• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن اجتماعي > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
اجتماعي (بازدید: 808)
دوشنبه 24/1/1388 - 22:6 -0 تشکر 105805
متلک پرانی

گزارشی درباره متلک پرانان و پدیده متلک پرانی در سطح شهر
- خانم، شوهر «خانه دار» نمی خواین؟
- سکوت.
- زبونتونو موش خورده؟
به حرف های مرد جوانی که از بد حادثه هم مسیرم شده، توجهی ندارم. راه خودم را می روم و تا از دور دوستانم را می بینم که سر کوچه منتظر ایستاده اند، قدم تند می کنم و انگار که تازه دل و جرات پیدا کرده باشم، بی آنکه همراه مزاحمم را نگاه کنم، می پرسم.
- آقای نامحترم، شما کار و زندگی نداری؟
مرد کم نمی آورد؛
- نه والله... ما رو که می بینین علاف شماییم، دربست.
دیگر حرفی نمی زنم. اصلاً جواب سوالم را خودم از اول می دانستم. حالا دارم با دوستانم احوالپرسی می کنم. دست می دهیم و با سر و صدا و خنده و شیطنت سوار ماتیز یکی از همراهان می شویم. هنوز راه نیفتاده ایم که مرد جوان با اعتماد به نفس جلو می آید و اشاره می کند که شیشه را پایین بکشیم. ما هم حالا که جمع مان جمع است بدمان نمی آید ضرب شستی به یکی از نمایندگان «اجناس برتر» نشان دهیم. شیشه را پایین می کشم.
- فرمایش؟
- هیچی،...
دوستم گاز می دهد و آقای علاف را در غبار گرد و خاک تنها می گذارد. فرصت نمی شود به او بگویم این روزها درگیر نوشتن گزارشی درباره «متلک پرانی» آقایان در خیابان های شهر هستم. فرصت نمی شود بپرسم آیا حاضر است درباره این رفتار خود «گفت وگو» کند یا نه؟ و فرصت نمی شود حتی چیزی از چهره و سن و سالش در یادم بماند اما «حاضرجوابی» و «طنزپردازی زودبازدهش» به عنوان مشخصه ثابت اغلب جوانانی که دستی در کار تولید و مصرف بی رویه متلک دارند در خاطرم می ماند و از خودم می پرسم اگر مردان تولید و مصرف کننده هستند، ما زنان چه هستیم؟ شکارهای گذری که گاه و بیگاه در خیابانی خلوت یا حتی شلوغ یا در کوچه و راه مدرسه، حتی در دانشگاه و محل کار ناگزیر می شویم نقش شنوندگان این متلک ها را بازی کنیم؟ نمی دانم. شاید در این فرآیند بیمار، ما بیش از هر چیز دیگر نقش «توزیع» را برعهده داشته باشیم.
از دیدگاه جامعه شناسی، متلک رفتاری ارتباطی است و در موقعیتی می تواند شکل بگیرد که طرف دیگری وجود داشته باشد. بنابراین بدون وجود طرف دیگری که مخاطب متلک است، متلک تحقق پیدا نمی کند و از این دیدگاه شاید تنها با حذف زنان برای همیشه، پدیده متلک پرانی هم مطلقاً از بین برود. با این حال کارشناسان امر - منظور متلک سازان و متلک پرانان نیستند البته - برخلاف ضابطان نیروی انتظامی، حذف «متلک شنوندگان» را راهکار مناسبی برای حل این معضل نمی دانند و تاکید دارند متلک پرانی را باید از جنبه های مختلف اجتماعی، روان شناختی و حتی زیست شناختی بررسی کرد.
● آقا، شما سرتان به جایی نخورده
«متلک پرانی ممکن است ریشه های روانی، اجتماعی یا زیست شناختی داشته باشد. افرادی که دچار ضایعه مغزی، به ویژه در قسمت پیشانی شده اند یا مثلاً ضربه یی به سرشان خورده است، بیش از سایرین مستعد بروز چنین رفتاری هستند چرا که در این افراد اغلب،کنترل مغز روی رفتارهای غریزی بسیار کم می شود و در نتیجه فرد خواسته های غریزی خود را بدون مهار بیان می کند و در بیان و بروز خشم و انگیزه های جنسی کنترلی به خرج نمی دهد. بنابراین حتی بیماری های مغزی یا زیست شناختی هم در بررسی علل متلک گویی افراد قابل بررسی و درخور تامل است.»
دکتر فربد فدایی روانشناس با این اظهار نظر توجه ما را به اهمیت بررسی علمی و همه بعدی پدیده متلک گویی و پرهیز از ارزش داوری درباره آن جلب می کند. بنابراین توجه داشته باشید شاید واقعاً آقایانی که در کوچه و خیابان دنبال شما راه می افتند و عبارات و الفاظ و القاب شایسته و ناشایست نثارتان می کنند، سرشان به جایی خورده یا از ضایعه یی در منطقه «مخ» رنج می برند. با در نظر گرفتن این شرایط است که شما به جای برافروخته شدن و عصبانیت ممکن است حتی برای این گروه از شهروندان دلسوزی هم بکنید و با تاسی از اینکه بالاخره هر چه نباشد «بنی آدم اعضای یکدیگرند» هدایت شان کنید به نزدیک ترین درمانگاه ممکن. اما خب همیشه هم همه چیز با این مناسبات «بشردوستانه» پیش نمی رود. مساله این است که گاه واقعاً سر متلک گویان به هیچ جا نخورده و در کمال صحت و سلامت عقل اقدام به این رفتارهای رذیلانه می کنند. سیامک جوان ۳۳ساله مجردی که بر خلاف اکثر دوستانش - البته این طور که خودش می گوید - متلک گویی هیچ گونه جذابیتی برایش ندارد، شاهد این مدعاست. او متلک گویی را کار «چیپ» و «بی کلاسی» می داند و می گوید؛ «این یک توحش اخلاقی است که در دوران مدرن شکل گرفته.»
-حالا خودمانیم، خودت تا به حال متلک گفته یی؟
(می خندد) من که نه بابا...
-اگر راستش را بگویی ممکن است از بار گناهانت کم شود.
(با خنده و خجالت) ای بابا... نه به جان خودم من فقط یک بار در عمرم متلک گفتم. تازه آن هم من خودم چیزی نگفتم اما در جمعی بودم که متلک می گفتند.
-به هر حال برای مباشرت و معاونت هم، موارد قانونی در نظر گرفته شده. حالا همان اولین بار چندساله بودی؟
بیست و سه، چهار ساله بودم. موضوع مال خیلی وقت پیش است.
-چه متلکی گفتید؟
با ماشین دوستم بودیم. پشت چراغ قرمز ماندیم و ماشین کناری مان هم خب چند تا دخترخانم بودند. پشت چراغ بود دیگر. گفتیم شوخی کنیم. دوستم اشاره کرد شیشه را بکشند پایین. آنها هم دخترهای شادابی بودند. دوستم خیلی جدی پرسید؛ «ببخشید، دورتون بگردم از کدوم طرفه؟» آنها هم اول متوجه نشدند ما چه می گوییم اما بعدش زدند زیر خنده و ما هم خندیدیم. همین.
-خب شاید بتوان این شیطنت را در مقایسه با متلک های ناراحت کننده یی که در سطح شهر نثار زنان می شود به کلی نادیده گرفت اما فکر می کنی چرا و با چه اهدافی مردان متلک می گویند؟
به نظر من این مساله ریشه فرهنگی و سابقه تاریخی دارد. شما در رمان های قدیمی ایرانی هم می بینید که این مساله وجود دارد مثلاً بزرگ علوی در «چشم هایش» به متلک گویی اشاره می کند. این کار به نظر من در میان همه مردم ایرانی مشترک است، حالا هر کدام به نوعی ممکن است آن را انجام بدهند مثلاً شاید پدربزرگ من هم آن را تجربه کرده باشد. اما من بحث شیطنت را از توحش مردانه جدا می کنم. اینکه چند تا جوان در راه مدرسه به دخترها چیزی می گویند و می خندند الزاماً توحش و بی حرمتی نیست.
-درباره این مرزبندی کمی بیشتر توضیح بده. چون به نظر خیلی شخصی و خودساخته می آید.
ببینید مرد ایرانی همیشه این اجازه را داشته که درباره همه چیز و از جمله زن ایرانی شوخی کند. ۲۵۰۰ سال است که مرد ایرانی این اجازه را دارد و دیگر برایش عادی و حل شده است که چه در خانه و چه در خیابان و چه به شوخی یا حتی جدی به زن بی احترامی کند و او را به عنوان یک انسان نادیده بگیرد. متاسفانه این در ناخودآگاه مرد ایرانی وارد شده و بدتر اینکه اغلب زن ایرانی هم این مساله را پذیرفته و چندان شکایتی بابت آن ندارد. مرزی که من می کشم دقیقاً همین جاست. از این نوع تفکر نسبت به زنان است که خیلی بدم می آید.
● جامعه بسته و رفتارهای واکنشی
در بررسی تحلیلی پدیده متلک گویی، «جامعه بسته» شاید متهم ردیف اول باشد؛ جامعه ای که به واسطه وجود انواع محدودیت ها نتوانسته به زندگی اجتماعی شهروندانش شکلی طبیعی بدهد، نسبت به «جوامع باز» بستر مستعدتری را برای رشد و رواج متلک گویی فراهم خواهد کرد.
دکتر فربد فدایی روان شناس در این باره به هیجانات ارضانشده یی اشاره می کند که در وجود شهروندان «جامعه بسته» باقی مانده و زندگی می کند. این روان شناس می گوید؛ «از نظر جامعه شناختی زمانی که احساس خشم یا احساس تمایل جنسی ارضا نشده در فرد به صورت تلنبارشده باقی مانده باشد و جامعه نیز فرصتی برای ارضای این نیازها به شکل سازنده در اختیار فرد قرار ندهد، این امکان وجود دارد که تظاهر این کمبود را به صورت متلک گویی به زنان در خیابان های شهر ببینیم.» از نظر دکتر فدایی احساس خشم سرخورده یا محرومیت گاه به صورت انحرافی و به شکل رفتارهای آزارنده خود را نشان می دهد.
فدایی معتقد است چنین تظاهراتی در مردان بیش از زنان قابل پیگیری است؛ «مردان معمولاً مشکلات روانی و اجتماعی خود را با رفتارهایشان ظاهر می کنند و واکنش هایشان در این زمینه به اصطلاح برون ریز است و خشم و محرومیت خود را به بیرون منتقل می کنند اما زنان دقیقاً برعکس عمل می کنند و خشم و محرومیت شان در بسیاری از موارد به صورت افسردگی و گوشه گیری تظاهر پیدا می کند.» این روان شناس البته در بررسی رفتارهای واکنشی زنان و مردان آموزه های اجتماعی را نیز نادیده نمی گیرد و معتقد است جامعه به مردان یاد می دهد که به دلیل مذکر بودن می توانند هنگام خشم یا ناراحتی عصبانی شوند، فریاد بزنند یا رفتارهای برونگرای دیگری از خود نشان دهند اما همین جامعه از زنان می خواهد اگر احساس محرومیت یا خشم دارند، گوشه خانه بنشینند و اشک بریزند.
فدایی ادامه می دهد؛ «این ویژگی البته مختص جامعه ایران نیست و در تمام جوامعی که زن و مرد در آن برابر نیستند و نگاه به زن نگاه به ابزار ارضای جنسی است نه انسانی از جنس دیگر، چنین معضلاتی وجود دارد. حتی در اروپا هم در کشورهایی مانند ایتالیا و یونان یا به طور کلی در جنوب اروپا و کشورهایی که هنوز از نظر روابط انسانی و اجتماعی به حد اروپای شمالی و غربی نرسیده اند، وضعیت به همین منوال است.»
● متلک گویی و رابطه سلطه
نه خانم. این روش های جواد تو مرام ما نیست. من تا به حال نه توی خیابان نه به کسی شماره تلفن داده ام و نه متلک گفته ام. من از روش های دیگری برای آشنایی استفاده می کنم. کسانی که بعد از چند ماه آشنایی و رفت و آمد و همکاری با آنها دوست شدیم و فکر می کردیم آدم حسابی هستند، توزرد از آب درآمدند.
-خب این «مکان امنی» که تو برای آشنا شدن داری، کجاست؟
من در مهمانی ها یا با قرارهای وبلاگی دوست پیدا می کنم نه با متلک پرانی توی کوچه و خیابان و فکر هم می کنم به دلیل محدودیت های اجتماعی است که جوانان به این کارها رو می آورند. اگر جامعه سالم باشد خودش فضای عادی و منطقی را در اختیار آدم ها قرار می دهد تا با هم رابطه برقرار کنند. اما به نظرم تو یک مساله را در نظر نمی گیری و آن هم اینکه خیلی از آقایانی که متلک می گویند اصلاً قصد برقراری رابطه ندارند. همین طوری یک چیزی می گویند که دهان شان مدت طولانی بسته نمانده باشد. خب اینها اغلب بیمارند.
این کاری که شما می گویید ناشی از عقده های فروخورده است. البته این آدم ها هم گناهی ندارند چون در جامعه ما روابط با جنس مخالف غیرطبیعی و غیرعادی است. بنابراین عده زیادی از مردم که با جنس مقابل شان روابط عادی ندارند به هر حال باید این کمبود را یک جوری جبران کنند. بنابراین متلک می گویند و خیلی کارهای دیگر هم می کنند که ما نمی دانیم و شما هم نمی دانید. امید متولد سال ۱۳۵۹ است و ظاهراً این طور که خودش می گوید او هم مثل بقیه آقایان اصلاً اهل متلک گویی نیست - نمی دانم پس این همه متلک را چه کسانی می گویند؟ - امید تجربه سفر به چند کشور را هم دارد و می گوید؛ «مثلاً در سوئیس من دیده ام که پسرها و دخترها در خیابان گاهی شوخی هایی با هم می کنند که اصلاً هم ناراحت کننده نبود. به نظرم در حد شوخی های مختصر، این کار بد نیست اما به زبان آوردن حرف های نامربوط را نمی پسندم.»
-مثلاً چه چیزی را نمی پسندی؟
معمولی ترین چیزی که بتوانم به شما بگویم و شما هم بتوانید چاپش کنید، این متلک زشت و جواد «جیگر تو» است. البته بگویم گاهی خانم ها خوب جواب هایی می دهند.
-مثلاً؟
مثلاً یک موردی را که دوستم تعریف می کرد به یک خانمی گفته بود؛ «جیگر تو بخورم» و او هم در جواب آمده بود؛ «با نون بخور سیر بشی». کاوه دوست امید و متولد سال ۱۳۶۱ است اما تجربه متفاوتی دارد. او هم مثل همه آقایان محترم دیگر اهل متلک گویی نیست. اما خاطره دوردستی را به یاد می آورد؛ «کلاس سوم راهنمایی بودم. هر روز از مدرسه که بیرون می آمدیم، دوستانم به دختر مدرسه یی ها متلک می گفتند.
در آن جمع هم طوری بود که وقتی تو چیزی نمی گفتی یک جورهایی برایت بد بود. بالاخره یک روز من هم به دختری که داشت از کنارم رد می شد و حتی قیافه اش را هم درست ندیدم یک چیز خیلی بی مزه یی گفتم در این مایه ها که «خانم کجا می ری؟» و از این حرف ها. خب همان موقع خوب بود اما از دو سه روز بعدش خیلی از خودم بدم آمده بود و برای آن دختر دلم می سوخت. همان جا بود که به ذهنم رسید متلک گفتن به خانم ها یک جور رابطه سلطه است. یک رابطه یک طرفه است که تو از زور یا روی بیشتر خودت استفاده می کنی و آن را به طرف دیگر تحمیل می کنی. چند وقت پیش هم دو مامور مترو را دیدم که در یک ایستگاه، دختری را گیر آورده بودند و پشت هم به او چرت و پرت می گفتند و باز احساس نفرتم تجدید شد. آن دو نفر داشتند دختر را له می کردند. او را تحقیر می کردند و او هم طفلکی چیزی نمی گفت.
-البته تو در زمان خودت خیلی پیشرو بودی ظاهراً.حتی افلاطون هم در سوم راهنمایی به رابطه سلطه پی نبرده بود.
(می خندد). شاید شما باور نکنید و حق هم دارید چون اغلب مردان ثابت کرده اند که نباید هم باورتان شود اما من به زن ها هم یک نقد جدی دارم، به خصوص زن های ایرانی.
-بفرمایید.
ببینید در جامعه همه چیز و همه ذهنیت ها جنسی است و زنان هم استثنا نیستند. مثلاً ممکن است مردی بدون هیچ گونه غرض اضافی و صرفاً با دیدن یک خانم زیبا بخواهد به او بگوید که چقدر زیبایی. او را تحسین می کند اما کمتر زنی است که ظرفیت شنیدن چنین حرف صادقانه و بی غرضی را داشته باشد و آن را به هزار چیز دیگر نسبت ندهد. مثلاً من خودم یک بار دلم می خواست به خانمی که در نهایت سادگی و زیبایی در خیابان از کنارم گذشت این را بگویم. ممکن بود صد سال دیگر هم هرگز آن خانم را دوباره نبینم، هیچ قصدی هم نداشتم اما جرات نکردم حرفی بزنم چون مطمئن بودم یک سیلی خواهم خورد.
● تنها یک پله تا رفتارخشونت آمیز
اما آیا متلک پرانی مطلقاً و همیشه رفتاری «ناهنجار» است؟ شاید نتوان به این پرسش هم مثل بسیاری از پرسش های دیگر پاسخی قطعی و کامل داد اما آنچه مسلم است تقریباً در تمام موارد فردی که متلک می شنود با اخلالی در سطح عادی تعاملات خود با دیگران و با محیط اطراف رو به رو می شود و از این منظر، حریم و فضای شخصی خود را از دست می دهد. در همین حال دکتر فدایی نیز «متلک گویی» را مستلزم یک آسیب شناسی عمیق می داند و معتقد است؛ «فرد متلک پران اگر فرصت پیدا کند آمادگی آن را دارد که تمایل خود را که در حال حاضر به صورت کلامی بروز می دهد، حتی به صورت تجاوز جنسی هم آشکار کند.»
این روانشناس تاکید می کند؛ «رفتار یک متلک پران تنها یک پله با رفتار خشونت آمیز دیگر، یعنی تجاوز جنسی فاصله دارد و به همین دلیل می تواند در دل خود آسیب های مهم تر و اساسی تری را هم به صورت نهفته حمل کند.» فدایی با تاکید بر اینکه در روزگار قدیم شاید یکی از دلایل آنکه زنان چندان تمایلی برای خروج از خانه نداشتند، همین موضوع متلک پرانی و عواقب آن بود، ادامه می دهد؛ «زنان در آن روزگار چندان تلاشی برای خروج از خانه نمی کردند و اگر هم از خانه بیرون می آمدند، اغلب به همراه محافظ یا با پوششی بسیار سفت و سخت در جامعه حاضر می شدند.»
در این میان برخی متلک پرانان هم هستند که برای متلک پرانی خود کارکردهایی می تراشند. تنها متلک گویی که با پذیرش صادقانه متلک گویی خود باری از دوش ما برمی دارد، حسین مردی متاهل و پدر دو پسر است. او می گوید؛ «از وقتی یادم می آید، از ۱۶ سالگی شاید... بله از همان موقع ها متلک می گفتم.»
-چرا متلک می گفتید؟
خب جوان بودیم دیگر.
-اما فقط جوان ها نیستند که این کار را می کنند. برعکس الان دیگر دود از کنده بلند می شود.
خب بله... اما ما خیلی با جوان های الان فرق داشتیم. روزگار ما هم فرق داشت. آن موقع اصلاً دوره، دوره متلک بود. زمان ما که مثل دوره شما روابط آزاد و آشکار نبود. همه دنبال این بودند که چیزی به یک خانم جوانی بگویند، حالا می گرفت یا نمی گرفت. متلک آن زمان این طور بود و کارکرد هم داشت.
-یعنی اگر الان در همان سن و سال بودید، دیگر نیازی به متلک گویی در خودتان احساس نمی کردید؟
خانم الان که بچه های ما دارند پادشاهی می کنند. دوره ما هر روز کارمان این بود که کیف و کتاب مان را برداریم و برویم سر کوچه بایستیم تا با چند تا کلمه باب آشنایی را باز کنیم. الان وضعیت فرق کرده است. آن موقع دوران جاهلیت ما بود دیگر... ما که دبیرستانی بودیم اصلاً شانس این را نداشتیم که دختری را در خیابان ببینیم. دخترها فقط راه مدرسه و خانه را داشتند. تلفن هم که در خانه ها نبود. الان را نبینید که در همه خانه ها اینترنت و کامپیوتر و از این جور امکانات هست. دخترها آن موقع اصلاً از خانه بیرون نمی آمدند. وقتی هم که به بهانه خرید مدادی، تراشی، چیزی می آمدند سر کوچه دیگر نمی شد از ما توقع داشت که یک متلک خشک و خالی هم نگوییم. به هر حال قدیم ها متلک ها هدف داشتند نه مثل حالا که آقایان فقط باعث اذیت خانم ها هستند.
-کدام یک از متلک هایتان را در طول این سال ها به یاد دارید؟
ای بابا.... مال خیلی وقت پیش است.
-برای همین خطری برایتان ندارد.
خب ما هیچ وقت متلک ناجور خدای ناکرده به ناموس مردم نمی گفتیم که... اما خاطرم هست یک بار در همین فضای سبز سر قائم مقام خانمی را دیدیم که خیلی زیبا و برازنده بود. با دوستم بودیم. جلو رفتیم و من گفتم؛ «خانم اجازه بدید، من جلوتون سجده کنم.»
-خب حالا گرفت یا نه؟ کارکرد داشت؟
نخیر... عمل نکرد.
والایش، تنها راه تغییر شرایط
«جداسازی بیش از حد و غیرضروری مرد و زن در جامعه معمولاً نتایج غیراخلاقی و دلسردکننده یی به بار می آورد. برای پرهیز از رسیدن به چنین بن بست هایی در جوامع لازم است تمایزها و جداسازی های احتمالی در حد سنن هر جامعه یی و در میان مردم باقی بماند چرا که اگر جنبه اغراق امیز پیدا کند دقیقاً نتیجه معکوس خواهد داشت.»
دکتر فربد فدایی با اعلام این موضع پیشنهادهای مشخصی برای تغییر شرایط موجود دارد؛ «یکی از راه های عملی و مفید که با تجربه ها و شرایط جامعه ما نیز همخوانی دارد، فراهم کردن فرصت برای ازدواج جوانان در زمان مناسب است اما راه های دیگری هم وجود دارند. به طور مثال کشش جنسی یا احساس خشم را می توان از طریق پرداختن به ورزش یا هنر مهار کرد که به این روش اصطلاحاً «والایش» می گویند اما متاسفانه در جامعه خودمان شاهد آن هستیم که مسوولان به جای آنکه به فکر گسترش ورزش در میان مردم باشند، روی قهرمان پروری سرمایه گذاری می کنند که تازه به روان جامعه هم آسیب وارد می کند.»
در همین حال این روانشناس آموزش های خانوادگی و اخلاقی را نیز در کنترل شخصی روی خواسته ها و کمبودهای خود موثر می داند و معتقد است این آموزش ها سبب می شود شخص مهارت بیشتری در کنترل خود به دست بیاورد.
فدایی با برشمردن زمینه های بزه می گوید؛ «معمولاً در مورد رفتارهای ضداجتماعی یا بزهکاری سه عامل را موثر می دانند؛ عامل اول بزهکار، عامل دوم بزه و عامل سوم زمینه اتفاق و محیط شکل گیری بزه است. متاسفانه در جامعه ما حتی محیط مثبت هم برای بروز این رفتار به وفور یافت می شود. فضاهای خلوت و تاریک در شهر بسیار زیاد است و این فضاها معمولاً باعث تشدید ارتکاب به بزه - از جمله متلک پرانی - می شود و برای برطرف کردن نسبی این مساله باید تمام این عوامل در کنار هم بررسی شوند.

 

                             /کجايند ان مردان بي ادعا/

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.