• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
انجمن ها > انجمن نصف جهان > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
نصف جهان (بازدید: 2164)
جمعه 21/1/1388 - 0:24 -0 تشکر 104708
به قلب دولت می زنیم!

با یاد دوست

 

خب ... دلیل اینکه چرا قرار شد من تاپیک به این مهمی را بزنم دستور خانم مدیر بود و اطاعت بر ما واجب!

جونم براتون بگه که ... انجمن افسانه ای نصف جهان، در راستای اهداف بلندی که داره پله های ترقی را دوتا یکی داره طی می کشه ... تا اونجا که ما یه روز چشمان خود را باز کردیم و دیدیم در رکاب مدیر محترم انجمن در پِنت هاس ِ دولت خدمتگذار نشسته ایم!

البته تشکر ویژه ای دارم از جناب آقای فهیمی، جانشین محترم انجمن که زمینه ی این فعالیت ارزشمند و تجربه ی گرانبها را برای ما فراهم کردند.

مخلص کلوم اینکه در مدت دو روزی که هیات دولت در اصفهان حضور داشت به اتفاق جمعی از دوستان انجمن نصف جهان این توفیق را داشتیم که در ستاد رسیدگی به شکایات و درخواست های مردمی دولت در خدمت دولت و مردم باشیم.

تجربه ی فوق العاده ای بود و دوست دارم سایر عزیزانی هم که مشارکت داشتند تجربه و خاطرات خودشان را از این دو روز در این تاپیک قرار بدهند.

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

جمعه 21/1/1388 - 0:38 - 0 تشکر 104712

با سلام و صلوات به پیشگاه تمامی شهدای راه حق و حقیقت

سرکار خانم شقایق صحرایی سلام

انصافا بنازم نصف جهانی های عزیز رو که انقدر قدرت نفوذ دارن و تبریک میگم به خانم ها برای شکل گیری و طی کردن این پله های ترقی

به آقای نیرومند سلام برسونید انشاء الله که تا الان سرکارشون برگشتن

یا علی

جمعه 21/1/1388 - 1:9 - 0 تشکر 104719

خب من اول از وسطش بگویم تا بعد اول هاش هم یادم بیاید.

آهان!

اصلا اصل قضیه از این قرار بود که دولت جمهوری اسلامی ایران یعنی دفاتر کلیه ی وزارتخانه های دولت یک جا و در یک مجموعه ساختمانی در اصفهان گرد آمده بودند تا گره های کور مشکلات استان و شهروندان اصفهانی را باز کنند. 

براین اساس هر وزارت خانه در دو یا سه اتاق مستقر شده و معاونین وزرا با حضور در دفاتر وزارتخانه ها مستقیما به شکایات مردمی پاسخ می دادند. 

من و گل نیلوفر آبی عزیز راهنمای طبقه ی دوم ساختمان اول بودیم که در آن وزارتخانه های راه و ترابری، کشور، ارتباطات، نیرو، اطلاعات، بازرگانی و مسکن و شهرسازی قرار داشتند.

البته این قسمت دیگه آخرین جایی بود که مراجعین تشریف می اوردند و خوشبختانه تراکم جمعیت خیلی کمی داشت.

ارتباط رو در روی مسوولان با مردم خیلی نکات جالبی را در برداشت و خصوصا نحوه ی رسیدگی جناب آقای صالحی- مدیرکل امور اقتصادی وزارت کشور به امور مردم خیلی برای من و نیلوفر جالب توجه بود. (فکر میکنم این قسمت را نیلوفر توضیح بده بهتر باشه)

البته من همیشه نگاه مثبتی به سفرهای استانی دولت داشته ام و مشکلاتی که در جای جای کشورمان در گذر از شهرها و روستاهای مختلف همیشه نظرم را به خودشان جلب می کنند، لزوم این کار و اهمیت توجه خاص و عنایت دولت به همه ی قسمت ها را برای من مشهود می کند، اما خوبه که آدمی بعضی چیزها را از نزدیک درک کند و بسنجد تا قضاوت های خودش هم منصفانه و آگاهانه باشد. 

چیزی که در این ستاد رقم می خورد نشان می دهد که حضور رئیس جمهور در استان ما محدود به یک حضور فیزیکی و صوری و افتتاح پروژه- که البته دکتر احمدی نژاد را کمتر در این موقعیت دیدم- نیست بلکه همانطور که فلسفه ی سفرهای استانی هم این هست، هیات دولت در استان ما تشکیل می شود- و بازهم نه یک حضور محدود به تشکیل جلسه ی هیات دولت و تصویب مصوبات - بلکه بدنه  ی دولت و هسته ی اصلی وزارتخانه ها هم در کمترین فاصله با مردم قرار می گیرد و این موضوع نه تنها راه را برای حل بسیاری از مشکلات مانده از سال های قبل کوتاه تر می کند بلکه مسائل موجود در هر ناحیه ای را برای دولتمردان ملموس تر از هر زمان می کند. 

و امیدوارم که مشکلات مردم و شکایات به حقشان هم با همین نظم و همین عنایتی که ما در این دو روز دیدیم پیگیری و حل و فصل بشود و البته قضاوت در این مورد به زمان نیاز دارد و اتفاقاتی که بعد از سفر شاهد آن خواهیم بود.  

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

جمعه 21/1/1388 - 2:46 - 0 تشکر 104730

قرار جلسه ی توجیهی برای روز سه شنبه 18 فروردین هشتاد و هشت ساعت 3 بعد از ظهر در محل اداره کل راه و ترابری ابتدای خیابان فرایبورگ تنظیم شده بود.

با اندکی تأخیر در معیت آقایان منهم، و حاج قدرت الله و خانم ها شقایق صحرایی، پنجره ی خیال، دختر ایرونی، شماهم، و خواهر خوبشون وارد اداره ی کل راه و ترابری شدیم.

در لیستی که به دستمان دادند، اسامی دوستان را وارد کردیم. شماره های 30، 31، 32، 33، 34 و 35. سپس وارد سالن کنفرانس شدیم. و از بیانات آقای صفار- قائم مقام رسیدگی به شکایات مردمی نهاد ریاست جمهوری- مستفیض شدیم.

تا اینجا فهمیده بودیم که به اصفهانی ها وام های مسکن و اشتغال و خودرو هم اختصاص داده می شود.

حالا با این اوصاف وظایف ما چیست؟ 1- راهنمایی مراجعین 2- برقراری نظم 3- اقدامات اورژانس!!!

خواسته یا ناخواسته در پوسته ی هلال احمر فرو رفتیییییییییییییییم! «قیافه ی آقایان در لباس های فرم هلال احمر دیدنی بود!»

قرار شده بود که نه ببینیم و نه بشنویم و نه بگوییم. یعنی راز دار مردم باشیم.

حالا نوبت مسئول آتش نشانی اصفهان بود که در مورد خطرات احتمالی توضیح بدهد که اگر یکی از چادر ها آتش گرفت با کپسول های آتش نشانی چگونه آتش را مهار کنیم!

این جا بود که آقای فلاح اعلام کردند که با این احتمالات درِ باغ شهادت هنوز هم باز است!!

و این نکته فتح بابی بود برای یافتن این در!

تا این جا را داشته باشید...

بر می گردم با ماجراهای در باغ شهادت...

!!!!!!!!!!!!!تبيان !!!!!!!!!!!!

يعني جايي كه امضايت هم ويرايش مي شود

جمعه 21/1/1388 - 10:29 - 0 تشکر 104758

به نام خدایی که همین نزدیکی هاست

سلام

ببخشید اومدم میون بحث یه پارازیت بدم!

از رفقای اصفهونی ما تو لباس هلال احمر عکس ندارین؟

خیلی دیدنی بودنااااااااااااااااا! D:

اگر میترسین، یواشکی بزارین بهشون نگین!!!

سربلند و پیروز باشین...

التماس دعا

كار ما نیست شناسائی "راز" گل سرخ
كار ما شاید این است
كه در "افسون" گل سرخ شناور باشیم...
جمعه 21/1/1388 - 14:35 - 0 تشکر 104820

سوتی هایی که آقای فلاح در حین سخنرانی می دادند در نوبه ی خود بی نظیر بود، ایشان می فرمودند: ما با این خدمت کوچک می توانیم دوشی از بار دولت و مردم برداریم! نیروهای هلال احمر در مواقع بروز حوادثی همچون زیل و سلسله فعالیت های بسیار مفیدی داشته اند!

القصه...

همه ی دوستان برای آشنا شدن با محل پست، سالن کنفرانس را ترک کردیم،

از درب ورودی خانم ها و آقایان باید از هم تفکیک شوند، شماره بگیرند، پذیرایی شوند، در سالن انتظار منتظر بمانند، و در پایان با نظر کارشناس یا نامه ی آنها اعلام وصول بخورد - یعنی بعدا بررسی و اقدام شود و شخص از طریق کد رهگیری در آینده روند بررسی مشکلش را کنترل کند- و یا بنا به در خواست، به یکی از وزارت خانه ها ارجاع شود

در ساختمان شماره «1» دوازده راهنما مستقر می شوند. در گروه های دونفره، هر طبقه دو گروه.

از اتفاق بنده و شقایق صحرایی عزیز، راهنمای شماره «2» در طبقه ی دوم بودیم. جایی که به قول خودشان، شاه نشین ساختمان بود؛ و به قول شقایق پنت هاوس! بالای سرمان نورگیر زیبایی بود که از همان بدو ورود، به "در باغ بهشت" معروف شد و دور نمای زیبایی از مسجد امام و عمارت عالی قاپو و نمای نزدیکی از مسجد مصلی

قرار بود بعد از استقرار کامل افراد، پروژه توسط استاندار محترم اصفهان جناب آقای بختیاری زاده افتتاح شود. ساعت 19:15 جناب استاندار را در مقابل خود دیدیم

در پایان یک نشست کوچک دیگر در سالن کنفرانس و بازگشت به سمت منزل.

فردا صبح باید رأس ساعت 7 صبح سر پست هایمان باشیم...

!!!!!!!!!!!!!تبيان !!!!!!!!!!!!

يعني جايي كه امضايت هم ويرايش مي شود

جمعه 21/1/1388 - 14:59 - 0 تشکر 104828

نیلوفر عزیز اولش را توضیح دادند به خوبی ...

و من دو عکس در این پست تقدیم می کنم ...

یکی عکسی که باید حدس بزنید کجاست:

و این هم عکس منظره ی پنت هاوس ِ دولت در اصفهان:

Je suis un etre de dialogue et non point d'affirmation

من گفتگو می کنم ، نه تأیید !  

 

جمعه 21/1/1388 - 18:44 - 0 تشکر 104896

از اینکه اعضاء انجمن نصف جهان تبیان نیز در خصوص طرح تکریم ارباب رجوع در خدمت دولت و مردم بوده اند جای خرسندی است لیکن با توجه به اهمیت طرح تکریم ارباب رجوع که ابعاد جهانی دارد( از خود می پرسید چگونه؟!) اگر کمی به ساختار سازمان جهانی دقت کنید و الگویی نیز برای یک چنین دیدگاهی داشته باشید متوجه می شوید که غیر ز این نیست البته با توجه به اینکه اصفهان را نصف جهان می نامند با تبیین یکی از دیدگاه های خود آن را در کل جهان تعریف می نمایم تا بتوانیم در ادامه به اهمیت جهانی طر ح تکریم ارباب رجوع خدمات ارزشمندی نایل گردیم که خود حقوق شهروندی را جهت طرح تکریم ارباب رجوع در ابعاد ساختار سازمان جهانی طرح و بیان می کنم.

دیدگاه:

تبلیغات؛ یعنی مدیریت سرمایه برای استفاده بهینه از زمان و امكانات هستی جهت دست یافتن به كمالات انسانی در راه رسیدن به خدا.

 حسینی،نظام هدفمند

سيّدحسام سيّدحسيني نويسنده و تئوري پرداز نظام هدفمند
جمعه 21/1/1388 - 20:29 - 0 تشکر 104923

درب اداره ی راه و ترابری - که در خیابان فرایبورگ باز می شود - مملو از جمعیت است.

مردم از صبح زود برای رسیدگی به مشکلاتشان صف کشیده اند. از آن در نمی شود وارد شد. از درب اصلی وارد می شویم و با آسانسور به طبقه ی دوم می رسیم. اندکی خواب آلوده و کسل.

آرام آرام مسئولین در اتاق هایشان یه به عبارتی در وزارت خانه های مربوطه مستقر می شوند. در هر وزارت خانه، یک یا دو اپراتور خانم هستند برای ثبت نامه هایی که دستور خورده اند.

آبدارچی این طبه مرد زحمت کش و مهربانی است. پذیرایی با چای و کیک و آب میوه و سیب و پرتقال است.

مردمی که برای حل مشکلاتشان می آیند دیدنی هستند. ای کاش اجازه ی عکسبرداری داشتیم تا صلابت برخی مردم را در این جا به نمایش بگذاریم.

پیرمردی با کلاه نمدی بر سر آمده تا روستایشان را تبدیل به بخش کند. پیرزنی با یک صندلی عصایی برای حل مشکل زمینش آمده . جانبازی را هم دیدیم که کپسول اکسیژنش را مانند یک کوله به پشتش بسته و علاوه بر آن ماسک هم بر صورتش داشت. جانبازان دیگری را دیدیم که با صندلی چرخدار یا عصا می آمدند - خدا به بر و بچه های
هلال احمر خیر بدهد که برای رفت و آمد به آن ها کمک می کنند -

ما هم که وظیفه ی راهنمایی مردم را به عهده داریم. مخصوصا برای اتاق شماره ی 48 که باید مراجعین آن را به اتاق شماره 49 راهنمایی کنیم! هر از چند گاهی هم باید برخی از نامه های ارجاعی را به وزارتخانه های دیگربرسانیم.

آقای فلاحی گفته بودند که اگر مورد مشکوکی دیدیم سریعا دور او حلقه بزنیم و او را به سمت بیرون از ساختمان هدایت کنیم.! ما هم که دلمان لک زده برای حلقه زدن. برای همین خوب افراد را برانداز می کنیم تا در صورت نیاز حلقه بزنیم!!

برخورد مردم خیلی متقاوب است؛ برخی کاملا امیدوار و برخی دیگر کاملا مأیوس و ناامید؛ حتی بعضی ها در درد دل خود را با ما باز می کنند و ما فقط برای حل مشکلاتشان دعا می کنیم. چرا که کار دیگری از دستمان بر نمی آید.

حدود ساعت 1 برای نماز و ناهار رفتیم.

بعد از خواندن نماز و خوردن غذا بر می گردیم...

!!!!!!!!!!!!!تبيان !!!!!!!!!!!!

يعني جايي كه امضايت هم ويرايش مي شود

جمعه 21/1/1388 - 22:46 - 0 تشکر 104956

سلااااااااااام

هان؟؟؟؟

اینجا چه خبره؟؟؟

بازم این نیلووشقایق دست به یكی كردن و.......

خوشمان باشد،پس اون همه مدت،بالای سرما ازاین جور نقشه ها میكشیددیگه....

بالاخره قیدمدرسه رو زدیمو رفتیم پنجره ای بشیم واسه اینكه رو به امیدمردم واسه حل

مشكلاتشون باز بشه..

اونجا هم درباغ بهشت دیدیم،شهید دیدیم،وزیردیدیم،ویه چیزای دیگه كه خودتون باید

بریدببینید...

گرچه ما تبیانی بودیم امابرچسب هلال احمری بهمون زدن...اما بازهم دست ازتكاپوبرنداشتیم

واگه یه آدم خنده روی حوصله دار پیدا میكردیم به تبلیغات تبیان نیزمیپرداختیم...

توی سالن كنفرانس همه رو دانشجووكارمند اعلام كردن ومن رسما داشتم خودم رو مینداختم

بیرون...چون جزاین دسته ها نبودم اما اونقدرغلط انداز هستم كه همه خیال میكردن حداقل

لیسانس رو داشته باشم...

ومردم هم فكرمیكردن كه من كارمنداونجام....تا جایی كه یه آقاپسری كه احتمالاواسه وام

كارافرینی اومده بودن،ازم پرسیدن:

میبخشید خانم رفتم وزارت دارایی میگن ماده ی 120 باید 2/5 درصدش كم بشه،به

نظرتون اگه برم پیش خود رئیس جمهور هم همین رو میگن؟؟

من هم نگاهی كه همینطور ازش علم میبارید گفتم:بهتره بفرمایید اتاق بازرسی ریاست

جمهوری تا به كارتون رسیدگی كنن..

آخی...فكركرده بود من خیلی حالیم شد كه چی گفته...

الان كه برگشتم میگم ای داد دیدی میخواستم عكس بگیرم؟؟؟

ولی یادم رفت...دلم میخواست اینجا همون یه عكسی كه گرفتم رو بذارم اما به دلیل اینكه یه

بنده خدایی كه من شدیدا دلم میخواست كله اش رو بكنم هم داخلش هست ،نمیشه بذارمش...

راستی ما هم از ویو محروم نبودیمااااااااا....

از راست به خیابان پراز درخت فرایبورگ وازچپ به باغ بسیارزیبای راه وترابری...

منظره های زیباییداشتیم كه بارون وتگرگ زیباییش رودوچندان كرده بود...

راستش میدونید اینكه مردم برای ورود دست وپا میزدن ومن با نشون دادن

كارتم راحت میرفتم توخیلی عذابم میداد،ایشالا منو ببخشن

 این كارت


خیلی خوش گذشت...واقعا لذت بخش بود...ممنونم ازآقای فهیمی كه این شرایط رو برای من

هم فراهم كردن كه در یه جای متفاوت حضور داشته باشم....

راستی امیدوارم همه ی اون آقا پسرایی كه همگی با وزارت دفاع كارداشتن واسه معافیت

سربازی،به خواسته شون برسن...

دیگه برم بازم میام...كلی از حرفام مونده..

در پناه حق

دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت...دكترعلی شریعتی

    

 

شنبه 22/1/1388 - 0:10 - 0 تشکر 104966

در سالن آمفی تئاتر چند فرش برای نماز خواندن خانم ها پهن کرده بودند، و آقایان در نمازخانه نماز جماعت خواندند.، در همان سالن آمفی تئاتر روی سن سفره ی یکبار مصرف پهن کرده بودند و دوغ و ماست و قاشق چیده بودند. غذا برنج و خورشت قیمه بود، اما کمی دیر توزیع شد. برای همین است که حالا که حدود ساعت 3 است، سر پست هایمان برگشته ایم.

امروز بعد از ظهر واقعاً تکریم ارباب رجوع را در رفتار و منش آقای صالحی دیدیم. ایشان گاهی وقت ها از وزارت کشور بیرون می آید و در سالن به نامه های مردم رسیدگی می کند. از آن ها دلجویی می کند و حرف هایشان را با طمأنینه ی تمام می شنود؛

با آرامش گله و شکایت هایشان را گوش می کند. حتی گاهی وقت ها نامه ها و پرونده های افراد را از دستشان می گیرد - در حالیکه با چهره ی گشاده در کنارشان ایستاده - دستور می نویسد و امضا می کند.

رضایت مردم را از لبخندی که بر لب دارند می توان حس کرد.

ایشان حتی چند دقیقه ای را هم به کنار ما آمدند و از حال و احوال و تحصیلات ما جویا شدند. حتی به شقایق پیشنهاد تأسیس دارالترجمه و کار روی زبان فرانسه دادند. بارقه های امید در قلب شقایق پرتو افکنده است.

شاید هیچ یک باورمان نمی شود که مدیر کل امور اقتصادی و دارایی وزیر کشور به این بی آلایشی است و مانند پدری مهربان دارد ما را راهنمایی می کند.

دعای خیر ما همواره بدرقه ی راه این فرد صالح است.

!!!!!!!!!!!!!تبيان !!!!!!!!!!!!

يعني جايي كه امضايت هم ويرايش مي شود

برو به انجمن
فعالترین ها در هفته گذشته
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.