• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن ادبيـــات > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
ادبيـــات (بازدید: 1738)
دوشنبه 31/1/1388 - 16:23 -0 تشکر 107473
ای درونت برهنه از تقوی


سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ

 

ای درونت برهنه از تقوی

                                      کز برون جامعه ی ریا داری

پرده هفت رنگ در مگذار

                               تو که در خانه بوریا داری 

 

 

 

 

 

فکر میکنم همه ی ما حداقل اسم"سعدی " رو شنیدیم

 و توفیق اجباری داشتیم که در کتب د ادبیاتمون با نثرذ و شعر این بزرگ مرد تاریخ ادب ایران

اشنا بشیم

 

فردا روز بزرگداشت این شاعر گرانقدر ماست..

 

به بهانه ی این روز...کمی از ایشون میگیم

 

 استاد عزیزی داشتم که میگفت

اگر میخواید تر زبان باشید

حتما گلستان بخونید...

 

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

دوشنبه 31/1/1388 - 16:25 - 0 تشکر 107476

سَلَامٌ قَوْلًا مِن رَّبٍّ رَّحِیمٍ

بومحمد، شرف الدین ملقب به افصح المتکلمین، با تخلص سعدی از بزرگ‏ترین شاعران ایران است، که آسمان ادب فارسی را با نور خیره کننده خود روشن ساخت. وی در سال 606 ق در شیراز و در میان خاندانی که همه از عالمان دین بودند، چشم به جهان گشود. در اوان کودکی پدرخویش را از دست داد. در سایه حمایت‏های بزرگان خاندان به مکتب رفت و مقدمات علوم ادبی و دینی را در شیراز آموخت و پس برای تکمیل تحصیلات به بغداد رفت و در مدرسه نظامیه آن شهر به تحصیل پرداخت.

سعدی بعد از اتمام تحصیلات، سی سال از بهترین سال‏های عمرش را به سیر و سفر گذراند و حاصل آن، جهانی از آگاهی‏های تازه و آزمودنی‏های پُربَها بود که سرمایه سخن او گشت.

میگم..این عکس رو هم به سعدی منصوب کرده اند هم ابوعلی سینا

به نظرتون کدومشونه حالا؟ 

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

دوشنبه 31/1/1388 - 16:26 - 0 تشکر 107477

رهنگ پربرکت اسلامی، در سایه عنایات الهی و تعلیمات ارزنده نبوی، طی قرن‏های متمادی، بزرگانی را در دامن خود پرورده که چون خورشیدهای درخشان، در زمینه‏های گوناگون علم و ادب و هنر واخلاق، فضای انسانیت را نورافشان نموده‏اند. شیخ بزرگوار، سعدی شیرازی یکی از این بزرگان است که گذشته از جنبه‏های ظاهری نوشته‏های ارزنده وی، عطر جنبه‏های معنوی کلام او که حاوی بهترین راهنمایی‏های واقع گرایانه برای برخورداری از زندگی سعادتمندانه است، مشام جان عالمیان را خوشبو ساخته و به قیاس همین آثار است که سعدی را به حقیقت باید یک حکیم بزرگ اجتماعی دانست. ویژگی‏های ظاهری و معنوی کلام سعدی، طی چند قرن موجب دوام تسلط اندیشه او بر عقل و روان فارسی زبانان جهان گردیده است، به نحوی که باید او را معلّم و مربّی تمامی قرون و اعصار بنامیم.

سعدی و معرفت کردگار

ندای توحید و دعوت به شناخت حق تعالی و فراخواندن مخاطبان به بندگی و اطاعت کامل از پروردگار، از ویژگی کلام سعدی است. او همواره می‏کوشید که آثارش صحیفه معرفت و شناخت الهی و نمودار نشانه‏های حقّ تعالی باشد. سعدی در این راه، از روش قرآن کریم استفاده نموده و با توجه دادن مخاطبان به مظاهر شگفت‏انگیز هستی، نظم جهان آفرینش و هدفداری پدیده‏های خلقت، این رسالت ارزنده را انجام داده است. تسبیح کائنات و آمد و شد خورشید و پویایی و کارگری باد و ابر و باران، شکوه کوهساران و دریاها و درختان، مرغان نغمه خوان و... ، آرمان شعر سعدی را در شناخت خداوند تشکیل می‏دهد. وی همچنین به وظیفه اصلی انسان که بندگی و خلوص نیت و انجام اعمال نیک است، اشاره می‏کند. 

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

دوشنبه 31/1/1388 - 16:28 - 0 تشکر 107479





آفرینش همه تنبیه خداوند دل است
دل ندارد که ندارد به خداوند اقرار 
این همه نقش ازل بر در و دیوار وجود
هر که فکرت نکند نقش بود بر دیوار 
کوه و دریا و درختان همه در تسبیح اند
نه همه مُسْتمعی فهم کند این اسرار 
تا کی آخر چو بنفشه سر غفلت در پیش
حیف باشد که تو در خوابی و نرگس بیدار 
که تواند که دهد میوه الوان از چوب
یا که داند که برآرد گل صد برگ از خار 
پاک و بی‏عیب خدایی که به تقدیر عزیز 
ماه و خورشید مسخّر کند و لیل و نهار 

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

دوشنبه 31/1/1388 - 16:29 - 0 تشکر 107481

سعدی در کلام مقام معظم رهبری

مقام معظم رهبری درباره سعدی و آثارش چنین می‏فرماید: «بی‏شک، سعدی یکی از پایه‏های بنای استوار ادب فارسی و محصول شعر و نثر او، تشکیل دهنده یکی از برازنده‏ترین اندام‏های پیکره شکوهمند فرهنگ کنونی ماست. امروز می‏توان زیباترین گل‏های اندیشه بشری را در گلستان مصفای نظم و نشر او جُست و یافت... . شعر و نثر این جهاندیده انسان شناس صادق، همواره پیامی را با خود حمل کرده است، یا از منبع وحی و گنجینه قرآن و حدیث و یا از پرتو دل و احساس صاف و پاک خود او. شیوه سخن بی‏تکلُّف و شفاف او نیز امتیاز دیگر این آموزگار بزرگ مردمی و محبت است... . بسیارند آنهایی که در هر دو قلمرو نظم و نثر سمند فصاحت تاخته‏اند، امّا فقط سعدی است که شعری روان چون نثر، و نثری آهنگین چون شعر پدیده آورده و آمیزه شگفت‏انگیز از مضمون و ترکیب و معنا و لفظ، در هر دو عرصه فراهم ساخته است».

سعدی در کلام ارنست رنان

اِرنِست رِنان، زبان شناس و نویسنده فرانسوی درباره سعدی می‏گوید:«سعدی، واقعا یکی از نویسندگان ماست. ذوق سلیم و تزلزل‏ناپذیر او، لطف و جذبه‏ای که به روایاتش روح و جان می‏بخشد، لحن سُخریه‏آمیز و پرعطوفتی که با آن معایب و مفاسد بشریت را گوشزد می‏کند، این همه اوصاف که در نویسندگان شرقی به ندرت جمع می‏آید، او را در نظر ما عزیز می‏دارد».

سعدی از نگاه باریه دومنار

باریه دومنار، مترجم بوستان سعدی به زبان فرانسوی، درباره نفوذ سعدی در اروپا می‏گوید: «از تمام گویندگان شرقی، سعدی تنها شاعری است که مورد درک و دریافت اروپاییان قرار گرفته است... و علت این افتخار و اعتبار او این است که سعدی در گلستان جامع تمامی صفاتی است که جمال‏شناسی نوین خواستار آن است».

 

باید بروم در خلوت سرخ

تا بتوانم  ترانه ی آگاهی بخوانم

و خدا است تنها پناهم

خلوت، تولد حقیقتم خواهد شد

 

سه شنبه 1/2/1388 - 10:12 - 0 تشکر 107616

خیلی خوبه كه بیشتر با سعدی آشنا بشیم من هم حكایات سعدی را در همینجا می گذارم.

حكایت دختر حاتم در روزگار پیغمبر(ص)

  • شنیدم كه طى در زمان رسول فرستاد لشكر بشیر نذیر بفرمود كشتن به شمشیر كین زنى گفت من دختر حاتمم كرم كن به جاى من اى محترم به فرمان پیغمبر نیك راى در آن قوم باقى نهادند تیغ بزارى به شمشیر زن گفت زن مروت نبینم رهایى ز بند همى گفت و گریان بر اخوان طى ببخشیدش آن قوم و دیگر عطا ببخشیدش آن قوم و دیگر عطا
  • نكردند منشور ایمان قبول گرفتند از ایشان گروهى اسیر كه ناپاك بودند و ناپاكدین بخواهید از این نامور حاكمم كه مولاى من بود از اهل كرم گشادند زنجیرش از دست و پاى كه رانند سیلاب خون بى دریغ مرا نیز با جمله گردن بزن به تنها و یارانم اندر كمند به سمع رسول آمد آواز وى كه هرگز نكرد اصل و گوهر خطا

سه شنبه 1/2/1388 - 10:12 - 0 تشکر 107617

حكایت حاتم طائى

  • ز بنگاه حاتم یكى پیرمرد ز راوى چنان یاد دارم خبر زن از خیمه گفت این چه تدبیر بود؟ شنید این سخن نامبردار طى گر او در خور حاجت خویش خواست چو حاتم به آزاد مردى دگر ابوبكر سعد آن كه دست نوال رعیت پناها دلت شاد باد سرافرازد این خاك فرخنده بوم چو حاتم، اگر نیستى كام وى نا ماند از آن نامور در كتاب كه حاتم بدان نام و آوازه خواست تكلف بر مرد درویش نیست كه چندان كه جهدت بود خیر كن كه چندان كه جهدت بود خیر كن
  • طلب ده درم سنگ فانید كرد كه پیشش فرستاد تنگى شكر همان ده درم حاجت پیر بود بخندید و گفت اى دلارام حى جوانمردى آل حاتم كجاست؟ ز دوران گیتى نیاید مگر نهد همتش بر دهان سال به سعیت مسلمانى آباد باد ز عدلت بر اقلیم یونان و روم نبردى كس اندر جهان نام طى تو را هم نا ماند و هم واب تو را سعى و جهد از براى خداست وصیت همین یك سخن بیش نیست ز تو خیر ماند ز سعدى سخن

سه شنبه 1/2/1388 - 10:13 - 0 تشکر 107618

حكایت پدر بخیل و پسر لاابالى

  • یكى زهره ى خرج كردن نداشت نه خوردی، كه خاطر بر آسایدش شب و روز در بند زر بود و سیم بدانست روزى پسر در كمین ز خاكش بر آورد و بر باد داد جوانمرد را زر بقائى نكرد كز این كم زنى بود ناپا كرو نهاده پدر چنگ در ناى خویش پدر زار و گریان همه شب نخفت زر از بهر خوردن بود اى پدر زر از سنگ خارا برون آورند زر اندر كف مرد دنیا پرست چو در زندگانى بدى با عیال چو چشمار و آنگه خورند از تو سیر بخیل توانگر به دینار و سیم از آن سالها می بماند زرش به سنگ اجل ناگهش بشكنند پس از بردن و گرد كردن چو مور سخنهاى سعدى مال است و پند دریغ است از این روى برتافتن دریغ است از این روى برتافتن
  • زرش بود و یاراى خوردن نداشت نه دادی، كه فردا بكار آیدش زر و سیم در بند مرد لیم كه ممسك كجا كرد زر در زمین شنیدم كه سنگى در آن جا نهاد به یك دستش آمد، به دیگر بخورد كلاهش به بازار و میزر گرو پسر چنگى و نایى آورده پیش پسر بامدادان بخندید و گفت ز بهر نهادن چه سنگ و چه زر كه با دوستان و عزیزان خورند هنوز اى برادر به سنگ اندرست گرت مرگ خواهند، از ایشان منال كه از بام پنجه گز افتى به زیر طلسمى است بالاى گنجى مقیم كه لرزد طلسمى چنین بر سرش به اسودگى گنج قسمت كنند بخور پیش از آن كت خورد كرم گور بكار آیدت گر شوى كار بند كز این روى دولت توان یافتن

سه شنبه 1/2/1388 - 10:14 - 0 تشکر 107619

حكایت

  • ز تاج ملك زاده اى در ملاخ پدر گفتش اندر شب تیره رنگ همه سنگها پاس دار اى پسر در اوباش، پاكان شوریده رنگ چو پاكیزه نفسان و صاحبدلان به رغبت بكش بار هر جاهلى كسى را كه با دوستى سرخوش است بدرد چو گل جامه از دست خار غم جمله خور در هواى یكى كسى را كه نزدیك ظنت بد اوست در معرفت بر كسانى است باز بسا تلخ عیشان و تلخى چشان ببوسى گرت عقل و تدبیر هست كه روزى برون آید از شهر بند مسوزان درخت گل اندر خریف مسوزان درخت گل اندر خریف
  • شبى لعلى افتاد در سنگلاخ چه دانى كه گوهر كدام است و سنگ؟ كه لعل از میانش نباشد به در همان جاى تاریك و لعلند و سنگ بر آمیختستند با جاهلان كه افتى به سر وقت صاحبدلى نبینى كه چون بار دشمن كش است؟ كه خون در دل افتاده خندد چو نار مراعات صد كن براى یكى چه دانى كه صاحب ولایت خود اوست؟ كه درهاست بر روى ایشان فراز كه آیند در حله دامن كشان ملك زاده را در نواخانه دست بلندیت بخشد چو گردد بلند كه در نوبهارت نماید ظریف

سه شنبه 1/2/1388 - 10:14 - 0 تشکر 107620

حكایت

  • یكى را پسر گم شد از راحله ز هر خیمه پرسید وهر سو شتافت چو آمد بر مردم كاروان ندانى كه چون راه بردم به دوست از آن اهل دل در پى هركسند برند از براى دلى بارها برند از براى دلى بارها
  • شبانگه بگردید در قافله به تاریكى آن روشنایى بیافت شنیدم كه می گفت با ساروان هر آن كس كه پیش آمدم گفتم اوست كه باشد كه روزى به مردى رسند كشند از براى گلى خارها

سه شنبه 1/2/1388 - 10:14 - 0 تشکر 107621

حكایت در معنى ثمرات نكوكارى در آخرت

  • كسى دید صحراى محشر به خواب همى برفلك شد ز مردم خروش یكى شخص از این جمله در سایه اى بپرسید كاى مجلس آراى مرد رزى داشتم بر در خانه، گفت در آن وقت نومیدى آن مرد راست كه یارب بر این بنده بخشایشى چه گفتم چو حل كردم این راز را؟ كه جمهور در سایه ى همتش درختى است مرد كرم، باردار حطب را اگر تیشه بر پى زنند بسى پاى دار، اى درخت هنر بگفتیم در باب احسان بسى بخور مردم آزار را خون و مال یكى را كه با خواجه ى تست جنگ برانداز بیخى كه خار آورد كسى را بده پایه ى مهتران مبخشاى بر هر كجا ظالمى است جهان سوز را كشته بهتر چراغ هر آن كس كه بر دزد رحمت كند جفا پیشگان را بده سر بباد جفا پیشگان را بده سر بباد
  • مس تفته روى زمین ز آفتاب دماغ از تبش می برآمد به جوش به گردن بر از خلد پیرایه اى كه بود اندر این مجلست پایمرد؟ به سایه درش نیكمردى بخفت گناهم ز دادار داور بخواست كز او دیده ام وقتى آسایشى بشارت خداوند شیراز را مقیمند و بر سفره ى نعمتش وز او بگذرى هیزم كوهسار درخت برومند را كى زنند؟ كه هم میوه دارى و هم سایه ور ولیكن نه شرط است با هركسى كه از مرغ بد كنده به پر و بال به دستش چرا می دهى چوب و سنگ؟ درختى بپرور كه بار آورد كه بر كهتران سر ندارد گران كه رحمت بر او جور بر عالمى است یكى به در آتش كه خلقى به داغ به بازوى خود كاروان می زند ستم بر ستم پیشه عدل است و داد

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.