• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 1086)
سه شنبه 29/2/1388 - 18:16 -0 تشکر 114331
خانه وحی در زیر تازیانه های هجوم

بحث هجوم به خانه وحی و شهادت بانوی دو عالم حضرت زهرا سلام الله علیها از دیر باز مطرح بوده است ، حتی از بعضی روایات استفاده می شود كه  اولین بار این قضیه را وجود مقدس پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم مطرح نموده اند و در حقیقت ایشان در زمان حیاتشان از وقوع این قضیه در آینده خبر داده بودند. به این حدیث توجه کنید :





  جوینی « استاد ذهبی » از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم اینگونه روایت می کند :


 ......... و إنّی لمّا رأیتها ذکرت ما یصنع بها بعدی ، کأنّی بها و قد دخل الذّل فی بیتها و انتُهکَت حُرمتُها و غُصِبَ حقّها و مُنِعَت إرثها و کسر جنبها و أسقطت جنینها و هی تنادی یا محمداه فلا تجاب ... فتکون أوّل من تلحقنی  مِن اهل بیتی  فتقدم  علیّ  محزونة مکروبة مغمومة مقتولة .



 فرائد السمطین  ج2 ، ص 34 و 35 .



 

من هر وقت او را می بینم یاد آن اتفاقی می افتم که بعد از من برایش رخ خواهد داد . گویا می بینم که ذلت در خانه وی داخل شده ، حرمتش شکسته شده ، حقش غصب گردیده ، از ارثش محروم گردیده ،  پهلویش شکسته شده است و فرزند در رحمش سقط شده است در حالیکه صدا می زند یا محمداه  ولی کسی جواب  او را نمی دهد ...  او اول کسی  است که از خانواده ام به من خواهد پیوست .  او د ر حالی  نزد من می آید

 

كه اندوهگین و سختی کشیده و غمگین است و کشته (شهید)  شده است .



اعتبار جوینی نزد اهل سنت:


 

ذهبی از جوینی به عنوان  الامام المحدث الاوحد الاكمل فخر الاسلام  ... دین و صالح


امام و پیشوا محدث یگانه و كامل و فخر اسلام و با دیانت و صالح  تعبیر می كند.


 .تذکرة الحفاظ  ج 4 ، ص  1505- 1506 ، رقم 24 .

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:17 - 0 تشکر 114332

چکیده ماجرای یورش به خانه وحی
بعد از وفات پیامبر اکرم  صلی الله وآله  كه عده ای  به زور  با ابوبکر بیعت كردند ،  حضرت امیر علیه السلام در دفاع از حق خود از انصار و یاران رسول خدا طلب یاری نمودند  هیأت حاكمه  از این وضع احساس خطر كرد  و در صدد برآمد  تا با هجوم به بیت وحی ارکان حکومت خود را محکم کنند .


1- طلب یاری از اصحاب رسول خدا




بعد از جریان بیعت عده ای از مردم با ابوبکر ، سلمان می گوید : امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه صدیقه طاهره سلام الله علیها را سوار بر مرکب می نمودند و شبانه درب خانه انصار و اصحاب بدر می رفتند و از آنها یاری می طلبیدند .


کتاب سلیم بن قیس هلالی ص 146 تا 148 ، باب قضایا السقیفة على لسان سلمان الفارسی ؛ الإمامة و السیاسة ج 1 ، ص 19 ، باب إبایة علی كرم الله وجهه بیعة أبی بكر رضی الله عنهما ؛ تاریخ الیعقوبی ج 2 ، ص 126 ، باب خبر سقیفة بنی ساعدة و بیعة ابی بکر .



2-  هجوم های متعدد به خانه وحی



هجوم اول :


 در هجوم اول قنفذ از طرف ابوبکر ، درب خانه حضرت آمد و از ایشان خواست که برای بیعت نزد ابوبکر رود ، حضرت به او فرمود : چقدر سریع به رسول خدا دروغ بستید و خلافت و جانشینی  آن حضرت را ادعا کردید که حق شما نیست ...

کتاب سلیم بن قیس هلالی ص 148 و 149 ، باب قضایا السقیفة على لسان سلمان الفارسی ، باب هجوم قبائل قریش على بیت الوحی وإحراقه ؛ الإمامة و السیاسة ـ تحقیق الزینی ـ ج 1 ، ص 19 و 20 ، باب كیف كانت بیعة علی بن أبی طالب كرم الله وجهه ؛ انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586 ؛ تفسیر الروح و المعانی - الآلوسی - ج 3 - ص 124.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:19 - 0 تشکر 114333

هجوم دوم :


درهجوم دوم دشمنان بعد از آتش زدن درب بیت وحی و جسارت به ساحت مقدس صدیقه طاهره صلوات الله و سلامه علیها با برخورد شدید آقا امیر المؤمنین علیه السلام  مواجه شدند و موفق نشدند حضرت امیر صلوات الله و سلامه علیه را برای بیعت به مسجد ببرند .

کتاب سلیم بن قیس هلالی ـ به تحقیق اسماعیل انصاری زنجانی ـ ص 149 و150 ؛ باب قضایا السقیفة علی لسان سلمان الفارسی ؛ تفسیر الروح و المعانی - الآلوسی - ج 3 - ص 124 ؛ الملل والنحل للشهرستانی المتوفى سنة 548 ( ص 83 طبع مصر تحت إشراف محمد فتح الله بدران ) نقلا عن النظام ؛ اثبات الوصیه، مسعودى شافعی ، ص 143 ؛ الامامة و الخلافة، مقاتل بن عطیه، ص160 و 161 با مقدمه دكتر حامد داود ؛ المصنف ، ج8 ، ص 572 ؛ انساب الاشراف، بلاذرى، ج1، ص586 و ...

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:19 - 0 تشکر 114334

هجوم سوم:


در هجوم سوم دشمن وقتی با مقاومت حضرت زهرا و آقا امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیهما مواجه شد بار دیگر وقیحانه به ساحت مقدس ناموس دهر ام ابیها فاطمه زهرا سلام الله علیها جسارت نمودند و حضرتامیر علیه السلام را به زور به مسجد بردند و در این هجوم بود كه حضرت محسن علیه السلام به شهادت رسید.


کتاب سلیم بن قیس هلالی ـ به تحقیق اسماعیل انصاری زنجانی ـ ص 150 و 151 ؛ باب قضایا السقیفة علی لسان سلمان الفارسی ؛ العقد الفرید، ابن عبدربه، ج3، ص 63 طبع مصر ؛ تاریخ ابوالفداء، ج1، ص156 طبع مصر بالمطبعة الحسینیة ؛ أنساب الأشراف ج1، ص 253، باب أمر السقیفة ؛ كتاب سلیم بن قیس - تحقیق اسماعیل الأنصاری زنجانی - ص 153 ؛ دلائل الإمامة ص 134، باب حدیث فدک ، باب خبر وفاتها و دفنها علیها السلام وما جری لأمیرالمؤمنین علیه السلام مع القوم ؛ بحار الأنوار ج 43 ، ص 170، باب 7 حدیث رقم 11 ؛ مناقب آل أبی طالب ، باب مناقب فاطمة الزهراء سلام الله علیها فی حلیتها و تواریخها سلام الله علیها ، ج3 ، ص 358 ؛ الاختصاص - الشیخ المفید - ص 183 ؛ میزان الإعتدال ترجمه 551 « احمد بن محمد السری بن یحیی بن أبی دارم المحدث » ج 1 ، ص 283 ؛ لسان المیزان: ترجمه 824 ، احمد بن محمد ج1 ، ص 268 ؛ الوافى بالوفیات: ج 5 ، ص347 ؛ فرائد السمطین ج2 ، ص 34 و 35 .

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:20 - 0 تشکر 114335

3- طرح ترور  حضرت امیر علیه السلام:
بعد از هجوم ها  و هتك حرمت ها ،  مخالفان احساس كردند كه نمی توانند از حضرت امیر علیه السلام بیعت بگیرند  از این رو  تصمیم گرفتند با تاکتیک جدیدی وارد میدان شوند  ونقشه  ترور حضرت را طراحی كردند و ابو بکر اجرای  این مأموریت را به خالد بن ولید داد :

الأنساب - السمعانی - ج 3 - ص 95 ، ذیل ترجمه عباد بن یعقوب الرواجنی ، تقدیم وتعلیق : عبد الله عمر البارودی ، چاپ اول ، سال چاپ :1408 - 1988 م ، ناشر : دار الجنان للطباعة والنشر والتوزیع - بیروت  لبنان .



4- مصادره فدک :

دشمن وقتی فهمید کشتن علی علیه السلام به صلاح حکومت نیست دست به تاکتیک دیگر زد  و تصمیم گرفت از راه تحریم اقتصادی جلو بیاید و دست به غصب فدک زد ، فدکی که رسول رحمت به امر خداوند عزوجل به صدیقه طاهره سلام الله علیها بخشیده بود و چند سال کارگران حضرت زهرا در آنجا مشغول به کار بودند .

الاحتجاج ـ الطبرسی ـ ج1 ، ص 119 ، باب احتجاج أمیر المؤمنین علیه السلام على أبی بكر وعمر لما منعا فاطمة الزهراء سلام الله علیها فدك بالكتاب والسنة .

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:25 - 0 تشکر 114336

- سبب شهادت ام ابیها سلام الله علیها :
با کمی دقت و تأمل در روایات شیعه و سنی این نکته  روشن می شود که سبب شهادت  صدیقه طاهره ، همین آزارها و اذیت ها و سقط جنین  بوده است .

فرائد السمطین ج2 ، ص 34 و 35 ؛ دلائل الإمامة ص 134، باب حدیث فدک ، باب خبر وفاتها و دفنها علیها السلام وما جری لأمیرالمؤمنین علیه السلام مع القوم ؛ بحار الأنوار ج 43 ، ص 170، باب 7 حدیث رقم 11 ؛ كامل الزیارات - جعفر بن محمد بن قولویه - ص 547 ؛ الاختصاص - الشیخ المفید - ص 183.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:26 - 0 تشکر 114338

اما تفصیل قضایا



اینك در بررسى سیر حوادث سقیفه و کمک خواهی امیرالمؤمنین و حضرت زهرا صلوات الله و سلامه علیهما و حوادثى كه منجر به شهادت حضرت فاطمه(علیها السلام) شده، از جمله حوادثى همچون «حمله مهاجمان به خانه حضرت فاطمه(علیها السلام)، آتش زدن در خانه و شكستن آن، ریختن مهاجمان به درون خانه، لطمات و صدمات وارده به حضرت فاطمه(علیها السلام)،  دستگیرى حضرت على(علیه السلام) و كشانیدن او به مسجد براى بیعت  اجباری با ابوبكر،  بیمارى و شهادت حضرت فاطمه(علیها السلام)» و نیز مستندات آن را به نقل از منابع مختلف شیعه و اهل سنت ذكر خواهیم كرد.

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:27 - 0 تشکر 114339

ندای هل من ناصر علی و زهرا



سلیم بن قیس هلالی می نویسد :



قال سلمان : فلما أن كان اللیل حمل علی علیه السلام فاطمة علیها السلام على حمار وأخذ بیدی ابنیه الحسن والحسین علیهما السلام ، فلم یدع أحدا من أهل بدر من المهاجرین ولا من الأنصار إلا أتاه فی منزله فذكرهم حقه ودعاهم إلى نصرته ، فما استجاب له منهم إلا أربعة وأربعون رجلا . فأمرهم أن یصبحوا بكرة محلقین رؤوسهم معهم سلاحهم لیبایعوا على الموت . فأصبحوا فلم یواف منهم أحد إلا أربعة . فقلت لسلمان : من الأربعة ؟ فقال : أنا وأبو ذر والمقداد والزبیر بن العوام . ثم أتاهم علی علیه السلام من اللیلة المقبلة فناشدهم ، فقالوا : ( نصبحك بكرة ) فما منهم أحد أتاه غیرنا . ثم أتاهم اللیلة الثالثة فما أتاه غیرنا .



علی علیه السلام یجمع القرآن ویعرضه على الناس



فلما رآى غدرهم وقلة وفائهم له لزم بیته وأقبل على القرآن یؤلفه ویجمعه ، فلم یخرج من بیته حتى جمعه وكان فی الصحف والشظاظ والأسیار والرقاع . فلما جمعه كله وكتبه بیده على تنزیله وتأویله والناسخ منه والمنسوخ ، بعث إلیه أبو بكر أن اخرج فبایع . فبعث إلیه علی علیه السلام:( إنی لمشغول وقد آلیت نفسی یمینا أن لا أرتدی رداء إلا للصلاة حتى أؤلف القرآن وأجمعه). فسكتوا عنه أیاما فجمعه فی ثوب واحد وختمه ، ثم خرج إلى الناس وهم مجتمعون مع أبی بكر فی مسجد رسول الله . فنادى علی علیه السلام بأعلى صوته : ( یا أیها الناس ، إنی لم أزل منذ قبض رسول الله صلى الله علیه وآله مشغولا بغسله ثم بالقرآن حتى جمعته كله فی هذا الثوب الواحد . فلم ینزل الله تعالى على رسول الله صلى الله علیه وآله آیة إلا وقد جمعتها ، ولیست منه آیة إلا وقد جمعتها ولیست منه آیة إلا وقد أقرأنیها رسول الله صلى الله علیه وآله وعلمنی تأویلها ) . ثم قال لهم علی علیه السلام : لئلا تقولوا غدا : ( إنا كنا عن هذا غافلین ) . ثم قال لهم علی علیه السلام : لئلا تقولوا یوم القیامة إنی لم أدعكم إلى نصرتی ولم أذكركم حقی ، ولم أدعكم إلى كتاب الله من فاتحته إلى خاتمته. فقال عمر:ما أغنانا ما معنا من القرآن عما تدعونا إلیه ثم دخل علی علیه السلام بیته .



إقامة الحجة على أبی بكر فی ما ادعاه من ألقاب



وقال عمر لأبی بكر : أرسل إلى علی فلیبایع ، فإنا لسنا فی شئ حتى یبایع ، ولو قد بایع أمناه . فأرسل إلیه أبو بكر : ( أجب خلیفة رسول الله ) فأتاه الرسول فقال له ذلك . فقال له علی علیه السلام : ( سبحان الله ما أسرع ما كذبتم على رسول الله ، إنه لیعلم ویعلم الذین حوله أن الله ورسوله لم یستخلفا غیری ) . وذهب الرسول فأخبره بما قال له . قال : اذهب فقل له : ( أجب أمیر المؤمنین أبا بكر ) فأتاه فأخبره بما قال . فقال له علی علیه السلام : سبحان الله ما والله طال العهد فینسى . فوالله إنه لیعلم أن هذا الاسم لا یصلح إلا لی ، ولقد أمره رسول الله وهو سابع سبعة فسلموا علی بإمرة المؤمنین . فاستفهم هو وصاحبه عمر من بین السبعة فقالا : أحق من الله ورسوله ؟ فقال لهما رسول الله صلى الله علیه وآله : نعم ، حقا حقا من الله ورسوله إنه أمیر المؤمنین وسید المسلمین وصاحب لواء الغر المحجلین ، یقعده الله عز وجل یوم القیامة على الصراط ، فیدخل أولیائه الجنة وأعداءه النار . فانطلق الرسول فأخبره بما قال . قال : فسكتوا عنه یومهم ذلك .



إتمام الحجة على الأنصار ومطالبتهم بالوفاء ببیعتهم



فلما كان اللیل حمل علی علیه السلام فاطمة علیها السلام على حمار وأخذ بیدی ابنیه الحسن والحسین علیهما السلام ، فلم یدع أحدا من أصحاب رسول الله صلى الله علیه وآله إلا أتاه فی منزله ، فناشدهم الله حقه ودعاهم إلى نصرته . فما استجاب منهم رجل غیرنا الأربعة ، فإنا حلقنا رؤوسنا وبذلنا له نصرتنا ، وكان الزبیر أشدنا بصیرة فی نصرته .



کتاب سلیم بن قیس هلالی ص 146 تا 148 ، باب قضایا السقیفة على لسان سلمان الفارسی .

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:28 - 0 تشکر 114341

طلب یاری اصحاب کساء از مهاجرین و انصار


بعد از جریان بیعت عده ای از مردم با ابوبکر ، سلمان می گوید : امیرالمؤمنین صلوات الله و سلامه علیه صدیقه طاهره سلام الله علیها را سوار بر مرکب می نمودند و شبانه درب خانه انصار می رفتند و از آنها یاری می طلبیدند :


1- وقتی شب شد علی علیه السلام حضرت زهرا سلام الله علیها را سوار بر چهارپایی نمود و دست دو پسرش امام حسن و امام حسن علیهما السلام را گرفت ، و به درب خانه تک تک اهل بدر از مهاجرین و انصار رفت و حق خود را بر ایشان یادآور شد و آنان را برای یاری خویش فراخواند . ولی جز چهل و چهار نفر ، کسی از آنان دعوت را قبول نکرد . حضرت به آنان دستور داد هنگام صبح با سرهای تراشیده و در حالیکه اسلحه هایشان را به همراه دارند بیایند و با او بیعت کنند که تا سرحد مرگ استوار بمانند .


وقتی صبح شد جز چهار نفر کسی از آنان نزد او نیامد . ( سلیم می گوید : ) به سلمان گفتم : چهار نفر چه کسانی بودند ؟ گفت من و ابوذر و مقداد و زبیر بن عوام .


2- امیرالمؤمنین علیه السلام در شب بعد هم نزد آنها رفت وآنان را قسم داد . گفتند : « صبح نزد تو می آییم » . ولی هیچ یک از آنها غیر از ما نزد او نیامد .


3- در شب سوم هم نزد آنان رفت ولی غیر از ما کسی نیامد .

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:28 - 0 تشکر 114343

جمع آوری قرآن و دعوت به آن



وقتی حضرت عهد شکنی و بی وفایی آنان را دید خانه نشینی اختیار کرد و به قرآن رو آورد و مشغول تنظیم و جمع آوری آن شد ، و از خانه اش خارج نشد تا آنکه آن را جمع آوی نمود در حالیکه قبلا در اوراق و تکه چوب ها و پوستها و کاغذ ها ( نوشته شده ) بود .


وقتی حضرت همه قرآن را جمع می نمود و آنرا با دست مبارک خویش طبق تنزیل و تأویلش و ناسخ ومنسوخش می نوشت ،ابوبکر به سراغ ایشان فرستاد که بیرون بیا و بیعت کن .



علی علیه السلام جواب فرستاد : « من مشغول هستم و با خود قسم یاد کرده ام که عبا بر دوش نیندازم جز برای نماز ، تا آنکه قرآن را تنظیم و جمع نمایم » . آنان هم چند روز درباره او سکوت اختیار کردند .



امیرالمؤمنین علیه السلام قرآن را در یک پارچه جمع آوری نمود و آن را مهر کرد . سپس بیرون آمد درحالیکه مردم با ابوبکر درمسجد پیامبر صلی الله علیه وآله اجتماع کرده بودند .


حضرت با بلندترین صدایش فرمود :


« ای مردم ، من از روزی که پیامبر صلی الله علیه وآله از دنیا رفته به غسل آن حضرت و سپس به قرآن مشغول بودم تا آنکه همه آن را به صورت یک مجموعه در این پارچه جمع آوری نمودم . خداوند بر پیامبرصلی الله علیه وآله آیه ای نازل نکرده مگرآنکه آنرا جمع آوری کرده ام ، و آیه ای از قرآن نیست مگر آنکه آنرا جمع نموده ام ، و آیه ای از آن نیست مگر آنکه برای پیامبر صلی الله علیه وآله خوانده ام و تأویلش را به من آموخته است » .


سپس فرمود:« برای آنکه فردا نگوئید : ما از این مطلب بی خبر بودیم »! و بعد فرمود : « وبدین جهت که روز قیامت نگوئید : من شما را به یاری خویش دعوت نکردم وحق خود را برایتان یادآور نشدم ، و شما را به کتاب خدا از ابتدا تا انتهایش دعوت نکردم » !


عمر گفت: قرآنی که همراه خود داریم ما را ازآنچه بدان دعوت می کنی بی نیاز می نماید! سپس علی علیه السلام داخل خانه شد .

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

سه شنبه 29/2/1388 - 18:30 - 0 تشکر 114344

اتمام حجت بر ابوبکر در القاب ادعایی


عمر به ابوبکر گفت : سراغ علی بفرست که باید بیعت کند ، و تا او بیعت نکند ما صاحب مقامی نیستیم ، و اگر بیعت کند از جهت او آسوده می شویم .


ابوبکر ( کسی را ) نزد علی علیه السلام فرستاد که : « خلیفه پیامبر را جواب بده » ! فرستاده نزد حضرت آمد و مطلب را عرض کرد . حضرت فرمود : « سبحان الله ، چه زود بر پیامبر دروغ بستید ! او و آنان که اطراف او هستند می دانند که خدا و رسولش غیر مرا خلیفه قرار نداده اند » . فرستاده آمد و آنچه حضرت فرموده بود رسانید .


(ابوبکر) گفت : برو به او بگو : « امیرالمؤمنین ابوبکر را جواب بده » ! او هم آمده و آنچه گفته بود به حضرت خبر داد . علی علیه السلام فرمود: « سبحان الله ، به خدا قسم زمانی طولانی که فراموش شود . به خدا قسم او می داند که این نام ( امیرالمؤمنین ) جز برای من صلاحیت ندارد . پیامبر صلی الله علیه وآله به او که هفتمی در میان هفت نفر بود امر کرد و به عنوان امیرالمؤمنین بر من سلام کردند . او و رفیقش عمر از میان هفت نفر سؤال کردند و گفتند : آیا حقی از جانب خدا وسولش است ؟ پیامبر صلی الله علیه وآله به آن دو فرمود : آری حق است ، حقی از جانب خدا و رسولش که او امیرمؤمنان و آقای مسلمانان و صاحب پرچم سفید پیشانیان شناخته شده است . خداوند عزوجل او را در روز قیامت بر کنار صراط می نشاند و او دوستانش را به بهشت و دشمنانش را به جهنم وارد می کند » .


فرستاده ابوبکر رفت و آنچه حضرت فرموده بود به او خبر داد . سلمان می گوید : آن روز را هم درباره او سکوت کردند .

من مفتخرم که در به رویم وا شد     ماتم کده ی غمت مرا مأوا شد

من مفتخرم نامه عمر سیهم        با اشک غمِ تو شسته و امضا شد

اینجا و میان قبرو محشر گویم     من مفتخرم که مادرم زهرا(س)شد

  http://www.ahlebasyrat.blogfa.com

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.