انجمن ها > انجمن معارف > صفحه اول بحث
لطفا در سایت شناسائی شوید!
معارف (بازدید: 496)
شنبه 21/10/1392 - 20:5 -0 تشکر 680300
آیا مقصود از «یقین» مرگ است؟

 آیا مقصود از «یقین» مرگ است؟                    نویسنده: آیت الله جعفر سبحانی




 

 تفسیر آیه « وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ‌ »

مقدمه:

با کتاب «تفسیر آیات مشکله» آشنا شویم:
اخیراً کتابی در تبریز به این نام چاپ و منتشر شده است، ولی قسمت معظم آیاتی که در آن کتاب عنوان شده ابداً از آیات مشکله نیست، و برخی نیز برای تزریق عقائد مخصوصی که نویسنده آن کتاب دارد، عنوان شده است و قسمتی مختصر که جا دارد آنها را «آیات مشکله» بخوانیم، مورد بررسی صحیح قرار نگرفته است.
شکی نیست وجود این کتاب در دسترس گروه بی اطلاع و ساده لوح مایه ی انحراف عقیده است زیرا نتیجه ای که خواننده از این کتاب می برد این است که:
انبیاء معصوم نبودند، گاهی و یا پیوسته خدا را نافرمانی می کردند.
هیچ گاه خدا مودت خویشاوندان رسول خدا را بر ما لازم نکرده است.
آیه ی: (الیوم اکملت لکم دینکم) درباره ی علی نازل نشده است.
خطبه معروف صدیقه طاهره (علیها سلام) مجعول است و هکذا...
روی این ملاحظات برخی از دوستان نگارنده درخواست کردند که درباره ی این کتاب صفحاتی بنویسد از این رو بر خود لازم دیدم که پاره ای از این آیات را که لغزش های نویسنده تفسیر در تفسیر آنها نابخشودنی است، عنوان نموده و به تفسیر آن، و ردّ گفتار وی بپردازد.
***
(وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ‌) (حجر، آیه 99)
«پروردگارت را عبادت کن تا این که به تو «یقین» بیاید». (1)
عده ای از مفسران مانند: فخر رازی، صاحب کشاف، طبرسی و غیره می گویند که مقصود از «یقین» در این آیه شریفه، مرگ است چنانکه در آیه 46 و 47 سوره «مدثر» که می فرماید: (وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ‌ * حَتَّى أَتَانَا الْیَقِینُ‌): «روز رستاخیز را انکار می کردین تا یقین آمد» مقصود از یقین مرگ است.
گواه روشن بر این که مقصود از «یقین» در دو آیه «مرگ» است همان به کار بودن لفظ «یأتیک» است و حاکی از این است که «یقین» به سراغ انسان می آید.
در این صورت بسیار مناسب است که به موت که انسان را دنبال می کند تفسیر شود، چنان که می فرماید:
(أَیْنَمَا تَکُونُوا یُدْرِکْکُمُ الْمَوْتُ) (نساء، آیه 78). «هر کجا باشید، مرگ شما را درک می کند و نیز می فرماید: (حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَکُمُ الْمَوْتُ) (انعام، آیه 61). تا لحظه ای که مرگ به سراغ یکی از شما بیاید».
علاوه بر این سیوطی در تفسیر «الدُّرُّ المنثور» از بخاری نقل می کند که پیامبر بر سر جنازه «عثمان بن مظعون» حاضر شد و فرمود: «اما هو فقد جاءه الیقین انی لارجوا له الخیر» یقین او فرا رسیده و من برای او خیر را امیدوارم(2) با این تفسیر، برداشت غلطی که برخی از آیه می کنند، خود به خود منتفی می گردد.
توضیح این که: برخی از افراد سطحی، پس از طی مراحلی از سیر و سلوک (البته به عقیده خودشان) نماز و روزه را ترک می گویند و مدعی می شوند که دیگر به حکم ظاهر آیه مورد بحث، عبادت برای آنها ضرورتی ندارد، زیرا به مقام یقین رسیده اند و ظواهر شرع برای آنها است که هنوز به چنین مقامی نرسیده اند.
در پاسخ گفتار بی اساس و ادعای غیرشرعی این گروه دانشمندان می گویند که مقصود از «یقین» در آیه شریفه که عبادت به حصول آن، محدود گردیده است. همان مرگ است و در حقیقت این سخن پاسخی است به این گروه منحرف که عبادات شرعیه را به خاطر ادعای وصول به مقام یقین، ترک می گویند.
نویسنده تفسیر مدعی است که مقصود از «یقین» در آیه مورد بحث همان پیروزی پیامبر بر کافران است و بر رد نظریه مشهور با دو دلیل استدلال می کند:
1- معنی حقیقی یقین مرگ نیست، و استعمال آن در این معنی «مجاز» است و آن هم قرینه می خواهد.
پاسخ: «یقین» در همان معنی خود استعمال شده است، ولی چون ظرف حصول یقین همان دم مرگ است لذا از آن به مرگ تعبیر آورده شده است و در واقع، یقین یک حالت جزمی است، و ظرف حصول آن، همان هنگامی است که انسان چشم از دنیا بپوشد.
نویسنده تفسیر مفهوم کلی یقین را با مصداق و یا ظرف حصول آن خلط کرده و دچار اشتباه شده است(3).
شواهد زیادی گواهی می دهد که انسان هنگام مرگ به امور پس از مرگ یقین پیدا می کند چنان که می فرماید:
(حَتَّى إِذَا جَاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قَالَ رَبِّ ارْجِعُونِ‌* لَعَلِّی أَعْمَلُ صَالِحاً فِیمَا تَرَکْتُ) (مؤمنون، آیه 99 و 100)
«هنگامی که مرگ یکی از آنها فرا رسد می گوید: خدایا مرا بر گردان تا در مورد آنچه ترک کرده ام، کار شایسته ای انجام دهم».
با ملاحظه این آیه و آیات دیگری که در این زمینه وارد شده است، روشن می شود که آغاز حصول یقین گروهی از انسانها، دم مرگ است، بنابراین اگر یقین به مرگ تفسیر شود در حقیقت تفسیر شیئی به ظرف حصول آن شده است.
گذشته از این خود نویسنده «یقین» را به «وعده متیقن و حتمی الهی» که همان «قیامت»(4) یا پیروزی مسلمان بر کفار است تفسیر نموده است و همان ایرادی که بر نظریه مشهور گرفته بر نظریه خود او وارد است.
زیرا در هیچ لغتی «یقین» به معنی قیامت و یا پیروزی مسلمین بر کفار نیامده است و اگر بگوید یقین به معنی وعده متیقن الهی است و قیامت یا پیروزی مسلمانان بر کفار امر متیقنی است همین سخن را می توان درباره مرگ هم که وعده قطعی و حتمی الهی است گفت آنجا که می فرماید: (کُلُّ شَیْ‌ءٍ هَالِکٌ إِلاَّ وَجْهَهُ) (سوره قصص، آیه 88). «هر چیزی جز ذات او نابود می شود». و باز می فرماید: (إِنَّکَ مَیِّتٌ وَ إِنَّهُمْ مَیِّتُونَ) (زمر، آیه 30). «تو می میری و همگان خواهند مرد». و باز می فرماید: (کُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ) (انبیاء، آیه 35) «هر انسانی شربت مرگ را خواهد چشید».
2- ما قبل آیه مورد بحث، در مورد تسلی و دلداری است چنانکه می فرماید:
(وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ‌)
(سوره حجر، آیه 97)
«ما می دانیم که از آنچه به تو می گویند، دل تو تنگ می شود».
در این صورت اگر «یقین» را به معنی مرگ بگیریم، موضوع کلام غیرمنطقی می شود و به مثابه آن می ماند که انسان به آدم گرفتاری بگوید، با این که در فشار هستی ولی صبر کن تا مرگ گریبانگر تو شود ولی اگر آن را به «پیروزی مسلمانان بر کافران» تفسیر کنیم، اشکال برطرف می شود و تسلی مورد پیدا می کند.
پاسخ: ما از خوانندگان گرامی می خواهیم که در آیات یاد شده در زیر دقت کنند و واقعا ببینند که آیه مورد بحث و همچنین آیه های قبل از آن در مقام تسلیت است یا اینکه همگی در مقام درخواست شکر برای نعمتی است که خدا به پیامبر خود ارزانی داشته، و ابدا ربطی به تسلیت ندارد و صحیح است که خدا بفرماید در برابر این همه نعمت تا دم مرگ خدا را عبادت کن اینک آیات (دقت کنید).
1- (فَاصْدَعْ بِمَا تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکِینَ‌) (سوره حجر، آیه 94)
«به آنچه مأموری، آشکار کن و از مشرکان روی برگردان».
2- (إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِءِینَ‌) (حجر، آیه 95)
«ما تو را از شر مسخره چیان حفظ می نمائیم».
3- (الَّذِینَ یَجْعَلُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَسَوْفَ یَعْلَمُونَ)
(حجر، آیه 96)
«آنان که برای خدا شریک قائل می شوند و به زودی می فهمند».
4- (وَ لَقَدْ نَعْلَمُ أَنَّکَ یَضِیقُ صَدْرُکَ بِمَا یَقُولُونَ)
(حجر، آیه 97)
«می دانیم که از گفته آنان سینه تو تنگ و متأثر می شود».
5- (فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ‌ )
(سوره حجر، آیه 98)
«پس پروردگار خود را با ستایش تسبیح کن».
6- (وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ)
(حجر، آیه 99)
«و او را تا لحظه ای که یقین به تو بیاید، پرستش کن».
ملاحظه مجموع آیات حاکی است که هدف بیان نعمت های خدا است نسبت به پیامبر و در نتیجه درخواست ستایش و سپاس از پیامبر، نسبت به نعمت ها است.
گواه بر این که: آیات در مقام امتنان است نه تسلیت همان آیه دوم است یعنی آیه:
(إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِءِینَ‌): «ما ترا از استهزاء گران کفایت می کنیم».
آنگاه آیه های سوم و چهارم به صورت جمله معترضه برای معرفی این گروه استهزاء گر وارد شده است و پس از معرفی آنان، آیه های پنجم و ششم خواستار شکر و سپاس از پیامبر نسبت به نعمتی است که خدا به او ارزانی داشته است و آن اینکه او را از شر دشمنان حفظ و صیانت کرده است و یادآور شده است که باید او را به خاطر نعمت صیانت، تا لحظه مرگ پرستش کند.
خلاصه: با توجه به آیه (إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِءِینَ‌).
و با توجه به «فاء» در آیه (فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ).
و با توجه به اینکه آیه «واعبد» عطف به جمله «فسبح» است.
به روشنی می توان گفت که آیه در مقام بیان طلب شکرگزاری است نه اظهار تسلیت.
و در حقیقت مجموع سه آیه:
(إِنَّا کَفَیْنَاکَ الْمُسْتَهْزِءِینَ)(5).
(فَسَبِّحْ بِحَمْدِ رَبِّکَ وَ کُنْ مِنَ السَّاجِدِینَ).
(وَ اعْبُدْ رَبَّکَ حَتَّى یَأْتِیَکَ الْیَقِینُ‌).
به منزله گفتار برخی از افراد حق شناس است که، در مقابل خدمات ارزنده افراد می گویند: ما باید تا لحظه مرگ از فلانی سپاس گزاری کنیم خدا نیز همین مسأله را به پیامبر متذکر می گردد و می گوید در مقابل این نعمت بزرگ که خدا ترا در برابر لشگر کفر حفظ و صیانت کرده است او را تسبیح بگو، و تا لحظه مرگ او را پرستش کن.

«تذبذُب نویسنده تفسیر»

مؤلف تفسیر، به رد نظریه مشهور پرداخته گاهی می گوید: مقصود از «یقین» زمان غلبه پیامبر بر کفار است(6).
گاهی به کمک آیات مدثر اظهار می دارد که مقصود از «یقین، قیامت» است و هیچ کدام از دو احتمال در آیه مورد بحث درست نیست.
زیرا بنابر احتمال اول مفاد آیه این می شود که پیامبرخدا تا لحظه غلبه بر کافران، عبادت کند این تحدید به طور مسلم صحیح نیست و هیچ مفسری نمی گوید، زیرا عبادت بر هر مسلمانی اعم از پیامبر و غیره تا لحظه مرگ یک فریضه است.
احتمال دوم: اگر در سوره مدثر درست باشد در این آیه درست نیست زیرا مفاد آیه این می شود که پیامبر خدا را تا قیامت پرستش کند و این احتمال غیرمعقول است زیرا با فرا رسیدن مرگ تکلیف به پایان می رسد و ادامه پیدا نمی کند.
به دیگر سخن: ظاهر آیه، امر به تسبیح و عبادت را تا حصول یقین محدود فرموده است، و جای گفتگو نیست که پرستش و تسبیح حق (عز و علا) تا روز مرگ ادامه دارد، و پس از آن، یعنی در فاصله میان مرگ و روز باز پسین، تکلیفی به نام تسبیح و عبادت در کار نیست بنابراین صحیح نیست که امر به تسبیح و عبادت تا روز بازپسین ادامه داشته باشد.

«یقین در سوره مدَّثِّر»

یقین در آیات این سوره نیز به معنی لحظه مرگ است زیرا کارهای زشت آنان (ترک نماز و اطعام، تکذیب روز بازپسین و...) تا روز مرگ بوده نه تا روز قیامت، بنابراین نمی توان گفت که مراد از یقین روز قیامت است زیرا ادامه این کار که از کلمه «حتی» فهمیده می شود پیش از روز «قیامت» بریده می گردد.
و این که ماقبل آیه راجع به تشریح اوضاع روز قیامت است دلیل بر این نمی شود که مراد از «یقین» روز قیامت باشد زیرا حجابها و پرده ها، روز مرگ بالا می رود و انسان آنچه را که قبلا نمی دید، در آن لحظه می بیند، و از همان لحظه به سرانجام زندگی اخروی یقین پیدا می نماید.
گذشته از این، اصولا باید دانست که تمام آیات سوره مدثر راجع به قیامت نیست، بلکه قبل از آیه مورد بحث، آیاتی وارد شده است که وضع زندگی کافران را در دنیا تشریح می کند و آیه مورد بحث به منزله غایت آن سه آیه است اینک آیات:
(قَالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ) (مدثر، آیه 43)
«نمازگزار نبودیم».
(وَ لَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ‌).
«فقیر را اطعام نمی کردیم».
(وَ کُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ).
«و با یاوه گویان یاوه می گفتیم».
(وَ کُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ).
«روز قیامت را تکذیب می کردیم».
و روش ما در دنیا همین بود (حَتَّى أَتَانَا الْیَقِینُ): «تا این که یقین به ما آمد و یقین نمودیم که تمام این کارها بر ضرر ما بوده، و روز قیامت به حق بوده است، درست است که کافران این جمله ها را روز قیامت به موکلین دوزخ می گویند، ولی هدف بیان وضع زندگی دنیوی و کارهای ناشایست خود در دنیا می باشد بنابراین نمی توان گفت این آیات راجع به قیامت است، پس یقین وارد در آنها، به تفسیر خواهد شد، زیرا بلکه آنان در آن روز، وضع زندگی دنیوی خود را حکایت می کنند بنابراین هیچ قرینه ای بر تفسیر یقین به روز قیامت در بین نیست و باید از خارج ظرف حصول یقین را به دست آوریم.
خلاصه: آیه می خواهد بگوید که کافران می گویند ما در دنیا در این کارهای زشت غوطه ور بودیم تا یقین فرا رسید، اما وقت حصول یقین دم مرگ است یا روز قیامت، از ظاهر آیه چیزی به دست نمی آید و آیه از آن ساکت است.
روی این جهت برخی در تفسیر آیه (فَذَرْهُمْ یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا حَتَّى یُلاَقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی یُوعَدُونَ) (معارج، آیه 42): «آنان را رها کن تا سرگرم بازی شوند تا با روزی که وعده داده شده اند ملاقات نمایند» یکی از دو راه را پیش گرفته است.
1- «حتی» به منظور تحدید «دو فعل قبل» (یَخُوضُوا وَ یَلْعَبُوا) نیست بلکه به منظور تحدید (فذرهم) آمده است مانند آیه (فَذَرْهُمْ حَتَّى یُلاَقُوا یَوْمَهُمُ الَّذِی فِیهِ یُصْعَقُونَ‌) (طور، آیه 45) در این صورت مقصود، روز رستاخیز خواهد بود.
2- روز میعاد حقیقی اگرچه همان روز قیامت است ولی مقدمات و به اصطلاح مراحل نخستین آن پس از مرگ آغاز می گردد(7) بنابراین هیچ منافات ندارد که روز میعاد، که مردم با خدای خود تلاقی می کنند همان روز مرگ باشد.

پی نوشت ها :

1- مربوط به مطلب 57 از کتاب تفسیر آیات مشکله ص 204 – 205 هدف از عنوان آیه رد نظریه ابن عباس است که «یقین» را به مرگ تفسیر کرده است و قاعدتاً از امیرمؤمنان اخذ نموده است و سیوطی در «الدرالمنثور» آن را از امام حسن (ع) نیز نقل کرده است.
2- الدر المنثور، ج 4، ص 109.
3- و این خلط مایه اشتباهات غریبی شده که اجمالاً در تفسیر «خلیفه» به آن اشاره کردیم.
4- در تفسیر آیات مربوط به سوره «مدثر» یقین را به امر متیقن که رستاخیز است تفسیر کرده است.
5- البته آیه های «الذین یجعلون» و «لقد نعلم» به عنوان جمله معترضه که بیانگر وصف استهزاء کنندگان و نتیجه آن در صدر رسول گرامی است، وارد شده اند.
6- صفحه 205 سطر 13.
7- برای آگاهی از این که ابتدای قیامت، و حشر و حساب از روزهای اول مرگ شروع می شود، دلائل نقلی و عقلی زیادی در دست هست و کسانی که مایل باشند از تفصیل آن اطلاع یابند به کتب اخبار و تألیفات دانشمندان بزرگ شیعه بالأخص نوشته های مرحوم «صدرالمتألهین» و غیره مراجعه کنند.

منبع :سبحانی، جعفر (1387)، تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن، قم: مؤسسه امام صادق (ع)، چاپ چهارم.

شنبه 21/10/1392 - 21:8 - 0 تشکر 680319

تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن

این کتاب یکی از آثار و تالیفات آیت اله جعفر سبحانی تبریزی است. نزدیک به ربع قرن پیش در شهرستان تبریز کتابی به نام تفسیر آیات مشکله قرآن به قلم آقای یوسف شعار منتشر شد. مولف آن کتاب بدون ملاحظه اصول و قواعد تفسیر به توضیح یک رشته آیات پرداخت و در نتیجه دچار لغزشهایی نابخشودنی گردید. پس از انتشار آن کتاب، آیت اله جعفر سبحانی نقدی بر آن کتاب به نام تفسیر صحیح آیات مشکله قرآن نوشت و منتشر ساخت و در این کتاب خود برخی از علل اشتباهات نویسنده تفسیر را نیز بیان کرده است.

زندگینامه (آیت اله جعفر سبحانی تبریزی)
حضرت آیت اله جعفر سبحانی تبریزی در 28 شوال المکرم 1347 هـ.ق (20 فروردین 1308 ش) در تبریز در خانواده علم و تقوا و فضیلت دیده به جهان گشود. آیت اله حاج شیخ جعفر سبحانی پس از فراغت از تحصیلات ابتدایی در مکتبخانه مرحوم میرزا محمود فاضل به فراگیری متون ادب پارسی پرداخت و کتابهای گلستان و بوستان و تاریخ معجم و نصاب الصبیان و ابواب الجنان و ... را فراگرفت. در 14 سالگی رهسپار مدرسه علمیه طالبیه تبریز گردید. از اساتید ایشان می توان به آیت اله روح اله خمینی و حاج شیخ حسن نحوی و میرزا محمدعلی مدرس خیابانی صاحب ریحانة الادب و استاد علامه طباطبایی و ... اشاره کرد. ایشان یکی از مدرسان دارالتبلیغ اسلامی قم به شمار می روند که در زمینه تاریخ ملل و کلام اسلامی تحقیق می کنند و همچنین وی موسس مرکز مطالعات کلام اسلامی (موسسه آموزشی و پژوهشی امام صادق علیه السلام) در قم (1359) است و یکی از اساتید برجسته حوزه علمیه قم است که در علم کلام سرآمد حوزه است. ایشان پس از درگذشت آیت اله شیخ جواد تبریزی و با استظهار به درخواست گروهی از مردم آذربایجان به صحنه مرجعیت وارد شد. از دیگر فعالیت های علمی و فرهنگی ایشان می توان به: تاسیس و نگارش دانشنامه کلام اسلامی، تاسیس مجله و مرکز تخصصی کلام اسلامی، تالیف کتب درسی دانشگاهی و حوزوی و عضویت در هیات امنای دایرة المعارف اسلامی و .... اشاره کرد و از جمله آثار ایشان، الکتب الکلامیه و معجم المتکلمین، موسوعه طبقات الفقها، معجم التراث و الموسوعه الرجالیه، فروغ ابدیت، سیمای فرزانگان، آئین وهابیت و...

ساختاربندی کتاب:
این کتاب شامل 30 مطلب به شرح زیر است:
1- مطلب یکم: تفسیر آیه 23 سوره شوری (مقصود از المودة فی القربی چیست؟)
2- مطلب دوم: تفسیر آیه 113 سوره توبه (آیا آزر پدر ابراهیم بوده است؟)
3- مطلب سوم: تفسیر آیه 3 سوره مائده (آیا این آیه درباره علی (ع) است؟)
4- مطلب چهارم: تفسیر آیه 234 سوره بقره (آیا در عده وفات آیه ای نسخ شده است؟)
5- مطلب پنجم: تفسیر آیه 30 سوره مریم (آیا عیسی در دوران کودکی پیامبر بوده است؟)
6- مطلب ششم: تفسیر آیه 237 سوره بقره (مقصود از الذی بیده عقده النکاح کیست؟)
7- مطلب هفتم: تفسیر آیه 16 سوره نمل (آیا وراثت در مال است یا در علم؟)
8- مطلب هشتم: قرآن و شفاعت خواهی
9- مطلب نهم: تفسیر آیه 139- 149 سوره صافات (آیا حضرت یونس نافرمانی نمود؟)
10- مطلب دهم: تفسیر آیه 23 سوره اعراف (آیا آدم و حوا خدا را نافرمانی کردند؟)
11- مطلب یازدهم: تفسیر آیه 10 و 11 سوره آل عمران (مقصود از تشبیه چیست؟)
12- مطلب دوازدهم: تفسیر آیه 30 سوره بقره (مقصود از خلافت آدم چیست؟)
13- مطلب سیزدهم: تفسیر آیه 99 سوره حجر (آیا مقصود از یقین، مرگ است؟)
14- مطلب چهاردهم: تفسیر آیه 45 سوره زخرف (پرسش از پیامبران چگونه بوده است؟)
15- مطلب پانزدهم: تفسیر آیه 237 سوره بقره (آیا تفسیر این آیه نیازی به اولویت دارد؟)
16- مطلب شانزدهم: تفسیر آیه 19 سوره آل عمران (آیا شریعت اسلام کاملترین شرایع آسمانی است؟)
17- مطلب هفدهم: تفسیر آیه 110 سوره اسراء (جهر و اخفاف در نمازهای ظهر و عصر)
18- مطلب هجدهم: تفسیر آیه 11 سوره جمعه (مقصود از خیرالرازقین چیست؟)
19- مطلب نوزدهم: تفسیر آیه 85 سوره قصص (آیا معاد به معنی وطن است؟)
20- مطلب بیستم: تفسیر آیه 3 سوره نساء (آیا متعلق عدالت در این دو آیه یکی است؟)
21- مطلب بیست و یکم: تفسیر آیه 7 سوره اعراف (آیا از اعمال و کردار بشر روز قیامت سوال نخواهد شد؟)
22- مطلب بیست و دوم: تفسیر آیه 54 سوره بقره (مقصود از فاقتلوا انفسکم چیست؟)
23- مطلب بیست و سوم: چرا سوره توبه بسم اله ندارد؟
24- مطلب بیست و چهارم: تفسیر آیه 40 سوره نحل (آیا شکر در قرآن به معنی عبادت است؟)
25- مطلب بیست و پنجم: تفسیر 172 سوره بقره (جمله شرطیه متعلق به چیست؟)
26- مطلب بیست و ششم: تفسیر 7 سوره آل عمران (محکمه و متشابه در قرآن)
27- مطلب بیست و هفتم: تاویل در قرآن
28- مطلب بیست و هشتم: تفسیر آیه 4و 5و 6 سوره احقاف (آیا این آیه گواه بر بطلان توسل است؟)
29- مطلب بیست و نهم: تفسیر آیه 56 و 57 سوره اسراء (موجود ممکن و مالکیت سود و زیان)
30- مطلب سی ام: روش صحیح تفسیر قرآن
این کتاب شامل بحث های استاد جعفر سبحانی است که توسط آقای سیدهادی خسروشاهی تنظیم گردیده است. این کتاب در سال 1371 توسط انتشارات توحید در قم چاپ و منتشر گردیده است.



   

مدیر انجمن حوزه علمیه 

تماس بامن:

forum:www.mahdiyavar.mihanbb.com

e-mail:ya_lasaratelhosain@yahoo.com


 

برو به انجمن
انجمن فعال در هفته گذشته
مدیر فعال در هفته گذشته
آخرین مطالب
  • آلبوم تصاویر بازدید از کلیسای جلفای...
    آلبوم تصاویر بازدید اعضای انجمن نصف جهان از کلیسای جلفای اصفهان.
  • بازدید از زیباترین کلیسای جلفای اصفهان
    جمعی از کاربران انجمن نصف جهان، در روز 27 مردادماه با همکاری دفتر تبیان اصفهان، بازدیدی را از کلیسای وانک، به عمل آورده‌اند. این کلیسا، یکی از کلیساهای تاریخی اصفهان به شمار می‌رود.
  • اعضای انجمن در خانه شهید بهشتی
    خانه پدری آیت الله دکتر بهشتی در اصفهان، امروزه به نام موزه و خانه فرهنگ شهید نام‌گذاری شده است. اعضای انجمن نصف جهان، در بازدید دیگر خود، قدم به خانه شهید بهشتی گذاشته‌اند.
  • اطلاعیه برندگان جشنواره انجمن‌ها
    پس از دو ماه رقابت فشرده بین کاربران فعال انجمن‌ها، جشنواره تابستان 92 با برگزاری 5 مسابقه متنوع در تاریخ 15 مهرماه به پایان رسید و هم‌اینک، زمان اعلام برندگان نهایی این مسابقات فرارسیده است.
  • نصف جهانی‌ها در مقبره علامه مجلسی
    اعضای انجمن نصف جهان، در یك گردهمایی دیگر، از آرامگاه علامه مجلسی و میدان احیا شده‌ی امام علی (ع) اصفهان، بازدیدی را به عمل آوردند.
  • وبگردی