در جنگ نشان دهند.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

جمعه 1/3/1388 - 1:53 - 0 تشکر 114910

۸- نگرش یك سویه و برجسته سازى یك جزء كوچك از جهاد و جداكردن حساب بخش هاى مختلف جامعه و حیات اجتماعى از حساب جنگ و حتى نگریستن به یك انسان ایرانى رزمنده در جبهه و گم كردنش در روابط و معادلات و معاملات زندگى به آثار هنرى و ادبى ضربه مى زند. در این زمینه اصل این است كه هیچ كس و هیچ چیز از هیچ كس فراموش نشود و در جلوه دادن زندگى در زمان جنگ هیچ بخشى مورد مسامحه و سهل انگارى قرار نگیرد. پیروزى و شكست، عشق و نفرت، زندگى و مرگ، ترس و امید، فرار و پایدارى، اتحاد و تفرقه، ایثار، خیانت ها، سودجویى ها و همه آنچه كه ممكن است در طول مدت سال هاى دفاع مقدس و پس از آن تاكنون با نبرد بزرگ ملت ایران مرتبط باشد، خمیرمایه و مصالح هنر و ادبیات پایدارى است.
اگر مى بینیم كه مقام معظم رهبرى از فیلم «افق» تقدیر مى كند شاید علتش آن باشد كه این فیلم علاوه بر ثبت بخشى از یك فتح وشهادت و ایثار به قلب خانه و خانواده و شهرها رفته و نوعروسان منتظر را نیز به میدان صحنه سینمایى آورده است كه نام سینماى جنگ بر خود دارد و پیوند جریان زندگى را با زندگى جنگى روشن كرده است و اگر معظم له به فیلم سازان و هنرمندان توصیه فرموده اند تا بیشتر به جنگ و آثار آن بپردازند به یقین نظرشان تولید آثارى عمیق و دقیق در این ارتباط بوده است.
بدانیم كه آثار كمال یافته در گستره هنر و ادبیات پایدارى آن هایى است كه صاحبان آن آثار هم بر نازك كارى ها و تازه كارى هاى هنرمندانه و شاعرانه واقف اند و هم با جنگ و جهاد پیوندى نزدیك برقرار كرده و فرهنگ جبهه را مى شناسند.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

جمعه 1/3/1388 - 1:53 - 0 تشکر 114911

۹- اما نسل امروز و هنرمند امروز هم مى تواند از همان كوچه كه ایستاده است به سوى میدان جنگ حركت كند. چرا كه هنوز جنگ پایان نیافته است.
هنوز در بوته زارهاى مین، هنگامى كه مین منورى چهره مى گشاید، پلاكى روشن سوسو مى زند كه قصه اى دارد از جسمى به خاك درآمیخته و روحى روشن تر از منور به خورشید پیوسته.
هنوز در باغ هاى سیم خاردار پیراهنى است كه در باد بال بال مى زند، یعنى هنوز در پروازم، هنوز هم تابوت هایى كه سه رنگ اهورایى دارند بر شانه هاى دریا سبك و آسان مى آیند كه چون هودج هایى سرشار از نور و وارستگى اند.
هنوز قفلى سرسختانه درهاى آهنینى را به هم پیوسته و در پس پشت خویش كبوترانى دارد و آن كسى كه چشم بر راه دارد و نگاه بر در تا كه خبر مى دهد زدوست همچنان در جنگ است.
هر چند گاه در جست وجوى پاره هاى نور كه غریبانه در صحارى خاموش افتاده اند و بادهاى غربت گیسوانشان را تا بى نهایت برده اند، هنوز هستند عاشقانى كه سینه خاك را مى شكافند و كجاوه اى دیگر را از تكه هاى نور سرشار مى كنند و بر شانه هاى یاران مى سپارند و به دشت هاى تیره غفلت و فراموشى ما ارمغان مى دهند هنوز جنگ است و رزمنده پاكباز همچنان غریب است. چشمان مسافر هنر مى تواند سرى به غربت جنگ و جهاد هم بزند تا در بیابان غریب عشق و دلدادگى چشمه اى باشد براى رفع عطش یاران.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.